🔺فهرست ٢١۴ عنوان از تألیفات عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اع در پایان نسخه خطیِ رساله تقیه، از «کتابخانه دانشگاه علامه طباطبایی»ِ شیراز.
@AghayedNet
@AghayedNet
▪️از فرمایشهای اخلاقی
این غفلت ما خیلی عجیب است... این غفلتهای ما باعث آزردگی خاطر بزرگان می شود. آنها متوجه ما هستند. امام زمان متوجه ما هستند. این غفلتها دل مبارک حضرت را مضطرب می کند.
هیچ کس معذور نیست. هیچ کس نباید عمر خود را به غفلت بگذراند. نباید به شوخی گذراند. عمر حیف است. باید در تحصیل معارف و تحصیل محبت به خدا و اولیاء خدا جدی بود و راه این تحصیل، دور کردن کدورت ها و غفلتهاست.
بیایید سعی کنیم و برای شیطان کار نکنیم و اگر احیاناً غفلت کردیم، فی الفور تبرّی کنیم از شیطان و از آن غفلت و رو کنیم به مولای خود، عذر بخواهیم... اقلاً خدمتی که برای شیطان کردهایم حالا تلافی کنیم... .
@AghayedNet
این غفلت ما خیلی عجیب است... این غفلتهای ما باعث آزردگی خاطر بزرگان می شود. آنها متوجه ما هستند. امام زمان متوجه ما هستند. این غفلتها دل مبارک حضرت را مضطرب می کند.
هیچ کس معذور نیست. هیچ کس نباید عمر خود را به غفلت بگذراند. نباید به شوخی گذراند. عمر حیف است. باید در تحصیل معارف و تحصیل محبت به خدا و اولیاء خدا جدی بود و راه این تحصیل، دور کردن کدورت ها و غفلتهاست.
بیایید سعی کنیم و برای شیطان کار نکنیم و اگر احیاناً غفلت کردیم، فی الفور تبرّی کنیم از شیطان و از آن غفلت و رو کنیم به مولای خود، عذر بخواهیم... اقلاً خدمتی که برای شیطان کردهایم حالا تلافی کنیم... .
@AghayedNet
اول صفر، سالروز ورود اهلبیت سیدالشهداء به شام
و سالروز شروع جنگ صفین، در سال ۳۷ق.
🔺توضیح تصاویر: جزوهای درباره تاریخ وقایع صفین که در ملکیت مرحوم شیخ علی اَحسائی بوده است، با نقل اشعاری از آن مرحوم
@AghayedNet
و سالروز شروع جنگ صفین، در سال ۳۷ق.
🔺توضیح تصاویر: جزوهای درباره تاریخ وقایع صفین که در ملکیت مرحوم شیخ علی اَحسائی بوده است، با نقل اشعاری از آن مرحوم
@AghayedNet
🔺رسائلی از عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اعلی الله مقامه که در ماه صفر الخَیر در سالهای مختلف نگارش آن به پایان رسیده است.
@AghayedNet
@AghayedNet
🔺چاپ کتاب فصل الخطابِ مرحوم نوری ره، برای نخستین بار.
صرفاً برای آشنایی با این اثر تازه منتشر شده، معرفی گردید.
@AghayedNet
صرفاً برای آشنایی با این اثر تازه منتشر شده، معرفی گردید.
@AghayedNet
AghayedNet
🔰🔰گونهشناسی و تحلیلِ تعارضات ظاهری در اقوال و مکتوباتِ مشایخ عظام اعلی الله مقامهم؛ با مراجعه به منابع دستِ اول 🔻بخش بیست و هشتم ✔️علل و وجوهِ اختلافات و تعارضات ظاهری در بیانات بزرگان دین اع 💎(٩) تغییر شرایط، مصالح و اقتضاءات مکلفین 🔸یکی دیگر از علل…
🔰🔰گونهشناسی و تحلیلِ تعارضات ظاهری
در اقوال و مکتوباتِ مشایخ عظام اعلی الله مقامهم؛
با مراجعه به منابع دستِ اول
🔻بخش بیست و نهم
✔️علل و وجوهِ اختلافات و تعارضات ظاهری در بیانات بزرگان دین اع
💎(١١) مقام تعلیم و مقام مباحثه
🔸مرحوم آقای شریف طباطبائی اع میفرمایند هر مجلس اقتضائی دارد. در مقام تعلیم و تعلم، معلم ناچار است الفاظی بگوید که انسان را به مطلب نزدیک کند؛ اما در مقام مباحثات، نباید تفهیم کسی را کرد. در رسم تعلیم به گونهای مطلب را بیان باید کرد و در رسم مباحثات به گونه دیگری. و اهل ایمان باید این مواضع را تشخیص بدهند.
🔹در مباحثات به قواعد و قوانین خصم باید سخن گفت تا وحشت نکند؛ میخواهند حقیقت مطلب را دریابند یا در نیابند. و این موضوع، عبارةٌ اخرای قاعده «نکلم الناس علی قدر عقولهم» است.
🔸مرحوم آقای شریف طباطبائی در درس روز شنبه، ١٧رجب ١٢٩۴ میفرمایند:
«شما انشاءالله استاد باشید در همه فن، بدانید هر مجلسی اقتضائی دارد، حکیم آن مطلبی که در نظر خودش هست باید بگوید اما باید پرده روش بپوشاند. یک وقتی دستورالعملی میدادند آقای مرحوم، فرمودند مطلبی را که جایی میخواهی بگویی، میخواهی بگویی اذیت فلان را نباید کرد، یک جایی است تقیه نیست آنجا باید بگویی حرمت حضرت امیر را باید داشت، یک جایی تقیه هست آنجا باید بگویی حرمت اولیاء را باید داشت، اولیاء خدا را نباید رنجانید، یک جایی هست تقیه بیشتر است بگو آدمهای خوب را نباید رنجانید، و در جمیع پردهها مطلب این بود که حضرت امیر را باید حرمت داشت. راهش این است که چیزی که در مقام تعلم و تعلیم گفته میشود معلم لابد و ناچار است که الفاظی که نزدیک میکند انسان را به مطلب بگوید تا بیایند توی مطلب، و اگر نگویی مطلب را نمیفهمند. چیزهایی را که در مقام مباحثات میگویی، در مباحثه نباید تفهیم کسی را کرد. در مباحثه بیندازش توی کلوخها چیزی که میگوید طرف مقابل میخواهیم در دهنش را ببندیم؛ آن وقت نمیخواهیم تفهمیم کنیم. آنی که باید بفهمد الفاظ بخصوصی براش میگویند، و میبینید که همّ من بر این مصروف است که تعلیم کنم و بفهمانم، از این جهت اغلب لفظهای من سعی میکنم که لفظهای متعارفه نباشد، برای اینکه مرادم تفهیم است میخواهم بفهمانم، به جهت اینکه آن قدری که باید گفت گفتند، سید مرحوم فرموده بودند «نمیگویم که شما اینها را بفهمید اینها را میگویم که یاد بگیرید بروید توی دنیا بگویید بدانند مردم همچو حرفها هم هست» بعینه مثل اینکه بچهها را قرآن تعلیمشان میکنند، همه بچهها را قرآن تعلیمشان میکنند و یاد میگیرند، و همه هم میخوانند و هیچ نمیفهمند. لکن یک وقتی میخواهند لفظ قرآن توی دنیا باشد اینجور میکنند. یک وقتی میخواهند تعلیم کنند قرآن را، آن وقت میگویند باء چه معنی دارد، سین چه معنی دارد، میم چه معنی دارد. دیگر وقتی اینها را میخواهند بیان کنند داستانی دارد، که بفهمیم چرا باء اول واقع شده است چرا پشت سرش سین واقع شده چرا پشت سرش میم واقع شده، این بسم الله به این ترتیب است، چرا؟ بخواهی شرح اینها را بکنی همان یک «با»ش را بخواهی شرح کنی یک سال طول میکشد، «سین»ش را بخواهی شرح کنی یکسال طول میکشد. منظور این است که در رسم تعلیم یک جوری دیگر بیان میکنند، و در رسم مباحثات جوری دیگر بیان میکنند. و عمداً اینها را اصرار میکنم به جهت اینکه میبینم رفقا میان اینجور چیزها بناشان نیست تمیز بدهند، بسا لب مسأله را فهمیده است، حالا در مجلسی اتفاق افتاده همین را میخواهد که به گردن مثلا یک یهودی بگذارد، بابا این نمیشود. این است که مطالبی که برای تفهمیم و تعلیم گفته میشود الفاظ بخصوص باید گفته شود، و هر چه از باب مباحثات است الفاظ بخصوص دیگر باید گفت، و اگر این را داشته باشید دیگر هر جا توی کلمات مشایخ هم که افتادید، توی کتابهای مشایخ هم که نگاه میکنید میدانید آن مسائل که بوده و جوابها که دادهاند چه جور جوابها بوده؟ چه بسیار جوابها که جراب نوره است، و جواب مباحثه است. چیزهایی که جواب مباحثه است به مطلب نمیرساند انسان را... و جراب نوره مثلی است در عرب که میگویند همیان نوره، چرا که وضع همیان برای آرد است حالا همیان نوره میدهند به دست آدم، میبیند چیز سفیدی است قانع میشود. لکن دقت که میکنی آخرش که میشکافی میبینی آهک بوده آرد نبوده به درد ما نخورد، آهک لایسمن و لایغنی من جوع هیچ رفع جوع نمیکند، لکن پر شده. به جهت آنکه در دهان مردم را ببندند اینجور جوابها را میگویند. اغلب جوابهایی که اهل حق میگویند از این قبیل است... این غیر از وضع تعلیم است، تعلیم نمیخواهد بکند انسان مباحثه میکند. وقتی مطلبی است غیبی و میخواهند تعلیم کنند باید به الفاظی چند بگویند که متعلم بتواند آن مطلب را بفهمد.»
⏳ادامه دارد...
@AghayedNet
در اقوال و مکتوباتِ مشایخ عظام اعلی الله مقامهم؛
با مراجعه به منابع دستِ اول
🔻بخش بیست و نهم
✔️علل و وجوهِ اختلافات و تعارضات ظاهری در بیانات بزرگان دین اع
💎(١١) مقام تعلیم و مقام مباحثه
🔸مرحوم آقای شریف طباطبائی اع میفرمایند هر مجلس اقتضائی دارد. در مقام تعلیم و تعلم، معلم ناچار است الفاظی بگوید که انسان را به مطلب نزدیک کند؛ اما در مقام مباحثات، نباید تفهیم کسی را کرد. در رسم تعلیم به گونهای مطلب را بیان باید کرد و در رسم مباحثات به گونه دیگری. و اهل ایمان باید این مواضع را تشخیص بدهند.
🔹در مباحثات به قواعد و قوانین خصم باید سخن گفت تا وحشت نکند؛ میخواهند حقیقت مطلب را دریابند یا در نیابند. و این موضوع، عبارةٌ اخرای قاعده «نکلم الناس علی قدر عقولهم» است.
🔸مرحوم آقای شریف طباطبائی در درس روز شنبه، ١٧رجب ١٢٩۴ میفرمایند:
«شما انشاءالله استاد باشید در همه فن، بدانید هر مجلسی اقتضائی دارد، حکیم آن مطلبی که در نظر خودش هست باید بگوید اما باید پرده روش بپوشاند. یک وقتی دستورالعملی میدادند آقای مرحوم، فرمودند مطلبی را که جایی میخواهی بگویی، میخواهی بگویی اذیت فلان را نباید کرد، یک جایی است تقیه نیست آنجا باید بگویی حرمت حضرت امیر را باید داشت، یک جایی تقیه هست آنجا باید بگویی حرمت اولیاء را باید داشت، اولیاء خدا را نباید رنجانید، یک جایی هست تقیه بیشتر است بگو آدمهای خوب را نباید رنجانید، و در جمیع پردهها مطلب این بود که حضرت امیر را باید حرمت داشت. راهش این است که چیزی که در مقام تعلم و تعلیم گفته میشود معلم لابد و ناچار است که الفاظی که نزدیک میکند انسان را به مطلب بگوید تا بیایند توی مطلب، و اگر نگویی مطلب را نمیفهمند. چیزهایی را که در مقام مباحثات میگویی، در مباحثه نباید تفهیم کسی را کرد. در مباحثه بیندازش توی کلوخها چیزی که میگوید طرف مقابل میخواهیم در دهنش را ببندیم؛ آن وقت نمیخواهیم تفهمیم کنیم. آنی که باید بفهمد الفاظ بخصوصی براش میگویند، و میبینید که همّ من بر این مصروف است که تعلیم کنم و بفهمانم، از این جهت اغلب لفظهای من سعی میکنم که لفظهای متعارفه نباشد، برای اینکه مرادم تفهیم است میخواهم بفهمانم، به جهت اینکه آن قدری که باید گفت گفتند، سید مرحوم فرموده بودند «نمیگویم که شما اینها را بفهمید اینها را میگویم که یاد بگیرید بروید توی دنیا بگویید بدانند مردم همچو حرفها هم هست» بعینه مثل اینکه بچهها را قرآن تعلیمشان میکنند، همه بچهها را قرآن تعلیمشان میکنند و یاد میگیرند، و همه هم میخوانند و هیچ نمیفهمند. لکن یک وقتی میخواهند لفظ قرآن توی دنیا باشد اینجور میکنند. یک وقتی میخواهند تعلیم کنند قرآن را، آن وقت میگویند باء چه معنی دارد، سین چه معنی دارد، میم چه معنی دارد. دیگر وقتی اینها را میخواهند بیان کنند داستانی دارد، که بفهمیم چرا باء اول واقع شده است چرا پشت سرش سین واقع شده چرا پشت سرش میم واقع شده، این بسم الله به این ترتیب است، چرا؟ بخواهی شرح اینها را بکنی همان یک «با»ش را بخواهی شرح کنی یک سال طول میکشد، «سین»ش را بخواهی شرح کنی یکسال طول میکشد. منظور این است که در رسم تعلیم یک جوری دیگر بیان میکنند، و در رسم مباحثات جوری دیگر بیان میکنند. و عمداً اینها را اصرار میکنم به جهت اینکه میبینم رفقا میان اینجور چیزها بناشان نیست تمیز بدهند، بسا لب مسأله را فهمیده است، حالا در مجلسی اتفاق افتاده همین را میخواهد که به گردن مثلا یک یهودی بگذارد، بابا این نمیشود. این است که مطالبی که برای تفهمیم و تعلیم گفته میشود الفاظ بخصوص باید گفته شود، و هر چه از باب مباحثات است الفاظ بخصوص دیگر باید گفت، و اگر این را داشته باشید دیگر هر جا توی کلمات مشایخ هم که افتادید، توی کتابهای مشایخ هم که نگاه میکنید میدانید آن مسائل که بوده و جوابها که دادهاند چه جور جوابها بوده؟ چه بسیار جوابها که جراب نوره است، و جواب مباحثه است. چیزهایی که جواب مباحثه است به مطلب نمیرساند انسان را... و جراب نوره مثلی است در عرب که میگویند همیان نوره، چرا که وضع همیان برای آرد است حالا همیان نوره میدهند به دست آدم، میبیند چیز سفیدی است قانع میشود. لکن دقت که میکنی آخرش که میشکافی میبینی آهک بوده آرد نبوده به درد ما نخورد، آهک لایسمن و لایغنی من جوع هیچ رفع جوع نمیکند، لکن پر شده. به جهت آنکه در دهان مردم را ببندند اینجور جوابها را میگویند. اغلب جوابهایی که اهل حق میگویند از این قبیل است... این غیر از وضع تعلیم است، تعلیم نمیخواهد بکند انسان مباحثه میکند. وقتی مطلبی است غیبی و میخواهند تعلیم کنند باید به الفاظی چند بگویند که متعلم بتواند آن مطلب را بفهمد.»
⏳ادامه دارد...
@AghayedNet
🔺إبانة الوسن عن مکتبة أبي محمد الحسن، با معرفی چند اثر از عالم ربانی مرحوم شیخ احمد أحسائی اع
انتشار: عتبه مقدسه عباسیه، ١۴۴٠ق
نویسنده تنها به قاضی رفته و علت بعضی دشمنیهایی که ریشه در اموری داشته را نعوذ بالله عقاید ناصحیح پنداشته است. در مقاله «غمناک نباید بود از طعن حسود ای دل» مفصلاً توضیحاتی ارائه گردیده است.
@AghayedNet
انتشار: عتبه مقدسه عباسیه، ١۴۴٠ق
نویسنده تنها به قاضی رفته و علت بعضی دشمنیهایی که ریشه در اموری داشته را نعوذ بالله عقاید ناصحیح پنداشته است. در مقاله «غمناک نباید بود از طعن حسود ای دل» مفصلاً توضیحاتی ارائه گردیده است.
@AghayedNet
🔺محاسن المجالس في کربلاء. نگاشته سید سلمان هادی آل طعمه.
در اين کتاب، در چند صفحه تاريخ مجالس علمی داير در منزل عالم ربانی مرحوم حاج سيد کاظم رشتی اع را بررسی کرده است. تعبيرات وی در معرفی ايشان جالب است. همچنین به موقعیت احمد شهید، فرزند این بزرگوار و قاسم، نوه ایشان اشاره کرده است.
@AghayedNet
در اين کتاب، در چند صفحه تاريخ مجالس علمی داير در منزل عالم ربانی مرحوم حاج سيد کاظم رشتی اع را بررسی کرده است. تعبيرات وی در معرفی ايشان جالب است. همچنین به موقعیت احمد شهید، فرزند این بزرگوار و قاسم، نوه ایشان اشاره کرده است.
@AghayedNet