🌷پرسش و پاسخ

ـــــ امروزه شایع است نطفه‌ی ضعیفِ مرد را گرفته و تحت معالجاتی آن را قوی نموده و به زن تزریق می‌نمایند که باردار شود. آیا این عمل صحیح است؟
ـــ پاسخ: اگر معالجات و تزریق و مقدمات آنها معصیت و خلاف شرع نباشد اشکالی ندارد.
🌷پرسش و پاسخ

ـــــ آیا استفاده از آیودی (حلقه‏ای كه برای جلوگیری از حاملگی در رحم زنان گذاشته می‏شود) برای جلوگیری از حاملگی اشكال شرعی دارد؟
ـــ پاسخ: استفاده از وسائل جلوگیری از حاملگی اگر مستلزم معصیت نباشد اشكالی ندارد و اگر زن ناچار باشد به طوری كه متخصص تشخیص دهد كه وظیفه‌اش جلوگیری از حاملگی است برای او در هر صورت بی‌اشكال است و باز هم اگر بتواند بدون معصیت از آن وسائل استفاده كند باید احتیاط كند و مرتكب معصیت نشود.
🌷پرسش و پاسخ

ـــــ انتقال یا اهداء یا احیاناً خرید و فروش اعضای بدن بنا به ضرورت كه در زمینه چشم و كلیه متداول گردیده، جایز است یا خیر؟
ـــ پاسخ: تا خود شخص مضطر نگردد، اجازه ندارد به بدن خود صدمه‏ای بزند و یا عضوی از اعضای خود را قطع كند.
👆کتاب مهم، جالب و در خور توجهِ «تراث کربلاء» در سال 2013 به چاپ رسیده است. این کتاب که نخست در سال 1383ق (1964م) به چاپ رسید، به سرعت کم‌یاب شد. در سال 1403ق به چاپ دوم رسید و سال 2013 توسط دار الشؤون الثقافیة العامة در بغداد چاپ شد و چون نخستین چاپِ مصحَح و رایانه‌ای کتاب است، آن را «الطبعة الاولی» به شمار آورده‌اند.
نویسنده کتاب جناب سلمان هادی آل‌طعمه است. وی اصالةً کربلائی و اهل پژوهش است و ازاین‌رو به مدارک و مآخذ دستِ‌اول دسترسی دارد. در مقدمه چاپ بغداد (صفحه17) نوشته است:
«بین یدی القاریء الکریم الطبعة الثالثة من کتابنا تراث کربلاء، کان لابد لنا من نشرها و قد رأیت ان‌تخرج هذه الطبعة بحلة قشیبة بعد ان‌نفدت الطبعة‌الثانیة التی لاقت من لدن القراء اقبالاً علیها و تشجیعهم لها ما حفزنا علی اصدارها و اعادة طبعها، و اضفتُ الیها اضافات ان‌کانت قلیلة فهی مفیدة... .»
با مقایسه این چاپ با چاپ نخست مشخص شد که چاپ جدید اضافات مهمی را در بر دارد.
👇👇
👆در جای جای این کتاب سخن از سید مرحوم اعلی الله مقامه به میان آمده است و به مطالب مهم تاریخی‌مکتبی فراوانی اشاره رفته است. از جمله در فصل چهارم «الأُسر العلمیة و الادبیة» (خانواده‌های علمی و ادبی کربلا) در صفحه142 آمده است:
«آل الرشدی و هی من الأسر العلمیة و الادبیة الشهیرة، یرجع استیطانها کربلاء الی اوائل القرن الثالث‌عشر الهجری، تسلسل منها أعلام ساهموا فی بناء المجد العلمی، و شارکوا فی تدعیم الأدب الکربلائی.
و من أبرز أعلامها السید کاظم بن السید قاسم الحسینی الرشتی، المتوفی سنة 1259هـ، و کان فاضلاً تقیاً و مصنفاً ماهراً؛ و نظراً لبروزه و نبوغه فی الارشادات الدینیة لقّب عقبه بآل الرشدی...»
در میان شخصیت‌های کربلا، سید مرحوم اعلی الله مقامه را نام برده و در صفحه284 می‌نویسد:
«السید کاظم الرشتی کان من أبرز علماء کربلاء فی عصره، احرز شهرة طائلة و منزلة رفیعة و شهدت له أندیة العلم بغزارة علمه و حدّة ذکائه تتلمذ
علی الشیخ احمد الأحسائی المتوفی عام1243هـ، و تأثر بمبادئه و آرائه المخالفة لآراء الاصولیة و عُرف مذهبه بـ«الکشفی»، أو «بشت‌سری» اما مذهب الفرقة الاصولیة فیُعرف «البالاسریة» و کانت بین الفریقین خصومات حادة.»
👇👇
👆سپس عباراتی از کتاب‌های مختلف نقل می‌کند از جمله تاریخ العراف بین احتلالین، ریحانة الادب، احسن الودیعة، القاموس الاسلامی، الأعلامِ خیر الدین الزرکلی.
پس از نقل عبارات نوشته است: «و هناک مؤلفات مطبوعة قسم منها لأنصار الفرقة‌ الکشفیة و القسم الآخر لخصومها، و قد لایعول علیها الباحث و ربما لعبت بها أیدی النسّاخ؛ فعلیه لم‌نرَ ما یدعو الی الاعتماد علی تلک المصادر و قد راجعنا المصادر الاصلیة الخطیة التی دوّنت فی عصر السید کاظم الرشتی معبرة عن العقائد الکشفیة.»
سپس نوشته است: «و للسید کاظم خدمات جلیلة و مشاریع هامة ماتزال آثارها شاخصة للأبصار، نوّه عنها مؤلف کتاب «بغیة النبلاء فی تاریخ کربلاء» حیث قال: انفق السید کاظم الرشتی من فضله مصرف تحدید إنشاء المسجد الواقع فی القسم الشرفی من الصحن الحسینی، و تبرّع زوجة محمدشاه القاجاری ملک ایران أنفذ نهر الرشتیة الی الرزازة و بطیحة أو هور أبودبس، و لتبرّع احد المحسنین من رجال حاشیة الشاه عباس الأول الصفوی إبان احتلال الدولة الصفویة للعراق (1032-1042) جدد صدراً لهذا النهر.»
در صفحه338 کتاب به «مکتبة السید کاظم الرشتی» (کتابخانه سید مرحوم اعلی الله مقامه) اشاره کرده و می‌نویسد: «اسسها السید کاظم قاسم الرشتی الحائری المتوفی عام1259هـ، و کانت فی وقتها أضخم المکتبات العراقیة و قد بلغت قیمتها الکبری فی عهد نجله العالم الشاعر السید أحمد الرشتی المقتول سنة1295هـ فی کربلاء و کان هذا یبجّل الشعراء و الأدباء و یغدق علیهم من أمواله الطائلة و کانت داره ندوة لمنتجعی الأدب.»
در ادامه سخن یکی از دوستانش را نقل کرده و می‌نویسد:
و قد حدّثنی احد الأصدقاء قال: رأیت أطلالها فی بیت أناس لایقدّرون الأدب و لایعطفون علی تراث الأجداد، و من بین هذه الأطلال تظهر مجموعة ضخمة جداً من دواوین قدامی الشعراء کلها خطیة و کلها أوراق متناثرة.
و یقال: ان المکتبة تناهبها کثیر من الموظفین الکبار فی کربلاء و غیرهم، و منهم محام جلیل فی بغداد.»
👇👇
👆در فصل نهم «الوقائع و الحوادث السیاسیة» به مناسبت‌هایی از سید مرحوم اعلی الله مقامه نام می‌برد. از جمله حادثه نجیب‌باشا که در صفحه401 آمده است:
«...و فی خضمّ هذه الفوضی تفوّق زعماء الیارمز علی هیبة کبار علماء الشیعة فی المدینة و کان لهم النفوذ الأکبر من قبل، ولکن وجد العلماء فی انقسام الیارمز الی طوائف فرصة لکسب اعوان لهم من بیتهم فکان أن‌انشطر الیارمز الی شطرین؛ احدهما مع الزعیم الدینی الشهیر السید کاظم الرشتی و الآخر مع زعیم دینی آخر یُدعی السید ابراهیم القزوینی... و قد نجحت مفاوضاته [نجیب‌باشا] مع کاظم الرشتی و مع ظل‌السلطان احد أبناء فتح‌علی‌شاه و السید وهاب حاکم المدینة، و اتفق هؤلاء مع نجیب‌باشا علی ان‌یبعث الیهم بأحد البغدادیین لوضع الخطوی النهائیة لما سیکون علیه امر حکم المدینة... .»
با مطالعه این کتاب از تأثیر سید مرحوم اعلی الله مقامه و آل رشتی بر اهالی کربلا مطلع می‌شویم. به این نمونه از باب مشت نمونه خروار، توجه کنید:
«...و منها الشاعر الشیخ محمد بن الشاعر الشیخ فلیح المولود فی کربلاء... ورث الشعر عن والده و خاله الشاعر الشیخ محمد علی الشیخ خلیل، ارتاد مکتبة السید کاظم الرشتی فأفاد منها. و کما کان ابوه ملازماً للسید کاظم الرشتی کان الابن الشیخ محمد ملازماً لولده السید أحمد بن السید کاظم الرشتی، و فداه بنفسه فی الحادثة المروعة المشهورة سنة1295هـ .»
و در قسمت‌های مختلف به اشعار شعرای کربلایی درباره عائله سید مرحوم اعلی الله مقامه اشاراتی دارد. ناگفته نماند که نویسنده کتاب اشتباه برخی نویسندگان را مرتکب شده و از مکتب شیخیه به مذهب شیخیه یا فرقه شیخیه تعبیر آورده است... تعبیری که گویای انشعاب از شیعه اثنی‌عشری است و حال آنکه مکتب شیخیه، همان مذهب شیعه اثنی‌عشریه است.
🌷دست نوشته هايی از مرحوم حاج محمدکريم کرمانی اعلی الله درجته به زبان های مختلف
منبع:يکی از جُنگ های آن بزرگوار اع
👇👇
رساله در جواب عزیزخان سردار در بابِ رؤیا