اول صفر، سال‌روز ورود اهل‌بیت سیدالشهداء به شام
و سال‌روز شروع جنگ صفین، در سال ۳۷ق.
🔺توضیح تصاویر: جزوه‌ای درباره تاریخ وقایع صفین که در ملکیت مرحوم شیخ علی اَحسائی بوده است، با نقل اشعاری از آن مرحوم
@AghayedNet
🔺رسائلی از عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اعلی الله مقامه که در ماه صفر الخَیر در سال‌های مختلف نگارش آن به پایان رسیده است.
@AghayedNet
🔺چاپ کتاب فصل الخطابِ مرحوم نوری ره، برای نخستین بار.
صرفاً برای آشنایی با این اثر تازه منتشر شده، معرفی گردید.
@AghayedNet
Forwarded from AghayedNet
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
AghayedNet
🔰🔰گونه‌شناسی و تحلیلِ تعارضات ظاهری در اقوال و مکتوباتِ مشایخ عظام اعلی الله مقامهم؛ با مراجعه به منابع دستِ‌ اول 🔻بخش بیست و هشتم ✔️علل و وجوهِ اختلافات و تعارضات ظاهری در بیانات بزرگان دین اع 💎(٩) تغییر شرایط، مصالح و اقتضاءات مکلفین 🔸یکی دیگر از علل…
🔰🔰گونه‌شناسی و تحلیلِ تعارضات ظاهری
در اقوال و مکتوباتِ مشایخ عظام اعلی الله مقامهم؛
با مراجعه به منابع دستِ‌ اول

🔻بخش بیست و نهم

✔️علل و وجوهِ اختلافات و تعارضات ظاهری در بیانات بزرگان دین اع

💎(١١) مقام تعلیم و مقام مباحثه

🔸مرحوم آقای شریف طباطبائی­ اع می‌فرمایند هر مجلس اقتضائی دارد. در مقام تعلیم و تعلم، معلم ناچار است الفاظی بگوید که انسان را به مطلب نزدیک کند؛ اما در مقام مباحثات، نباید تفهیم کسی را کرد. در رسم تعلیم به گونه‌ای مطلب را بیان باید کرد و در رسم مباحثات به گونه دیگری. و اهل ایمان باید این مواضع را تشخیص بدهند.

🔹در مباحثات به قواعد و قوانین خصم باید سخن گفت تا وحشت نکند؛ می‌خواهند حقیقت مطلب را دریابند یا در نیابند. و این موضوع، عبارةٌ اخرای قاعده «نکلم الناس علی قدر عقولهم» است.

🔸مرحوم آقای شریف طباطبائی­ در درس روز شنبه، ١٧رجب ١٢٩۴ می‌فرمایند:
«شما ان‏‌شاءالله استاد باشید در همه فن، بدانید هر مجلسی اقتضائی دارد، حکیم آن مطلبی که در نظر خودش هست باید بگوید اما باید پرده روش بپوشاند. یک وقتی دستورالعملی می‌‏دادند آقای مرحوم، فرمودند مطلبی را که جایی می‏‌خواهی بگویی، می‏‌خواهی بگویی اذیت فلان را نباید کرد، یک جایی است تقیه نیست آنجا باید بگویی حرمت حضرت امیر را باید داشت، یک جایی تقیه هست آنجا باید بگویی حرمت اولیاء را باید داشت، اولیاء خدا را نباید رنجانید، یک جایی هست تقیه بیشتر است بگو آدم‌های خوب را نباید رنجانید، و در جمیع پرده‏‌ها مطلب این بود که حضرت امیر را باید حرمت داشت. راهش این است که چیزی که در مقام تعلم و تعلیم گفته می‏‌شود معلم لابد و ناچار است که الفاظی که نزدیک می‏‌کند انسان را به مطلب بگوید تا بیایند توی مطلب، و اگر نگویی مطلب را نمی‏‌فهمند. چیزهایی را که در مقام مباحثات می‏‌گویی، در مباحثه نباید تفهیم کسی را کرد. در مباحثه بیندازش توی کلوخ‌ها چیزی که می‏‌گوید طرف مقابل می‏‌خواهیم در دهنش را ببندیم؛ آن وقت نمی‏‌خواهیم تفهمیم کنیم. آنی که باید بفهمد الفاظ بخصوصی براش می‏‌گویند، و می‏‌بینید که همّ من بر این مصروف است که تعلیم کنم و بفهمانم، از این جهت اغلب لفظ‌های من سعی می‏‌کنم که لفظ‌های متعارفه نباشد، برای اینکه مرادم تفهیم است می‏‌خواهم بفهمانم، به جهت اینکه آن قدری که باید گفت گفتند، سید مرحوم فرموده بودند «نمی‌‏گویم که شما اینها را بفهمید اینها را می‏‌گویم که یاد بگیرید بروید توی دنیا بگویید بدانند مردم همچو حرف‌ها هم هست» بعینه مثل اینکه بچه‏‌ها را قرآن تعلیمشان می‏‌کنند، همه بچه‌‏ها را قرآن تعلیمشان می‏‌کنند و یاد می‏‌گیرند، و همه هم می‏‌خوانند و هیچ نمی‏‌فهمند. لکن یک وقتی می‏‌خواهند لفظ قرآن توی دنیا باشد این‏‌جور می‏‌کنند. یک وقتی می‏‌خواهند تعلیم کنند قرآن را، آن وقت می‏‌گویند باء چه معنی دارد، سین چه معنی دارد، میم چه معنی دارد. دیگر وقتی اینها را می‏‌خواهند بیان کنند داستانی دارد، که بفهمیم چرا باء اول واقع شده است چرا پشت سرش سین واقع شده چرا پشت سرش میم واقع شده، این بسم الله به این ترتیب است، چرا؟ بخواهی شرح اینها را بکنی همان یک «با»ش را بخواهی شرح کنی یک سال طول می‏کشد، «سین»ش را بخواهی شرح کنی یک‌سال طول می‌‏کشد. منظور این است که در رسم تعلیم یک جوری دیگر بیان می‏‌کنند، و در رسم مباحثات جوری دیگر بیان می‏‌کنند. و عمداً اینها را اصرار می‌‏کنم به جهت اینکه می‌‏بینم رفقا میان این‏‌جور چیزها بناشان نیست تمیز بدهند، بسا لب مسأله را فهمیده است، حالا در مجلسی اتفاق افتاده همین را می‏‌خواهد که به گردن مثلا یک یهودی بگذارد، بابا این نمی‏‌شود. این است که مطالبی که برای تفهمیم و تعلیم گفته می‌‏شود الفاظ بخصوص باید گفته شود، و هر چه از باب مباحثات است الفاظ بخصوص دیگر باید گفت، و اگر این را داشته باشید دیگر هر جا توی کلمات مشایخ هم که افتادید، توی کتاب‌های مشایخ هم که نگاه می‌‏کنید می‏‌دانید آن مسائل که بوده و جواب‌ها که داده‏‌اند چه جور جواب‌ها بوده؟ چه بسیار جواب‌ها که جراب نوره است، و جواب مباحثه است. چیزهایی که جواب مباحثه است به مطلب نمی‏‌رساند انسان را... و جراب نوره مثلی است در عرب که می‏‌گویند همیان نوره، چرا که وضع همیان برای آرد است حالا همیان نوره می‏‌دهند به دست آدم، می‏‌بیند چیز سفیدی است قانع می‏‌شود. لکن دقت که می‏کنی آخرش که می‏‌شکافی می‏‌بینی آهک بوده آرد نبوده به درد ما نخورد، آهک لایسمن و لایغنی من جوع هیچ رفع جوع نمی‏کند، لکن پر شده. به جهت آنکه در دهان مردم را ببندند این‏جور جواب‌ها را می‏گویند. اغلب جواب‌هایی که اهل حق می‏‌گویند از این قبیل است... این غیر از وضع تعلیم است، تعلیم نمی‏خواهد بکند انسان مباحثه می‏کند. وقتی مطلبی است غیبی و می‏خواهند تعلیم کنند باید به الفاظی چند بگویند که متعلم بتواند آن مطلب را بفهمد.»

ادامه دارد...
@AghayedNet
السلام عليکِ يا مولاتنا يا بنت الحسين عليه السلام
@AghayedNet
🔺إبانة الوسن عن مکتبة أبي محمد الحسن، با معرفی چند اثر از عالم ربانی مرحوم شیخ احمد أحسائی اع
انتشار: عتبه مقدسه عباسیه، ١۴۴٠ق

نویسنده تنها به قاضی رفته و علت بعضی دشمنی‌هایی که ریشه در اموری داشته را نعوذ بالله عقاید ناصحیح پنداشته است. در مقاله «غمناک نباید بود از طعن حسود ای دل» مفصلاً توضیحاتی ارائه گردیده است.
@AghayedNet
🔺محاسن المجالس في کربلاء. نگاشته سید سلمان هادی آل طعمه.
در اين کتاب، در چند صفحه تاريخ مجالس علمی داير در منزل عالم ربانی مرحوم حاج سيد کاظم رشتی اع را بررسی کرده است. تعبيرات وی در معرفی ايشان جالب است. همچنین به موقعیت احمد شهید، فرزند این بزرگوار و قاسم، نوه ایشان اشاره کرده است.
@AghayedNet
Forwarded from AghayedNet
۸ صفر، سالروز رحلت جناب سلمان محمدی اعلی الله مقامه
🔺ضریح جدید حضرت سلمان أع - مدائن
@AghayedNet
Forwarded from AghayedNet
کتاب نفس الرحمن فی فضائل سلمان، نگاشته مرحوم نوری ره
این کتاب با نام سلمان نامه، به فارسی ترجمه شده است
@AghayedNet