✔️لیلة القدر و حضرت زهرا سلام الله علیها

در روايات شیعه رسيده ‏است كه فاطمه زهرا سلام الله عليها، ليلة ‏القدرند. پس در باطن «انا انزلناه فی ليلة ‏القدر» يعنی انا انزلنا عليّاً في ليلة ‏القدر؛ يعنی در فاطمه زهرا. فرو فرستاديم علی را كه قرآن ناطق است يعنی ما تعلق داديم و رابطه برقرار ساختيم بين مقام عالی ايشان كه علی علیه‌السلام حامل آن است و مقام دانی ايشان كه فاطمه سلام الله علیها حامل آن است؛ میان تعینات چهارده‌گانه معصومین سلام الله علیهم اجمعین.
همچنين در سوره مباركه دخان، ليله مباركه تفسير شده است به حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها. «انا انزلناه في لَيْلَةٍ مُبارَكَةٍ» در ليله مباركه، يعنی در مقام فاطمه زهرا سلام ‏الله عليها تعلق داديم و مرتبط ساختيم اميرالمؤمنين صلوات الله عليه را.
«فيها يُفْرَقُ كُلُ اَمْرٍ حَكِيمٍ» در ليله قدر، يعنی در مقام فاطميه، امرهای محكم الهی فراهم می‌‏شوند و از يكديگر جدا می‌شوند. يعنی امامی پس از امامی به دنيا می‌آيند و از اين مقام و از اين رتبه مقامات امامت پيدا می‌شود.
پس تنزّل ملائكه و روح معنايش اين نيست كه: تا شب قدر نبوده‌اند روح و ملائكه در نزد امام علیه‌السلام و بعد نازل می‌شوند و دوباره از امام جدا می‌گردند... .

📚از فرمایش‌های مکتبی

@AghayedNet
Forwarded from AghayedNet
حاشیه ای بر صفحه ای از کتاب «فرهنگ جامع فرق اسلامی»، انتشار ۱۳۹۶ش
🔻🔻🔻
http://www.aghayed.net/farhangjameferaqislami/
Forwarded from AghayedNet
✔️حاشیه ای بر صفحه ای از کتاب «فرهنگ جامع فرق اسلامی»


🔻یادداشتی درباره کتابی با مشخصات زیر:

سید حسن خمینی، فرهنگ جامع فِرَق اسلامی، تهران: انتشارات اطلاعات، ۱۳۹۶، چاپ پنجم

🔹در کتاب فرهنگ جامع فرق اسلامی، تجدید چاپ شده در سال جاری (۱۳۹۶ش)، در بخش معرفی شیخیه مطالبی آمده است که خواننده آگاه، در صحت مطالب این کتاب در توضیح مکاتب دیگر نیز تردید می کند. اینکه گروهی و مکتبی مشهور و معروف، این گونه ناقص، ابتدائی، کودکانه و ابتر معرفی گردد. به تعبیر دیگر برای تنظیم این بخش گویا از منابع دست دوم و سوم استفاده شده است و حتی برای بررسی صحت ارجاع ها وقت نبوده است و آنگاه در تیراژ هزار و پنجاه نسخه، در سال جاری، تجدید چاپ و منتشر شده است.

در این بخش کوتاه آمده است شیخ احمد احسائی مورد تکریم و احترام علمای شیعه بود، در اثر مطالعه فلسفه که به تنهایی و بدون استاد انجام پذیرفت، مطالب خاصیرا اظهار نمود. در نتیجه این عقاید، علما او را تکفیر کردند.

نخست اینکه چون مطالعه فلسفه بدون استاد بوده است پس باید قدح کرد، نقدی فلسفیانه نیست. بلکه باید ماقال را نگریست. بوعلی سینا نیز استاد درخور توجه و مطرحی نداشته است. گذشته از آنکه طبق نقل قصص العلماء، آخوند ملاعلی نوری ابتدا کتاب فوائد المهمه شیخ احسائی را می ستود و سپس گفت من معانی دیگری فهمیده بودم.

دو اینکه تکفیر این بزرگوار، توسط افراد معدودی انجام شد و بعدها همان ها از این عمل پشیمان بودند. به تعبیر جلال الدین آشتیانی در پاسخ نامه جناب علیرضا ذکاوتی قراگزلو:

«محترما معروض می دارد… اما راجع به مرحوم شیخ احمد اَحسائی باید عرض کنم تکفیر برَغانی نه امر شرعی بود و نه امر عقلی… .»

درنیافتن معانی اصطلاحات و رها کردن ضروریات و زیربناها و قشری گری، همین مصائب را به دنبال دارد. نوع علماء بر تشیع این بزرگوار و شیعه بودن پیروان این بزرگوار تصریح دارند و در همین کتاب مذکور نیز نام این مکتب را در زمره شیعه اثنی عشریه آورده است.

و از جمله عقاید این بزرگوار را بحث معاد جسمانی و نیابت خاصه حضرت ولی عصر و رکن رابع به معنای انسان کاملِ واسطه میان مردم و امام علیه السلام بر شمرده است.

باز هم باید تکرار مکررات کرد که اصل معاد جسمانی ضروری است و در جزئیات آن و نحوه آن گفت و گو و نظریات علماء‌ فراوان است و حتی مرحوم مجلسی ره عود اجزاء اصلیه را قائل شده اند. در کتاب حق الیقین می فرماید:

در بدن اجزاء اصلیه هست که باقی است از اول عمر تا آخر عمر و اجزای فضلیه می باشد زیاده و کم و متغیر و متبدل می شود و انسان که مشارالیه است به انا و من آن اجزاء اصلیه است که مدار حشر و نشر و ثواب و عقاب بر آن است... .

ادامه در لینک زیر:
http://www.aghayed.net/farhangjameferaqislami/
✔️روایات طبی و علم فقه

🔸بیانی از مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اع در دست است که برخورد جالب توجهی با روایات طبی است.

🔹ایشان می‌‌فرمایند روایات طبی را اصلاً نیازی نیست وارد فقه کنید. مثلاً ائمه فرمود‌ه‌‌اند كلوا الرمان فانه يدبغ المعدة. اين را برای تعليم مخاطب و فهميدن آن شنونده، خاصيت اين را فرموده‌‏اند. ارتباطی به استحباب ندارد كه علماء می‌‌نویسند باب استحباب اكل الرمان.

🔸شخصی سرما خورده و به اصطلاح چاييده است، حالا مستحب به عمل آورد و رمان بخورد، ارتباطی ندارد و نمی‌‏شود حمل كرد. مثلاً فرموده‌‌اند العطسة من الرحمن، برداشته‌‏اند نوشته‌اند باب استحباب العطاس.

🔹همه از همين جهت است. چطور عطسه مستحب است؟ عطسه‏ نمی‌‏‌آيد، چه كار بكند اين؟! چه مستحبی است؟! حتی اينكه در حاشيه كتاب نوشته است كه اگر عطسه‏‌اش نمی‌آيد، زيرا كه عطسه طبيعی است، در قرص آفتاب نگاه كند يا انفيه بكشد تا عطسه كند.

🔸و همچنين نوشته باب كراهت عطسه ازيد از ثلث چطور است. عطسه زياده از سه تا مكروه است. شخصی سرما خورده، پنجاه عطسه پی هم می‌كند چطور مكروه است زيادتر از سه؟

🔹از اين قبيل چيزها نوشته‌اند و حال آنكه امام از آن علم تكلم نكرده و ارتباطی به آن علم ندارد... .

(بخشی از درس‌گفتار حقایق‌الطب)
@AghayedNet
▪️آخر جُمادَی‌الاولی سال‌روز رحلت دومین نائب خاص امام زمان عجل الله فرجه، محمد بن عثمان عمری، اعلی الله مقامهما، معروف به خلانی.
🔺تصویر: میدان خلانی و مقبره نائب دوم، در ناآرامی‌های بغداد.
@AghayedNet
✔️گزارشی انتقادی از تحلیل‌های کتاب «ملاآقا دربندی و مقتل نگاری» درباره شیخیه

🔹قم: نشر مورخ، 1398ش

🔸در لینک زیر:
🔻🔻🔻
https://t.me/AghayedNet/3616
AghayedNet
✔️گزارشی انتقادی از تحلیل‌های کتاب «ملاآقا دربندی و مقتل نگاری» درباره شیخیه 🔹قم: نشر مورخ، 1398ش 🔸در لینک زیر: 🔻🔻🔻 https://t.me/AghayedNet/3616
✔️گزارشی انتقادی

🔻از تحلیل‌های کتاب «ملاآقادربندی و مقتل نگاری» درباره شیخیه

به‌تازگی کتاب دکتر رسول جعفریان با محوریت معرفی ملاآقا دربندی منتشر شده است. ایشان در این نوشته 170صفحه‌ای، درباره آشنایی با تاریخ زندگی، روحیات، آثار و اجتماعیاتِ ملای دربندی اسناد خوبی را ارائه کرده‌اند. صِرف ارائه این اسناد بسیار عالی است؛ اما تحلیل این اسناد، محل تأمل است.
کتاب رسول جعفریان با عنوان «ملاآقا دربندی و مقتل‌نگاری» به چاپِ فیش‌نوشته‌هایِ تاریخیِ بازنویسی‌نشده شباهت بیشتری دارد تا کتابی آکادمیک؛ از چند جهت: نخست فصل‌بندی ضعیف، دوم اغلاط املایی زیاد، سوم جمله‌بندی‌های نامناسب، چهارم ارجاع‌دهی بدون توجه به استانداردهای حوزوی و دانشگاهی و آخر : تحلیل‌های تاریخی و عقیدتیِ نادرست.
در این وجیزه گزارشی انتقادی از مطالب این کتاب ارائه خواهیم کرد و طبعاً فرازهایی را نقد خواهیم کرد که مرتبط با «شیخیه» است.
مقدمه کتاب که تحت عنوان «درآمد بحث» ثبت شده است، نگاشته‌ای است مختصر و شتاب‌زده. در صفحه 9 آمده است: «شاید این بحث، بیش از این قابل تعقیب باشد اما هدف صرفاً نگارش سطوری برای ورود بحث از ملاآقا دربندی است.»
این مقدمه که مشتمل بر نگاه مؤلف به جریان شیخیه است، مطلب تازه‌ای ندارد. اینکه در قرن سیزدهم، پدیده خاصی متناسب با افکاری که در نجف یا طهران یا برخی از شهرهای دیگر بوده و در پی جنگ‌های ایران و روس ایجاد شده است. مؤلف شخصیت‌های جریان شیخیه را با علی‌محمد باب و ملاآقادربندی در یک ردیف بر می‌شمرد. نقد این نگاه مستلزم بررسیِ مبانی فکری مؤلف و بن‌مایه‌های چنین اندیشه‌ای است. چنین نگاهی که در آن همه اندیشه‌ها با یک نگاه بررسی می‌شود و خط‌کشی‌ای علمی مطرح نمی‌شود، نگاهی علمی نیست و بیشتر به اِعمال نظر شخصی شبیه‌تر است.
به طور کلی زیربنای افکار مرحوم سیدکاظم رشتی و استاد ایشان، در تضاد با افکار علی‌محمدباب است. این مهم را باید در نظر داشت. نباید درگیر روبنا شد و به زیربنا توجه نکرد. متأسفانه باید اشاره کنیم که این نگاه قشری به اندیشه‌های دینی، یکی از آفت‌های نگاه صرفاً تاریخیِ برخی پژوهشگران است. اگر کسی به چنین آفتی تن دهد، همه نحله‌های انحرافی و به تعبیر ادعیه «فِرَق مختلفه» از مسیر حق را باید به مسیر حق ربط دهد و فی‌المثل بگوید ابوبکر و عمر هم صحابی رسول‌خدا صلی الله علیه و آله و نعوذ بالله افکار آنها از رسول‌خدا متأثر است. همان‌طور که در اینجا به نگاه صرفاً تاریخی اکتفاء نمی‌شود و بن‌مایه عقاید و زیربناهای عقیدتی لحاظ می‌گردد، در جریان شیخیه و بابیه نیز باید چنین رویکردی داشت.

🔹🔸برای خواندن ادامه مطلب، لینک زیر را لمس یا کلیک کنید:
🔻🔻🔻
http://www.aghayed.net/darbandi/
AghayedNet
✔️گزارشی انتقادی از تحلیل‌های کتاب «ملاآقا دربندی و مقتل نگاری» درباره شیخیه 🔹قم: نشر مورخ، 1398ش 🔸در لینک زیر: 🔻🔻🔻 https://t.me/AghayedNet/3616
✔️در کتاب «ملا آقا دربندی و مقتل‌نگاری» حکایتی از حمله شیخیه به ملای دربندی نقل شده است.

🔻در این گزارش انتقادی نشان داده‌ایم که این حکایت به هفت دلیل مخدوش است... .

✔️همچنین در این کتاب آمده است ملای دربندی نوشته است که در حادثه حمله نجیب‌پاشا به کربلای معلی، فقط منزل ظل‌السلطان و منزل مرحوم حاج سیدکاظم رشتی اع امن اعلام شده است.

🔻در این گزارش انتقادی نشان داده‌ایم که نقل ملای دربندی از واقعیات تاریخی فاصله دارد... .

🔹🔸متن کامل در لینک زیر:
http://www.aghayed.net/darbandi/
AghayedNet pinned «✔️در کتاب «ملا آقا دربندی و مقتل‌نگاری» حکایتی از حمله شیخیه به ملای دربندی نقل شده است. 🔻در این گزارش انتقادی نشان داده‌ایم که این حکایت به هفت دلیل مخدوش است... . ✔️همچنین در این کتاب آمده است ملای دربندی نوشته است که در حادثه حمله نجیب‌پاشا به کربلای…»
▪️از آخرین درس‌های مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبایی اع در جندق، مورخ ٢جمادی الثانیه ١٣١٩ق.
رحلت ایشان در ٢٣شعبان ١٣١٩ق واقع شد.
@AghayedNet
🔺رسائلی از عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اعلی الله مقامه که در ماه جُمادَی الثانیة (در سال‌های مختلف) نگارش آن به پایان رسیده است.
@AghayedNet
✔️به مناسبت پنجم جمادی الآخرة

🔻سال‌روز موت مولوی

زمانى در تهران بودم. ملك‏‌الشعراء را ديدم كه شاعران گذشته را نام مى‏‌برد. يادى کرد از پدرش كه شاعرترين شاعران و ملك‏‌الشعراء زمان خود بود و داناترين شاعران به بدايع و فصيح‏‌ترين و بليغ‏‌ترين ايشان بود.
ملك‌‏الشعراء گفت: شاعرترين شاعران ايرانى، مولوى رومى است كه مثنوى مشهور را نوشته است.
از اين سخن شگفت‏‌زده شدم؛ چراکه در مثنوى شعرهاى غير فصيح كه واژه‌‏هاى ناپسندى دارد ديده بودم و مى‏‌دانستم پدر وى در فن شاعرى استاد بوده. پس خود را ناآگاه به این مسئله پنداشتم تا اينکه خداوند مرا به راز گفته‏ ملك‌‏الشعراء آگاه نمود.
آن سِرّ اين است كه هريك از شاعران چون حكمت و ذوق و معرفت مولوى را ندارند، هنگام سرودن شعر نمى‏‌توانند آن مطالب عاليه و آن ذوق و معرفت را به كار گيرند، در نتیجه همانند مثنوى نمى‏‌توانند بياورند. و كسى هم كه حكيم است ولى شاعر بليغى نيست، نمى‌‏تواند حكمتى را كه دارد در شعر بيان كند واز آوردن مثل كتاب مولوى عاجز مى‏‌شود. از این رو اقرار مى‏‌كردند كه او شاعرترين شاعران است و خود ملك‏‌الشعراء حكيم نبود و از آوردن مثل مثنوى عاجز بود.
با خود انديشيدم خداوند به تو حكمت و شعر را روزى فرموده بيشتر از آن چيزى كه به مولوى روزى فرموده. گذشته از آنكه در حكمت مولوى، مُنكَراتى است كه مخالف با كتاب خدا و سنت پيغمبرش صلی الله علیه و آله است. پس اگر من بعضى از مطالب حكمت را به شعر درآوردم، از رو در رويى با شعرهاى تو شاعران عاجز مى‏‌شوند همان‏‌گونه كه از رويارويى با مثنوى عاجز شدند. پس به شعر درآوردم در حالى كه هيچ نيرويى نيست مگر از خداوند، به‌‏گونه‌‏اى كه اگر مولوى زنده بود، اظهار مى‏‌كرد كه من از او شاعرتر و فصيح‏‌تر و بليغ‌‏تر و حكيم‌‏تر هستم.

- مرحوم عالم ربانی حاج محمدکریم کرمانی اع (ترجمه‌ای از ص٧٩ رساله الشهاب الثاقب)
@AghayedNet

🌷تأملاتی بر عباراتِ مذکور از رساله «الشهاب الثاقب»

نظر به اينكه عالم ربانی مرحوم حاج محمدکريم کرمانی اعلی الله مقامه در مقام تحدّی با امثال مولوی می‌باشد و منظور شريفش ابطال مبانی و مسائل حكمتی است كه مولوی در مثنوی آورده و با كتاب خدا و سنّت پيامبر صلی الله عليه و آله مخالفت دارد، از خود و مثنوی خود تمجيد و تكريم می‌فرمايد.
و ديگر از جهت آنكه چنين حكمت و اين‌‏گونه طبع و قريحه و ذوق را نعمت خدا می‌بيند و فضل او می‌داند، به مقتضای «و امّا بنعمة ربّك فحدّث» در مقام تمجيد و تجليل خود و مثنوی خود برآمده است.
از اينها گذشته در كتابی اين ‌بيان را می‌فرمايد كه در رد علی‌محمد باب دروغ‌گو و ملحد و تابعان آن ملعون مرقوم فرموده‏‌اند و به مناسبت، اين جريان را يادآور می‌‏شوند و اين خود يك «تاكتيك» به حساب می‌‏آيد كه آن ملعون‌ها به كتاب سراسر مزخرفات باب ملعون به نام «بيان» می‌بالند و اين بزرگوار تودهنی محكمی به دهان پليد آنان می‌کوبد كه ما با داشتن اين حكمت و معرفت و علم و با داشتن اين طبع و ذوق و قريحه سرشار و اين‏ همه تصنيف، ادّعايی نداشته و خود را از نوكران محمّد و آل ‏محمّد صلّی اللّه عليهم اجمعين می‌شماريم و آن ملعون ملحد با آن‏ همه حماقت و سفاهت و جهالت و طبع منحرف، مدّعی چه مقاماتی گرديده و الحق كه بايد درباره تابعان آن ملعون و امثال او گفت:
چشم باز و گوش باز و اين عَمی
حيرتم از چشم‏‌بندی خدا
و مناسبتی كه اقتضا كرده اين مطلب را ذكر فرمايد آن است كه بعد از نقل اقوال و نظريّاتی كه درباره وجه و جهت معجزه بودن قرآن تا آن زمان اظهار شده، و خودْ وجه و جهت آن را بیان می‌‌کند، در نتيجه می‌‏فرمايد كه در عالم الفاظ قرآن معجز است در دو مقام:
اوّل آنكه قرآن از نظر مطالب در مقامی است كه فوق مدارك عرب است و آن چنان نبود كه بتوانند دست به اسرار آن بيابند و بشناسند آن اسرار را تا مانندش بياورند؛
و دوّم آنكه عرب مهارتی داشتند در آن زمان در صنعت فصاحت و بلاغت و بدايع و حسن تأليف و تركيب و... پس قرآن نازل شد بر نظمی و فصاحت و بلاغت و بدايعی كه عقل‌های آنها حيران شد و در برابر آن مبهوت گرديدند.
@AghayedNet
Forwarded from AghayedNet
✔️چرا مثبت نوشتن درباره شیخیه، شجاعت می خواهد؟

یاد نکردن از جریان شیخیه در کتاب های مرتبط، باعث شگفتی اهل فن است.
متأسفانه بارها در کتب متعدد دیده شده است که مؤلف این خلأ را در کتاب خود تحمل کرده و سیر تاریخی و بحثیِ کتاب را ناقص کرده است و با این حال به بررسی این اندیشه نپرداخته است. به راستی این خودسانسوری به چه علت است؟

🔻ادامه در لینک زیر:

http://www.aghayed.net/mosbatneveshtan/
AghayedNet
🔺رسائلی از عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اعلی الله مقامه که در ماه جُمادَی الثانیة (در سال‌های مختلف) نگارش آن به پایان رسیده است. @AghayedNet
🔺رسائلی از عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی، شاگرد بارز مرحوم حاج محمدکریم کرمانی، اعلی الله مقامهما که در ماه جمادی الآخرة نگارش آن به پایان رسیده است.
@AghayedNet
🔸نسخه‌ ای از شرح الفوائد، تصنیف عالم ربانی مرحوم شیخ احمد اَحسائی، در کتابخانه دانشگاه شهر ریاض

🔹شیخ مرحوم أعلی اللهُ درجتَه در سال 1233ق کتاب شرح فوائدِ خود را به جامعه شیعه عرضه کردند.

🔸این کتاب، بیان اصول فلسفی شیخ مرحوم اع است و در اصل دوازده فائده بوده که بعد نیز چند فائده دیگر را اضافه کرده‌اند.

🔹سپس کسی از ایشان تقاضا می‌کند که آن را شرح بفرمایید و شرح فرموده‌اند و نام آن را «شرح الفوائد» گذارده‌اند.
@AghayedNet
Forwarded from AghayedNet
@AghayedNet_رسالة_في_مخازي_اقوال_بعض_الفرق.pdf
255.6 KB
رسالةٌ فی مخازی أقوال بعض الفِرَق و مقابیح أفعالهم
رساله ای از مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اع
به زبان عربی
در نقل عقاید باطله بعضی فرقه های صوفیه از جمله صوفیه نعمت اللهی
#کتاب
@AghayedNet
Forwarded from AghayedNet
▪️از فرمایش های مکتبی

🔺معنای اصرار بر گناه
@AghayedNet
✔️دیدگاه شیخیه درباره «ما لیس بحدیث»

🔹متنِ منسجمِ این نشست در لینک زیر در دسترس است:
https://t.me/AghayedNet/3632
🔸با تشکر از دوستانی که فیلم این نشست را تنظیم و در لینک زیر آپلود کرده‌اند:
https://b2n.ir/hadith
AghayedNet
✔️دیدگاه شیخیه درباره «ما لیس بحدیث» 🔹متنِ منسجمِ این نشست در لینک زیر در دسترس است: https://t.me/AghayedNet/3632 🔸با تشکر از دوستانی که فیلم این نشست را تنظیم و در لینک زیر آپلود کرده‌اند: https://b2n.ir/hadith
✔️دیدگاه شیخیه درباره «مَا لَیسَ بِحَدیث»

🔻«ما لیس بحدیث»؛ مفهوم، ریشه‌ و موضع‌گیری‌ها

«ما لیس بحدیث» عباراتی هستند که به عنوان حدیثی از رسول خدا صلی الله علیه و آله یا دیگر معصومان علیهم‌السلام نقل می‌شوند؛ ولی در اصل سخن فردی غیر معصوم است. دکتر احمد پاکتچی برای عنوانِ «ما لیس بحدیث»، معادلِ «حدیث‌نما» یا «حدیث‌انگاری کلام غیر معصوم» را پیشنهاد کرده است.

حدیث‌نماها یا «حدیث‌گونه»ها، طیفی از ضرب‌المثل‌ها و محاورات تا سخنان حکیمان و فرزانگان را در بر می‌گیرد که به خطا، حدیث انگاشته شده است. عامل ورود این عبارات به منابع حدیثی، نَه تعمد در دروغ، بلکه خطا یا تسامح است.

در تاریخ شیعه و اهل سنت، مطالعات محدودی با تمرکز بر پدیده حدیث‌گونه‌ها یا حدیث‌نماها دیده می‌شود. یکی از مهم‌ترین این آثار در مطالعات اهل سنت، کتاب «الجد الحثیث فیما لیس بحدیث» تألیف احمد بن عبدالکریم غَزّی (د۱۱۴۳ق) است.

بزرگان مکتب استبصار (شیخیه راستین) به مثابه یک اندیشه با منظومه فکری کامل، درباره این پدیده بیاناتی فرموده‌اند. این بیانات به طور منسجم و تحت عنوان خاصی ارائه نشده است؛ بلکه با در نظر گرفتن مجموع فرمایش‌ها دیدگاه این بزرگواران به دست می آید.

برخورد شیخیه با روایات معصومین علیهم‌السلام و نقدهای ایشان بر علم رجال، سبب شده است برخی گمان کنند نگاه شیخیه به روایات، یک نگاه به اصطلاح «بی در و پیکر» است و هیچ ضابطه‌ای در میان نیست. این خطا، همچون دیگر خطاهایی است که پژوهشگران مرتکب شده‌اند و به شنیده‌ها اکتفا کرده و منابع اصیل را، خود بررسی‌نکرده، حُکمی صادر کرده‌اند.

قطعاً شیخیه در برخورد با روایات ضابطه‌مند عمل کرده و می‌کنند. تأمل بر همین حدیث‌نماها، نشان می‌دهد که شیخیه خط‌کشی‌های مهمی در منظومه فکری خود انجام داده‌اند.

عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اع در بعضی عبارات خود، یکی از ریشه‌های پدیده «ما لیس بحدیث»‌ را توضیح فرموده‌اند. ایشان می‌فرمایند برخی از «متفکهین» که شامل اهالی ادبیات و شعر و گعده‌های شاعرانه می‌شود، نزد علماء می‌رفتند و بعضی عبارات مسجّع و مقفّی یا بعضی کلمات قِصار را نقل کرده و به ائمه نسبت می‌دادند و شرح آن جملات و کلمات را از آن عالم درخواست می‌کردند. به تدریج این جملات و کلمات را میان مردم منتشر می‌کردند و به عنوان مرویّات از ائمه در کتب نقل می‌شد.

فرآیندی که اشاره شد، همان است که امروزه در تعریف «ما لیس بحدیث» اشاره کرده‌اند و مرحوم آقای کرمانی اع بیش از یک قرن قبل تذکر فرموده است.

موضع شیخیه درباره این‌ حدیث‌گونه‌ها چیست؟

برای خواندن متن کامل، لینک زیر را لمس یا کلیک کنید:
🔻🔻🔻
http://www.aghayed.net/hadith/