AghayedNet
Photo
🔺کتاب تازه منتشر شده چشماندازهای معنوی و فلسفی اسلام ایرانی، جلد چهارم، بخش دوم
امام دوازدهم (عجل الله فرجه) و فتوت
هانری کربن، ترجمه و تحقیق بر پایه متن فرانسوی
دکتر انشاءالله رحمتی
نشر سوفیا، چاپ اول١٣٩٨، ۵٢٧صفحه
@AghayedNet
امام دوازدهم (عجل الله فرجه) و فتوت
هانری کربن، ترجمه و تحقیق بر پایه متن فرانسوی
دکتر انشاءالله رحمتی
نشر سوفیا، چاپ اول١٣٩٨، ۵٢٧صفحه
@AghayedNet
✔️رکن محمدی و رکن فاطمی، دو رکن امیرالمؤمنین (علیهمالسلام)
🔹فلما قُبض رسول الله صلی الله علیه و آله قال علی علیه السلام: هذا أحد رکنيّ الذی قال لي رسول الله صلی الله علیه و آله. فلما ماتت فاطمة قال علی علیه السلام: هذا الرکن الثاني الذي قال رسول الله «عن قلیل ینهدّ رکناک.»
(بحارالأنوار، ج۴٣، ص١٧٣)
🔹وقتی که حضرت رسول از دنیا رحلت فرمودند امیرالمؤمنین فرمودند این یکی از دو رکن من بود که رسول خدا به من خبر دادند. وقتی که فاطمه زهرا از دنیا رحلت فرمودند، حضرت علی فرمودند: این هم رکن دوم بود که رسول الله فرمودند.
🔸رسول خدا یک رکن و فاطمه زهرا یک رکن دیگر است. و از نظر مرتبه هم معلوم است رکنیت رسول خدا، مرتبه اول و رکنیت فاطمه زهرا رکنیت دوم است. نسبت هر دو مقام به مقام ولایت علوی صلوات الله علیه و سایر معصومین علیهم السلام مقام رکنیت است.
🔸کلمه رکن و اطلاق دو رکن بیان این مطلب است که هر دو برای آن حقیقت کلیه و طیبه محمدیه صلی الله علیه و آله، دو مظهر کلیند اما در اختلاف تعین: تعین محمدی و تعین فاطمی. و تعین محمدی ابتداء آن تعینات است و تعین فاطمی انتهاء آن تعینات.
🔸و ابتداء و انتهاء برای هر شیئی دو حدّی است که شیء به آن حد محدود می شود؛ ابتداء وجود و انتهاء وجود شیء. در رکن بودن، فاطمه و رسول خدا یکسانند. اما مرتبه به این طور است که آن بزرگوار رکن اول و ایشان رکن دوم است.
🔸رسول خدا در این عالم برای حقیقت محمدیه مظهر کلی هستند اما در عنوان و تعین محمدی. و فاطمه زهرا هم از مظاهر کلیه حقیقت محمدیه هستند اما در تعین فاطمی. تعین محمدی ابتداء آن تعینات است و تعین فاطمی انتهاء آن تعینات است.
🔸رکن، ما بِهِ قِوام الشیء است. آنچه که برای وجود هر چیزی پایه است و قوام آن شیء به آن بستگی دارد. مقام ولایت به ابتداء و انتهاء بستگی دارد، یعنی رکن محمدی و رکن فاطمی سلام الله علیهم اجمعین.
مقام ولایت کلیه و مقام اسماء و صفات خدا، دو رکن اساسی دارد: یک رکن ابتداء و یک رکن انتهاء. رکن ابتداء را تعین محمدی می نامند و رکن انتهاء را تعین فاطمی.
از این رو این فرمایش رسول خدا به امیرالمؤمنین به این نظر است که تو چون حامل ولایت کلیه هستی، من یک رکن و فاطمه هم یک رکن؛ به تفسیر خود امیرالمؤمنین علیه السلام.
🔸در بیان امیرالمؤمنین و در این تعبیر مقام و منزلت فاطمه زهرا سلام الله علیها روشن شد و به خصوص در این فضائل ظاهریه و در این مقامات ظاهریه هم امیرالمؤمنین نشان دادند که فاطمه زهرا حامل آن رکن است به تفسیری که فرمودند.
@AghayedNet
🔹فلما قُبض رسول الله صلی الله علیه و آله قال علی علیه السلام: هذا أحد رکنيّ الذی قال لي رسول الله صلی الله علیه و آله. فلما ماتت فاطمة قال علی علیه السلام: هذا الرکن الثاني الذي قال رسول الله «عن قلیل ینهدّ رکناک.»
(بحارالأنوار، ج۴٣، ص١٧٣)
🔹وقتی که حضرت رسول از دنیا رحلت فرمودند امیرالمؤمنین فرمودند این یکی از دو رکن من بود که رسول خدا به من خبر دادند. وقتی که فاطمه زهرا از دنیا رحلت فرمودند، حضرت علی فرمودند: این هم رکن دوم بود که رسول الله فرمودند.
🔸رسول خدا یک رکن و فاطمه زهرا یک رکن دیگر است. و از نظر مرتبه هم معلوم است رکنیت رسول خدا، مرتبه اول و رکنیت فاطمه زهرا رکنیت دوم است. نسبت هر دو مقام به مقام ولایت علوی صلوات الله علیه و سایر معصومین علیهم السلام مقام رکنیت است.
🔸کلمه رکن و اطلاق دو رکن بیان این مطلب است که هر دو برای آن حقیقت کلیه و طیبه محمدیه صلی الله علیه و آله، دو مظهر کلیند اما در اختلاف تعین: تعین محمدی و تعین فاطمی. و تعین محمدی ابتداء آن تعینات است و تعین فاطمی انتهاء آن تعینات.
🔸و ابتداء و انتهاء برای هر شیئی دو حدّی است که شیء به آن حد محدود می شود؛ ابتداء وجود و انتهاء وجود شیء. در رکن بودن، فاطمه و رسول خدا یکسانند. اما مرتبه به این طور است که آن بزرگوار رکن اول و ایشان رکن دوم است.
🔸رسول خدا در این عالم برای حقیقت محمدیه مظهر کلی هستند اما در عنوان و تعین محمدی. و فاطمه زهرا هم از مظاهر کلیه حقیقت محمدیه هستند اما در تعین فاطمی. تعین محمدی ابتداء آن تعینات است و تعین فاطمی انتهاء آن تعینات است.
🔸رکن، ما بِهِ قِوام الشیء است. آنچه که برای وجود هر چیزی پایه است و قوام آن شیء به آن بستگی دارد. مقام ولایت به ابتداء و انتهاء بستگی دارد، یعنی رکن محمدی و رکن فاطمی سلام الله علیهم اجمعین.
مقام ولایت کلیه و مقام اسماء و صفات خدا، دو رکن اساسی دارد: یک رکن ابتداء و یک رکن انتهاء. رکن ابتداء را تعین محمدی می نامند و رکن انتهاء را تعین فاطمی.
از این رو این فرمایش رسول خدا به امیرالمؤمنین به این نظر است که تو چون حامل ولایت کلیه هستی، من یک رکن و فاطمه هم یک رکن؛ به تفسیر خود امیرالمؤمنین علیه السلام.
🔸در بیان امیرالمؤمنین و در این تعبیر مقام و منزلت فاطمه زهرا سلام الله علیها روشن شد و به خصوص در این فضائل ظاهریه و در این مقامات ظاهریه هم امیرالمؤمنین نشان دادند که فاطمه زهرا حامل آن رکن است به تفسیری که فرمودند.
@AghayedNet
AghayedNet pinned «✔️طنزی سیاه و تلخ... شیخیه از نگاه وهابیه!!! 🔻بخش دوم وهابیت، اندیشه خشک و پوچی است با نگاهی سطحی به گزارههای دینی و مُنکر مباحث عرفانی و معنوی. ماتریالیسم صِرف و منهمک در پوسته و قشر. طنز سیاه آنجاست که چنین مکتب و اندیشهای بخواهد درباره اندیشهای ژَرف…»
AghayedNet
✔️طنزی سیاه و تلخ... شیخیه از نگاه وهابیه!!! 🔻بخش دوم وهابیت، اندیشه خشک و پوچی است با نگاهی سطحی به گزارههای دینی و مُنکر مباحث عرفانی و معنوی. ماتریالیسم صِرف و منهمک در پوسته و قشر. طنز سیاه آنجاست که چنین مکتب و اندیشهای بخواهد درباره اندیشهای ژَرف…
✔️طنزی سیاه و تلخ... شیخیه از نگاه وهابیه!
🔹بخش سوم
🔸هدف از این نوشتار مروری است بر موقعیت عالم ربانی مرحوم شیخ احمد اَحسائی اع در رد وهابیت و همچنین جایگاه شیخ اع و مکتب ایشان از دیدگاه وهابیت و معرفی و نقدِ نوبرانهای تلخ تحت عنوان «شیخیه از نگاه وهابیه.»
▪️برای خواندن ادامه مطلب، لینک زیر را لمس یا کلیک کنید:
🔻🔻🔻
http://www.aghayed.net/vahaabiat3/
🔹بخش سوم
🔸هدف از این نوشتار مروری است بر موقعیت عالم ربانی مرحوم شیخ احمد اَحسائی اع در رد وهابیت و همچنین جایگاه شیخ اع و مکتب ایشان از دیدگاه وهابیت و معرفی و نقدِ نوبرانهای تلخ تحت عنوان «شیخیه از نگاه وهابیه.»
▪️برای خواندن ادامه مطلب، لینک زیر را لمس یا کلیک کنید:
🔻🔻🔻
http://www.aghayed.net/vahaabiat3/
✔️لیلة القدر و حضرت زهرا سلام الله علیها
در روايات شیعه رسيده است كه فاطمه زهرا سلام الله عليها، ليلة القدرند. پس در باطن «انا انزلناه فی ليلة القدر» يعنی انا انزلنا عليّاً في ليلة القدر؛ يعنی در فاطمه زهرا. فرو فرستاديم علی را كه قرآن ناطق است يعنی ما تعلق داديم و رابطه برقرار ساختيم بين مقام عالی ايشان كه علی علیهالسلام حامل آن است و مقام دانی ايشان كه فاطمه سلام الله علیها حامل آن است؛ میان تعینات چهاردهگانه معصومین سلام الله علیهم اجمعین.
همچنين در سوره مباركه دخان، ليله مباركه تفسير شده است به حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها. «انا انزلناه في لَيْلَةٍ مُبارَكَةٍ» در ليله مباركه، يعنی در مقام فاطمه زهرا سلام الله عليها تعلق داديم و مرتبط ساختيم اميرالمؤمنين صلوات الله عليه را.
«فيها يُفْرَقُ كُلُ اَمْرٍ حَكِيمٍ» در ليله قدر، يعنی در مقام فاطميه، امرهای محكم الهی فراهم میشوند و از يكديگر جدا میشوند. يعنی امامی پس از امامی به دنيا میآيند و از اين مقام و از اين رتبه مقامات امامت پيدا میشود.
پس تنزّل ملائكه و روح معنايش اين نيست كه: تا شب قدر نبودهاند روح و ملائكه در نزد امام علیهالسلام و بعد نازل میشوند و دوباره از امام جدا میگردند... .
📚از فرمایشهای مکتبی
@AghayedNet
در روايات شیعه رسيده است كه فاطمه زهرا سلام الله عليها، ليلة القدرند. پس در باطن «انا انزلناه فی ليلة القدر» يعنی انا انزلنا عليّاً في ليلة القدر؛ يعنی در فاطمه زهرا. فرو فرستاديم علی را كه قرآن ناطق است يعنی ما تعلق داديم و رابطه برقرار ساختيم بين مقام عالی ايشان كه علی علیهالسلام حامل آن است و مقام دانی ايشان كه فاطمه سلام الله علیها حامل آن است؛ میان تعینات چهاردهگانه معصومین سلام الله علیهم اجمعین.
همچنين در سوره مباركه دخان، ليله مباركه تفسير شده است به حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها. «انا انزلناه في لَيْلَةٍ مُبارَكَةٍ» در ليله مباركه، يعنی در مقام فاطمه زهرا سلام الله عليها تعلق داديم و مرتبط ساختيم اميرالمؤمنين صلوات الله عليه را.
«فيها يُفْرَقُ كُلُ اَمْرٍ حَكِيمٍ» در ليله قدر، يعنی در مقام فاطميه، امرهای محكم الهی فراهم میشوند و از يكديگر جدا میشوند. يعنی امامی پس از امامی به دنيا میآيند و از اين مقام و از اين رتبه مقامات امامت پيدا میشود.
پس تنزّل ملائكه و روح معنايش اين نيست كه: تا شب قدر نبودهاند روح و ملائكه در نزد امام علیهالسلام و بعد نازل میشوند و دوباره از امام جدا میگردند... .
📚از فرمایشهای مکتبی
@AghayedNet
Forwarded from AghayedNet
حاشیه ای بر صفحه ای از کتاب «فرهنگ جامع فرق اسلامی»، انتشار ۱۳۹۶ش
🔻🔻🔻
http://www.aghayed.net/farhangjameferaqislami/
🔻🔻🔻
http://www.aghayed.net/farhangjameferaqislami/
Forwarded from AghayedNet
✔️حاشیه ای بر صفحه ای از کتاب «فرهنگ جامع فرق اسلامی»
🔻یادداشتی درباره کتابی با مشخصات زیر:
سید حسن خمینی، فرهنگ جامع فِرَق اسلامی، تهران: انتشارات اطلاعات، ۱۳۹۶، چاپ پنجم
🔹در کتاب فرهنگ جامع فرق اسلامی، تجدید چاپ شده در سال جاری (۱۳۹۶ش)، در بخش معرفی شیخیه مطالبی آمده است که خواننده آگاه، در صحت مطالب این کتاب در توضیح مکاتب دیگر نیز تردید می کند. اینکه گروهی و مکتبی مشهور و معروف، این گونه ناقص، ابتدائی، کودکانه و ابتر معرفی گردد. به تعبیر دیگر برای تنظیم این بخش گویا از منابع دست دوم و سوم استفاده شده است و حتی برای بررسی صحت ارجاع ها وقت نبوده است و آنگاه در تیراژ هزار و پنجاه نسخه، در سال جاری، تجدید چاپ و منتشر شده است.
در این بخش کوتاه آمده است شیخ احمد احسائی مورد تکریم و احترام علمای شیعه بود، در اثر مطالعه فلسفه که به تنهایی و بدون استاد انجام پذیرفت، مطالب خاصیرا اظهار نمود. در نتیجه این عقاید، علما او را تکفیر کردند.
نخست اینکه چون مطالعه فلسفه بدون استاد بوده است پس باید قدح کرد، نقدی فلسفیانه نیست. بلکه باید ماقال را نگریست. بوعلی سینا نیز استاد درخور توجه و مطرحی نداشته است. گذشته از آنکه طبق نقل قصص العلماء، آخوند ملاعلی نوری ابتدا کتاب فوائد المهمه شیخ احسائی را می ستود و سپس گفت من معانی دیگری فهمیده بودم.
دو اینکه تکفیر این بزرگوار، توسط افراد معدودی انجام شد و بعدها همان ها از این عمل پشیمان بودند. به تعبیر جلال الدین آشتیانی در پاسخ نامه جناب علیرضا ذکاوتی قراگزلو:
«محترما معروض می دارد… اما راجع به مرحوم شیخ احمد اَحسائی باید عرض کنم تکفیر برَغانی نه امر شرعی بود و نه امر عقلی… .»
درنیافتن معانی اصطلاحات و رها کردن ضروریات و زیربناها و قشری گری، همین مصائب را به دنبال دارد. نوع علماء بر تشیع این بزرگوار و شیعه بودن پیروان این بزرگوار تصریح دارند و در همین کتاب مذکور نیز نام این مکتب را در زمره شیعه اثنی عشریه آورده است.
و از جمله عقاید این بزرگوار را بحث معاد جسمانی و نیابت خاصه حضرت ولی عصر و رکن رابع به معنای انسان کاملِ واسطه میان مردم و امام علیه السلام بر شمرده است.
باز هم باید تکرار مکررات کرد که اصل معاد جسمانی ضروری است و در جزئیات آن و نحوه آن گفت و گو و نظریات علماء فراوان است و حتی مرحوم مجلسی ره عود اجزاء اصلیه را قائل شده اند. در کتاب حق الیقین می فرماید:
در بدن اجزاء اصلیه هست که باقی است از اول عمر تا آخر عمر و اجزای فضلیه می باشد زیاده و کم و متغیر و متبدل می شود و انسان که مشارالیه است به انا و من آن اجزاء اصلیه است که مدار حشر و نشر و ثواب و عقاب بر آن است... .
ادامه در لینک زیر:
http://www.aghayed.net/farhangjameferaqislami/
🔻یادداشتی درباره کتابی با مشخصات زیر:
سید حسن خمینی، فرهنگ جامع فِرَق اسلامی، تهران: انتشارات اطلاعات، ۱۳۹۶، چاپ پنجم
🔹در کتاب فرهنگ جامع فرق اسلامی، تجدید چاپ شده در سال جاری (۱۳۹۶ش)، در بخش معرفی شیخیه مطالبی آمده است که خواننده آگاه، در صحت مطالب این کتاب در توضیح مکاتب دیگر نیز تردید می کند. اینکه گروهی و مکتبی مشهور و معروف، این گونه ناقص، ابتدائی، کودکانه و ابتر معرفی گردد. به تعبیر دیگر برای تنظیم این بخش گویا از منابع دست دوم و سوم استفاده شده است و حتی برای بررسی صحت ارجاع ها وقت نبوده است و آنگاه در تیراژ هزار و پنجاه نسخه، در سال جاری، تجدید چاپ و منتشر شده است.
در این بخش کوتاه آمده است شیخ احمد احسائی مورد تکریم و احترام علمای شیعه بود، در اثر مطالعه فلسفه که به تنهایی و بدون استاد انجام پذیرفت، مطالب خاصیرا اظهار نمود. در نتیجه این عقاید، علما او را تکفیر کردند.
نخست اینکه چون مطالعه فلسفه بدون استاد بوده است پس باید قدح کرد، نقدی فلسفیانه نیست. بلکه باید ماقال را نگریست. بوعلی سینا نیز استاد درخور توجه و مطرحی نداشته است. گذشته از آنکه طبق نقل قصص العلماء، آخوند ملاعلی نوری ابتدا کتاب فوائد المهمه شیخ احسائی را می ستود و سپس گفت من معانی دیگری فهمیده بودم.
دو اینکه تکفیر این بزرگوار، توسط افراد معدودی انجام شد و بعدها همان ها از این عمل پشیمان بودند. به تعبیر جلال الدین آشتیانی در پاسخ نامه جناب علیرضا ذکاوتی قراگزلو:
«محترما معروض می دارد… اما راجع به مرحوم شیخ احمد اَحسائی باید عرض کنم تکفیر برَغانی نه امر شرعی بود و نه امر عقلی… .»
درنیافتن معانی اصطلاحات و رها کردن ضروریات و زیربناها و قشری گری، همین مصائب را به دنبال دارد. نوع علماء بر تشیع این بزرگوار و شیعه بودن پیروان این بزرگوار تصریح دارند و در همین کتاب مذکور نیز نام این مکتب را در زمره شیعه اثنی عشریه آورده است.
و از جمله عقاید این بزرگوار را بحث معاد جسمانی و نیابت خاصه حضرت ولی عصر و رکن رابع به معنای انسان کاملِ واسطه میان مردم و امام علیه السلام بر شمرده است.
باز هم باید تکرار مکررات کرد که اصل معاد جسمانی ضروری است و در جزئیات آن و نحوه آن گفت و گو و نظریات علماء فراوان است و حتی مرحوم مجلسی ره عود اجزاء اصلیه را قائل شده اند. در کتاب حق الیقین می فرماید:
در بدن اجزاء اصلیه هست که باقی است از اول عمر تا آخر عمر و اجزای فضلیه می باشد زیاده و کم و متغیر و متبدل می شود و انسان که مشارالیه است به انا و من آن اجزاء اصلیه است که مدار حشر و نشر و ثواب و عقاب بر آن است... .
ادامه در لینک زیر:
http://www.aghayed.net/farhangjameferaqislami/
✔️روایات طبی و علم فقه
🔸بیانی از مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اع در دست است که برخورد جالب توجهی با روایات طبی است.
🔹ایشان میفرمایند روایات طبی را اصلاً نیازی نیست وارد فقه کنید. مثلاً ائمه فرمودهاند كلوا الرمان فانه يدبغ المعدة. اين را برای تعليم مخاطب و فهميدن آن شنونده، خاصيت اين را فرمودهاند. ارتباطی به استحباب ندارد كه علماء مینویسند باب استحباب اكل الرمان.
🔸شخصی سرما خورده و به اصطلاح چاييده است، حالا مستحب به عمل آورد و رمان بخورد، ارتباطی ندارد و نمیشود حمل كرد. مثلاً فرمودهاند العطسة من الرحمن، برداشتهاند نوشتهاند باب استحباب العطاس.
🔹همه از همين جهت است. چطور عطسه مستحب است؟ عطسه نمیآيد، چه كار بكند اين؟! چه مستحبی است؟! حتی اينكه در حاشيه كتاب نوشته است كه اگر عطسهاش نمیآيد، زيرا كه عطسه طبيعی است، در قرص آفتاب نگاه كند يا انفيه بكشد تا عطسه كند.
🔸و همچنين نوشته باب كراهت عطسه ازيد از ثلث چطور است. عطسه زياده از سه تا مكروه است. شخصی سرما خورده، پنجاه عطسه پی هم میكند چطور مكروه است زيادتر از سه؟
🔹از اين قبيل چيزها نوشتهاند و حال آنكه امام از آن علم تكلم نكرده و ارتباطی به آن علم ندارد... .
(بخشی از درسگفتار حقایقالطب)
@AghayedNet
🔸بیانی از مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اع در دست است که برخورد جالب توجهی با روایات طبی است.
🔹ایشان میفرمایند روایات طبی را اصلاً نیازی نیست وارد فقه کنید. مثلاً ائمه فرمودهاند كلوا الرمان فانه يدبغ المعدة. اين را برای تعليم مخاطب و فهميدن آن شنونده، خاصيت اين را فرمودهاند. ارتباطی به استحباب ندارد كه علماء مینویسند باب استحباب اكل الرمان.
🔸شخصی سرما خورده و به اصطلاح چاييده است، حالا مستحب به عمل آورد و رمان بخورد، ارتباطی ندارد و نمیشود حمل كرد. مثلاً فرمودهاند العطسة من الرحمن، برداشتهاند نوشتهاند باب استحباب العطاس.
🔹همه از همين جهت است. چطور عطسه مستحب است؟ عطسه نمیآيد، چه كار بكند اين؟! چه مستحبی است؟! حتی اينكه در حاشيه كتاب نوشته است كه اگر عطسهاش نمیآيد، زيرا كه عطسه طبيعی است، در قرص آفتاب نگاه كند يا انفيه بكشد تا عطسه كند.
🔸و همچنين نوشته باب كراهت عطسه ازيد از ثلث چطور است. عطسه زياده از سه تا مكروه است. شخصی سرما خورده، پنجاه عطسه پی هم میكند چطور مكروه است زيادتر از سه؟
🔹از اين قبيل چيزها نوشتهاند و حال آنكه امام از آن علم تكلم نكرده و ارتباطی به آن علم ندارد... .
(بخشی از درسگفتار حقایقالطب)
@AghayedNet
▪️آخر جُمادَیالاولی سالروز رحلت دومین نائب خاص امام زمان عجل الله فرجه، محمد بن عثمان عمری، اعلی الله مقامهما، معروف به خلانی.
🔺تصویر: میدان خلانی و مقبره نائب دوم، در ناآرامیهای بغداد.
@AghayedNet
🔺تصویر: میدان خلانی و مقبره نائب دوم، در ناآرامیهای بغداد.
@AghayedNet
✔️گزارشی انتقادی از تحلیلهای کتاب «ملاآقا دربندی و مقتل نگاری» درباره شیخیه
🔹قم: نشر مورخ، 1398ش
🔸در لینک زیر:
🔻🔻🔻
https://t.me/AghayedNet/3616
🔹قم: نشر مورخ، 1398ش
🔸در لینک زیر:
🔻🔻🔻
https://t.me/AghayedNet/3616
AghayedNet
✔️گزارشی انتقادی از تحلیلهای کتاب «ملاآقا دربندی و مقتل نگاری» درباره شیخیه 🔹قم: نشر مورخ، 1398ش 🔸در لینک زیر: 🔻🔻🔻 https://t.me/AghayedNet/3616
✔️گزارشی انتقادی
🔻از تحلیلهای کتاب «ملاآقادربندی و مقتل نگاری» درباره شیخیه
بهتازگی کتاب دکتر رسول جعفریان با محوریت معرفی ملاآقا دربندی منتشر شده است. ایشان در این نوشته 170صفحهای، درباره آشنایی با تاریخ زندگی، روحیات، آثار و اجتماعیاتِ ملای دربندی اسناد خوبی را ارائه کردهاند. صِرف ارائه این اسناد بسیار عالی است؛ اما تحلیل این اسناد، محل تأمل است.
کتاب رسول جعفریان با عنوان «ملاآقا دربندی و مقتلنگاری» به چاپِ فیشنوشتههایِ تاریخیِ بازنویسینشده شباهت بیشتری دارد تا کتابی آکادمیک؛ از چند جهت: نخست فصلبندی ضعیف، دوم اغلاط املایی زیاد، سوم جملهبندیهای نامناسب، چهارم ارجاعدهی بدون توجه به استانداردهای حوزوی و دانشگاهی و آخر : تحلیلهای تاریخی و عقیدتیِ نادرست.
در این وجیزه گزارشی انتقادی از مطالب این کتاب ارائه خواهیم کرد و طبعاً فرازهایی را نقد خواهیم کرد که مرتبط با «شیخیه» است.
مقدمه کتاب که تحت عنوان «درآمد بحث» ثبت شده است، نگاشتهای است مختصر و شتابزده. در صفحه 9 آمده است: «شاید این بحث، بیش از این قابل تعقیب باشد اما هدف صرفاً نگارش سطوری برای ورود بحث از ملاآقا دربندی است.»
این مقدمه که مشتمل بر نگاه مؤلف به جریان شیخیه است، مطلب تازهای ندارد. اینکه در قرن سیزدهم، پدیده خاصی متناسب با افکاری که در نجف یا طهران یا برخی از شهرهای دیگر بوده و در پی جنگهای ایران و روس ایجاد شده است. مؤلف شخصیتهای جریان شیخیه را با علیمحمد باب و ملاآقادربندی در یک ردیف بر میشمرد. نقد این نگاه مستلزم بررسیِ مبانی فکری مؤلف و بنمایههای چنین اندیشهای است. چنین نگاهی که در آن همه اندیشهها با یک نگاه بررسی میشود و خطکشیای علمی مطرح نمیشود، نگاهی علمی نیست و بیشتر به اِعمال نظر شخصی شبیهتر است.
به طور کلی زیربنای افکار مرحوم سیدکاظم رشتی و استاد ایشان، در تضاد با افکار علیمحمدباب است. این مهم را باید در نظر داشت. نباید درگیر روبنا شد و به زیربنا توجه نکرد. متأسفانه باید اشاره کنیم که این نگاه قشری به اندیشههای دینی، یکی از آفتهای نگاه صرفاً تاریخیِ برخی پژوهشگران است. اگر کسی به چنین آفتی تن دهد، همه نحلههای انحرافی و به تعبیر ادعیه «فِرَق مختلفه» از مسیر حق را باید به مسیر حق ربط دهد و فیالمثل بگوید ابوبکر و عمر هم صحابی رسولخدا صلی الله علیه و آله و نعوذ بالله افکار آنها از رسولخدا متأثر است. همانطور که در اینجا به نگاه صرفاً تاریخی اکتفاء نمیشود و بنمایه عقاید و زیربناهای عقیدتی لحاظ میگردد، در جریان شیخیه و بابیه نیز باید چنین رویکردی داشت.
🔹🔸برای خواندن ادامه مطلب، لینک زیر را لمس یا کلیک کنید:
🔻🔻🔻
http://www.aghayed.net/darbandi/
🔻از تحلیلهای کتاب «ملاآقادربندی و مقتل نگاری» درباره شیخیه
بهتازگی کتاب دکتر رسول جعفریان با محوریت معرفی ملاآقا دربندی منتشر شده است. ایشان در این نوشته 170صفحهای، درباره آشنایی با تاریخ زندگی، روحیات، آثار و اجتماعیاتِ ملای دربندی اسناد خوبی را ارائه کردهاند. صِرف ارائه این اسناد بسیار عالی است؛ اما تحلیل این اسناد، محل تأمل است.
کتاب رسول جعفریان با عنوان «ملاآقا دربندی و مقتلنگاری» به چاپِ فیشنوشتههایِ تاریخیِ بازنویسینشده شباهت بیشتری دارد تا کتابی آکادمیک؛ از چند جهت: نخست فصلبندی ضعیف، دوم اغلاط املایی زیاد، سوم جملهبندیهای نامناسب، چهارم ارجاعدهی بدون توجه به استانداردهای حوزوی و دانشگاهی و آخر : تحلیلهای تاریخی و عقیدتیِ نادرست.
در این وجیزه گزارشی انتقادی از مطالب این کتاب ارائه خواهیم کرد و طبعاً فرازهایی را نقد خواهیم کرد که مرتبط با «شیخیه» است.
مقدمه کتاب که تحت عنوان «درآمد بحث» ثبت شده است، نگاشتهای است مختصر و شتابزده. در صفحه 9 آمده است: «شاید این بحث، بیش از این قابل تعقیب باشد اما هدف صرفاً نگارش سطوری برای ورود بحث از ملاآقا دربندی است.»
این مقدمه که مشتمل بر نگاه مؤلف به جریان شیخیه است، مطلب تازهای ندارد. اینکه در قرن سیزدهم، پدیده خاصی متناسب با افکاری که در نجف یا طهران یا برخی از شهرهای دیگر بوده و در پی جنگهای ایران و روس ایجاد شده است. مؤلف شخصیتهای جریان شیخیه را با علیمحمد باب و ملاآقادربندی در یک ردیف بر میشمرد. نقد این نگاه مستلزم بررسیِ مبانی فکری مؤلف و بنمایههای چنین اندیشهای است. چنین نگاهی که در آن همه اندیشهها با یک نگاه بررسی میشود و خطکشیای علمی مطرح نمیشود، نگاهی علمی نیست و بیشتر به اِعمال نظر شخصی شبیهتر است.
به طور کلی زیربنای افکار مرحوم سیدکاظم رشتی و استاد ایشان، در تضاد با افکار علیمحمدباب است. این مهم را باید در نظر داشت. نباید درگیر روبنا شد و به زیربنا توجه نکرد. متأسفانه باید اشاره کنیم که این نگاه قشری به اندیشههای دینی، یکی از آفتهای نگاه صرفاً تاریخیِ برخی پژوهشگران است. اگر کسی به چنین آفتی تن دهد، همه نحلههای انحرافی و به تعبیر ادعیه «فِرَق مختلفه» از مسیر حق را باید به مسیر حق ربط دهد و فیالمثل بگوید ابوبکر و عمر هم صحابی رسولخدا صلی الله علیه و آله و نعوذ بالله افکار آنها از رسولخدا متأثر است. همانطور که در اینجا به نگاه صرفاً تاریخی اکتفاء نمیشود و بنمایه عقاید و زیربناهای عقیدتی لحاظ میگردد، در جریان شیخیه و بابیه نیز باید چنین رویکردی داشت.
🔹🔸برای خواندن ادامه مطلب، لینک زیر را لمس یا کلیک کنید:
🔻🔻🔻
http://www.aghayed.net/darbandi/
AghayedNet
✔️گزارشی انتقادی از تحلیلهای کتاب «ملاآقا دربندی و مقتل نگاری» درباره شیخیه 🔹قم: نشر مورخ، 1398ش 🔸در لینک زیر: 🔻🔻🔻 https://t.me/AghayedNet/3616
✔️در کتاب «ملا آقا دربندی و مقتلنگاری» حکایتی از حمله شیخیه به ملای دربندی نقل شده است.
🔻در این گزارش انتقادی نشان دادهایم که این حکایت به هفت دلیل مخدوش است... .
✔️همچنین در این کتاب آمده است ملای دربندی نوشته است که در حادثه حمله نجیبپاشا به کربلای معلی، فقط منزل ظلالسلطان و منزل مرحوم حاج سیدکاظم رشتی اع امن اعلام شده است.
🔻در این گزارش انتقادی نشان دادهایم که نقل ملای دربندی از واقعیات تاریخی فاصله دارد... .
🔹🔸متن کامل در لینک زیر:
http://www.aghayed.net/darbandi/
🔻در این گزارش انتقادی نشان دادهایم که این حکایت به هفت دلیل مخدوش است... .
✔️همچنین در این کتاب آمده است ملای دربندی نوشته است که در حادثه حمله نجیبپاشا به کربلای معلی، فقط منزل ظلالسلطان و منزل مرحوم حاج سیدکاظم رشتی اع امن اعلام شده است.
🔻در این گزارش انتقادی نشان دادهایم که نقل ملای دربندی از واقعیات تاریخی فاصله دارد... .
🔹🔸متن کامل در لینک زیر:
http://www.aghayed.net/darbandi/
AghayedNet pinned «✔️در کتاب «ملا آقا دربندی و مقتلنگاری» حکایتی از حمله شیخیه به ملای دربندی نقل شده است. 🔻در این گزارش انتقادی نشان دادهایم که این حکایت به هفت دلیل مخدوش است... . ✔️همچنین در این کتاب آمده است ملای دربندی نوشته است که در حادثه حمله نجیبپاشا به کربلای…»
▪️از آخرین درسهای مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبایی اع در جندق، مورخ ٢جمادی الثانیه ١٣١٩ق.
رحلت ایشان در ٢٣شعبان ١٣١٩ق واقع شد.
@AghayedNet
رحلت ایشان در ٢٣شعبان ١٣١٩ق واقع شد.
@AghayedNet
🔺رسائلی از عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اعلی الله مقامه که در ماه جُمادَی الثانیة (در سالهای مختلف) نگارش آن به پایان رسیده است.
@AghayedNet
@AghayedNet
✔️به مناسبت پنجم جمادی الآخرة
🔻سالروز موت مولوی
زمانى در تهران بودم. ملكالشعراء را ديدم كه شاعران گذشته را نام مىبرد. يادى کرد از پدرش كه شاعرترين شاعران و ملكالشعراء زمان خود بود و داناترين شاعران به بدايع و فصيحترين و بليغترين ايشان بود.
ملكالشعراء گفت: شاعرترين شاعران ايرانى، مولوى رومى است كه مثنوى مشهور را نوشته است.
از اين سخن شگفتزده شدم؛ چراکه در مثنوى شعرهاى غير فصيح كه واژههاى ناپسندى دارد ديده بودم و مىدانستم پدر وى در فن شاعرى استاد بوده. پس خود را ناآگاه به این مسئله پنداشتم تا اينکه خداوند مرا به راز گفته ملكالشعراء آگاه نمود.
آن سِرّ اين است كه هريك از شاعران چون حكمت و ذوق و معرفت مولوى را ندارند، هنگام سرودن شعر نمىتوانند آن مطالب عاليه و آن ذوق و معرفت را به كار گيرند، در نتیجه همانند مثنوى نمىتوانند بياورند. و كسى هم كه حكيم است ولى شاعر بليغى نيست، نمىتواند حكمتى را كه دارد در شعر بيان كند واز آوردن مثل كتاب مولوى عاجز مىشود. از این رو اقرار مىكردند كه او شاعرترين شاعران است و خود ملكالشعراء حكيم نبود و از آوردن مثل مثنوى عاجز بود.
با خود انديشيدم خداوند به تو حكمت و شعر را روزى فرموده بيشتر از آن چيزى كه به مولوى روزى فرموده. گذشته از آنكه در حكمت مولوى، مُنكَراتى است كه مخالف با كتاب خدا و سنت پيغمبرش صلی الله علیه و آله است. پس اگر من بعضى از مطالب حكمت را به شعر درآوردم، از رو در رويى با شعرهاى تو شاعران عاجز مىشوند همانگونه كه از رويارويى با مثنوى عاجز شدند. پس به شعر درآوردم در حالى كه هيچ نيرويى نيست مگر از خداوند، بهگونهاى كه اگر مولوى زنده بود، اظهار مىكرد كه من از او شاعرتر و فصيحتر و بليغتر و حكيمتر هستم.
- مرحوم عالم ربانی حاج محمدکریم کرمانی اع (ترجمهای از ص٧٩ رساله الشهاب الثاقب)
@AghayedNet
🌷تأملاتی بر عباراتِ مذکور از رساله «الشهاب الثاقب»
نظر به اينكه عالم ربانی مرحوم حاج محمدکريم کرمانی اعلی الله مقامه در مقام تحدّی با امثال مولوی میباشد و منظور شريفش ابطال مبانی و مسائل حكمتی است كه مولوی در مثنوی آورده و با كتاب خدا و سنّت پيامبر صلی الله عليه و آله مخالفت دارد، از خود و مثنوی خود تمجيد و تكريم میفرمايد.
و ديگر از جهت آنكه چنين حكمت و اينگونه طبع و قريحه و ذوق را نعمت خدا میبيند و فضل او میداند، به مقتضای «و امّا بنعمة ربّك فحدّث» در مقام تمجيد و تجليل خود و مثنوی خود برآمده است.
از اينها گذشته در كتابی اين بيان را میفرمايد كه در رد علیمحمد باب دروغگو و ملحد و تابعان آن ملعون مرقوم فرمودهاند و به مناسبت، اين جريان را يادآور میشوند و اين خود يك «تاكتيك» به حساب میآيد كه آن ملعونها به كتاب سراسر مزخرفات باب ملعون به نام «بيان» میبالند و اين بزرگوار تودهنی محكمی به دهان پليد آنان میکوبد كه ما با داشتن اين حكمت و معرفت و علم و با داشتن اين طبع و ذوق و قريحه سرشار و اين همه تصنيف، ادّعايی نداشته و خود را از نوكران محمّد و آل محمّد صلّی اللّه عليهم اجمعين میشماريم و آن ملعون ملحد با آن همه حماقت و سفاهت و جهالت و طبع منحرف، مدّعی چه مقاماتی گرديده و الحق كه بايد درباره تابعان آن ملعون و امثال او گفت:
چشم باز و گوش باز و اين عَمی
حيرتم از چشمبندی خدا
و مناسبتی كه اقتضا كرده اين مطلب را ذكر فرمايد آن است كه بعد از نقل اقوال و نظريّاتی كه درباره وجه و جهت معجزه بودن قرآن تا آن زمان اظهار شده، و خودْ وجه و جهت آن را بیان میکند، در نتيجه میفرمايد كه در عالم الفاظ قرآن معجز است در دو مقام:
اوّل آنكه قرآن از نظر مطالب در مقامی است كه فوق مدارك عرب است و آن چنان نبود كه بتوانند دست به اسرار آن بيابند و بشناسند آن اسرار را تا مانندش بياورند؛
و دوّم آنكه عرب مهارتی داشتند در آن زمان در صنعت فصاحت و بلاغت و بدايع و حسن تأليف و تركيب و... پس قرآن نازل شد بر نظمی و فصاحت و بلاغت و بدايعی كه عقلهای آنها حيران شد و در برابر آن مبهوت گرديدند.
@AghayedNet
🔻سالروز موت مولوی
زمانى در تهران بودم. ملكالشعراء را ديدم كه شاعران گذشته را نام مىبرد. يادى کرد از پدرش كه شاعرترين شاعران و ملكالشعراء زمان خود بود و داناترين شاعران به بدايع و فصيحترين و بليغترين ايشان بود.
ملكالشعراء گفت: شاعرترين شاعران ايرانى، مولوى رومى است كه مثنوى مشهور را نوشته است.
از اين سخن شگفتزده شدم؛ چراکه در مثنوى شعرهاى غير فصيح كه واژههاى ناپسندى دارد ديده بودم و مىدانستم پدر وى در فن شاعرى استاد بوده. پس خود را ناآگاه به این مسئله پنداشتم تا اينکه خداوند مرا به راز گفته ملكالشعراء آگاه نمود.
آن سِرّ اين است كه هريك از شاعران چون حكمت و ذوق و معرفت مولوى را ندارند، هنگام سرودن شعر نمىتوانند آن مطالب عاليه و آن ذوق و معرفت را به كار گيرند، در نتیجه همانند مثنوى نمىتوانند بياورند. و كسى هم كه حكيم است ولى شاعر بليغى نيست، نمىتواند حكمتى را كه دارد در شعر بيان كند واز آوردن مثل كتاب مولوى عاجز مىشود. از این رو اقرار مىكردند كه او شاعرترين شاعران است و خود ملكالشعراء حكيم نبود و از آوردن مثل مثنوى عاجز بود.
با خود انديشيدم خداوند به تو حكمت و شعر را روزى فرموده بيشتر از آن چيزى كه به مولوى روزى فرموده. گذشته از آنكه در حكمت مولوى، مُنكَراتى است كه مخالف با كتاب خدا و سنت پيغمبرش صلی الله علیه و آله است. پس اگر من بعضى از مطالب حكمت را به شعر درآوردم، از رو در رويى با شعرهاى تو شاعران عاجز مىشوند همانگونه كه از رويارويى با مثنوى عاجز شدند. پس به شعر درآوردم در حالى كه هيچ نيرويى نيست مگر از خداوند، بهگونهاى كه اگر مولوى زنده بود، اظهار مىكرد كه من از او شاعرتر و فصيحتر و بليغتر و حكيمتر هستم.
- مرحوم عالم ربانی حاج محمدکریم کرمانی اع (ترجمهای از ص٧٩ رساله الشهاب الثاقب)
@AghayedNet
🌷تأملاتی بر عباراتِ مذکور از رساله «الشهاب الثاقب»
نظر به اينكه عالم ربانی مرحوم حاج محمدکريم کرمانی اعلی الله مقامه در مقام تحدّی با امثال مولوی میباشد و منظور شريفش ابطال مبانی و مسائل حكمتی است كه مولوی در مثنوی آورده و با كتاب خدا و سنّت پيامبر صلی الله عليه و آله مخالفت دارد، از خود و مثنوی خود تمجيد و تكريم میفرمايد.
و ديگر از جهت آنكه چنين حكمت و اينگونه طبع و قريحه و ذوق را نعمت خدا میبيند و فضل او میداند، به مقتضای «و امّا بنعمة ربّك فحدّث» در مقام تمجيد و تجليل خود و مثنوی خود برآمده است.
از اينها گذشته در كتابی اين بيان را میفرمايد كه در رد علیمحمد باب دروغگو و ملحد و تابعان آن ملعون مرقوم فرمودهاند و به مناسبت، اين جريان را يادآور میشوند و اين خود يك «تاكتيك» به حساب میآيد كه آن ملعونها به كتاب سراسر مزخرفات باب ملعون به نام «بيان» میبالند و اين بزرگوار تودهنی محكمی به دهان پليد آنان میکوبد كه ما با داشتن اين حكمت و معرفت و علم و با داشتن اين طبع و ذوق و قريحه سرشار و اين همه تصنيف، ادّعايی نداشته و خود را از نوكران محمّد و آل محمّد صلّی اللّه عليهم اجمعين میشماريم و آن ملعون ملحد با آن همه حماقت و سفاهت و جهالت و طبع منحرف، مدّعی چه مقاماتی گرديده و الحق كه بايد درباره تابعان آن ملعون و امثال او گفت:
چشم باز و گوش باز و اين عَمی
حيرتم از چشمبندی خدا
و مناسبتی كه اقتضا كرده اين مطلب را ذكر فرمايد آن است كه بعد از نقل اقوال و نظريّاتی كه درباره وجه و جهت معجزه بودن قرآن تا آن زمان اظهار شده، و خودْ وجه و جهت آن را بیان میکند، در نتيجه میفرمايد كه در عالم الفاظ قرآن معجز است در دو مقام:
اوّل آنكه قرآن از نظر مطالب در مقامی است كه فوق مدارك عرب است و آن چنان نبود كه بتوانند دست به اسرار آن بيابند و بشناسند آن اسرار را تا مانندش بياورند؛
و دوّم آنكه عرب مهارتی داشتند در آن زمان در صنعت فصاحت و بلاغت و بدايع و حسن تأليف و تركيب و... پس قرآن نازل شد بر نظمی و فصاحت و بلاغت و بدايعی كه عقلهای آنها حيران شد و در برابر آن مبهوت گرديدند.
@AghayedNet
Forwarded from AghayedNet
✔️چرا مثبت نوشتن درباره شیخیه، شجاعت می خواهد؟
یاد نکردن از جریان شیخیه در کتاب های مرتبط، باعث شگفتی اهل فن است.
متأسفانه بارها در کتب متعدد دیده شده است که مؤلف این خلأ را در کتاب خود تحمل کرده و سیر تاریخی و بحثیِ کتاب را ناقص کرده است و با این حال به بررسی این اندیشه نپرداخته است. به راستی این خودسانسوری به چه علت است؟
🔻ادامه در لینک زیر:
http://www.aghayed.net/mosbatneveshtan/
یاد نکردن از جریان شیخیه در کتاب های مرتبط، باعث شگفتی اهل فن است.
متأسفانه بارها در کتب متعدد دیده شده است که مؤلف این خلأ را در کتاب خود تحمل کرده و سیر تاریخی و بحثیِ کتاب را ناقص کرده است و با این حال به بررسی این اندیشه نپرداخته است. به راستی این خودسانسوری به چه علت است؟
🔻ادامه در لینک زیر:
http://www.aghayed.net/mosbatneveshtan/
عقاید
چرا مثبت نوشتن درباره شیخیه ،شجاعت می خواهد؟
یاد نکردن از جریان شیخیه در کتاب های مرتبط، باعث شگفتی اهل فن است. متأسفانه بارها در کتب متعدد دیده شده است که مؤلف این خلأ را در کتاب خود تحمل کرده و...
AghayedNet
🔺رسائلی از عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اعلی الله مقامه که در ماه جُمادَی الثانیة (در سالهای مختلف) نگارش آن به پایان رسیده است. @AghayedNet
🔺رسائلی از عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی، شاگرد بارز مرحوم حاج محمدکریم کرمانی، اعلی الله مقامهما که در ماه جمادی الآخرة نگارش آن به پایان رسیده است.
@AghayedNet
@AghayedNet
🔸نسخه ای از شرح الفوائد، تصنیف عالم ربانی مرحوم شیخ احمد اَحسائی، در کتابخانه دانشگاه شهر ریاض
🔹شیخ مرحوم أعلی اللهُ درجتَه در سال 1233ق کتاب شرح فوائدِ خود را به جامعه شیعه عرضه کردند.
🔸این کتاب، بیان اصول فلسفی شیخ مرحوم اع است و در اصل دوازده فائده بوده که بعد نیز چند فائده دیگر را اضافه کردهاند.
🔹سپس کسی از ایشان تقاضا میکند که آن را شرح بفرمایید و شرح فرمودهاند و نام آن را «شرح الفوائد» گذاردهاند.
@AghayedNet
🔹شیخ مرحوم أعلی اللهُ درجتَه در سال 1233ق کتاب شرح فوائدِ خود را به جامعه شیعه عرضه کردند.
🔸این کتاب، بیان اصول فلسفی شیخ مرحوم اع است و در اصل دوازده فائده بوده که بعد نیز چند فائده دیگر را اضافه کردهاند.
🔹سپس کسی از ایشان تقاضا میکند که آن را شرح بفرمایید و شرح فرمودهاند و نام آن را «شرح الفوائد» گذاردهاند.
@AghayedNet