👆در جای جای این کتاب سخن از سید مرحوم اعلی الله مقامه به میان آمده است و به مطالب مهم تاریخی‌مکتبی فراوانی اشاره رفته است. از جمله در فصل چهارم «الأُسر العلمیة و الادبیة» (خانواده‌های علمی و ادبی کربلا) در صفحه142 آمده است:
«آل الرشدی و هی من الأسر العلمیة و الادبیة الشهیرة، یرجع استیطانها کربلاء الی اوائل القرن الثالث‌عشر الهجری، تسلسل منها أعلام ساهموا فی بناء المجد العلمی، و شارکوا فی تدعیم الأدب الکربلائی.
و من أبرز أعلامها السید کاظم بن السید قاسم الحسینی الرشتی، المتوفی سنة 1259هـ، و کان فاضلاً تقیاً و مصنفاً ماهراً؛ و نظراً لبروزه و نبوغه فی الارشادات الدینیة لقّب عقبه بآل الرشدی...»
در میان شخصیت‌های کربلا، سید مرحوم اعلی الله مقامه را نام برده و در صفحه284 می‌نویسد:
«السید کاظم الرشتی کان من أبرز علماء کربلاء فی عصره، احرز شهرة طائلة و منزلة رفیعة و شهدت له أندیة العلم بغزارة علمه و حدّة ذکائه تتلمذ
علی الشیخ احمد الأحسائی المتوفی عام1243هـ، و تأثر بمبادئه و آرائه المخالفة لآراء الاصولیة و عُرف مذهبه بـ«الکشفی»، أو «بشت‌سری» اما مذهب الفرقة الاصولیة فیُعرف «البالاسریة» و کانت بین الفریقین خصومات حادة.»
👇👇
👆سپس عباراتی از کتاب‌های مختلف نقل می‌کند از جمله تاریخ العراف بین احتلالین، ریحانة الادب، احسن الودیعة، القاموس الاسلامی، الأعلامِ خیر الدین الزرکلی.
پس از نقل عبارات نوشته است: «و هناک مؤلفات مطبوعة قسم منها لأنصار الفرقة‌ الکشفیة و القسم الآخر لخصومها، و قد لایعول علیها الباحث و ربما لعبت بها أیدی النسّاخ؛ فعلیه لم‌نرَ ما یدعو الی الاعتماد علی تلک المصادر و قد راجعنا المصادر الاصلیة الخطیة التی دوّنت فی عصر السید کاظم الرشتی معبرة عن العقائد الکشفیة.»
سپس نوشته است: «و للسید کاظم خدمات جلیلة و مشاریع هامة ماتزال آثارها شاخصة للأبصار، نوّه عنها مؤلف کتاب «بغیة النبلاء فی تاریخ کربلاء» حیث قال: انفق السید کاظم الرشتی من فضله مصرف تحدید إنشاء المسجد الواقع فی القسم الشرفی من الصحن الحسینی، و تبرّع زوجة محمدشاه القاجاری ملک ایران أنفذ نهر الرشتیة الی الرزازة و بطیحة أو هور أبودبس، و لتبرّع احد المحسنین من رجال حاشیة الشاه عباس الأول الصفوی إبان احتلال الدولة الصفویة للعراق (1032-1042) جدد صدراً لهذا النهر.»
در صفحه338 کتاب به «مکتبة السید کاظم الرشتی» (کتابخانه سید مرحوم اعلی الله مقامه) اشاره کرده و می‌نویسد: «اسسها السید کاظم قاسم الرشتی الحائری المتوفی عام1259هـ، و کانت فی وقتها أضخم المکتبات العراقیة و قد بلغت قیمتها الکبری فی عهد نجله العالم الشاعر السید أحمد الرشتی المقتول سنة1295هـ فی کربلاء و کان هذا یبجّل الشعراء و الأدباء و یغدق علیهم من أمواله الطائلة و کانت داره ندوة لمنتجعی الأدب.»
در ادامه سخن یکی از دوستانش را نقل کرده و می‌نویسد:
و قد حدّثنی احد الأصدقاء قال: رأیت أطلالها فی بیت أناس لایقدّرون الأدب و لایعطفون علی تراث الأجداد، و من بین هذه الأطلال تظهر مجموعة ضخمة جداً من دواوین قدامی الشعراء کلها خطیة و کلها أوراق متناثرة.
و یقال: ان المکتبة تناهبها کثیر من الموظفین الکبار فی کربلاء و غیرهم، و منهم محام جلیل فی بغداد.»
👇👇
👆در فصل نهم «الوقائع و الحوادث السیاسیة» به مناسبت‌هایی از سید مرحوم اعلی الله مقامه نام می‌برد. از جمله حادثه نجیب‌باشا که در صفحه401 آمده است:
«...و فی خضمّ هذه الفوضی تفوّق زعماء الیارمز علی هیبة کبار علماء الشیعة فی المدینة و کان لهم النفوذ الأکبر من قبل، ولکن وجد العلماء فی انقسام الیارمز الی طوائف فرصة لکسب اعوان لهم من بیتهم فکان أن‌انشطر الیارمز الی شطرین؛ احدهما مع الزعیم الدینی الشهیر السید کاظم الرشتی و الآخر مع زعیم دینی آخر یُدعی السید ابراهیم القزوینی... و قد نجحت مفاوضاته [نجیب‌باشا] مع کاظم الرشتی و مع ظل‌السلطان احد أبناء فتح‌علی‌شاه و السید وهاب حاکم المدینة، و اتفق هؤلاء مع نجیب‌باشا علی ان‌یبعث الیهم بأحد البغدادیین لوضع الخطوی النهائیة لما سیکون علیه امر حکم المدینة... .»
با مطالعه این کتاب از تأثیر سید مرحوم اعلی الله مقامه و آل رشتی بر اهالی کربلا مطلع می‌شویم. به این نمونه از باب مشت نمونه خروار، توجه کنید:
«...و منها الشاعر الشیخ محمد بن الشاعر الشیخ فلیح المولود فی کربلاء... ورث الشعر عن والده و خاله الشاعر الشیخ محمد علی الشیخ خلیل، ارتاد مکتبة السید کاظم الرشتی فأفاد منها. و کما کان ابوه ملازماً للسید کاظم الرشتی کان الابن الشیخ محمد ملازماً لولده السید أحمد بن السید کاظم الرشتی، و فداه بنفسه فی الحادثة المروعة المشهورة سنة1295هـ .»
و در قسمت‌های مختلف به اشعار شعرای کربلایی درباره عائله سید مرحوم اعلی الله مقامه اشاراتی دارد. ناگفته نماند که نویسنده کتاب اشتباه برخی نویسندگان را مرتکب شده و از مکتب شیخیه به مذهب شیخیه یا فرقه شیخیه تعبیر آورده است... تعبیری که گویای انشعاب از شیعه اثنی‌عشری است و حال آنکه مکتب شیخیه، همان مذهب شیعه اثنی‌عشریه است.
🌷دست نوشته هايی از مرحوم حاج محمدکريم کرمانی اعلی الله درجته به زبان های مختلف
منبع:يکی از جُنگ های آن بزرگوار اع
👇👇
رساله در جواب عزیزخان سردار در بابِ رؤیا
🌷رساله‌ای در بابِ رؤیا

عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی رفع الله شأنه در تاریخ 27 جمادی‌الاخرة 1283، در تهران، رساله‌ای تصنیف فرمودند. این رساله پاسخی است به پرسش‌های عزیزخان سردار درباره مسئله خواب و خصوصیاتِ این پدیده طبیعی. این رساله، به زبان فارسی است.

بخشی از موضوع‌های این رساله:

1- مأخذ و مبنای خواب چه چیز است؟
2- چگونه است که بعضی خواب‌ها به‌زودی تعبیر می‌شود و دارای تعبیر است (سریع التعبیر) و بعضی این‌گونه نیست؟
3- وجه این چیست که یک شخص خواب‌های مختلف غیر متناسب می‌بیند؟ این اختلاف‌ها از کجاست؟ حقایق مختلف است یا اینکه حقیقتی را به صورت‌های مختلف در خواب می‌بیند؟
4- توضیحی درباره اینکه بعضی خواب‌ها تعبیر دارد و بعضی خواب‌ها بِعَینه واقع می‌شود.

دانلود رساله‌ آقای کرمانی اع در جواب عزیزخان سردار در بابِ رؤیا:👇👇
🌷پرسش و پاسخ

ـــــ اگر زنی شوهری ناسازگار و... داشته باشد به حدّی كه عملاً ادامه زندگی برای او میسّر نباشد، می‏تواند تقاضای طلاق نماید ؟
ـــ پاسخ: آری می‏تواند ولی اگر صبر كند بهتر است زیرا طلاق مبغوض‏ترین چیزها است در نزد خدای متعال و مبغوضیت آن شدّت می‏یابد درصورتی كه زن خواستار طلاق گردد.

ـــــ در مسأله فوق ، اگر زن مجبور شود مهریه خود را ببخشد تا بتواند رضایت مرد را برای امر طلاق بدست آورد ، آیا دین مرد از نظر مهریه اگر زن را طلاق بدهد ، ساقط می‏شود یا این دین به عهده مرد ، هرچند كه طلاق انجام گرفته باشد باقی خواهد ماند؟
ـــ پاسخ: مهریه ساقط می‏شود و چیزی بر عهده مرد نیست و بلكه مرد می‏تواند اضافه بر مهریه هم بگیرد تا رضایت دهد و احكامش در مسائل مربوط به «خلع و مبارات» مذكور است.
🌷معرفی و ارائه بعضی رسائل طبّی عالم ربانی مرحوم حاج محمدکريم کرمانی رفع الله شأنه در نرم افزار کتابخانه جامع طب سنتی-اسلامی
👇👇
🌷کتابشناسی؛

حقائق الطب و جوامع العلاج‏
معرفى اجمالى

«حقائق الطب و جوامع العلاج»، از جمله نگاشته‏هاى پزشكى عالم شهيرِ شيعی، مرحوم حاج محمدكريم كرمانى اع است.
اين اثر كه به زبان عربى به رشته تحرير درآمده است، در واقع مشتمل بر دو رساله است: يكى حقائق الطب و ديگرى جوامع العلاج. حقائق الطب، اکثر پيرامون كليات دانش پزشكى و مباحث حفظ الصحه است. مؤلف، انگيزه‏ خود را از نگارش اين كتاب، تأليف اثرى در باره كليات دانش پزشكى و هماهنگى بين مباحث حكمى و فلسفى و مطالب طبى عنوان كرده اند (حقائق الطب، ص 2).

پايان نگارش اين اثر- چنان‏كه مؤلف در خاتمه بيان کرده اند- روز چهارشنبه در دهه آخر رجب سال 1264 ق بوده است( حقائق الطب، ص 168).
جوامع العلاج، پس از حقائق الطب نگاشته شده و در باره درمان‏هاى كلى‏اى است كه ويژه بيمارى خاصى نيست و مشتمل بر داروها و مركبات تجربه‏شده آسانى است كه يا توسط خود مؤلف تجربه شده‏اند يا توسط ديگران.

ساختار
كتاب حقائق الطب، يك مقدمه و 10 باب و يك خاتمه دارد. برخى از ابواب، خود مشتمل بر چندين فصلند.
كتاب جوامع العلاج، مشتمل بر يك مقدمه و 20 باب است. برخى از ابواب، خود داراى چندين فصل يا مقصدند.

گزارش محتوا
عناوين مباحث كتاب حقائق الطب:
مقدمه در بيان موضوعاتى است كه به‏عنوان كليات مى‏توان به آنها نگاه كرد.
باب اول در حقيقت جسم و تقسيم مراتب آن است.
باب دوم در بيان احوال اسطقسات( اركان و عناصر) مركبات در اين عالم است.
باب سوم در بيان كيفيت حصول مزاج به قول مطلق است. اين باب در چهار فصل به رشته تحرير درآمده است.
باب چهارم در بيان احوال اخلاط است.
باب پنجم به بررسى اعضاء اختصاص دارد.
باب ششم كه در دو فصل به رشته تحرير درآمده است، پيرامون قوا، افعال و ارواح است.
باب هفتم مشتمل است بر شش فصل كه در اين فصول شش‏گانه، به معنى صحت و مرض و اسباب و علل صحت و بيمارى پرداخته مى‏شود. اين باب، بزرگ‏ترين بخش كتاب است.
باب هشتم در معرفت دلائل و نشانه‏هاى عمومى امراضى است كه در بدن به سبب اختلالات درونى حاصل مى‏شوند. اين باب، خود مشتمل است بر پنج باب.
باب نهم، در بيان حقيقت بيمارى‏هاست.
باب دهم در كليات حفظ الصحة است.
خاتمه اين اثر، دربرگيرنده اخبار و رواياتى پيرامون كليات دانش پزشكى است.

كتاب حقائق الطب، مانند بسيارى ديگر از نگاشته‏هاى مؤلف، تنها وانويسى و رونويسى از آثار ديگران نيست، بلكه مجموعه‏اى از روايات و تحقيقات مؤلف و نقد و بررسى آراء و سخنان ديگر اطباء است.
خصوصيت ديگر اين اثر، شيوه تحرير مباحث و نگرش مؤلف به مباحث طبى است.
كتاب حقائق الطب، نگاهى فلسفى- روايى به مباحث كليات و زيربنايى طب دارد؛ ازاين‏رو، تنها براى كسانى سودمند است كه اطلاعات شايان توجهى در زمينه طب سنتى دارند، نه كسانى كه در اين زمينه نوآموزند.

عناوين مباحث كتاب جوامع العلاج:
مقدمه در باره امور مربوط به بيمار، علامات غلبه اخلاط و... است.
باب اول در باره امور مربوط به خون است.
باب دوم در باره گشودن گرفتگى‏هاست.
باب سوم در باره شروط اسهال است.
باب چهارم در باره امور مربوط به تنقيه صفراست.
باب پنجم در باره امور مربوط به بلغم است.
باب ششم در باره مباحث مربوط به سوداست.
باب هفتم در باره تنقيه ضدين است.
باب هشتم در باره تنقيه صفرا و سوداست.
باب نهم در باره تنقيه باردين است.
باب دهم در باره چيزهايى است كه اخلاط سه‏گانه( بلغم، صفرا و سودا) را تنقيه مى‏كند.
باب يازدهم در باره تنقيه با قى است.
باب دوازدهم در باره ادرار است.
باب سيزدهم در باره عطسه كردن است.
باب چهاردهم در باره مسكن‏هاست.
باب پانزدهم در باره داغ كردن است.
باب شانزدهم در باره تقويت اعضاى اصلى بدن، مثل مغز و قلب و كبد است.
باب هفدهم در باره مباحث مربوط به معده است.
باب هجدهم در باره تب‏هاست.
باب نوزدهم در باره برخى از عوارض تب‏هاست.
باب بيستم در باره تغذيه بيماران و تدبير كسانى است كه در حال نقاهتند.

🌷دانلود 👇👇
🌷گواهی تملکِ عالم شهیرِ شیعی، عالم ربانی و حکیم صمدانی مرحوم شیخ احمد أحسائی أعلی الله مقامه، ابتدای نسخه‌ای خطی:

بسم الله الرحمن الرحیم
دخل في حیازتي بالبیع البتي و أنا العبد المسکین أحمد بن زین الدین الأحسائي في سنة 1213
ممهور به خاتمی با سجع «احمد زين الدين 1203»

سطر بعد:
گواهی تملک فرزند ایشان:
ثم صار إلی نوبه علی ابن الشیخ احمد ابن زین الدین قیمته عشرون قروشا عینا(؟)
👇👇