Forwarded from AghayedNet
ساعد الله قلبَک یا بقیة الله في مصائب أجدادک و قلبَ مَن حولَک و قلبَ شیعتِک و مُحبّیک...
@AghayedNet
@AghayedNet
Forwarded from AghayedNet
🌷کنیه ابوعبدالله؛ هم برای سیدالشهداء و هم برای حضرت صادق علیهماالسلام
[سیدالشهداء] ابوعبداللّه شد و پدر همه بندگان خدا شد و چون اصل روح عبادت به واسطه آن بزرگوار برپا شد او ابوعبداللّه شد از ميان ائمه علیهم السلام.
و اما حضرت صادق علیه السلام هم ابوعبداللّه شد چرا كه ظاهر عبادات و شرايع همه از او فاش شد و در دولت بنی اميه احدی از ائمه علیهم السلام جرأت ابراز دين نكردند و چون دولت ايشان منقرض شد و بنی عباس بالا آمدند هنوز قوتی نگرفته بودند كه حضرت باقر بنای بيان را گذاردند در عهد سفاح. بعد حضرت صادق بيان شرايع و احكام را فرمودند به طوری كه دين حق مشهور به دين جعفری شد و جميع شرايع و احكام را در عالم پهن فرمود و از فرمايشات آن بزرگوار چهارصد كتاب اصحاب در مسائل دينی نوشتند و در ميان شيعه پهن شد و بنای ظاهر شرع از ايشان شد.
پس ايشان هم به اين واسطه ابوعبداللّه شدند و ديگر احدی از ائمه به اين كنيت نام برده نشدند.
پس حضرت سيدشهدا صلوات اللّه عليه ابوعبداللّه باطن بود كه باطن عبادت را كه خضوع و خشوع باشد در عالم پهن كرد و همه خلق جزو اويند در باطن عبادت.
و حضرت صادق ابوعبداللّه ظاهری است كه ظاهر عبادت از او پهن شد و شريعت در عالم از او منتشر شد و همه كس جزو اويند در عبادت ظاهر.
(مرحوم حاج محمدکریم کرمانی, ارشادالعوام, ج3)
https://telegram.me/joinchat/CJzxKzy5kxrkz-s0XN7X2Q
[سیدالشهداء] ابوعبداللّه شد و پدر همه بندگان خدا شد و چون اصل روح عبادت به واسطه آن بزرگوار برپا شد او ابوعبداللّه شد از ميان ائمه علیهم السلام.
و اما حضرت صادق علیه السلام هم ابوعبداللّه شد چرا كه ظاهر عبادات و شرايع همه از او فاش شد و در دولت بنی اميه احدی از ائمه علیهم السلام جرأت ابراز دين نكردند و چون دولت ايشان منقرض شد و بنی عباس بالا آمدند هنوز قوتی نگرفته بودند كه حضرت باقر بنای بيان را گذاردند در عهد سفاح. بعد حضرت صادق بيان شرايع و احكام را فرمودند به طوری كه دين حق مشهور به دين جعفری شد و جميع شرايع و احكام را در عالم پهن فرمود و از فرمايشات آن بزرگوار چهارصد كتاب اصحاب در مسائل دينی نوشتند و در ميان شيعه پهن شد و بنای ظاهر شرع از ايشان شد.
پس ايشان هم به اين واسطه ابوعبداللّه شدند و ديگر احدی از ائمه به اين كنيت نام برده نشدند.
پس حضرت سيدشهدا صلوات اللّه عليه ابوعبداللّه باطن بود كه باطن عبادت را كه خضوع و خشوع باشد در عالم پهن كرد و همه خلق جزو اويند در باطن عبادت.
و حضرت صادق ابوعبداللّه ظاهری است كه ظاهر عبادت از او پهن شد و شريعت در عالم از او منتشر شد و همه كس جزو اويند در عبادت ظاهر.
(مرحوم حاج محمدکریم کرمانی, ارشادالعوام, ج3)
https://telegram.me/joinchat/CJzxKzy5kxrkz-s0XN7X2Q
✔️رساله «شش فصل»
🔻از تصنیفات عالم ربانی مرحوم حاج محمد کریم کرمانی اع
آشنایان با تصانیف عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اع میدانند که این بزرگوار رسالهای به نام «چهار فصل» تصنیف فرمودهاند. در این رساله دستوراتی عملی درباره انواع ارتباطها بیان فرمودهاند: معامله با خدا و رسول و ائمه علیهمالسلام، بزرگان و علماء دین، سیاستمداران و به تعبیر حضرت سجاد علیهالسلام «سائسک بالسلطان» و ارتباط و معامله با سایر مردم.
همچنین با رساله دیگری از این بزرگوار نیز آشنایند؛ رسالهای مشهور به «سی فصل» که پاسخی است به سی شبهه که از ناحیه مخالفان مطرح شده و پاسخی است به تهمتهایی که به ساحت این بزرگوار و مکتب زدهاند. این سی شبهه از ناحیه دیگران را عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اع جمعآوری کرده و خدمت ایشان ارسال کردند. مطالعه این کتاب برای روشن شدن اذهان در برابر تهمتها و شبههها ضروری به نظر میرسد.
گذشته از این دو رساله که در این سیاق خاص نامگذاری شده است (چهار فصل - سی فصل) در منابع، رساله دیگری از این بزرگوار نام برده شده است با نام «شش فصل.»
در فهرست «فنخا» آمده است:
«شش فصل، رفع شبهات اهل کربلا، رساله در جواب شبهات، کلام و اعتقادات/ فارسی، کرمانی؛ محمدکریم بن ابراهیم.»
همچنین در لیست کتابخانه ابراهیمیه در مرکز دائرة المعارف، نام رساله «شش فصل» ملاحظه میشود (ش٣٧٠۴٣) اما در کتاب «فهرست کتب مشایخ عظام» از این نام اثری نیست.
علت نامگذاری به «رساله شش فصل» از این جهت است که مرحوم مصنف اع در مقدمه رساله میفرمایند: «و این رساله را مشتمل بر شش فصل نمودهام و در هر فصلی شبهه را با جواب آن ایراد نمودم.»
نام دیگر این رساله، «رساله در رفع بعض شبهات مُشَبّهین» است.
این تصنیف، در جواب شبهههایی است که دیگران به مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اع نسبت دادهاند و به خواهش یکی از دوستان پاسخ فرمودهاند. مختصر این شبههها چنین است:
١. آیا شما بر آنید که حضرت سیدالشهداء به آسمان صعود کردهاند؟ (شایان ذکر است که در رساله «سی فصل» نیز این شبهه و تهمت را پاسخ فرمودهاند.)
٢. آیا معتقدید اصول دین سه است؟
٣. ادعاء نیابت امام داشتن
۴. آیا بناء ماهها بر عدد است؟
۵. رکن رابع چیست؟
۶. صورت مرشد را در هنگام عبادت باید در نظر داشت؟
ایشان پس از حمد و ثناء الهی میفرمایند یکی از برادران اشاره کرد که افرادی مسائلی را به من نسبت میدهند و خوب است که به فارسی پاسخی نوشته شود. و حال آنکه اغلب این مسائل از طریقه ملت اسلام بیرون بود و هیچ عاقلی را گمان نمیرود که شخص مسلمان به آن مسائل کفرآمیز اعتقاد داشته باشد. مدتی بعد، یکی دیگر از برادران نامهای نوشته و خواهان پاسخ به این شبههها شدند. و یکی از «اجلّه معتمدین» نیز بر نوشتن رساله تأکید کردند. در نتیجه این رساله را تنظیم کردم.
ایشان اع تأکید میفرمایند در این رساله عقیده خود را ثبت فرمودهاند. و در هر فصلی، شبههای را پاسخ فرمودهاند. اگرچه بناء رساله بر شش فصل است؛ اما در پایان، چند خطی به عنوان «قاعده مختصر» یادداشت فرمودهاند. در بعضی منابع آن را «فصل هفتم» ثبت کردهاند (چنانکه در مکارم الابرار فارسی، ج٧، ص۴٧۴ آمده) و در بعضی منابع به عنوان «خاتمه» و «نتیجهگیری از سخنان پیشین» نوشتهاند. (فنخا، ج٢١) و ممکن است به علت اینکه در پایان «قاعده مختصری» مرقوم فرمودهاند و عملاً «هفت فصل» شده است، در بین آشنایان با اندیشه ایشان به نام شش فصل معروف نشده است؛ اگرچه بناء رساله (چنانکه در مقدمه فرمودهاند) شش فصل است.
این رساله مختصر به صورت املاء است؛ یعنی این بزرگوار بیان فرموده و شخصی نگاشته است. در آخر رساله آمده است: «املاء العبد الاثیم علی بعض المحبین.»
تاریخ بیان و نگارش این رساله چهار شب به آخرِ جمادی الثانیِ ١٢۶٣ق است. نسخهای از این رساله در کتابخانه ملک تهران است (۶٢۶/٢) و نسخهای در دائرة المعارف تهران(٢٠٠٢/۵)
در پایان، «قاعده مختصر» ایشان را از آخر رساله نقل میکنیم:
«چون معاندين دروغ بسيار بر اين خادم مؤمنين میبندند قاعدهای به طور اختصار عرض میکنم بعد از اين آنچه میشنويد به اين قاعده بسنجيد اگر با آن راست آيد قول من است و اعتقاد من والا من از آن قول بيزارم.
و آن قاعده اين است که اگرچه آنچه نسبت میدهند به من مطابق کتاب خدا و سنت رسول و ضرورت مسلمين يا ضرورت مذهب شيعه يا اجماعی علماء شيعه است آن قول من است و به آن معتقدم و اگر مخالف يکی از آنهاست آن قول من نيست و معتقد به آن نيستم. اين ميزان در دست شما باشد و آنچه نسبت به اين حقير دهند به اين ميزان بسنجيد و حق را از باطل تميز دهيد و همين چند کلمه که در اين رساله ذکر شد اگرچه به طور اختصار بود از برای اهل انصاف و تديّن کافی است. در خانه اگر کس است يک حرف بس است.»
yon.ir/6fasl
@AghayedNet
🔻از تصنیفات عالم ربانی مرحوم حاج محمد کریم کرمانی اع
آشنایان با تصانیف عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اع میدانند که این بزرگوار رسالهای به نام «چهار فصل» تصنیف فرمودهاند. در این رساله دستوراتی عملی درباره انواع ارتباطها بیان فرمودهاند: معامله با خدا و رسول و ائمه علیهمالسلام، بزرگان و علماء دین، سیاستمداران و به تعبیر حضرت سجاد علیهالسلام «سائسک بالسلطان» و ارتباط و معامله با سایر مردم.
همچنین با رساله دیگری از این بزرگوار نیز آشنایند؛ رسالهای مشهور به «سی فصل» که پاسخی است به سی شبهه که از ناحیه مخالفان مطرح شده و پاسخی است به تهمتهایی که به ساحت این بزرگوار و مکتب زدهاند. این سی شبهه از ناحیه دیگران را عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اع جمعآوری کرده و خدمت ایشان ارسال کردند. مطالعه این کتاب برای روشن شدن اذهان در برابر تهمتها و شبههها ضروری به نظر میرسد.
گذشته از این دو رساله که در این سیاق خاص نامگذاری شده است (چهار فصل - سی فصل) در منابع، رساله دیگری از این بزرگوار نام برده شده است با نام «شش فصل.»
در فهرست «فنخا» آمده است:
«شش فصل، رفع شبهات اهل کربلا، رساله در جواب شبهات، کلام و اعتقادات/ فارسی، کرمانی؛ محمدکریم بن ابراهیم.»
همچنین در لیست کتابخانه ابراهیمیه در مرکز دائرة المعارف، نام رساله «شش فصل» ملاحظه میشود (ش٣٧٠۴٣) اما در کتاب «فهرست کتب مشایخ عظام» از این نام اثری نیست.
علت نامگذاری به «رساله شش فصل» از این جهت است که مرحوم مصنف اع در مقدمه رساله میفرمایند: «و این رساله را مشتمل بر شش فصل نمودهام و در هر فصلی شبهه را با جواب آن ایراد نمودم.»
نام دیگر این رساله، «رساله در رفع بعض شبهات مُشَبّهین» است.
این تصنیف، در جواب شبهههایی است که دیگران به مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اع نسبت دادهاند و به خواهش یکی از دوستان پاسخ فرمودهاند. مختصر این شبههها چنین است:
١. آیا شما بر آنید که حضرت سیدالشهداء به آسمان صعود کردهاند؟ (شایان ذکر است که در رساله «سی فصل» نیز این شبهه و تهمت را پاسخ فرمودهاند.)
٢. آیا معتقدید اصول دین سه است؟
٣. ادعاء نیابت امام داشتن
۴. آیا بناء ماهها بر عدد است؟
۵. رکن رابع چیست؟
۶. صورت مرشد را در هنگام عبادت باید در نظر داشت؟
ایشان پس از حمد و ثناء الهی میفرمایند یکی از برادران اشاره کرد که افرادی مسائلی را به من نسبت میدهند و خوب است که به فارسی پاسخی نوشته شود. و حال آنکه اغلب این مسائل از طریقه ملت اسلام بیرون بود و هیچ عاقلی را گمان نمیرود که شخص مسلمان به آن مسائل کفرآمیز اعتقاد داشته باشد. مدتی بعد، یکی دیگر از برادران نامهای نوشته و خواهان پاسخ به این شبههها شدند. و یکی از «اجلّه معتمدین» نیز بر نوشتن رساله تأکید کردند. در نتیجه این رساله را تنظیم کردم.
ایشان اع تأکید میفرمایند در این رساله عقیده خود را ثبت فرمودهاند. و در هر فصلی، شبههای را پاسخ فرمودهاند. اگرچه بناء رساله بر شش فصل است؛ اما در پایان، چند خطی به عنوان «قاعده مختصر» یادداشت فرمودهاند. در بعضی منابع آن را «فصل هفتم» ثبت کردهاند (چنانکه در مکارم الابرار فارسی، ج٧، ص۴٧۴ آمده) و در بعضی منابع به عنوان «خاتمه» و «نتیجهگیری از سخنان پیشین» نوشتهاند. (فنخا، ج٢١) و ممکن است به علت اینکه در پایان «قاعده مختصری» مرقوم فرمودهاند و عملاً «هفت فصل» شده است، در بین آشنایان با اندیشه ایشان به نام شش فصل معروف نشده است؛ اگرچه بناء رساله (چنانکه در مقدمه فرمودهاند) شش فصل است.
این رساله مختصر به صورت املاء است؛ یعنی این بزرگوار بیان فرموده و شخصی نگاشته است. در آخر رساله آمده است: «املاء العبد الاثیم علی بعض المحبین.»
تاریخ بیان و نگارش این رساله چهار شب به آخرِ جمادی الثانیِ ١٢۶٣ق است. نسخهای از این رساله در کتابخانه ملک تهران است (۶٢۶/٢) و نسخهای در دائرة المعارف تهران(٢٠٠٢/۵)
در پایان، «قاعده مختصر» ایشان را از آخر رساله نقل میکنیم:
«چون معاندين دروغ بسيار بر اين خادم مؤمنين میبندند قاعدهای به طور اختصار عرض میکنم بعد از اين آنچه میشنويد به اين قاعده بسنجيد اگر با آن راست آيد قول من است و اعتقاد من والا من از آن قول بيزارم.
و آن قاعده اين است که اگرچه آنچه نسبت میدهند به من مطابق کتاب خدا و سنت رسول و ضرورت مسلمين يا ضرورت مذهب شيعه يا اجماعی علماء شيعه است آن قول من است و به آن معتقدم و اگر مخالف يکی از آنهاست آن قول من نيست و معتقد به آن نيستم. اين ميزان در دست شما باشد و آنچه نسبت به اين حقير دهند به اين ميزان بسنجيد و حق را از باطل تميز دهيد و همين چند کلمه که در اين رساله ذکر شد اگرچه به طور اختصار بود از برای اهل انصاف و تديّن کافی است. در خانه اگر کس است يک حرف بس است.»
yon.ir/6fasl
@AghayedNet
AghayedNet
✔️رساله «شش فصل» 🔻از تصنیفات عالم ربانی مرحوم حاج محمد کریم کرمانی اع آشنایان با تصانیف عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اع میدانند که این بزرگوار رسالهای به نام «چهار فصل» تصنیف فرمودهاند. در این رساله دستوراتی عملی درباره انواع ارتباطها بیان فرمودهاند:…
🔺معرفی رساله شش فصل در جلد بیست و یکم فهرست «فنخا»
@AghayedNet
@AghayedNet
🔺کتاب اتحاف النبیه، بمن ألف کتاباً فی سیرة ابیه.
این کتاب درباره کسانی است که زندگینامه پدر خود را نگاشتهاند. اگرچه نویسنده سنی است؛ اما در کتاب نامهای نویسندگان شیعه ملاحظه میشود.
یکی از آن موارد مرحوم شیخ عبدالله فرزند عالم ربانی مرحوم شیخ احمد اَحسائی اع است که زندگینامه پدر را نگاشته و در این کتاب، معرفی شده است.
بنا بر شنیده، مؤلف در چاپ دوم کتاب، معلومات بیشتری را به ضمیمه تصاویر نویسندگان اضافه کرده است و در چهارصد صفحه چاپ دوم را تنظیم خواهد کرد.
🔸به پیوست:
🔹تصویرِ متن کتاب «اتحاف النبیه» مربوط به معرفی اثرِ شیخ عبدالله احسائی؛
🔹تصویرِ جلد رساله مرحوم شیخ عبدالله احسائی درباره زندگینامه پدر که به چاپ رسیده است؛
🔹فایل کتاب «اتحاف النبیه».
@AghayedNet
این کتاب درباره کسانی است که زندگینامه پدر خود را نگاشتهاند. اگرچه نویسنده سنی است؛ اما در کتاب نامهای نویسندگان شیعه ملاحظه میشود.
یکی از آن موارد مرحوم شیخ عبدالله فرزند عالم ربانی مرحوم شیخ احمد اَحسائی اع است که زندگینامه پدر را نگاشته و در این کتاب، معرفی شده است.
بنا بر شنیده، مؤلف در چاپ دوم کتاب، معلومات بیشتری را به ضمیمه تصاویر نویسندگان اضافه کرده است و در چهارصد صفحه چاپ دوم را تنظیم خواهد کرد.
🔸به پیوست:
🔹تصویرِ متن کتاب «اتحاف النبیه» مربوط به معرفی اثرِ شیخ عبدالله احسائی؛
🔹تصویرِ جلد رساله مرحوم شیخ عبدالله احسائی درباره زندگینامه پدر که به چاپ رسیده است؛
🔹فایل کتاب «اتحاف النبیه».
@AghayedNet
AghayedNet
🔺کتاب اتحاف النبیه، بمن ألف کتاباً فی سیرة ابیه. این کتاب درباره کسانی است که زندگینامه پدر خود را نگاشتهاند. اگرچه نویسنده سنی است؛ اما در کتاب نامهای نویسندگان شیعه ملاحظه میشود. یکی از آن موارد مرحوم شیخ عبدالله فرزند عالم ربانی مرحوم شیخ احمد اَحسائی…
@AghayedNet_ithaf.pdf
1.5 MB
🔺فایل چاپ اول کتاب «إتحاف النبیه بمن ألّف کتاباً فی سیرة أبیه»
@AghayedNet
@AghayedNet
AghayedNet
🔰🔰گونهشناسی و تحلیلِ تعارضات ظاهری در اقوال و مکتوباتِ مشایخ عظام اعلی الله مقامهم؛ با مراجعه به منابع دستِ اول 🔻بخش نوزدهم ✔️ اختلافِ جایز و روا و اختلافِ ممنوع و ناروا 🔹میدانیم اختلاف در نظریات امری است عادی و میان همه فقهاء شیعه رضوان الله علیهم…
🔰🔰گونهشناسی و تحلیلِ تعارضات ظاهری
در اقوال و مکتوباتِ مشایخ عظام اعلی الله مقامهم؛
با مراجعه به منابع دستِ اول
🔻بخش بیستم
✔️اختلاف جایز و روا، شأن اهل مجادله است؛ نه اهل حکمت و موعظه حسنه
🔹نکتهای که عالم ربانی مرحوم سید کاظم رشتی اع در بعضی رسائل به آن اشاره فرمودهاند این است: درست است که ائمه علیهمالسلام ایقاع خلاف فرمودهاند؛ ولی این اختلاف، برای شیعیانی است که در مقام مجادله بالتی هی احسن واقفند؛ اما میانِ شیعیانی که به دلیل موعظه حسنه و دلیل حکمت مخاطبند یا خود، اهل آن رتبهاند، اختلافی نیست.
🔸در بخش هفتم از این سلسله مباحث، درباره مجادله بالتی هی احسن، موعظه حسنه و دلیل حکمت، مطالبی ارائه شد: https://t.me/AghayedNet/3046
🔹ایشان میفرمایند:
«و قالوا نحن اخلفنا بین الشیعه الواقفین فی مقام المجادلة فانه اسلم لانهم مایعرفون الحقیقة لو خوطبوا بها و لایقدرون علی الجهة الواحدة فینکرون... فاهل الحقیقة من اهل دلیل الحکمة و الموعظة الحسنة لایرون الاختلاف ابداً و هو قول مولانا امیرالمومنین علیه السلام العلم نقطه کثرها الجاهلون و قال تعالی فی امر القرءان لو کان من عند غیر الله لوجدوا فیه اختلافا کثیرا.» (جواهرالحکم ج٩، رسالة فی الادلة الاصولیة الاربعة.)
🔸(و ائمه علیهمالسلام فرمودند که ما میان شیعیانی که در مقام مجادله ایستادهاند جدایی افکندیم زیرا برای آنها بهتر بود [و سالم میماندند] چراکه آنها اگر به مقام حقیقت اشیاء اگر خطاب شوند، آن را نمیشناسند و یک جهت را بر نمیتابند و انکار میکنند...
🔹پس اهل حقیقت؛ کسانی که اهل دلیل حکمت و موعظه حسنه هستند، هرگز اختلافی نمیبینند و این فرمایش امیرالمؤمنین علیهالسلام است که فرمود: علم نقطهای است که جاهلان آن را تکثیر میکنند و خدا درباره قرآن فرمود: اگر از ناحیه غیر خدا بود قطعاً در آن اختلاف بسیاری مییافتند.)
🔸همین مطلب را در رسالهای دیگر چنین نگاشتهاند (تمام عبارت را برای فایده کامل، نقل میکنیم):
«و الناس لمّا لم یطّلعوا علی سیاق کلامهم و نظم مقالهم و طور بیانهم و لم یعرفوا کیفیة الوزن و اخذ القواعد الکلیة من الاخبار المحکمة و ردّ غیرها الیها وقعوا فیما وقعوا من التحیر فاحتاجوا الی طرح الاخبار و اختلاف الانظار و هم الذین علیهم السلام لاوقعوا الخلاف فیهم لعلمهم بانهم فی مقام المجادلة بالتی هی احسن فذکروا الشیء الواحد بوجوه کثیرة و اطوار مختلفة غیر مؤتلفة لیختلفوا فتسلم رقابهم عن شرّ الاعادی لکونهم لم یکونوا من اهل ذلک الوادی مثالهم العمیان و الفیل.
🔹و اما الذی عرف نظام کلامهم و علم سیاق مقالهم فهو علی بصیرة من ربه فیجری هذه الاخبار المتکثرة المختلفة مجری الشیء الواحد الظاهر بالاطوار المختلفة کالتراب الجامع بین الانسان و الحیوان و الجماد و النبات و فی کل مایقول و یحکم و یجمع و یفرّق مستند الی کتاب محکم تفسیره او الی خبر واضح تأویله او الی عقل تعرف العقول السلیمة عدله ذلک فضل اللّه یؤتیه من یشاء... .»(جواهرالحکم ج۵، شرح الخطبة الطتنجیة ج١.)
🔸(و مردم به علت آنکه بر سیاق سخن ائمه علیهمالسلام و نظم گفتار ایشان و طور بیان ایشان آگاه نبودند و با کیفیت سنجش و به دست آوردن قاعدههای کلی از روایات محکم و با ارجاع متشابهات به روایات محکم آشنا نبودند، در تحیر افتادند و به کنار گذاردن روایات محتاج شدند و به اختلاف نظر دچار شدند.
🔹و ائمه علیهمالسلام کسانی بودند که اختلاف در میان شیعه افکندند؛ چراکه میدانستند شیعیان در مقام مجادله بالتی هی احسن هستند. پس یک چیز و یک حقیقت را به وجههای زیاد و طورهای مختلفِ غیر مؤتلف بیان کردند تا شیعیان مختلف شوند و گردنهایشان از شر دشمنان به سلامت باشد و زنده بمانند؛ چراکه آنها اهل آن وادی نبودند. مثال ایشان همچون شخص کور است و فیل.
🔸و اما کسی که نظام کلام ایشان را بشناسد و به سیاق گفتار ایشان آگاه باشد، او از ناحیه پرورندهاش بر بصیرت است و همه این روایات متکثر و مختلف را در یک مَجرا جاری میکندکه به طورهای مختلف ظاهر شده است: همچون «تراب» که جامعِ بین انسان و حیوان و جماد و نبات است. و همچنین در هرآنچه میگوید و حُکم میکند و جمع و تفریق میکند، به کتابی که تفسیر محکمی دارد استناد میکند یا به روایتی که تأویل آن واضح است یا به عقلی استناد میکند که عقول سلیمه آن را معتدل میدانند.)
⏳ادامه دارد...
@AghayedNet
در اقوال و مکتوباتِ مشایخ عظام اعلی الله مقامهم؛
با مراجعه به منابع دستِ اول
🔻بخش بیستم
✔️اختلاف جایز و روا، شأن اهل مجادله است؛ نه اهل حکمت و موعظه حسنه
🔹نکتهای که عالم ربانی مرحوم سید کاظم رشتی اع در بعضی رسائل به آن اشاره فرمودهاند این است: درست است که ائمه علیهمالسلام ایقاع خلاف فرمودهاند؛ ولی این اختلاف، برای شیعیانی است که در مقام مجادله بالتی هی احسن واقفند؛ اما میانِ شیعیانی که به دلیل موعظه حسنه و دلیل حکمت مخاطبند یا خود، اهل آن رتبهاند، اختلافی نیست.
🔸در بخش هفتم از این سلسله مباحث، درباره مجادله بالتی هی احسن، موعظه حسنه و دلیل حکمت، مطالبی ارائه شد: https://t.me/AghayedNet/3046
🔹ایشان میفرمایند:
«و قالوا نحن اخلفنا بین الشیعه الواقفین فی مقام المجادلة فانه اسلم لانهم مایعرفون الحقیقة لو خوطبوا بها و لایقدرون علی الجهة الواحدة فینکرون... فاهل الحقیقة من اهل دلیل الحکمة و الموعظة الحسنة لایرون الاختلاف ابداً و هو قول مولانا امیرالمومنین علیه السلام العلم نقطه کثرها الجاهلون و قال تعالی فی امر القرءان لو کان من عند غیر الله لوجدوا فیه اختلافا کثیرا.» (جواهرالحکم ج٩، رسالة فی الادلة الاصولیة الاربعة.)
🔸(و ائمه علیهمالسلام فرمودند که ما میان شیعیانی که در مقام مجادله ایستادهاند جدایی افکندیم زیرا برای آنها بهتر بود [و سالم میماندند] چراکه آنها اگر به مقام حقیقت اشیاء اگر خطاب شوند، آن را نمیشناسند و یک جهت را بر نمیتابند و انکار میکنند...
🔹پس اهل حقیقت؛ کسانی که اهل دلیل حکمت و موعظه حسنه هستند، هرگز اختلافی نمیبینند و این فرمایش امیرالمؤمنین علیهالسلام است که فرمود: علم نقطهای است که جاهلان آن را تکثیر میکنند و خدا درباره قرآن فرمود: اگر از ناحیه غیر خدا بود قطعاً در آن اختلاف بسیاری مییافتند.)
🔸همین مطلب را در رسالهای دیگر چنین نگاشتهاند (تمام عبارت را برای فایده کامل، نقل میکنیم):
«و الناس لمّا لم یطّلعوا علی سیاق کلامهم و نظم مقالهم و طور بیانهم و لم یعرفوا کیفیة الوزن و اخذ القواعد الکلیة من الاخبار المحکمة و ردّ غیرها الیها وقعوا فیما وقعوا من التحیر فاحتاجوا الی طرح الاخبار و اختلاف الانظار و هم الذین علیهم السلام لاوقعوا الخلاف فیهم لعلمهم بانهم فی مقام المجادلة بالتی هی احسن فذکروا الشیء الواحد بوجوه کثیرة و اطوار مختلفة غیر مؤتلفة لیختلفوا فتسلم رقابهم عن شرّ الاعادی لکونهم لم یکونوا من اهل ذلک الوادی مثالهم العمیان و الفیل.
🔹و اما الذی عرف نظام کلامهم و علم سیاق مقالهم فهو علی بصیرة من ربه فیجری هذه الاخبار المتکثرة المختلفة مجری الشیء الواحد الظاهر بالاطوار المختلفة کالتراب الجامع بین الانسان و الحیوان و الجماد و النبات و فی کل مایقول و یحکم و یجمع و یفرّق مستند الی کتاب محکم تفسیره او الی خبر واضح تأویله او الی عقل تعرف العقول السلیمة عدله ذلک فضل اللّه یؤتیه من یشاء... .»(جواهرالحکم ج۵، شرح الخطبة الطتنجیة ج١.)
🔸(و مردم به علت آنکه بر سیاق سخن ائمه علیهمالسلام و نظم گفتار ایشان و طور بیان ایشان آگاه نبودند و با کیفیت سنجش و به دست آوردن قاعدههای کلی از روایات محکم و با ارجاع متشابهات به روایات محکم آشنا نبودند، در تحیر افتادند و به کنار گذاردن روایات محتاج شدند و به اختلاف نظر دچار شدند.
🔹و ائمه علیهمالسلام کسانی بودند که اختلاف در میان شیعه افکندند؛ چراکه میدانستند شیعیان در مقام مجادله بالتی هی احسن هستند. پس یک چیز و یک حقیقت را به وجههای زیاد و طورهای مختلفِ غیر مؤتلف بیان کردند تا شیعیان مختلف شوند و گردنهایشان از شر دشمنان به سلامت باشد و زنده بمانند؛ چراکه آنها اهل آن وادی نبودند. مثال ایشان همچون شخص کور است و فیل.
🔸و اما کسی که نظام کلام ایشان را بشناسد و به سیاق گفتار ایشان آگاه باشد، او از ناحیه پرورندهاش بر بصیرت است و همه این روایات متکثر و مختلف را در یک مَجرا جاری میکندکه به طورهای مختلف ظاهر شده است: همچون «تراب» که جامعِ بین انسان و حیوان و جماد و نبات است. و همچنین در هرآنچه میگوید و حُکم میکند و جمع و تفریق میکند، به کتابی که تفسیر محکمی دارد استناد میکند یا به روایتی که تأویل آن واضح است یا به عقلی استناد میکند که عقول سلیمه آن را معتدل میدانند.)
⏳ادامه دارد...
@AghayedNet
Forwarded from AghayedNet
🌷از فرمایش های مکتبی
✔️عصمت تبعی کاملان دین
زينب كبری سلام اللّه عليها از بزرگان دينند صاحب مقام نقابتند معرفت نورانيتی كه اهل ايمان و اهل بصيرت به بركت معرفت نورانيت دارند اين را همه كس ندارد. نهايتش اين است كه می گويند دختر اميرالمؤمنين است و دختر فاطمه زهرا؛ اما اگر بخواهيد حتی درباره عصمتش حرف بزنيد چه بسا اشكال كنند و اعتراض كنند که يعنی چه؟! معصومه چرا درباره اش بگوييم؟!
ناآشنایان با مقامات کاملان، نام مطهر فاطمه معصومه را كه معصومه می گويند به عنوان اسم می گويند؛ مثل اينكه كسی نام دخترش را معصومه بگذارد. فكر می كنند موسی بن جعفر عليهماالسلام هم که اسم دخترشان را فاطمه معصومه انتخاب فرموده اند مثل انتخاب های ماست نعوذباللّه.
اما اگر بخواهيد بگوئید ايشان عصمت دارد سر و صدا بلند می شود که عصمت يعنی چه؟! عصمت مخصوص محمد و آل محمد عليهم السلام است، عصمت مال انبياء است؛ چرا می گوئید عصمت!
و حال آنكه به بركت بزرگان دين دانسته ايم كه بزرگان، نقباء، معصومند؛ نجباء معصومند، كاملان معصومند؛ اين البته اين عصمت ظل و شعاع عصمت انبياء است، عصمت انبياء ظل و شعاع عصمت محمد و آل محمد عليهم السلام است. برای برخی اين مسائل سنگين است؛ اما دل های شما چقدر نورانی است به معرفت اين بزرگواران كه می دانيد صاحب مقام وساطتند، صاحب مقام شفاعتند، صاحبان مقام كمالند.
فرمود زنی بعد از فاطمه زهرا نيامده در عالم و نخواهد آمد به مانند زينب كبری سلام اللّه عليها. نخواهد آمد، نيامده و نخواهد آمد. پس حتی مريم را كه خداوند اين قدر توصيف كرده و برای او آيه نازل كرده و از جلالت شأنش خبر داده، كنيز زينب كبری است و در نزد زينب خاضع است و خاشع است. زنی به مانند زينب كبری بعد از فاطمه زهرا نيامده؛ در گذشته و آينده و نخواهد آمد. جلالت شأنش همين قدر بس كه فرمودند كه نام مطهرش را رسول خدا فرمود من سبقت نمی گيرم بر پروردگارم؛ كه حتی برای نامگذاری، معلوم می شود كه خدا بايد نامگذاری کند.
@AghayedNet
✔️عصمت تبعی کاملان دین
زينب كبری سلام اللّه عليها از بزرگان دينند صاحب مقام نقابتند معرفت نورانيتی كه اهل ايمان و اهل بصيرت به بركت معرفت نورانيت دارند اين را همه كس ندارد. نهايتش اين است كه می گويند دختر اميرالمؤمنين است و دختر فاطمه زهرا؛ اما اگر بخواهيد حتی درباره عصمتش حرف بزنيد چه بسا اشكال كنند و اعتراض كنند که يعنی چه؟! معصومه چرا درباره اش بگوييم؟!
ناآشنایان با مقامات کاملان، نام مطهر فاطمه معصومه را كه معصومه می گويند به عنوان اسم می گويند؛ مثل اينكه كسی نام دخترش را معصومه بگذارد. فكر می كنند موسی بن جعفر عليهماالسلام هم که اسم دخترشان را فاطمه معصومه انتخاب فرموده اند مثل انتخاب های ماست نعوذباللّه.
اما اگر بخواهيد بگوئید ايشان عصمت دارد سر و صدا بلند می شود که عصمت يعنی چه؟! عصمت مخصوص محمد و آل محمد عليهم السلام است، عصمت مال انبياء است؛ چرا می گوئید عصمت!
و حال آنكه به بركت بزرگان دين دانسته ايم كه بزرگان، نقباء، معصومند؛ نجباء معصومند، كاملان معصومند؛ اين البته اين عصمت ظل و شعاع عصمت انبياء است، عصمت انبياء ظل و شعاع عصمت محمد و آل محمد عليهم السلام است. برای برخی اين مسائل سنگين است؛ اما دل های شما چقدر نورانی است به معرفت اين بزرگواران كه می دانيد صاحب مقام وساطتند، صاحب مقام شفاعتند، صاحبان مقام كمالند.
فرمود زنی بعد از فاطمه زهرا نيامده در عالم و نخواهد آمد به مانند زينب كبری سلام اللّه عليها. نخواهد آمد، نيامده و نخواهد آمد. پس حتی مريم را كه خداوند اين قدر توصيف كرده و برای او آيه نازل كرده و از جلالت شأنش خبر داده، كنيز زينب كبری است و در نزد زينب خاضع است و خاشع است. زنی به مانند زينب كبری بعد از فاطمه زهرا نيامده؛ در گذشته و آينده و نخواهد آمد. جلالت شأنش همين قدر بس كه فرمودند كه نام مطهرش را رسول خدا فرمود من سبقت نمی گيرم بر پروردگارم؛ كه حتی برای نامگذاری، معلوم می شود كه خدا بايد نامگذاری کند.
@AghayedNet
🔺کتاب تازه منتشر شده «فیض کاشانی و امثال او؛ از دیدگاه بزرگان مکتب استبصار»
سید محمدصادق موسوی
تابستان ١٣٩٨ش
@AghayedNet
سید محمدصادق موسوی
تابستان ١٣٩٨ش
@AghayedNet
AghayedNet
🔰🔰گونهشناسی و تحلیلِ تعارضات ظاهری در اقوال و مکتوباتِ مشایخ عظام اعلی الله مقامهم؛ با مراجعه به منابع دستِ اول 🔻بخش بیستم ✔️اختلاف جایز و روا، شأن اهل مجادله است؛ نه اهل حکمت و موعظه حسنه 🔹نکتهای که عالم ربانی مرحوم سید کاظم رشتی اع در بعضی رسائل…
🔰🔰گونهشناسی و تحلیلِ تعارضات ظاهری
در اقوال و مکتوباتِ مشایخ عظام اعلی الله مقامهم؛
با مراجعه به منابع دستِ اول
🔻بخش بیست و یکم
✔️اختلاف جایز و روا، شأن اهل مجادله است؛ نه اهل حکمت و موعظه حسنه
🔹اشاره شد نکتهای که عالم ربانی مرحوم سید کاظم رشتی اع در بعضی رسائل فرمودهاند این است: درست است که ائمه علیهمالسلام ایقاع خلاف فرمودهاند؛ ولی این اختلاف، برای شیعیانی است که در مقام مجادله بالتی هی احسن واقفند؛ اما میانِ شیعیانی که به دلیل موعظه حسنه و دلیل حکمت مخاطبند یا خود، اهل آن رتبهاند، اختلافی نیست.
🔸از این مطلب استفاده میشود که چون بزرگان دین اعلی الله مقامهم واقفین در مقام حکمت و موعظه هستند، اختلافی میان ایشان نیست و حتی در مباحث فقه، مختلف بیان نفرمودهاند و این بیانات متعارضِ ظاهری، حتی در زمینه فقه، قابل جمع است.
🔹به نظر میرسد توضیح سید مرحوم اعلی الله مقامه در این مقام، یکی از نکات مهم در زمینه جمع و رفع تعارضها و تناقضهای ظاهری مکتبی به شمار میرود.
🔸برای روشنشدن این نتیجه، به مثالهایی در تکوین و تشریع اشاره میکنیم. جنین در بطن مادر، احکامی دارد که خدای متعال مقدر کرده است و هنگام تولد و بلوغ، احکام دیگری و احکام هنگام بلوغ، کاملاً متفاوت است با احکام جنینی. هر دو حکم خداست و چون موضوع مختلف شده، احکام نیز مختلف شده است.
🔹پس نمیتوانیم بگوییم احکام زمان جنینی متعارض و متناقض با احکام دوران بلوغ است؛ خیر، هر دو حکم الله است و هر دو در زمان اجرا، لازم الاجراست و این اختلاف، اختلاف نیست؛ بلکه عین صواب است.
🔸همچنین نوشیدن شیر مادر برای شیرخواره عین درستی است و بر شخص بالغ حرام است.
🔹مثال دیگر حُکم آب است. اگر فقیهی آب قلیل را به محض ملاقات با نجاست نجس بداند، حکم میکند به نجاست آب قلیلی که با نجاست ملاقات کرده است؛ اما همان آب اگر آب کُرّ شود، حکم به طهارت آن میکند. آب، همان آب است و فقیه همان فقیه و مبنا همان مبنا؛ اما با تغییر شرایط و مصالح، حکم تغییر کرده است. هر دو حکم خداست و لازم الاجراست و نمیتوان گفت میان این دو فتوا، اختلافی است.
🔸پس فتاوای بزرگان دین اعلی الله مقامهم نیز بر فرض اختلاف ظاهری، چون یقیناً مقتبس از آیات و روایات است (و بر مبنای قیاس و استحسان و استصحاب ناروا و رأی و هویٰ نیست) اختلاف نمیدانیم و عین صواب میدانیم چرا که این بزرگواران واقف به نقطه علم بودهاند و از اهل دلیل حکمت و موعظه حسنه و طبق بیان سید مرحوم اعلی الله مقامه واقفین به موقفِ حکمت، اهل اختلاف نیستند.
🔹پس اختلاف در مباحث حکمت که قابل جمع است و هر گزاره ناظر به عالَمی و رتبهای و حیث و جهتی است و اختلاف در مباحث فقهی نیز از این باب است که اشاره شد.
🔸و اما اینکه در «سیفصل» میفرمایند در مباحث فقهی اختلاف داریم، طبق این نکته، باید گفت ظاهر قضیه را فرمودهاند که آری؛ هر یک از ما ممکن است در زمان خود فتوایی را طبق مصالحی و توجهاتی به روایات، مطرح کرده باشیم. و این منافاتی ندارد با اینکه همه از عرصه فؤادیم و آن فتوا مربوط به زمان خاصی بوده است و برای هر زمان مصالحی است.
⏳ادامه دارد...
@AghayedNet
در اقوال و مکتوباتِ مشایخ عظام اعلی الله مقامهم؛
با مراجعه به منابع دستِ اول
🔻بخش بیست و یکم
✔️اختلاف جایز و روا، شأن اهل مجادله است؛ نه اهل حکمت و موعظه حسنه
🔹اشاره شد نکتهای که عالم ربانی مرحوم سید کاظم رشتی اع در بعضی رسائل فرمودهاند این است: درست است که ائمه علیهمالسلام ایقاع خلاف فرمودهاند؛ ولی این اختلاف، برای شیعیانی است که در مقام مجادله بالتی هی احسن واقفند؛ اما میانِ شیعیانی که به دلیل موعظه حسنه و دلیل حکمت مخاطبند یا خود، اهل آن رتبهاند، اختلافی نیست.
🔸از این مطلب استفاده میشود که چون بزرگان دین اعلی الله مقامهم واقفین در مقام حکمت و موعظه هستند، اختلافی میان ایشان نیست و حتی در مباحث فقه، مختلف بیان نفرمودهاند و این بیانات متعارضِ ظاهری، حتی در زمینه فقه، قابل جمع است.
🔹به نظر میرسد توضیح سید مرحوم اعلی الله مقامه در این مقام، یکی از نکات مهم در زمینه جمع و رفع تعارضها و تناقضهای ظاهری مکتبی به شمار میرود.
🔸برای روشنشدن این نتیجه، به مثالهایی در تکوین و تشریع اشاره میکنیم. جنین در بطن مادر، احکامی دارد که خدای متعال مقدر کرده است و هنگام تولد و بلوغ، احکام دیگری و احکام هنگام بلوغ، کاملاً متفاوت است با احکام جنینی. هر دو حکم خداست و چون موضوع مختلف شده، احکام نیز مختلف شده است.
🔹پس نمیتوانیم بگوییم احکام زمان جنینی متعارض و متناقض با احکام دوران بلوغ است؛ خیر، هر دو حکم الله است و هر دو در زمان اجرا، لازم الاجراست و این اختلاف، اختلاف نیست؛ بلکه عین صواب است.
🔸همچنین نوشیدن شیر مادر برای شیرخواره عین درستی است و بر شخص بالغ حرام است.
🔹مثال دیگر حُکم آب است. اگر فقیهی آب قلیل را به محض ملاقات با نجاست نجس بداند، حکم میکند به نجاست آب قلیلی که با نجاست ملاقات کرده است؛ اما همان آب اگر آب کُرّ شود، حکم به طهارت آن میکند. آب، همان آب است و فقیه همان فقیه و مبنا همان مبنا؛ اما با تغییر شرایط و مصالح، حکم تغییر کرده است. هر دو حکم خداست و لازم الاجراست و نمیتوان گفت میان این دو فتوا، اختلافی است.
🔸پس فتاوای بزرگان دین اعلی الله مقامهم نیز بر فرض اختلاف ظاهری، چون یقیناً مقتبس از آیات و روایات است (و بر مبنای قیاس و استحسان و استصحاب ناروا و رأی و هویٰ نیست) اختلاف نمیدانیم و عین صواب میدانیم چرا که این بزرگواران واقف به نقطه علم بودهاند و از اهل دلیل حکمت و موعظه حسنه و طبق بیان سید مرحوم اعلی الله مقامه واقفین به موقفِ حکمت، اهل اختلاف نیستند.
🔹پس اختلاف در مباحث حکمت که قابل جمع است و هر گزاره ناظر به عالَمی و رتبهای و حیث و جهتی است و اختلاف در مباحث فقهی نیز از این باب است که اشاره شد.
🔸و اما اینکه در «سیفصل» میفرمایند در مباحث فقهی اختلاف داریم، طبق این نکته، باید گفت ظاهر قضیه را فرمودهاند که آری؛ هر یک از ما ممکن است در زمان خود فتوایی را طبق مصالحی و توجهاتی به روایات، مطرح کرده باشیم. و این منافاتی ندارد با اینکه همه از عرصه فؤادیم و آن فتوا مربوط به زمان خاصی بوده است و برای هر زمان مصالحی است.
⏳ادامه دارد...
@AghayedNet
🔺رسائلی از عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اعلی الله مقامه که در ماه ذوالقعدة الحرام (در سالهای مختلف) نگارش آن به پایان رسیده است.
@AghayedNet
@AghayedNet
AghayedNet
@AghayedNet
✔️معرفی و نقدِ کتاب طرائق الوجد
🔻به ضمیمه نکته ای برای منتقدان مکتب عالم ربانی مرحوم شیخ احمد اَحسائی أع
اندک بودن تحلیلهای منصفانه، معضلی است که برخی پژوهشگرانِ مکتب شیخیه به آن اذعان کردهاند و همین معضل سبب شده است پژوهندگانی در پی پر کردن این خلأ برآیند و نوشتههای آنها سفیر تحلیلهای بیطرفانه، منصفانه و عالمانه باشد. اما اینکه در عمل چه مقدار موفق بودهاند، بحث دیگری است.
یکی از محققان عبداللطیف الحرز است. وی آثار متعددی نگاشته است از نقد اندیشه محمد صدر تا بررسی بعضی مسائل سیاسی و اندیشههای فکری معاصر و بالتبع بررسی اندیشههای عالم ربانی مرحوم شیخ احمد احسائی. (مؤلفات وی بیش از بیست و پنج کتاب و نوشته است.)
یکی از نوشتههای الحرز کتابی است با نام طرائق الوجد با عنوان فرعی «انماط السلوک بین الکیلانی و أحمد الأحسائی و حتی الالوسی و النیلی و محمد الصدر» کتابی در ٣٨۶ صفحه (بیروت: مؤسسة الانتشار العربی، ٢٠١۴)
این کتاب در چهار حلقه تنظیم شده است و هر حلقه چند «فصّ» است. در فص دوم از حلقه اول متعرض اندیشههای مرحوم شیخ احمد احسائی شده است. به ظاهر، وی از نویسندگان بیطرف است (و لااقل اینگونه وانمود میکند.)
در واقع نویسنده بی طرف به گونهای قداستزدایی کرده و شخصیتها را همسان مینگرد. در پندار او، در همه شخصیتهای علمی جهاتی و نکاتی مثبت میتوان یافت و هم جهاتی منفی. در بعضی جهات باید از دیدگاه این شخصیتها دفاع کرد و در بعضی جهات باید نقد و جرح و رد کرد. و این نگاه، یکی از ویژگیهای پژوهشگرانِ منصفِ برونگفتمانی است.
بجاست اشاره کنیم قداست شخصیتها در مبانی یک گفتمان (به معنای خاص کلمه) و مبانی یک مکتب ریشه دارد. در یک مکتب به علت قبول یک شخصیت و قبول نظریات او، خواه ناخواه قداستی برای بزرگ آن مکتب نزد مکتبیان به وجود می آید که در نگاه برون مکتبی آن تقدس لحاظ نمیشود و نباید توقعی هم داشت که لحاظ گردد. در نگاه درون مکتبی به علت آنکه عظمت و استقامت و عدم انحراف مؤسس یا علماء مکتبی ثابت شده است، اگر موارد نادری هم باشد که وجهی برای گفتار آنان به دست نیاید، در سنبله امکان رها میشود تا روشن گردد. اما نگاه پژوهشگر برون مکتبی چنین نیست.
نکته مهم آن است که نگاه پژوهشگر منصف، باید واقعاً منصفانه باشد نه اینکه جرح و تعدیل او هم در امیال نفسانی و مادی ریشه داشته باشد. در بحث ما نیز نگاه عبدالطیف الحرز چنین است و یا لااقل چنین وانمود می کند.
مؤلف در کتاب طرائق الوجد وعده نگارش کتابی مستقل و مفصل درباره مرحوم احسائی داده است و ما امیدواریم این کتاب، با نگرشی منصفانه، به چاپ برسد. کتاب طرائق الوجد را در یک مسیر و با یک موضوع ریز نمی بینیم. این کتاب کتابی است کشکولوار که در بعضی صفحات گریزهایی به مطالب متنوع دیده می شود و همین سبب شده است کتاب، نزدیک به چهارصد صفحه باشد. اگر مطالب کتاب از نظر مؤلف محترم منسجم است و سبک و سیاق پی در پی و منظمی دارد، ما می پذیریم و عرض می کنیم اگر هم چنین است، مؤلف نتوانسته آن را به مخاطب نشان دهد... .
یکی از مهمترین محورها در کتاب طرائق بررسی تطبیقی میان اندیشههای مختلف است. از حیدر آملی گرفته تا گیلانی و مرحوم احسائی و سید صدر و امام راحل. اگرچه پژوهش تطبیقی مسئلهای درخور توجه است ولی باید با تأمل و تدبر آن را ارائه کرد. به نمونهای عجیب از همین کتاب اشاره میکنیم... .
ادامه مطلب در لینک زیر
🔻🔻🔻
http://www.aghayed.net/معرفی-و-نقد-کتاب-طرائق-الوجدبه-ضمیمه
🔻به ضمیمه نکته ای برای منتقدان مکتب عالم ربانی مرحوم شیخ احمد اَحسائی أع
اندک بودن تحلیلهای منصفانه، معضلی است که برخی پژوهشگرانِ مکتب شیخیه به آن اذعان کردهاند و همین معضل سبب شده است پژوهندگانی در پی پر کردن این خلأ برآیند و نوشتههای آنها سفیر تحلیلهای بیطرفانه، منصفانه و عالمانه باشد. اما اینکه در عمل چه مقدار موفق بودهاند، بحث دیگری است.
یکی از محققان عبداللطیف الحرز است. وی آثار متعددی نگاشته است از نقد اندیشه محمد صدر تا بررسی بعضی مسائل سیاسی و اندیشههای فکری معاصر و بالتبع بررسی اندیشههای عالم ربانی مرحوم شیخ احمد احسائی. (مؤلفات وی بیش از بیست و پنج کتاب و نوشته است.)
یکی از نوشتههای الحرز کتابی است با نام طرائق الوجد با عنوان فرعی «انماط السلوک بین الکیلانی و أحمد الأحسائی و حتی الالوسی و النیلی و محمد الصدر» کتابی در ٣٨۶ صفحه (بیروت: مؤسسة الانتشار العربی، ٢٠١۴)
این کتاب در چهار حلقه تنظیم شده است و هر حلقه چند «فصّ» است. در فص دوم از حلقه اول متعرض اندیشههای مرحوم شیخ احمد احسائی شده است. به ظاهر، وی از نویسندگان بیطرف است (و لااقل اینگونه وانمود میکند.)
در واقع نویسنده بی طرف به گونهای قداستزدایی کرده و شخصیتها را همسان مینگرد. در پندار او، در همه شخصیتهای علمی جهاتی و نکاتی مثبت میتوان یافت و هم جهاتی منفی. در بعضی جهات باید از دیدگاه این شخصیتها دفاع کرد و در بعضی جهات باید نقد و جرح و رد کرد. و این نگاه، یکی از ویژگیهای پژوهشگرانِ منصفِ برونگفتمانی است.
بجاست اشاره کنیم قداست شخصیتها در مبانی یک گفتمان (به معنای خاص کلمه) و مبانی یک مکتب ریشه دارد. در یک مکتب به علت قبول یک شخصیت و قبول نظریات او، خواه ناخواه قداستی برای بزرگ آن مکتب نزد مکتبیان به وجود می آید که در نگاه برون مکتبی آن تقدس لحاظ نمیشود و نباید توقعی هم داشت که لحاظ گردد. در نگاه درون مکتبی به علت آنکه عظمت و استقامت و عدم انحراف مؤسس یا علماء مکتبی ثابت شده است، اگر موارد نادری هم باشد که وجهی برای گفتار آنان به دست نیاید، در سنبله امکان رها میشود تا روشن گردد. اما نگاه پژوهشگر برون مکتبی چنین نیست.
نکته مهم آن است که نگاه پژوهشگر منصف، باید واقعاً منصفانه باشد نه اینکه جرح و تعدیل او هم در امیال نفسانی و مادی ریشه داشته باشد. در بحث ما نیز نگاه عبدالطیف الحرز چنین است و یا لااقل چنین وانمود می کند.
مؤلف در کتاب طرائق الوجد وعده نگارش کتابی مستقل و مفصل درباره مرحوم احسائی داده است و ما امیدواریم این کتاب، با نگرشی منصفانه، به چاپ برسد. کتاب طرائق الوجد را در یک مسیر و با یک موضوع ریز نمی بینیم. این کتاب کتابی است کشکولوار که در بعضی صفحات گریزهایی به مطالب متنوع دیده می شود و همین سبب شده است کتاب، نزدیک به چهارصد صفحه باشد. اگر مطالب کتاب از نظر مؤلف محترم منسجم است و سبک و سیاق پی در پی و منظمی دارد، ما می پذیریم و عرض می کنیم اگر هم چنین است، مؤلف نتوانسته آن را به مخاطب نشان دهد... .
یکی از مهمترین محورها در کتاب طرائق بررسی تطبیقی میان اندیشههای مختلف است. از حیدر آملی گرفته تا گیلانی و مرحوم احسائی و سید صدر و امام راحل. اگرچه پژوهش تطبیقی مسئلهای درخور توجه است ولی باید با تأمل و تدبر آن را ارائه کرد. به نمونهای عجیب از همین کتاب اشاره میکنیم... .
ادامه مطلب در لینک زیر
🔻🔻🔻
http://www.aghayed.net/معرفی-و-نقد-کتاب-طرائق-الوجدبه-ضمیمه
عقاید
معرفی و نقد کتاب «طرائق الوجد»/به ضمیمه نکتهای برای منتقدان مکتب شیخ مرحوم أع
جدیدترین نوشته الحرز کتابی است با نام طرائق الوجد با عنوان فرعی «انماط السلوک بین الکیلانی و أحمد الأحسائی و حتی الالوسی و النیلی و محمد الصدر» کتابی...