AghayedNet
@AghayedNet
✔️از کتاب «دفناء فی العتبة الحسينية المقدسة»
🔸حاصل معنی:
محمدکریم کرمانی (متوفای١٢٨٨ق)
شیخی، عالم، فاضل، متکلم، محدّث و حدیث شناس، با فضایل بسیار، و صاحب کتابهایی نیکو از جمله: علم الیقین (در اصول فقه)، کتابی چاپ شده در رد بابیه، کتاب مباحثاتی با اصولیین، ارشادالعوام (در عقاید) [و... .]
در کرمان از دنیا رحلت کرد و [پس از یک سال و اندی] بدنش به کربلا منتقل شد و در رواق شرقی از حرم حسینی، نزدیک قبر سید کاظم رشتی دفن گردید. ماده تاریخ وفات ایشان «و هو الحی الذی لایموت» است. [أعلی الله مقامه.]
〰️〰️〰️〰️〰️
🔹حاصل معنی:
کاظم رشتی (متوفای ١٢۵٩ق)
فقیهی است شیعی، در زمان خود سرپرست گروه کشفیه [=شیخیه.] او سید کاظم بن سید قاسم حسینی رشتی حائری است و از شاگردان شیخ احمد بن زین الدین احسائی. سید رشتی متمرکز بر شیخ احسائی شد و متأثر از آراء و رَوِشش؛ تا اینکه پس از وفات احسائی به شهرت زیادی رسید. افرادی همچون محمدشریف کرمانی و حسن مرندی و ملا محیط و... شاگردان وی بودند.
نوشتههای زیادی دارد؛ بعضی کتاب است و بعضی رساله و بیشتر آنها چاپ شده است: اصول العقاید، دلیل المتحیرین، اللوامِع الحسینیة، شرح الخطبة الطتنجیة، اسرار العبادة، رسالهای درعلم الهیئة، شرح کلمات منسوب به رازی، شرح قصیده لامیه عبدالباقی عمری در مدح حضرت کاظم علیهالسلام، تحقیقی در امر جبر و تفویض، بیان ناسخ و منسوخ، اسرار الشهادة [و.... .]
در کربلا از دنیا رحلت کرده و در رواق شرقی از حرم حسینی دفن گردید [أعلی الله مقامه.]
[تصویر کتاب، شخص دیگری است و به خطا به ایشان أع نسبت داده شده.]
@AghayedNet
🔸حاصل معنی:
محمدکریم کرمانی (متوفای١٢٨٨ق)
شیخی، عالم، فاضل، متکلم، محدّث و حدیث شناس، با فضایل بسیار، و صاحب کتابهایی نیکو از جمله: علم الیقین (در اصول فقه)، کتابی چاپ شده در رد بابیه، کتاب مباحثاتی با اصولیین، ارشادالعوام (در عقاید) [و... .]
در کرمان از دنیا رحلت کرد و [پس از یک سال و اندی] بدنش به کربلا منتقل شد و در رواق شرقی از حرم حسینی، نزدیک قبر سید کاظم رشتی دفن گردید. ماده تاریخ وفات ایشان «و هو الحی الذی لایموت» است. [أعلی الله مقامه.]
〰️〰️〰️〰️〰️
🔹حاصل معنی:
کاظم رشتی (متوفای ١٢۵٩ق)
فقیهی است شیعی، در زمان خود سرپرست گروه کشفیه [=شیخیه.] او سید کاظم بن سید قاسم حسینی رشتی حائری است و از شاگردان شیخ احمد بن زین الدین احسائی. سید رشتی متمرکز بر شیخ احسائی شد و متأثر از آراء و رَوِشش؛ تا اینکه پس از وفات احسائی به شهرت زیادی رسید. افرادی همچون محمدشریف کرمانی و حسن مرندی و ملا محیط و... شاگردان وی بودند.
نوشتههای زیادی دارد؛ بعضی کتاب است و بعضی رساله و بیشتر آنها چاپ شده است: اصول العقاید، دلیل المتحیرین، اللوامِع الحسینیة، شرح الخطبة الطتنجیة، اسرار العبادة، رسالهای درعلم الهیئة، شرح کلمات منسوب به رازی، شرح قصیده لامیه عبدالباقی عمری در مدح حضرت کاظم علیهالسلام، تحقیقی در امر جبر و تفویض، بیان ناسخ و منسوخ، اسرار الشهادة [و.... .]
در کربلا از دنیا رحلت کرده و در رواق شرقی از حرم حسینی دفن گردید [أعلی الله مقامه.]
[تصویر کتاب، شخص دیگری است و به خطا به ایشان أع نسبت داده شده.]
@AghayedNet
AghayedNet
🔰🔰گونهشناسی و تحلیلِ تعارضات ظاهری در اقوال و مکتوباتِ مشایخ عظام اعلی الله مقامهم؛ با مراجعه به منابع دستِ اول 🔻بخش سی و دو ✔️علل و وجوهِ اختلافات و تعارضات ظاهری در بیانات بزرگان دین اع 💎 (١۴) سَبعینَ وجهاً 🔸تعبیری است از اهلبیت عصمت و طهارت علیهم…
🔰🔰گونهشناسی و تحلیلِ تعارضات ظاهری
در اقوال و مکتوباتِ مشایخ عظام اعلی الله مقامهم؛
با مراجعه به منابع دستِ اول
🔻بخش سی و سه
✔️علل و وجوهِ اختلافات و تعارضات ظاهری در بیانات بزرگان دین اع
💎 ادامه وجه و علتِ (١۴)؛ سَبعینَ وجهاً
🔸یکی از معترضین بر مرحوم شیخ احمد احسائی در اینباره اشکالی وارد کرده است و با تعبیر ناپسندی که دارد، نوشته است که ایشان به خطا این روایات را توضیح داده و نوشته است که فرمایشهای معصومین معانی مختلفی دارد. میگوید و حال آنکه این روایات میخواهد بیان کند توریه و تقیه را و موضوع معاریض در کلام را. سپس در ادامه، با چاشنی بدمزه توهینهای همیشگی، مینویسد توضیح شیخ احسائی، باب تأویل را در کتاب و سنت باز میکند.
🔹همین اشکال را شخصی دیگر هم مطرح کرده است و به مرحوم شیخ احمد احسائی تعریض دارد. وی پس از نقل روایات فوق مینویسد:
و من الواضح ان لیس المراد منها ما توهمه بعض المنحرفین فتحاً لباب التأویل فی الروایات المبارکات تثبیتاً لاوهامهم الفاسدة من ان الکلمة الصادرة عنهم ذات وجوه مختلفة و معان متعدد. بل المراد ان الکلمة التی یریدون ان یتکلموا بها فی بیان حکم من الاحکام مثلاً لهم انیغیروها الی وجوه و صور مختلفة کل منها مشتمل علی معنی غیر المعنی الاخر، لهم من جمیعها المخرج.
🔸در پاسخ مینویسیم: اهلبیت علیهمالسلام خود فرمودهاند احادیث ما صعب است و مستصعب. چگونه این معترضین چنین توجیه و توضیحی را به طور قطعی (و لا غیر) مطرح میکنند؟!
🔹دیگر اینکه همه آنچه معترض گفته است، خود، یکی از همان هفتاد وجه است. توضیح اینکه یکی از وجوه کلام این بزرگواران، معنای توریهای و تقیهای است؛ اما همه وجوه کلام این بزرگواران، منحصر در تقیه و توریه و معاریض نمیشود.
🔸دیگر اینکه معترض نوشته است اگر چنین معنا کنیم، باب تأویل و باطنگرایی گشوده میشود! این باب را خود اهلبیت علیهمالسلام گشودهاند و روایاتی که ناظر است به بواطن قرآن، همه و همه تبیین حدود و ثغور این باب است. چه مانعی دارد که این باب گشوده باشد؟! و طبق موازین و قوانین آن بتوان تأویلات فرمایشها را بیان کرد؟
🔹دیگر اینکه معترضینی هم هستند که بر توجیهِ این شخص معترض اعتراض دارند و توجیه او را ناموجّه میدانند. معترض میگوید: کلام معصوم هفتاد وجه دارد، یعنی هرگاه اراده کنند، آن را به وجوه و صور مختلفه تغییر میدهند که هر کدام معنایی غیر از دیگری دارد! این توجیه با کدام قرینه درونمتنی یا برونمتنی به دست آمده است؟! ما این حق را داریم که مستندات این توجیه را ضعیف بدانیم.
🔸دیگر اینکه مرحوم شیخ احمد احسائی تنها کسی نیست که چنین توضیحی برای اینگونه روایات نوشته است. بلکه علماء دیگر از اتجاهات عقیدتی مختلف، از معاصرین و غیر معاصرین، این روایات را طبق توضیح شیخ مرحوم توضیح دادهاند. و این نشان میدهد فرمایش این بزرگوار، بسان خرق اجماع یا خلاف مشهور عمل کردن نیست؛ بلکه نظایری بین علماء دارد.
🔹در کتاب اسدالله بن اسماعیل کاظمی با نام «کشف القناع عن وجوه حجیة الاجماع» در کنار روایاتِ «سبعین وجهاً» آمده است: «و یقرب منه اخبار أخر تنبئ عن غموض کلامهم و صعوبته علی معظم اصحابهم او جمیعهم و احتیاجهم الی التأدیب حتی یتفقهوا فی دینهم.»
🔸در رساله ابوالحسن بن محمدطاهر با نام«تنزیه القمیین عن المطاعن» آمده است: «...و ورد فی الاخبار الکثیرة من لزوم قبول الاحادیث المنسوبة الی الأئمة علیهمالسلام و ترک تأویلها الیهم حین لمیُعلم و انهم کانوا یتکلمون علی سبعین وجهاً و ان حدیثهم صعب مستصعب لایحتمله کل احد، علی ان ذلک لیس مختصاً بهم بل جار فی کلام جمیع المحدیثین کما اشرنا فتدبر.»
🔹و اما از معاصرین، در کتاب منطق فهم القرآن (ج٢، ص٩٨) عنوانی آمده است: «نصوص التعدد فی المعنی». و روایات این عنوان، همین روایات فوق است: عن ابیعبدالله علیهالسلام انه قال: انی لاتکلم علی سبعین وجهاً، لی فی کلها المخرج و دیگر روایات.
🔸حتی امروزه برخی قاعده «ان الکلمة لتنصرف علی سبعین وجهاً» را اینگونه توضیح میدهند که امام قاعدهای را بیان کرده است که پس از قرنها، به صورت گزارههای مختلف در مطالعات مستشرقین و مستغربین دیده میشود و آن بحث هرمنوتیک است یا بحث قرائتهای مختلف از دین.
🔹پس مسامحتاً میگوییم فرمایش شیخ مرحوم و دیگر بزرگان مکتب استبصار در اینباره، یکی از توجیههای این روایات است (اگر قاطعانه نگوییم که اصحِ توجیهات، همین است.) از اینرو نباید تبادر به انکار کرده و اینطور قاطعانه (همچون معترض) فرمایش این بزرگوار را رد کرد؛ آن هم با توجه به احتمالات مختلفی که علماء برای «سبعین وجهاً» مطرح کردهاند. جَعَلَنَا اللهُ مِنَ العالِمین العامِلین وَ حَفِظَنَا مِنَ الزّلَلِ فِی الدِّین.
⌛️ادامه دارد...
@AghayedNet
در اقوال و مکتوباتِ مشایخ عظام اعلی الله مقامهم؛
با مراجعه به منابع دستِ اول
🔻بخش سی و سه
✔️علل و وجوهِ اختلافات و تعارضات ظاهری در بیانات بزرگان دین اع
💎 ادامه وجه و علتِ (١۴)؛ سَبعینَ وجهاً
🔸یکی از معترضین بر مرحوم شیخ احمد احسائی در اینباره اشکالی وارد کرده است و با تعبیر ناپسندی که دارد، نوشته است که ایشان به خطا این روایات را توضیح داده و نوشته است که فرمایشهای معصومین معانی مختلفی دارد. میگوید و حال آنکه این روایات میخواهد بیان کند توریه و تقیه را و موضوع معاریض در کلام را. سپس در ادامه، با چاشنی بدمزه توهینهای همیشگی، مینویسد توضیح شیخ احسائی، باب تأویل را در کتاب و سنت باز میکند.
🔹همین اشکال را شخصی دیگر هم مطرح کرده است و به مرحوم شیخ احمد احسائی تعریض دارد. وی پس از نقل روایات فوق مینویسد:
و من الواضح ان لیس المراد منها ما توهمه بعض المنحرفین فتحاً لباب التأویل فی الروایات المبارکات تثبیتاً لاوهامهم الفاسدة من ان الکلمة الصادرة عنهم ذات وجوه مختلفة و معان متعدد. بل المراد ان الکلمة التی یریدون ان یتکلموا بها فی بیان حکم من الاحکام مثلاً لهم انیغیروها الی وجوه و صور مختلفة کل منها مشتمل علی معنی غیر المعنی الاخر، لهم من جمیعها المخرج.
🔸در پاسخ مینویسیم: اهلبیت علیهمالسلام خود فرمودهاند احادیث ما صعب است و مستصعب. چگونه این معترضین چنین توجیه و توضیحی را به طور قطعی (و لا غیر) مطرح میکنند؟!
🔹دیگر اینکه همه آنچه معترض گفته است، خود، یکی از همان هفتاد وجه است. توضیح اینکه یکی از وجوه کلام این بزرگواران، معنای توریهای و تقیهای است؛ اما همه وجوه کلام این بزرگواران، منحصر در تقیه و توریه و معاریض نمیشود.
🔸دیگر اینکه معترض نوشته است اگر چنین معنا کنیم، باب تأویل و باطنگرایی گشوده میشود! این باب را خود اهلبیت علیهمالسلام گشودهاند و روایاتی که ناظر است به بواطن قرآن، همه و همه تبیین حدود و ثغور این باب است. چه مانعی دارد که این باب گشوده باشد؟! و طبق موازین و قوانین آن بتوان تأویلات فرمایشها را بیان کرد؟
🔹دیگر اینکه معترضینی هم هستند که بر توجیهِ این شخص معترض اعتراض دارند و توجیه او را ناموجّه میدانند. معترض میگوید: کلام معصوم هفتاد وجه دارد، یعنی هرگاه اراده کنند، آن را به وجوه و صور مختلفه تغییر میدهند که هر کدام معنایی غیر از دیگری دارد! این توجیه با کدام قرینه درونمتنی یا برونمتنی به دست آمده است؟! ما این حق را داریم که مستندات این توجیه را ضعیف بدانیم.
🔸دیگر اینکه مرحوم شیخ احمد احسائی تنها کسی نیست که چنین توضیحی برای اینگونه روایات نوشته است. بلکه علماء دیگر از اتجاهات عقیدتی مختلف، از معاصرین و غیر معاصرین، این روایات را طبق توضیح شیخ مرحوم توضیح دادهاند. و این نشان میدهد فرمایش این بزرگوار، بسان خرق اجماع یا خلاف مشهور عمل کردن نیست؛ بلکه نظایری بین علماء دارد.
🔹در کتاب اسدالله بن اسماعیل کاظمی با نام «کشف القناع عن وجوه حجیة الاجماع» در کنار روایاتِ «سبعین وجهاً» آمده است: «و یقرب منه اخبار أخر تنبئ عن غموض کلامهم و صعوبته علی معظم اصحابهم او جمیعهم و احتیاجهم الی التأدیب حتی یتفقهوا فی دینهم.»
🔸در رساله ابوالحسن بن محمدطاهر با نام«تنزیه القمیین عن المطاعن» آمده است: «...و ورد فی الاخبار الکثیرة من لزوم قبول الاحادیث المنسوبة الی الأئمة علیهمالسلام و ترک تأویلها الیهم حین لمیُعلم و انهم کانوا یتکلمون علی سبعین وجهاً و ان حدیثهم صعب مستصعب لایحتمله کل احد، علی ان ذلک لیس مختصاً بهم بل جار فی کلام جمیع المحدیثین کما اشرنا فتدبر.»
🔹و اما از معاصرین، در کتاب منطق فهم القرآن (ج٢، ص٩٨) عنوانی آمده است: «نصوص التعدد فی المعنی». و روایات این عنوان، همین روایات فوق است: عن ابیعبدالله علیهالسلام انه قال: انی لاتکلم علی سبعین وجهاً، لی فی کلها المخرج و دیگر روایات.
🔸حتی امروزه برخی قاعده «ان الکلمة لتنصرف علی سبعین وجهاً» را اینگونه توضیح میدهند که امام قاعدهای را بیان کرده است که پس از قرنها، به صورت گزارههای مختلف در مطالعات مستشرقین و مستغربین دیده میشود و آن بحث هرمنوتیک است یا بحث قرائتهای مختلف از دین.
🔹پس مسامحتاً میگوییم فرمایش شیخ مرحوم و دیگر بزرگان مکتب استبصار در اینباره، یکی از توجیههای این روایات است (اگر قاطعانه نگوییم که اصحِ توجیهات، همین است.) از اینرو نباید تبادر به انکار کرده و اینطور قاطعانه (همچون معترض) فرمایش این بزرگوار را رد کرد؛ آن هم با توجه به احتمالات مختلفی که علماء برای «سبعین وجهاً» مطرح کردهاند. جَعَلَنَا اللهُ مِنَ العالِمین العامِلین وَ حَفِظَنَا مِنَ الزّلَلِ فِی الدِّین.
⌛️ادامه دارد...
@AghayedNet
✔️فتاوای کفایة المسائل و فتاوای رسائل
🔻قسمت اول
پیش از این در کتاب «گشتی در حدیقة الاخوان با نگاهی دیگر» به مصادیقی اشاره شده است که مرحوم آقای شریف طباطبائی اعلی الله مقامه حُکم مسئلهای را در مجلسی خصوصی به گونهای فرمودهاند و در کتاب مبارک کفایة المسائل به گونه دیگری ثبت فرمودهاند. چون کتاب کفایه کتاب عمل است، فتوای کفایه ترجیح داده شده و به آن عمل میشود. گذشته از آنکه بدیهی است که در یک مجلس یا در پاسخ به یک پرسشِ شفاهی، همه جوانب فقهی یک مسئله بازگو نمیشود. در صفحات٩٩ تا١١٩ از کتاب «گشتی در حدیقه...» نمونههایی از مطابق نبودنِ فتوای کفایة المسائل و فتوای مذکور در حدیقة الاخوان اشاره شده است.
در این یادداشت اضافه میکنیم در رسالههای مرحوم آقای شریف طباطبائی اعلی الله مقامه نیز نمونههایی است که با فتوای این بزرگوار در کفایة المسائل مطابق نیست. حال این فتوا یا قبل از نگارش کفایة المسائل بوده است یا همزمان. به هر روی، اختلافی میان بعضی احکام مذکور در کفایة المسائل و بعضی احکام مذکور در رسائل، ملاحظه میشود.
در این میان اگرچه شخص میتواند از باب «سعه» که ائمه اطهار علیهمالسلام دستور فرمودهاند به هر یک از این دو حکم عمل کند چراکه آن فرمایشِ مذکور در رسائل نیز با توجه به روایات است؛ اما اگر فتوای رسمیِ مرحوم آقای شریف طباطبائی اع را خواسته باشد، باید به کتاب عمل مراجعه کند و فتوای کفایه را ترجیح بدهد.
همین جا به دو نکته اشاره می کنیم. نخست اینکه اگرچه تمرکز این نوشتار بر کفایة المسائل و رسائل مرحوم آقای شریف طباطبائی اع است؛ اما این موضوع، در کتب علماء شیعه رضوان الله علیهم و بزرگان دین نیز ملاحظه میشود و اشکالی بر این بزرگواران وارد نمیکند؛ چراکه این اختلاف، علل متعددی دارد که تفصیل این علل، نوشتار مستقلی میطلبد.
نکته دوم اینکه در کنار این موضوع باید توجه داشت پاسخ های فقهیِ رسائلِ آقای شریف طباطبائی اع در فهم بهتر مسائل کفایة المسائل، بسیار راهگشاست و شکی در این نیست و موضوعِ این نوشتار در عین توجه به این مهم است. برای مثال این پرسش و پاسخ که در رساله «جواب سؤالات فقهی» آمده، جالب توجه است:
«سؤال: در تعقيب، فرمايش شده آنچه باطلكننده نماز است باطل كننده تعقيب است. زن نمازش كه تمام شد دست بلند ميكند از زير چادر بيرون میآورد بسا بند دست او نمايان يا چادر سنگينی كند بيندازد و چند دانه موی او پيدا شود يا در تابستان لباسی را بيندازد بسا زير گلو و سينه او نمايان شود و هميشه اينجور كارها نموده، آيا اين تعقيبات هيچيك صحيح نبوده و بعد از اين اگر چنين كارها بكند قبول نخواهد شد؟
جواب: يعنی باطهارت و رو به قبله بدون مشغول شدن به كاری ديگر تعقيب بخواند و تعقيب كامل اين است و اگر اينطور نباشد ناقص است نه آنكه باطل و بیثواب است.»
اینک با توجه به این دو نکته، به چند نمونه از اختلاف احکامِ رسائل با کفایة المسائل اشاره میکنیم.
در رساله جواب سؤالات آقا میرسید علی نائینی پسر آقا میرزا ابوتراب پسر حاج میرزا محمدرفیع، درباره رکعت سوم و چهارم آمده است:
سؤال چهارم: در رکعات آخر نماز تسبیحات را سه مرتبه بندگان عالی واجب میدانید یا آنکه یکی واجب است و دو تای دیگر مستحب آیا میشود که به یکی در وقت تنگ که نماز را باید به تعجیل نمود که وقت نگذرد به یکی اکتفاء کرد یا خیر زیاده بر این سوء ادب است ادام الله ایام اجلاله العالی از قصبه نائین جسارت و گستاخی نمود. حرره سیدعلی بن ابوتراب الطباطبایی.
جواب: تسبیحات اربع یکی واجب است و دوی دیگر مستحب است و در تنگی وقت میتوان به یکی اکتفاء نمود. محل مهر مبارک سرکار بندگان روحنا فداه.
در این جواب، یک بار گفتنِ تسبیحات اربع (سبحان الله و الحمد لله و لا اله الا الله و الله اکبر) را واجب بیان فرموده اند و دو بارِ دیگر گفتن را مستحب. اما در کفایة المسائل، یک بار گفتنِ همه این تسبیحات نیز واجب بیان نشده؛ بلکه در مقابل، جوازِ اکتفاء به یک ذکر را مرقوم فرموده اند. فرمایش های کفایة المسائل در این زمینه چنین است:
«افضل در رکعت سیّم و چهارم تسبيح است... و يک مرتبه گفتن کافى است در هر رکعتى و سه مرتبه گفتن مستحب است در هر رکعتى... سبحاناللّه و الحمدللّه و لا اله الّا اللّه سه مرتبه گفتن که مجموع نُه مرتبه باشد نيز وارد شده و سه سبحاناللّه هم وارد شده و الحمدللّه و سبحاناللّه و اللّهاکبر هم وارد شده و يک سبحاناللّه هم وارد شده و بعضى از فقهاء فتوى به کفايت هريک دادهاند.»
⏳ادامه دارد...
@AghayedNet
🔻قسمت اول
پیش از این در کتاب «گشتی در حدیقة الاخوان با نگاهی دیگر» به مصادیقی اشاره شده است که مرحوم آقای شریف طباطبائی اعلی الله مقامه حُکم مسئلهای را در مجلسی خصوصی به گونهای فرمودهاند و در کتاب مبارک کفایة المسائل به گونه دیگری ثبت فرمودهاند. چون کتاب کفایه کتاب عمل است، فتوای کفایه ترجیح داده شده و به آن عمل میشود. گذشته از آنکه بدیهی است که در یک مجلس یا در پاسخ به یک پرسشِ شفاهی، همه جوانب فقهی یک مسئله بازگو نمیشود. در صفحات٩٩ تا١١٩ از کتاب «گشتی در حدیقه...» نمونههایی از مطابق نبودنِ فتوای کفایة المسائل و فتوای مذکور در حدیقة الاخوان اشاره شده است.
در این یادداشت اضافه میکنیم در رسالههای مرحوم آقای شریف طباطبائی اعلی الله مقامه نیز نمونههایی است که با فتوای این بزرگوار در کفایة المسائل مطابق نیست. حال این فتوا یا قبل از نگارش کفایة المسائل بوده است یا همزمان. به هر روی، اختلافی میان بعضی احکام مذکور در کفایة المسائل و بعضی احکام مذکور در رسائل، ملاحظه میشود.
در این میان اگرچه شخص میتواند از باب «سعه» که ائمه اطهار علیهمالسلام دستور فرمودهاند به هر یک از این دو حکم عمل کند چراکه آن فرمایشِ مذکور در رسائل نیز با توجه به روایات است؛ اما اگر فتوای رسمیِ مرحوم آقای شریف طباطبائی اع را خواسته باشد، باید به کتاب عمل مراجعه کند و فتوای کفایه را ترجیح بدهد.
همین جا به دو نکته اشاره می کنیم. نخست اینکه اگرچه تمرکز این نوشتار بر کفایة المسائل و رسائل مرحوم آقای شریف طباطبائی اع است؛ اما این موضوع، در کتب علماء شیعه رضوان الله علیهم و بزرگان دین نیز ملاحظه میشود و اشکالی بر این بزرگواران وارد نمیکند؛ چراکه این اختلاف، علل متعددی دارد که تفصیل این علل، نوشتار مستقلی میطلبد.
نکته دوم اینکه در کنار این موضوع باید توجه داشت پاسخ های فقهیِ رسائلِ آقای شریف طباطبائی اع در فهم بهتر مسائل کفایة المسائل، بسیار راهگشاست و شکی در این نیست و موضوعِ این نوشتار در عین توجه به این مهم است. برای مثال این پرسش و پاسخ که در رساله «جواب سؤالات فقهی» آمده، جالب توجه است:
«سؤال: در تعقيب، فرمايش شده آنچه باطلكننده نماز است باطل كننده تعقيب است. زن نمازش كه تمام شد دست بلند ميكند از زير چادر بيرون میآورد بسا بند دست او نمايان يا چادر سنگينی كند بيندازد و چند دانه موی او پيدا شود يا در تابستان لباسی را بيندازد بسا زير گلو و سينه او نمايان شود و هميشه اينجور كارها نموده، آيا اين تعقيبات هيچيك صحيح نبوده و بعد از اين اگر چنين كارها بكند قبول نخواهد شد؟
جواب: يعنی باطهارت و رو به قبله بدون مشغول شدن به كاری ديگر تعقيب بخواند و تعقيب كامل اين است و اگر اينطور نباشد ناقص است نه آنكه باطل و بیثواب است.»
اینک با توجه به این دو نکته، به چند نمونه از اختلاف احکامِ رسائل با کفایة المسائل اشاره میکنیم.
در رساله جواب سؤالات آقا میرسید علی نائینی پسر آقا میرزا ابوتراب پسر حاج میرزا محمدرفیع، درباره رکعت سوم و چهارم آمده است:
سؤال چهارم: در رکعات آخر نماز تسبیحات را سه مرتبه بندگان عالی واجب میدانید یا آنکه یکی واجب است و دو تای دیگر مستحب آیا میشود که به یکی در وقت تنگ که نماز را باید به تعجیل نمود که وقت نگذرد به یکی اکتفاء کرد یا خیر زیاده بر این سوء ادب است ادام الله ایام اجلاله العالی از قصبه نائین جسارت و گستاخی نمود. حرره سیدعلی بن ابوتراب الطباطبایی.
جواب: تسبیحات اربع یکی واجب است و دوی دیگر مستحب است و در تنگی وقت میتوان به یکی اکتفاء نمود. محل مهر مبارک سرکار بندگان روحنا فداه.
در این جواب، یک بار گفتنِ تسبیحات اربع (سبحان الله و الحمد لله و لا اله الا الله و الله اکبر) را واجب بیان فرموده اند و دو بارِ دیگر گفتن را مستحب. اما در کفایة المسائل، یک بار گفتنِ همه این تسبیحات نیز واجب بیان نشده؛ بلکه در مقابل، جوازِ اکتفاء به یک ذکر را مرقوم فرموده اند. فرمایش های کفایة المسائل در این زمینه چنین است:
«افضل در رکعت سیّم و چهارم تسبيح است... و يک مرتبه گفتن کافى است در هر رکعتى و سه مرتبه گفتن مستحب است در هر رکعتى... سبحاناللّه و الحمدللّه و لا اله الّا اللّه سه مرتبه گفتن که مجموع نُه مرتبه باشد نيز وارد شده و سه سبحاناللّه هم وارد شده و الحمدللّه و سبحاناللّه و اللّهاکبر هم وارد شده و يک سبحاناللّه هم وارد شده و بعضى از فقهاء فتوى به کفايت هريک دادهاند.»
⏳ادامه دارد...
@AghayedNet
✔️فتاوای کفایة المسائل و فتاوای رسائل
🔻قسمت دوم
نمونه دیگر حکم لقطه است. در کفایة المسائل بیان فرموده اند که تا یک سال باید برای یافتن صاحب آن پیگیری کرد و پس از یک سال هم شرایط خاصی را ذکر فرموده اند؛ اما در یکی از رسائل، فقط «تا یک سال» را بیان کرده اند و شرایط واجبِ پس از آن ذکر نشده است.
عبارت کفایة المسائل چنین است:
«واجب است که تا يک سال لقطه را تعريف کنند و هرگاه صاحب آن پيدا نشد بايد آن را در ميان اموال خود حفظ کرد که اگر صاحب آن معلوم شد به او بدهند و بايد وصيت کرد که اگر صاحب آن معلوم شد مال او را به او بدهند و هرگاه مأيوس از معلوم شدن او باشند آن مال را تصدق کنند. پس اگر صاحب آن معلوم شد بعد از تصدق و راضى شد که ثواب تصدق از براى او باشد، اجر آن از براى او است و اگر راضى نشد بايد عوض مال او را به او داد و ثواب تصدق از براى تصدقکننده خواهد بود.»
و اما عبارت پرسش و پاسخ، در رساله ای، چنین است:
سؤال: چيزی كه در بيابانها از قبيل لباس و امثال آنها يافت ميشود اگر توی راه هايی كه نوعاً محل عبور است يا اطراف آن يافت شود حكم لقطه دارد كه بايد تا يك سال تعريف كرد و آيا چطور تعريف كند در بين سفر توی راه ها در بيابانها چيزی يافته چطور تعريف بايد كرد و كجا بايد تعريف كرد؟
جواب: بلی حكم لقطه دارد و بايد تا يك سال تعريف كرد در نزد قوافلی كه از آن راه عبور ميكنند به طوری كه صادق شود كه تا يك سال جستجو كرد نه آنكه هر روز تكرار كند.
مثال دیگر، درباره حالتِ قیامِ بانوان است. در کفایةالمسائل میفرمایند:
«مستحب است از براى زنها که دستهاى خود را بر روى پستانهاى خود گذارند در حال ايستادن.»
این عبارات، اجمال مختصری دارد و از این رو از خدمت ایشان سؤال شده است. این بزرگوار در رسائل دو گونه پاسخ فرمودهاند و یکی از این دو با نظر کفایة المسائل و متداولِ میان اهل بصیرت موافق است.
در رساله سؤالات حاج میرزا مهدی نائینی و آقا میرزا احمد محمدی آمده است:
سؤال: عبارت کتاب مبارک هدایةالعوام که در حال قیام زن دستهای خود را به روی پستانهای خود بگذارد مراد از این چه چیز است؟ آیا کف دستها را بگذارد که شبیه به سنی میشود یا آنکه بالای مرفق را به پستانها بچسباند مراد کدام است؟ دعاگو به جناب آقای معظم عرض کردم که باید مراد بالای مرفق باشد ایشان هم جواب دادند که خودم هم میدانم ولی بعضی زنان را قرار داده که به طریق اهل سنت نماز میکنند و باید نصی در این باب باشد که زنان از این عمل بازداشته شوند به این جهت عرض نمودم الحال آنچه معنی عبارت است مرقوم فرمایید و بفرمایید که اگر زن دستها را به طریقی که باطل است روی پستان بگذارد نمازهاش ضایع است و باطل یا خیر؟ اجرکم علی الله...
جواب: بسم الله تعالی اما مسأله اولی مراد این است که زن در حال قیام کف دستها را بر روی پستانهای خود بگذارد و این هیئت دخلی به دست بستن سنیها ندارد و این امر هم امری است مستحب.
این بزرگوار درباره همین موضوع، در رساله دیگر مرقوم فرموده اند:
سؤال: زن كه بايد دست بر روی پستان بگذارد در حال قيام و قعود بايد دست سرابالا باشد و مرفق سرازير يا مرفق سرابالا باشد و دست سرازير يا مرفق از پهنا به پهلوها برود؟
جواب: زن بازوهای خود را بر روي پستان خود ميگذارد در حال قيام و قعود.
جواب دوم، جوابی است مطابق سیره اهل ایمان در مکتب و جواب اول، خلاف جواب دوم است.
نظیر دیگر این موضوع، فرمایش این بزرگوار است درباره خمس. در رساله ای می فرمایند:
«شرط است در تعلق گرفتن خمس به گنجی كه به دست آيد اينكه قيمت آن به قدر نصاب زكوة باشد.»
در کفایة المسائل این گونه تعبیر آورده اند:
«شرط است در تعلقگرفتن خمس به دفينهها و گنجها اينکه قيمت آنچه به دست مىآيد بعد از وضع مخارج و مؤنه آن بيست مثقال شرعى طلا يا دويست درهم نقره باشد.»
در همان رساله و همان بخش، سه سهمِ خمس را از آن خدا و رسول و ائمه معرفی می فرمایند؛ اما در کفایه، هر سه را سهم امام معرفی فرموده اند.
عبارت رساله مذکور چنین است:
«خمس به حسب ظاهر شش سهم شود پس سه سهم آن مخصوص خدا و رسول او صلی الله علیه و آله و ائمه طاهرين علیهمالسلام است كه در اين ايام معروف است به سهم امام علیهالسلام و سه سهم ديگر بايد قسمت شود به فقرای بنیهاشم.»
کفایة المسائل: «خمس را شش سهم قرار دادهاند پس سه سهم آن که نصف آن باشد مال امام علیهالسلام است.»
و در رساله مذکور آمده است:
«چون گاو رسید به سی، یک گاو پا به دو سال باید داد.»
و در کفایة المسائل برای گاو پا به دو سال، قیدِ «نر» را هم اضافه فرموده اند:
«چون گاو به سى عدد رسيد يک گاو نر پا به دو سال بايد داد.»
در این یادداشت به این چند مثال و نمونه اکتفاء میکنیم.
@AghayedNet
🔻قسمت دوم
نمونه دیگر حکم لقطه است. در کفایة المسائل بیان فرموده اند که تا یک سال باید برای یافتن صاحب آن پیگیری کرد و پس از یک سال هم شرایط خاصی را ذکر فرموده اند؛ اما در یکی از رسائل، فقط «تا یک سال» را بیان کرده اند و شرایط واجبِ پس از آن ذکر نشده است.
عبارت کفایة المسائل چنین است:
«واجب است که تا يک سال لقطه را تعريف کنند و هرگاه صاحب آن پيدا نشد بايد آن را در ميان اموال خود حفظ کرد که اگر صاحب آن معلوم شد به او بدهند و بايد وصيت کرد که اگر صاحب آن معلوم شد مال او را به او بدهند و هرگاه مأيوس از معلوم شدن او باشند آن مال را تصدق کنند. پس اگر صاحب آن معلوم شد بعد از تصدق و راضى شد که ثواب تصدق از براى او باشد، اجر آن از براى او است و اگر راضى نشد بايد عوض مال او را به او داد و ثواب تصدق از براى تصدقکننده خواهد بود.»
و اما عبارت پرسش و پاسخ، در رساله ای، چنین است:
سؤال: چيزی كه در بيابانها از قبيل لباس و امثال آنها يافت ميشود اگر توی راه هايی كه نوعاً محل عبور است يا اطراف آن يافت شود حكم لقطه دارد كه بايد تا يك سال تعريف كرد و آيا چطور تعريف كند در بين سفر توی راه ها در بيابانها چيزی يافته چطور تعريف بايد كرد و كجا بايد تعريف كرد؟
جواب: بلی حكم لقطه دارد و بايد تا يك سال تعريف كرد در نزد قوافلی كه از آن راه عبور ميكنند به طوری كه صادق شود كه تا يك سال جستجو كرد نه آنكه هر روز تكرار كند.
مثال دیگر، درباره حالتِ قیامِ بانوان است. در کفایةالمسائل میفرمایند:
«مستحب است از براى زنها که دستهاى خود را بر روى پستانهاى خود گذارند در حال ايستادن.»
این عبارات، اجمال مختصری دارد و از این رو از خدمت ایشان سؤال شده است. این بزرگوار در رسائل دو گونه پاسخ فرمودهاند و یکی از این دو با نظر کفایة المسائل و متداولِ میان اهل بصیرت موافق است.
در رساله سؤالات حاج میرزا مهدی نائینی و آقا میرزا احمد محمدی آمده است:
سؤال: عبارت کتاب مبارک هدایةالعوام که در حال قیام زن دستهای خود را به روی پستانهای خود بگذارد مراد از این چه چیز است؟ آیا کف دستها را بگذارد که شبیه به سنی میشود یا آنکه بالای مرفق را به پستانها بچسباند مراد کدام است؟ دعاگو به جناب آقای معظم عرض کردم که باید مراد بالای مرفق باشد ایشان هم جواب دادند که خودم هم میدانم ولی بعضی زنان را قرار داده که به طریق اهل سنت نماز میکنند و باید نصی در این باب باشد که زنان از این عمل بازداشته شوند به این جهت عرض نمودم الحال آنچه معنی عبارت است مرقوم فرمایید و بفرمایید که اگر زن دستها را به طریقی که باطل است روی پستان بگذارد نمازهاش ضایع است و باطل یا خیر؟ اجرکم علی الله...
جواب: بسم الله تعالی اما مسأله اولی مراد این است که زن در حال قیام کف دستها را بر روی پستانهای خود بگذارد و این هیئت دخلی به دست بستن سنیها ندارد و این امر هم امری است مستحب.
این بزرگوار درباره همین موضوع، در رساله دیگر مرقوم فرموده اند:
سؤال: زن كه بايد دست بر روی پستان بگذارد در حال قيام و قعود بايد دست سرابالا باشد و مرفق سرازير يا مرفق سرابالا باشد و دست سرازير يا مرفق از پهنا به پهلوها برود؟
جواب: زن بازوهای خود را بر روي پستان خود ميگذارد در حال قيام و قعود.
جواب دوم، جوابی است مطابق سیره اهل ایمان در مکتب و جواب اول، خلاف جواب دوم است.
نظیر دیگر این موضوع، فرمایش این بزرگوار است درباره خمس. در رساله ای می فرمایند:
«شرط است در تعلق گرفتن خمس به گنجی كه به دست آيد اينكه قيمت آن به قدر نصاب زكوة باشد.»
در کفایة المسائل این گونه تعبیر آورده اند:
«شرط است در تعلقگرفتن خمس به دفينهها و گنجها اينکه قيمت آنچه به دست مىآيد بعد از وضع مخارج و مؤنه آن بيست مثقال شرعى طلا يا دويست درهم نقره باشد.»
در همان رساله و همان بخش، سه سهمِ خمس را از آن خدا و رسول و ائمه معرفی می فرمایند؛ اما در کفایه، هر سه را سهم امام معرفی فرموده اند.
عبارت رساله مذکور چنین است:
«خمس به حسب ظاهر شش سهم شود پس سه سهم آن مخصوص خدا و رسول او صلی الله علیه و آله و ائمه طاهرين علیهمالسلام است كه در اين ايام معروف است به سهم امام علیهالسلام و سه سهم ديگر بايد قسمت شود به فقرای بنیهاشم.»
کفایة المسائل: «خمس را شش سهم قرار دادهاند پس سه سهم آن که نصف آن باشد مال امام علیهالسلام است.»
و در رساله مذکور آمده است:
«چون گاو رسید به سی، یک گاو پا به دو سال باید داد.»
و در کفایة المسائل برای گاو پا به دو سال، قیدِ «نر» را هم اضافه فرموده اند:
«چون گاو به سى عدد رسيد يک گاو نر پا به دو سال بايد داد.»
در این یادداشت به این چند مثال و نمونه اکتفاء میکنیم.
@AghayedNet
🔺مجموعة الرسائل خطیِ شیخ صالح بن زین الدین اَحسائی، برادرِ عالم ربانی مرحوم شیخ احمد بن زین الدین احسائی اع
@AghayedNet
@AghayedNet
AghayedNet
🔺مجموعة الرسائل خطیِ شیخ صالح بن زین الدین اَحسائی، برادرِ عالم ربانی مرحوم شیخ احمد بن زین الدین احسائی اع @AghayedNet
@AghayedNet_الشیخ صالح بن زین الدین.pdf
31.5 MB
🔺مجموعة الرسائل خطیِ شیخ صالح بن زین الدین اَحسائی، برادرِ عالم ربانی مرحوم شیخ احمد بن زین الدین احسائی اع
@AghayedNet
@AghayedNet
Forwarded from AghayedNet
سفارش به خواندن دعاء شریف اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر...
🔻🔻🔻
http://www.aghayed.net/sefaaresh/
🔻🔻🔻
http://www.aghayed.net/sefaaresh/
Forwarded from AghayedNet
✔️سفارش به خواندن دعاء شریف «اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر…»
خواندن در گوشی: با لمس کادر انتها
http://l1l.ir/3y21
خواندن در گوشی: با لمس کادر انتها
http://l1l.ir/3y21
Telegraph
سفارش به خواندن دعاء شریف «اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر…»
اَلّلهمّ صَلّ عَلی مُحَمّدٍ وَ آلِ مُحَمّد وَ عَجِّل لِوَلِیکَ الْفَرَجَ وَ الْعافِیةَ وَ النَّصرَ وَ اجْعَلْنا مِن اَعوانِهِ وَ اَنصارِهِ وَ اَتباعِهِ وَ شیعَتِهِ وَ اَرِنا فِی آلِ مُحَمَّدٍ وَ اَولِیائِهِمْ عَلَیهِمُالسَّلامُ ما یَأْمُلُونَ وَ فِی عَدُوِّهِم…
Forwarded from AghayedNet
@AghayedNet_پاسخ به نقدی مغرضانه.pdf
1.6 MB
🔺پاسخِ نقدی مغرضانه به مرحوم شیخ احمد اَحسائی
▪️بررسی و رد عباراتی از سيد محمّدحسين حسينی طهرانی در کتاب امامشناسی، ج۵،صص١۴٢و١٧٧
@AghayedNet
▪️بررسی و رد عباراتی از سيد محمّدحسين حسينی طهرانی در کتاب امامشناسی، ج۵،صص١۴٢و١٧٧
@AghayedNet
Forwarded from AghayedNet
۲۸ ربیع الثانی، سالروز وفات علامه امینی، صاحب الغدیر و شهداء الفضیله.
@AghayedNet
@AghayedNet
Forwarded from AghayedNet
بیان علامه امینی در کتاب شهداء الفضیلة، درباره مرحوم شیخ احمد اَحسائی
@AghayedNet
@AghayedNet
Forwarded from AghayedNet
✔️بیان علامه امینی درباره مرحوم شیخ احمد اَحسائی اع
🔸أحمد بن زین الدین الأحسائی أحد فطاحل العلماء یروی عن سیدنا بحر العلوم و الشیخ کاشف الغطاء و السید صاحب الریاض و السید مهدی الشهرستانی و الشیخ آحمد بن الحسن البحرانی و الشیخ احمد بن محمد من آل عصفور و یروی عنه صاحب الجواهر و الحاج میرزا ابراهیم الکلباسی صاحب الإشارات توفی سنة ۱۲۴۱.
🔹احمد بن زین الدین احسائی، یکی از بزرگان علماء است. روایت می کند از سید ما بحرالعلوم و شیخ کاشف الغطاء و سید صاحب ریاض و سید مهدی شهرستانی و شیخ احمد بحرانی و شیخ احمد آل عصفور. و از او روایت می کنند صاحب الجواهر و حاج میرزا ابراهیم کلباسی صاحب الاشارات. مرحوم اَحسائی در سال ۱۲۴۱ق از دنیا رحلت کردند.
@AghayedNet
🔸أحمد بن زین الدین الأحسائی أحد فطاحل العلماء یروی عن سیدنا بحر العلوم و الشیخ کاشف الغطاء و السید صاحب الریاض و السید مهدی الشهرستانی و الشیخ آحمد بن الحسن البحرانی و الشیخ احمد بن محمد من آل عصفور و یروی عنه صاحب الجواهر و الحاج میرزا ابراهیم الکلباسی صاحب الإشارات توفی سنة ۱۲۴۱.
🔹احمد بن زین الدین احسائی، یکی از بزرگان علماء است. روایت می کند از سید ما بحرالعلوم و شیخ کاشف الغطاء و سید صاحب ریاض و سید مهدی شهرستانی و شیخ احمد بحرانی و شیخ احمد آل عصفور. و از او روایت می کنند صاحب الجواهر و حاج میرزا ابراهیم کلباسی صاحب الاشارات. مرحوم اَحسائی در سال ۱۲۴۱ق از دنیا رحلت کردند.
@AghayedNet
✔️جایگاه پدیدههای خورشیدی در نظام شریعت و فقه
🌖بخش اول
🔹اهل مکتب استبصار، به برکت تعالیم بزرگان دین اعلی الله مقامهم میدانند که قرآن و روایات ملاک تقویم را ماههای قمری معرفی کرده است. آیه شریفه «ان عدة الشهور عند الله اثنی عشر شهراً فی کتاب الله...» و اشاره به ماههای حرام و «شهر رمضان» در قرآن و موقعیت حج خانه خدا در ماه ذوالحجه و «ایام معلومات»، بیان اَصالت تقویم قمری در مناسبتها، وقایعالایام و مناسک عبادی است.
🔸عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اع در رساله خلاصةالتقویم معیار و میزان را در نقل مناسبتهای مذهبی، ماههای قمری قرار دادهاند. از این رو توجه به «قمَر» و پدیدههای قمری در زندگی اهل ایمان پر رنگ است.
🔹توجه به نماز اول ماهِ قمری، پدیده قمر در عقرب، پدیده ماهگرفتگی (خسوف)، توجه به ایام مبارک مثل روز دحو الارض، توجه به احکام مجامعت طبق تقویم قمری، همه و همه نقش پررنگ «قمر» در زندگی یک شخص مؤمن است.
🔸طبق حکمت حقه الهیه مأخوذ از ائمه اطهار علیهمالسلام افلاک بر روی زمین و زمینیان تأثیر میگذارد. در فرمایشهای مکتبی به این واقعیت اشاره شده است.
در کتاب مبارک الفطرة السلیمة میفرمایند:
«ان الافلاك تخرج ما في كيان الارض الی العيان.»
🔹غیر از «قمر» و تأثیرات آن در زمین، نمونه دیگر، تأثیرات وضعیِ «مریخ» یا «مشتری» و دیگر افلاک است. درباره شَرَف مشتری و شرَف زُهَرَه روایتی منسوب به امیرالمؤمنین علیهالسلام در دست است.
🔸مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اع، به تفصیل، تأثیر هر یک از افلاک بر جنینِ انسان را بیان کرده و وجه آن را توضیح فرمودهاند. این بزرگوار در رساله جواب آقا محمدعلی رشتی شرح فرمودهاند که در ماه اول بارداری، زحل بر جنین تأثیر میگذارد، در ماه دوم مشتری، در ماه سوم مریخ، در ماه چهارم شمس، در ماه پنجم زهره، در ماه ششم عطارد، در ماه هفتم قمر، در ماه هشتم زحل، در ماه نهم مشتری. همچنین این بزرگوار نقش هر کوکبی را در روزهای هر ماه مطرح کردهاند.
🔹آنچه اشاره شد، نمونههایی از تأثیرات کواکب در زندگی ظاهری و ایمانی بشر است. در این نوشتار در پی ارائه تمام شواهد نیستیم و با اشاره به مواردی کوتاه میگذریم؛ چراکه روی سخن با کسانی است که این مقدمات را گذرانیدهاند یا اگر هم آشنایی ندارند، اهل نظر و فکر و اندیشهاند.
🔸اینک پس از روشنتر شدن نقش «ماه» و پدیدههای «قمری» در زندگی ایمانی، میافزاییم که «خورشید» و پدیدههای «شمسی» نیز تأثیرات عمیقی در زندگی ایمانی دارد. به گونهای که شاید بتوان گفت تأثیر آن، همردیف پدیدههای قمری است.
🔹آیا مؤمنین به نقش پر رنگِ پدیدههای خورشیدی در زندگی ایمانی واقفند؟ به نظر میرسد سایه سنگینِ تقویمِ قمری، سبب شده است درباره این مقوله چندان روشنگری نشود.
🔸برای اثبات این مطلب، بدون هیچ مقدمه دیگری پدیدههای خورشیدی و جایگاه آن در نظام شریعت را بررسی میکنیم و در ضمن چند بخش تأثیرات مهمّ خورشید را در زندگی ایمانی برخواهیم شمرد.
🔹اما در آغاز اذعان میکنیم که این بررسی، «درآمدی» است بر این موضوع؛ چراکه موضوع بسیار فراخ دامنهای است و ما به ناچار به کلیاتِ هر بخش اکتفاء میکنیم.
🔻🔻🔻
برای خواندن ادامه مطلب، لینک زیر را لمس یا کلیک کنید:
http://www.aghayed.net/khorshid1/
🌖بخش اول
🔹اهل مکتب استبصار، به برکت تعالیم بزرگان دین اعلی الله مقامهم میدانند که قرآن و روایات ملاک تقویم را ماههای قمری معرفی کرده است. آیه شریفه «ان عدة الشهور عند الله اثنی عشر شهراً فی کتاب الله...» و اشاره به ماههای حرام و «شهر رمضان» در قرآن و موقعیت حج خانه خدا در ماه ذوالحجه و «ایام معلومات»، بیان اَصالت تقویم قمری در مناسبتها، وقایعالایام و مناسک عبادی است.
🔸عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اع در رساله خلاصةالتقویم معیار و میزان را در نقل مناسبتهای مذهبی، ماههای قمری قرار دادهاند. از این رو توجه به «قمَر» و پدیدههای قمری در زندگی اهل ایمان پر رنگ است.
🔹توجه به نماز اول ماهِ قمری، پدیده قمر در عقرب، پدیده ماهگرفتگی (خسوف)، توجه به ایام مبارک مثل روز دحو الارض، توجه به احکام مجامعت طبق تقویم قمری، همه و همه نقش پررنگ «قمر» در زندگی یک شخص مؤمن است.
🔸طبق حکمت حقه الهیه مأخوذ از ائمه اطهار علیهمالسلام افلاک بر روی زمین و زمینیان تأثیر میگذارد. در فرمایشهای مکتبی به این واقعیت اشاره شده است.
در کتاب مبارک الفطرة السلیمة میفرمایند:
«ان الافلاك تخرج ما في كيان الارض الی العيان.»
🔹غیر از «قمر» و تأثیرات آن در زمین، نمونه دیگر، تأثیرات وضعیِ «مریخ» یا «مشتری» و دیگر افلاک است. درباره شَرَف مشتری و شرَف زُهَرَه روایتی منسوب به امیرالمؤمنین علیهالسلام در دست است.
🔸مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اع، به تفصیل، تأثیر هر یک از افلاک بر جنینِ انسان را بیان کرده و وجه آن را توضیح فرمودهاند. این بزرگوار در رساله جواب آقا محمدعلی رشتی شرح فرمودهاند که در ماه اول بارداری، زحل بر جنین تأثیر میگذارد، در ماه دوم مشتری، در ماه سوم مریخ، در ماه چهارم شمس، در ماه پنجم زهره، در ماه ششم عطارد، در ماه هفتم قمر، در ماه هشتم زحل، در ماه نهم مشتری. همچنین این بزرگوار نقش هر کوکبی را در روزهای هر ماه مطرح کردهاند.
🔹آنچه اشاره شد، نمونههایی از تأثیرات کواکب در زندگی ظاهری و ایمانی بشر است. در این نوشتار در پی ارائه تمام شواهد نیستیم و با اشاره به مواردی کوتاه میگذریم؛ چراکه روی سخن با کسانی است که این مقدمات را گذرانیدهاند یا اگر هم آشنایی ندارند، اهل نظر و فکر و اندیشهاند.
🔸اینک پس از روشنتر شدن نقش «ماه» و پدیدههای «قمری» در زندگی ایمانی، میافزاییم که «خورشید» و پدیدههای «شمسی» نیز تأثیرات عمیقی در زندگی ایمانی دارد. به گونهای که شاید بتوان گفت تأثیر آن، همردیف پدیدههای قمری است.
🔹آیا مؤمنین به نقش پر رنگِ پدیدههای خورشیدی در زندگی ایمانی واقفند؟ به نظر میرسد سایه سنگینِ تقویمِ قمری، سبب شده است درباره این مقوله چندان روشنگری نشود.
🔸برای اثبات این مطلب، بدون هیچ مقدمه دیگری پدیدههای خورشیدی و جایگاه آن در نظام شریعت را بررسی میکنیم و در ضمن چند بخش تأثیرات مهمّ خورشید را در زندگی ایمانی برخواهیم شمرد.
🔹اما در آغاز اذعان میکنیم که این بررسی، «درآمدی» است بر این موضوع؛ چراکه موضوع بسیار فراخ دامنهای است و ما به ناچار به کلیاتِ هر بخش اکتفاء میکنیم.
🔻🔻🔻
برای خواندن ادامه مطلب، لینک زیر را لمس یا کلیک کنید:
http://www.aghayed.net/khorshid1/
Forwarded from AghayedNet
@AghayedNet_نماز آيات و احکام آن.pdf
88.8 KB
Forwarded from AghayedNet
🔹نماز آيات و امور متعلقه به آن است و در آن دو فصل است
🔺فصل اول: در اسباب و کيفيت آن و امور متعلقه به آن است و در آن چند مسئله است
🔺فصل دوم: در احکام نماز آيات و امور متعلقه به آن است و در آن چند مسئله است
🔸از کتاب: کفایة المسائل، نگاشته مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی
@AghayedNet
🔺فصل اول: در اسباب و کيفيت آن و امور متعلقه به آن است و در آن چند مسئله است
🔺فصل دوم: در احکام نماز آيات و امور متعلقه به آن است و در آن چند مسئله است
🔸از کتاب: کفایة المسائل، نگاشته مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی
@AghayedNet