AghayedNet
🔰🔰گونهشناسی و تحلیلِ تعارضات ظاهری در اقوال و مکتوباتِ مشایخ عظام اعلی الله مقامهم؛ با مراجعه به منابع دستِ اول 🔻بخش دوازدهم ✔️فرمایشهای مرحوم آقای کرمانی اع در پاسخ به اعتراضها درباره اختلافات و تعارضات ظاهریِ بیانات بزرگان اع 🔹مصداقی دیگر، دروس…
🔰🔰گونهشناسی و تحلیلِ تعارضات ظاهری
در اقوال و مکتوباتِ مشایخ عظام اعلی الله مقامهم؛
با مراجعه به منابع دستِ اول
🔻بخش سیزدهم
✔️نظر مبارک مرحوم آقای شریف طباطبائی اع درباره تعارضات
🔹مرحوم آقای حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی رابعِ مشایخ عظام و خاتِم ایشان اعلی الله مقامهم هستند. آن بزرگوار متصدیِ ابطال ادعاهای باطل بودند و هرگونه تغییر و تحریف را تبیین فرمودند و این روشنگری در مقابل تحریفاتِ داخلی و خارجی بود؛ یعنی چه انحرافاتِ آنانی که خود را به بزرگان دین اع منتسب کرده بودند و چه اباطیلی که منکرانِ امر بزرگان دین اع مینوشتند و منتشر میکردند که یکی از مصادیق بارز آن، اشکالتراشیها و تعارض و تناقض ردیف کردنها است.
🔸از اینرو در کنار همه زوایای زندگی علمی و عملیِ این بزرگوار، برخوردِ با اعتراضات و اشکالات را نیز باید توجه کرد و این مکافحه در آثارِ علمی این بزرگوار بسیار چشمگیر است و مصادیق متعدد دارد. به تعبیر دیگر موقعیت علمی و معنویِ این بزرگوار پر رنگ بودنِ این برخورد را ایجاب کرده است. در این بخش به مصادیقِ برخورد این بزرگوار با تناقضیابی و تعارضیابی بیگانگان با حکمت الهی در فرمایشهای بزرگان دین اع اشاره میکنیم.
🔹چند سال قبل از وقوع واقعه جانگداز همدان، «محمد حسین شهرستانی» در حوزه کربلا دو کتاب به نامهای «تریاق فاروق» و «مسترشد الانام فی ردّ ارشادالعوام» نوشت و «شیخ محمود عراقی» هم کتابی به نام «دار السلام» تصنیف کرد و در آن بر کتابهای «مرحوم شیخ احمد احسائی» و «مرحوم سید کاظم رشتی» و «مرحوم حاج محمد کریم کرمانی» اعلی الله مقامهم ایرادهایی گرفتند و به چاپ رسانیده و منتشر کردند.
🔸وقتی کتابها به دست مرحوم آقای شریف طباطبائی رسید سه کتاب مفصل در ردّ آنها به نام «اجتناب» و «ازالة الاوهام» و «نعل حاضره» تصنیف فرموده و آنها را چاپ و منتشر نمودند.
کتاب ازالة الاوهام در ردّ مسترشد الانام، کتابی است که یکی از اساسیترین موضوعات آن، پاسخ به تعارضات و تناقضاتی است که صاحب مسترشد به گمان خود مطرح کرده است. صاحب مسترشد اعتراضاتی را مطرح کرده است و تناقضاتی را که به گمان خود در کتاب ارشادالعوام مطالعه کرده است.
🔹صرف نظر از اعتراضات، فهرستِ تناقضاتی که برشمرده است و مرحوم آقای شریف طباطبائی پاسخ فرمودهاند، چنین است (هر عدد، بیانگر شماره اعتراض و تناقضیابیِ صاحب مسترشد (به گمان خود) طبق کتاب ازالة الاوهام است):
تناقضها در جلد اول:
وهمِ١٠، ١٨، ١٩، ٢١، ٢٣، ٢٨، ٣٢، ٣٣، ٣۴، ٣۵، ٣٨، ۴٠، ۴١، ۴٣، ۴۴، ۴۶، ۴٧، ۴٨، ۵٠.
تناقضها در جلد دوم:
وهمِ۵٢، ۵۴، ۵۵، ۵۶، ۵٧، ۵٩.
تناقضها در جلد سوم:
وهمِ۶١، ۶٢، ۶٣، ۶۴، ۶۵، ۶۶، ۶٩، ٧٠، ٧١، ٧٢، ٧٣، ٧۵، ٧۶، ٧٩، ٨١، ٨٢، ٨٣، ٨۵، ٨۶، ٨٧.
تناقضها در جلد چهارم:
وهمِ٩٧، ٩٨، ١٠٠، ١٠۶، ١٠٧، ١١٠.
🔸نخستین مصداق از نظر مبارک مرحوم آقای شریف طباطبائی درباره تعارضات و اختلافات وهمی، کتاب ازالة الاوهام است. با مطالعه یک یکِ پاسخهای این بزرگوار به تناقضهای صاحب مسترشد، دفاع این بزرگوار از ساحت مرحوم آقای کرمانی روشن میگردد و همچنین تبیین روشِ جمعِ فرمایشهای به ظاهر متناقض بزرگان دین اع. و در واقع عِلاوه بر پاسخ آنها، کلاس درسی است در محضر بزرگ دین برای رویارویی با اختلافاتِ ظاهری فرمایشهای مشایخ عظام اع.
⏳ادامه دارد...
📌دانلود کتاب «ازالة الاوهام» از لینک زیر:
https://t.me/AghayedNet/212
در اقوال و مکتوباتِ مشایخ عظام اعلی الله مقامهم؛
با مراجعه به منابع دستِ اول
🔻بخش سیزدهم
✔️نظر مبارک مرحوم آقای شریف طباطبائی اع درباره تعارضات
🔹مرحوم آقای حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی رابعِ مشایخ عظام و خاتِم ایشان اعلی الله مقامهم هستند. آن بزرگوار متصدیِ ابطال ادعاهای باطل بودند و هرگونه تغییر و تحریف را تبیین فرمودند و این روشنگری در مقابل تحریفاتِ داخلی و خارجی بود؛ یعنی چه انحرافاتِ آنانی که خود را به بزرگان دین اع منتسب کرده بودند و چه اباطیلی که منکرانِ امر بزرگان دین اع مینوشتند و منتشر میکردند که یکی از مصادیق بارز آن، اشکالتراشیها و تعارض و تناقض ردیف کردنها است.
🔸از اینرو در کنار همه زوایای زندگی علمی و عملیِ این بزرگوار، برخوردِ با اعتراضات و اشکالات را نیز باید توجه کرد و این مکافحه در آثارِ علمی این بزرگوار بسیار چشمگیر است و مصادیق متعدد دارد. به تعبیر دیگر موقعیت علمی و معنویِ این بزرگوار پر رنگ بودنِ این برخورد را ایجاب کرده است. در این بخش به مصادیقِ برخورد این بزرگوار با تناقضیابی و تعارضیابی بیگانگان با حکمت الهی در فرمایشهای بزرگان دین اع اشاره میکنیم.
🔹چند سال قبل از وقوع واقعه جانگداز همدان، «محمد حسین شهرستانی» در حوزه کربلا دو کتاب به نامهای «تریاق فاروق» و «مسترشد الانام فی ردّ ارشادالعوام» نوشت و «شیخ محمود عراقی» هم کتابی به نام «دار السلام» تصنیف کرد و در آن بر کتابهای «مرحوم شیخ احمد احسائی» و «مرحوم سید کاظم رشتی» و «مرحوم حاج محمد کریم کرمانی» اعلی الله مقامهم ایرادهایی گرفتند و به چاپ رسانیده و منتشر کردند.
🔸وقتی کتابها به دست مرحوم آقای شریف طباطبائی رسید سه کتاب مفصل در ردّ آنها به نام «اجتناب» و «ازالة الاوهام» و «نعل حاضره» تصنیف فرموده و آنها را چاپ و منتشر نمودند.
کتاب ازالة الاوهام در ردّ مسترشد الانام، کتابی است که یکی از اساسیترین موضوعات آن، پاسخ به تعارضات و تناقضاتی است که صاحب مسترشد به گمان خود مطرح کرده است. صاحب مسترشد اعتراضاتی را مطرح کرده است و تناقضاتی را که به گمان خود در کتاب ارشادالعوام مطالعه کرده است.
🔹صرف نظر از اعتراضات، فهرستِ تناقضاتی که برشمرده است و مرحوم آقای شریف طباطبائی پاسخ فرمودهاند، چنین است (هر عدد، بیانگر شماره اعتراض و تناقضیابیِ صاحب مسترشد (به گمان خود) طبق کتاب ازالة الاوهام است):
تناقضها در جلد اول:
وهمِ١٠، ١٨، ١٩، ٢١، ٢٣، ٢٨، ٣٢، ٣٣، ٣۴، ٣۵، ٣٨، ۴٠، ۴١، ۴٣، ۴۴، ۴۶، ۴٧، ۴٨، ۵٠.
تناقضها در جلد دوم:
وهمِ۵٢، ۵۴، ۵۵، ۵۶، ۵٧، ۵٩.
تناقضها در جلد سوم:
وهمِ۶١، ۶٢، ۶٣، ۶۴، ۶۵، ۶۶، ۶٩، ٧٠، ٧١، ٧٢، ٧٣، ٧۵، ٧۶، ٧٩، ٨١، ٨٢، ٨٣، ٨۵، ٨۶، ٨٧.
تناقضها در جلد چهارم:
وهمِ٩٧، ٩٨، ١٠٠، ١٠۶، ١٠٧، ١١٠.
🔸نخستین مصداق از نظر مبارک مرحوم آقای شریف طباطبائی درباره تعارضات و اختلافات وهمی، کتاب ازالة الاوهام است. با مطالعه یک یکِ پاسخهای این بزرگوار به تناقضهای صاحب مسترشد، دفاع این بزرگوار از ساحت مرحوم آقای کرمانی روشن میگردد و همچنین تبیین روشِ جمعِ فرمایشهای به ظاهر متناقض بزرگان دین اع. و در واقع عِلاوه بر پاسخ آنها، کلاس درسی است در محضر بزرگ دین برای رویارویی با اختلافاتِ ظاهری فرمایشهای مشایخ عظام اع.
⏳ادامه دارد...
📌دانلود کتاب «ازالة الاوهام» از لینک زیر:
https://t.me/AghayedNet/212
باسمه تعالی
اگر تا قبل از ظهرِ روز دوشنبه رؤیت هلال ماه مبارک رمضان شایع نشد، روزه روز دوشنبه به نیت آخر شعبان است.
@AghayedNet
اگر تا قبل از ظهرِ روز دوشنبه رؤیت هلال ماه مبارک رمضان شایع نشد، روزه روز دوشنبه به نیت آخر شعبان است.
@AghayedNet
🔺نرمافزار اندرویدی صراط مُنیر
مشتمل بر قرآن مجید؛
ارشادالعوام و نُخبه، نگاشته مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اع
کفایة المسائل، نگاشته مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اع
مفاتیح الجنان، نگاشته مرحوم محدّث قمی
و نخبة الزیارات، احادیث و...
@AghayedNet
مشتمل بر قرآن مجید؛
ارشادالعوام و نُخبه، نگاشته مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اع
کفایة المسائل، نگاشته مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اع
مفاتیح الجنان، نگاشته مرحوم محدّث قمی
و نخبة الزیارات، احادیث و...
@AghayedNet
🔺رسائلی از عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اعلی الله مقامه که در ماه مبارک رمضان (در سالهای مختلف) نگارش آن به پایان رسیده است.
@AghayedNet
@AghayedNet
Forwarded from Scatterings مبعثرات
كشكول الشيخ أحمد بن زين الدين الأحسائي بخطه
ج١ و ج٢
ملفات بي دي أف
☝🏽☝🏽☝🏽☝🏽☝🏽☝🏽☝🏽☝🏽☝🏽☝🏽☝🏽
ج١ و ج٢
ملفات بي دي أف
☝🏽☝🏽☝🏽☝🏽☝🏽☝🏽☝🏽☝🏽☝🏽☝🏽☝🏽
AghayedNet
🔰🔰گونهشناسی و تحلیلِ تعارضات ظاهری در اقوال و مکتوباتِ مشایخ عظام اعلی الله مقامهم؛ با مراجعه به منابع دستِ اول 🔻بخش سیزدهم ✔️نظر مبارک مرحوم آقای شریف طباطبائی اع درباره تعارضات 🔹مرحوم آقای حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی رابعِ مشایخ عظام و خاتِم…
🔰🔰گونهشناسی و تحلیلِ تعارضات ظاهری
در اقوال و مکتوباتِ مشایخ عظام اعلی الله مقامهم؛
با مراجعه به منابع دستِ اول
🔻بخش چهاردهم
✔️نظر مبارک مرحوم آقای شریف طباطبائی اع درباره تعارضات
🔹مصداقِ مهم دیگر، نگارش رساله «الاصول المهمة فی شرح الحکمة» است. این رساله که در ماه رمضان ١٢٧٨ نگارش آن به پایان رسیده است، دربردارنده مباحثی مهم در رفع و جمع تناقضات و تعارضات ظاهریِ بیانات بزرگان دین اع است. این رساله را ابتداءً نگاشتهاند؛ با این توضیح که برخی رسائل ایشان در پاسخ به پرسشهاست و برخی را بدون پرسش دیگران تصنیف فرمودهاند.
🔸در واقع رسائلی که ابتداءً و بدونِ پرسش دیگران مطرح شده، نوعی دغدغه فکری بوده است که برای استفاده دیگران خود را به نگارش رساله ملزم دیدهاند. در ابتدای رساله میفرمایند هنگامیکه در حکمت حقه بزرگان دین اع تأمل کردم استعمالات مختلفی را بر لفظ واحدی ملاحظه کردم که هر یک از آن معانی به قرینه مقام مشخص میشود و همه بر آن آگاهی نمییابند جز کسی که خدا خواسته باشد و این به علت آن است که کلام این بزرگواران صعب مستصعب است (همچون کلام معصومین علیهم السلام) و چشمههای حکمت از آن میجوشد و دُرّهایی که از شجره اهل عصمت پرتو گرفته در آن است. از اینرو خداوند اراده فرموده که خنزیرها و امثال آن نتوانند نزد این مشرعه بیایند.
🔹در ادامه، تحت عنوان «تنبیه» مباحثی را درباره امر ظاهر و امر غیب و باطن مطرح میفرمایند و علت متناقض دیدهشدنِ فرمایشهای بزرگان را چنین توضیح میفرمایند:
«فلما اراد اهل الباطن تعلیم اهل الظاهر المعانی الباطنیة الغیبیة و لیس لها الفاظ الّا الفاظ المعانی الظاهرة عمدوا الی تلک الالفاظ بعینها لفقد غیرها فنفوا معانیها المتبادرة الی اذهانهم و اثبتوا معانی متبادرة اخری فرأوا ان مرادهم لم یحصل منها فنفوا ثانیاً و اثبتوا معنی آخر و هکذا کلما کرّروا لفظاً تبادر الی الاذهان معنی من المعانی الظاهرة فلم یزل نفوا و اثبتوا و کرّروا لعلهم یعرفون مرادهم فلذلک تری اغلب کلمات الحکمة متضادة متناقضة فلما سمع اهل الظاهر تلک الکلمات المتضادة المتخالفة زعموها انها من المتشابهات ان کانوا من اهل التسلیم و الّا فأنکروا رأساً انکاراً شدیداً و اما عند اهل الباطن فلیست من المتشابهات ابداً و انها من المحکمات التی لایمکن الاتیان بأحکم منها.
🔸زمانی که اهل باطن خواستند که معانی باطنی و غیبی را به اهل ظاهر بیاموزند و از طرفی برای بیان آن معانی، الفاظی جز الفاظ معانی ظاهری وجود نداشت، اهل باطن تصمیم گرفتند که از همین لفظهای ظاهری برای بیان باطن استفاده کنند؛ چراکه لفظ دیگری وجود نداشت.
🔹پس آن معانیِ متبادر به ذهنها را نفی فرموده و معانی متبادر دیگری را ثابت فرمودند. و همینطور هر لفظی را که تکرار کردند معنایی از معناهای ظاهری به ذهنها میرسید. پس همیشه در حال نفی و اثبات و تکرار بودند، شاید مردم مراد ایشان را دریابند. از این رو بیشتر کلمات ایشان را متضاد و متخالف میبینی.
🔸اگر مردم از اهل تسلیم باشند، این تناقضها را از متشابهات گمان میکنند و گر نه از بیخ و بُن انکار شدیدی میکنند. اما نزد اهل باطن، این کلمات هرگز از متشابهات نیست؛ بلکه از محکماتی است که محکمتر از آن نمیتوان آورد.
🔹و باز هم به مناسبتهایی این نکته را گوشزد میفرمایند که تعارض فهمی، به علت عدم فهمِ اصطلاحات و تعبیرات و معانی مختلفِ آن است. به هر روی، این رساله را میتوان مصداقی از فعالیتهای مرحوم آقای شریف طباطبائی در راستای پاسخگویی به تعارضاتِ ظاهری بیانات بزرگان قلمداد کرد.
🔸مصداقی که اهمیتِ این موضوع را نزد این بزرگوار روشن میکند، به گونهای که یک تکنگاری به آن اختصاص داده و با بیان معانی مختلف اصطلاحات مکتبی، گامی بلند برای رفع تناقضات ظاهری بر میدارند.
🔹اهمیت این رساله به حدی است که اخیراً یکی از افرادی که از تبعیت مرحوم آقای کرمانی اع سر باز زدهاند، نسخهای خطی از این رساله را یافته و چنان آن را عجیب یافته است که به تحقیق آن اشتغال دارد تا به چاپ برساند. و این یکی از نوادر است که شخصی از اتجاهِ عقیدتی خاصی، کتابی را تحقیق کند که از اتجاه مخالف است.
⏳ادامه دارد...
@AghayedNet
در اقوال و مکتوباتِ مشایخ عظام اعلی الله مقامهم؛
با مراجعه به منابع دستِ اول
🔻بخش چهاردهم
✔️نظر مبارک مرحوم آقای شریف طباطبائی اع درباره تعارضات
🔹مصداقِ مهم دیگر، نگارش رساله «الاصول المهمة فی شرح الحکمة» است. این رساله که در ماه رمضان ١٢٧٨ نگارش آن به پایان رسیده است، دربردارنده مباحثی مهم در رفع و جمع تناقضات و تعارضات ظاهریِ بیانات بزرگان دین اع است. این رساله را ابتداءً نگاشتهاند؛ با این توضیح که برخی رسائل ایشان در پاسخ به پرسشهاست و برخی را بدون پرسش دیگران تصنیف فرمودهاند.
🔸در واقع رسائلی که ابتداءً و بدونِ پرسش دیگران مطرح شده، نوعی دغدغه فکری بوده است که برای استفاده دیگران خود را به نگارش رساله ملزم دیدهاند. در ابتدای رساله میفرمایند هنگامیکه در حکمت حقه بزرگان دین اع تأمل کردم استعمالات مختلفی را بر لفظ واحدی ملاحظه کردم که هر یک از آن معانی به قرینه مقام مشخص میشود و همه بر آن آگاهی نمییابند جز کسی که خدا خواسته باشد و این به علت آن است که کلام این بزرگواران صعب مستصعب است (همچون کلام معصومین علیهم السلام) و چشمههای حکمت از آن میجوشد و دُرّهایی که از شجره اهل عصمت پرتو گرفته در آن است. از اینرو خداوند اراده فرموده که خنزیرها و امثال آن نتوانند نزد این مشرعه بیایند.
🔹در ادامه، تحت عنوان «تنبیه» مباحثی را درباره امر ظاهر و امر غیب و باطن مطرح میفرمایند و علت متناقض دیدهشدنِ فرمایشهای بزرگان را چنین توضیح میفرمایند:
«فلما اراد اهل الباطن تعلیم اهل الظاهر المعانی الباطنیة الغیبیة و لیس لها الفاظ الّا الفاظ المعانی الظاهرة عمدوا الی تلک الالفاظ بعینها لفقد غیرها فنفوا معانیها المتبادرة الی اذهانهم و اثبتوا معانی متبادرة اخری فرأوا ان مرادهم لم یحصل منها فنفوا ثانیاً و اثبتوا معنی آخر و هکذا کلما کرّروا لفظاً تبادر الی الاذهان معنی من المعانی الظاهرة فلم یزل نفوا و اثبتوا و کرّروا لعلهم یعرفون مرادهم فلذلک تری اغلب کلمات الحکمة متضادة متناقضة فلما سمع اهل الظاهر تلک الکلمات المتضادة المتخالفة زعموها انها من المتشابهات ان کانوا من اهل التسلیم و الّا فأنکروا رأساً انکاراً شدیداً و اما عند اهل الباطن فلیست من المتشابهات ابداً و انها من المحکمات التی لایمکن الاتیان بأحکم منها.
🔸زمانی که اهل باطن خواستند که معانی باطنی و غیبی را به اهل ظاهر بیاموزند و از طرفی برای بیان آن معانی، الفاظی جز الفاظ معانی ظاهری وجود نداشت، اهل باطن تصمیم گرفتند که از همین لفظهای ظاهری برای بیان باطن استفاده کنند؛ چراکه لفظ دیگری وجود نداشت.
🔹پس آن معانیِ متبادر به ذهنها را نفی فرموده و معانی متبادر دیگری را ثابت فرمودند. و همینطور هر لفظی را که تکرار کردند معنایی از معناهای ظاهری به ذهنها میرسید. پس همیشه در حال نفی و اثبات و تکرار بودند، شاید مردم مراد ایشان را دریابند. از این رو بیشتر کلمات ایشان را متضاد و متخالف میبینی.
🔸اگر مردم از اهل تسلیم باشند، این تناقضها را از متشابهات گمان میکنند و گر نه از بیخ و بُن انکار شدیدی میکنند. اما نزد اهل باطن، این کلمات هرگز از متشابهات نیست؛ بلکه از محکماتی است که محکمتر از آن نمیتوان آورد.
🔹و باز هم به مناسبتهایی این نکته را گوشزد میفرمایند که تعارض فهمی، به علت عدم فهمِ اصطلاحات و تعبیرات و معانی مختلفِ آن است. به هر روی، این رساله را میتوان مصداقی از فعالیتهای مرحوم آقای شریف طباطبائی در راستای پاسخگویی به تعارضاتِ ظاهری بیانات بزرگان قلمداد کرد.
🔸مصداقی که اهمیتِ این موضوع را نزد این بزرگوار روشن میکند، به گونهای که یک تکنگاری به آن اختصاص داده و با بیان معانی مختلف اصطلاحات مکتبی، گامی بلند برای رفع تناقضات ظاهری بر میدارند.
🔹اهمیت این رساله به حدی است که اخیراً یکی از افرادی که از تبعیت مرحوم آقای کرمانی اع سر باز زدهاند، نسخهای خطی از این رساله را یافته و چنان آن را عجیب یافته است که به تحقیق آن اشتغال دارد تا به چاپ برساند. و این یکی از نوادر است که شخصی از اتجاهِ عقیدتی خاصی، کتابی را تحقیق کند که از اتجاه مخالف است.
⏳ادامه دارد...
@AghayedNet
🔺کتابی درباره زندگی، اندیشه، کارنامه و زمانه شیخ حافظ رجب بُرسی، صاحب کتاب مشارق انوار الیقین، انتشار سال ١٣٩٧ش
صرفاً برای آشنایی با این اثر معرفی گردید
@AghayedNet
صرفاً برای آشنایی با این اثر معرفی گردید
@AghayedNet
🔸به مناسبت ایام ماه مبارک رمضان
🔸معرفی میگردد
🔹درگاهِ پاسخگویی کانالِ عقاید
🔹از پیوندِ زیر:
🔻🔻🔻
@aghayednet_bot
🔸معرفی میگردد
🔹درگاهِ پاسخگویی کانالِ عقاید
🔹از پیوندِ زیر:
🔻🔻🔻
@aghayednet_bot
✔️بعضی از آثار ظاهری روزه
🔻در بیان عالم ربانی مرحوم شیخ احمد اَحسائی اع
🔹خداوند سبحانه بر همه مکلفین روزه را واجب فرموده برای اینکه گرسنگی بکِشند تا جسدهای ایشان سبُک شود و تشنگی بکشند تا جسدهای ایشان خشکیده شود. و چون خشکیده شود، سبک گردد و در نتیجه، کسالتی که مانع از پرستش خداست،از آنها برطرف شود.
🔸و خوابیدن ایشان کم شود. خوابیدنی که شخص را به واسطه کمی حسنات در روز قیامت تهیدست میگرداند.
زیرا آن کسالت مانع تهجد او در شب میشود و روزی او را کم میکند؛ پس برای تحصیل زندگی کوشش فراوان میکند و از تحصیل آخرت باز میماند.
🔹ولی هنگامی که روزه گرفت و گرسنگی کشید، روحش نیرو میگیرد و بیماریها از بدنش دفع میشود. چراکه گرسنگی، خورِش روح است. از جهت آنکه بسیاری از بیماریها از سیری سرچشمه میگیرد و به خاطر این است که معده خانه بیماریهاست.
🔸و هنگامی که تشنه شد، رطوباتی که باعث فراموشی و کودنی و کمی فهم و علت بسیاری از مریضیهاست خشک میگردد.
🔹و هنگامی که روزه گرفت و گرسنگی و تشنگی کشید، فهم و حافظهاش زیاد میشود و بادها و مرضها از بدنش میرود و کسالتِ در عبادت از او برطرف میشود و جسدش برای انجام طاعتها سبک میگردد و تمایلات نفسانیِ او در هم شکسته میشود
🔸و صفات نکوهیده، مانند حسد، غضب، شهوت، تکبر، بغی و سرکشی، دشمنی، آرزوی طولانی، فراموشی از مرگ و آخرت، از نفسش پاک میگردد؛ بلکه همیشه به یاد مرگ و حساب و بهشت و جهنم و آخرت است و از دنیا و ما فیها و آنچه که برای خدا نیست و به درد آخرت نمیخورد، خود را بر کنار میکند.
و همه اینها نتیجه تشنگی و گرسنگی است... .
@AghayedNet
➖➖➖➖➖➖
🔻عبارات شیخ مرحوم اع:
ان الله سبحانه کتب علی المکلفین الصیام لیجوعوا فتخف اجسادهم و لیعطشوا فتنشف اجسادهم فاذا نشفت و خفت ذهب عنها الکسل المانع من العبادة و کثرة النوم التی تدع الرجل فقیراً یوم القیامة لقلة حسناته لانه یمنعه من التهجد فی اللیل و یقلل الرزق فیکثر همته بتحصیل المعاش و اذا صام و جاع قویت روحه لان الجوع ادام الروح و ذهبت الامراض من بدنه لان اکثر الامراض من الشبع فلذا کانت المعده بیت الداء و ورد صوموا تصحوا و اذا عطش جفت الرطوبات التی هی علة النسیان و البلاده و قلة الفهم و علة کثیر من الامراض فاذا صام و جاع و عطش زاد فهمه و حفظه و ذهبت الریاح و سایر الامراض من جسده و ذهب عنه الکسل فی العبادة و خف جسده لفعل الطاعات و انکسرت نفسه عن الشهوات و الخصال الذمیمه کالحسد و الغضب و الشهوه و التکبر و البغی و العدوان و طول الامل و نسیان الموت و الاخرة بل یکون دائما ذاکرا للموت و الحساب و الجنه و النار و الدار الاخره متجافیا عن دار الغرور و ما فیها مما لیس لله و للدار الاخره و کل ذلک و امثاله نتیجه العطش و الجوع و لاجل ما اشرنا الیه لوحوا علیهم السلام لمن یفهم الاشاره من طی الکلام فقالوا ما معناه ان الشیاطین تقید و تغل فی شهر رمضان و لیس ذلک الا عن المؤمنین الذین یجوعون و یعطشون تقربا الی الله سبحانه بصیامهم و اما غیر هولاء فلاتقید عنهم انا ارسلنا الشیاطین علی الکافرین توزهم ازا ای تزعجهم ازعاجا.
📘الصومیة
@AghayedNet
🔻در بیان عالم ربانی مرحوم شیخ احمد اَحسائی اع
🔹خداوند سبحانه بر همه مکلفین روزه را واجب فرموده برای اینکه گرسنگی بکِشند تا جسدهای ایشان سبُک شود و تشنگی بکشند تا جسدهای ایشان خشکیده شود. و چون خشکیده شود، سبک گردد و در نتیجه، کسالتی که مانع از پرستش خداست،از آنها برطرف شود.
🔸و خوابیدن ایشان کم شود. خوابیدنی که شخص را به واسطه کمی حسنات در روز قیامت تهیدست میگرداند.
زیرا آن کسالت مانع تهجد او در شب میشود و روزی او را کم میکند؛ پس برای تحصیل زندگی کوشش فراوان میکند و از تحصیل آخرت باز میماند.
🔹ولی هنگامی که روزه گرفت و گرسنگی کشید، روحش نیرو میگیرد و بیماریها از بدنش دفع میشود. چراکه گرسنگی، خورِش روح است. از جهت آنکه بسیاری از بیماریها از سیری سرچشمه میگیرد و به خاطر این است که معده خانه بیماریهاست.
🔸و هنگامی که تشنه شد، رطوباتی که باعث فراموشی و کودنی و کمی فهم و علت بسیاری از مریضیهاست خشک میگردد.
🔹و هنگامی که روزه گرفت و گرسنگی و تشنگی کشید، فهم و حافظهاش زیاد میشود و بادها و مرضها از بدنش میرود و کسالتِ در عبادت از او برطرف میشود و جسدش برای انجام طاعتها سبک میگردد و تمایلات نفسانیِ او در هم شکسته میشود
🔸و صفات نکوهیده، مانند حسد، غضب، شهوت، تکبر، بغی و سرکشی، دشمنی، آرزوی طولانی، فراموشی از مرگ و آخرت، از نفسش پاک میگردد؛ بلکه همیشه به یاد مرگ و حساب و بهشت و جهنم و آخرت است و از دنیا و ما فیها و آنچه که برای خدا نیست و به درد آخرت نمیخورد، خود را بر کنار میکند.
و همه اینها نتیجه تشنگی و گرسنگی است... .
@AghayedNet
➖➖➖➖➖➖
🔻عبارات شیخ مرحوم اع:
ان الله سبحانه کتب علی المکلفین الصیام لیجوعوا فتخف اجسادهم و لیعطشوا فتنشف اجسادهم فاذا نشفت و خفت ذهب عنها الکسل المانع من العبادة و کثرة النوم التی تدع الرجل فقیراً یوم القیامة لقلة حسناته لانه یمنعه من التهجد فی اللیل و یقلل الرزق فیکثر همته بتحصیل المعاش و اذا صام و جاع قویت روحه لان الجوع ادام الروح و ذهبت الامراض من بدنه لان اکثر الامراض من الشبع فلذا کانت المعده بیت الداء و ورد صوموا تصحوا و اذا عطش جفت الرطوبات التی هی علة النسیان و البلاده و قلة الفهم و علة کثیر من الامراض فاذا صام و جاع و عطش زاد فهمه و حفظه و ذهبت الریاح و سایر الامراض من جسده و ذهب عنه الکسل فی العبادة و خف جسده لفعل الطاعات و انکسرت نفسه عن الشهوات و الخصال الذمیمه کالحسد و الغضب و الشهوه و التکبر و البغی و العدوان و طول الامل و نسیان الموت و الاخرة بل یکون دائما ذاکرا للموت و الحساب و الجنه و النار و الدار الاخره متجافیا عن دار الغرور و ما فیها مما لیس لله و للدار الاخره و کل ذلک و امثاله نتیجه العطش و الجوع و لاجل ما اشرنا الیه لوحوا علیهم السلام لمن یفهم الاشاره من طی الکلام فقالوا ما معناه ان الشیاطین تقید و تغل فی شهر رمضان و لیس ذلک الا عن المؤمنین الذین یجوعون و یعطشون تقربا الی الله سبحانه بصیامهم و اما غیر هولاء فلاتقید عنهم انا ارسلنا الشیاطین علی الکافرین توزهم ازا ای تزعجهم ازعاجا.
📘الصومیة
@AghayedNet
AghayedNet
🔰🔰گونهشناسی و تحلیلِ تعارضات ظاهری در اقوال و مکتوباتِ مشایخ عظام اعلی الله مقامهم؛ با مراجعه به منابع دستِ اول 🔻بخش چهاردهم ✔️نظر مبارک مرحوم آقای شریف طباطبائی اع درباره تعارضات 🔹مصداقِ مهم دیگر، نگارش رساله «الاصول المهمة فی شرح الحکمة» است. این رساله…
🔰🔰گونهشناسی و تحلیلِ تعارضات ظاهری
در اقوال و مکتوباتِ مشایخ عظام اعلی الله مقامهم؛
با مراجعه به منابع دستِ اول
🔻بخش پانزدهم
✔️نظر مبارک مرحوم آقای شریف طباطبائی اع درباره تعارضات
🔹برای سومین مصداق، به مجموعه رسائل مرحوم آقای شریف طباطبائی اع اشاره میکنیم (صرف نظر از دو رساله مستقلی که پیش از این معرفی گردید.) در سراسر این مجموعه نورانی، به مناسبتهایی درباره عدم تعارض فرمایشهای بزرگان دین اعلی الله مقامهم اشاره کرده و علتهای مختلفی برای این تعارضهای ظاهری مطرح فرمودهاند.
برای نمونه در رسائل ۵ صفحه ٢٠١ میفرمایند:
«کلمات کتاب مستطاب «ارشاد» متناقض نیست و کلمات «ارشاد» با رجوم الشیاطین متناقض نیست و کلمات این دو با هدایة الصبیان و غیر آن متناقض نیست... .»
🔸مصداق چهارم دروس ایشان است. دروس مرحوم آقای شریف طباطبائی، گنجینه ای سترگ است با طلاها و نقره ها و یاقوت و مرجان ها.
🔹تمام آنچه در کتاب مبارک ارشادالعوام و بلکه تمام آنچه در شرح الزیارة و کتاب های گرانسنگ دیگر ذکر شده است، در «دروس» توضیح و تفسیر شده است. گویا صاحب دروس، مطالب عظیمه را برای مُبتدیان تقریر فرموده اند. و به تعبیر یکی از معلمین دروس که با تجربه ای بیش از پانزده سال در عقیده خود راسخ شده است: «دروس، به مطالب ارشادالعوام عمق می بخشد.»
🔸دروس، بیان حکمت حقه الهیه است و برای فهمانیدن این حکمت، مقدمه هایی ذکر شده است که هر مقدمه، بابی از علم است. در بعضی قسمتهای دروس، مطالب به صورت قاعده و اصل ذکر می شود که شخص متعلم راحت تر مطالب را فرا میگیرد. در فرمایش های این بزرگوار، از نظام حکیمانه الهی در همین خلقت ظاهری عالم و این نظام عالم، بسیار بحث شده است. در «دروس» به حکمت طبیعی و نظام عالم طبیعت فراوان اشاره می فرمایند و در بعضی مواضع، مسأله به تدریج جلو می رود و به خیلی از مباحثی که دیگران پی نبرده اند اشاره می شود.
🔹این بزرگوار در دروسِ خود به طور مکرر به مسئله تعارضات و تناقضاتِ ظاهری اشاره فرموده و وجوهی را مطرح کردهاند. یکی از وجوهِ جالب توجه این است که شخص حکیم، چارهای جز تناقض گویی در الفاظ ندارد.
در ادامه و در قسمت بعد، به عباراتی از دروس این بزرگوار در این باره اشاره میکنیم:
💠باز نصیحتی عرض کنم، شخص عاقل با عاقل که تکلم می کند، شخصی را اگر یافتی حقیقتاً که دیوانه نیست، متناقض که می گوید و با عقل حرف می زند گوش بده ببین سخنش چیست. همین جورها انبیا و اولیا می کردند، اول یک چیزی می گفتند یک طوری بعد اثباتش می کردند. نه اینکه اول دروغ گفتند و بعد فهمیدند دروغ است آن وقت راستش را گفتند. و نه آنکه هر دو تا دروغ بود حرف سومی راست بود، پیغمبران راستگویانند. فکر کنید باید یک مطلبی از میان این حرفهای مختلفه و این متناقضات بیرون بیاید، اگر کسی باید چیزی بفهمد از میان این حرفها میفهمد. از این جهت باید متناقض گفت.(درسِ روز سهشنبه ١٧شوال المکرم ١٢٩۵)
💠حکیم آن است که مطلب را در میان متناقضات و متضادات بفهمد.(درس روز یکشنبه ٢٢شوال المکرم ١٢٩۵)
💠این مطلب را ان شاء اللّه سعی کنید از روی فهم تصدیق کنید نه از روی خیال. حرف را آدم می زند ظواهر اغلب حکمت، این است که عرض می کنم. در حکمت انبیاء و کسانی که از جانب خدا هستند الفاظشان در حکمت، متنافیات و متناقضات است. حرفی می زنند فردا حرفی دیگر می زنند که خلاف این حرف به نظر می آید. مطلبی دارند غیبی، لفظی می گویند می بینند درست نیامد نفیش می کنند. ظاهر تمام حکمت، متناقضات است کسی که باطنش را فهمید می بیند تمام الفاظ صحیح است. کسی که باطنش به دستش نیست تناقض می فهمد. (درس روز چهارشنبه ٣٠شوالالمکرم ١٢٩٧)
⏳ادامه دارد...
@AghayedNet
در اقوال و مکتوباتِ مشایخ عظام اعلی الله مقامهم؛
با مراجعه به منابع دستِ اول
🔻بخش پانزدهم
✔️نظر مبارک مرحوم آقای شریف طباطبائی اع درباره تعارضات
🔹برای سومین مصداق، به مجموعه رسائل مرحوم آقای شریف طباطبائی اع اشاره میکنیم (صرف نظر از دو رساله مستقلی که پیش از این معرفی گردید.) در سراسر این مجموعه نورانی، به مناسبتهایی درباره عدم تعارض فرمایشهای بزرگان دین اعلی الله مقامهم اشاره کرده و علتهای مختلفی برای این تعارضهای ظاهری مطرح فرمودهاند.
برای نمونه در رسائل ۵ صفحه ٢٠١ میفرمایند:
«کلمات کتاب مستطاب «ارشاد» متناقض نیست و کلمات «ارشاد» با رجوم الشیاطین متناقض نیست و کلمات این دو با هدایة الصبیان و غیر آن متناقض نیست... .»
🔸مصداق چهارم دروس ایشان است. دروس مرحوم آقای شریف طباطبائی، گنجینه ای سترگ است با طلاها و نقره ها و یاقوت و مرجان ها.
🔹تمام آنچه در کتاب مبارک ارشادالعوام و بلکه تمام آنچه در شرح الزیارة و کتاب های گرانسنگ دیگر ذکر شده است، در «دروس» توضیح و تفسیر شده است. گویا صاحب دروس، مطالب عظیمه را برای مُبتدیان تقریر فرموده اند. و به تعبیر یکی از معلمین دروس که با تجربه ای بیش از پانزده سال در عقیده خود راسخ شده است: «دروس، به مطالب ارشادالعوام عمق می بخشد.»
🔸دروس، بیان حکمت حقه الهیه است و برای فهمانیدن این حکمت، مقدمه هایی ذکر شده است که هر مقدمه، بابی از علم است. در بعضی قسمتهای دروس، مطالب به صورت قاعده و اصل ذکر می شود که شخص متعلم راحت تر مطالب را فرا میگیرد. در فرمایش های این بزرگوار، از نظام حکیمانه الهی در همین خلقت ظاهری عالم و این نظام عالم، بسیار بحث شده است. در «دروس» به حکمت طبیعی و نظام عالم طبیعت فراوان اشاره می فرمایند و در بعضی مواضع، مسأله به تدریج جلو می رود و به خیلی از مباحثی که دیگران پی نبرده اند اشاره می شود.
🔹این بزرگوار در دروسِ خود به طور مکرر به مسئله تعارضات و تناقضاتِ ظاهری اشاره فرموده و وجوهی را مطرح کردهاند. یکی از وجوهِ جالب توجه این است که شخص حکیم، چارهای جز تناقض گویی در الفاظ ندارد.
در ادامه و در قسمت بعد، به عباراتی از دروس این بزرگوار در این باره اشاره میکنیم:
💠باز نصیحتی عرض کنم، شخص عاقل با عاقل که تکلم می کند، شخصی را اگر یافتی حقیقتاً که دیوانه نیست، متناقض که می گوید و با عقل حرف می زند گوش بده ببین سخنش چیست. همین جورها انبیا و اولیا می کردند، اول یک چیزی می گفتند یک طوری بعد اثباتش می کردند. نه اینکه اول دروغ گفتند و بعد فهمیدند دروغ است آن وقت راستش را گفتند. و نه آنکه هر دو تا دروغ بود حرف سومی راست بود، پیغمبران راستگویانند. فکر کنید باید یک مطلبی از میان این حرفهای مختلفه و این متناقضات بیرون بیاید، اگر کسی باید چیزی بفهمد از میان این حرفها میفهمد. از این جهت باید متناقض گفت.(درسِ روز سهشنبه ١٧شوال المکرم ١٢٩۵)
💠حکیم آن است که مطلب را در میان متناقضات و متضادات بفهمد.(درس روز یکشنبه ٢٢شوال المکرم ١٢٩۵)
💠این مطلب را ان شاء اللّه سعی کنید از روی فهم تصدیق کنید نه از روی خیال. حرف را آدم می زند ظواهر اغلب حکمت، این است که عرض می کنم. در حکمت انبیاء و کسانی که از جانب خدا هستند الفاظشان در حکمت، متنافیات و متناقضات است. حرفی می زنند فردا حرفی دیگر می زنند که خلاف این حرف به نظر می آید. مطلبی دارند غیبی، لفظی می گویند می بینند درست نیامد نفیش می کنند. ظاهر تمام حکمت، متناقضات است کسی که باطنش را فهمید می بیند تمام الفاظ صحیح است. کسی که باطنش به دستش نیست تناقض می فهمد. (درس روز چهارشنبه ٣٠شوالالمکرم ١٢٩٧)
⏳ادامه دارد...
@AghayedNet
AghayedNet
🔺رسائلی از عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اعلی الله مقامه که در ماه مبارک رمضان (در سالهای مختلف) نگارش آن به پایان رسیده است. @AghayedNet
🔺رسائلی از عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اع که در ماه مبارک رمضان (در سالهای مختلف) نگارش آن به پایان رسیده است.
@AghayedNet
@AghayedNet
✔️مختصری درباره کتاب «المقاصد الرضیة»
🔻نگاشته مرحوم سید احمد رشتی، فرزند عالم ربانی مرحوم حاج سیدکاظم رشتی اع
سید احمد رشتی، فرزند سید مرحوم اع و عالمی عامل و ادیبی ماهر بود. اشاره به زندگی ایشان فرصتی دیگر میطلبد. در این یادداشت، به کتابی از ایشان اشاره میکنیم.
آن مرحوم کتابی تألیف فرمود با نام «المقاصد الرضیة فی شواهد البهجة المرضیة.» نگارش این کتاب که ٢٨٠صفحه با قطع متوسط است، در عصر روز جمعه ٢ربیع الاول ١٢٧۴ق به پایان رسیده است.
محور اصلی کتاب شرح شواهد الفیه ابن مالک در علم نحو است و شرحی است بر کتاب سیوطی با نام «البهجة المرضیة فی شرح الألفیة.» نسخهای خطی از این کتاب در مکتبه آل رشتی در کربلاست و نسخهای در بغداد، در مکتبه المتحف العراقی.
بنا به تقریر سلمان هادی آل طعمه، در «دیوان» مرحوم سید احمد، که از سید مرحوم اع به ارث رسیده بود، شاعران از بلاد مختلف عراق رفت و آمد میکردند؛ از جمله شاعرانِ شهرهای کربلا و حله و بغداد و نجف. مُساجَلات شعری زیادی میان مرحوم سید احمد رشتی و این شاعران موجود است و همچنین قصیدههای متعددی که در مدح سید احمد سروده شده.
مراوداتِ اهالیِ این دیوان و اهل ادب، تا بعد از مرحوم سید احمد ادامه داشت و فرزندش «قاسم» نیز این دیوان را اداره میکرد. در زمان مرحوم سید قاسم بود که شاعر حِلی، شیخ حمادی نوح بخشی از دیوانش را به «الرشتیات» اختصاص داد و از سید قاسم نیز نام برد. همچنین در رثاء سید احمد و سید قاسم نیز مراثیای سروده شد.
سخن در این باره فراوان است و تفصیل، مجالی دیگر میطلبد.
آنچه در نظر است اینکه این مرحوم در ادبیات عرب متبحر بوده است و «المقاصد الرضیة» شاهد دیگری بر مهارت مرحوم سید احمد در این وادی است.
جالب توجه است که مرحوم سید احمد رشتی مکاتباتی شِعری نیز با مرحوم عالم ربانی حاج محمدکریم کرمانی اع داشته و باز هم با محوریت الفیه ابن مالک، ارجوزهای در مدح این بزرگوار سروده است. مطلع آن چنین است:
«یا قاصداً کرمانَ قِف و خبرا[و أخبرا خل]
عَن الذی خَبَرُه قد اضمرا.»
مطلع جوابیه مرحوم آقای کرمانی اع نیز چنین است:
«ابهی سلامی فی شَذاهُ العَنبر
مِمّا به عنه مُبیناً یُخبَر»
اهمیت ادبی کتاب «المقاصد الرضیة» به گونهای است که در ابتداء نسخه خطی این کتاب، «تقریظ»های شُعراء متعدد و عُلماء مختلفی یادداشت شده است. تقریظهای افرادی همچون:
سید حسن بن کاظم حسینی، امین الدین ابراهیم، حاج محمدعلی کمونه، حاج جواد بدقت، شیخ موسی اصفر، شیخ جابر کاظمی، سید راضی قزوینی و عبد الباقی افندی عمری.
در پایان، اشعار حاج جواد بدقت اسدی را نقل میکنیم که به عنوان تقریظ کتاب «المقاصد الرضیة» سروده است:
یمیناً بما ضمّت جوانح أحمد
علوماً له ألقت زمام المحامدِ
بأن علیه العلم مَدّ رواقه
بشأن کفاه عن دلیلٍ و شاهد
أتاها بسیما شیخه و کفی علاً
إذا ولدٌ وفیّ بسیماء والد
و إن جَنح الشانی الجحود لشاهدٍ
علی ما ادعیناه أتی بشواهد
🖼تصویر: فرزند و نوه سید مرحوم اع، مرحوم سید احمد و مرحوم سید قاسم
yon.ir/sayedahmad
@AghayedNet
🔻نگاشته مرحوم سید احمد رشتی، فرزند عالم ربانی مرحوم حاج سیدکاظم رشتی اع
سید احمد رشتی، فرزند سید مرحوم اع و عالمی عامل و ادیبی ماهر بود. اشاره به زندگی ایشان فرصتی دیگر میطلبد. در این یادداشت، به کتابی از ایشان اشاره میکنیم.
آن مرحوم کتابی تألیف فرمود با نام «المقاصد الرضیة فی شواهد البهجة المرضیة.» نگارش این کتاب که ٢٨٠صفحه با قطع متوسط است، در عصر روز جمعه ٢ربیع الاول ١٢٧۴ق به پایان رسیده است.
محور اصلی کتاب شرح شواهد الفیه ابن مالک در علم نحو است و شرحی است بر کتاب سیوطی با نام «البهجة المرضیة فی شرح الألفیة.» نسخهای خطی از این کتاب در مکتبه آل رشتی در کربلاست و نسخهای در بغداد، در مکتبه المتحف العراقی.
بنا به تقریر سلمان هادی آل طعمه، در «دیوان» مرحوم سید احمد، که از سید مرحوم اع به ارث رسیده بود، شاعران از بلاد مختلف عراق رفت و آمد میکردند؛ از جمله شاعرانِ شهرهای کربلا و حله و بغداد و نجف. مُساجَلات شعری زیادی میان مرحوم سید احمد رشتی و این شاعران موجود است و همچنین قصیدههای متعددی که در مدح سید احمد سروده شده.
مراوداتِ اهالیِ این دیوان و اهل ادب، تا بعد از مرحوم سید احمد ادامه داشت و فرزندش «قاسم» نیز این دیوان را اداره میکرد. در زمان مرحوم سید قاسم بود که شاعر حِلی، شیخ حمادی نوح بخشی از دیوانش را به «الرشتیات» اختصاص داد و از سید قاسم نیز نام برد. همچنین در رثاء سید احمد و سید قاسم نیز مراثیای سروده شد.
سخن در این باره فراوان است و تفصیل، مجالی دیگر میطلبد.
آنچه در نظر است اینکه این مرحوم در ادبیات عرب متبحر بوده است و «المقاصد الرضیة» شاهد دیگری بر مهارت مرحوم سید احمد در این وادی است.
جالب توجه است که مرحوم سید احمد رشتی مکاتباتی شِعری نیز با مرحوم عالم ربانی حاج محمدکریم کرمانی اع داشته و باز هم با محوریت الفیه ابن مالک، ارجوزهای در مدح این بزرگوار سروده است. مطلع آن چنین است:
«یا قاصداً کرمانَ قِف و خبرا[و أخبرا خل]
عَن الذی خَبَرُه قد اضمرا.»
مطلع جوابیه مرحوم آقای کرمانی اع نیز چنین است:
«ابهی سلامی فی شَذاهُ العَنبر
مِمّا به عنه مُبیناً یُخبَر»
اهمیت ادبی کتاب «المقاصد الرضیة» به گونهای است که در ابتداء نسخه خطی این کتاب، «تقریظ»های شُعراء متعدد و عُلماء مختلفی یادداشت شده است. تقریظهای افرادی همچون:
سید حسن بن کاظم حسینی، امین الدین ابراهیم، حاج محمدعلی کمونه، حاج جواد بدقت، شیخ موسی اصفر، شیخ جابر کاظمی، سید راضی قزوینی و عبد الباقی افندی عمری.
در پایان، اشعار حاج جواد بدقت اسدی را نقل میکنیم که به عنوان تقریظ کتاب «المقاصد الرضیة» سروده است:
یمیناً بما ضمّت جوانح أحمد
علوماً له ألقت زمام المحامدِ
بأن علیه العلم مَدّ رواقه
بشأن کفاه عن دلیلٍ و شاهد
أتاها بسیما شیخه و کفی علاً
إذا ولدٌ وفیّ بسیماء والد
و إن جَنح الشانی الجحود لشاهدٍ
علی ما ادعیناه أتی بشواهد
🖼تصویر: فرزند و نوه سید مرحوم اع، مرحوم سید احمد و مرحوم سید قاسم
yon.ir/sayedahmad
@AghayedNet
Forwarded from AghayedNet
▪️قال العالم الرباني المرحوم الشیخ أحمدالأحسائی أع:
«خديجة رضی الله عنها،بل عليهاالسلام ﻷنها وعاء السلام و نور دارالسلام...»
🔺10ماه رمضان،سالروز وفات ام المؤمنین حضرت خدیجه سلام الله علیها
@AghayedNet
«خديجة رضی الله عنها،بل عليهاالسلام ﻷنها وعاء السلام و نور دارالسلام...»
🔺10ماه رمضان،سالروز وفات ام المؤمنین حضرت خدیجه سلام الله علیها
@AghayedNet