AghayedNet
🔰🔰گونه‌شناسی و تحلیلِ تعارضات ظاهری در اقوال و مکتوباتِ مشایخ عظام اعلی الله مقامهم؛ با مراجعه به منابع دستِ‌ اول 🔻بخش بیست و نهم ✔️علل و وجوهِ اختلافات و تعارضات ظاهری در بیانات بزرگان دین اع 💎(١١) مقام تعلیم و مقام مباحثه 🔸مرحوم آقای شریف طباطبائی­…
🔰🔰گونه‌شناسی و تحلیلِ تعارضات ظاهری
در اقوال و مکتوباتِ مشایخ عظام اعلی الله مقامهم؛
با مراجعه به منابع دستِ‌ اول

🔻بخش سی‌ام

✔️علل و وجوهِ اختلافات و تعارضات ظاهری در بیانات بزرگان دین اع

💎(١٢) کُلُ شَیءٍ فیه مَعنی کلِ شَیء

🔸قاعده‌ای است که مفهوم آن این است که در هر چیزی، هر چیزی هست. متأسفانه این قاعده به دست اهل تصوف افتاده و تأویلات بی‌پایه و اساس خود را بر آن مبتنی کرده‌اند.

🔹در «المیزان» به عقیده صوفیه تعریضاتی دارد و از این قاعده هم نام برده است. عبارات المیزان (ج١، ص٧) چنین است:
«و اما المتصوفة، فانهم لاشتغالاتهم بالسیر فی باطن الخلقة و اعتنائهم بشأن الآیات الانفسیة دون عالم الظاهر و آیاته الآفاقیة اقتصروا فی بحثهم علی التأویل و رفضوا التنزیل، فاستلزم ذلک اجتراء الناس علی التأویل، و تلفیق جُمَل شعریة و الاستدلال من کل شئ علی کل شیء، حتی آل الامر الی تفسیر الآیات بحساب الجُمَل و ردِ الکلمات الی الزبر و البینات و الحروف النورانیة و الظلمانیة الی غیر ذلک.»

🔸درباره جمله «الاستدلال من کل شیء علی کل شیء» همین مضمون را یکی از ادیبان معاصر چنین نوشته است: (مجله بخارا، ش٨٢، ص٧٧، نوشته محمدرضا شفیعی کَدکَنی)
«... امتناع درین وادیِ فراخ که عرصه غیاب منطق است مفهومی‌ندارد و هیچ‌چیز شرط هیچ چیز نیست؛ و از هر چیزی هر چیز دیگر را، به راحتی می‌توان استنباط کرد، و بدین‌گونه هرمنیوتیکِ زبان عارف و تفسیر او، حدِ یقف ندارد. تا زبان و واژگان تصوف باقی است قلم در گردش است و مشغول آفریدن احتمالات؛ احتمالاتی که نفی و اثبات آنها، هزینه‌ای جز چرخشِ قلم ندارد.»

🔹مرحوم آقای حاج محمدکریم کرمانی­ در برابر متصوفه و در برابر مخالفان این قاعده، به تبیین مبانی آن پرداخته و در کتب مختلف زیربناء آن را که مقتبس از آیات و روایات است، بیان فرموده‌اند. حال اگر این قاعده با همه استحکامی‌ که دارد بازیچه دست نااهلان شود و صوفیه برای اندیشه‌های باطل خود از آن سود جویند، نقصی بر اصل آن و مبانی عقلی و نقلی آن وارد نمی‌کند. و به راستی چه اشکالی دارد که باب تأویل گشوده شود؟! آری؛ اینکه چه کسی حق تأویل دارد و چه کسی حق تأویل ندارد، مطلب مهمی‌است. بابیه و بهائیه مانند صوفیه لعنة الله علیهم نیز تأویل می‌کنند؛ اما آن تأویلات را قطعاً بر باطل می‌دانیم؛ چه اینکه باید از ضروریات دین و مذهب خارج نشد.

🔸مرحوم آقای کرمانی­ اع در مقدمه کتاب «حقایق‌الطب» با اشاره به «علم التطبیق» و اینکه انسان کبیر (=عالَم) و انسان وسیط (=مولود فلسفی، کیمیا و اکسیر) و انسان صغیر (=انسان) با هم مطابقند، به قاعده کل شیء فیه معنی کل شیء اشاره فرموده و با نقل آیاتی همچون: ما تری فی خلق الرحمن من تفاوت و: ما أمرنا الا واحدة و روایاتی همچون: و قد علم ذوو الالباب ان الاستدلال علی ما هناک لایکون الا بما هاهنا به توضیح حدود و ثغور این قاعده می‌پردازند. پس در عین وجود نقدهای دیگران بر این قاعده، بزرگان دین اعلی الله مقامهم بر آن تأکید دارند.

🔹از زیرمجموعه‌های این قاعده، بیانی است که در آن، یکی از علت‌های اختلافات و تعارضاتِ ظاهریِ مکتبی به دست می‌آید. بزرگان دین اع می‌فرمایند در همه عوالم و اَوادِم (آدم‌ها) سِرّ واحدی در جریان است و همه متحدند و در یک مسیر. از این‌رو میان آنانی که در مسیر حقند، اختلافی نیست و همه ایشان با هم اهل وفاقند و شقاق و نفاقی بین ایشان نیست. چنین کسانی حائز دلیل حکمتند. پس اگر تعبیرات اهل حقایق با هم اختلاف پیدا کند، این اختلاف به علت اختلاف جهاتِ آن حقایقِ واحده است و ایشان در عین بیان این اختلافات، متفقند: قل کل من عند الله.

🔸همچنین می‌فرمایند طبق بیان «العلم نقطة...» همه علوم از یک نقطه سریان گرفته‌اند و در نتیجه ریشه متحد دارند و همه آنها نیز به معلومی مشخص می‌رسند. و چون این علم که علم ربانی است اختلافی در آن نیست و این علم و نقطه در همه علوم و رسوم جاری است، پس متحد است چراکه از جانب واحد متحد است. پس این اختلافات و تعارضات، خواه‌ ناخواه به علت جهات مختلف همان حقیقت واحد است.

🔹 توضیح این مطلب در ضمن مثال همچون سریان آب است در گیاهان؛ از درختان و بقولات و... که در هر یک به طرز و طور آن آشکار می‌شود به عبارت‌های مختلف و وجوه متعدد.
مثال دیگر، زنبور عسل است که به او وحی شد: «ثم کلی من کل الثمرات» یعنی آن نقطه و آن وحدت را در اطوار کثرات (گل‌ها و ریاحین) صرف کن و هر شیئی را در محل خود قرار بده. شخص موحد آن کلام واحدِ ساری را در عبارات مختلف می‌یابد و تناقضی نمی‌بیند.

🔸سید مرحوم­، حاج سید کاظم رشتی اع در تأکید این نکته بیاناتی دارند که در بخش آینده به آن اشاره خواهد شد.

ادامه دارد...

@AghayedNet
AghayedNet
🔺رسائلی از عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اعلی الله مقامه که در ماه صفر الخَیر در سال‌های مختلف نگارش آن به پایان رسیده است. @AghayedNet
🔺رسائلی از عالم ربانی مرحوم میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اعلی الله مقامه که در ماه صفر، در سال‌های مختلف نگارش آن به پایان رسیده است.
@AghayedNet
🔺کتاب تازه منتشر شده
الرسائل الکلامیة
اثر شیخ هادی طهرانی نجفی
انتشارات دانشگاه ادیان و مذاهب ٣٠۶صفحه، قطع وزیری
@AghayedNet
توضیحی درباره یک تهمت به شیخیه در بحث خداشناسی (١)

🔻به مناسبت انتشار رسائل شیخ هادی طهرانی نجفی

به تازگی مجموعه‌ای از آثار کلامیِ عربیِ شیخ هادی طهرانی منتشر شده است. ایشان دو رساله فارسی نیز نگاشته است که هنوز با تحقیقی جدید، منتشر نشده است.
به مناسبت چاپ این مجموعه عربی، به مطالبی که درباره شیخیه، در یکی از رسائل فارسی ایشان است اشاره می‌کنیم.
شخصی دو شبهه درباره اعتقادات شیخیه مطرح می‌کند و از ایشان انتظار پاسخ دارد. شبهه نخست درباره خداشناسی است و در این یادداشت آن را بررسی می‌کنیم و شبهه دوم درباره امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف است که در فرصتی دیگر به آن اشاره خواهیم کرد.
مقدمه رساله شیخ هادی طهرانی چنین است:
«حجة الإسلاما أدام الله ظلّکم العالی علی رؤوس الأدانی والأعالی، چه می‌فرمایند در جواب آن دو شبهه‌ای که بعضی از اشخاص در ذهن بعضی از عوام مرکوز نموده‌اند؟ استدعا از فضل عمیم آنکه جواب این دو شبهه را به فارسی مرقوم فرمایید .
شبهه أولی آنکه می‌گویند:
إنّ المعرفةَ فرعُ إدراکِ المعروفِ، والعبادَة فرعُ إدراکِ المعبود، فیَجِبُ أن یکونَ المعروفُ والمعبودُ في صُقعِ العارف والعابد حتی یعبدَ العابدُ بجسمه جسمَ المعبود، وبنفسه نفسَ المعبود، وبعقله عقلَ المعبود ، وهکذا. ولـمّـا لم یدرک ولم یعرف المعبود الخالق ، فلن یتحقّقَ حقّ العبادة إلا العبادة بواسطة إدراک ذات ظاهرة، ومعرفتها تسمّی معرفةَ البیان، وهي المتعلّقةُ بالمعرفة والعبادة وهي في مقام النبوة نبيٌّ، وفي مقام الإمامة إمامٌ، وفي مقام الرکن الرابع رکنٌ رابع؛ فلذا قالوا: إنّ الخطابَ في {إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ} للنّبيّ والإمام والرّکن الرّابع.»


چکیده این تهمت و شبهه این است که معبود شیخیه، رسول است در مقامی و امام در مقامی و رکن رابع در مقامی! (نعوذ بالله.)
در ضمن چند بخش بررسی را ارائه می‌کنیم:

یک. این عبارات، در هیچ یک از کتب علماء شیخیه یافت نمی شود و این تهمتی است که زده اند. آری، مفرداتِ این عبارات (همچون کلمه معبود، جسم، ذات، عبادت، معرفت، بیان، امامت، رکن رابع) در کتب شیخیه هست؛ اما این ترکیب، ترکیبی است که در هیچ یک از کتب این مکتب یافت نمی شود.
دو. گذشته از ترکیبِ این عبارات، مفاد و محتوای این عبارات نیز در هیچ یک از کتب شیخیه نیست. به تعبیر دیگر، این عبارات، تفسیرِ ما لا یَرضی صاحبُه است؛ هرگز شیخیه از آنچه نوشته‌اند و گفته‌اند، این معانی را قصد نکرده‌اند و قصد نمی‌کنند.
سه. برای نخستین بار، این عبارات در کتاب هدیة النملة إلی رئیس الملة نوشته ملارضا همدانی آمده است. وی در آن کتاب در هر بخشی از بخش‌های کتابش، ابتدا گفتار امامیه (شیعه اثنی عشری) را نقل کرده و سپس گفتار شیخیه را از ایشان جدا کرده و به خیال خود قول فاسدی را به شیخیه نسبت داده است.
از جمله در بخشی می‌نویسد:
«قالت الشیخیة الذات ذاتان ذات غیبیة باطنیة لا اسم لها و لا رسم لها لایسمی و لاتوصف و لا تکلیف علی العباد بمعرفتها و توحید و عبادتها و قالوا ان المعرفة فرع ادراک المعبود…» تا آخر عبارت که در ابتداء این نوشتار نقل کردیم.
چهار. در بعضی کتب متأخرین و معاصرین، این عبارت به شیخیه نسبت داده شده است و در بعضی از این کتب تصریح شده است که این عبارت، از کتاب هدیة النملة مقتبس است.
از جمله رسائلی که این عبارتِ کاذبِ هدیة النمله در آن مطرح شده، رساله شیخ هادی طهرانی است که در آن از این عبارت از وی سؤال شده است و پیش از این به آن اشاره شد.
پنج. اما پاسخ ما به این تهمت چنین است که در آنچه گفته، یا خود را به ندانستن زده است یا ندانسته سخن گفته است.
معبود خداوند است و ابداً مذهب ما شیعیان اثنی عشری این نیست که معبود جسمی دارد و مراتبی دارد؛ بلکه معبود خداست وحده لاشریک له و مجسم و مخلوق نیست و شیخ مرحوم اع صریحاً رد می فرمایند بر صوفیه لعنة الله علیهم که صورت مرشد را در نظر می‌گیرند. و چگونه این مفتری راضی شده است همانی را که شیخ مرحوم رد می فرمایند، بر این بزرگوار و اندیشه ایشان تهمت زند؟!
عبارت شیخ مرحوم اع در شرح فقره «و مقدمکم امام طلبتی…»‌ از زیارت جامعه کبیره گویای مطلب است و اهل نظر به آن مراجعه خواهند کرد.

ادامه دارد...

@AghayedNet
توضیحی درباره یک تهمت به شیخیه در بحث خداشناسی (٢)

شش. اما نکته کلیدی و مهمی که ممکن است همین مسئله باعث این تهمت‌ها شده، این است که باید میان معبود و جهت عبادت تفاوت قائل شد.
جسم ما رو به کعبه می‌کند؛ ولی آیا کعبه را می‌پرستد؟ معبودِ ما کعبه است یا خدا؟ شکی نیست که معبود خداست؛ ولی جهت عبادت کعبه است. و این کعبه،‌ جهت عبادتی است در ظاهر و البته خداوند جهات عبادتی هم قرار داده است برای مراتب مختلف انسان و برای مشاعر او.

بجاست بخشی از آنچه مرحوم آقای کرمانی در تفصیل مسئله و فرق میان معبود و جهت عبادت بیان فرموده‌اند، ذکر گردد. و این مطلب، همان است که به تعبیر دیگر در رساله شیخ مرحوم اع (که ملارضای همدانی در هدیة النملة به ٱن ارجاع داده) مذکور است.

بعضی عبارات کتاب ارشادالعوام در تفاوت میان معبود و جهت عبادت:

۱٫ بدان‏كه فرق است مابين معبود و جهت عبادت و اين فرق را علما و حكما برنخورده‌‏اند مگر كمی و لابد است كه بشناسی تا عبادت تو صحيح باشد.
بدان‏كه معبود آن كسی است كه تو بنده و برده اويی و او تو را خلق كرده و محتاج به تو و مثل تو نيست.
۲٫ چون اين را يافتی پس بايد بدانی كه خدای تو نبايد كه به عقل و فهم و ادراك و تصور تو بيرون آيد و نبايد مثل تو باشد كه اگر غير از چنين كسی را خدا داني مشرك می‌‏‌باشی به خدای عزوجل و بت‏‌پرستی پس آن‌كه به خاطر گذشت و به تصور درآمد و تو او را يافتی معبود نباشد و شايسته آن نيست كه او را بپرستی.
۳٫ و اما جهت عبادت كه گفتيم آن كس يا آن چيز است كه خدای معبود يگانه گفته است كه تو رو به آن كنی يا خدمتی به نسبت به او بكنی يا كاری برای او كنی يا حرفی درباره او بزنی يا اطاعتی از او بكنی يا چيزی از او بطلبی يا چيزی به او بدهی و امثال اينها (در ضمن مثال، توضیح می‌فرمایند.)
۴٫اگرچه خداوند از برای بندگان خود جهت عبادت قرار داده است لكن معبود، اوست و مقصود او و نبايد كه شخص ملتفت جهت باشد و جهت طلبد اگرچه بايد مباشر جهت و رو به جهت باشد نمی‌بينی كه بايد در نماز ملتفت دست خود شوی كه كجا گذاری و ملتفت پای خود شوی كه كجا گذاری و ملتفت زبان خود شوی كه چگونه او را حركت دهی ولی در همه اين احوال مكلفی به آنكه توجه به خدا داشته باشی و از غير او غافل باشی و او را طلبی بلكه او را عبادت كنی چنانكه گويا او را می‌بينی و گويا در نزد پادشاه مقتدری ايستاده‏‌ای كه قادر و قاهر است و مطلع و آگاه بر ظاهر و باطن تو است.
۵٫ چون اين مطلب شريف را دانستی پس بدان‏كه فرق مابين معبود و جهت عبادت آن شد كه تو جهت عبادت را برای معبود می‌خواهی نه معبود را برای جهت عبادت يعني هرگاه معبود تو را به خدمتی ديگر وادارد دست از آن جهت برمی‌‏داری و به جهتی ديگر خواهی متوجه شد و اگر دل به جهت بسته بودی در مثل اين وقت دست از آن معبود برمی‌داشتی كه چرا امر به خلاف آن جهت مطلوب كرد.
۶٫ چون از برای بنده مراتب بسيار است يعنی عقلی دارد و نفسی و جسمی و از برای جسم مدرك‌‌های جسمانی است و از برای نفس مدرك‌های نفسانی و از برای عقل مدرك‌های عقلانی و هريك هم هم‏‌جوره و هم‏‌جنس خود را درك می‌كند و از حد خود بالاتر نمی‌‏رود چنانكه در محل خود شرح اين مطلب را داده‌‏ايم و خدا نه از جنس جسم مردم است كه با مدرك‌های جسمانی فهميده شود و نه از جوره نفس مردم است كه با مدرك‌های نفسانی دانسته شود و نه از جوره عقل مردم است كه با عقل مردم ادراك شود و مردم با جسم غير از جسمانی‌ها را نمی‌توانستند ببينند و با نفس غير از نفسانی‌ها را و با عقل غير از عقلانی‌ها را و همه اين سه ‌مرتبه بنده بودند و خدا را بايست عبادت كنند و خدا از ادراك همه بالاتر و برتر بود و هر سه از فهم او عاجز پس از برای هر سه جهت عبادت ضرور شد كه هريك جهت مشاكل خود را طلبند و خدا را پرستند.
و مثل را در جسم آوريم تا به آن واسطه مطلب را برخوری پس چون جسم را پشت و رويی بود و لابد بايستی كه رو به جهتی كند از مشرق و مغرب و جنوب و شمال و فوق و تحت و خدا در جهت نبود يكی از جهات را برگزيد و جهت عبادت خود قرار داد و روی مردم را امر كرد كه رو به آن جهت كنند كه آن كعبه باشد و كعبه معبود و خدا نيست ولی جهت خدمتی است كه مردم مأمور به آن خدمت می‌باشند… (تک تک جهات عبادت را در هر رتبه‌ای شرح می‌فرمایند.)
@AghayedNet
مرحوم حاج میرزا محمد باقر شریف طباطبائی اع:
یُخرج الحی مِن المیت...محمد بن ابی بکر خیلی آدم متشخصی بود، نزدیک به نقابت و نجابت است مقامش.
(موعظه ۲۲محرم الحرام ۱۲۹۷)
🔺ضریح محمد بن ابی‌بکر در فسطاط مصر
▪️۱۴صفر، شهادت محمد بن ابی بکر
@AghayedNet
🔺مرحوم ملا رضا انارکی در یکی از رسائل خود نقل می‌کند:

🔹[پس از بیان اینکه مفهوم اصطلاح رکن رابع در گزاره‌های دینی وجود دارد:] چنان‌که خود حقیر از آقای مرحوم [حاج محمدکریم کرمانی] اعلی الله مقامه شنیدم که فرمودند وزیر مختار در طهران بر من بحث کرد و گفت که این رکن رابعی را که شما آورده‌اید در ملت اسلام نبوده و تازه پیدا شده.

🔹فرمودند: من گفتم اگر ثابت کنم که از زمان حضرت آدم تاکنون همیشه بوده چه می‌گویی؟ گفت قبول می‌کنم.

🔹گفتم: بگو ببینم دوستی دوستان آدم [علیه السلام] بر مصدقین و دوستانش واجب بوده یا خیر؟ گفت بلی. گفتم مراد از رکن رابع همین است [دوستی با دوستان خدا، دشمنی با دشمنان خدا‌، ولایت اولیاء الله و برائت از اعداء الله، تولی و تبری. ] گفت: اگر مرادتان از رکن رابع این است همیشه بوده و بدعت و تازه نیست و قبول کرد.

🔹مردی ارمنی، در مذهبی که داشت تصدیق رکن رابع را کرد و گفت این معنی همیشه بوده و تازه و بدعت نیست و حال آنکه کسانی که خود را مسلم می‌خوانند آن را منکر می‌شوند و قبول نمی‌کنند.
@AghayedNet
🔺تأمل در اشکال اساسی وارد بر عالم هورقلیا
کیهان اندیشه ش۶٢، ١٣٧۴
@AghayedNet
🔺استیفای عوامل مهجوریت ایده ترادف مفهومی در باب صفات الهی؛
با تأکید بر آثار ابن‌سینا و شیخ اَحسائی
@AghayedNet
🔺کتاب اربعین حدیث، تألیف ملا رجبعلی اصفهانی یزدی، از تلامیذ مرحوم شیخ احمد اَحسائی أع، صفحه نخست و دوم

✔️بخشی از مقدمه کتاب اربعین حدیث ملا رجبعلی اصفهانی

🔸فیقول العبد المذنب الجاني رجبعلی بن محمدصالح بن علی نقی الطوسی الإصفهانی هذه اربعون حدیثا من الاخبار المشکلة و الآثار المعضلة ترجمتها ثم ذیلت الترجمة بذکر بعض الأسرار التی الهمنی الله بارشادهم علیهم السلام او استفدتها من شیخی و استادی و من علیه فی المعارف الحقة اعتمادی قدوة العارفین الشیخ الممجد المسدد المعظم المفخم الشیخ احمد بن الشیخ زین الدین الأحسائی أدام الله علوه و مجده.

🔸[حاصل معنی:] چنین گوید بنده گناهکار جانی، رجبعلی بن محمد صالح طوسی اصفهانی، این چهل حدیث است از احادیث و آثار مشکل اهل بیت علیهم‌السلام که ترجمه کرده‌ام و ذیل ترجمه، ذکر کرده‌ام بعضی از اسرار را که خدا به ارشاد آن بزرگواران علیهم السلام به من الهام کرده است یا استفاده کرده‌ام از شیخ خود و استاد خود و کسی که بر اوست اعتماد من در معارف حقه، الگوی عارفان، شیخ ممجّد مسدد، شیخ احمد بن شیخ زین الدین اَحسائی اَدامَ الله عُلوّه وَ مَجده.
🔻🔻🔻
http://Instagram.com/aghayednet
AghayedNet pinned Deleted message
القرآن_بخط_الشيخ_أحمد_الأحسائي_غير.pdf
166.7 MB
القرآن الكريم بخط الشيخ أحمد الأحسائي (ت ١٢٤١ هجرية) وقد انتهى من استنساخه يوم الجمعة ١٢ جمادى الآخرة من سنة ١١٩١ هجرية
مع جزيل الشكر والتقدير وأصدق الدعاء للقائمين على قناة عقائد ( https://t.me/AghayedNet ) لقيامهم بنشر تصوير النسخة وكذلك العزيز الأستاذ نزار العبدالجبار لدوره في تحويل ملف النسخة
Forwarded from AghayedNet
▪️اربعين

روز اربعین را می‏‌شود روز افتتاحِ بهره‌‌بر‏داری از امر شهادت امام حسین عليه السلام نامید و اربعین به همین اعتبار عظمت و جلالت پیدا کرده و ائمه ما سلام اللّه علیهم اجمعین این روز بزرگ را روز یاد کردنِ امام حسین صلوات اللّه علیه شمرده‌اند و دستور زیارت خاصه عنایت فرموده‏‌اند.

📚ارائه آيات الهی در معراج حسينی عليه السلام
@AghayedNet
✔️آشنایی با تعبیر «وحی الأثر»

🔻در مباحث طبّی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اع

در لینک زیر:
🔻🔻🔻
https://t.me/AghayedNet/3438