🔺معرفی و نقد مختصرِ کتاب تازه منتشر شده «العنف حین یأتی من الداخل»، نگاشته علی المحرقی، بیروت: مکتبة فیلوسوفیا، 2019م، 558 صفحه.
👉🏼https://t.me/AghayedNet/3225
👉🏼https://t.me/AghayedNet/3225
AghayedNet
Photo
✔️معرفی و نقد مختصر کتاب «العنف حین یأتي من الداخل»
کتاب «العنف...» که در دوازده بخش تألیف شده است، جمعآوریهایی است در سه محور که نخستین و مهمترین آن محورها، «تکفیر المسلم» است.
در این محور، به شخصیت دو عالم شهیر شیعی، مرحوم شیخ احمد اَحسائی اع و مرحوم سیدکاظم رشتی اع اشاره شده و مختصر زندگی این دو بزرگوار نقل شده و بحث تکفیرشدنِ ایشان نقد شده است.
فصل های دیگر کتاب، درباره محورهای دیگری است و درباره اشخاصی دیگر همچون بحث مشروطه، محمدباقر صدر، محسن امین، سید موسی صدر و... .
به فصل های دیگر کتاب، نقدهای مفصلی داریم و در این مجال فقط دو فصل اول و دومِ این کتاب را معرفی می کنیم.
این کتاب که در سال 2019م منتشر شده است و ظاهراً پیش از این در سال 2016 نیز به چاپ رسیده، مجموعه مباحثی است از نویسنده کتاب یا مقتبس از دیگر کتابها. به طور مشخص، دو فصل اول و دوم، از کتاب «الشیخیة، نشأتها و تطورها و مصادر دراستها» نوشته محمدحسن آل طالقانی اقتباس شده است. بجاست متذکر شویم سال ها قبل نقدهایی درباره نوشته محمدحسن آل طالقانی به زبان عربی منتشر شده است.
در فصل اول از کتاب «العنف...» پس از مختصری از زندگی مرحوم شیخ احمد اَحسائی مسئله تکفیرشدن ایشان نقد شده و تصریح شده است که آن بزرگوار از آن نسبتها تبری کرده و نامه ای در پاسخ نگاشته اند. تمام متن نامه، در این کتاب (ص43) نقل شده است.
همچنین در زندگی مرحوم سید کاظم رشتی اع، پس از بیان مختصری درباره زندگی ایشان، فرمایش آن بزرگوار، در گزارشی که از مجالس مناظره داشته اند، نقل شده و به مطالبی اشاره شده است که تلاش شده منصفانه باشد و در این مختصر به نکات جزئی آن نمی پردازیم.
با این همه، بسیار تعجب است از مؤلف کتاب «العنف...» که چطور به مسئله تکفیرشدن مرحوم شیخ احمد اَحسائی اع اشاره کرده و تلاش کرده است منصفانه برخورد کند؛ ولی وقتی در فصل نُهم (ص462) زندگی مهدی خالصی و محمد خالصی را نقل کرده است، هیچ اشاره نکرده است که محمد خالصی، کسی که قائل به حرام بودنِ شهادت ثالثه در اذان و اقامه بود و کسی که قائل به حرام بودن زنجیرزدن در روز عاشورا بود (و دیگر فتواهای وی که در همین کتابِ مذکور آمده است) از مکفران مرحوم شیخ احمد اَحسائی هم بوده است و در واقع همه عتاب و سرزنش مؤلف در فصل نخست کتاب، شامل حال این شخص نیز می شود. و هموست که برای نخستین بار، به مرحوم شیخ اع این تهمت را زد که ایشان، نعوذ بالله، کشیش مسیحی بودهاند و در احساء و مطیرفی آثاری از ایشان نیست و حال آنکه مشاهده و عیان، این تهمت را روشن میکند و همو به مرحوم سید اع، نعوذ بالله، تهمت زد که ایشان از ولادی وستک روسیه هستند و دیگران این حرفها را از این تهمت خالصیزاده اقتباس کردند.
و اما بخشی از نتیجه گیریِ مؤلف در پایان فصل نخست، شاید ریشه در نوشته های محمدحسن آل طالقانی دارد؛ چه اینکه مطالبی نگاشته است تحت عنوان «تراجعه تحت الضغط العام» و در این بخش ادعا کرده است مرحوم شیخ اع، به علت فشار افکار عمومی از بعضی نظریات خود برگشته است. با توجه به تفصیلی که آن بزرگوار برای نظریات خود بیان فرموده است که مقتبس از آیات قرآنی و روایات معصومی است و با توجه به مسئله شناخت متشابهات و محکمات و قراردادن هر کدام در موضع خود، این رجوع معنا نخواهد داشت؛ گذشته از آنکه ادعائی است اثباتنشده و در این کتاب هم صریحاً دلایلی و مصادیقی نقل نشده است.
@AghayedNet
کتاب «العنف...» که در دوازده بخش تألیف شده است، جمعآوریهایی است در سه محور که نخستین و مهمترین آن محورها، «تکفیر المسلم» است.
در این محور، به شخصیت دو عالم شهیر شیعی، مرحوم شیخ احمد اَحسائی اع و مرحوم سیدکاظم رشتی اع اشاره شده و مختصر زندگی این دو بزرگوار نقل شده و بحث تکفیرشدنِ ایشان نقد شده است.
فصل های دیگر کتاب، درباره محورهای دیگری است و درباره اشخاصی دیگر همچون بحث مشروطه، محمدباقر صدر، محسن امین، سید موسی صدر و... .
به فصل های دیگر کتاب، نقدهای مفصلی داریم و در این مجال فقط دو فصل اول و دومِ این کتاب را معرفی می کنیم.
این کتاب که در سال 2019م منتشر شده است و ظاهراً پیش از این در سال 2016 نیز به چاپ رسیده، مجموعه مباحثی است از نویسنده کتاب یا مقتبس از دیگر کتابها. به طور مشخص، دو فصل اول و دوم، از کتاب «الشیخیة، نشأتها و تطورها و مصادر دراستها» نوشته محمدحسن آل طالقانی اقتباس شده است. بجاست متذکر شویم سال ها قبل نقدهایی درباره نوشته محمدحسن آل طالقانی به زبان عربی منتشر شده است.
در فصل اول از کتاب «العنف...» پس از مختصری از زندگی مرحوم شیخ احمد اَحسائی مسئله تکفیرشدن ایشان نقد شده و تصریح شده است که آن بزرگوار از آن نسبتها تبری کرده و نامه ای در پاسخ نگاشته اند. تمام متن نامه، در این کتاب (ص43) نقل شده است.
همچنین در زندگی مرحوم سید کاظم رشتی اع، پس از بیان مختصری درباره زندگی ایشان، فرمایش آن بزرگوار، در گزارشی که از مجالس مناظره داشته اند، نقل شده و به مطالبی اشاره شده است که تلاش شده منصفانه باشد و در این مختصر به نکات جزئی آن نمی پردازیم.
با این همه، بسیار تعجب است از مؤلف کتاب «العنف...» که چطور به مسئله تکفیرشدن مرحوم شیخ احمد اَحسائی اع اشاره کرده و تلاش کرده است منصفانه برخورد کند؛ ولی وقتی در فصل نُهم (ص462) زندگی مهدی خالصی و محمد خالصی را نقل کرده است، هیچ اشاره نکرده است که محمد خالصی، کسی که قائل به حرام بودنِ شهادت ثالثه در اذان و اقامه بود و کسی که قائل به حرام بودن زنجیرزدن در روز عاشورا بود (و دیگر فتواهای وی که در همین کتابِ مذکور آمده است) از مکفران مرحوم شیخ احمد اَحسائی هم بوده است و در واقع همه عتاب و سرزنش مؤلف در فصل نخست کتاب، شامل حال این شخص نیز می شود. و هموست که برای نخستین بار، به مرحوم شیخ اع این تهمت را زد که ایشان، نعوذ بالله، کشیش مسیحی بودهاند و در احساء و مطیرفی آثاری از ایشان نیست و حال آنکه مشاهده و عیان، این تهمت را روشن میکند و همو به مرحوم سید اع، نعوذ بالله، تهمت زد که ایشان از ولادی وستک روسیه هستند و دیگران این حرفها را از این تهمت خالصیزاده اقتباس کردند.
و اما بخشی از نتیجه گیریِ مؤلف در پایان فصل نخست، شاید ریشه در نوشته های محمدحسن آل طالقانی دارد؛ چه اینکه مطالبی نگاشته است تحت عنوان «تراجعه تحت الضغط العام» و در این بخش ادعا کرده است مرحوم شیخ اع، به علت فشار افکار عمومی از بعضی نظریات خود برگشته است. با توجه به تفصیلی که آن بزرگوار برای نظریات خود بیان فرموده است که مقتبس از آیات قرآنی و روایات معصومی است و با توجه به مسئله شناخت متشابهات و محکمات و قراردادن هر کدام در موضع خود، این رجوع معنا نخواهد داشت؛ گذشته از آنکه ادعائی است اثباتنشده و در این کتاب هم صریحاً دلایلی و مصادیقی نقل نشده است.
@AghayedNet
🔺کتاب تازه منتشر شده مریق الدموع، نگاشته شیخ حسین آل عصفور
میان خاندان آل عصفور و عالم ربانی مرحوم شیخ احمد احسائی اع ارتباطات و مراوداتی بوده است. از جمله شیخ حسین آل عصفور به این بزرگوار اجازه داده است و احمد بن محمد آل عصفور از ایشان اع اجازه گرفته است.
همچنین در زمان حضور در احساء مناظرات و مباحثاتی با بزرگ اخباری ها، شیخ محمد بن شیخ حسین آل عصفور و برادران و فرزندان او داشتند. خود ایشان در شرح حال خود میفرماید: «و لقد کان بینی و بین الشیخ محمد بن الشیخ حسین بن عصفور البحرانی رحمهم الله بحث کثیر و اکثر الإنکار علیّ ثم انصرفنا.»
پیش از این، در مقاله «درآمدی بر میراث بحرینی عالم ربانی مرحوم شیخ احمد احسائی اع» به مباحثی در این باره اشاره کرده ایم.
@AghayedNet
میان خاندان آل عصفور و عالم ربانی مرحوم شیخ احمد احسائی اع ارتباطات و مراوداتی بوده است. از جمله شیخ حسین آل عصفور به این بزرگوار اجازه داده است و احمد بن محمد آل عصفور از ایشان اع اجازه گرفته است.
همچنین در زمان حضور در احساء مناظرات و مباحثاتی با بزرگ اخباری ها، شیخ محمد بن شیخ حسین آل عصفور و برادران و فرزندان او داشتند. خود ایشان در شرح حال خود میفرماید: «و لقد کان بینی و بین الشیخ محمد بن الشیخ حسین بن عصفور البحرانی رحمهم الله بحث کثیر و اکثر الإنکار علیّ ثم انصرفنا.»
پیش از این، در مقاله «درآمدی بر میراث بحرینی عالم ربانی مرحوم شیخ احمد احسائی اع» به مباحثی در این باره اشاره کرده ایم.
@AghayedNet
🔺کتاب تازه منتشر شده ابهی الدرر، نگاشته محمد باقر بن محمدجعفر بهاری همدانی
نام وی و پدرش، هم نام عالم ربانی مرحوم میرزا محمدباقر بن محمدجعفر همدانی، مشهور به شریف طباطبائی اع است (شاگرد بارز عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اع) و از این رو برخی میان این دو شخصیت خلط کردهاند.
به این خلط، در مقاله «تأملی کوتاه در تراجم الرجال» نیز اشاره شده است (مجله آیینه پژوهش، ش٨١، ص٨٠)
شرح حال مفصل مرحوم بهاری همدانی در مقدمه کتاب القضاء و الشهادات ایشان به چاپ رسیده است و شرح حال آقای شریف طباطبایی، غیر از منابع مکتبی، در کتابهای مختلفی از جمله در کتاب خاندان شیخ الإسلام مرحوم مهدوی به مناسبت ارتباط نسبی ایشان با مرحوم محقق سبزواری آمده است.
@AghayedNet
نام وی و پدرش، هم نام عالم ربانی مرحوم میرزا محمدباقر بن محمدجعفر همدانی، مشهور به شریف طباطبائی اع است (شاگرد بارز عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اع) و از این رو برخی میان این دو شخصیت خلط کردهاند.
به این خلط، در مقاله «تأملی کوتاه در تراجم الرجال» نیز اشاره شده است (مجله آیینه پژوهش، ش٨١، ص٨٠)
شرح حال مفصل مرحوم بهاری همدانی در مقدمه کتاب القضاء و الشهادات ایشان به چاپ رسیده است و شرح حال آقای شریف طباطبایی، غیر از منابع مکتبی، در کتابهای مختلفی از جمله در کتاب خاندان شیخ الإسلام مرحوم مهدوی به مناسبت ارتباط نسبی ایشان با مرحوم محقق سبزواری آمده است.
@AghayedNet
🔺کتاب تازه منتشر شده چشم اندازهای معنوی و فلسفی اسلام ایرانی، جلد چهارم، بخش اول
با محوریت
مکتب اصفهان و مکتب شیخیه
هانری کربن، ترجمه و تحقیق بر پایه متن فرانسوی دکتر انشاءالله رحمتی
نشر سوفیا، چاپ اول١٣٩٨، ۶٩٣صفحه
@AghayedNet
با محوریت
مکتب اصفهان و مکتب شیخیه
هانری کربن، ترجمه و تحقیق بر پایه متن فرانسوی دکتر انشاءالله رحمتی
نشر سوفیا، چاپ اول١٣٩٨، ۶٩٣صفحه
@AghayedNet
✔️قال السیّد الاجل المرحوم السیدکاظم الرشتی اعلی الله مقامه:
«...فَهُم فی الذّات واحدةٌ و فی الصورةِ مختلفةٌ فالجوادُ و الکاظمٌ کلاهُما صفتا کمال نشئتا من عین الحمدِ الا ان الکاظمَ ظهر فیه اللطف و العطف و الجواد الکرم و الاحسان... .»
◾️ترجمه :
آل محمد صلوات الله علیهم یک ذات بوده و در صورت مختلفند. جواد و کاظم علیهماالسلام هر دو صفت کمال خداوندند که از چشمه الحمد سرچشمه گرفته اند و تنها فرق این است که در امام کاظم علیه السلام صفت لطف و عطوفت و در امام جواد علیه السلام احسان و کرم آشکار است.
@AghayedNet
«...فَهُم فی الذّات واحدةٌ و فی الصورةِ مختلفةٌ فالجوادُ و الکاظمٌ کلاهُما صفتا کمال نشئتا من عین الحمدِ الا ان الکاظمَ ظهر فیه اللطف و العطف و الجواد الکرم و الاحسان... .»
◾️ترجمه :
آل محمد صلوات الله علیهم یک ذات بوده و در صورت مختلفند. جواد و کاظم علیهماالسلام هر دو صفت کمال خداوندند که از چشمه الحمد سرچشمه گرفته اند و تنها فرق این است که در امام کاظم علیه السلام صفت لطف و عطوفت و در امام جواد علیه السلام احسان و کرم آشکار است.
@AghayedNet
Forwarded from AghayedNet
حضرت جواد علیه السلام:
مومن نیاز دارد به توفیقی از جانب خدا؛ به پندگویی از درون خودش و به پذیرش از کسی که او را نصیحت می کند.
https://telegram.me/joinchat/CJzxKzy5kxrkz-s0XN7X2Q
مومن نیاز دارد به توفیقی از جانب خدا؛ به پندگویی از درون خودش و به پذیرش از کسی که او را نصیحت می کند.
https://telegram.me/joinchat/CJzxKzy5kxrkz-s0XN7X2Q
✔️نماز دهه اول ذی حجه
🔻دو ركعتی كه مستحب است در دهه اول ماه ذوالحجه بعد از نماز مغرب خوانده شود (که با قرائت آیه و واعدنا موسی ثلاثین لیلة... همراه است):
🔹الف) اگر كسی خودش برای حج مشرف شده نبايد بخواند؟ يا لزومی ندارد؟ ولی اگر هم خواند در ثواب ساير حاجيان، علاوه بر ثواب خودش هم شريك میشود؟
پاسخ: ظاهراً اين نماز را برای كسانی فرمودهاند كه به حج موفق نشدهاند و اگر خود حاجيان هم مناسبشان بود كه اين نماز را بخوانند برای همه میفرمودند و از اين همه ثواب محرومشان نمیكردند.
🔸ب) آيا كربلا هم چون اصل و باطن حج است همين حكم را دارد؟
پاسخ: كسانی هم كه اين دهه در كربلا باشند مانند ديگرانی هستند كه به حج موفق نگرديدهاند و اين نماز را بخوانند به ثواب آن نائل میشوند ان شاء الله تعالی.
🔹ج) آيا ملاك اين حكم، بودنِ در اين مشاهد است يا قصد آنها؟ مثلاً كسی كه قرار است چهارم ذیحجه به مكه برود، آن چهار روز اول نماز مذكور را بخواند يا چون امسال قرار است حاجی شود آن چهار روز را هم نخواند؟
پاسخ: كسی كه قصد حج دارد ولی چند روزی به حركت او باقی مانده در هركجا هست اگرچه در مشاهد مشرفه هم باشد رجاءً اين نماز را بخواند اميد نائل شدن به ثواب آن میرود زيرا ممكن است موفق به حج نشود و اگر نخواند از اين ثواب محروم خواهد شد.
🔸د) آیا هنگام قرائت «و واعدنا...» در این نماز، بسم الله خوانده شود؟
پاسخ: نه اعوذبالله... لزومی دارد و نه بسم الله... .
@AghayedNet
🔻دو ركعتی كه مستحب است در دهه اول ماه ذوالحجه بعد از نماز مغرب خوانده شود (که با قرائت آیه و واعدنا موسی ثلاثین لیلة... همراه است):
🔹الف) اگر كسی خودش برای حج مشرف شده نبايد بخواند؟ يا لزومی ندارد؟ ولی اگر هم خواند در ثواب ساير حاجيان، علاوه بر ثواب خودش هم شريك میشود؟
پاسخ: ظاهراً اين نماز را برای كسانی فرمودهاند كه به حج موفق نشدهاند و اگر خود حاجيان هم مناسبشان بود كه اين نماز را بخوانند برای همه میفرمودند و از اين همه ثواب محرومشان نمیكردند.
🔸ب) آيا كربلا هم چون اصل و باطن حج است همين حكم را دارد؟
پاسخ: كسانی هم كه اين دهه در كربلا باشند مانند ديگرانی هستند كه به حج موفق نگرديدهاند و اين نماز را بخوانند به ثواب آن نائل میشوند ان شاء الله تعالی.
🔹ج) آيا ملاك اين حكم، بودنِ در اين مشاهد است يا قصد آنها؟ مثلاً كسی كه قرار است چهارم ذیحجه به مكه برود، آن چهار روز اول نماز مذكور را بخواند يا چون امسال قرار است حاجی شود آن چهار روز را هم نخواند؟
پاسخ: كسی كه قصد حج دارد ولی چند روزی به حركت او باقی مانده در هركجا هست اگرچه در مشاهد مشرفه هم باشد رجاءً اين نماز را بخواند اميد نائل شدن به ثواب آن میرود زيرا ممكن است موفق به حج نشود و اگر نخواند از اين ثواب محروم خواهد شد.
🔸د) آیا هنگام قرائت «و واعدنا...» در این نماز، بسم الله خوانده شود؟
پاسخ: نه اعوذبالله... لزومی دارد و نه بسم الله... .
@AghayedNet
🔺رسائلی از عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اعلی الله مقامه که در ماه ذو الحجة الحرام (در سالهای مختلف) نگارش آن به پایان رسیده است.
@AghayedNet
@AghayedNet
AghayedNet
🔰🔰گونهشناسی و تحلیلِ تعارضات ظاهری در اقوال و مکتوباتِ مشایخ عظام اعلی الله مقامهم؛ با مراجعه به منابع دستِ اول 🔻بخش بیست و دوم ✔️الجَمعُ وَ لَا الطَرح 🔹علماء در باب تعارض، تعبیر «الجَمعُ مَهما امکن أَولی مِن الطَرح» را استفاده کرده و به آن استناد میکنند.…
🔰🔰گونهشناسی و تحلیلِ تعارضات ظاهری
در اقوال و مکتوباتِ مشایخ عظام اعلی الله مقامهم؛
با مراجعه به منابع دستِ اول
🔻بخش بیست و سوم
✔️علل و وجوهِ اختلافات و تعارضات ظاهری در بیانات بزرگان دین اع
🔹بدیهی است وقتی اختلاف گفته میشود، یعنی بزرگانِ بعد کلامی یا مکتوبی غیر از کلام و مکتوبِ بزرگ قبل گفته یا نگاشته باشند و خود این بزرگواران باید علت این دیگرنویسی را بیان بفرمایند. در این بخش به علتهای مختلف این موضوع اشاره میکنیم و برای هر علت و وجه، شواهدی از فرمایشهای مکتبی نقل میکنیم.
🔸این علتها هر کدام به بخشی از مباحث دینی ارتباط دارد. شایان ذکر است علتهای اختلافها و تعارضها را در آنچه ارائه خواهد شد، منحصر نمیکنیم؛ بلکه ارائه این علتها، تبیین انواعِ راهکارها در برخورد با این تعارضات است تا ممارستی باشد برای اذهانِ اهل پژوهش به ویژه متعلمین تا با فرمایشهای بزرگان دین اع اُنس بیشتری پیدا کرده و بهرهبرداری ایشان از این منابعِ غنی بیشتر و بیشتر شود.
💎١. مدارا
🔸این علت را مرحوم آقای شریف طباطبائی بیان فرمودهاند درباره بعضی فتاوای شیخ مرحوم اع و سید مرحوم اع. چون جبههگیری اصلیِ شیخ مرحوم برابر حکماء اصطلاحی و فلاسفه بوده است، در برابر انحرافاتِ اصولیینِ مشهور سختگیری نفرموده و طبق مشهور جاری شدهاند و اگر بنا را بر مکافحه با همه انحرافها میگذاردند امرشان منتشر نمیشد.
🔹در اینباره مرحوم آقای کرمانی نیز به تفصیل توضیحاتی بیان کردهاند. بنا به دیدگاه عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی، فرمایشهای شیخ مرحوم اع و سید مرحوم اع حائز ویژگی خاصی است. این بزرگوار در رساله سلسله طولیه توضیح میفرمایند کتب شیخ مرحوم به صورت رمز است و اکثراً به لغت قوم فرمایش فرمودهاند صرف نظر از اینکه لغت قوم حق یا باطل باشد، مرضی یا مسخوط باشد.
🔸همچنین به ناچاری از اصطلاحات فنون و علوم مختلف استفاده فرمودهاند (همچون اصطلاح اصولیه، حکماء، فلاسفه، صوفیه، اهل حروف، جفر، رمل و...) و ناآگاهان گمان میکنند که اینها اصطلاحات شیخ است و حال آنکه علم شیخ و لغت و سبک ایشان در علم، مطابق کتاب و سنت است و نزد صاحبانِ علم شیخ است (عندَ من یعرف رطنه).
🔹همچنین در کتب شیخ مرحوم اع و سید مرحوم اع، به ظواهر و قشورِ علم مخصوصشان اشاره شده است و فراوان به این شعر استناد فرمودهاند (قولاً و حالاً):
فعبّرت عن قصدی بلیلی و تارة
بهند فما لیلی عنیتُ و لا هنداً
این دو بزرگوار اذعان فرمودهاند که زیر پوسته علم ما، مغزهاست ولی از باب:
چون که با طفلان سر و کارت فتاد
هم زبان کودکی باید گشاد
این پوسته را نشکافته و باز نکردهاند.
🔸ایشان با متابعت از اهلبیت علیهمالسلام در اقوالشان اختلاف است همانطور که امام علیهالسلام فرمود: «انا نجیب بالزیادة و النقصان» به گونهای که نزد آگاهان، هر کلام ایشان، محمل و محل صحیح خود را دارد.
🔹شایان ذکر است که اشاره کنیم: در بخش فتاوی به فتاوای شیخ مرحوم اع و سید مرحوم اع میتوان عمل کرد؛ چراکه در همه جا فتوایشان به آیه یا روایت و یا نص یا اصل مستند است؛ اگرچه ایشان به گونهای رفتار کردهاند که دیگران گمان کنند بنا بر اصول آنها فرمایش کردهاند و فرمایش مرحوم آقای کرمانی نیز ناظر به همین است.
🔸ایشان در ظاهر به گونهای سلوک کردهاند که برخی (همچون اصولیه) این بزرگواران را تابع اصولِ خود میدانند و تحلیل این مسئله و بازشناسی آن، از عهده «ولد بطنِ» ایشان بر میآید؛ آنچنانکه مرحوم آقای کرمانی توضیح فرمودهاند. و آنجا که شیخ مرحوم فرمودهاند که حقایق را مطرح کردهام (همچون در شرح فقره «و عباده المکرمین» در شرح زیارت جامعه کبیره) فرمایش ایشان به مباحث توحیدی و امامشناسی ناظر است.
⏳ادامه دارد...
@AghayedNet
در اقوال و مکتوباتِ مشایخ عظام اعلی الله مقامهم؛
با مراجعه به منابع دستِ اول
🔻بخش بیست و سوم
✔️علل و وجوهِ اختلافات و تعارضات ظاهری در بیانات بزرگان دین اع
🔹بدیهی است وقتی اختلاف گفته میشود، یعنی بزرگانِ بعد کلامی یا مکتوبی غیر از کلام و مکتوبِ بزرگ قبل گفته یا نگاشته باشند و خود این بزرگواران باید علت این دیگرنویسی را بیان بفرمایند. در این بخش به علتهای مختلف این موضوع اشاره میکنیم و برای هر علت و وجه، شواهدی از فرمایشهای مکتبی نقل میکنیم.
🔸این علتها هر کدام به بخشی از مباحث دینی ارتباط دارد. شایان ذکر است علتهای اختلافها و تعارضها را در آنچه ارائه خواهد شد، منحصر نمیکنیم؛ بلکه ارائه این علتها، تبیین انواعِ راهکارها در برخورد با این تعارضات است تا ممارستی باشد برای اذهانِ اهل پژوهش به ویژه متعلمین تا با فرمایشهای بزرگان دین اع اُنس بیشتری پیدا کرده و بهرهبرداری ایشان از این منابعِ غنی بیشتر و بیشتر شود.
💎١. مدارا
🔸این علت را مرحوم آقای شریف طباطبائی بیان فرمودهاند درباره بعضی فتاوای شیخ مرحوم اع و سید مرحوم اع. چون جبههگیری اصلیِ شیخ مرحوم برابر حکماء اصطلاحی و فلاسفه بوده است، در برابر انحرافاتِ اصولیینِ مشهور سختگیری نفرموده و طبق مشهور جاری شدهاند و اگر بنا را بر مکافحه با همه انحرافها میگذاردند امرشان منتشر نمیشد.
🔹در اینباره مرحوم آقای کرمانی نیز به تفصیل توضیحاتی بیان کردهاند. بنا به دیدگاه عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی، فرمایشهای شیخ مرحوم اع و سید مرحوم اع حائز ویژگی خاصی است. این بزرگوار در رساله سلسله طولیه توضیح میفرمایند کتب شیخ مرحوم به صورت رمز است و اکثراً به لغت قوم فرمایش فرمودهاند صرف نظر از اینکه لغت قوم حق یا باطل باشد، مرضی یا مسخوط باشد.
🔸همچنین به ناچاری از اصطلاحات فنون و علوم مختلف استفاده فرمودهاند (همچون اصطلاح اصولیه، حکماء، فلاسفه، صوفیه، اهل حروف، جفر، رمل و...) و ناآگاهان گمان میکنند که اینها اصطلاحات شیخ است و حال آنکه علم شیخ و لغت و سبک ایشان در علم، مطابق کتاب و سنت است و نزد صاحبانِ علم شیخ است (عندَ من یعرف رطنه).
🔹همچنین در کتب شیخ مرحوم اع و سید مرحوم اع، به ظواهر و قشورِ علم مخصوصشان اشاره شده است و فراوان به این شعر استناد فرمودهاند (قولاً و حالاً):
فعبّرت عن قصدی بلیلی و تارة
بهند فما لیلی عنیتُ و لا هنداً
این دو بزرگوار اذعان فرمودهاند که زیر پوسته علم ما، مغزهاست ولی از باب:
چون که با طفلان سر و کارت فتاد
هم زبان کودکی باید گشاد
این پوسته را نشکافته و باز نکردهاند.
🔸ایشان با متابعت از اهلبیت علیهمالسلام در اقوالشان اختلاف است همانطور که امام علیهالسلام فرمود: «انا نجیب بالزیادة و النقصان» به گونهای که نزد آگاهان، هر کلام ایشان، محمل و محل صحیح خود را دارد.
🔹شایان ذکر است که اشاره کنیم: در بخش فتاوی به فتاوای شیخ مرحوم اع و سید مرحوم اع میتوان عمل کرد؛ چراکه در همه جا فتوایشان به آیه یا روایت و یا نص یا اصل مستند است؛ اگرچه ایشان به گونهای رفتار کردهاند که دیگران گمان کنند بنا بر اصول آنها فرمایش کردهاند و فرمایش مرحوم آقای کرمانی نیز ناظر به همین است.
🔸ایشان در ظاهر به گونهای سلوک کردهاند که برخی (همچون اصولیه) این بزرگواران را تابع اصولِ خود میدانند و تحلیل این مسئله و بازشناسی آن، از عهده «ولد بطنِ» ایشان بر میآید؛ آنچنانکه مرحوم آقای کرمانی توضیح فرمودهاند. و آنجا که شیخ مرحوم فرمودهاند که حقایق را مطرح کردهام (همچون در شرح فقره «و عباده المکرمین» در شرح زیارت جامعه کبیره) فرمایش ایشان به مباحث توحیدی و امامشناسی ناظر است.
⏳ادامه دارد...
@AghayedNet
🔺امامت از منظر شیخیه و امامیه
تهران:رزا، ١٣٩٧، ١٣٨صفحه
صرف نظر از بعضی مطالب کتاب، عنوان کتاب نیز دچار بیدقتی است؛ چه اینکه شیخیه، همچون اصولیه و اخباریه از مشربهای فکری امامیه است و در متن آن... .
صرفاً برای آشنایی با این اثر معرفی گردید.
@AghayedNet
تهران:رزا، ١٣٩٧، ١٣٨صفحه
صرف نظر از بعضی مطالب کتاب، عنوان کتاب نیز دچار بیدقتی است؛ چه اینکه شیخیه، همچون اصولیه و اخباریه از مشربهای فکری امامیه است و در متن آن... .
صرفاً برای آشنایی با این اثر معرفی گردید.
@AghayedNet
Forwarded from AghayedNet
زیارت صفوان جمال (زیارت هفتم) نقل شده در کتاب «نبراس الفائزین...»
@AghayedNet
@AghayedNet
Forwarded from AghayedNet
✔️زیارت امیرالمؤمنین علیه السلام توسط صفوان جمال، معروف به زیارت هفتم
و اشاره به بخشی از تاریخ
🔸یکی از زیارات امیرالمؤمنین علیه السلام، زیارتی است از صفوان جمال که مرحوم مجلسی نقل کرده (و مرحوم شیخ عباس قمی در مفاتیح الجنان نیاورده است.)
🔸این زیارت، بنا به ترتیبی که مرحوم مجلسی نقل کرده است، هفتمین زیارت است و در نتیجه گاهی از آن به «زیارت هفتم» تعبیر آورده می شود.
🔸یکی از فقره های این زیارت، سلامی است که عرض می کنیم: اَلسلام علی... مُنزِل المَنّ وَ السّلوَی.
به علت وجود این فقره و امثال آن بود که در برهه ای، جریانی بر این زیارت گذشت و برخی دستور دادند که این عبارت را از تابلوِ زیارت که در حرم حضرت بود، محو کنند.
🔸در کتاب قصص العلماء این جریان را نقل کرده و ابهاماتی به وجود آورده است؛ از جمله نوشته است کسی که دستور محوِ این عبارت را داد، مرحوم شیخ حسن (صاحب جواهر) بوده است و از این رو برخی از وی کدورتی دارند! مرحوم آقای شریف طباطبائی در پاسخ این بخش از کتاب قصص العلماء، گذشته از توضیحی درباره کتاب قصص العلماء، به این شبهه پاسخ فرموده اند.
کاملِ فرمایش مرحوم آقای شریف طباطبائی به پیوست است.
@AghayedNet
و اشاره به بخشی از تاریخ
🔸یکی از زیارات امیرالمؤمنین علیه السلام، زیارتی است از صفوان جمال که مرحوم مجلسی نقل کرده (و مرحوم شیخ عباس قمی در مفاتیح الجنان نیاورده است.)
🔸این زیارت، بنا به ترتیبی که مرحوم مجلسی نقل کرده است، هفتمین زیارت است و در نتیجه گاهی از آن به «زیارت هفتم» تعبیر آورده می شود.
🔸یکی از فقره های این زیارت، سلامی است که عرض می کنیم: اَلسلام علی... مُنزِل المَنّ وَ السّلوَی.
به علت وجود این فقره و امثال آن بود که در برهه ای، جریانی بر این زیارت گذشت و برخی دستور دادند که این عبارت را از تابلوِ زیارت که در حرم حضرت بود، محو کنند.
🔸در کتاب قصص العلماء این جریان را نقل کرده و ابهاماتی به وجود آورده است؛ از جمله نوشته است کسی که دستور محوِ این عبارت را داد، مرحوم شیخ حسن (صاحب جواهر) بوده است و از این رو برخی از وی کدورتی دارند! مرحوم آقای شریف طباطبائی در پاسخ این بخش از کتاب قصص العلماء، گذشته از توضیحی درباره کتاب قصص العلماء، به این شبهه پاسخ فرموده اند.
کاملِ فرمایش مرحوم آقای شریف طباطبائی به پیوست است.
@AghayedNet
Forwarded from AghayedNet
@AghayedNet_ مُنزل المن و السلوی.pdf
71.6 KB
فرمایشی از مرحوم آقای شریف طباطبائی در نقد کتاب قصص العلماء و توضیحی درباره زیارت هفتم امیرالمؤمنین علیه السلام
@AghayedNet
@AghayedNet