🔺کتاب اتحاف النبیه، بمن ألف کتاباً فی سیرة ابیه.
این کتاب درباره کسانی است که زندگی‌نامه پدر خود را نگاشته‌اند. اگرچه نویسنده سنی است؛ اما در کتاب نام‌های نویسندگان شیعه ملاحظه می‌شود.

یکی از آن موارد مرحوم شیخ عبدالله فرزند عالم ربانی مرحوم شیخ احمد اَحسائی اع است که زندگی‌نامه پدر را نگاشته و در این کتاب، معرفی شده است.

بنا بر شنیده، مؤلف در چاپ دوم کتاب، معلومات بیشتری را به ضمیمه تصاویر نویسندگان اضافه کرده است و در چهارصد صفحه چاپ دوم را تنظیم خواهد کرد.

🔸به پیوست:

🔹تصویرِ متن کتاب «اتحاف النبیه» مربوط به معرفی اثرِ شیخ عبدالله احسائی؛
🔹تصویرِ جلد رساله مرحوم شیخ عبدالله احسائی درباره زندگی‌نامه پدر که به چاپ رسیده است؛
🔹فایل کتاب «اتحاف النبیه».
@AghayedNet
Forwarded from AghayedNet
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
AghayedNet
🔰🔰گونه‌شناسی و تحلیلِ تعارضات ظاهری در اقوال و مکتوباتِ مشایخ عظام اعلی الله مقامهم؛ با مراجعه به منابع دستِ‌ اول 🔻بخش نوزدهم ✔️ اختلافِ جایز و روا و اختلافِ ممنوع و ناروا 🔹می‌دانیم اختلاف در نظریات امری است عادی و میان همه فقهاء شیعه رضوان الله علیهم…
🔰🔰گونه‌شناسی و تحلیلِ تعارضات ظاهری
در اقوال و مکتوباتِ مشایخ عظام اعلی الله مقامهم؛
با مراجعه به منابع دستِ‌ اول

🔻بخش بیستم

✔️اختلاف جایز و روا، شأن اهل مجادله است؛ نه اهل حکمت و موعظه حسنه

🔹نکته‌ای که عالم ربانی مرحوم سید کاظم رشتی­ اع در بعضی رسائل به آن اشاره فرموده‌اند این است: درست است که ائمه علیهم‌السلام ایقاع خلاف فرموده‌اند؛ ولی این اختلاف، برای شیعیانی است که در مقام مجادله بالتی هی احسن واقفند؛ اما میانِ شیعیانی که به دلیل موعظه حسنه و دلیل حکمت مخاطبند یا خود، اهل آن رتبه‌اند، اختلافی نیست.

🔸در بخش هفتم از این سلسله مباحث، درباره مجادله بالتی هی احسن، موعظه حسنه و دلیل حکمت، مطالبی ارائه شد: https://t.me/AghayedNet/3046

🔹ایشان می‌فرمایند:
«و قالوا نحن اخلفنا بین الشیعه الواقفین فی مقام المجادلة فانه اسلم لانهم مایعرفون الحقیقة لو خوطبوا بها و لایقدرون علی الجهة الواحدة فینکرون... فاهل الحقیقة من اهل دلیل الحکمة و الموعظة الحسنة لایرون الاختلاف ابداً و هو قول مولانا امیرالمومنین علیه السلام العلم نقطه کثرها الجاهلون و قال تعالی فی امر القرءان لو کان من عند غیر الله لوجدوا فیه اختلافا کثیرا.» (جواهرالحکم ج٩، رسالة فی الادلة الاصولیة الاربعة.)

🔸(و ائمه علیهم‌السلام فرمودند که ما میان شیعیانی که در مقام مجادله ایستاده‌اند جدایی افکندیم زیرا برای آنها بهتر بود [و سالم می‌ماندند] چراکه آنها اگر به مقام حقیقت اشیاء اگر خطاب شوند، آن را نمی‌شناسند و یک جهت را بر نمی‌تابند و انکار می‌کنند...

🔹پس اهل حقیقت؛ کسانی که اهل دلیل حکمت و موعظه حسنه هستند، هرگز اختلافی نمی‌بینند و این فرمایش امیرالمؤمنین علیه‌السلام است که فرمود: علم نقطه‌ای است که جاهلان آن را تکثیر می‌کنند و خدا درباره قرآن فرمود: اگر از ناحیه غیر خدا بود قطعاً در آن اختلاف بسیاری می‌یافتند.)

🔸همین مطلب را در رساله‌ای دیگر چنین نگاشته‌اند (تمام عبارت را برای فایده کامل، نقل می‌کنیم):
«و الناس لمّا لم‏ یطّلعوا علی سیاق کلامهم و نظم مقالهم و طور بیانهم و لم‏ یعرفوا کیفیة الوزن و اخذ القواعد الکلیة من الاخبار المحکمة و ردّ غیرها الیها وقعوا فیما وقعوا من التحیر فاحتاجوا الی طرح الاخبار و اختلاف الانظار و هم الذین علیهم‌ السلام لاوقعوا الخلاف فیهم لعلمهم بانهم فی مقام المجادلة بالتی هی احسن فذکروا الشی‏ء الواحد بوجوه کثیرة و اطوار مختلفة غیر مؤتلفة لیختلفوا فتسلم رقابهم عن شرّ الاعادی لکونهم لم‏ یکونوا من اهل ذلک الوادی مثالهم العمیان و الفیل.

🔹و اما الذی عرف نظام کلامهم و علم سیاق مقالهم فهو علی بصیرة من ربه فیجری هذه الاخبار المتکثرة المختلفة مجری الشی‏ء الواحد الظاهر بالاطوار المختلفة کالتراب الجامع بین الانسان و الحیوان و الجماد و النبات و فی کل مایقول و یحکم و یجمع و یفرّق مستند الی کتاب محکم تفسیره او الی خبر واضح تأویله او الی عقل تعرف العقول السلیمة عدله ذلک فضل اللّه یؤتیه من یشاء... .»(جواهرالحکم ج۵، شرح الخطبة الطتنجیة ج١.)

🔸(و مردم به علت آنکه بر سیاق سخن ائمه علیهم‌السلام و نظم گفتار ایشان و طور بیان ایشان آگاه نبودند و با کیفیت سنجش و به دست آوردن قاعده‌های کلی از روایات محکم و با ارجاع متشابهات به روایات محکم آشنا نبودند، در تحیر افتادند و به کنار گذاردن روایات محتاج شدند و به اختلاف نظر دچار شدند.

🔹و ائمه علیهم‌السلام کسانی بودند که اختلاف در میان شیعه افکندند؛ چراکه می‌دانستند شیعیان در مقام مجادله بالتی هی احسن هستند. پس یک چیز و یک حقیقت را به وجه‌های زیاد و طورهای مختلفِ غیر مؤتلف بیان کردند تا شیعیان مختلف شوند و گردن‌هایشان از شر دشمنان به سلامت باشد و زنده بمانند؛ چراکه آنها اهل آن وادی نبودند. مثال ایشان همچون شخص کور است و فیل.

🔸و اما کسی که نظام کلام ایشان را بشناسد و به سیاق گفتار ایشان آگاه باشد، او از ناحیه پرورنده‌اش بر بصیرت است و همه این روایات متکثر و مختلف را در یک مَجرا جاری می‌کندکه به طورهای مختلف ظاهر شده است: همچون «تراب» که جامعِ بین انسان و حیوان و جماد و نبات است. و همچنین در هرآنچه می‌گوید و حُکم می‌کند و جمع و تفریق می‌کند، به کتابی که تفسیر محکمی دارد استناد می‌کند یا به روایتی که تأویل آن واضح است یا به عقلی استناد می‌کند که عقول سلیمه آن را معتدل می‌دانند.)

ادامه دارد...

@AghayedNet
Forwarded from AghayedNet
🌷از فرمایش های مکتبی
https://telegram.me/joinchat/CJzxKzy5kxrkz-s0XN7X2Q
Forwarded from AghayedNet
🌷از فرمایش های مکتبی

✔️عصمت تبعی کاملان دین

زينب كبری سلام اللّه عليها از بزرگان دينند صاحب مقام نقابتند معرفت نورانيتی كه اهل ايمان و اهل بصيرت به بركت معرفت نورانيت دارند اين را همه كس ندارد. نهايتش اين است كه می گويند دختر اميرالمؤمنين است و دختر فاطمه‏ زهرا؛ اما اگر بخواهيد حتی درباره‏ عصمتش حرف بزنيد چه بسا اشكال كنند و اعتراض كنند که يعنی چه؟! معصومه چرا درباره‏ اش بگوييم؟!
ناآشنایان با مقامات کاملان، نام مطهر فاطمه‏ معصومه را كه معصومه می‏ گويند به عنوان اسم می گويند؛ مثل اين‏كه كسی نام دخترش را معصومه بگذارد. فكر می كنند موسی بن جعفر عليه‏ماالسلام هم که اسم دخترشان را فاطمه معصومه انتخاب فرموده اند مثل انتخاب های ماست نعوذباللّه.
اما اگر بخواهيد بگوئید ايشان عصمت دارد سر و صدا بلند می ‏شود که عصمت يعنی چه؟! عصمت مخصوص محمد و آل محمد عليهم ‏السلام است، عصمت مال انبياء است؛ چرا می‏ گوئید عصمت!
و حال آن‏كه به بركت بزرگان دين دانسته ‏ايم كه بزرگان، نقباء، معصومند؛ نجباء معصومند، كاملان معصومند؛ اين البته اين عصمت ظل و شعاع عصمت انبياء است، عصمت انبياء ظل و شعاع عصمت محمد و آل محمد عليهم ‏السلام است. برای برخی اين مسائل سنگين است؛ اما دل‏ های شما چقدر نورانی است به معرفت اين بزرگواران كه می ‏دانيد صاحب مقام وساطتند، صاحب مقام شفاعتند، صاحبان مقام كمالند.
فرمود زنی بعد از فاطمه‏ زهرا نيامده در عالم و نخواهد آمد به مانند زينب كبری سلام اللّه عليها. نخواهد آمد، نيامده و نخواهد آمد. پس حتی مريم را كه خداوند اين قدر توصيف كرده و برای او آيه نازل كرده و از جلالت شأنش خبر داده، كنيز زينب كبری است و در نزد زينب خاضع است و خاشع است. زنی به مانند زينب كبری بعد از فاطمه‏ زهرا نيامده؛ در گذشته و آينده و نخواهد آمد. جلالت شأنش همين قدر بس كه فرمودند كه نام مطهرش را رسول خدا فرمود من سبقت نمی گيرم بر پروردگارم؛ كه حتی برای نامگذاری، معلوم می شود كه خدا بايد نامگذاری کند.
@AghayedNet
🔺کتاب تازه منتشر شده «فیض کاشانی و امثال او؛ از دیدگاه بزرگان مکتب استبصار»
سید محمدصادق موسوی
تابستان ١٣٩٨ش
@AghayedNet
Forwarded from AghayedNet
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
AghayedNet
🔰🔰گونه‌شناسی و تحلیلِ تعارضات ظاهری در اقوال و مکتوباتِ مشایخ عظام اعلی الله مقامهم؛ با مراجعه به منابع دستِ‌ اول 🔻بخش بیستم ✔️اختلاف جایز و روا، شأن اهل مجادله است؛ نه اهل حکمت و موعظه حسنه 🔹نکته‌ای که عالم ربانی مرحوم سید کاظم رشتی­ اع در بعضی رسائل…
🔰🔰گونه‌شناسی و تحلیلِ تعارضات ظاهری
در اقوال و مکتوباتِ مشایخ عظام اعلی الله مقامهم؛
با مراجعه به منابع دستِ‌ اول

🔻بخش بیست و یکم

✔️اختلاف جایز و روا، شأن اهل مجادله است؛ نه اهل حکمت و موعظه حسنه

🔹اشاره شد نکته‌ای که عالم ربانی مرحوم سید کاظم رشتی­ اع در بعضی رسائل فرموده‌اند این است: درست است که ائمه علیهم‌السلام ایقاع خلاف فرموده‌اند؛ ولی این اختلاف، برای شیعیانی است که در مقام مجادله بالتی هی احسن واقفند؛ اما میانِ شیعیانی که به دلیل موعظه حسنه و دلیل حکمت مخاطبند یا خود، اهل آن رتبه‌اند، اختلافی نیست.

🔸از این مطلب استفاده می‌شود که چون بزرگان دین اعلی الله مقامهم واقفین در مقام حکمت و موعظه هستند، اختلافی میان ایشان نیست و حتی در مباحث فقه، مختلف بیان نفرموده‌اند و این بیانات متعارضِ ظاهری، حتی در زمینه فقه، قابل جمع است.

🔹به نظر می‌رسد توضیح سید مرحوم اعلی الله مقامه در این مقام، یکی از نکات مهم در زمینه جمع و رفع تعارض‌ها و تناقض‌های ظاهری مکتبی به شمار می‌رود.

🔸برای روشن‌شدن این نتیجه، به مثال‌هایی در تکوین و تشریع اشاره می‌کنیم. جنین در بطن مادر، احکامی دارد که خدای متعال مقدر کرده است و هنگام تولد و بلوغ، احکام دیگری و احکام هنگام بلوغ، کاملاً متفاوت است با احکام جنینی. هر دو حکم خداست و چون موضوع مختلف شده، احکام نیز مختلف شده است.

🔹پس نمی‌توانیم بگوییم احکام زمان جنینی متعارض و متناقض با احکام دوران بلوغ است؛ خیر، هر دو حکم الله است و هر دو در زمان اجرا، لازم الاجراست و این اختلاف، اختلاف نیست؛ بلکه عین صواب است.

🔸همچنین نوشیدن شیر مادر برای شیرخواره عین درستی است و بر شخص بالغ حرام است.

🔹مثال دیگر حُکم آب است. اگر فقیهی آب قلیل را به محض ملاقات با نجاست نجس بداند، حکم می‌کند به نجاست آب قلیلی که با نجاست ملاقات کرده است؛ اما همان آب اگر آب کُرّ شود، حکم به طهارت آن می‌کند. آب، همان آب است و فقیه همان فقیه و مبنا همان مبنا؛ اما با تغییر شرایط و مصالح، حکم تغییر کرده است. هر دو حکم خداست و لازم الاجراست و نمی‌توان گفت میان این دو فتوا، اختلافی است.

🔸پس فتاوای بزرگان دین اعلی الله مقامهم نیز بر فرض اختلاف ظاهری، چون یقیناً مقتبس از آیات و روایات است (و بر مبنای قیاس و استحسان و استصحاب ناروا و رأی و هویٰ نیست) اختلاف نمی‌دانیم و عین صواب می‌دانیم چرا که این بزرگواران واقف به نقطه علم بوده‌اند و از اهل دلیل حکمت و موعظه حسنه و طبق بیان سید مرحوم اعلی الله مقامه واقفین به موقفِ حکمت، اهل اختلاف نیستند.

🔹پس اختلاف در مباحث حکمت که قابل جمع است و هر گزاره ناظر به عالَمی ‌و رتبه‌ای و حیث و جهتی است و اختلاف در مباحث فقهی نیز از این باب است که اشاره شد.

🔸و اما اینکه در «سی‌فصل» می‌فرمایند در مباحث فقهی اختلاف داریم، طبق این نکته، باید گفت ظاهر قضیه را فرموده‌اند که آری؛ هر یک از ما ممکن است در زمان خود فتوایی را طبق مصالحی و توجهاتی به روایات، مطرح کرده باشیم. و این منافاتی ندارد با اینکه همه از عرصه فؤادیم و آن فتوا مربوط به زمان خاصی بوده است و برای هر زمان مصالحی است.


ادامه دارد...

@AghayedNet
🔺رسائلی از عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اعلی الله مقامه که در ماه ذوالقعدة الحرام (در سال‌های مختلف) نگارش آن به پایان رسیده است.
@AghayedNet
AghayedNet
@AghayedNet
✔️معرفی و نقدِ کتاب طرائق الوجد

🔻به ضمیمه نکته‌ ای برای منتقدان مکتب عالم ربانی مرحوم شیخ احمد اَحسائی أع

اندک بودن تحلیل‌های منصفانه، معضلی است که برخی پژوهشگرانِ مکتب شیخیه به آن اذعان کرده‌اند و همین معضل سبب شده است پژوهندگانی در پی پر کردن این خلأ برآیند و نوشته‌های آنها سفیر تحلیل‌های بی‌طرفانه، منصفانه و عالمانه باشد. اما اینکه در عمل چه مقدار موفق بوده‌اند، بحث دیگری است.
یکی از محققان عبداللطیف الحرز است. وی آثار متعددی نگاشته است از نقد اندیشه محمد صدر تا بررسی بعضی مسائل سیاسی و اندیشه‌های فکری معاصر و بالتبع بررسی اندیشه‌های عالم ربانی مرحوم شیخ احمد احسائی. (مؤلفات وی بیش از بیست و پنج کتاب و نوشته است.)
یکی از نوشته‌های الحرز کتابی است با نام طرائق الوجد با عنوان فرعی «انماط السلوک بین الکیلانی و أحمد الأحسائی و حتی الالوسی و النیلی و محمد الصدر» کتابی در ٣٨۶ صفحه (بیروت: مؤسسة الانتشار العربی، ٢٠١۴)
این کتاب در چهار حلقه تنظیم شده است و هر حلقه چند «فصّ» است. در فص دوم از حلقه اول متعرض اندیشه‌های مرحوم شیخ احمد احسائی شده است. به ظاهر، وی از نویسندگان بی‌طرف است (و لااقل این‌گونه وانمود می‌کند.)
در واقع نویسنده بی طرف به گونه‌ای قداست‌زدایی کرده و شخصیت‌ها را همسان می‌نگرد. در پندار او، در همه شخصیت‌های علمی جهاتی و نکاتی مثبت می‌توان یافت و هم جهاتی منفی. در بعضی جهات باید از دیدگاه این شخصیت‌ها دفاع کرد و در بعضی جهات باید نقد و جرح و رد کرد. و این نگاه، یکی از ویژگی‌های پژوهشگرانِ منصفِ برون‌گفتمانی است.
بجاست اشاره کنیم قداست شخصیت‌ها در مبانی یک گفتمان (به معنای خاص کلمه) و مبانی یک مکتب ریشه دارد. در یک مکتب به علت قبول یک شخصیت و قبول نظریات او، خواه ناخواه قداستی برای بزرگ آن مکتب نزد مکتبیان به وجود می آید که در نگاه برون مکتبی آن تقدس لحاظ نمی‌شود و نباید توقعی هم داشت که لحاظ گردد. در نگاه درون مکتبی به علت آنکه عظمت و استقامت و عدم انحراف مؤسس یا علماء مکتبی ثابت شده است، اگر موارد نادری هم باشد که وجهی برای گفتار آنان به دست نیاید، در سنبله امکان رها می‌شود تا روشن گردد. اما نگاه پژوهشگر برون مکتبی چنین نیست.
نکته مهم آن است که نگاه پژوهشگر منصف، باید واقعاً منصفانه باشد نه اینکه جرح و تعدیل او هم در امیال نفسانی و مادی ریشه داشته باشد. در بحث ما نیز نگاه عبدالطیف الحرز چنین است و یا لااقل چنین وانمود می کند.
مؤلف در کتاب طرائق الوجد وعده نگارش کتابی مستقل و مفصل درباره مرحوم احسائی داده است و ما امیدواریم این کتاب، با نگرشی منصفانه، به چاپ برسد. کتاب طرائق الوجد را در یک مسیر و با یک موضوع ریز نمی بینیم. این کتاب کتابی است کشکو‌ل‌وار که در بعضی صفحات گریزهایی به مطالب متنوع دیده می شود و همین سبب شده است کتاب، نزدیک به چهارصد صفحه باشد. اگر مطالب کتاب از نظر مؤلف محترم منسجم است و سبک و سیاق پی در پی و منظمی دارد، ما می پذیریم و عرض می کنیم اگر هم چنین است، مؤلف نتوانسته آن را به مخاطب نشان دهد... .
یکی از مهم‌ترین محورها در کتاب طرائق بررسی تطبیقی میان اندیشه‌های مختلف است. از حیدر آملی گرفته تا گیلانی و مرحوم احسائی و سید صدر و امام راحل. اگرچه پژوهش تطبیقی مسئله‌ای درخور توجه است ولی باید با تأمل و تدبر آن را ارائه کرد. به نمونه‌ای عجیب از همین کتاب اشاره می‌کنیم... .

ادامه مطلب در لینک زیر
🔻🔻🔻
http://www.aghayed.net/معرفی-و-نقد-کتاب-طرائق-الوجدبه-ضمیمه
از فرمایش‌های مکتبی
@AghayedNet
🔺نرم‌افزار اندرویدیِ از حرم تا حرم
پخش مستقیم عتبات عالیات
@AghayedNet
AghayedNet
🔺نرم‌افزار اندرویدیِ از حرم تا حرم پخش مستقیم عتبات عالیات @AghayedNet
haram.apk
16.5 MB
🔺نرم‌افزار اندرویدیِ از حرم تا حرم
پخش مستقیم عتبات عالیات
@AghayedNet
AghayedNet
🔺رسائلی از عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اعلی الله مقامه که در ماه ذوالقعدة الحرام (در سال‌های مختلف) نگارش آن به پایان رسیده است. @AghayedNet
🔺رسائلی از عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اع که در ماه ذوالقعدة الحرام (در سال‌های مختلف) نگارش آن به پایان رسیده است.
@AghayedNet
✔️رساله ذهبیه یا طب الرضا علیه‌السلام

🔻به ضمیمه دیدگاه مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اع درباره روایات طبّی و طبِ رضوی

🔹بیانی از مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اع در دست است که این بیان برخورد منحصر به فردی با روایات طبی است. ایشان می‌‌فرمایند روایات طبی را اصلاً نیازی نیست وارد فقه کنید. مثلاً ائمه فرمود‌ه‌ اند كلوا الرمان فانه يدبغ المعدة. اين را برای تعليم مخاطب و فهميدن آن شنونده، خاصيت اين را فرموده‌‏اند. ارتباطی به استحباب ندارد كه علماء می‌‌نویسند باب استحباب اكل الرمان. شخصی سرما خورده و به اصطلاح چاييده است، حالا مستحب به عمل آورد و رمان بخورد، ارتباطی ندارد و نمی‌‏شود حمل كرد. مثلاً فرموده‌‌اند العطسة من الرحمن برداشته‌‏اند نوشته‌اند باب استحباب العطاس.

همه از همين جهت است. چطور عطسه مستحب است؟ عطسه‏ نمی‌‏‌آيد، چه كار بكند اين؟! چه مستحبی است؟! حتی اينكه در حاشيه كتاب نوشته است كه اگر عطسه‏‌اش نمی ‏آيد، زيرا كه عطسه طبيعی است، در قرص آفتاب نگاه كند يا انفيه بكشد تا عطسه كند.

و همچنين نوشته باب كراهت عطسه ازيد از ثلث چطور است. عطسه زياده از سه تا مكروه است. شخصی سرما خورده، پنجاه عطسه پی هم می‌كند چطور مكروه است زيادتر از سه؟ از اين قبيل چيزها نوشته ‏اند و حال آنكه امام از آن علم تكلم نكرده و ارتباطی به آن علم ندارد... .

🔸...پس از این معرفی اجمالی از این رساله، نظر مرحوم آقای کرمانی اع را درباره این رساله بررسی می‌کنیم. ایشان در حقایق الطب این تعبیر را به کار برده‌اند:

ورد فی الخبر عن الرضا علیه‌السلام فی رسالته الی المأمون.

و در جای دیگری از حقایق الطب می‌فرمایند:

و من الذهبیة عن الرضا علیه‌السلام... .

اما در بعضی رسائل، به گونه دیگری تعبیر آورده‌اند. از جمله در رساله در متعلقات به صنعت دلاکی،‌معروف به رساله دلاکیه می‌فرمایند:

و در ذهبیه منسوب به حضرت رضاست علیه‌السلام.

در موضع دیگر از این رساله می‌فرمایند:

در کتب طبیِ منسوب به حضرت رضا علیه السلام است... .

در اینجا تعبیر آورده‌اند که به حضرت رضا «منسوب» است؛ اما در رسائل دیگری همچون حقایق الطب، تعبیر «رسالته علیه‌السلام الی المأمون» را به کار برده‌اند یا در در رساله دیگر می‌فرمایند: «ففی طب الرضا علیه‌السلام اعلم یا امیرالمؤمنین...»

نکته مهم دیگر در ادامه این بحث اینکه این بزرگوار اعلی الله مقامه این رساله را به طور کامل در رسائل خود ذکر نکرده‌اند (لااقل در استقصائی که نگارنده داشت به دست نیاورد) و حتی در کتاب فصل الخطاب،‌در مباحث طبی اگرچه روایات متعددی از حضرت رضا صلوات الله علیه به طور متفرق نقل شده است، اما این رساله نقل نشده است.

بنابراین ما نیز به تبعیت از این بزرگوار عرض می‌کنیم این رساله منسوب به حضرت است و البته مطالب آن با توجه به قراین و تجربیات صحیح است و به آن عمل می‌شود و طبق نظر مرحوم مجلسی ره از مشهورات بین اصحاب است.

-این نوشتار، متن پیاده شده یکی از درس‌گفتارهای کتاب «حقایق الطب» است.

متن کامل نوشتار، در لینک زیر:
http://www.aghayed.net/teberazavi/
@AghayedNet_رکن رابع.pdf
401.9 KB
🔺مقاله‌ای درباره مفهوم رکن رابع، مفادِ این رُکن در روایات معصومین علیهم‌السلام و در کلمات مرحوم شیخ احمد اَحسائی اع و بیان تفاوتِ رکن رابع با وحدت ناطق
@AghayedNet
@AghayedNet_اسرار باطنی حج.pdf
582.8 KB
🔺حج و اسرار باطنیِ آن
گزیده‌ای از بیاناتِ مکتبی در زمینه اسرار باطنی مناسک حج
@AghayedNet