🔺معرفی و تصاوير مسجد و مدرسه کاظميه در تبريز، منسوب به عالم ربانی مرحوم سيد کاظم رشتی اع

توضیحات در مطلب زیر
@AghayedNet
AghayedNet
🔺معرفی و تصاوير مسجد و مدرسه کاظميه در تبريز، منسوب به عالم ربانی مرحوم سيد کاظم رشتی اع توضیحات در مطلب زیر @AghayedNet
✔️معرفی و تصاوير مسجد و مدرسه کاظميه در تبريز، منسوب به عالم ربانی مرحوم سيد کاظم رشتی اع

سر دَر مسجد، تنها عنصر باقیمانده از اين مسجد و مدرسه تاريخی است؛ بناء مسجد و مدرسه به كلی تخريب شده است و سنگ نوشته سر در آن نيز به دليل آنكه حفاظت نمی‌شود امكان دارد توسط افراد سودجو ربوده شده و يا به مرور زمان تخريب شود (هيچ نشانی از اينكه اين سنگ نوشته توسط سازمان ميراث فرهنگي محافظت می‌شود به چشم نمی‌خورد.)
اين سنگ‌نوشته بسيار جالب و زيبا، علاوه بر اهميت هنری و زيبایی‌شناسی اهميتی دینی دارد. اين سنگ‌نوشته حاوی اطلاعاتی درباره بانی مسجد و مدرسه كاظميه و هدف بانی آن از ساخت اين مسجد و مدرسه است. متن كامل سنگ نوشته را عبدالعلی كارنگ در آثار باستانی آذربايجان (ص ۲۲۵-۲۲۶) ضبط كرده است (در ضبط ايشان يا در چاپ كلمه «رشتی» ساقط شده است. ) در اين سنگ‌نوشته، كه به عربی است، آمده است: « ... اين مدرسه را كه مدرسه كاظميه علويه نام دارد، به همراه مسجد جامع جديد وقف كرده است عمدة الاعيان عاليجاه سليمان خان ابن وشمخال خان افشار حاكم صاين قلعه برای جميع فرقه حقه اماميه اثنی‌عشريه تا اينكه ثواب آن به روح عالم ربانی و نور صمدانی، الذی ليس له ثانی (عالم بی‌نظير)، فخر علماء بزرگ و عالی مرتبه جناب حاج سيد كاظم حسينی موسوی علوی هاشمی قرشی رشتی اعلی الله مقامه عائد گردد... .»
اين سنگ‌نوشته سندی مهم از حضور شيخيه در تبريز است. مرحوم سيد كاظم رشتی، كه سليمان خان افشار ثواب مدرسه و مسجد را به روح او نثار كرده است، از علماء بزرگ شيخيه و جانشين عالم ربانی مرحوم شيخ احمد احسائی اع است. اين سنگ‌نوشته نشان می‌دهد كه اين مسجد و مدرسه محل تحصيل و عبادت تابعان مرحوم سيدکاظم رشتی بوده است. سليمان خان افشار حاكم صائن قلعه(شاهين دژ امروزی) بوده است (شرح برخی اقدامات او در جلد سوم ناسخ التواريخ مذكور است ، مثلاً در صفحات ۱۴۰۰،۱۳۹۰،۹۸۴،۹۴۶،۹۴۵).
مسجد-مدرسه کاظمیه در حال حاضر فقط شامل سردر می‌باشد و متاسفانه خود بنا کاملا تخریب شده و تبدیل به فضای سر باز گشته است. نکته جالب اینکه هیچ کدام از اهالی از وجود این مدرسه و نام آن اطلاع نداشتند (حتی مغازه و حجره چسبیده به آن.) به هر حال عکس کتیبه سردر که شدیدا هم تخریب شده و موقعیت بنا در گذر بازار تقدیم می‌گردد.
البته چند نفر از اهالی و ریش سفیدان این مسجد را به اسم مسجد «شیخیه» می‌شناختند ولی از مکان دقیقش اطلاع نداشتند. متأسفانه در بسته بود و به ادعای مغازه‌های مجاور سال‌ها باز نشده بود. ولی از روزنه میان در، فضای داخل را مشاهده کردم که یک محوطه سر باز با کف پر از گیاهان و دیوارهای تخریب شده بود و خبری از کتیبه‌های معروفش نبود.
@AghayedNet
Forwarded from AghayedNet
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
AghayedNet
🔰🔰گونه‌شناسی و تحلیلِ تعارضات ظاهری در اقوال و مکتوباتِ مشایخ عظام اعلی الله مقامهم؛ با مراجعه به منابع دستِ‌ اول 🔻بخش بیست و هفتم ✔️علل و وجوهِ اختلافات و تعارضات ظاهری در بیانات بزرگان دین اع 💎(٧) بیان وجوه مختلف یک حقیقت 🔸 یکی از علل مهم در تعارضات…
🔰🔰گونه‌شناسی و تحلیلِ تعارضات ظاهری
در اقوال و مکتوباتِ مشایخ عظام اعلی الله مقامهم؛
با مراجعه به منابع دستِ‌ اول

🔻بخش بیست و هشتم

✔️علل و وجوهِ اختلافات و تعارضات ظاهری در بیانات بزرگان دین اع

💎(٩) تغییر شرایط، مصالح و اقتضاءات مکلفین

🔸یکی دیگر از علل اختلاف، تغییر مصلحت‌ها در هر زمانی است. در رساله جواب مراغی به این علت و وجه اشاره می‌فرمایند:
«یقول السابق بقول بحسب مصلحة زمانه و اهله ثم تتغیر المصلحة فیقول اللاحق بالحق او بالعکس فیحسب من لا خبرة له انه الاختلاف.»

🔹نمونه‌ای از تغییر مصلحت و احکام را در مقدمات این بحث اشاره کردیم. جنین در بطن مادر، احکامی ‌دارد که خدای متعال مقرر کرده است و هنگام تولد و بلوغ، احکام دیگری و احکام هنگام بلوغ، کاملاً متفاوت است با احکام جنینی. هر دو حکم خداست و چون موضوع مختلف شده، احکام نیز مختلف شده است.

🔸پس نمی‌توانیم بگوییم احکام زمان جنینی متعارض و متناقض با احکام دوران بلوغ است؛ خیر، هر دو حکم الله است و هر دو در زمان اجرا، لازم الاجراست و این اختلاف، اختلاف نیست؛ بلکه عین صواب است.

🔹فرمایش دیگر در این زمینه، نوشته مرحوم آقای کرمانی­ است در جواب ابوالقاسم تفتی. وی می‌پرسد اختلاف فتاوای یک فقیه دلیل بر مهارت اوست؟ ایشان می‌فرمایند در همه‌جا چنین نیست. در بخشی از پاسخ می‌فرمایند آری؛ ممکن است شخص فقیهی که استفراغ وُسع کرده است و فهم مستقیم و طبعِ قَویمی ‌دارد و لحن و معاریض را می‌داند، در وقتی نظری دارد و در زمانی دیگر نظری دیگر.

🔸این به تصرف امام صلوات الله علیه بر می‌گردد که مطلع است بر صلاح مکان و زمان و اشخاص «الذی قلوب شیعته بین اصبعیه یقلبها کیف شاء... و العجب ممن ینکر تسدید الامام و یقر بوسوسة الشیطان...» آن بزرگوار عجل الله تعالی فرجه صلاح عالم را در قلوب علماء القاء می‌کند.

🔹سید مرحوم­ در رساله «اسرارالعبادات» به این تغییرات اشاره فرموده و می‌فرمایند:
«ان الاحکام تابعة لصفات المکلفین بل هی صفات المکلفین و احوالهم و تختلف بحسب الاوقات و الازمان و الاماکن و القرانات و الاوضاع و خلط الکفار بالمؤمنین و المنافقین بالمسلمین و استیلاء سلطان الجور و غلبته و عدم الاستیلاء و عدم الغلبة و الامام علیه‌السلام هو الناظر العالم بهذه الصفات و هذه الاحوال فیُجری رعایاه و غنمه علی حکم تلک الاقتضاءات و هی تختلف و قد قال تعالی ان الله لایغیّر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم و هذا هو علة اختلاف المجتهدین و تشتت ارائهم و تبدلها و تغیرها و هو علیه‌السلام یجری تلک الاحکام علی الرعایا بالسنة المجتهدین من اهل الاستیضاح و البیان.»

💎(١٠) آزمونی برای سنجش مخاطب

🔸احیاناً تعارض‌گوییِ ظاهری برای این است که مخاطب خود را بشناسد و ببیند آیا مردِ میدان علم و حکمت هست یا خیر و آیا می‌تواند هر تعبیر و اصطلاح و معنایی را در جای خود قرار دهد و حقیقت مسئله را ادراک کند یا خیر و از طرفی به تدقیقاتِ علماء ربانی و حکماء صمدانی پی ببرد.

🔹این علت در مباحثی خاص و برای مخاطب خاص به کار می‌رود و همگانی نیست. برای نمونه سید مرحوم­ در یکی از مباحث خاص خود (در رساله «اثبات المناسبه الذاتیة بین الالفاظ و المعانی») بعد از توصیفاتی درباره «سقمونیا» و «زنجبیل» و امثال آن، تعبیری دارند که به ظاهر با تعبیرات دیگر سازگار نیست. از این رو خودِ این بزرگوار در پاورقی مرقوم فرموده‌اند:

🔸«لاتتوهم ان فی کلامنا تناقض و انما هو علی کمال التوافق و انما استعمل هذه العبارات امتحاناً لفطنة الزکی لیعلم مقدار العلماء فی تدقیقاتهم فافهم و تفطن و تبصر و الله خلیفتی علیک و لا حول و لا قوة الاّ بالله.»

🔹گمان مکن که در کلام ما تناقض است؛ بلکه در کمال توافق است و این عبارت‌ها برای امتحان زیرکی شخص زکی به کار رفته که از جایگاه علماء در دقت‌هایشان آگاه گردد... .


ادامه دارد...

@AghayedNet
🔺فهرست ٢١۴ عنوان از تألیفات عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اع در پایان نسخه خطیِ رساله تقیه، از «کتابخانه دانشگاه علامه طباطبایی»ِ شیراز.
@AghayedNet
▪️از فرمایش‌های اخلاقی

این غفلت ما خیلی عجیب است... این غفلت‌های ما باعث آزردگی خاطر بزرگان می شود. آنها متوجه ما هستند. امام زمان متوجه ما هستند. این غفلت‌‌ها دل مبارک حضرت را مضطرب می کند.

هیچ کس معذور نیست. هیچ کس نباید عمر خود را به غفلت بگذراند. نباید به شوخی گذراند. عمر حیف است. باید در تحصیل معارف و تحصیل محبت به خدا و اولیاء خدا جدی بود و راه این تحصیل، دور کردن کدورت ها و غفلت‌هاست.

بیایید سعی کنیم و برای شیطان کار نکنیم و اگر احیاناً غفلت کردیم، فی الفور تبرّی کنیم از شیطان و از آن غفلت و رو کنیم به مولای خود، عذر بخواهیم... اقلاً خدمتی که برای شیطان کرده‌ایم حالا تلافی کنیم... .
@AghayedNet
اول صفر، سال‌روز ورود اهل‌بیت سیدالشهداء به شام
و سال‌روز شروع جنگ صفین، در سال ۳۷ق.
🔺توضیح تصاویر: جزوه‌ای درباره تاریخ وقایع صفین که در ملکیت مرحوم شیخ علی اَحسائی بوده است، با نقل اشعاری از آن مرحوم
@AghayedNet
🔺رسائلی از عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اعلی الله مقامه که در ماه صفر الخَیر در سال‌های مختلف نگارش آن به پایان رسیده است.
@AghayedNet
🔺چاپ کتاب فصل الخطابِ مرحوم نوری ره، برای نخستین بار.
صرفاً برای آشنایی با این اثر تازه منتشر شده، معرفی گردید.
@AghayedNet
Forwarded from AghayedNet
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
AghayedNet
🔰🔰گونه‌شناسی و تحلیلِ تعارضات ظاهری در اقوال و مکتوباتِ مشایخ عظام اعلی الله مقامهم؛ با مراجعه به منابع دستِ‌ اول 🔻بخش بیست و هشتم ✔️علل و وجوهِ اختلافات و تعارضات ظاهری در بیانات بزرگان دین اع 💎(٩) تغییر شرایط، مصالح و اقتضاءات مکلفین 🔸یکی دیگر از علل…
🔰🔰گونه‌شناسی و تحلیلِ تعارضات ظاهری
در اقوال و مکتوباتِ مشایخ عظام اعلی الله مقامهم؛
با مراجعه به منابع دستِ‌ اول

🔻بخش بیست و نهم

✔️علل و وجوهِ اختلافات و تعارضات ظاهری در بیانات بزرگان دین اع

💎(١١) مقام تعلیم و مقام مباحثه

🔸مرحوم آقای شریف طباطبائی­ اع می‌فرمایند هر مجلس اقتضائی دارد. در مقام تعلیم و تعلم، معلم ناچار است الفاظی بگوید که انسان را به مطلب نزدیک کند؛ اما در مقام مباحثات، نباید تفهیم کسی را کرد. در رسم تعلیم به گونه‌ای مطلب را بیان باید کرد و در رسم مباحثات به گونه دیگری. و اهل ایمان باید این مواضع را تشخیص بدهند.

🔹در مباحثات به قواعد و قوانین خصم باید سخن گفت تا وحشت نکند؛ می‌خواهند حقیقت مطلب را دریابند یا در نیابند. و این موضوع، عبارةٌ اخرای قاعده «نکلم الناس علی قدر عقولهم» است.

🔸مرحوم آقای شریف طباطبائی­ در درس روز شنبه، ١٧رجب ١٢٩۴ می‌فرمایند:
«شما ان‏‌شاءالله استاد باشید در همه فن، بدانید هر مجلسی اقتضائی دارد، حکیم آن مطلبی که در نظر خودش هست باید بگوید اما باید پرده روش بپوشاند. یک وقتی دستورالعملی می‌‏دادند آقای مرحوم، فرمودند مطلبی را که جایی می‏‌خواهی بگویی، می‏‌خواهی بگویی اذیت فلان را نباید کرد، یک جایی است تقیه نیست آنجا باید بگویی حرمت حضرت امیر را باید داشت، یک جایی تقیه هست آنجا باید بگویی حرمت اولیاء را باید داشت، اولیاء خدا را نباید رنجانید، یک جایی هست تقیه بیشتر است بگو آدم‌های خوب را نباید رنجانید، و در جمیع پرده‏‌ها مطلب این بود که حضرت امیر را باید حرمت داشت. راهش این است که چیزی که در مقام تعلم و تعلیم گفته می‏‌شود معلم لابد و ناچار است که الفاظی که نزدیک می‏‌کند انسان را به مطلب بگوید تا بیایند توی مطلب، و اگر نگویی مطلب را نمی‏‌فهمند. چیزهایی را که در مقام مباحثات می‏‌گویی، در مباحثه نباید تفهیم کسی را کرد. در مباحثه بیندازش توی کلوخ‌ها چیزی که می‏‌گوید طرف مقابل می‏‌خواهیم در دهنش را ببندیم؛ آن وقت نمی‏‌خواهیم تفهمیم کنیم. آنی که باید بفهمد الفاظ بخصوصی براش می‏‌گویند، و می‏‌بینید که همّ من بر این مصروف است که تعلیم کنم و بفهمانم، از این جهت اغلب لفظ‌های من سعی می‏‌کنم که لفظ‌های متعارفه نباشد، برای اینکه مرادم تفهیم است می‏‌خواهم بفهمانم، به جهت اینکه آن قدری که باید گفت گفتند، سید مرحوم فرموده بودند «نمی‌‏گویم که شما اینها را بفهمید اینها را می‏‌گویم که یاد بگیرید بروید توی دنیا بگویید بدانند مردم همچو حرف‌ها هم هست» بعینه مثل اینکه بچه‏‌ها را قرآن تعلیمشان می‏‌کنند، همه بچه‌‏ها را قرآن تعلیمشان می‏‌کنند و یاد می‏‌گیرند، و همه هم می‏‌خوانند و هیچ نمی‏‌فهمند. لکن یک وقتی می‏‌خواهند لفظ قرآن توی دنیا باشد این‏‌جور می‏‌کنند. یک وقتی می‏‌خواهند تعلیم کنند قرآن را، آن وقت می‏‌گویند باء چه معنی دارد، سین چه معنی دارد، میم چه معنی دارد. دیگر وقتی اینها را می‏‌خواهند بیان کنند داستانی دارد، که بفهمیم چرا باء اول واقع شده است چرا پشت سرش سین واقع شده چرا پشت سرش میم واقع شده، این بسم الله به این ترتیب است، چرا؟ بخواهی شرح اینها را بکنی همان یک «با»ش را بخواهی شرح کنی یک سال طول می‏کشد، «سین»ش را بخواهی شرح کنی یک‌سال طول می‌‏کشد. منظور این است که در رسم تعلیم یک جوری دیگر بیان می‏‌کنند، و در رسم مباحثات جوری دیگر بیان می‏‌کنند. و عمداً اینها را اصرار می‌‏کنم به جهت اینکه می‌‏بینم رفقا میان این‏‌جور چیزها بناشان نیست تمیز بدهند، بسا لب مسأله را فهمیده است، حالا در مجلسی اتفاق افتاده همین را می‏‌خواهد که به گردن مثلا یک یهودی بگذارد، بابا این نمی‏‌شود. این است که مطالبی که برای تفهمیم و تعلیم گفته می‌‏شود الفاظ بخصوص باید گفته شود، و هر چه از باب مباحثات است الفاظ بخصوص دیگر باید گفت، و اگر این را داشته باشید دیگر هر جا توی کلمات مشایخ هم که افتادید، توی کتاب‌های مشایخ هم که نگاه می‌‏کنید می‏‌دانید آن مسائل که بوده و جواب‌ها که داده‏‌اند چه جور جواب‌ها بوده؟ چه بسیار جواب‌ها که جراب نوره است، و جواب مباحثه است. چیزهایی که جواب مباحثه است به مطلب نمی‏‌رساند انسان را... و جراب نوره مثلی است در عرب که می‏‌گویند همیان نوره، چرا که وضع همیان برای آرد است حالا همیان نوره می‏‌دهند به دست آدم، می‏‌بیند چیز سفیدی است قانع می‏‌شود. لکن دقت که می‏کنی آخرش که می‏‌شکافی می‏‌بینی آهک بوده آرد نبوده به درد ما نخورد، آهک لایسمن و لایغنی من جوع هیچ رفع جوع نمی‏کند، لکن پر شده. به جهت آنکه در دهان مردم را ببندند این‏جور جواب‌ها را می‏گویند. اغلب جواب‌هایی که اهل حق می‏‌گویند از این قبیل است... این غیر از وضع تعلیم است، تعلیم نمی‏خواهد بکند انسان مباحثه می‏کند. وقتی مطلبی است غیبی و می‏خواهند تعلیم کنند باید به الفاظی چند بگویند که متعلم بتواند آن مطلب را بفهمد.»

ادامه دارد...
@AghayedNet
السلام عليکِ يا مولاتنا يا بنت الحسين عليه السلام
@AghayedNet
🔺إبانة الوسن عن مکتبة أبي محمد الحسن، با معرفی چند اثر از عالم ربانی مرحوم شیخ احمد أحسائی اع
انتشار: عتبه مقدسه عباسیه، ١۴۴٠ق

نویسنده تنها به قاضی رفته و علت بعضی دشمنی‌هایی که ریشه در اموری داشته را نعوذ بالله عقاید ناصحیح پنداشته است. در مقاله «غمناک نباید بود از طعن حسود ای دل» مفصلاً توضیحاتی ارائه گردیده است.
@AghayedNet