🔸به مناسبت ایام ماه مبارک رمضان
🔸معرفی می‌گردد

🔹درگاهِ پاسخگویی کانالِ عقاید
🔹از پیوندِ زیر:
🔻🔻🔻
@aghayednet_bot
✔️بعضی از آثار ظاهری روزه

🔻در بیان عالم ربانی مرحوم شیخ احمد اَحسائی اع

🔹خداوند سبحانه بر همه مکلفین روزه را واجب فرموده برای این‌که گرسنگی بکِشند تا جسدهای ایشان سبُک شود و تشنگی بکشند تا جسدهای ایشان خشکیده شود. و چون خشکیده شود، سبک گردد و در نتیجه، کسالتی که مانع از پرستش خداست،‌از آن‌ها برطرف شود.

🔸و خوابیدن ایشان کم شود. خوابیدنی که شخص را به واسطه کمی حسنات در روز قیامت تهی‌دست می‌گرداند.
زیرا آن کسالت مانع تهجد او در شب می‌شود و روزی او را کم می‌کند؛ پس برای تحصیل زندگی کوشش فراوان می‌کند و از تحصیل آخرت باز می‌ماند.

🔹ولی هنگامی که روزه گرفت و گرسنگی کشید، روحش نیرو می‌گیرد و بیماری‌ها از بدنش دفع می‌شود. چراکه گرسنگی، خورِش روح است. از جهت آنکه بسیاری از بیماری‌ها از سیری سرچشمه می‌گیرد و به خاطر این است که معده خانه بیماری‌هاست.

🔸و هنگامی که تشنه شد، رطوباتی که باعث فراموشی و کودنی و کمی فهم و علت بسیاری از مریضی‌هاست خشک می‌گردد.

🔹و هنگامی که روزه گرفت و گرسنگی و تشنگی کشید، فهم و حافظه‌اش زیاد می‌شود و بادها و مرض‌ها از بدنش می‌رود و کسالتِ در عبادت از او برطرف می‌شود و جسدش برای انجام طاعت‌ها سبک می‌گردد و تمایلات نفسانیِ او در هم شکسته می‌شود

🔸و صفات نکوهیده، مانند حسد،‌ غضب،‌ شهوت،‌ تکبر، بغی و سرکشی، دشمنی، آرزوی طولانی، فراموشی از مرگ و آخرت، از نفسش پاک می‌گردد؛ بلکه همیشه به یاد مرگ و حساب و بهشت و جهنم و آخرت است و از دنیا و ما فیها و آن‌چه که برای خدا نیست و به درد آخرت نمی‌خورد، خود را بر کنار می‌کند.
و همه این‌ها نتیجه تشنگی و گرسنگی است... .

@AghayedNet


🔻عبارات شیخ مرحوم اع:

ان الله سبحانه کتب علی المکلفین الصیام لیجوعوا فتخف اجسادهم و لیعطشوا فتنشف اجسادهم فاذا نشفت و خفت ذهب عنها الکسل المانع من العبادة و کثرة النوم التی تدع الرجل فقیراً یوم القیامة لقلة حسناته لانه یمنعه من التهجد فی اللیل و یقلل الرزق فیکثر همته بتحصیل المعاش و اذا صام و جاع قویت روحه لان الجوع ادام الروح و ذهبت الامراض من بدنه لان اکثر الامراض من الشبع فلذا کانت المعده بیت الداء و ورد صوموا تصحوا و اذا عطش جفت الرطوبات التی هی علة النسیان و البلاده و قلة الفهم و علة کثیر من الامراض فاذا صام و جاع و عطش زاد فهمه و حفظه و ذهبت الریاح و سایر الامراض من جسده و ذهب عنه الکسل فی العبادة و خف جسده لفعل الطاعات و انکسرت نفسه عن الشهوات و الخصال الذمیمه کالحسد و الغضب و الشهوه و التکبر و البغی و العدوان و طول الامل و نسیان الموت و الاخرة بل یکون دائما ذاکرا للموت و الحساب و الجنه و النار و الدار الاخره متجافیا عن دار الغرور و ما فیها مما لیس لله و للدار الاخره و کل ذلک و امثاله نتیجه العطش و الجوع و لاجل ما اشرنا الیه لوحوا علیهم السلام لمن یفهم الاشاره من طی الکلام فقالوا ما معناه ان الشیاطین تقید و تغل فی شهر رمضان و لیس ذلک الا عن المؤمنین الذین یجوعون و یعطشون تقربا الی الله سبحانه بصیامهم و اما غیر هولاء فلاتقید عنهم انا ارسلنا الشیاطین علی الکافرین توزهم ازا ای تزعجهم ازعاجا.

📘الصومیة

@AghayedNet
Forwarded from AghayedNet
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
AghayedNet
🔰🔰گونه‌شناسی و تحلیلِ تعارضات ظاهری در اقوال و مکتوباتِ مشایخ عظام اعلی الله مقامهم؛ با مراجعه به منابع دستِ‌ اول 🔻بخش چهاردهم ✔️نظر مبارک مرحوم آقای شریف طباطبائی اع درباره تعارضات 🔹مصداقِ مهم دیگر، نگارش رساله «الاصول المهمة فی شرح الحکمة» است. این رساله…
🔰🔰گونه‌شناسی و تحلیلِ تعارضات ظاهری
در اقوال و مکتوباتِ مشایخ عظام اعلی الله مقامهم؛
با مراجعه به منابع دستِ‌ اول

🔻بخش پانزدهم

✔️نظر مبارک مرحوم آقای شریف طباطبائی اع درباره تعارضات

🔹برای سومین مصداق، به مجموعه رسائل مرحوم آقای شریف طباطبائی اع اشاره می‌کنیم (صرف نظر از دو رساله مستقلی که پیش از این معرفی گردید.) در سراسر این مجموعه نورانی، به مناسبت‌‌هایی درباره عدم تعارض فرمایش‌های بزرگان دین اعلی الله مقامهم اشاره کرده و علت‌های مختلفی برای این تعارض‌های ظاهری مطرح فرموده‌اند.
برای نمونه در رسائل ۵ صفحه ٢٠١ می‌فرمایند:
«کلمات کتاب مستطاب «ارشاد» متناقض نیست و کلمات «ارشاد» با رجوم الشیاطین متناقض نیست و کلمات این دو با هدایة الصبیان و غیر آن متناقض نیست... .»

🔸مصداق چهارم دروس ایشان است. دروس مرحوم آقای شریف طباطبائی، گنجینه‏ ای سترگ است با طلاها و نقره‏ ها و یاقوت و مرجان ‏ها.

🔹تمام آنچه در کتاب مبارک ارشادالعوام و بلکه تمام آنچه در شرح الزیارة و کتاب‏ های گرانسنگ دیگر ذکر شده است، در «دروس» توضیح و تفسیر شده است. گویا صاحب دروس، مطالب عظیمه را برای مُبتدیان تقریر فرموده ‏اند. و به تعبیر یکی از معلمین دروس که با تجربه‏ ای بیش از پانزده سال در عقیده خود راسخ شده است: «دروس، به مطالب ارشادالعوام عمق می‏ بخشد.»

🔸دروس، بیان حکمت حقه الهیه است و برای فهمانیدن این حکمت، مقدمه ‏هایی ذکر شده است که هر مقدمه، بابی از علم است. در بعضی قسمت‏های دروس، مطالب به صورت قاعده و اصل ذکر می‏ شود که شخص متعلم راحت ‏تر مطالب را فرا می‏گیرد. در فرمایش‏ های این بزرگوار، از نظام حکیمانه الهی در همین خلقت ظاهری عالم و این نظام عالم، بسیار بحث شده است. در «دروس» به حکمت طبیعی و نظام عالم طبیعت فراوان اشاره می‏ فرمایند و در بعضی مواضع، مسأله به تدریج جلو می‏ رود و به خیلی از مباحثی که دیگران پی ‏نبرده‏ اند اشاره می‏ شود.

🔹این بزرگوار در دروسِ خود به طور مکرر به مسئله تعارضات و تناقضاتِ ظاهری اشاره فرموده و وجوهی را مطرح کرده‌اند. یکی از وجوهِ جالب توجه این است که شخص حکیم، چاره‌ای جز تناقض گویی در الفاظ ندارد.

در ادامه و در قسمت بعد، به عباراتی از دروس این بزرگوار در این باره اشاره می‌کنیم:

💠باز نصیحتی عرض کنم، شخص عاقل با عاقل که تکلم می‏ کند، شخصی را اگر یافتی حقیقتاً که دیوانه نیست، متناقض که می‏ گوید و با عقل حرف می ‏زند گوش بده ببین سخنش چیست. همین ‏جورها انبیا و اولیا می‏ کردند، اول یک چیزی می ‏گفتند یک طوری بعد اثباتش می‏ کردند. نه اینکه اول دروغ گفتند و بعد فهمیدند دروغ است آن وقت راستش را گفتند. و نه آنکه هر دو تا دروغ بود حرف سومی راست بود، پیغمبران راستگویانند. فکر کنید باید یک مطلبی از میان این حرف‌های مختلفه و این متناقضات بیرون بیاید، اگر کسی باید چیزی بفهمد از میان این حرف‌‌ها می‏فهمد. از این جهت باید متناقض گفت.(درسِ روز سه‌شنبه ١٧شوال المکرم ١٢٩۵)

💠حکیم آن است که مطلب را در میان متناقضات و متضادات بفهمد.(درس روز ‌‌یکشنبه ٢٢شوال المکرم ١٢٩۵)

💠این مطلب را ان‌ شاء اللّه سعی کنید از روی فهم تصدیق کنید نه از روی خیال. حرف را آدم می‏ زند ظواهر اغلب حکمت، این است که عرض می‏ کنم. در حکمت انبیاء و کسانی که از جانب خدا هستند الفاظشان در حکمت، متنافیات و متناقضات است. حرفی می‏ زنند فردا حرفی دیگر می ‏زنند که خلاف این حرف به نظر می ‏آید. مطلبی دارند غیبی، لفظی می‏ گویند می ‏بینند درست نیامد نفیش می‏ کنند. ظاهر تمام حکمت، متناقضات است کسی که باطنش را فهمید می‏ بیند تمام الفاظ صحیح است. کسی که باطنش به دستش نیست تناقض می‏ فهمد. (درس روز چهار‌شنبه ٣٠شوال‌المکرم ١٢٩٧)

ادامه دارد...

@AghayedNet
AghayedNet
🔺رسائلی از عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اعلی الله مقامه که در ماه مبارک رمضان (در سال‌های مختلف) نگارش آن به پایان رسیده است. @AghayedNet
🔺رسائلی از عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اع که در ماه مبارک رمضان (در سال‌های مختلف) نگارش آن به پایان رسیده است.
@AghayedNet
✔️مختصری درباره کتاب «المقاصد الرضیة»

🔻نگاشته مرحوم سید احمد رشتی، فرزند عالم ربانی مرحوم حاج سیدکاظم رشتی اع

سید احمد رشتی، فرزند سید مرحوم اع و عالمی عامل و ادیبی ماهر بود. اشاره به زندگی ایشان فرصتی دیگر می‌طلبد. در این یادداشت، به کتابی از ایشان اشاره می‌کنیم.
آن مرحوم کتابی تألیف فرمود با نام «المقاصد الرضیة فی شواهد البهجة المرضیة.» نگارش این کتاب که ٢٨٠صفحه با قطع متوسط است، در عصر روز جمعه ٢ربیع الاول ١٢٧۴ق به پایان رسیده است.
محور اصلی کتاب شرح شواهد الفیه ابن مالک در علم نحو است و شرحی است بر کتاب سیوطی با نام «البهجة المرضیة فی شرح الألفیة.» نسخه‌ای خطی از این کتاب در مکتبه آل رشتی در کربلاست و نسخه‌ای در بغداد، در مکتبه المتحف العراقی.
بنا به تقریر سلمان هادی آل طعمه، در «دیوان» مرحوم سید احمد، که از سید مرحوم اع به ارث رسیده بود، شاعران از بلاد مختلف عراق رفت و آمد می‌کردند؛ از جمله شاعرانِ شهرهای کربلا و حله و بغداد و نجف. مُساجَلات شعری زیادی میان مرحوم سید احمد رشتی و این شاعران موجود است و همچنین قصیده‌های متعددی که در مدح سید احمد سروده شده.
مراوداتِ اهالیِ این دیوان و اهل ادب، تا بعد از مرحوم سید احمد ادامه داشت و فرزندش «قاسم» نیز این دیوان را اداره می‌کرد. در زمان مرحوم سید قاسم بود که شاعر حِلی، شیخ حمادی نوح بخشی از دیوانش را به «الرشتیات» اختصاص داد و از سید قاسم نیز نام برد. همچنین در رثاء سید احمد و سید قاسم نیز مراثی‌ای سروده شد.
سخن در این باره فراوان است و تفصیل، مجالی دیگر می‌طلبد.
آنچه در نظر است اینکه این مرحوم در ادبیات عرب متبحر بوده است و «المقاصد الرضیة» شاهد دیگری بر مهارت مرحوم سید احمد در این وادی است.
جالب توجه است که مرحوم سید احمد رشتی مکاتباتی شِعری نیز با مرحوم عالم ربانی حاج محمدکریم کرمانی اع داشته و باز هم با محوریت الفیه ابن مالک، ارجوزه‌ای در مدح این بزرگوار سروده است. مطلع آن چنین است:
«یا قاصداً کرمانَ قِف و خبرا[و أخبرا خ‌ل]
عَن الذی خَبَرُه قد اضمرا.»
مطلع جوابیه مرحوم آقای کرمانی اع نیز چنین است:
«ابهی سلامی فی شَذاهُ العَنبر
مِمّا به عنه مُبیناً یُخبَر»
اهمیت ادبی کتاب «المقاصد الرضیة» به گونه‌ای است که در ابتداء نسخه خطی این کتاب، «تقریظ»های شُعراء متعدد و عُلماء مختلفی یادداشت شده است. تقریظ‌های افرادی همچون:
سید حسن بن کاظم حسینی، امین الدین ابراهیم، حاج محمدعلی کمونه، حاج جواد بدقت، شیخ موسی اصفر، شیخ جابر کاظمی، سید راضی قزوینی و عبد الباقی افندی عمری.
در پایان، اشعار حاج جواد بدقت اسدی را نقل می‌کنیم که به عنوان تقریظ کتاب «المقاصد الرضیة» سروده است:
یمیناً بما ضمّت جوانح أحمد
علوماً له ألقت زمام المحامدِ
بأن علیه العلم مَدّ رواقه
بشأن کفاه عن دلیلٍ و شاهد
أتاها بسیما شیخه و کفی علاً
إذا ولدٌ وفیّ بسیماء والد
و إن جَنح الشانی الجحود لشاهدٍ
علی ما ادعیناه أتی بشواهد

🖼تصویر: فرزند و نوه سید مرحوم اع، مرحوم سید احمد و مرحوم سید قاسم
yon.ir/sayedahmad
@AghayedNet
Forwarded from AghayedNet
▪️قال العالم الرباني المرحوم الشیخ أحمدالأحسائی أع:
«خديجة رضی الله عنها،بل عليهاالسلام ﻷنها وعاء السلام و نور دارالسلام...»
🔺10ماه رمضان،سالروز وفات ام المؤمنین حضرت خدیجه سلام الله علیها
@AghayedNet
🔺مصطلحات علم الکلام عند الشيخ أحمد الأحسائي اع
صرفاً برای آشنایی با این اثر، فایل آن ارائه می‌گردد
@AghayedNet
Forwarded from AghayedNet
عيدٌ بأيّةِ حالٍ عُدتَ يا عيد...
@AghayedNet
✔️سالروز واقعه همدان (عیدِ فطرِ 1315ق)


⚡️دشمنی ها با شیخیه همدان، روز به روز بیشتر و بیشتر می شد تا اینکه با پایان ماه رمضان سال 1315ق، مصادف با عید فطر، در همدان بلوایی به راه افتاد و آتش کینه ها و حِقدها و حسدها شعله ور گردیده و صدمات فراوانی بر شیخی های ساکن همدان وارد آمد. این بلوا، سه روز به درازا کشید و در هر روز، دشمنان حربه ای را برای آزار و اذیت مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی أع و دوستان ایشان به کار می بردند.



🔻در لینک‌های زیر، دراین باره بیشتر بخوانید:

▪️گزارش روز اول واقعه همدان (حمله و غارت):
https://t.me/AghayedNet/979

▪️گزارش روز دوم واقعه (کشتار، با اشاره ای به شهداء شیخیه):
https://t.me/AghayedNet/984

▪️گزارش روز سوم واقعه (اذیت و آزار جسمی و روحی):
https://t.me/AghayedNet/986

▪️تأملاتی بر گزارش ضیاء الدین تویسرکانی درباره واقعه همدان (1):
https://t.me/AghayedNet/1827

▪️تأملاتی بر گزارش ضیاء الدین تویسرکانی درباره واقعه همدان (2):
https://t.me/AghayedNet/1828

▪️کتاب عبرة لِمَن اعتَبر، با موضوع بررسی واقعه همدان:
https://t.me/AghayedNet/990
https://t.me/AghayedNet/987

@AghayedNet
✔️الذكرى السنويّة لواقعة همدان (عيد الفطر سنة ١٣١۵هـ.ق)

كان العداء تجاه شيخية همدان يزداد شيئاً فشيئاً يوماً بعد يوم حتّى جاء آخر شهر رمضان سنة ١٣١۵هـ.ق و عيد الفطر، فعمّت همدان بلوى و اشتعلت فيها نار الأضغان والأحقاد والحسد، و توالت الصدمات على الشيخية القاطنين في همدان من كل صوب. امتدّت هذه البلوى لثلاثة أيّام، و في كلّ يوم منها كان للأعداء يستعملون لإيقاع الأذى و النكاية بالمرحوم الحاج الميرزا محمّد باقر الشريف الطباطبائي - أعلى الله مقامه - و محبّيه.

🔻🔻🔻يُعرض هنا مختصر عن وقائع هذه الأيّام الثلاثة أخذاً بكتاب «عبرة لمن اعتبر» الذي هو أهمّ مأخذ لجزئيات هذه الحادثة.
@AghayedNet
Forwarded from AghayedNet
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
AghayedNet
🔰🔰گونه‌شناسی و تحلیلِ تعارضات ظاهری در اقوال و مکتوباتِ مشایخ عظام اعلی الله مقامهم؛ با مراجعه به منابع دستِ‌ اول 🔻بخش پانزدهم ✔️نظر مبارک مرحوم آقای شریف طباطبائی اع درباره تعارضات 🔹برای سومین مصداق، به مجموعه رسائل مرحوم آقای شریف طباطبائی اع اشاره می‌کنیم…
🔰🔰گونه‌شناسی و تحلیلِ تعارضات ظاهری
در اقوال و مکتوباتِ مشایخ عظام اعلی الله مقامهم؛
با مراجعه به منابع دستِ‌ اول

🔻بخش شانزدهم

✔️نظر مبارک مرحوم آقای شریف طباطبائی اع درباره تعارضات

🔹سخن در نقل فرمایش‌های مرحوم آقای شریف طباطبائی اع بود درباره تعارضات ظاهری در کلمات بزرگان دین اعلی الله مقامهم و اشاره شد این بزرگوار در دروسِ الفطرة السلیمة، مباحثی در این باره مطرح فرموده‌اند. ادامه این فرمایش‌ها را نقل می‌کنیم:

🔸دیگر دقت کنید ان‌شاء‌الله این حرف‌ها را کسی بنویسد توی کتاب تناقض به نظر می‌آید و آنهایی که مرتاضند به علم می‌دانند به غیر از این تعبیری ندارد انسان در میانه این نفی و اثبات چیزی می‌فهمد ملتفت باشید.(درس دوشنبه، ٢۶ ربیع المولود١٣٠٠)
دیگر کلمات متناقضه را حالا می‌یابید که متناقض نیست.(درس شنبه، ٩ ربیع الثانی١٣٠٠)

🔹اینها همه از باب تعبیر است و در عالم الفاظ به جز این الفاظ دیگر لفظی ندارم و هی کلمات متناقضه بگویم و هی نفی کنم و اثبات کنم تا اینکه هرکه را که خدا خواسته باشد که بفهمد میان دو نقیض و ما بین نفی و اثبات بی‌لفظ بفهمد اینست که در توحید کلمات متناقضه واجب است چنانچه اخباری که در توحید وارد شده جمیعش متناقض است داخل فی الاشیاء لا کدخول شیء فی شیء و خارج عنها لا کخروج شیء عن شیء در جایی دیگر می‌فرماید قریب حین بعده و بعید حین قربه و در خلق لامحاله این تناقض هست و در بیان عالی و دانی هم لامحاله باید کلمات متناقضه باشد ببین مثلاً جسم مطلق نه خارج است از اجسام مقیده که آن بالای عرش یک کره علی‌حده داشته که اگر آن بالا یک کره علی‌حده داشت آن وقت ضد این اجسام می‌شد و دو تا می‌شد پس آن وقت مطلق نبود مقید بود و جسم مطلق داخل در اجسام مقیده هم نیست که اگر داخل بود در عرصه اینها بود و محبوس به حبس اینها بود باز مقید بود پس او هم داخل است و هم خارج و نه داخل است و نه خارج ببین جمیعش کلمات متناقضه است و دخول او مثل دخول اینها نیست مثل عرش و کرسی و افلاک و عناصر نیست و اگر مثل اینها بود در مکان بود و مقید بود.(دروس١٢۸٨ق)

🔸مصداقی دیگر از توضیحات مرحوم آقای شریف طباطبائی درباره تعارض‌گویی، نقد و ردِّ نظریه لزوم وحدت ناطق شیعی است. ایشان در این ساحت، در مقام دفاع از تعارضات نیستند؛ بلکه به‌عکس: در این موضوع، به تناقضات مبدع لزوم وحدت ناطق شیعی پرداخته و آن را از میدان مکتب پاکسازی می‌فرمایند.
این بزرگوار از تعارض‌گویی‌های مبدع این نظریه به شگفت آمده و در مواضع مختلف به آن اشاره می‌کنند. در این بخش به نقل عباراتی از ایشان در این‌باره اکتفاء می‌کنیم:

🔹«و از این عجب‌تر، کاش بر یک نسق جاری می‏شد و در همان‏‌جا رسوا بود. پس گاهی دیگر می‌‏گوید و می‏‌نویسد از برای امثال خودش که به انتشار ضرورت دین و مذهب می‏‌خواهند انکار کنند انحصار نطق را به ناطق واحد. آیا شیخ مرحوم از برای همین آمده بود که بگوید آنچه اطفال و پیرزال‌ها می‏گویند حق است؟ پس عبرت بگیرید که خود او گفته و نوشته که ضروریات دین و مذهب را اطفال و پیرزال‌ها هم می‌دانند و شیخ مرحوم اعلی الله مقامه نیامده که بگوید آنچه این اطفال و پیرزال‌ها می‏گویند حق است. پس عبرت بگیرید از رسواکردن خداوند عالم جلّ‏ شأنه اهل باطل را به این سر حد که بگوید ضروریات دین و مذهب را اطفال و پیرزال‌ها هم می‏‌دانند، پس نمی‏دانم که چگونه دانستن ضروریات مخصوص اوحدی زمان بوده که اطفال و پیرزال‌ها هم آن را دانسته‏‌اند. پس این خرافت یعنی چه که [در جای دیگر می‌نویسد] مردم چه می‏‌دانند ضروریات کدام است، و دانستن آن مخصوص اوحدی زمان است؟» (رساله در جواب میرزا حسنعلی خان.)

🔸در ادامه، مطالبی کلی را مطرح خواهیم کرد که در همه این مبحث به آن نیاز است و پس از آن علل و مصادیق اختلاف‌ها و تناقض‌های ظاهری را بررسی خواهیم کرد.

ادامه دارد...

@AghayedNet
🔺رسائلی از عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اعلی الله مقامه که در ماه شوال المکرم (در سال‌های مختلف) نگارش آن به پایان رسیده است.
@AghayedNet
🌷از فرمايش های مکتبی

نسبت به یکدیگر سعه وجود پیدا کنیم، نورانیت دل، صمیمیت و صفا با یکدیگر داشته باشیم. دعاگوی یکدیگر باشیم، خیر برای هم بخواهیم. عادت کنیم به صداقت و صمیمیت و صفا و یک رنگی.
خدای نکرده در زندگانی و معاشرت های ما مکر، حیله، کید و خدعه نباید باشد. عفت؛ مخصوصاً در میان زن ها، عفت و عصمت از همه لازم تر است. برای مردها هم به حسب خودشان لازم است. ما باید دارای عفت و عصمت باشیم، زن ها باید دارای عفت و عصمت باشند؛ عفت و عصمتی ممتاز و مشخص.
@AghayedNet
🔺سندی تاریخی و تازه یاب
مزیّن به نام عالم ربانی مرحوم شیخ احمد اَحسائی اع
@AghayedNet
Forwarded from AghayedNet
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
AghayedNet
🔰🔰گونه‌شناسی و تحلیلِ تعارضات ظاهری در اقوال و مکتوباتِ مشایخ عظام اعلی الله مقامهم؛ با مراجعه به منابع دستِ‌ اول 🔻بخش شانزدهم ✔️نظر مبارک مرحوم آقای شریف طباطبائی اع درباره تعارضات 🔹سخن در نقل فرمایش‌های مرحوم آقای شریف طباطبائی اع بود درباره تعارضات…
🔰🔰گونه‌شناسی و تحلیلِ تعارضات ظاهری
در اقوال و مکتوباتِ مشایخ عظام اعلی الله مقامهم؛
با مراجعه به منابع دستِ‌ اول

🔻بخش هفدهُم

✔️معنای تناقض و تضاد و شرایطِ تحقق تناقض

🔹مغایرت (جدایی) و تقابلِ دو مفهوم یا دو گزاره از یکدیگر، انواعی دارد. تغایر تضاد، تناقض، تباین، ملکه و عدم، از جمله انواع تغایر است.

🔸یکی از اصول منطق که قُدماء ‌به آن ام القضایا می‌گفتند، اصل تناقض است. اگر دو قضیه از لحاظ موضوع و محمول وحدت داشته باشند اما از لحاظ کمّ و کیف (کلیت و جزئیت) و سلب و ایجاب مختلف باشند، رابطه رابطه تناقض است و دو قضیه، متناقضین هستند.

🔹نکته مهم اینکه در تناقض علاوه بر وحدت موضوع و محمول،‌چند وحدت دیگر نیز شرط است: وحدت در زمان، وحدت در مکان، وحدت در شرط، وحدت در اضافه، وحدت در جزء‌ و کل، ‌وحدت در قوه و فعل که مجموعه هشت وحدت است.

🔸به تعبیر دیگر، آن‌گونه که در کتب فلسفی مطرح شده است تقابلِ تناقض، به ایجاب و سلب است. بدین‌گونه که حرف سلب بر خود آنچه بر آن حرف ایجاب وارد شده، وارد شود. پس آن تقابل سلب و ایجاب، به حسب اصل، در قضایاست (نه در تصورات، چون بحث شده که تناقض در چیست، در تصور یا قضیه. چه است و نیست علامت صدق و کذب است که مربوط به قضاوت و اذعان انسان است)

🔹و گاهی مضمون قضیه به مفرد تحویل و ارجاع داده می‌شود. از این‌رو گفته می‌شود: تناقض میان وجود شیء و عدم آن است، چنان‌که گاهی گفته می‌شود: نقیض هر چیزی رفع آن است و منظور از رفع، طرد و ابطال آن است. از این‌رو رفع انسان، لا انسان است چنان‌که طرد و ابطال و نقیض لا انسان، انسان است (نه آن‌طور که بعضی فلاسفه و منطقیین توهم کرده‌اند که رفع چیز، نفی آن است و این که نقیض انسان، لا انسان است و نقیض لا انسان، لا لا انسان است.)

🔸همین مثال وجود و عدم را مرحوم آقای شریف طباطبائی­ مطرح کرده و دروس ١٢٨٨ می‌فرمایند: «... و اگر وجود هست عدم نیست و این را متناقضات می‌گویند».

🔹مثال واضح تناقض این است که بگوییم: زید در روز جمعه، ساعت دوازده ظهر در منزلش است. و در گزاره دیگری همین مفهوم را نفی کنیم و بگوییم: زید در روز جمعه، ساعت دوازده ظهر در منزلش نیست؛ چرا که این دو گزاره در همه شروط هشت‌گانه مشترک است. اما اگر گفتیم زید در ساعت یازده در منزلش نیست، تناقضی با گزاره اول ندارد؛ چرا که وحدت زمان از بین رفته است.

🔸و اما تضاد این است که در دو امر وجودی باشد که متضایف نباشند و ذاتاً متغایر باشند، یعنی بالذات مجتمع در یک موضوع نباشند.

🔹اینک با تعریف تناقض و تضاد و با مراجعه به کتب دستِ اول بزرگان شیخیه اع می‌یابیم در نوع گزاره‌های معرفتیِ این بزرگواران گزاره‌ها در یکی از شروط هشت‌گانه با یکدیگر وحدت ندارند و در نتیجه تناقضی پیش نمی‌آید.

🔸برای مثال گزاره‌ای مربوط به عالم زمان است و گزارهای مربوط به عالم دهر و گزاره‌ای مربوط به عالم سرمد. شخص ناآگاه از شروطِ گزاره‌ها، متناقض گمان می‌کند و آگاه به مبانی و اصطلاحات، هر گزاره را برای عالمی‌از عوالم سه‌گانه توصیف می‌کند و تبیین می‌کند که تناقضی در کار نیست؛ چه رسد به اینکه تناقضی باشد و در پی رفع آن باشیم.

🔹متأسفانه ناآگاهانِ از اصطلاحات و مبانی، ادعای تناقض‌یابی دارند. اخیراً شخصی چنین نوشته است:
«...مطالبی به شیخیه نسبت داده شده که آنها ادعا می‌کنند: مدعای ما درست فهمیده نشده و یا آنکه مخالفان، از روی غرض‌ورزی به ما نسبت داده‌اند؛ ولی آنچه از سوی آنان ارائه شده، نهایت متشتت، متهافت و متناقض [کذا] است.» ( چند کلمه حرف حساب درباره شیخیه، ص٧)

🔸وی در ادامه، چند نمونه از تناقضات ظاهری را نقل کرده است. پرسشی که مطرح است این است که: آیا مؤلف همه شروط تحقق یک تناقض را در گزاره‌های شیخیه بررسیده است که این‌‌گونه قلمفرسایی کرده و نوشته است: «تناقضات آنان آن‌قدر فراوان است که نیاز به تألیف مستقل دارد»؟ (همان)

🔹به نظر می‌رسد تلاش مؤلف بر ردیه‌نویسی فراغتی برای اندیشیدن باقی نگذارده و از تعریف تناقض در کتب منطق و فلسفه آگاه نبوده است. نمونه این کلمات در کتب نقدِ شیخیه به چشم می‌خورد و اهل مطالعه از این ادعاها تعجب می‌کنند.

ادامه دارد...

@AghayedNet