✔️مختصری درباره کتاب «المقاصد الرضیة»
🔻نگاشته مرحوم سید احمد رشتی، فرزند عالم ربانی مرحوم حاج سیدکاظم رشتی اع
سید احمد رشتی، فرزند سید مرحوم اع و عالمی عامل و ادیبی ماهر بود. اشاره به زندگی ایشان فرصتی دیگر میطلبد. در این یادداشت، به کتابی از ایشان اشاره میکنیم.
آن مرحوم کتابی تألیف فرمود با نام «المقاصد الرضیة فی شواهد البهجة المرضیة.» نگارش این کتاب که ٢٨٠صفحه با قطع متوسط است، در عصر روز جمعه ٢ربیع الاول ١٢٧۴ق به پایان رسیده است.
محور اصلی کتاب شرح شواهد الفیه ابن مالک در علم نحو است و شرحی است بر کتاب سیوطی با نام «البهجة المرضیة فی شرح الألفیة.» نسخهای خطی از این کتاب در مکتبه آل رشتی در کربلاست و نسخهای در بغداد، در مکتبه المتحف العراقی.
بنا به تقریر سلمان هادی آل طعمه، در «دیوان» مرحوم سید احمد، که از سید مرحوم اع به ارث رسیده بود، شاعران از بلاد مختلف عراق رفت و آمد میکردند؛ از جمله شاعرانِ شهرهای کربلا و حله و بغداد و نجف. مُساجَلات شعری زیادی میان مرحوم سید احمد رشتی و این شاعران موجود است و همچنین قصیدههای متعددی که در مدح سید احمد سروده شده.
مراوداتِ اهالیِ این دیوان و اهل ادب، تا بعد از مرحوم سید احمد ادامه داشت و فرزندش «قاسم» نیز این دیوان را اداره میکرد. در زمان مرحوم سید قاسم بود که شاعر حِلی، شیخ حمادی نوح بخشی از دیوانش را به «الرشتیات» اختصاص داد و از سید قاسم نیز نام برد. همچنین در رثاء سید احمد و سید قاسم نیز مراثیای سروده شد.
سخن در این باره فراوان است و تفصیل، مجالی دیگر میطلبد.
آنچه در نظر است اینکه این مرحوم در ادبیات عرب متبحر بوده است و «المقاصد الرضیة» شاهد دیگری بر مهارت مرحوم سید احمد در این وادی است.
جالب توجه است که مرحوم سید احمد رشتی مکاتباتی شِعری نیز با مرحوم عالم ربانی حاج محمدکریم کرمانی اع داشته و باز هم با محوریت الفیه ابن مالک، ارجوزهای در مدح این بزرگوار سروده است. مطلع آن چنین است:
«یا قاصداً کرمانَ قِف و خبرا[و أخبرا خل]
عَن الذی خَبَرُه قد اضمرا.»
مطلع جوابیه مرحوم آقای کرمانی اع نیز چنین است:
«ابهی سلامی فی شَذاهُ العَنبر
مِمّا به عنه مُبیناً یُخبَر»
اهمیت ادبی کتاب «المقاصد الرضیة» به گونهای است که در ابتداء نسخه خطی این کتاب، «تقریظ»های شُعراء متعدد و عُلماء مختلفی یادداشت شده است. تقریظهای افرادی همچون:
سید حسن بن کاظم حسینی، امین الدین ابراهیم، حاج محمدعلی کمونه، حاج جواد بدقت، شیخ موسی اصفر، شیخ جابر کاظمی، سید راضی قزوینی و عبد الباقی افندی عمری.
در پایان، اشعار حاج جواد بدقت اسدی را نقل میکنیم که به عنوان تقریظ کتاب «المقاصد الرضیة» سروده است:
یمیناً بما ضمّت جوانح أحمد
علوماً له ألقت زمام المحامدِ
بأن علیه العلم مَدّ رواقه
بشأن کفاه عن دلیلٍ و شاهد
أتاها بسیما شیخه و کفی علاً
إذا ولدٌ وفیّ بسیماء والد
و إن جَنح الشانی الجحود لشاهدٍ
علی ما ادعیناه أتی بشواهد
🖼تصویر: فرزند و نوه سید مرحوم اع، مرحوم سید احمد و مرحوم سید قاسم
yon.ir/sayedahmad
@AghayedNet
🔻نگاشته مرحوم سید احمد رشتی، فرزند عالم ربانی مرحوم حاج سیدکاظم رشتی اع
سید احمد رشتی، فرزند سید مرحوم اع و عالمی عامل و ادیبی ماهر بود. اشاره به زندگی ایشان فرصتی دیگر میطلبد. در این یادداشت، به کتابی از ایشان اشاره میکنیم.
آن مرحوم کتابی تألیف فرمود با نام «المقاصد الرضیة فی شواهد البهجة المرضیة.» نگارش این کتاب که ٢٨٠صفحه با قطع متوسط است، در عصر روز جمعه ٢ربیع الاول ١٢٧۴ق به پایان رسیده است.
محور اصلی کتاب شرح شواهد الفیه ابن مالک در علم نحو است و شرحی است بر کتاب سیوطی با نام «البهجة المرضیة فی شرح الألفیة.» نسخهای خطی از این کتاب در مکتبه آل رشتی در کربلاست و نسخهای در بغداد، در مکتبه المتحف العراقی.
بنا به تقریر سلمان هادی آل طعمه، در «دیوان» مرحوم سید احمد، که از سید مرحوم اع به ارث رسیده بود، شاعران از بلاد مختلف عراق رفت و آمد میکردند؛ از جمله شاعرانِ شهرهای کربلا و حله و بغداد و نجف. مُساجَلات شعری زیادی میان مرحوم سید احمد رشتی و این شاعران موجود است و همچنین قصیدههای متعددی که در مدح سید احمد سروده شده.
مراوداتِ اهالیِ این دیوان و اهل ادب، تا بعد از مرحوم سید احمد ادامه داشت و فرزندش «قاسم» نیز این دیوان را اداره میکرد. در زمان مرحوم سید قاسم بود که شاعر حِلی، شیخ حمادی نوح بخشی از دیوانش را به «الرشتیات» اختصاص داد و از سید قاسم نیز نام برد. همچنین در رثاء سید احمد و سید قاسم نیز مراثیای سروده شد.
سخن در این باره فراوان است و تفصیل، مجالی دیگر میطلبد.
آنچه در نظر است اینکه این مرحوم در ادبیات عرب متبحر بوده است و «المقاصد الرضیة» شاهد دیگری بر مهارت مرحوم سید احمد در این وادی است.
جالب توجه است که مرحوم سید احمد رشتی مکاتباتی شِعری نیز با مرحوم عالم ربانی حاج محمدکریم کرمانی اع داشته و باز هم با محوریت الفیه ابن مالک، ارجوزهای در مدح این بزرگوار سروده است. مطلع آن چنین است:
«یا قاصداً کرمانَ قِف و خبرا[و أخبرا خل]
عَن الذی خَبَرُه قد اضمرا.»
مطلع جوابیه مرحوم آقای کرمانی اع نیز چنین است:
«ابهی سلامی فی شَذاهُ العَنبر
مِمّا به عنه مُبیناً یُخبَر»
اهمیت ادبی کتاب «المقاصد الرضیة» به گونهای است که در ابتداء نسخه خطی این کتاب، «تقریظ»های شُعراء متعدد و عُلماء مختلفی یادداشت شده است. تقریظهای افرادی همچون:
سید حسن بن کاظم حسینی، امین الدین ابراهیم، حاج محمدعلی کمونه، حاج جواد بدقت، شیخ موسی اصفر، شیخ جابر کاظمی، سید راضی قزوینی و عبد الباقی افندی عمری.
در پایان، اشعار حاج جواد بدقت اسدی را نقل میکنیم که به عنوان تقریظ کتاب «المقاصد الرضیة» سروده است:
یمیناً بما ضمّت جوانح أحمد
علوماً له ألقت زمام المحامدِ
بأن علیه العلم مَدّ رواقه
بشأن کفاه عن دلیلٍ و شاهد
أتاها بسیما شیخه و کفی علاً
إذا ولدٌ وفیّ بسیماء والد
و إن جَنح الشانی الجحود لشاهدٍ
علی ما ادعیناه أتی بشواهد
🖼تصویر: فرزند و نوه سید مرحوم اع، مرحوم سید احمد و مرحوم سید قاسم
yon.ir/sayedahmad
@AghayedNet
Forwarded from AghayedNet
▪️قال العالم الرباني المرحوم الشیخ أحمدالأحسائی أع:
«خديجة رضی الله عنها،بل عليهاالسلام ﻷنها وعاء السلام و نور دارالسلام...»
🔺10ماه رمضان،سالروز وفات ام المؤمنین حضرت خدیجه سلام الله علیها
@AghayedNet
«خديجة رضی الله عنها،بل عليهاالسلام ﻷنها وعاء السلام و نور دارالسلام...»
🔺10ماه رمضان،سالروز وفات ام المؤمنین حضرت خدیجه سلام الله علیها
@AghayedNet
🔺مصطلحات علم الکلام عند الشيخ أحمد الأحسائي اع
صرفاً برای آشنایی با این اثر، فایل آن ارائه میگردد
@AghayedNet
صرفاً برای آشنایی با این اثر، فایل آن ارائه میگردد
@AghayedNet
✔️سالروز واقعه همدان (عیدِ فطرِ 1315ق)
⚡️دشمنی ها با شیخیه همدان، روز به روز بیشتر و بیشتر می شد تا اینکه با پایان ماه رمضان سال 1315ق، مصادف با عید فطر، در همدان بلوایی به راه افتاد و آتش کینه ها و حِقدها و حسدها شعله ور گردیده و صدمات فراوانی بر شیخی های ساکن همدان وارد آمد. این بلوا، سه روز به درازا کشید و در هر روز، دشمنان حربه ای را برای آزار و اذیت مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی أع و دوستان ایشان به کار می بردند.
➖➖➖➖➖
🔻در لینکهای زیر، دراین باره بیشتر بخوانید:
▪️گزارش روز اول واقعه همدان (حمله و غارت):
https://t.me/AghayedNet/979
▪️گزارش روز دوم واقعه (کشتار، با اشاره ای به شهداء شیخیه):
https://t.me/AghayedNet/984
▪️گزارش روز سوم واقعه (اذیت و آزار جسمی و روحی):
https://t.me/AghayedNet/986
▪️تأملاتی بر گزارش ضیاء الدین تویسرکانی درباره واقعه همدان (1):
https://t.me/AghayedNet/1827
▪️تأملاتی بر گزارش ضیاء الدین تویسرکانی درباره واقعه همدان (2):
https://t.me/AghayedNet/1828
▪️کتاب عبرة لِمَن اعتَبر، با موضوع بررسی واقعه همدان:
https://t.me/AghayedNet/990
https://t.me/AghayedNet/987
@AghayedNet
⚡️دشمنی ها با شیخیه همدان، روز به روز بیشتر و بیشتر می شد تا اینکه با پایان ماه رمضان سال 1315ق، مصادف با عید فطر، در همدان بلوایی به راه افتاد و آتش کینه ها و حِقدها و حسدها شعله ور گردیده و صدمات فراوانی بر شیخی های ساکن همدان وارد آمد. این بلوا، سه روز به درازا کشید و در هر روز، دشمنان حربه ای را برای آزار و اذیت مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی أع و دوستان ایشان به کار می بردند.
➖➖➖➖➖
🔻در لینکهای زیر، دراین باره بیشتر بخوانید:
▪️گزارش روز اول واقعه همدان (حمله و غارت):
https://t.me/AghayedNet/979
▪️گزارش روز دوم واقعه (کشتار، با اشاره ای به شهداء شیخیه):
https://t.me/AghayedNet/984
▪️گزارش روز سوم واقعه (اذیت و آزار جسمی و روحی):
https://t.me/AghayedNet/986
▪️تأملاتی بر گزارش ضیاء الدین تویسرکانی درباره واقعه همدان (1):
https://t.me/AghayedNet/1827
▪️تأملاتی بر گزارش ضیاء الدین تویسرکانی درباره واقعه همدان (2):
https://t.me/AghayedNet/1828
▪️کتاب عبرة لِمَن اعتَبر، با موضوع بررسی واقعه همدان:
https://t.me/AghayedNet/990
https://t.me/AghayedNet/987
@AghayedNet
✔️الذكرى السنويّة لواقعة همدان (عيد الفطر سنة ١٣١۵هـ.ق)
كان العداء تجاه شيخية همدان يزداد شيئاً فشيئاً يوماً بعد يوم حتّى جاء آخر شهر رمضان سنة ١٣١۵هـ.ق و عيد الفطر، فعمّت همدان بلوى و اشتعلت فيها نار الأضغان والأحقاد والحسد، و توالت الصدمات على الشيخية القاطنين في همدان من كل صوب. امتدّت هذه البلوى لثلاثة أيّام، و في كلّ يوم منها كان للأعداء يستعملون لإيقاع الأذى و النكاية بالمرحوم الحاج الميرزا محمّد باقر الشريف الطباطبائي - أعلى الله مقامه - و محبّيه.
🔻🔻🔻يُعرض هنا مختصر عن وقائع هذه الأيّام الثلاثة أخذاً بكتاب «عبرة لمن اعتبر» الذي هو أهمّ مأخذ لجزئيات هذه الحادثة.
@AghayedNet
كان العداء تجاه شيخية همدان يزداد شيئاً فشيئاً يوماً بعد يوم حتّى جاء آخر شهر رمضان سنة ١٣١۵هـ.ق و عيد الفطر، فعمّت همدان بلوى و اشتعلت فيها نار الأضغان والأحقاد والحسد، و توالت الصدمات على الشيخية القاطنين في همدان من كل صوب. امتدّت هذه البلوى لثلاثة أيّام، و في كلّ يوم منها كان للأعداء يستعملون لإيقاع الأذى و النكاية بالمرحوم الحاج الميرزا محمّد باقر الشريف الطباطبائي - أعلى الله مقامه - و محبّيه.
🔻🔻🔻يُعرض هنا مختصر عن وقائع هذه الأيّام الثلاثة أخذاً بكتاب «عبرة لمن اعتبر» الذي هو أهمّ مأخذ لجزئيات هذه الحادثة.
@AghayedNet
AghayedNet
✔️الذكرى السنويّة لواقعة همدان (عيد الفطر سنة ١٣١۵هـ.ق) كان العداء تجاه شيخية همدان يزداد شيئاً فشيئاً يوماً بعد يوم حتّى جاء آخر شهر رمضان سنة ١٣١۵هـ.ق و عيد الفطر، فعمّت همدان بلوى و اشتعلت فيها نار الأضغان والأحقاد والحسد، و توالت الصدمات على الشيخية…
@AghayedNet_واقعة همدان.pdf
88.3 KB
🔺الذكرى السنويّة لواقعة همدان (عيد الفطر سنة ١٣١۵ هـ.ق)
@AghayedNet
@AghayedNet
AghayedNet
🔰🔰گونهشناسی و تحلیلِ تعارضات ظاهری در اقوال و مکتوباتِ مشایخ عظام اعلی الله مقامهم؛ با مراجعه به منابع دستِ اول 🔻بخش پانزدهم ✔️نظر مبارک مرحوم آقای شریف طباطبائی اع درباره تعارضات 🔹برای سومین مصداق، به مجموعه رسائل مرحوم آقای شریف طباطبائی اع اشاره میکنیم…
🔰🔰گونهشناسی و تحلیلِ تعارضات ظاهری
در اقوال و مکتوباتِ مشایخ عظام اعلی الله مقامهم؛
با مراجعه به منابع دستِ اول
🔻بخش شانزدهم
✔️نظر مبارک مرحوم آقای شریف طباطبائی اع درباره تعارضات
🔹سخن در نقل فرمایشهای مرحوم آقای شریف طباطبائی اع بود درباره تعارضات ظاهری در کلمات بزرگان دین اعلی الله مقامهم و اشاره شد این بزرگوار در دروسِ الفطرة السلیمة، مباحثی در این باره مطرح فرمودهاند. ادامه این فرمایشها را نقل میکنیم:
🔸دیگر دقت کنید انشاءالله این حرفها را کسی بنویسد توی کتاب تناقض به نظر میآید و آنهایی که مرتاضند به علم میدانند به غیر از این تعبیری ندارد انسان در میانه این نفی و اثبات چیزی میفهمد ملتفت باشید.(درس دوشنبه، ٢۶ ربیع المولود١٣٠٠)
دیگر کلمات متناقضه را حالا مییابید که متناقض نیست.(درس شنبه، ٩ ربیع الثانی١٣٠٠)
🔹اینها همه از باب تعبیر است و در عالم الفاظ به جز این الفاظ دیگر لفظی ندارم و هی کلمات متناقضه بگویم و هی نفی کنم و اثبات کنم تا اینکه هرکه را که خدا خواسته باشد که بفهمد میان دو نقیض و ما بین نفی و اثبات بیلفظ بفهمد اینست که در توحید کلمات متناقضه واجب است چنانچه اخباری که در توحید وارد شده جمیعش متناقض است داخل فی الاشیاء لا کدخول شیء فی شیء و خارج عنها لا کخروج شیء عن شیء در جایی دیگر میفرماید قریب حین بعده و بعید حین قربه و در خلق لامحاله این تناقض هست و در بیان عالی و دانی هم لامحاله باید کلمات متناقضه باشد ببین مثلاً جسم مطلق نه خارج است از اجسام مقیده که آن بالای عرش یک کره علیحده داشته که اگر آن بالا یک کره علیحده داشت آن وقت ضد این اجسام میشد و دو تا میشد پس آن وقت مطلق نبود مقید بود و جسم مطلق داخل در اجسام مقیده هم نیست که اگر داخل بود در عرصه اینها بود و محبوس به حبس اینها بود باز مقید بود پس او هم داخل است و هم خارج و نه داخل است و نه خارج ببین جمیعش کلمات متناقضه است و دخول او مثل دخول اینها نیست مثل عرش و کرسی و افلاک و عناصر نیست و اگر مثل اینها بود در مکان بود و مقید بود.(دروس١٢۸٨ق)
🔸مصداقی دیگر از توضیحات مرحوم آقای شریف طباطبائی درباره تعارضگویی، نقد و ردِّ نظریه لزوم وحدت ناطق شیعی است. ایشان در این ساحت، در مقام دفاع از تعارضات نیستند؛ بلکه بهعکس: در این موضوع، به تناقضات مبدع لزوم وحدت ناطق شیعی پرداخته و آن را از میدان مکتب پاکسازی میفرمایند.
این بزرگوار از تعارضگوییهای مبدع این نظریه به شگفت آمده و در مواضع مختلف به آن اشاره میکنند. در این بخش به نقل عباراتی از ایشان در اینباره اکتفاء میکنیم:
🔹«و از این عجبتر، کاش بر یک نسق جاری میشد و در همانجا رسوا بود. پس گاهی دیگر میگوید و مینویسد از برای امثال خودش که به انتشار ضرورت دین و مذهب میخواهند انکار کنند انحصار نطق را به ناطق واحد. آیا شیخ مرحوم از برای همین آمده بود که بگوید آنچه اطفال و پیرزالها میگویند حق است؟ پس عبرت بگیرید که خود او گفته و نوشته که ضروریات دین و مذهب را اطفال و پیرزالها هم میدانند و شیخ مرحوم اعلی الله مقامه نیامده که بگوید آنچه این اطفال و پیرزالها میگویند حق است. پس عبرت بگیرید از رسواکردن خداوند عالم جلّ شأنه اهل باطل را به این سر حد که بگوید ضروریات دین و مذهب را اطفال و پیرزالها هم میدانند، پس نمیدانم که چگونه دانستن ضروریات مخصوص اوحدی زمان بوده که اطفال و پیرزالها هم آن را دانستهاند. پس این خرافت یعنی چه که [در جای دیگر مینویسد] مردم چه میدانند ضروریات کدام است، و دانستن آن مخصوص اوحدی زمان است؟» (رساله در جواب میرزا حسنعلی خان.)
🔸در ادامه، مطالبی کلی را مطرح خواهیم کرد که در همه این مبحث به آن نیاز است و پس از آن علل و مصادیق اختلافها و تناقضهای ظاهری را بررسی خواهیم کرد.
⏳ادامه دارد...
@AghayedNet
در اقوال و مکتوباتِ مشایخ عظام اعلی الله مقامهم؛
با مراجعه به منابع دستِ اول
🔻بخش شانزدهم
✔️نظر مبارک مرحوم آقای شریف طباطبائی اع درباره تعارضات
🔹سخن در نقل فرمایشهای مرحوم آقای شریف طباطبائی اع بود درباره تعارضات ظاهری در کلمات بزرگان دین اعلی الله مقامهم و اشاره شد این بزرگوار در دروسِ الفطرة السلیمة، مباحثی در این باره مطرح فرمودهاند. ادامه این فرمایشها را نقل میکنیم:
🔸دیگر دقت کنید انشاءالله این حرفها را کسی بنویسد توی کتاب تناقض به نظر میآید و آنهایی که مرتاضند به علم میدانند به غیر از این تعبیری ندارد انسان در میانه این نفی و اثبات چیزی میفهمد ملتفت باشید.(درس دوشنبه، ٢۶ ربیع المولود١٣٠٠)
دیگر کلمات متناقضه را حالا مییابید که متناقض نیست.(درس شنبه، ٩ ربیع الثانی١٣٠٠)
🔹اینها همه از باب تعبیر است و در عالم الفاظ به جز این الفاظ دیگر لفظی ندارم و هی کلمات متناقضه بگویم و هی نفی کنم و اثبات کنم تا اینکه هرکه را که خدا خواسته باشد که بفهمد میان دو نقیض و ما بین نفی و اثبات بیلفظ بفهمد اینست که در توحید کلمات متناقضه واجب است چنانچه اخباری که در توحید وارد شده جمیعش متناقض است داخل فی الاشیاء لا کدخول شیء فی شیء و خارج عنها لا کخروج شیء عن شیء در جایی دیگر میفرماید قریب حین بعده و بعید حین قربه و در خلق لامحاله این تناقض هست و در بیان عالی و دانی هم لامحاله باید کلمات متناقضه باشد ببین مثلاً جسم مطلق نه خارج است از اجسام مقیده که آن بالای عرش یک کره علیحده داشته که اگر آن بالا یک کره علیحده داشت آن وقت ضد این اجسام میشد و دو تا میشد پس آن وقت مطلق نبود مقید بود و جسم مطلق داخل در اجسام مقیده هم نیست که اگر داخل بود در عرصه اینها بود و محبوس به حبس اینها بود باز مقید بود پس او هم داخل است و هم خارج و نه داخل است و نه خارج ببین جمیعش کلمات متناقضه است و دخول او مثل دخول اینها نیست مثل عرش و کرسی و افلاک و عناصر نیست و اگر مثل اینها بود در مکان بود و مقید بود.(دروس١٢۸٨ق)
🔸مصداقی دیگر از توضیحات مرحوم آقای شریف طباطبائی درباره تعارضگویی، نقد و ردِّ نظریه لزوم وحدت ناطق شیعی است. ایشان در این ساحت، در مقام دفاع از تعارضات نیستند؛ بلکه بهعکس: در این موضوع، به تناقضات مبدع لزوم وحدت ناطق شیعی پرداخته و آن را از میدان مکتب پاکسازی میفرمایند.
این بزرگوار از تعارضگوییهای مبدع این نظریه به شگفت آمده و در مواضع مختلف به آن اشاره میکنند. در این بخش به نقل عباراتی از ایشان در اینباره اکتفاء میکنیم:
🔹«و از این عجبتر، کاش بر یک نسق جاری میشد و در همانجا رسوا بود. پس گاهی دیگر میگوید و مینویسد از برای امثال خودش که به انتشار ضرورت دین و مذهب میخواهند انکار کنند انحصار نطق را به ناطق واحد. آیا شیخ مرحوم از برای همین آمده بود که بگوید آنچه اطفال و پیرزالها میگویند حق است؟ پس عبرت بگیرید که خود او گفته و نوشته که ضروریات دین و مذهب را اطفال و پیرزالها هم میدانند و شیخ مرحوم اعلی الله مقامه نیامده که بگوید آنچه این اطفال و پیرزالها میگویند حق است. پس عبرت بگیرید از رسواکردن خداوند عالم جلّ شأنه اهل باطل را به این سر حد که بگوید ضروریات دین و مذهب را اطفال و پیرزالها هم میدانند، پس نمیدانم که چگونه دانستن ضروریات مخصوص اوحدی زمان بوده که اطفال و پیرزالها هم آن را دانستهاند. پس این خرافت یعنی چه که [در جای دیگر مینویسد] مردم چه میدانند ضروریات کدام است، و دانستن آن مخصوص اوحدی زمان است؟» (رساله در جواب میرزا حسنعلی خان.)
🔸در ادامه، مطالبی کلی را مطرح خواهیم کرد که در همه این مبحث به آن نیاز است و پس از آن علل و مصادیق اختلافها و تناقضهای ظاهری را بررسی خواهیم کرد.
⏳ادامه دارد...
@AghayedNet
🔺رسائلی از عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اعلی الله مقامه که در ماه شوال المکرم (در سالهای مختلف) نگارش آن به پایان رسیده است.
@AghayedNet
@AghayedNet
🌷از فرمايش های مکتبی
نسبت به یکدیگر سعه وجود پیدا کنیم، نورانیت دل، صمیمیت و صفا با یکدیگر داشته باشیم. دعاگوی یکدیگر باشیم، خیر برای هم بخواهیم. عادت کنیم به صداقت و صمیمیت و صفا و یک رنگی.
خدای نکرده در زندگانی و معاشرت های ما مکر، حیله، کید و خدعه نباید باشد. عفت؛ مخصوصاً در میان زن ها، عفت و عصمت از همه لازم تر است. برای مردها هم به حسب خودشان لازم است. ما باید دارای عفت و عصمت باشیم، زن ها باید دارای عفت و عصمت باشند؛ عفت و عصمتی ممتاز و مشخص.
@AghayedNet
نسبت به یکدیگر سعه وجود پیدا کنیم، نورانیت دل، صمیمیت و صفا با یکدیگر داشته باشیم. دعاگوی یکدیگر باشیم، خیر برای هم بخواهیم. عادت کنیم به صداقت و صمیمیت و صفا و یک رنگی.
خدای نکرده در زندگانی و معاشرت های ما مکر، حیله، کید و خدعه نباید باشد. عفت؛ مخصوصاً در میان زن ها، عفت و عصمت از همه لازم تر است. برای مردها هم به حسب خودشان لازم است. ما باید دارای عفت و عصمت باشیم، زن ها باید دارای عفت و عصمت باشند؛ عفت و عصمتی ممتاز و مشخص.
@AghayedNet
AghayedNet
🔰🔰گونهشناسی و تحلیلِ تعارضات ظاهری در اقوال و مکتوباتِ مشایخ عظام اعلی الله مقامهم؛ با مراجعه به منابع دستِ اول 🔻بخش شانزدهم ✔️نظر مبارک مرحوم آقای شریف طباطبائی اع درباره تعارضات 🔹سخن در نقل فرمایشهای مرحوم آقای شریف طباطبائی اع بود درباره تعارضات…
🔰🔰گونهشناسی و تحلیلِ تعارضات ظاهری
در اقوال و مکتوباتِ مشایخ عظام اعلی الله مقامهم؛
با مراجعه به منابع دستِ اول
🔻بخش هفدهُم
✔️معنای تناقض و تضاد و شرایطِ تحقق تناقض
🔹مغایرت (جدایی) و تقابلِ دو مفهوم یا دو گزاره از یکدیگر، انواعی دارد. تغایر تضاد، تناقض، تباین، ملکه و عدم، از جمله انواع تغایر است.
🔸یکی از اصول منطق که قُدماء به آن ام القضایا میگفتند، اصل تناقض است. اگر دو قضیه از لحاظ موضوع و محمول وحدت داشته باشند اما از لحاظ کمّ و کیف (کلیت و جزئیت) و سلب و ایجاب مختلف باشند، رابطه رابطه تناقض است و دو قضیه، متناقضین هستند.
🔹نکته مهم اینکه در تناقض علاوه بر وحدت موضوع و محمول،چند وحدت دیگر نیز شرط است: وحدت در زمان، وحدت در مکان، وحدت در شرط، وحدت در اضافه، وحدت در جزء و کل، وحدت در قوه و فعل که مجموعه هشت وحدت است.
🔸به تعبیر دیگر، آنگونه که در کتب فلسفی مطرح شده است تقابلِ تناقض، به ایجاب و سلب است. بدینگونه که حرف سلب بر خود آنچه بر آن حرف ایجاب وارد شده، وارد شود. پس آن تقابل سلب و ایجاب، به حسب اصل، در قضایاست (نه در تصورات، چون بحث شده که تناقض در چیست، در تصور یا قضیه. چه است و نیست علامت صدق و کذب است که مربوط به قضاوت و اذعان انسان است)
🔹و گاهی مضمون قضیه به مفرد تحویل و ارجاع داده میشود. از اینرو گفته میشود: تناقض میان وجود شیء و عدم آن است، چنانکه گاهی گفته میشود: نقیض هر چیزی رفع آن است و منظور از رفع، طرد و ابطال آن است. از اینرو رفع انسان، لا انسان است چنانکه طرد و ابطال و نقیض لا انسان، انسان است (نه آنطور که بعضی فلاسفه و منطقیین توهم کردهاند که رفع چیز، نفی آن است و این که نقیض انسان، لا انسان است و نقیض لا انسان، لا لا انسان است.)
🔸همین مثال وجود و عدم را مرحوم آقای شریف طباطبائی مطرح کرده و دروس ١٢٨٨ میفرمایند: «... و اگر وجود هست عدم نیست و این را متناقضات میگویند».
🔹مثال واضح تناقض این است که بگوییم: زید در روز جمعه، ساعت دوازده ظهر در منزلش است. و در گزاره دیگری همین مفهوم را نفی کنیم و بگوییم: زید در روز جمعه، ساعت دوازده ظهر در منزلش نیست؛ چرا که این دو گزاره در همه شروط هشتگانه مشترک است. اما اگر گفتیم زید در ساعت یازده در منزلش نیست، تناقضی با گزاره اول ندارد؛ چرا که وحدت زمان از بین رفته است.
🔸و اما تضاد این است که در دو امر وجودی باشد که متضایف نباشند و ذاتاً متغایر باشند، یعنی بالذات مجتمع در یک موضوع نباشند.
🔹اینک با تعریف تناقض و تضاد و با مراجعه به کتب دستِ اول بزرگان شیخیه اع مییابیم در نوع گزارههای معرفتیِ این بزرگواران گزارهها در یکی از شروط هشتگانه با یکدیگر وحدت ندارند و در نتیجه تناقضی پیش نمیآید.
🔸برای مثال گزارهای مربوط به عالم زمان است و گزارهای مربوط به عالم دهر و گزارهای مربوط به عالم سرمد. شخص ناآگاه از شروطِ گزارهها، متناقض گمان میکند و آگاه به مبانی و اصطلاحات، هر گزاره را برای عالمیاز عوالم سهگانه توصیف میکند و تبیین میکند که تناقضی در کار نیست؛ چه رسد به اینکه تناقضی باشد و در پی رفع آن باشیم.
🔹متأسفانه ناآگاهانِ از اصطلاحات و مبانی، ادعای تناقضیابی دارند. اخیراً شخصی چنین نوشته است:
«...مطالبی به شیخیه نسبت داده شده که آنها ادعا میکنند: مدعای ما درست فهمیده نشده و یا آنکه مخالفان، از روی غرضورزی به ما نسبت دادهاند؛ ولی آنچه از سوی آنان ارائه شده، نهایت متشتت، متهافت و متناقض [کذا] است.» ( چند کلمه حرف حساب درباره شیخیه، ص٧)
🔸وی در ادامه، چند نمونه از تناقضات ظاهری را نقل کرده است. پرسشی که مطرح است این است که: آیا مؤلف همه شروط تحقق یک تناقض را در گزارههای شیخیه بررسیده است که اینگونه قلمفرسایی کرده و نوشته است: «تناقضات آنان آنقدر فراوان است که نیاز به تألیف مستقل دارد»؟ (همان)
🔹به نظر میرسد تلاش مؤلف بر ردیهنویسی فراغتی برای اندیشیدن باقی نگذارده و از تعریف تناقض در کتب منطق و فلسفه آگاه نبوده است. نمونه این کلمات در کتب نقدِ شیخیه به چشم میخورد و اهل مطالعه از این ادعاها تعجب میکنند.
⏳ادامه دارد...
@AghayedNet
در اقوال و مکتوباتِ مشایخ عظام اعلی الله مقامهم؛
با مراجعه به منابع دستِ اول
🔻بخش هفدهُم
✔️معنای تناقض و تضاد و شرایطِ تحقق تناقض
🔹مغایرت (جدایی) و تقابلِ دو مفهوم یا دو گزاره از یکدیگر، انواعی دارد. تغایر تضاد، تناقض، تباین، ملکه و عدم، از جمله انواع تغایر است.
🔸یکی از اصول منطق که قُدماء به آن ام القضایا میگفتند، اصل تناقض است. اگر دو قضیه از لحاظ موضوع و محمول وحدت داشته باشند اما از لحاظ کمّ و کیف (کلیت و جزئیت) و سلب و ایجاب مختلف باشند، رابطه رابطه تناقض است و دو قضیه، متناقضین هستند.
🔹نکته مهم اینکه در تناقض علاوه بر وحدت موضوع و محمول،چند وحدت دیگر نیز شرط است: وحدت در زمان، وحدت در مکان، وحدت در شرط، وحدت در اضافه، وحدت در جزء و کل، وحدت در قوه و فعل که مجموعه هشت وحدت است.
🔸به تعبیر دیگر، آنگونه که در کتب فلسفی مطرح شده است تقابلِ تناقض، به ایجاب و سلب است. بدینگونه که حرف سلب بر خود آنچه بر آن حرف ایجاب وارد شده، وارد شود. پس آن تقابل سلب و ایجاب، به حسب اصل، در قضایاست (نه در تصورات، چون بحث شده که تناقض در چیست، در تصور یا قضیه. چه است و نیست علامت صدق و کذب است که مربوط به قضاوت و اذعان انسان است)
🔹و گاهی مضمون قضیه به مفرد تحویل و ارجاع داده میشود. از اینرو گفته میشود: تناقض میان وجود شیء و عدم آن است، چنانکه گاهی گفته میشود: نقیض هر چیزی رفع آن است و منظور از رفع، طرد و ابطال آن است. از اینرو رفع انسان، لا انسان است چنانکه طرد و ابطال و نقیض لا انسان، انسان است (نه آنطور که بعضی فلاسفه و منطقیین توهم کردهاند که رفع چیز، نفی آن است و این که نقیض انسان، لا انسان است و نقیض لا انسان، لا لا انسان است.)
🔸همین مثال وجود و عدم را مرحوم آقای شریف طباطبائی مطرح کرده و دروس ١٢٨٨ میفرمایند: «... و اگر وجود هست عدم نیست و این را متناقضات میگویند».
🔹مثال واضح تناقض این است که بگوییم: زید در روز جمعه، ساعت دوازده ظهر در منزلش است. و در گزاره دیگری همین مفهوم را نفی کنیم و بگوییم: زید در روز جمعه، ساعت دوازده ظهر در منزلش نیست؛ چرا که این دو گزاره در همه شروط هشتگانه مشترک است. اما اگر گفتیم زید در ساعت یازده در منزلش نیست، تناقضی با گزاره اول ندارد؛ چرا که وحدت زمان از بین رفته است.
🔸و اما تضاد این است که در دو امر وجودی باشد که متضایف نباشند و ذاتاً متغایر باشند، یعنی بالذات مجتمع در یک موضوع نباشند.
🔹اینک با تعریف تناقض و تضاد و با مراجعه به کتب دستِ اول بزرگان شیخیه اع مییابیم در نوع گزارههای معرفتیِ این بزرگواران گزارهها در یکی از شروط هشتگانه با یکدیگر وحدت ندارند و در نتیجه تناقضی پیش نمیآید.
🔸برای مثال گزارهای مربوط به عالم زمان است و گزارهای مربوط به عالم دهر و گزارهای مربوط به عالم سرمد. شخص ناآگاه از شروطِ گزارهها، متناقض گمان میکند و آگاه به مبانی و اصطلاحات، هر گزاره را برای عالمیاز عوالم سهگانه توصیف میکند و تبیین میکند که تناقضی در کار نیست؛ چه رسد به اینکه تناقضی باشد و در پی رفع آن باشیم.
🔹متأسفانه ناآگاهانِ از اصطلاحات و مبانی، ادعای تناقضیابی دارند. اخیراً شخصی چنین نوشته است:
«...مطالبی به شیخیه نسبت داده شده که آنها ادعا میکنند: مدعای ما درست فهمیده نشده و یا آنکه مخالفان، از روی غرضورزی به ما نسبت دادهاند؛ ولی آنچه از سوی آنان ارائه شده، نهایت متشتت، متهافت و متناقض [کذا] است.» ( چند کلمه حرف حساب درباره شیخیه، ص٧)
🔸وی در ادامه، چند نمونه از تناقضات ظاهری را نقل کرده است. پرسشی که مطرح است این است که: آیا مؤلف همه شروط تحقق یک تناقض را در گزارههای شیخیه بررسیده است که اینگونه قلمفرسایی کرده و نوشته است: «تناقضات آنان آنقدر فراوان است که نیاز به تألیف مستقل دارد»؟ (همان)
🔹به نظر میرسد تلاش مؤلف بر ردیهنویسی فراغتی برای اندیشیدن باقی نگذارده و از تعریف تناقض در کتب منطق و فلسفه آگاه نبوده است. نمونه این کلمات در کتب نقدِ شیخیه به چشم میخورد و اهل مطالعه از این ادعاها تعجب میکنند.
⏳ادامه دارد...
@AghayedNet
AghayedNet
🔺رسائلی از عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اعلی الله مقامه که در ماه شوال المکرم (در سالهای مختلف) نگارش آن به پایان رسیده است. @AghayedNet
🔺رسائلی از عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اع که در ماه شوال المکرم نگارش آن به پایان رسیده است. (1)
@AghayedNet
@AghayedNet
🔺رسائلی از عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اع که در ماه شوال المکرم نگارش آن به پایان رسیده است. (2)
@AghayedNet
@AghayedNet
▪️هشتم شوال؛ سالروز واقعه اسفناک تخریب بقیع و مظلومیت امامان شیعه علیهم السلام
@AghayedNet
@AghayedNet
⚡️۸ شوال، سالروز تخریب بقیع و مظلومیت ائمه بقیع؛
⚡️یادی از مقبره عالم ربانی مرحوم شیخ أحمد أحسائی أع
در سفرنامه میرزا محمد حسین فراهانی آمده است:
مقبره شیخ احمد احسائی
و پشت بقعه متبرکه بقیع در پائین پا در زیر ناودان گنبد مطهر، مقبره شیخ احمد احسائی است که شیخیه به او ارادت دارند و ضریح آهنی دارد. و قبر را از گچ و آجر، یک ذرع بالا آورده و سفید کرده و سنگ مرمر بزرگی بر روی او است که به خط نستعلیق این عبارت مرتسم است:
المرقد المطهر للشیخ العظیم الشأن الساطع البرهان مؤمن الدهر و تاج الفخر و علامة العصر مرجع علماء الاسلام مجدد مائة الثالثة عشر مولانا و مولی المسلمین احمد بن زین الدین الاحسائی قدس سره و عطر رمسه و قد توفی اعلی الله مقامه فی سنة الف و مأتین ثلاثة و اربعین هذا مادة تاریخـ[ـه] اجل الله شأنه:
قد سألت الفکر عن تاریخه یوماً فانشد/فزت بالفردوس فوزاً یابن زین الدین احمد.
و بغل همین مقبره سنگ دیگر مرمر چسبانیده و این دو شعر تاریخ نوشتهاند:
لزین الدین احمد نور فضل/تضاء به القلوب المدلهمة
یرید الحاسدون لیطفئوه/و یأبی الله الا انیتمه.
و ما بین سنیها معروف به مقبره «شیخ الروافض» است؛ مع هذا سنی و شیعه بر این قبر فاتحه میخوانند.
و در مدینه کرامتی از او مشهور است: در چند سال قبل که تازه این سنگ را بر روی این قبر نصب کرده بودند دو نفر از اعراب که کارشان سنگ قبر کندن است، این سنگ را که مرمر میبینند با هم قرار میگذارند که شبانه در قبرستان بقیع از دیوار آمده و سنگ را از آنجا بکنند و به خانه خود ببرند و خطوط او را حک نموده در پشت او اسم کس دیگر مرتسم نموده به قیمت گزاف بفروشند. شب از دیوار به قبرستان بقیع میروند و یکی همین که کلنگ را به قبر میزند تا سه دفعه آوازی از قبر میآید که «خلّ الحجر.» [=سنگ را رها کن.] اینها به خیالشان این آواز از خارج بقیع است که کسی دیده و این عبارت را میگوید. بالاخره دست و پا و زبان آنکه کلنگ میزده از کار افتاده و حالت استرخاء و لغوه به هم میرساند. رفیقش مضطرب شده او را به دوش گرفته خواست از دیوار قبرستان به زحمت پائین بیاید که سه چهار نفر از مقدسین مدینه آن شب به جائی موعود بودند میرسند و آن عرب را میگیرند که نصف شب در قبرستان بقیع به این حال به چه کاری رفته بودی؟ بعد از دو روز حبس، رفیقش که فلج شده بود میمیرد و خود او تفصیل را گفته و مستخلص میشود. العهدة علی الروات.
و پهلوی قبر مرحوم شیخ احمد، قبر شیخ ابوالقاسم شیخ الاسلام شیراز است که او بدون ضریح، و سنگ کوچکی دارد. و پشت گنبد ائمه بقیع، همین سمتی که مقبره مرحوم شیخ احمد است، بقعه کوچکی است که بیتالاحزان حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها است… . (ج۱،ص ۲۳۰ و ۲۳۱)
@AghayedNet
ادامه مطلب در لینک زیر:
http://www.aghayed.net/8-شوال،-سالروز-تخریب-بقیع-و-مظلومیت-ائمه/
⚡️یادی از مقبره عالم ربانی مرحوم شیخ أحمد أحسائی أع
در سفرنامه میرزا محمد حسین فراهانی آمده است:
مقبره شیخ احمد احسائی
و پشت بقعه متبرکه بقیع در پائین پا در زیر ناودان گنبد مطهر، مقبره شیخ احمد احسائی است که شیخیه به او ارادت دارند و ضریح آهنی دارد. و قبر را از گچ و آجر، یک ذرع بالا آورده و سفید کرده و سنگ مرمر بزرگی بر روی او است که به خط نستعلیق این عبارت مرتسم است:
المرقد المطهر للشیخ العظیم الشأن الساطع البرهان مؤمن الدهر و تاج الفخر و علامة العصر مرجع علماء الاسلام مجدد مائة الثالثة عشر مولانا و مولی المسلمین احمد بن زین الدین الاحسائی قدس سره و عطر رمسه و قد توفی اعلی الله مقامه فی سنة الف و مأتین ثلاثة و اربعین هذا مادة تاریخـ[ـه] اجل الله شأنه:
قد سألت الفکر عن تاریخه یوماً فانشد/فزت بالفردوس فوزاً یابن زین الدین احمد.
و بغل همین مقبره سنگ دیگر مرمر چسبانیده و این دو شعر تاریخ نوشتهاند:
لزین الدین احمد نور فضل/تضاء به القلوب المدلهمة
یرید الحاسدون لیطفئوه/و یأبی الله الا انیتمه.
و ما بین سنیها معروف به مقبره «شیخ الروافض» است؛ مع هذا سنی و شیعه بر این قبر فاتحه میخوانند.
و در مدینه کرامتی از او مشهور است: در چند سال قبل که تازه این سنگ را بر روی این قبر نصب کرده بودند دو نفر از اعراب که کارشان سنگ قبر کندن است، این سنگ را که مرمر میبینند با هم قرار میگذارند که شبانه در قبرستان بقیع از دیوار آمده و سنگ را از آنجا بکنند و به خانه خود ببرند و خطوط او را حک نموده در پشت او اسم کس دیگر مرتسم نموده به قیمت گزاف بفروشند. شب از دیوار به قبرستان بقیع میروند و یکی همین که کلنگ را به قبر میزند تا سه دفعه آوازی از قبر میآید که «خلّ الحجر.» [=سنگ را رها کن.] اینها به خیالشان این آواز از خارج بقیع است که کسی دیده و این عبارت را میگوید. بالاخره دست و پا و زبان آنکه کلنگ میزده از کار افتاده و حالت استرخاء و لغوه به هم میرساند. رفیقش مضطرب شده او را به دوش گرفته خواست از دیوار قبرستان به زحمت پائین بیاید که سه چهار نفر از مقدسین مدینه آن شب به جائی موعود بودند میرسند و آن عرب را میگیرند که نصف شب در قبرستان بقیع به این حال به چه کاری رفته بودی؟ بعد از دو روز حبس، رفیقش که فلج شده بود میمیرد و خود او تفصیل را گفته و مستخلص میشود. العهدة علی الروات.
و پهلوی قبر مرحوم شیخ احمد، قبر شیخ ابوالقاسم شیخ الاسلام شیراز است که او بدون ضریح، و سنگ کوچکی دارد. و پشت گنبد ائمه بقیع، همین سمتی که مقبره مرحوم شیخ احمد است، بقعه کوچکی است که بیتالاحزان حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها است… . (ج۱،ص ۲۳۰ و ۲۳۱)
@AghayedNet
ادامه مطلب در لینک زیر:
http://www.aghayed.net/8-شوال،-سالروز-تخریب-بقیع-و-مظلومیت-ائمه/
عقاید
8 شوال، سالروز تخریب بقیع و مظلومیت ائمه بقیع؛ یادی از مقبره عالم ربانی مرحوم شیخ أحمد أحسائی أع
به مناسبت سالروز واقعه اسفناک تخریب بقیع و یاد مصائب ائمه مظلوم مدفون در آن محل شریف، تأملی داریم بر نقل هایی که درباره مقبره عالم ربانی مرحوم شیخ احمد...