✔️وَ اجْعَلْ وَاحِداً مِنَ الْأَئِمَّةِ نُصْبَ عَيْنَيْك [بحارالأنوار، ج٨١، ص٢٠٧]
💠بخش دوم
🔻بخشی از رساله مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اع
در جواب سؤالات مرحوم میرزا حسنعلیخان نائینی
🔸و به ابیبصیر فرمودند و حال آنکه ابوبصیر کور بود و صورت جمادی را نمیدید، الست تراه فی وقتک و نفرمودند ان معرفتی بالجمادیة و النباتیة و الحیوانیة و الانسانیة هی معرفة الله؛ بلکه فرمودند ان معرفتی بالنورانیة هی معرفة الله عز و جل.
🔹و آن صورت ظهور الله است مثل آنکه صورت قیام زید، ظهور زید است و آن ظهور وجه الله است که بدون او محال است توجه به خدا کردن حتی انبیاء علیهمالسلام توجه به آن ظهور میکردند هر وقت که اراده توجه به خدا میکردند.
🔸و هیچ فرقی در میان ظاهر و ظهور نیست مگر اینکه ظاهر اصل است و ظهور فرع و ظاهر در ظهور، اوجد و اظهر از نفس ظهور است که بعد از ذهول از ظهور، به غیر ظاهر چیزی نیست. مثل آنکه قیام زید، ظهور زید است و چون کشف حجاب ظهور را کردید، زید را مشاهده میکنید به طوری که به غیر از او چیزی نمیبینید؛ بلکه با قطع نظر از زید، ظهور زید وجودی نخواهد داشت و عدم محض خواهد بود و با زید و به زید برپا خواهد بود.
فان کنت ذافهم تشاهد ما قلنا
و ان لمیکن فهم فتأخذه عنا
🔹باری پس شما الان توجه میکنید به رسول خدا صلی الله علیه و آله و زیارت میکنید او را و عرض میکنید السلام علیک یا رسول الله.
🔸و در این حال، توجه به او دارید و حال آنکه صورت جمادی ایشان را ندیدهاید و در حال زیارت ایشان، به غیر ایشان توجه ندارید و ایشان را از جمیع کسانی که غیر ایشان هستند جدا کردهاید و تمیز دادهاید.
🔹و بعد، توجه به حضرت امیر صلوات الله علیه و آله میکنید و عرض میکنید السلام علیک یا وصی رسول رب العالمین و ایشان را از پیغمبر صلی الله علیه و آله و سایر ائمه علیهمالسلام جدا میکنید و تمیز میدهید.
🔸و بعد رو میکنید به حضرت فاطمه و عرض میکنید السلام علیک یا بضعة الرسول صلی الله علیه و آله و ایشان را از پدر و شوهر و فرزندان او علیهمالسلام جدا میکنید و تمیز میدهید و حال آنکه صورت جمادی را ندیدهاید.
🔹و همچنین است در هر امامی بعد امامی تا میرسید به امام زمان روحی له الفداء و عجل الله فرجه و عرض میکنید السلام علیک یا حجة الله السلام علیک یا بقیة الله فی الارض انت خیر لنا راع لنا غیر مهمل لمراعاتنا و لا ناس لذکرنا و لولا ذلک لاصطلمتنا اللأواء و احاطت بنا الاعداء یا خلیفة الله و القائم مقام الله انت الجاه الذی یتوجه الیه الاولیاء صلی الله علیک و علی آبائک الطیبین الطاهرین و رحمة الله و برکاته الیک ایابی و علیک حسابی انا لله و انا الیه راجعون ان شاء الله ما شاء الله و لا قوه الا بالله.
————————
🔹توضیحات بیشتر درباره تفاوت «معبود» و «جهت عبادت»
🔸در لینک زیر:
🔻🔻🔻
https://t.me/AghayedNet/3408
💠بخش دوم
🔻بخشی از رساله مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اع
در جواب سؤالات مرحوم میرزا حسنعلیخان نائینی
🔸و به ابیبصیر فرمودند و حال آنکه ابوبصیر کور بود و صورت جمادی را نمیدید، الست تراه فی وقتک و نفرمودند ان معرفتی بالجمادیة و النباتیة و الحیوانیة و الانسانیة هی معرفة الله؛ بلکه فرمودند ان معرفتی بالنورانیة هی معرفة الله عز و جل.
🔹و آن صورت ظهور الله است مثل آنکه صورت قیام زید، ظهور زید است و آن ظهور وجه الله است که بدون او محال است توجه به خدا کردن حتی انبیاء علیهمالسلام توجه به آن ظهور میکردند هر وقت که اراده توجه به خدا میکردند.
🔸و هیچ فرقی در میان ظاهر و ظهور نیست مگر اینکه ظاهر اصل است و ظهور فرع و ظاهر در ظهور، اوجد و اظهر از نفس ظهور است که بعد از ذهول از ظهور، به غیر ظاهر چیزی نیست. مثل آنکه قیام زید، ظهور زید است و چون کشف حجاب ظهور را کردید، زید را مشاهده میکنید به طوری که به غیر از او چیزی نمیبینید؛ بلکه با قطع نظر از زید، ظهور زید وجودی نخواهد داشت و عدم محض خواهد بود و با زید و به زید برپا خواهد بود.
فان کنت ذافهم تشاهد ما قلنا
و ان لمیکن فهم فتأخذه عنا
🔹باری پس شما الان توجه میکنید به رسول خدا صلی الله علیه و آله و زیارت میکنید او را و عرض میکنید السلام علیک یا رسول الله.
🔸و در این حال، توجه به او دارید و حال آنکه صورت جمادی ایشان را ندیدهاید و در حال زیارت ایشان، به غیر ایشان توجه ندارید و ایشان را از جمیع کسانی که غیر ایشان هستند جدا کردهاید و تمیز دادهاید.
🔹و بعد، توجه به حضرت امیر صلوات الله علیه و آله میکنید و عرض میکنید السلام علیک یا وصی رسول رب العالمین و ایشان را از پیغمبر صلی الله علیه و آله و سایر ائمه علیهمالسلام جدا میکنید و تمیز میدهید.
🔸و بعد رو میکنید به حضرت فاطمه و عرض میکنید السلام علیک یا بضعة الرسول صلی الله علیه و آله و ایشان را از پدر و شوهر و فرزندان او علیهمالسلام جدا میکنید و تمیز میدهید و حال آنکه صورت جمادی را ندیدهاید.
🔹و همچنین است در هر امامی بعد امامی تا میرسید به امام زمان روحی له الفداء و عجل الله فرجه و عرض میکنید السلام علیک یا حجة الله السلام علیک یا بقیة الله فی الارض انت خیر لنا راع لنا غیر مهمل لمراعاتنا و لا ناس لذکرنا و لولا ذلک لاصطلمتنا اللأواء و احاطت بنا الاعداء یا خلیفة الله و القائم مقام الله انت الجاه الذی یتوجه الیه الاولیاء صلی الله علیک و علی آبائک الطیبین الطاهرین و رحمة الله و برکاته الیک ایابی و علیک حسابی انا لله و انا الیه راجعون ان شاء الله ما شاء الله و لا قوه الا بالله.
————————
🔹توضیحات بیشتر درباره تفاوت «معبود» و «جهت عبادت»
🔸در لینک زیر:
🔻🔻🔻
https://t.me/AghayedNet/3408
Telegram
AghayedNet
توضیحی درباره یک تهمت به شیخیه در بحث خداشناسی (٢)
شش. اما نکته کلیدی و مهمی که ممکن است همین مسئله باعث این تهمتها شده، این است که باید میان معبود و جهت عبادت تفاوت قائل شد.
جسم ما رو به کعبه میکند؛ ولی آیا کعبه را میپرستد؟ معبودِ ما کعبه است یا خدا؟…
شش. اما نکته کلیدی و مهمی که ممکن است همین مسئله باعث این تهمتها شده، این است که باید میان معبود و جهت عبادت تفاوت قائل شد.
جسم ما رو به کعبه میکند؛ ولی آیا کعبه را میپرستد؟ معبودِ ما کعبه است یا خدا؟…
✔️رسول خدا صلی الله عليه و آله:
🔹أشدّ النّاس بلاء الأنبياء ثمّ الأمثل فالأمثل يبتلی الرّجل على حسب دينه فإن كان في دينه صلباً اشتدّ بلاؤه و إن كان في دينه رقّة ابتلى على قدر دينه فما يبرح البلاء بالعبد حتّى يتركه يمشی على الأرض و ما عليه خطيئة.
🔸[حاصل معنی:] ابتلاء پيغمبران از همه مردم شدیدتر است و پس از آن هر كه به آنها نزديکتر است. شخص به اندازه قوت دين خود بلا میبيند اگر دين او محكم باشد ابتلاء او سخت است و اگر دين او سست باشد به اندازه دين خود بلا میبيند. بلا بر بنده فرو مىآيد تا همه گناهان او را پاك كند.
📚نهج الفصاحة
@AghayedNet
🔹أشدّ النّاس بلاء الأنبياء ثمّ الأمثل فالأمثل يبتلی الرّجل على حسب دينه فإن كان في دينه صلباً اشتدّ بلاؤه و إن كان في دينه رقّة ابتلى على قدر دينه فما يبرح البلاء بالعبد حتّى يتركه يمشی على الأرض و ما عليه خطيئة.
🔸[حاصل معنی:] ابتلاء پيغمبران از همه مردم شدیدتر است و پس از آن هر كه به آنها نزديکتر است. شخص به اندازه قوت دين خود بلا میبيند اگر دين او محكم باشد ابتلاء او سخت است و اگر دين او سست باشد به اندازه دين خود بلا میبيند. بلا بر بنده فرو مىآيد تا همه گناهان او را پاك كند.
📚نهج الفصاحة
@AghayedNet
🔺کتاب تازه منتشر شده لهیب الأحزان الضارم فی وفاة الإمام موسی بن جعفر الکاظم (علیهماالسلام)، نگاشته شیخ حسین آل عصفور
میان خاندان آل عصفور و عالم ربانی مرحوم شیخ احمد احسائی اع ارتباطات و مراوداتی بوده است. از جمله شیخ حسین آل عصفور به این بزرگوار اجازه داده است و احمد بن محمد آل عصفور از ایشان اع اجازه گرفته است.
همچنین در زمان حضور در احساء مناظرات و مباحثاتی با بزرگ اخباریها، شیخ محمد بن شیخ حسین آل عصفور و برادران و فرزندان او داشتند. خود ایشان در شرح حال خود میفرماید: «و لقد کان بینی و بین الشیخ محمد بن الشیخ حسین بن عصفور البحرانی رحمهم الله بحث کثیر و اکثر الإنکار علیّ ثم انصرفنا.»
پیش از این، در مقاله «درآمدی بر میراث بحرینی عالم ربانی مرحوم شیخ احمد احسائی اع» به مباحثی در این باره اشاره کرده ایم.
@AghayedNet
میان خاندان آل عصفور و عالم ربانی مرحوم شیخ احمد احسائی اع ارتباطات و مراوداتی بوده است. از جمله شیخ حسین آل عصفور به این بزرگوار اجازه داده است و احمد بن محمد آل عصفور از ایشان اع اجازه گرفته است.
همچنین در زمان حضور در احساء مناظرات و مباحثاتی با بزرگ اخباریها، شیخ محمد بن شیخ حسین آل عصفور و برادران و فرزندان او داشتند. خود ایشان در شرح حال خود میفرماید: «و لقد کان بینی و بین الشیخ محمد بن الشیخ حسین بن عصفور البحرانی رحمهم الله بحث کثیر و اکثر الإنکار علیّ ثم انصرفنا.»
پیش از این، در مقاله «درآمدی بر میراث بحرینی عالم ربانی مرحوم شیخ احمد احسائی اع» به مباحثی در این باره اشاره کرده ایم.
@AghayedNet
✔️جایگاه معصومین علیهمالسلام و فاطمه زهرا سلام الله علیها در تکوین و تشریع
🔸اما بعد فيقول العبد المسكين احمد بن زين الدين
قوله [ای: قول السائل] سلمه الله:
🔸ان مكمّل التكويني لابد ان يكون مكمّل التشريعي و جناب فاطمة عليهاالسلام مكمّل في التكوين و لم يكن مكمِّلاً في التشريع.
🔸اقول:
🔸ما كلُّ مكمّلٍ في التكوين يكون مكملاً في التشريع و كذلك العكس مثل الخضر و الموسی عليهما السلام فإن خضر عليهالسلام كان مكمّلاً في التكوين و لم يكن مكملاً في التشريع و موسی عليهالسلام بالعكس.
🔸نعم اذا كان المكمل كليّاً عامّاً اعني أنه إذا كان لجميع ما سوی الله سبحانه يكون مكمّلاً في التكوينات و التشريعات كلها و محمد و آله صلی الله عليه و آله كذلك فكل واحد من الاربعة عشر صلی الله عليه و آله اجمعين علّة لكل شيء فكل واحد منهم علة للوجودَين الوجود التشريعي و الوجود الكوني و للتشريعيَن التشريع الكوني و التشريع الشرعي.
🔸و اما فاطمة صلوات الله عليها فكذلك إلا أنّ الأداء عن الله سبحانه سقط عنها كما سقط الجهاد عن النساء كما هو مقتضی مقامهن اذ من المكلّفين رجال و لايجوز للنساء تبليغهم لوجود المحذور في كثير من الامور.
🔸مع انها محلّ القوّام بذلك عليهم السلام كما يشير اليه قوله تعالی «فيها يفرق كل امر حكيم امراً من عندنا.»
✔️حاصل معنی:
🔹پرسش:
🔹مکمّل در عرصه تکوین، باید در عرصه تشریع نیز مکمل باشد و فاطمه سلام الله علیها در تکوین مکمل است و در تشریع مکمل نیستند.
🔹پاسخ:
🔹 نه هرچه در تکوین مکمل است در تشریع نیز مکمل است. و برعکس نیز چنین است؛ همچون خضر و موسی علیهماالسلام. چه اینکه خضر علیه السلام در تکوین مکمل بود و در تشریع مکمل نبود و موسی علیه السلام برعکس.
🔹بله، اگر مکمل کلی و عام باشد، یعنی مکمل برای همه ما سوی الله باشد، در همه تکوینات و تشریعات مکمل خواهد بود و محمد و آل او صلی الله علیه و آله چنینند.
🔹پس هر یک از چهارده نفر صلی الله علیه و آله اجمعین، برای هر چیزی علّتند. پس هر کدام از ایشان علتند برای دو وجود؛ وجود تشریعی و وجود تکوینی و علتند برای دو تشریع، تشریع تکوینی و تشریعِ شرعی.
🔹و فاطمه زهرا سلام الله علیها نیز چنین است مگر آنکه اَداء و رسانیدن از جانب خداوند از او ساقط شده است همان گونه که جهاد از زنان ساقط است چه اینکه مقتضای مقام زنان چنین است. چراکه میان مکلفین، مردانند و جایز نیست که زنان برای ایشان تبلیغ کنند به علت وجود موانع در بسیاری از امور.
🔹گذشته از آنکه زهرا سلام الله علیها محلّ قائمان به تبلیغ است علیهم السلام، چنانکه به این مطلب اشاره دارد آیه شریفه «فِیها یُفرَقُ کُلُّ أمرٍ حَکیم أمراً مِن عِندِنا.»
@AghayedNet
🔸اما بعد فيقول العبد المسكين احمد بن زين الدين
قوله [ای: قول السائل] سلمه الله:
🔸ان مكمّل التكويني لابد ان يكون مكمّل التشريعي و جناب فاطمة عليهاالسلام مكمّل في التكوين و لم يكن مكمِّلاً في التشريع.
🔸اقول:
🔸ما كلُّ مكمّلٍ في التكوين يكون مكملاً في التشريع و كذلك العكس مثل الخضر و الموسی عليهما السلام فإن خضر عليهالسلام كان مكمّلاً في التكوين و لم يكن مكملاً في التشريع و موسی عليهالسلام بالعكس.
🔸نعم اذا كان المكمل كليّاً عامّاً اعني أنه إذا كان لجميع ما سوی الله سبحانه يكون مكمّلاً في التكوينات و التشريعات كلها و محمد و آله صلی الله عليه و آله كذلك فكل واحد من الاربعة عشر صلی الله عليه و آله اجمعين علّة لكل شيء فكل واحد منهم علة للوجودَين الوجود التشريعي و الوجود الكوني و للتشريعيَن التشريع الكوني و التشريع الشرعي.
🔸و اما فاطمة صلوات الله عليها فكذلك إلا أنّ الأداء عن الله سبحانه سقط عنها كما سقط الجهاد عن النساء كما هو مقتضی مقامهن اذ من المكلّفين رجال و لايجوز للنساء تبليغهم لوجود المحذور في كثير من الامور.
🔸مع انها محلّ القوّام بذلك عليهم السلام كما يشير اليه قوله تعالی «فيها يفرق كل امر حكيم امراً من عندنا.»
✔️حاصل معنی:
🔹پرسش:
🔹مکمّل در عرصه تکوین، باید در عرصه تشریع نیز مکمل باشد و فاطمه سلام الله علیها در تکوین مکمل است و در تشریع مکمل نیستند.
🔹پاسخ:
🔹 نه هرچه در تکوین مکمل است در تشریع نیز مکمل است. و برعکس نیز چنین است؛ همچون خضر و موسی علیهماالسلام. چه اینکه خضر علیه السلام در تکوین مکمل بود و در تشریع مکمل نبود و موسی علیه السلام برعکس.
🔹بله، اگر مکمل کلی و عام باشد، یعنی مکمل برای همه ما سوی الله باشد، در همه تکوینات و تشریعات مکمل خواهد بود و محمد و آل او صلی الله علیه و آله چنینند.
🔹پس هر یک از چهارده نفر صلی الله علیه و آله اجمعین، برای هر چیزی علّتند. پس هر کدام از ایشان علتند برای دو وجود؛ وجود تشریعی و وجود تکوینی و علتند برای دو تشریع، تشریع تکوینی و تشریعِ شرعی.
🔹و فاطمه زهرا سلام الله علیها نیز چنین است مگر آنکه اَداء و رسانیدن از جانب خداوند از او ساقط شده است همان گونه که جهاد از زنان ساقط است چه اینکه مقتضای مقام زنان چنین است. چراکه میان مکلفین، مردانند و جایز نیست که زنان برای ایشان تبلیغ کنند به علت وجود موانع در بسیاری از امور.
🔹گذشته از آنکه زهرا سلام الله علیها محلّ قائمان به تبلیغ است علیهم السلام، چنانکه به این مطلب اشاره دارد آیه شریفه «فِیها یُفرَقُ کُلُّ أمرٍ حَکیم أمراً مِن عِندِنا.»
@AghayedNet
أیْنَ الطّالِبُ بِدَمِ الْمَقْتُولِ بِکَرْبَلاءَ
أَیْنَ ابْنُ النَّبِىِّ الْمُصْطَفى
وَ ابْنُ عَلِىٍّ الْمُرْتَضى
وَ ابْنُ فاطِمَةَ الْکُبْرى
@AghayedNet
أَیْنَ ابْنُ النَّبِىِّ الْمُصْطَفى
وَ ابْنُ عَلِىٍّ الْمُرْتَضى
وَ ابْنُ فاطِمَةَ الْکُبْرى
@AghayedNet
✔️طنزی سیاه و تلخ... شیخیه از نگاه وهابیه!!!
🔻بخش اول
وقتی محمد بن عبدالوهاب در سال ١١۶٠ق به شهر درعیه، از شهرهای مشهور نجد رفت و با محمد بن مسعود، جد آل سعود دیدار و با همکاری او اندیشه باطل خود را منتشر کرد، شش سال پیش از تولد عالم ربانی مرحوم شیخ احمد اَحسائی اع بود.
در سال ١١۶۶ق شیخ احساء اع متولد شد و کودکی و جوانی را سپری میکرد. هر روز که میگذشت، سایه تفکر وهابیگری بر مناطق مختلف حجاز سایه میافکند. تاریخ آن بُرهه از جنایتهای خاندان وهابیها و مزدوران آنان آکنده است. این خباثتها در زندگی مؤمنانِ آن دوره تأثیرگذار بود و شیخ اع مستثنی نبود.
آن بزرگوار پس از اینکه در سال ١١٨۶ به نجف اشرف و کربلاء معلی سفر کوتاهی کردند، یک سال بیشتر نگذشت که به احساء بازگشتند. پس از بازگشت، حدود سال ١١٨٨ با مریم دختر خمیس آل عصر ی قرینی ازدواج کردند. شیخ محمدتقی در سلخ ماه رمضان ١١٨٩ و شیخ علینقی در ١٩ شوال ١١٩١ متولد شد. این بزرگوار در آن دیار به امر تعلیم و تعلم اشتغال داشتند و نخستین اجازه خود را از شیخ احمد دمستانی در غُرّه ماه محرم ١٢٠۵ دریافت کردند.
حدود سال ١٢٠٧ بود که حکومت آن نواحی به عبدالعزیز بن محمد رسید. این شخص از پیروان محمد بن عبدالوهاب بود و در نتیجه به کشتار عالمان و شخصیتهای آن سامان اقدام کرد. آنها را میکشت و برخی را زجر و طرد میکرد. شیخ احساء به ناچار به بحرین فرار کردند. تقریباً ماه رمضان همان سال بود یا اندکی بعد.
وقایع زندگی این عالم جلیل، مرحوم شیخ احمد احسائی اع ادامه داشت تا سال ١٢١۵ که بار دیگر حرکت وهابیت ایشان را به هجرت واداشت. اواخر آن سال حملههای وهابیها به نواحی شمالی حجاز شدت گرفت و مؤمنان هَجَر و اَحساء و قطیف و أوال را در تنگنا قرار داد. این بزرگوار به عزم زیارت مشاهد مشرفه عراق، بار دیگر مهاجرت فرمود.
اندیشه وهابیگری، جای خود را باز کرده و ریشههای حکومت سیاسیاش در حجاز، تثبیت شده بود. از آن سو، در همین منطقه و به طور مشخص در احساء، اندیشه نورانی شیخ اع، در نقطه مقابل اندیشه وهابیگری جلوهای تازه داشت.
تعالیم مرحوم شیخ احمد اَحسائی، صد در صد ضدیت کامل با گزارههای مکتب وهابیت داشت. اگر وهابیت «توسل» به وسایط را رد میکند و شرک میپندارد و عملاً با کریمه «و ابتغوا الیه الوسیلة» مخالفت میکند، در مکتب مرحوم شیخ احمد اَحسائی، به وسایط توجه شده و توسلاتی که از جانب معصومین سلام الله علیهم اجمعین دستور رسیده، بیان میشد.
هم زمانیِ این دو اندیشه را از عجایب میدانیم. با تأمل در اندیشه عالم ربانی مرحوم شیخ احمد اَحسائی و با نگاهی به عقاید گروه خبیثِ وهابیت، مییابیم یک جنگِ تمام عیار بین نور و ظلمت آغاز شده بود. از طرفی نگاهِ قشری و پوچِ محمد بن عبدالوهاب به گزارههای دینی و از طرفی آموزه های نورانی و عمیقِ شیخ احمد احسائی.
کسانی که هم زمانی این دو مکتب را به چیزهای دیگری ربط میدهند، چشم خود را بر حقایق بستهاند.
برای نمونه، نگارنده در خاطر دارد که ۵ آبان ١٣٩۵ش، روزنامه کیهان مطلبی با محوریت موضوعِ «همزمانیِ مرحوم شیخ احمد اَحسائی با گسترش وهابیت در احساء» به چاپ رسانید. در آنجا این جمله ثبت شده بود:
«بدون شک شرایط سخت حکومت وهابیان بر منطقه احساء که همیشه در دشمنی با شیعیان اصرار ورزیدهاند، در پیدایش روحیات و خلق و خوی شیخ احمد... مؤثر بود.»
به راستی فراز غریبی است! و معلوم نیست نویسنده یا نویسندگان آن چه غرضی داشتهاند. آنچه مسلّم است اینکه یکی از علل اظهار معارف توسط شیخ اع رویارویی با فرقه انحرافیِ وهابیت است. این بی انصافی است مکتبِ عمیقِ فکریِ مبتنی بر تعالیم تشیع ِ شیخ اع را به صِرف معاصر بودنش با وهابیت، متأثر از آن قلمداد کنیم! این بیرحمیِ تاریخی و پژوهشی است.
بهراستی اینگونه تعبیرات، غفلت است یا تغافل؟ جهالت است یا عناد؟ از سویی این بزرگوار اع را به غلو در مقامات اهل بیت علیهم السلام متهم میکنند و در جایی به همراهی با وهابیت!!! این چه بامی است که دویست سال است دو هوا دارد؟! و آیا به راستی قصد اصلاح فهم خویش را ندارند؟
وهابیت، اندیشه خشک و پوچی است با نگاهی سطحی به گزارههای دینی و مُنکر مباحث عرفانی و معنوی. ماتریالیسم صِرف و منهمک در پوسته و قشر. طنز سیاه آنجاست که چنین مکتب و اندیشهای بخواهد درباره اندیشهای ژَرف و نورانی که پرچمدار تفصیل مباحث باطن دین و نظامدهنده به روایاتِ باطنیِ تشیع است، قلم بزند! چنین قلم و قدمی، مضحکهای خواهد بود!
🔸برای خواندن ادامه مطلب، لینک زیر را لمس یا کلیک کنید:
🔻🔻🔻
http://www.aghayed.net/vahaabiat1/
🔻بخش اول
وقتی محمد بن عبدالوهاب در سال ١١۶٠ق به شهر درعیه، از شهرهای مشهور نجد رفت و با محمد بن مسعود، جد آل سعود دیدار و با همکاری او اندیشه باطل خود را منتشر کرد، شش سال پیش از تولد عالم ربانی مرحوم شیخ احمد اَحسائی اع بود.
در سال ١١۶۶ق شیخ احساء اع متولد شد و کودکی و جوانی را سپری میکرد. هر روز که میگذشت، سایه تفکر وهابیگری بر مناطق مختلف حجاز سایه میافکند. تاریخ آن بُرهه از جنایتهای خاندان وهابیها و مزدوران آنان آکنده است. این خباثتها در زندگی مؤمنانِ آن دوره تأثیرگذار بود و شیخ اع مستثنی نبود.
آن بزرگوار پس از اینکه در سال ١١٨۶ به نجف اشرف و کربلاء معلی سفر کوتاهی کردند، یک سال بیشتر نگذشت که به احساء بازگشتند. پس از بازگشت، حدود سال ١١٨٨ با مریم دختر خمیس آل عصر ی قرینی ازدواج کردند. شیخ محمدتقی در سلخ ماه رمضان ١١٨٩ و شیخ علینقی در ١٩ شوال ١١٩١ متولد شد. این بزرگوار در آن دیار به امر تعلیم و تعلم اشتغال داشتند و نخستین اجازه خود را از شیخ احمد دمستانی در غُرّه ماه محرم ١٢٠۵ دریافت کردند.
حدود سال ١٢٠٧ بود که حکومت آن نواحی به عبدالعزیز بن محمد رسید. این شخص از پیروان محمد بن عبدالوهاب بود و در نتیجه به کشتار عالمان و شخصیتهای آن سامان اقدام کرد. آنها را میکشت و برخی را زجر و طرد میکرد. شیخ احساء به ناچار به بحرین فرار کردند. تقریباً ماه رمضان همان سال بود یا اندکی بعد.
وقایع زندگی این عالم جلیل، مرحوم شیخ احمد احسائی اع ادامه داشت تا سال ١٢١۵ که بار دیگر حرکت وهابیت ایشان را به هجرت واداشت. اواخر آن سال حملههای وهابیها به نواحی شمالی حجاز شدت گرفت و مؤمنان هَجَر و اَحساء و قطیف و أوال را در تنگنا قرار داد. این بزرگوار به عزم زیارت مشاهد مشرفه عراق، بار دیگر مهاجرت فرمود.
اندیشه وهابیگری، جای خود را باز کرده و ریشههای حکومت سیاسیاش در حجاز، تثبیت شده بود. از آن سو، در همین منطقه و به طور مشخص در احساء، اندیشه نورانی شیخ اع، در نقطه مقابل اندیشه وهابیگری جلوهای تازه داشت.
تعالیم مرحوم شیخ احمد اَحسائی، صد در صد ضدیت کامل با گزارههای مکتب وهابیت داشت. اگر وهابیت «توسل» به وسایط را رد میکند و شرک میپندارد و عملاً با کریمه «و ابتغوا الیه الوسیلة» مخالفت میکند، در مکتب مرحوم شیخ احمد اَحسائی، به وسایط توجه شده و توسلاتی که از جانب معصومین سلام الله علیهم اجمعین دستور رسیده، بیان میشد.
هم زمانیِ این دو اندیشه را از عجایب میدانیم. با تأمل در اندیشه عالم ربانی مرحوم شیخ احمد اَحسائی و با نگاهی به عقاید گروه خبیثِ وهابیت، مییابیم یک جنگِ تمام عیار بین نور و ظلمت آغاز شده بود. از طرفی نگاهِ قشری و پوچِ محمد بن عبدالوهاب به گزارههای دینی و از طرفی آموزه های نورانی و عمیقِ شیخ احمد احسائی.
کسانی که هم زمانی این دو مکتب را به چیزهای دیگری ربط میدهند، چشم خود را بر حقایق بستهاند.
برای نمونه، نگارنده در خاطر دارد که ۵ آبان ١٣٩۵ش، روزنامه کیهان مطلبی با محوریت موضوعِ «همزمانیِ مرحوم شیخ احمد اَحسائی با گسترش وهابیت در احساء» به چاپ رسانید. در آنجا این جمله ثبت شده بود:
«بدون شک شرایط سخت حکومت وهابیان بر منطقه احساء که همیشه در دشمنی با شیعیان اصرار ورزیدهاند، در پیدایش روحیات و خلق و خوی شیخ احمد... مؤثر بود.»
به راستی فراز غریبی است! و معلوم نیست نویسنده یا نویسندگان آن چه غرضی داشتهاند. آنچه مسلّم است اینکه یکی از علل اظهار معارف توسط شیخ اع رویارویی با فرقه انحرافیِ وهابیت است. این بی انصافی است مکتبِ عمیقِ فکریِ مبتنی بر تعالیم تشیع ِ شیخ اع را به صِرف معاصر بودنش با وهابیت، متأثر از آن قلمداد کنیم! این بیرحمیِ تاریخی و پژوهشی است.
بهراستی اینگونه تعبیرات، غفلت است یا تغافل؟ جهالت است یا عناد؟ از سویی این بزرگوار اع را به غلو در مقامات اهل بیت علیهم السلام متهم میکنند و در جایی به همراهی با وهابیت!!! این چه بامی است که دویست سال است دو هوا دارد؟! و آیا به راستی قصد اصلاح فهم خویش را ندارند؟
وهابیت، اندیشه خشک و پوچی است با نگاهی سطحی به گزارههای دینی و مُنکر مباحث عرفانی و معنوی. ماتریالیسم صِرف و منهمک در پوسته و قشر. طنز سیاه آنجاست که چنین مکتب و اندیشهای بخواهد درباره اندیشهای ژَرف و نورانی که پرچمدار تفصیل مباحث باطن دین و نظامدهنده به روایاتِ باطنیِ تشیع است، قلم بزند! چنین قلم و قدمی، مضحکهای خواهد بود!
🔸برای خواندن ادامه مطلب، لینک زیر را لمس یا کلیک کنید:
🔻🔻🔻
http://www.aghayed.net/vahaabiat1/
عقاید
طنزی سیاه و تلخ... شیخیه از نگاه وهابیه! (1) - عقاید
وقتی محمد بن عبدالوهاب در سال ۱۱۶۰ق به شهر درعیه، از شهرهای مشهور نجد رفت و با محمد بن مسعود، جد آل سعود دیدار و با همکاری او اندیشه باطل خود را منتشر کرد، شش سال پیش از تولد عالم ربانی مرحوم شیخ احمد اَحسائی اع بود. در سال ۱۱۶۶ق شیخ احساء اع متولد شد…
✔️عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اع:
🔸قبر حضرت فاطمه زهرا عَلَيها وَ عَلی اَبِيها وَ بَعلِها وَ بَنِيهَا السّلام در خانه او است.
🔸و چون بنى اميّه مسجد را وسعت دادند، خانه او در مسجد واقع شد و در نزديکى باب جبرئيل واقع است و حضرت امير صلوات اللّه عليه آن را مخفى داشت که مبادا منافقين آن را نبش کنند که بر آن حضرت نماز کنند و به موجب وصيت خود او راضى نبود که منافقين بر او نماز کنند.
〰〰〰〰
✔️من دائرة المعارف الحسينية (تاريخ المراقد)
🔹«هذا ونميل إلى الرأي القائل بأن السيّدة فاطمة الزهراء عليهاالسّلام مدفونة في بيتها
🔹حيث من المستبعد جداً في مثل تلك الظروف التي أراد الإمام أمير المؤمنين عليه السّلام أن لا يطّلع أحد على تشييعها ودفنها أن ينقلها إلى البقيع
🔹وأن يترك هذا المكان الفضيل قرب مرقد أبيها وقرب الروضة والمسجد،
🔹وإذا ما قيل بأن الدفن كان في بيتها فنرجّح أن يكون في حجرتها لا في فناء دارها.»
@AghayedNet
🔸قبر حضرت فاطمه زهرا عَلَيها وَ عَلی اَبِيها وَ بَعلِها وَ بَنِيهَا السّلام در خانه او است.
🔸و چون بنى اميّه مسجد را وسعت دادند، خانه او در مسجد واقع شد و در نزديکى باب جبرئيل واقع است و حضرت امير صلوات اللّه عليه آن را مخفى داشت که مبادا منافقين آن را نبش کنند که بر آن حضرت نماز کنند و به موجب وصيت خود او راضى نبود که منافقين بر او نماز کنند.
〰〰〰〰
✔️من دائرة المعارف الحسينية (تاريخ المراقد)
🔹«هذا ونميل إلى الرأي القائل بأن السيّدة فاطمة الزهراء عليهاالسّلام مدفونة في بيتها
🔹حيث من المستبعد جداً في مثل تلك الظروف التي أراد الإمام أمير المؤمنين عليه السّلام أن لا يطّلع أحد على تشييعها ودفنها أن ينقلها إلى البقيع
🔹وأن يترك هذا المكان الفضيل قرب مرقد أبيها وقرب الروضة والمسجد،
🔹وإذا ما قيل بأن الدفن كان في بيتها فنرجّح أن يكون في حجرتها لا في فناء دارها.»
@AghayedNet
AghayedNet pinned «✔️طنزی سیاه و تلخ... شیخیه از نگاه وهابیه!!! 🔻بخش اول وقتی محمد بن عبدالوهاب در سال ١١۶٠ق به شهر درعیه، از شهرهای مشهور نجد رفت و با محمد بن مسعود، جد آل سعود دیدار و با همکاری او اندیشه باطل خود را منتشر کرد، شش سال پیش از تولد عالم ربانی مرحوم شیخ احمد…»
AghayedNet
✔️طنزی سیاه و تلخ... شیخیه از نگاه وهابیه!!! 🔻بخش اول وقتی محمد بن عبدالوهاب در سال ١١۶٠ق به شهر درعیه، از شهرهای مشهور نجد رفت و با محمد بن مسعود، جد آل سعود دیدار و با همکاری او اندیشه باطل خود را منتشر کرد، شش سال پیش از تولد عالم ربانی مرحوم شیخ احمد…
✔️طنزی سیاه و تلخ... شیخیه از نگاه وهابیه!!!
🔻بخش دوم
وهابیت، اندیشه خشک و پوچی است با نگاهی سطحی به گزارههای دینی و مُنکر مباحث عرفانی و معنوی. ماتریالیسم صِرف و منهمک در پوسته و قشر. طنز سیاه آنجاست که چنین مکتب و اندیشهای بخواهد درباره اندیشهای ژَرف و نورانی که پرچمدار تفصیل مباحث باطن دین و نظامدهنده به روایاتِ باطنیِ تشیع است، قلم بزند! چنین قلم و قدمی، مضحکهای خواهد بود!
ماجَرا از این قرار است که اخیراً (در سال ۱۴۴۰ق) کتابی منتشر شد که رسالهای است در دانشگاه ام القری، در مقطع کارشناسی ارشد که با رتبه «ممتاز مرتفع» دفاع شده است (کلیة الدعوة و اصول الدین، قسم العقیدة.)
نام کتاب «فرقة الشیخیة عرض و نقد» است و نویسنده، سنی وهابی، خالد فوّاز محمد الحارثی است.
این کتاب، نگاهِ پژوهشگری سنیوهابی است به شیخیه و نویسنده، به گمان خود، تلاش کرده است به موضوع نگاهی علمی داشته باشد! با این توضیح که دشمنیهای عقیدتی را دخالت ندهد. با این حال، چنان ملغمهای پدید آمده که مایه حیرت و شگفتی است.
نوعاً در نوشتارهای دیگر به این شبهات پاسخ دادهایم و در این فرصت، فقط این نوبرانه(نگاه وهابیه به شیخیه) را برای اهل نظر (و نه اهل غرض) معرفی میکنیم.
نتایج این پژوهشگر درباره شیخیه حیرتانگیز است! اینکه شخصی وهابی درباره شیخیه قلم بزند، خود غریب است و این نتایج را گرفتن، طنز ماجرا را بیشتر کرده است.
شاید خواننده گمان کند منابع این نویسنده محدود بوده است؛ ولی با مراجعه به بخش آخر کتاب و مطالعه لیست منابع، مشخص میشود مصادر و کتب را استقصاء کرده است.
اینک بعضی از نتایج پژوهشیِ این کتاب را نقد میکنیم.
🔸برای خواندن ادامه مطلب، لینک زیر را لمس یا کلیک کنید:
🔻🔻🔻
http://www.aghayed.net/vahaabiat2/
🔻بخش دوم
وهابیت، اندیشه خشک و پوچی است با نگاهی سطحی به گزارههای دینی و مُنکر مباحث عرفانی و معنوی. ماتریالیسم صِرف و منهمک در پوسته و قشر. طنز سیاه آنجاست که چنین مکتب و اندیشهای بخواهد درباره اندیشهای ژَرف و نورانی که پرچمدار تفصیل مباحث باطن دین و نظامدهنده به روایاتِ باطنیِ تشیع است، قلم بزند! چنین قلم و قدمی، مضحکهای خواهد بود!
ماجَرا از این قرار است که اخیراً (در سال ۱۴۴۰ق) کتابی منتشر شد که رسالهای است در دانشگاه ام القری، در مقطع کارشناسی ارشد که با رتبه «ممتاز مرتفع» دفاع شده است (کلیة الدعوة و اصول الدین، قسم العقیدة.)
نام کتاب «فرقة الشیخیة عرض و نقد» است و نویسنده، سنی وهابی، خالد فوّاز محمد الحارثی است.
این کتاب، نگاهِ پژوهشگری سنیوهابی است به شیخیه و نویسنده، به گمان خود، تلاش کرده است به موضوع نگاهی علمی داشته باشد! با این توضیح که دشمنیهای عقیدتی را دخالت ندهد. با این حال، چنان ملغمهای پدید آمده که مایه حیرت و شگفتی است.
نوعاً در نوشتارهای دیگر به این شبهات پاسخ دادهایم و در این فرصت، فقط این نوبرانه(نگاه وهابیه به شیخیه) را برای اهل نظر (و نه اهل غرض) معرفی میکنیم.
نتایج این پژوهشگر درباره شیخیه حیرتانگیز است! اینکه شخصی وهابی درباره شیخیه قلم بزند، خود غریب است و این نتایج را گرفتن، طنز ماجرا را بیشتر کرده است.
شاید خواننده گمان کند منابع این نویسنده محدود بوده است؛ ولی با مراجعه به بخش آخر کتاب و مطالعه لیست منابع، مشخص میشود مصادر و کتب را استقصاء کرده است.
اینک بعضی از نتایج پژوهشیِ این کتاب را نقد میکنیم.
🔸برای خواندن ادامه مطلب، لینک زیر را لمس یا کلیک کنید:
🔻🔻🔻
http://www.aghayed.net/vahaabiat2/
عقاید
طنزی سیاه و تلخ... شیخیه از نگاه وهابیه! (2) - عقاید
وهابیت، اندیشه خشک و پوچی است با نگاهی سطحی به گزارههای دینی و مُنکر مباحث عرفانی و معنوی. ماتریالیسم صِرف و منهمک در پوسته و قشر. طنز سیاه آنجاست که چنین مکتب و اندیشهای بخواهد درباره اندیشهای ژَرف و نورانی که پرچمدار تفصیل مباحث باطن دین و نظامدهنده…
AghayedNet
🔺رسائلی از عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اعلی الله مقامه که در ماه جُمادَی الاُولی (در سالهای مختلف) نگارش آن به پایان رسیده است. @AghayedNet
🔺رسائلی از عارف قرآنی مرحوم حاج سید کاظم رشتی اع که در ماه جُمادَی الاُولی (در سالهای مختلف) نگارش آن به پایان رسیده است.
رساله عاملیه، به زبان عربی، مشتمل بر بیست و چهار پرسش و پاسخ است. نمونهای از پرسشها چنین است:
- فرق بين دوام خداوند و دوام بهشت و جهنم و زمين و آسمان چيست؟
- آيا خداوند به وجود زيد قبل از موجود شدنش علم دارد يا نه؟
- با علم خداوند به ايمان مؤمن و كفر كافر ثمره تكليف آن دو چيست؟
- ما كه در حين خطاب پيغمبر صلی الله عليه و آله معدوم بودهايم چگونه مخاطب بآن خطاب میشويم؟
- تكليف در عالم ذر به اصول و فروع هر دو بوده يا نه؟
- و... .
@AghayedNet
رساله عاملیه، به زبان عربی، مشتمل بر بیست و چهار پرسش و پاسخ است. نمونهای از پرسشها چنین است:
- فرق بين دوام خداوند و دوام بهشت و جهنم و زمين و آسمان چيست؟
- آيا خداوند به وجود زيد قبل از موجود شدنش علم دارد يا نه؟
- با علم خداوند به ايمان مؤمن و كفر كافر ثمره تكليف آن دو چيست؟
- ما كه در حين خطاب پيغمبر صلی الله عليه و آله معدوم بودهايم چگونه مخاطب بآن خطاب میشويم؟
- تكليف در عالم ذر به اصول و فروع هر دو بوده يا نه؟
- و... .
@AghayedNet
AghayedNet
🔺رسائلی از عارف قرآنی مرحوم حاج سید کاظم رشتی اع که در ماه جُمادَی الاُولی (در سالهای مختلف) نگارش آن به پایان رسیده است. رساله عاملیه، به زبان عربی، مشتمل بر بیست و چهار پرسش و پاسخ است. نمونهای از پرسشها چنین است: - فرق بين دوام خداوند و دوام بهشت و…
@AghayedNet_رساله عاملیه.pdf
13.6 MB
🔺رساله عاملیه، نگاشته مرحوم حاج سید کاظم رشتی اعلی الله مقامه
به زبان عربی، پاسخ به ٢۴ پرسش
#کتاب
@AghayedNet
به زبان عربی، پاسخ به ٢۴ پرسش
#کتاب
@AghayedNet
AghayedNet
Photo
🔺کتاب تازه منتشر شده چشماندازهای معنوی و فلسفی اسلام ایرانی، جلد چهارم، بخش دوم
امام دوازدهم (عجل الله فرجه) و فتوت
هانری کربن، ترجمه و تحقیق بر پایه متن فرانسوی
دکتر انشاءالله رحمتی
نشر سوفیا، چاپ اول١٣٩٨، ۵٢٧صفحه
@AghayedNet
امام دوازدهم (عجل الله فرجه) و فتوت
هانری کربن، ترجمه و تحقیق بر پایه متن فرانسوی
دکتر انشاءالله رحمتی
نشر سوفیا، چاپ اول١٣٩٨، ۵٢٧صفحه
@AghayedNet
✔️رکن محمدی و رکن فاطمی، دو رکن امیرالمؤمنین (علیهمالسلام)
🔹فلما قُبض رسول الله صلی الله علیه و آله قال علی علیه السلام: هذا أحد رکنيّ الذی قال لي رسول الله صلی الله علیه و آله. فلما ماتت فاطمة قال علی علیه السلام: هذا الرکن الثاني الذي قال رسول الله «عن قلیل ینهدّ رکناک.»
(بحارالأنوار، ج۴٣، ص١٧٣)
🔹وقتی که حضرت رسول از دنیا رحلت فرمودند امیرالمؤمنین فرمودند این یکی از دو رکن من بود که رسول خدا به من خبر دادند. وقتی که فاطمه زهرا از دنیا رحلت فرمودند، حضرت علی فرمودند: این هم رکن دوم بود که رسول الله فرمودند.
🔸رسول خدا یک رکن و فاطمه زهرا یک رکن دیگر است. و از نظر مرتبه هم معلوم است رکنیت رسول خدا، مرتبه اول و رکنیت فاطمه زهرا رکنیت دوم است. نسبت هر دو مقام به مقام ولایت علوی صلوات الله علیه و سایر معصومین علیهم السلام مقام رکنیت است.
🔸کلمه رکن و اطلاق دو رکن بیان این مطلب است که هر دو برای آن حقیقت کلیه و طیبه محمدیه صلی الله علیه و آله، دو مظهر کلیند اما در اختلاف تعین: تعین محمدی و تعین فاطمی. و تعین محمدی ابتداء آن تعینات است و تعین فاطمی انتهاء آن تعینات.
🔸و ابتداء و انتهاء برای هر شیئی دو حدّی است که شیء به آن حد محدود می شود؛ ابتداء وجود و انتهاء وجود شیء. در رکن بودن، فاطمه و رسول خدا یکسانند. اما مرتبه به این طور است که آن بزرگوار رکن اول و ایشان رکن دوم است.
🔸رسول خدا در این عالم برای حقیقت محمدیه مظهر کلی هستند اما در عنوان و تعین محمدی. و فاطمه زهرا هم از مظاهر کلیه حقیقت محمدیه هستند اما در تعین فاطمی. تعین محمدی ابتداء آن تعینات است و تعین فاطمی انتهاء آن تعینات است.
🔸رکن، ما بِهِ قِوام الشیء است. آنچه که برای وجود هر چیزی پایه است و قوام آن شیء به آن بستگی دارد. مقام ولایت به ابتداء و انتهاء بستگی دارد، یعنی رکن محمدی و رکن فاطمی سلام الله علیهم اجمعین.
مقام ولایت کلیه و مقام اسماء و صفات خدا، دو رکن اساسی دارد: یک رکن ابتداء و یک رکن انتهاء. رکن ابتداء را تعین محمدی می نامند و رکن انتهاء را تعین فاطمی.
از این رو این فرمایش رسول خدا به امیرالمؤمنین به این نظر است که تو چون حامل ولایت کلیه هستی، من یک رکن و فاطمه هم یک رکن؛ به تفسیر خود امیرالمؤمنین علیه السلام.
🔸در بیان امیرالمؤمنین و در این تعبیر مقام و منزلت فاطمه زهرا سلام الله علیها روشن شد و به خصوص در این فضائل ظاهریه و در این مقامات ظاهریه هم امیرالمؤمنین نشان دادند که فاطمه زهرا حامل آن رکن است به تفسیری که فرمودند.
@AghayedNet
🔹فلما قُبض رسول الله صلی الله علیه و آله قال علی علیه السلام: هذا أحد رکنيّ الذی قال لي رسول الله صلی الله علیه و آله. فلما ماتت فاطمة قال علی علیه السلام: هذا الرکن الثاني الذي قال رسول الله «عن قلیل ینهدّ رکناک.»
(بحارالأنوار، ج۴٣، ص١٧٣)
🔹وقتی که حضرت رسول از دنیا رحلت فرمودند امیرالمؤمنین فرمودند این یکی از دو رکن من بود که رسول خدا به من خبر دادند. وقتی که فاطمه زهرا از دنیا رحلت فرمودند، حضرت علی فرمودند: این هم رکن دوم بود که رسول الله فرمودند.
🔸رسول خدا یک رکن و فاطمه زهرا یک رکن دیگر است. و از نظر مرتبه هم معلوم است رکنیت رسول خدا، مرتبه اول و رکنیت فاطمه زهرا رکنیت دوم است. نسبت هر دو مقام به مقام ولایت علوی صلوات الله علیه و سایر معصومین علیهم السلام مقام رکنیت است.
🔸کلمه رکن و اطلاق دو رکن بیان این مطلب است که هر دو برای آن حقیقت کلیه و طیبه محمدیه صلی الله علیه و آله، دو مظهر کلیند اما در اختلاف تعین: تعین محمدی و تعین فاطمی. و تعین محمدی ابتداء آن تعینات است و تعین فاطمی انتهاء آن تعینات.
🔸و ابتداء و انتهاء برای هر شیئی دو حدّی است که شیء به آن حد محدود می شود؛ ابتداء وجود و انتهاء وجود شیء. در رکن بودن، فاطمه و رسول خدا یکسانند. اما مرتبه به این طور است که آن بزرگوار رکن اول و ایشان رکن دوم است.
🔸رسول خدا در این عالم برای حقیقت محمدیه مظهر کلی هستند اما در عنوان و تعین محمدی. و فاطمه زهرا هم از مظاهر کلیه حقیقت محمدیه هستند اما در تعین فاطمی. تعین محمدی ابتداء آن تعینات است و تعین فاطمی انتهاء آن تعینات است.
🔸رکن، ما بِهِ قِوام الشیء است. آنچه که برای وجود هر چیزی پایه است و قوام آن شیء به آن بستگی دارد. مقام ولایت به ابتداء و انتهاء بستگی دارد، یعنی رکن محمدی و رکن فاطمی سلام الله علیهم اجمعین.
مقام ولایت کلیه و مقام اسماء و صفات خدا، دو رکن اساسی دارد: یک رکن ابتداء و یک رکن انتهاء. رکن ابتداء را تعین محمدی می نامند و رکن انتهاء را تعین فاطمی.
از این رو این فرمایش رسول خدا به امیرالمؤمنین به این نظر است که تو چون حامل ولایت کلیه هستی، من یک رکن و فاطمه هم یک رکن؛ به تفسیر خود امیرالمؤمنین علیه السلام.
🔸در بیان امیرالمؤمنین و در این تعبیر مقام و منزلت فاطمه زهرا سلام الله علیها روشن شد و به خصوص در این فضائل ظاهریه و در این مقامات ظاهریه هم امیرالمؤمنین نشان دادند که فاطمه زهرا حامل آن رکن است به تفسیری که فرمودند.
@AghayedNet
AghayedNet pinned «✔️طنزی سیاه و تلخ... شیخیه از نگاه وهابیه!!! 🔻بخش دوم وهابیت، اندیشه خشک و پوچی است با نگاهی سطحی به گزارههای دینی و مُنکر مباحث عرفانی و معنوی. ماتریالیسم صِرف و منهمک در پوسته و قشر. طنز سیاه آنجاست که چنین مکتب و اندیشهای بخواهد درباره اندیشهای ژَرف…»
AghayedNet
✔️طنزی سیاه و تلخ... شیخیه از نگاه وهابیه!!! 🔻بخش دوم وهابیت، اندیشه خشک و پوچی است با نگاهی سطحی به گزارههای دینی و مُنکر مباحث عرفانی و معنوی. ماتریالیسم صِرف و منهمک در پوسته و قشر. طنز سیاه آنجاست که چنین مکتب و اندیشهای بخواهد درباره اندیشهای ژَرف…
✔️طنزی سیاه و تلخ... شیخیه از نگاه وهابیه!
🔹بخش سوم
🔸هدف از این نوشتار مروری است بر موقعیت عالم ربانی مرحوم شیخ احمد اَحسائی اع در رد وهابیت و همچنین جایگاه شیخ اع و مکتب ایشان از دیدگاه وهابیت و معرفی و نقدِ نوبرانهای تلخ تحت عنوان «شیخیه از نگاه وهابیه.»
▪️برای خواندن ادامه مطلب، لینک زیر را لمس یا کلیک کنید:
🔻🔻🔻
http://www.aghayed.net/vahaabiat3/
🔹بخش سوم
🔸هدف از این نوشتار مروری است بر موقعیت عالم ربانی مرحوم شیخ احمد اَحسائی اع در رد وهابیت و همچنین جایگاه شیخ اع و مکتب ایشان از دیدگاه وهابیت و معرفی و نقدِ نوبرانهای تلخ تحت عنوان «شیخیه از نگاه وهابیه.»
▪️برای خواندن ادامه مطلب، لینک زیر را لمس یا کلیک کنید:
🔻🔻🔻
http://www.aghayed.net/vahaabiat3/
✔️لیلة القدر و حضرت زهرا سلام الله علیها
در روايات شیعه رسيده است كه فاطمه زهرا سلام الله عليها، ليلة القدرند. پس در باطن «انا انزلناه فی ليلة القدر» يعنی انا انزلنا عليّاً في ليلة القدر؛ يعنی در فاطمه زهرا. فرو فرستاديم علی را كه قرآن ناطق است يعنی ما تعلق داديم و رابطه برقرار ساختيم بين مقام عالی ايشان كه علی علیهالسلام حامل آن است و مقام دانی ايشان كه فاطمه سلام الله علیها حامل آن است؛ میان تعینات چهاردهگانه معصومین سلام الله علیهم اجمعین.
همچنين در سوره مباركه دخان، ليله مباركه تفسير شده است به حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها. «انا انزلناه في لَيْلَةٍ مُبارَكَةٍ» در ليله مباركه، يعنی در مقام فاطمه زهرا سلام الله عليها تعلق داديم و مرتبط ساختيم اميرالمؤمنين صلوات الله عليه را.
«فيها يُفْرَقُ كُلُ اَمْرٍ حَكِيمٍ» در ليله قدر، يعنی در مقام فاطميه، امرهای محكم الهی فراهم میشوند و از يكديگر جدا میشوند. يعنی امامی پس از امامی به دنيا میآيند و از اين مقام و از اين رتبه مقامات امامت پيدا میشود.
پس تنزّل ملائكه و روح معنايش اين نيست كه: تا شب قدر نبودهاند روح و ملائكه در نزد امام علیهالسلام و بعد نازل میشوند و دوباره از امام جدا میگردند... .
📚از فرمایشهای مکتبی
@AghayedNet
در روايات شیعه رسيده است كه فاطمه زهرا سلام الله عليها، ليلة القدرند. پس در باطن «انا انزلناه فی ليلة القدر» يعنی انا انزلنا عليّاً في ليلة القدر؛ يعنی در فاطمه زهرا. فرو فرستاديم علی را كه قرآن ناطق است يعنی ما تعلق داديم و رابطه برقرار ساختيم بين مقام عالی ايشان كه علی علیهالسلام حامل آن است و مقام دانی ايشان كه فاطمه سلام الله علیها حامل آن است؛ میان تعینات چهاردهگانه معصومین سلام الله علیهم اجمعین.
همچنين در سوره مباركه دخان، ليله مباركه تفسير شده است به حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها. «انا انزلناه في لَيْلَةٍ مُبارَكَةٍ» در ليله مباركه، يعنی در مقام فاطمه زهرا سلام الله عليها تعلق داديم و مرتبط ساختيم اميرالمؤمنين صلوات الله عليه را.
«فيها يُفْرَقُ كُلُ اَمْرٍ حَكِيمٍ» در ليله قدر، يعنی در مقام فاطميه، امرهای محكم الهی فراهم میشوند و از يكديگر جدا میشوند. يعنی امامی پس از امامی به دنيا میآيند و از اين مقام و از اين رتبه مقامات امامت پيدا میشود.
پس تنزّل ملائكه و روح معنايش اين نيست كه: تا شب قدر نبودهاند روح و ملائكه در نزد امام علیهالسلام و بعد نازل میشوند و دوباره از امام جدا میگردند... .
📚از فرمایشهای مکتبی
@AghayedNet
Forwarded from AghayedNet
حاشیه ای بر صفحه ای از کتاب «فرهنگ جامع فرق اسلامی»، انتشار ۱۳۹۶ش
🔻🔻🔻
http://www.aghayed.net/farhangjameferaqislami/
🔻🔻🔻
http://www.aghayed.net/farhangjameferaqislami/
Forwarded from AghayedNet
✔️حاشیه ای بر صفحه ای از کتاب «فرهنگ جامع فرق اسلامی»
🔻یادداشتی درباره کتابی با مشخصات زیر:
سید حسن خمینی، فرهنگ جامع فِرَق اسلامی، تهران: انتشارات اطلاعات، ۱۳۹۶، چاپ پنجم
🔹در کتاب فرهنگ جامع فرق اسلامی، تجدید چاپ شده در سال جاری (۱۳۹۶ش)، در بخش معرفی شیخیه مطالبی آمده است که خواننده آگاه، در صحت مطالب این کتاب در توضیح مکاتب دیگر نیز تردید می کند. اینکه گروهی و مکتبی مشهور و معروف، این گونه ناقص، ابتدائی، کودکانه و ابتر معرفی گردد. به تعبیر دیگر برای تنظیم این بخش گویا از منابع دست دوم و سوم استفاده شده است و حتی برای بررسی صحت ارجاع ها وقت نبوده است و آنگاه در تیراژ هزار و پنجاه نسخه، در سال جاری، تجدید چاپ و منتشر شده است.
در این بخش کوتاه آمده است شیخ احمد احسائی مورد تکریم و احترام علمای شیعه بود، در اثر مطالعه فلسفه که به تنهایی و بدون استاد انجام پذیرفت، مطالب خاصیرا اظهار نمود. در نتیجه این عقاید، علما او را تکفیر کردند.
نخست اینکه چون مطالعه فلسفه بدون استاد بوده است پس باید قدح کرد، نقدی فلسفیانه نیست. بلکه باید ماقال را نگریست. بوعلی سینا نیز استاد درخور توجه و مطرحی نداشته است. گذشته از آنکه طبق نقل قصص العلماء، آخوند ملاعلی نوری ابتدا کتاب فوائد المهمه شیخ احسائی را می ستود و سپس گفت من معانی دیگری فهمیده بودم.
دو اینکه تکفیر این بزرگوار، توسط افراد معدودی انجام شد و بعدها همان ها از این عمل پشیمان بودند. به تعبیر جلال الدین آشتیانی در پاسخ نامه جناب علیرضا ذکاوتی قراگزلو:
«محترما معروض می دارد… اما راجع به مرحوم شیخ احمد اَحسائی باید عرض کنم تکفیر برَغانی نه امر شرعی بود و نه امر عقلی… .»
درنیافتن معانی اصطلاحات و رها کردن ضروریات و زیربناها و قشری گری، همین مصائب را به دنبال دارد. نوع علماء بر تشیع این بزرگوار و شیعه بودن پیروان این بزرگوار تصریح دارند و در همین کتاب مذکور نیز نام این مکتب را در زمره شیعه اثنی عشریه آورده است.
و از جمله عقاید این بزرگوار را بحث معاد جسمانی و نیابت خاصه حضرت ولی عصر و رکن رابع به معنای انسان کاملِ واسطه میان مردم و امام علیه السلام بر شمرده است.
باز هم باید تکرار مکررات کرد که اصل معاد جسمانی ضروری است و در جزئیات آن و نحوه آن گفت و گو و نظریات علماء فراوان است و حتی مرحوم مجلسی ره عود اجزاء اصلیه را قائل شده اند. در کتاب حق الیقین می فرماید:
در بدن اجزاء اصلیه هست که باقی است از اول عمر تا آخر عمر و اجزای فضلیه می باشد زیاده و کم و متغیر و متبدل می شود و انسان که مشارالیه است به انا و من آن اجزاء اصلیه است که مدار حشر و نشر و ثواب و عقاب بر آن است... .
ادامه در لینک زیر:
http://www.aghayed.net/farhangjameferaqislami/
🔻یادداشتی درباره کتابی با مشخصات زیر:
سید حسن خمینی، فرهنگ جامع فِرَق اسلامی، تهران: انتشارات اطلاعات، ۱۳۹۶، چاپ پنجم
🔹در کتاب فرهنگ جامع فرق اسلامی، تجدید چاپ شده در سال جاری (۱۳۹۶ش)، در بخش معرفی شیخیه مطالبی آمده است که خواننده آگاه، در صحت مطالب این کتاب در توضیح مکاتب دیگر نیز تردید می کند. اینکه گروهی و مکتبی مشهور و معروف، این گونه ناقص، ابتدائی، کودکانه و ابتر معرفی گردد. به تعبیر دیگر برای تنظیم این بخش گویا از منابع دست دوم و سوم استفاده شده است و حتی برای بررسی صحت ارجاع ها وقت نبوده است و آنگاه در تیراژ هزار و پنجاه نسخه، در سال جاری، تجدید چاپ و منتشر شده است.
در این بخش کوتاه آمده است شیخ احمد احسائی مورد تکریم و احترام علمای شیعه بود، در اثر مطالعه فلسفه که به تنهایی و بدون استاد انجام پذیرفت، مطالب خاصیرا اظهار نمود. در نتیجه این عقاید، علما او را تکفیر کردند.
نخست اینکه چون مطالعه فلسفه بدون استاد بوده است پس باید قدح کرد، نقدی فلسفیانه نیست. بلکه باید ماقال را نگریست. بوعلی سینا نیز استاد درخور توجه و مطرحی نداشته است. گذشته از آنکه طبق نقل قصص العلماء، آخوند ملاعلی نوری ابتدا کتاب فوائد المهمه شیخ احسائی را می ستود و سپس گفت من معانی دیگری فهمیده بودم.
دو اینکه تکفیر این بزرگوار، توسط افراد معدودی انجام شد و بعدها همان ها از این عمل پشیمان بودند. به تعبیر جلال الدین آشتیانی در پاسخ نامه جناب علیرضا ذکاوتی قراگزلو:
«محترما معروض می دارد… اما راجع به مرحوم شیخ احمد اَحسائی باید عرض کنم تکفیر برَغانی نه امر شرعی بود و نه امر عقلی… .»
درنیافتن معانی اصطلاحات و رها کردن ضروریات و زیربناها و قشری گری، همین مصائب را به دنبال دارد. نوع علماء بر تشیع این بزرگوار و شیعه بودن پیروان این بزرگوار تصریح دارند و در همین کتاب مذکور نیز نام این مکتب را در زمره شیعه اثنی عشریه آورده است.
و از جمله عقاید این بزرگوار را بحث معاد جسمانی و نیابت خاصه حضرت ولی عصر و رکن رابع به معنای انسان کاملِ واسطه میان مردم و امام علیه السلام بر شمرده است.
باز هم باید تکرار مکررات کرد که اصل معاد جسمانی ضروری است و در جزئیات آن و نحوه آن گفت و گو و نظریات علماء فراوان است و حتی مرحوم مجلسی ره عود اجزاء اصلیه را قائل شده اند. در کتاب حق الیقین می فرماید:
در بدن اجزاء اصلیه هست که باقی است از اول عمر تا آخر عمر و اجزای فضلیه می باشد زیاده و کم و متغیر و متبدل می شود و انسان که مشارالیه است به انا و من آن اجزاء اصلیه است که مدار حشر و نشر و ثواب و عقاب بر آن است... .
ادامه در لینک زیر:
http://www.aghayed.net/farhangjameferaqislami/
✔️روایات طبی و علم فقه
🔸بیانی از مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اع در دست است که برخورد جالب توجهی با روایات طبی است.
🔹ایشان میفرمایند روایات طبی را اصلاً نیازی نیست وارد فقه کنید. مثلاً ائمه فرمودهاند كلوا الرمان فانه يدبغ المعدة. اين را برای تعليم مخاطب و فهميدن آن شنونده، خاصيت اين را فرمودهاند. ارتباطی به استحباب ندارد كه علماء مینویسند باب استحباب اكل الرمان.
🔸شخصی سرما خورده و به اصطلاح چاييده است، حالا مستحب به عمل آورد و رمان بخورد، ارتباطی ندارد و نمیشود حمل كرد. مثلاً فرمودهاند العطسة من الرحمن، برداشتهاند نوشتهاند باب استحباب العطاس.
🔹همه از همين جهت است. چطور عطسه مستحب است؟ عطسه نمیآيد، چه كار بكند اين؟! چه مستحبی است؟! حتی اينكه در حاشيه كتاب نوشته است كه اگر عطسهاش نمیآيد، زيرا كه عطسه طبيعی است، در قرص آفتاب نگاه كند يا انفيه بكشد تا عطسه كند.
🔸و همچنين نوشته باب كراهت عطسه ازيد از ثلث چطور است. عطسه زياده از سه تا مكروه است. شخصی سرما خورده، پنجاه عطسه پی هم میكند چطور مكروه است زيادتر از سه؟
🔹از اين قبيل چيزها نوشتهاند و حال آنكه امام از آن علم تكلم نكرده و ارتباطی به آن علم ندارد... .
(بخشی از درسگفتار حقایقالطب)
@AghayedNet
🔸بیانی از مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اع در دست است که برخورد جالب توجهی با روایات طبی است.
🔹ایشان میفرمایند روایات طبی را اصلاً نیازی نیست وارد فقه کنید. مثلاً ائمه فرمودهاند كلوا الرمان فانه يدبغ المعدة. اين را برای تعليم مخاطب و فهميدن آن شنونده، خاصيت اين را فرمودهاند. ارتباطی به استحباب ندارد كه علماء مینویسند باب استحباب اكل الرمان.
🔸شخصی سرما خورده و به اصطلاح چاييده است، حالا مستحب به عمل آورد و رمان بخورد، ارتباطی ندارد و نمیشود حمل كرد. مثلاً فرمودهاند العطسة من الرحمن، برداشتهاند نوشتهاند باب استحباب العطاس.
🔹همه از همين جهت است. چطور عطسه مستحب است؟ عطسه نمیآيد، چه كار بكند اين؟! چه مستحبی است؟! حتی اينكه در حاشيه كتاب نوشته است كه اگر عطسهاش نمیآيد، زيرا كه عطسه طبيعی است، در قرص آفتاب نگاه كند يا انفيه بكشد تا عطسه كند.
🔸و همچنين نوشته باب كراهت عطسه ازيد از ثلث چطور است. عطسه زياده از سه تا مكروه است. شخصی سرما خورده، پنجاه عطسه پی هم میكند چطور مكروه است زيادتر از سه؟
🔹از اين قبيل چيزها نوشتهاند و حال آنكه امام از آن علم تكلم نكرده و ارتباطی به آن علم ندارد... .
(بخشی از درسگفتار حقایقالطب)
@AghayedNet
▪️آخر جُمادَیالاولی سالروز رحلت دومین نائب خاص امام زمان عجل الله فرجه، محمد بن عثمان عمری، اعلی الله مقامهما، معروف به خلانی.
🔺تصویر: میدان خلانی و مقبره نائب دوم، در ناآرامیهای بغداد.
@AghayedNet
🔺تصویر: میدان خلانی و مقبره نائب دوم، در ناآرامیهای بغداد.
@AghayedNet