AghayedNet
🔰🔰گونهشناسی و تحلیلِ تعارضات ظاهری در اقوال و مکتوباتِ مشایخ عظام اعلی الله مقامهم؛ با مراجعه به منابع دستِ اول 🔻بخش هشتم ✔️واقعیت مسئله: ایتلاف اقوال بزرگان دین 🔹ولی در دیدِ سطحی و ظاهر امر، ممکن است در بخشهایی از مباحث دینی، اختلافی ظاهری دیده شود.…
🔰🔰گونهشناسی و تحلیلِ تعارضات ظاهری
در اقوال و مکتوباتِ مشایخ عظام اعلی الله مقامهم؛
با مراجعه به منابع دستِ اول
🔻بخش نهم
✔️بیاناتِ بزرگان دین اع درباره تناقضهای ظاهری
🔹از حُسن تقدیر، در این زمینه بیانات و تصریحاتی از بزرگان دین در دست است و منبع اصلیِ این وجیزه به شمار میآید. به ویژه کلمات علماء ربانی و حکماء صمدانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی و مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اعلی الله مقامهما؛ چراکه در زمان این دو بزرگوار بود که این پرسش پر رنگ شد و این بزرگواران در مقام پاسخگویی به اعتراضها درباره این اختلافات و تعارضاتِ ظاهری برآمدند.
🔸تا زمان حیات عالم ربانی مرحوم شیخ احمد احسائی این موضوع چندان مطرح نبود؛ چراکه ابتداء بیان منظومه فکری شیخ بود و بزرگانِ بعد، هنوز افاضات نفرموده بودند تا این پرسش مطرح گردد؛ آری، رد پاهایی از این موضوع و پرسش در زمان شیخ بوده است ولی بسیار اندک.
🔹برای نمونه رساله شیخ مرحوم در جواب شیخ رمضان بن ابراهیم پاسخی است به اشکالات سائل و سؤالات وی درباره چگونگی جمع بعضی فرمایشهای این بزرگوار و جمع بعضی روایات با توجه به نوشتههای ایشان.
نمونه دیگر از موضعگیریها در زمینه تعارضات ظاهری، واقعهای است که سید مرحوم در دلیل المتحیرین از آن یاد میکنند.
🔸در زمان شیخ، این بزرگوار دستور دادند شخصی بر منبر بالا رود و بگوید علم، ظاهری دارد و باطنی و این دو موافق و مطابق هستند و مختلف و متناقض نیست. این اقدام، یک روشنگری بود در جهت پاسخگویی به آنانی که امر شیخ مرحوم را امری غریب میپنداشتند و متعارض با محکمات دین. عبارت سید مرحوم در «دلیل المتحیرین» چنین است:
«...و لما اشتهر عند الناس بعض مطالبه مما هو غیر معروف بقوا یلهجون به و یستغربون منه فامر من یصعد المنبر و یخطب و یقول ایها الناس ان للعلم ظاهراً و باطناً و هما متوافقان متطابقان لایختلفان و لایتناقضان الظاهر علی طبق الباطن و الصورة علی مثال الحقیقة و قد قال مولانا الصادق علیه السلام ان قوماً آمنوا بالظاهر و کفروا بالباطن فلمیک ینفعهم ایمانهم شیئاً و ان قوماً آمنوا بالباطن و کفروا بالظاهر فلمیک ینفعهم ایمانهم شیئاً و لا ایمان ظاهراً الّا بباطن.»
🔹(و زمانی که بعضی از مطالب غیر معروف او نزد مردم مشهور شد، آن را به زبان میآوردند و تعجب میکردند. پس آن بزرگوار دستور فرمودند که شخصی بر منبر بالا رود و به همگان اعلام کند و در خطابه بگوید: ای مردم، برای علم ظاهر و باطنی است و این دو با یکدیگر سازگارند و برابر و همانندند و هیچگونه اختلاف و ضدیت بین آن دو نیست. ظاهر برابر باطن است و صورت شبیه و مثال حقیقت است. و امام علیهالسلام فرمودند: به درستی گروهی ایمان به ظاهر آوردند و به باطن کافر شدند. اینگونه ایمان نفعی به حال آنها نخواهد داشت و گروهی دیگر ایمان به باطن داشتند و نسبت به ظاهر کافر بودند، این چنین ایمانی هم سودی به حال آنان ندارد. هیچ «ایمان به ظاهر» ایمان نیست جز ایمان به باطن.)
🔸پس از رحلت شیخ مرحوم، سید مرحوم متصدی امر شدند. فرمایشهای متعددی از ایشان در زمینه علل و اسباب اختلاف علماء در دست است؛ اما اینکه بهخصوص درباره تعارضات ظاهری مکتبی بیاناتی فرموده باشند، بسیار اندک است و وجه آن، همانگونه که پیش از این اشاره شد، تازهبودنِ امر شیخ بود و اینکه بزرگان بعد نیامده بودند تا زوایای دیگر علوم شیخ را بازگو کنند و ناظران تدقیقات کنند و به خیال خود تناقضاتی را به دست آورند.
🔹سید مرحوم در چهار رساله مفصلاً به علل اختلاف علماء شیعه اشاره کردهاند:
١. رساله شرح اربعین حدیثا. در فهرست این رساله وعده فرمودهاند که به علل اختلاف علماء بپردازند ولی متأسفانه این رساله ناتمام است.
٢. رسالة فی الادلة الاصولیة الاربعة.
٣. رساله الحجة البالغة.
۴. رسالة اصولیة فی جواب الآقا محمد تقی، مشهور به رسالة التسدیدیة.
🔸در رسالههای دیگر، به مناسبت سؤال سائل، فرمایشهایی در زمینه عدم تناقض و تعارض در فرمایشهای شیخ مرحوم بیان کردهاند. از جمله میفرمایند:
«و ما ذکره شیخنا و استادنا جعلنی الله فداه انما هو متابعة لکلام ساداته و موالیه علیهم السلام فلا منافاة و لاتعارض فی کلماته و بیانه کما ذکرنا فی الحدیثین حرفاً بحرف فراجع تفهم.»
🔹(و آنچه را که شیخ و استاد ما، خدا مرا فدای او گرداند، ذکر کرده است، از جهت پیروی کلام آقایان و بزرگان اوست علیهمالسلام. پس هیچگونه ضدیت و مخالفت و ناسازگاری در سخنان او ، شیخ اعلی الله مقامه، نیست دقیقاً همانگونه که در دو حدیث گذشته ذکر کردیم؛ مراجعه کن مقصود را خواهی دانست.)
⏳ادامه دارد...
@AghayedNet
در اقوال و مکتوباتِ مشایخ عظام اعلی الله مقامهم؛
با مراجعه به منابع دستِ اول
🔻بخش نهم
✔️بیاناتِ بزرگان دین اع درباره تناقضهای ظاهری
🔹از حُسن تقدیر، در این زمینه بیانات و تصریحاتی از بزرگان دین در دست است و منبع اصلیِ این وجیزه به شمار میآید. به ویژه کلمات علماء ربانی و حکماء صمدانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی و مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اعلی الله مقامهما؛ چراکه در زمان این دو بزرگوار بود که این پرسش پر رنگ شد و این بزرگواران در مقام پاسخگویی به اعتراضها درباره این اختلافات و تعارضاتِ ظاهری برآمدند.
🔸تا زمان حیات عالم ربانی مرحوم شیخ احمد احسائی این موضوع چندان مطرح نبود؛ چراکه ابتداء بیان منظومه فکری شیخ بود و بزرگانِ بعد، هنوز افاضات نفرموده بودند تا این پرسش مطرح گردد؛ آری، رد پاهایی از این موضوع و پرسش در زمان شیخ بوده است ولی بسیار اندک.
🔹برای نمونه رساله شیخ مرحوم در جواب شیخ رمضان بن ابراهیم پاسخی است به اشکالات سائل و سؤالات وی درباره چگونگی جمع بعضی فرمایشهای این بزرگوار و جمع بعضی روایات با توجه به نوشتههای ایشان.
نمونه دیگر از موضعگیریها در زمینه تعارضات ظاهری، واقعهای است که سید مرحوم در دلیل المتحیرین از آن یاد میکنند.
🔸در زمان شیخ، این بزرگوار دستور دادند شخصی بر منبر بالا رود و بگوید علم، ظاهری دارد و باطنی و این دو موافق و مطابق هستند و مختلف و متناقض نیست. این اقدام، یک روشنگری بود در جهت پاسخگویی به آنانی که امر شیخ مرحوم را امری غریب میپنداشتند و متعارض با محکمات دین. عبارت سید مرحوم در «دلیل المتحیرین» چنین است:
«...و لما اشتهر عند الناس بعض مطالبه مما هو غیر معروف بقوا یلهجون به و یستغربون منه فامر من یصعد المنبر و یخطب و یقول ایها الناس ان للعلم ظاهراً و باطناً و هما متوافقان متطابقان لایختلفان و لایتناقضان الظاهر علی طبق الباطن و الصورة علی مثال الحقیقة و قد قال مولانا الصادق علیه السلام ان قوماً آمنوا بالظاهر و کفروا بالباطن فلمیک ینفعهم ایمانهم شیئاً و ان قوماً آمنوا بالباطن و کفروا بالظاهر فلمیک ینفعهم ایمانهم شیئاً و لا ایمان ظاهراً الّا بباطن.»
🔹(و زمانی که بعضی از مطالب غیر معروف او نزد مردم مشهور شد، آن را به زبان میآوردند و تعجب میکردند. پس آن بزرگوار دستور فرمودند که شخصی بر منبر بالا رود و به همگان اعلام کند و در خطابه بگوید: ای مردم، برای علم ظاهر و باطنی است و این دو با یکدیگر سازگارند و برابر و همانندند و هیچگونه اختلاف و ضدیت بین آن دو نیست. ظاهر برابر باطن است و صورت شبیه و مثال حقیقت است. و امام علیهالسلام فرمودند: به درستی گروهی ایمان به ظاهر آوردند و به باطن کافر شدند. اینگونه ایمان نفعی به حال آنها نخواهد داشت و گروهی دیگر ایمان به باطن داشتند و نسبت به ظاهر کافر بودند، این چنین ایمانی هم سودی به حال آنان ندارد. هیچ «ایمان به ظاهر» ایمان نیست جز ایمان به باطن.)
🔸پس از رحلت شیخ مرحوم، سید مرحوم متصدی امر شدند. فرمایشهای متعددی از ایشان در زمینه علل و اسباب اختلاف علماء در دست است؛ اما اینکه بهخصوص درباره تعارضات ظاهری مکتبی بیاناتی فرموده باشند، بسیار اندک است و وجه آن، همانگونه که پیش از این اشاره شد، تازهبودنِ امر شیخ بود و اینکه بزرگان بعد نیامده بودند تا زوایای دیگر علوم شیخ را بازگو کنند و ناظران تدقیقات کنند و به خیال خود تناقضاتی را به دست آورند.
🔹سید مرحوم در چهار رساله مفصلاً به علل اختلاف علماء شیعه اشاره کردهاند:
١. رساله شرح اربعین حدیثا. در فهرست این رساله وعده فرمودهاند که به علل اختلاف علماء بپردازند ولی متأسفانه این رساله ناتمام است.
٢. رسالة فی الادلة الاصولیة الاربعة.
٣. رساله الحجة البالغة.
۴. رسالة اصولیة فی جواب الآقا محمد تقی، مشهور به رسالة التسدیدیة.
🔸در رسالههای دیگر، به مناسبت سؤال سائل، فرمایشهایی در زمینه عدم تناقض و تعارض در فرمایشهای شیخ مرحوم بیان کردهاند. از جمله میفرمایند:
«و ما ذکره شیخنا و استادنا جعلنی الله فداه انما هو متابعة لکلام ساداته و موالیه علیهم السلام فلا منافاة و لاتعارض فی کلماته و بیانه کما ذکرنا فی الحدیثین حرفاً بحرف فراجع تفهم.»
🔹(و آنچه را که شیخ و استاد ما، خدا مرا فدای او گرداند، ذکر کرده است، از جهت پیروی کلام آقایان و بزرگان اوست علیهمالسلام. پس هیچگونه ضدیت و مخالفت و ناسازگاری در سخنان او ، شیخ اعلی الله مقامه، نیست دقیقاً همانگونه که در دو حدیث گذشته ذکر کردیم؛ مراجعه کن مقصود را خواهی دانست.)
⏳ادامه دارد...
@AghayedNet
در سالروز ولادت با سعادت مهدی اُمَم، وارث انبیاء، ناطقِ واحدِ عنِ الله، حجة بن الحسن العسکری (عجل الله فرجه) أسعد الله أیامکم الشریفة
@AghayedNet
@AghayedNet
🌷أسعد الله أیامکم سعیداً
🌷امور ضروری درباره امام زمان، حجت بن الحسن العسکری علیهماالسلام
آنچه درباره امام زمان علیه السلام ميان شيعه اثنی عشری به حد ضرورت رسيده است اموری است كه اجمالاً به آنها اشاره میكنیم:
١. آن حضرت دوازدهمين امام شيعه است.
٢. فرزند امام حسن عسكری و نرجس خاتون علیهماالسلام است.
٣. آن حضرت در زمان حيات پدر بزرگوارش ولادت يافته است.
۴. از هنگام ولادت تا هنگام شهادتش كه بعد از ظهورش خواهد بود زنده بوده و هست و خواهد بود. يعنی روح مقدسش از بدن مطهرش مفارقت نكرده است و عمر طولانی خواهد داشت كه مقدار آن را خدا میداند.
۵. دارای دو غيبت بوده: يكی غيبت صغری و ديگری كبری. و غيبت كبری از هنگام وفات وكيل و نائب چهارم آن حضرت، مرحوم علي بن محمد سمري رضوان اللّه عليه شروع گرديده و تا وقتی كه خدا بخواهد و ظاهر شود ادامه دارد.
۶. آن بزرگوار بعد از رحلت پدر بزرگوارش، امام وقت و حجت خدا و ملجأ و پناه بندگان و شاهد بر جميع خلق بوده و می باشد. بِيُمنِهِ رُزِقَ الوَرَی وَ بِوُجُودِهِ ثَبَتَت الاَرضُ وَ السَّماء.
اينهاست اموری كه در ميان شيعه اثنی عشری درباره امام زمان علیهالسلام به حد ضرورت رسيده است، كه هركس يكی از اين امور را انكار كند از تشيع خارج میشود. و ما به جميع اين امور اقرار و اعتراف داريم و هركس خلاف يكی از اين امور را به ما نسبت دهد از او بيزاريم.
—---------
١. بحارالانوار، ج٣۶، ص٣٠
٢. همان، ج٣۶، ص١٩۴
٣. پانزدهم شعبان سال ٢۵۵ق، همان، ج۵١، ص١
۴.بحار الانوار ج۵١، ص١٣۴
۵. همان، ج۵١، ص١٣۴
۶. همان، ج۵٢، ص٩٢
@AghayedNet
🌷امور ضروری درباره امام زمان، حجت بن الحسن العسکری علیهماالسلام
آنچه درباره امام زمان علیه السلام ميان شيعه اثنی عشری به حد ضرورت رسيده است اموری است كه اجمالاً به آنها اشاره میكنیم:
١. آن حضرت دوازدهمين امام شيعه است.
٢. فرزند امام حسن عسكری و نرجس خاتون علیهماالسلام است.
٣. آن حضرت در زمان حيات پدر بزرگوارش ولادت يافته است.
۴. از هنگام ولادت تا هنگام شهادتش كه بعد از ظهورش خواهد بود زنده بوده و هست و خواهد بود. يعنی روح مقدسش از بدن مطهرش مفارقت نكرده است و عمر طولانی خواهد داشت كه مقدار آن را خدا میداند.
۵. دارای دو غيبت بوده: يكی غيبت صغری و ديگری كبری. و غيبت كبری از هنگام وفات وكيل و نائب چهارم آن حضرت، مرحوم علي بن محمد سمري رضوان اللّه عليه شروع گرديده و تا وقتی كه خدا بخواهد و ظاهر شود ادامه دارد.
۶. آن بزرگوار بعد از رحلت پدر بزرگوارش، امام وقت و حجت خدا و ملجأ و پناه بندگان و شاهد بر جميع خلق بوده و می باشد. بِيُمنِهِ رُزِقَ الوَرَی وَ بِوُجُودِهِ ثَبَتَت الاَرضُ وَ السَّماء.
اينهاست اموری كه در ميان شيعه اثنی عشری درباره امام زمان علیهالسلام به حد ضرورت رسيده است، كه هركس يكی از اين امور را انكار كند از تشيع خارج میشود. و ما به جميع اين امور اقرار و اعتراف داريم و هركس خلاف يكی از اين امور را به ما نسبت دهد از او بيزاريم.
—---------
١. بحارالانوار، ج٣۶، ص٣٠
٢. همان، ج٣۶، ص١٩۴
٣. پانزدهم شعبان سال ٢۵۵ق، همان، ج۵١، ص١
۴.بحار الانوار ج۵١، ص١٣۴
۵. همان، ج۵١، ص١٣۴
۶. همان، ج۵٢، ص٩٢
@AghayedNet
🌷 ضروریات حول إمام الزمان علیه السلام
ان الشیء الذی وصل بین الشیعة الاثنی عشریة الی حدّ الضرورة حول إمام الزمان علیه السلام هو أمور نشیر إلیها بشکل مختصر:
١. إنه الإمام الثانی عشر عند الشیعة.
٢. ابن الإمام العسکری و نرجس خاتون علیهما السلام.
٣. وُلد أثناء حیاة والده العظیم.
۴. کان علی قید الحیاة و مازال و سیکون منذ ولادته حتی شهادته التی ستکون بعد ظهوره؛ یعنی أن روحه المقدسة لم تفارق جسمه الطاهر و سیکون عمره طویلاً لا یعلمه إلا الله.
۵. له غیبتان : الأولی صغری و الأخری کبری. بدأت الغیبة الکبری منذ وفاة وکیله و نائبه الرابع، المرحوم علی بن محمد السمری رضوان الله علیه و تستمر إلی أن یشاء الله و یظهر.
۶. بعد رحلة والده کان و یکون إمام الوقت و حجّة الله عزّ و جلّ علی خلقه، وأمینه فی بلاده، و شاهده علی عباده. بیمنه رزق الوری و بوجوده ثبتت الارض و السماء.
هذه أمور بلغت بین الشیعة الإثنی عشریة حدّ الضرورة فیما یخص إمام الزمان علیهالسلام، و کل من ینکر أحد هذه الأمور یخرج عن التشیع. و نحن بدورنا نقرّ و نعترف بجمیع هذه الأمور و نتبرّأ من کل من ینسب إلینا خلاف أی واحد منها و نعتبره مخالفاً لضرورة الشیعة و خارجاً عن الشیعة.
—----------
١. بحارالأنوار، ج٣۶، ص٣٠
٢. بحارالأنوار، ج٣۶، ص١٩۴
٣. الخامس عشر من شعبان سنة ٢۵۵ هـ ق ، بحارالأنوار، ج۵١، ص١
۴.بحار الأنوار ج۵١، ص١٣۴
۵. بحارالأنوار، ج۵١، ص١٣۴
۶. بحارالأنوار، ج۵٢، ص٩٢
@AghayedNet
ان الشیء الذی وصل بین الشیعة الاثنی عشریة الی حدّ الضرورة حول إمام الزمان علیه السلام هو أمور نشیر إلیها بشکل مختصر:
١. إنه الإمام الثانی عشر عند الشیعة.
٢. ابن الإمام العسکری و نرجس خاتون علیهما السلام.
٣. وُلد أثناء حیاة والده العظیم.
۴. کان علی قید الحیاة و مازال و سیکون منذ ولادته حتی شهادته التی ستکون بعد ظهوره؛ یعنی أن روحه المقدسة لم تفارق جسمه الطاهر و سیکون عمره طویلاً لا یعلمه إلا الله.
۵. له غیبتان : الأولی صغری و الأخری کبری. بدأت الغیبة الکبری منذ وفاة وکیله و نائبه الرابع، المرحوم علی بن محمد السمری رضوان الله علیه و تستمر إلی أن یشاء الله و یظهر.
۶. بعد رحلة والده کان و یکون إمام الوقت و حجّة الله عزّ و جلّ علی خلقه، وأمینه فی بلاده، و شاهده علی عباده. بیمنه رزق الوری و بوجوده ثبتت الارض و السماء.
هذه أمور بلغت بین الشیعة الإثنی عشریة حدّ الضرورة فیما یخص إمام الزمان علیهالسلام، و کل من ینکر أحد هذه الأمور یخرج عن التشیع. و نحن بدورنا نقرّ و نعترف بجمیع هذه الأمور و نتبرّأ من کل من ینسب إلینا خلاف أی واحد منها و نعتبره مخالفاً لضرورة الشیعة و خارجاً عن الشیعة.
—----------
١. بحارالأنوار، ج٣۶، ص٣٠
٢. بحارالأنوار، ج٣۶، ص١٩۴
٣. الخامس عشر من شعبان سنة ٢۵۵ هـ ق ، بحارالأنوار، ج۵١، ص١
۴.بحار الأنوار ج۵١، ص١٣۴
۵. بحارالأنوار، ج۵١، ص١٣۴
۶. بحارالأنوار، ج۵٢، ص٩٢
@AghayedNet
AghayedNet
🔰🔰گونهشناسی و تحلیلِ تعارضات ظاهری در اقوال و مکتوباتِ مشایخ عظام اعلی الله مقامهم؛ با مراجعه به منابع دستِ اول 🔻بخش نهم ✔️بیاناتِ بزرگان دین اع درباره تناقضهای ظاهری 🔹از حُسن تقدیر، در این زمینه بیانات و تصریحاتی از بزرگان دین در دست است و منبع اصلیِ…
🔰🔰گونهشناسی و تحلیلِ تعارضات ظاهری
در اقوال و مکتوباتِ مشایخ عظام اعلی الله مقامهم؛
با مراجعه به منابع دستِ اول
🔻بخش دهم
✔️فرمایشهای مرحوم آقای کرمانی اع در پاسخ به اعتراضها درباره اختلافات و تعارضات ظاهریِ بیانات بزرگان اع
🔹موضوع تعارضاتِ بیاناتِ مکتبی، به دو گونه در رسالههای مرحوم آقای کرمانی ملاحظه میشود: نخست فرمایشهای این بزرگوار است که به مناسبتهای مختلف به این موضوع اشاره فرمودهاند. دوم پرسشها و پاسخهایی است که بهخصوص در اینباره مطرح شده است. در ادامه نمونههایی از هر دو گونه را میآوریم.
🔸یکی از نمونههای بارز، سؤالی است که ملا حسن مراغی خدمت این بزرگوار اع مطرح میکند و میپرسد شنیده شده اختلافی است میان شیخ مرحوم و سید مرحوم درباره افضلیت نوح علیهالسلام بر ابراهیم علیهالسلام. سِرّ و سبب امثال این اختلافات چیست؟ خصوص بین این دو بزرگوار. عبارت مراغی چنین است:
«فما السر و ما السبب فی امثال هذه الاختلافات خصوصاً ما بین هذین الجلیلین الذین نقطع بحقیة ما ذهب کل واحد منهما الیه و لمیجوز الاختلاف فی امثال هذه الامور بینهما.»
(در اینگونه اختلافات چه سِر و سببی است؟ بهویژه اختلافی که میان این دو بزرگوار (شیخ مرحوم و سید مرحوم اعلی الله مقامهما) است که یقین داریم اعتقاد هر دو ایشان حق است و در امثال این امور میان ایشان اختلاف جایز نیست.)
🔹این پرسش نشان میدهد که تعارضات ظاهری در بیاناتِ مکتبی یکی از دغدغههای تابعین این بزرگواران اع بوده است؛ به گونهای که مراغی یکی از پرسشهای خود را مستقلاً به این موضوع اختصاص میدهد.
مرحوم آقای کرمانی میفرمایند برای این پرسش دو جواب است.
🔸جواب نخست درباره خصوصِ پرسش است و آن اینکه اختلافی در اینباره به نظر نرسیده است و بر فرضی هم که اختلافی باشد، باید حمل بر تقیه کرد (تقیه از مشهور) یا حمل بر اختلاف حیثها (اینکه مثلاً نوح ذاتاً افضل باشد و ابراهیم از حیث شریعتی که آورد، افضل باشد) یا اینکه در اوایل طبق مشهور فرمودهاند و بعد نظر خود را تغییر دادهاند؛
🔹«فان الشیعی لیس بمنزلة الامام یتولد بکمال العلم من بطن امه و انما علم الشیعی تدریجی یزید و ینقص و ان کان بعد ما بلغ اشُده و استوی لم یتطرق فی کلماته الخطاء».
(شخص شیعه همانند امام نیست که با کمال علم از مادر متولد شود. علم شخص شیعه به تدریج به دست میآید و کم و زیاد میشود؛ اگرچه بعد از آنکه به نهایت رشد خود رسید و مستوی شد _ به نقطه علم واقف گردید _ در سخنان او هیچگونه خطائی راه نمییابد.)
🔸جواب دوم این است که مقامات در ترقی است و افکار در تزایُد است و انسان با ترقی به درجات بالاتر، از آنچه در درجات پایینتر میدانست، عدول میکند چراکه مطالب لطیفتری را به دست آورده است. شخص جاهل این را اختلاف دو قول گمان میکند و حال آنکه چنین نیست. همچنین ممکن است به حسب مصلحت زمان و اهل زمان بیانی را بفرماید و با تغییر مصلحت، شخص بعد (اللاحق) گونه دیگری بگوید. یا اینکه هر کدام یک گفتار را گفتهاند ولی به دو لغت یا دو اصطلاح یا برای دو شخص. و شخصی که درایت ندارد، این را اختلاف قلمداد میکند. و این حالات، به تبعیت از معصومین علیهمالسلام است.
🔹این بزرگوار روایتی را از حضرت باقر علیهالسلام نقل میکنند که امام به صادقبودن انبیاء الهی علیهمالسلام اشاره کرده و تعبیراتی همچون «انی سقیم» (همانا من بیمارم) و «ایتها العیر انکم لسارقون» (ای کاروان، شما بیشک دزدید) را دارای معانی صحیحی میدانند.
🔸نکتهای که در ادامه اشاره میفرمایند این است که اختلاف در امور واقعیه امکان ندارد و اگر هم باشد، منشأ آن محض خبر دادن است. بهطور کلی در آنچه مربوط به خصوصیتهایی جزئی است که درک آن شأن عقل نیست و امور واقعیه هم هست، به نقل اعتماد میتوان کرد و ممکن است که اختلافاتی به حسب اختلاف نقلها، پیش بیاید؛ مثل اختلاف در عمر فلان پیغمبر یا فلان شخص در فلان زمان یا سیره و سیما و صورت فلان شخص و دیگر خصوصیات جزئی. این قسم از اختلافات که مبنای مراجعه به نقل دارد، فراوان واقع میشود و «قد شاهدناه منهم و لیس به بأس»؛ (اینگونه اختلاف را از این بزرگواران دیدهایم و هیچگونه اشکالی ندارد.)
⏳ادامه دارد...
@AghayedNet
در اقوال و مکتوباتِ مشایخ عظام اعلی الله مقامهم؛
با مراجعه به منابع دستِ اول
🔻بخش دهم
✔️فرمایشهای مرحوم آقای کرمانی اع در پاسخ به اعتراضها درباره اختلافات و تعارضات ظاهریِ بیانات بزرگان اع
🔹موضوع تعارضاتِ بیاناتِ مکتبی، به دو گونه در رسالههای مرحوم آقای کرمانی ملاحظه میشود: نخست فرمایشهای این بزرگوار است که به مناسبتهای مختلف به این موضوع اشاره فرمودهاند. دوم پرسشها و پاسخهایی است که بهخصوص در اینباره مطرح شده است. در ادامه نمونههایی از هر دو گونه را میآوریم.
🔸یکی از نمونههای بارز، سؤالی است که ملا حسن مراغی خدمت این بزرگوار اع مطرح میکند و میپرسد شنیده شده اختلافی است میان شیخ مرحوم و سید مرحوم درباره افضلیت نوح علیهالسلام بر ابراهیم علیهالسلام. سِرّ و سبب امثال این اختلافات چیست؟ خصوص بین این دو بزرگوار. عبارت مراغی چنین است:
«فما السر و ما السبب فی امثال هذه الاختلافات خصوصاً ما بین هذین الجلیلین الذین نقطع بحقیة ما ذهب کل واحد منهما الیه و لمیجوز الاختلاف فی امثال هذه الامور بینهما.»
(در اینگونه اختلافات چه سِر و سببی است؟ بهویژه اختلافی که میان این دو بزرگوار (شیخ مرحوم و سید مرحوم اعلی الله مقامهما) است که یقین داریم اعتقاد هر دو ایشان حق است و در امثال این امور میان ایشان اختلاف جایز نیست.)
🔹این پرسش نشان میدهد که تعارضات ظاهری در بیاناتِ مکتبی یکی از دغدغههای تابعین این بزرگواران اع بوده است؛ به گونهای که مراغی یکی از پرسشهای خود را مستقلاً به این موضوع اختصاص میدهد.
مرحوم آقای کرمانی میفرمایند برای این پرسش دو جواب است.
🔸جواب نخست درباره خصوصِ پرسش است و آن اینکه اختلافی در اینباره به نظر نرسیده است و بر فرضی هم که اختلافی باشد، باید حمل بر تقیه کرد (تقیه از مشهور) یا حمل بر اختلاف حیثها (اینکه مثلاً نوح ذاتاً افضل باشد و ابراهیم از حیث شریعتی که آورد، افضل باشد) یا اینکه در اوایل طبق مشهور فرمودهاند و بعد نظر خود را تغییر دادهاند؛
🔹«فان الشیعی لیس بمنزلة الامام یتولد بکمال العلم من بطن امه و انما علم الشیعی تدریجی یزید و ینقص و ان کان بعد ما بلغ اشُده و استوی لم یتطرق فی کلماته الخطاء».
(شخص شیعه همانند امام نیست که با کمال علم از مادر متولد شود. علم شخص شیعه به تدریج به دست میآید و کم و زیاد میشود؛ اگرچه بعد از آنکه به نهایت رشد خود رسید و مستوی شد _ به نقطه علم واقف گردید _ در سخنان او هیچگونه خطائی راه نمییابد.)
🔸جواب دوم این است که مقامات در ترقی است و افکار در تزایُد است و انسان با ترقی به درجات بالاتر، از آنچه در درجات پایینتر میدانست، عدول میکند چراکه مطالب لطیفتری را به دست آورده است. شخص جاهل این را اختلاف دو قول گمان میکند و حال آنکه چنین نیست. همچنین ممکن است به حسب مصلحت زمان و اهل زمان بیانی را بفرماید و با تغییر مصلحت، شخص بعد (اللاحق) گونه دیگری بگوید. یا اینکه هر کدام یک گفتار را گفتهاند ولی به دو لغت یا دو اصطلاح یا برای دو شخص. و شخصی که درایت ندارد، این را اختلاف قلمداد میکند. و این حالات، به تبعیت از معصومین علیهمالسلام است.
🔹این بزرگوار روایتی را از حضرت باقر علیهالسلام نقل میکنند که امام به صادقبودن انبیاء الهی علیهمالسلام اشاره کرده و تعبیراتی همچون «انی سقیم» (همانا من بیمارم) و «ایتها العیر انکم لسارقون» (ای کاروان، شما بیشک دزدید) را دارای معانی صحیحی میدانند.
🔸نکتهای که در ادامه اشاره میفرمایند این است که اختلاف در امور واقعیه امکان ندارد و اگر هم باشد، منشأ آن محض خبر دادن است. بهطور کلی در آنچه مربوط به خصوصیتهایی جزئی است که درک آن شأن عقل نیست و امور واقعیه هم هست، به نقل اعتماد میتوان کرد و ممکن است که اختلافاتی به حسب اختلاف نقلها، پیش بیاید؛ مثل اختلاف در عمر فلان پیغمبر یا فلان شخص در فلان زمان یا سیره و سیما و صورت فلان شخص و دیگر خصوصیات جزئی. این قسم از اختلافات که مبنای مراجعه به نقل دارد، فراوان واقع میشود و «قد شاهدناه منهم و لیس به بأس»؛ (اینگونه اختلاف را از این بزرگواران دیدهایم و هیچگونه اشکالی ندارد.)
⏳ادامه دارد...
@AghayedNet
🌷از فرمایش های اخلاقی... دستور به حِلم
اين يكی از دستورهای الهی است كه با آنانی كه معاشر هستيد و اخلاقشان بد است، سوء خُلق دارند، شما تحمل كنيد و حِلم نشان بدهيد. حلم كه از صفات پسنديده انسان است و از صفات پسنديده مؤمنين است يعنی همين بردباری و خودداری و حفظ خود در برابر سفاهت ها و جهالت ها و نادانی های ديگران.
حلم را با صبر نبايد يك طور معنی كرد؛ صبر در برابر بلا است، بلا كه وارد می شود انسان صبر كند يعنی جزع نكند، اما حلم را نبايد با صبر يكی دانست.
حلم در برابر سفاهت است از كسي كه سفاهت سر می زند، كم خردی ديده می شود، بی ادبی، سوء خلق اينها را بايد مدارا كرد، تحمل كرد.
مخصوصاً كسانی كه معاشر با يك ديگرند و ناچار از معاشرتند مثل زن و شوهر، مثل فرزند و پدر و مادر، مثل دوست با دوست، شريك با شريك و نوعاً بشر هم گرفتار اين امور است.
اينها امور طبعانی است بعضی ها به حسب طبيعت تندخو هستند، مثلاً بدزبان و بی ادب و بالاخره دارای سفاهت و سبك سری که متوجه حرفشان نيستند، لازمه حرفشان را نمی فهمند، دقت ندارند در كلمات در عبارات، انسان گرفتار می شود. حالا آن كسی كه نكته سنج است آن كسی كه ريزبين است، آن كسی كه دقت دارد آن كسی كه حاليش می شود اين نوع امور را، اگر ديد از طرف معاشرش، حالا زنش است يا شوهر است، پدر و مادر است يا فرزند است، دوست است، همسايه است، شريك است يا كارفرما يا كارگر است، بالاخره در اجتماع انسانی اين امور هست در اين جاها وظيفه طرف، به حسب ايمان و ولايت اين است كه حلم بورزد.
@AghayedNet
اين يكی از دستورهای الهی است كه با آنانی كه معاشر هستيد و اخلاقشان بد است، سوء خُلق دارند، شما تحمل كنيد و حِلم نشان بدهيد. حلم كه از صفات پسنديده انسان است و از صفات پسنديده مؤمنين است يعنی همين بردباری و خودداری و حفظ خود در برابر سفاهت ها و جهالت ها و نادانی های ديگران.
حلم را با صبر نبايد يك طور معنی كرد؛ صبر در برابر بلا است، بلا كه وارد می شود انسان صبر كند يعنی جزع نكند، اما حلم را نبايد با صبر يكی دانست.
حلم در برابر سفاهت است از كسي كه سفاهت سر می زند، كم خردی ديده می شود، بی ادبی، سوء خلق اينها را بايد مدارا كرد، تحمل كرد.
مخصوصاً كسانی كه معاشر با يك ديگرند و ناچار از معاشرتند مثل زن و شوهر، مثل فرزند و پدر و مادر، مثل دوست با دوست، شريك با شريك و نوعاً بشر هم گرفتار اين امور است.
اينها امور طبعانی است بعضی ها به حسب طبيعت تندخو هستند، مثلاً بدزبان و بی ادب و بالاخره دارای سفاهت و سبك سری که متوجه حرفشان نيستند، لازمه حرفشان را نمی فهمند، دقت ندارند در كلمات در عبارات، انسان گرفتار می شود. حالا آن كسی كه نكته سنج است آن كسی كه ريزبين است، آن كسی كه دقت دارد آن كسی كه حاليش می شود اين نوع امور را، اگر ديد از طرف معاشرش، حالا زنش است يا شوهر است، پدر و مادر است يا فرزند است، دوست است، همسايه است، شريك است يا كارفرما يا كارگر است، بالاخره در اجتماع انسانی اين امور هست در اين جاها وظيفه طرف، به حسب ايمان و ولايت اين است كه حلم بورزد.
@AghayedNet
AghayedNet
🔰🔰گونهشناسی و تحلیلِ تعارضات ظاهری در اقوال و مکتوباتِ مشایخ عظام اعلی الله مقامهم؛ با مراجعه به منابع دستِ اول 🔻بخش دهم ✔️فرمایشهای مرحوم آقای کرمانی اع در پاسخ به اعتراضها درباره اختلافات و تعارضات ظاهریِ بیانات بزرگان اع 🔹موضوع تعارضاتِ بیاناتِ…
🔰🔰گونهشناسی و تحلیلِ تعارضات ظاهری
در اقوال و مکتوباتِ مشایخ عظام اعلی الله مقامهم؛
با مراجعه به منابع دستِ اول
🔻بخش یازدهم
✔️فرمایشهای مرحوم آقای کرمانی اع در پاسخ به اعتراضها درباره اختلافات و تعارضات ظاهریِ بیانات بزرگان اع
🔹در رساله دیگری سائل درباره تناقضی در کلام شیخ مرحوم میپرسد و به گمان خود تنافی و تناقضی را ثابت میکند.
مرحوم آقای کرمانی با لحنِ شدیدی میفرمایند:
«یا ایها الرجل استعد للجواب یوم یقوم الحساب ای تناقض بین الکلام و ای اختلاف فی المرام و هو من عند الله سبحانه و لو کان من عند غیر الله لوجد فیه اختلافاً کثیراً ...»
(ای مرد؛ برای پاسخگویی در روز حساب آماده باش. چه تناقضی در کلام ایشان است و در مقصود ایشان چه اختلافی راهبر است؟ و حال آنکه سخن ایشان از ناحیه خداست و اگر از ناحیه غیر خدا بود قطعاً در آن اختلاف بسیاری یافت میشد.)
🔸سپس کلام شیخ را توضیح فرموده و در ادامه میفرمایند نسیان بر شیخ عارض نشده است؛ ولی علم آن بزرگوار در کتبش متفرق است و در کلماتش عام و خاص است و «کلام الملوک ملوک الکلام.» (سخن بزرگان، بزرگِ سخنان است.) خطاب به سائل میفرمایند:
🔹اگر این مطلب را تناقض قلمداد کنی، آن برداشتی از کتاب الله و سنت رسولالله صلی الله علیه و آله است پس از نزد خداست و اگر از نزد خدا نبود، در آن اختلاف زیادی یافت میشد. و اگر بگویی مذهب اهلبیت عصمت معلوم است و واجب است تأویل آنچه مخالفِ مذهب ایشان است و در کلماتشان به نظر بیاید، میگویم مذهب شیخ هم نزد اصحابش روشن است و ایشان محکم و متشابه و عام و خاص و ظاهر و مأوّل کلام او را میدانند و اگر بگویی چرا کلام شیخ چنین وجوهی دارد؟ میگویم چرا آلمحمد علیهمالسلام برای کلامشان چنین وجوهی گذاردهاند؟ هرچه آنجا بگویی، در اینجا میگوییم.
🔸سپس توضیحاتی درباره سؤال مطرحشده بیان میفرمایند و در پایان تأکید میکنند: «و قد بینت ان کلام الشیخ تبع لکلام ساداته فمنه محکم و منه متشابه و اما الذین فی قلوبهم زیغ فیتبعون ما تشابه منه ابتغاء الفتنة و ابتغاء تأویله و مایعلم تأویله الا الله و الراسخون فی العلم و المتعلمون منهم».
(روشنگری کردم که سخن شیخ پیرو گفتار آقایان اوست. پس بعضی از آن محکم است و بعضی متشابه و کسانی که در قلبشان انحراف و کشش به باطل است برای فتنهگری آن متشابهات را پیروی میکنند و دوست دارند که به نفع خودشان تأویل کنند. غیر از خدا و تأویل آن را نمیداند جز آنانی که راسخ در علمند یا از راسخان فرا میگیرند.)
🔹نمونه دیگر در جواب ابوالقاسم تفتی است. وی میپرسد اختلاف فتاوای یک فقیه دلیل بر مهارت اوست؟ ایشان میفرمایند در همه جا چنین نیست. در بخشی از پاسخ میفرمایند آری؛ ممکن است شخص فقیهی که استفراغ وُسع کرده است و فهم مستقیم و طبعِ قَویمیدارد و لحن و معاریض را میداند، در وقتی نظری دارد و در زمانی دیگر نظری دیگر. این به تصرف امام صلوات الله علیه بر میگردد که مطلع است بر صلاح مکان و زمان و اشخاص «الذی قلوب شیعته بین اصبعیه یقلبها کیف شاء... و العجب ممن ینکر تسدید الامام و یقر بوسوسة الشیطان...» این بزرگوار صلاح عالم را در قلوب علماء القاء میکند. سپس آیات و روایاتی درباره تصرف حضرت نقل کرده و قول کسانی که قائلند به عدم تصرف امام در زمان غیبت را رد میفرمایند.
⏳ادامه دارد...
@AghayedNet
در اقوال و مکتوباتِ مشایخ عظام اعلی الله مقامهم؛
با مراجعه به منابع دستِ اول
🔻بخش یازدهم
✔️فرمایشهای مرحوم آقای کرمانی اع در پاسخ به اعتراضها درباره اختلافات و تعارضات ظاهریِ بیانات بزرگان اع
🔹در رساله دیگری سائل درباره تناقضی در کلام شیخ مرحوم میپرسد و به گمان خود تنافی و تناقضی را ثابت میکند.
مرحوم آقای کرمانی با لحنِ شدیدی میفرمایند:
«یا ایها الرجل استعد للجواب یوم یقوم الحساب ای تناقض بین الکلام و ای اختلاف فی المرام و هو من عند الله سبحانه و لو کان من عند غیر الله لوجد فیه اختلافاً کثیراً ...»
(ای مرد؛ برای پاسخگویی در روز حساب آماده باش. چه تناقضی در کلام ایشان است و در مقصود ایشان چه اختلافی راهبر است؟ و حال آنکه سخن ایشان از ناحیه خداست و اگر از ناحیه غیر خدا بود قطعاً در آن اختلاف بسیاری یافت میشد.)
🔸سپس کلام شیخ را توضیح فرموده و در ادامه میفرمایند نسیان بر شیخ عارض نشده است؛ ولی علم آن بزرگوار در کتبش متفرق است و در کلماتش عام و خاص است و «کلام الملوک ملوک الکلام.» (سخن بزرگان، بزرگِ سخنان است.) خطاب به سائل میفرمایند:
🔹اگر این مطلب را تناقض قلمداد کنی، آن برداشتی از کتاب الله و سنت رسولالله صلی الله علیه و آله است پس از نزد خداست و اگر از نزد خدا نبود، در آن اختلاف زیادی یافت میشد. و اگر بگویی مذهب اهلبیت عصمت معلوم است و واجب است تأویل آنچه مخالفِ مذهب ایشان است و در کلماتشان به نظر بیاید، میگویم مذهب شیخ هم نزد اصحابش روشن است و ایشان محکم و متشابه و عام و خاص و ظاهر و مأوّل کلام او را میدانند و اگر بگویی چرا کلام شیخ چنین وجوهی دارد؟ میگویم چرا آلمحمد علیهمالسلام برای کلامشان چنین وجوهی گذاردهاند؟ هرچه آنجا بگویی، در اینجا میگوییم.
🔸سپس توضیحاتی درباره سؤال مطرحشده بیان میفرمایند و در پایان تأکید میکنند: «و قد بینت ان کلام الشیخ تبع لکلام ساداته فمنه محکم و منه متشابه و اما الذین فی قلوبهم زیغ فیتبعون ما تشابه منه ابتغاء الفتنة و ابتغاء تأویله و مایعلم تأویله الا الله و الراسخون فی العلم و المتعلمون منهم».
(روشنگری کردم که سخن شیخ پیرو گفتار آقایان اوست. پس بعضی از آن محکم است و بعضی متشابه و کسانی که در قلبشان انحراف و کشش به باطل است برای فتنهگری آن متشابهات را پیروی میکنند و دوست دارند که به نفع خودشان تأویل کنند. غیر از خدا و تأویل آن را نمیداند جز آنانی که راسخ در علمند یا از راسخان فرا میگیرند.)
🔹نمونه دیگر در جواب ابوالقاسم تفتی است. وی میپرسد اختلاف فتاوای یک فقیه دلیل بر مهارت اوست؟ ایشان میفرمایند در همه جا چنین نیست. در بخشی از پاسخ میفرمایند آری؛ ممکن است شخص فقیهی که استفراغ وُسع کرده است و فهم مستقیم و طبعِ قَویمیدارد و لحن و معاریض را میداند، در وقتی نظری دارد و در زمانی دیگر نظری دیگر. این به تصرف امام صلوات الله علیه بر میگردد که مطلع است بر صلاح مکان و زمان و اشخاص «الذی قلوب شیعته بین اصبعیه یقلبها کیف شاء... و العجب ممن ینکر تسدید الامام و یقر بوسوسة الشیطان...» این بزرگوار صلاح عالم را در قلوب علماء القاء میکند. سپس آیات و روایاتی درباره تصرف حضرت نقل کرده و قول کسانی که قائلند به عدم تصرف امام در زمان غیبت را رد میفرمایند.
⏳ادامه دارد...
@AghayedNet
٢٢شعبان سالروز رحلت عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی أعلی الله مقامه
٢٣ شعبان سالروز رحلت عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبایی أعلی الله مقامه
@AghayedNet
٢٣ شعبان سالروز رحلت عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبایی أعلی الله مقامه
@AghayedNet
🔺اجازه ای به خط و مُهرِ مرحوم حاج سید کاظم رشتی به مرحوم حاج محمدکریم کرمانی؛ ظاهراً در جواب آقا محمدکریم بن آقابابا مرقوم فرموده اند
@AghayedNet
@AghayedNet
AghayedNet
🔺اجازه ای به خط و مُهرِ مرحوم حاج سید کاظم رشتی به مرحوم حاج محمدکریم کرمانی؛ ظاهراً در جواب آقا محمدکریم بن آقابابا مرقوم فرموده اند @AghayedNet
✔️رونوشت فرمایش مرحوم حاج سیدکاظم رشتی
🔻درباره مرحوم حاج محمدکریم کرمانی
بسم الله الرحمن الرحیم
جناب مستطاب عالم عامل فاضل كامل المسدّد المؤيّد بتأييد الملك المنّان محمّد كريم خان، حكم ايشان مطاع و ترجيح ايشان متّبع و رادّ بر ايشان رادّ بر خدا و رسول و ائمه طاهرين سلام اللّه عليهم مى باشد، بر كافّه ناس امتثال امر ايشان لازم و اذعان و انقياد مر احكام ايشان را متحتّم و امضای حکم ایشان بر هر کس لازم و مخالفت ایشان در آنچه بذل جهد نموده و ترجیح داده بعد از استیضاح تام حرام، جایز التقلید و نافذ الحکم. هرکس خواهد تقلید ایشان کند که فائز و ناجی خواهد بود ان شاء الله تعالی و الله سبحانه هو العالم والواقف.
و کتب العبد کاظم بن قاسم الحسینی الرشتی حامدا مصلیا مستغفرا.
سجع خاتم (عبده الراجی محمدکاظم الحسينی)
▪️ان الجناب المستطاب العالم العامل الفاضل الكامل المسدّد المؤيّد بتأييد الملك المنّان محمّد كريم خان، حكمه مطاع و ترجيحه متّبع و الرادّ علیه رادّ علی الله و رسوله و الائمة الطاهرين سلام اللّه عليهم، یجب امتثال امره علی کافّة الناس و یتحتّم الاذعان و الانقياد لاحکامه، و یلزم علی کل احد امضاء حکمه، یحرم مخالفته و مخالفة ما بذل جهده فیه و رجّحه بعد الاستیضاح التامّ، و انّه جایز التقلید و نافذ الحکم. من اراد فلیقلّده یکن فائزاً ناجیاً ان شاء الله و الله سبحانه هو العالم. و کتب العبد کاظم بن قاسم الحسینی الرشتی حامدا مصلیا مستغفرا. محل الخاتم الشریف
🔻اين اجازه و گواهی در جواب استفتاء زير صادر شده است:
yon.ir/ggMWU
@AghayedNet
🔻درباره مرحوم حاج محمدکریم کرمانی
بسم الله الرحمن الرحیم
جناب مستطاب عالم عامل فاضل كامل المسدّد المؤيّد بتأييد الملك المنّان محمّد كريم خان، حكم ايشان مطاع و ترجيح ايشان متّبع و رادّ بر ايشان رادّ بر خدا و رسول و ائمه طاهرين سلام اللّه عليهم مى باشد، بر كافّه ناس امتثال امر ايشان لازم و اذعان و انقياد مر احكام ايشان را متحتّم و امضای حکم ایشان بر هر کس لازم و مخالفت ایشان در آنچه بذل جهد نموده و ترجیح داده بعد از استیضاح تام حرام، جایز التقلید و نافذ الحکم. هرکس خواهد تقلید ایشان کند که فائز و ناجی خواهد بود ان شاء الله تعالی و الله سبحانه هو العالم والواقف.
و کتب العبد کاظم بن قاسم الحسینی الرشتی حامدا مصلیا مستغفرا.
سجع خاتم (عبده الراجی محمدکاظم الحسينی)
▪️ان الجناب المستطاب العالم العامل الفاضل الكامل المسدّد المؤيّد بتأييد الملك المنّان محمّد كريم خان، حكمه مطاع و ترجيحه متّبع و الرادّ علیه رادّ علی الله و رسوله و الائمة الطاهرين سلام اللّه عليهم، یجب امتثال امره علی کافّة الناس و یتحتّم الاذعان و الانقياد لاحکامه، و یلزم علی کل احد امضاء حکمه، یحرم مخالفته و مخالفة ما بذل جهده فیه و رجّحه بعد الاستیضاح التامّ، و انّه جایز التقلید و نافذ الحکم. من اراد فلیقلّده یکن فائزاً ناجیاً ان شاء الله و الله سبحانه هو العالم. و کتب العبد کاظم بن قاسم الحسینی الرشتی حامدا مصلیا مستغفرا. محل الخاتم الشریف
🔻اين اجازه و گواهی در جواب استفتاء زير صادر شده است:
yon.ir/ggMWU
@AghayedNet
🔺خبر رحلت عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اع در روزنامه دوره قاجار
@AghayedNet
@AghayedNet
▪️به مناسبت ۲۳شعبان، سالروز رحلت عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبایی اع
🔻تقدیم میشود:
@AghayedNet
🔻تقدیم میشود:
@AghayedNet
✔️دو مَزار، یک مَزور
▪️درنگی بر دو مقبره عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اع
🔹جثمان عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اعلی الله مقامه مدتی در جندق ودیعه به خاک سپرده شد و پس از مدتی به مشهد مقدس منتقل گردید و در صحن آزادی به خاک سپرده شد. رفع الله مقاماتِه و اعلی الله درجاتِه.
🔸از این رو آن جناب، دو «مقبره» دارند. مقبره نخست، یادبودی است از دفن آن بزرگوار در جندق و مقبره دوم، محل دفن همیشگیِ بدن، در مشهد. مقبره جندق محلی کوچک بود که متأسفانه تا سال ١٣۵٩ش مخروبه بود.
🔹از بهاری که گذشت تا این بهار (١٣٩٨ش) حوادثی بر هر دو مقبره این عالم ربانی وارد شد (در مشهد و جندق) و این از شگفتیهاست که در یک برهه زمانی، هر دو مقبره، دستخوش تغییرات شود.
🔻ادامه در لینک زیر:
http://www.aghayed.net/domazaar/
▪️درنگی بر دو مقبره عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اع
🔹جثمان عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اعلی الله مقامه مدتی در جندق ودیعه به خاک سپرده شد و پس از مدتی به مشهد مقدس منتقل گردید و در صحن آزادی به خاک سپرده شد. رفع الله مقاماتِه و اعلی الله درجاتِه.
🔸از این رو آن جناب، دو «مقبره» دارند. مقبره نخست، یادبودی است از دفن آن بزرگوار در جندق و مقبره دوم، محل دفن همیشگیِ بدن، در مشهد. مقبره جندق محلی کوچک بود که متأسفانه تا سال ١٣۵٩ش مخروبه بود.
🔹از بهاری که گذشت تا این بهار (١٣٩٨ش) حوادثی بر هر دو مقبره این عالم ربانی وارد شد (در مشهد و جندق) و این از شگفتیهاست که در یک برهه زمانی، هر دو مقبره، دستخوش تغییرات شود.
🔻ادامه در لینک زیر:
http://www.aghayed.net/domazaar/
Forwarded from AghayedNet
🔺بیاناتی لطیف از عالم ربانی مرحوم حاج سید کاظم رشتی اع در شرح بخشی از مناجات شعبانیه
@AghayedNet
@AghayedNet
Forwarded from AghayedNet
@AghayedNet_شرح_فقراتی_از_مناجات.pdf
4.1 MB
AghayedNet
🔰🔰گونهشناسی و تحلیلِ تعارضات ظاهری در اقوال و مکتوباتِ مشایخ عظام اعلی الله مقامهم؛ با مراجعه به منابع دستِ اول 🔻بخش یازدهم ✔️فرمایشهای مرحوم آقای کرمانی اع در پاسخ به اعتراضها درباره اختلافات و تعارضات ظاهریِ بیانات بزرگان اع 🔹در رساله دیگری سائل…
🔰🔰گونهشناسی و تحلیلِ تعارضات ظاهری
در اقوال و مکتوباتِ مشایخ عظام اعلی الله مقامهم؛
با مراجعه به منابع دستِ اول
🔻بخش دوازدهم
✔️فرمایشهای مرحوم آقای کرمانی اع در پاسخ به اعتراضها درباره اختلافات و تعارضات ظاهریِ بیانات بزرگان اع
🔹مصداقی دیگر، دروس عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اع است در شرح و بسط مطالب کتاب گرانسنگ الفطرةالسلیمة. این بزرگوار مدتی به تدریس کتاب خود (مشهور به فطرةالسلیمة) اشتغال داشته و هفتاد و هفت درس از این دروس در دست است. (ممکن است بیش از این مقدار بوده باشد و پس از این دستیاب گردد.)
🔸در درسهای متعددِ این مجموعه به موضوع این نوشتار اشاره فرمودهاند. میفرمایند «اختلافی در کلمات حکماء نیست اگرچه از کلام واحد به صد تعبیر تعبیر بیاورند.» در مواضع مختلف از این مجموعه، علتهای مختلفِ تعابیر مختلف از یک حقیقت را بیان کردهاند. این بزرگوار چنین تقریر میفرمایند که اگر بخواهیم برای آنچه در عوالم دیگر است در این عالَم تعبیری از آن بیاوریم، بسیار مشکل است و در تعبیر، ناچاریم که تعابیری استفاده کنیم که بعضاً تعارضِ ظاهری دارد؛ چراکه هر عالَمی مادهای مناسب خود و صورتی مناسب خود دارد و الفاظی مناسب آن عالَم، پس ارائه آن در عالَم دیگر، در نهایت اشکال است.
🔹ایشان به تعبیرات مختلف درباره اول ما خلق الله، بهشت و درختان بهشت و تعبیرات مختلفِ مباحث معراج اشاره کرده و اعتبارات مختلفِ حکماء را در تعبیراتشان بیان میفرمایند. اعتباراتی که سبب شده است تعبیراتِ حکماء به شدت تناقضِ ظاهری داشته باشد و در عین حال، اتحاد معنایی و حقیقی.
🔸ایشان مباحث معراج را مطرح کرده و در هر درس، نمونههایی از اختلافات تعابیر درباره یک مسئله را بیان کردهاند. برای نمونه در مسئله قوس صعود و نزول، انواع قوسها را به اعتبارات مختلف مطرح کردهاند. به انواع تعبیرات مختلف از حل و عقد (در مباحث علم کیمیا) اشاره کردهاند. تعبیرات مختلف از عقل و مصادیق مختلف «نهار» از دیگر مباحث ایشان است. این دروس نیز راهگشاییهایی بسیار مفید در زمینه موضوع این نوشتار در بر دارد.
🔹نمونه دیگر، فرمایشهای این بزرگوار است در مقدمه کتاب مرآةالحکمة. ایشان پس از اینکه انگیزه نگارش را بیان میفرمایند، درباره علوم بزرگان دین اع و علومِ شخصِ خودشان، تعبیری آوردهاند. میفرمایند اگر شخصی میخواهد همه زوایای علوم ما را بداند (که البته نتیجه قهری آن، حل تعارضات ظاهری از بیانات ایشان است) باید این رساله ما را به دیگر رسائل ما ضمیمه کند تا باطن و باطن باطن را دریابد. این تعبیر، بیانگر چند وجهی بودنِ علوم و فرمایشهای ایشان اع است و اینکه رفع تناقضات ظاهری، مستلزم نگاه چند بُعدی به فرمایشهاست.
⏳ادامه دارد...
@AghayedNet
در اقوال و مکتوباتِ مشایخ عظام اعلی الله مقامهم؛
با مراجعه به منابع دستِ اول
🔻بخش دوازدهم
✔️فرمایشهای مرحوم آقای کرمانی اع در پاسخ به اعتراضها درباره اختلافات و تعارضات ظاهریِ بیانات بزرگان اع
🔹مصداقی دیگر، دروس عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اع است در شرح و بسط مطالب کتاب گرانسنگ الفطرةالسلیمة. این بزرگوار مدتی به تدریس کتاب خود (مشهور به فطرةالسلیمة) اشتغال داشته و هفتاد و هفت درس از این دروس در دست است. (ممکن است بیش از این مقدار بوده باشد و پس از این دستیاب گردد.)
🔸در درسهای متعددِ این مجموعه به موضوع این نوشتار اشاره فرمودهاند. میفرمایند «اختلافی در کلمات حکماء نیست اگرچه از کلام واحد به صد تعبیر تعبیر بیاورند.» در مواضع مختلف از این مجموعه، علتهای مختلفِ تعابیر مختلف از یک حقیقت را بیان کردهاند. این بزرگوار چنین تقریر میفرمایند که اگر بخواهیم برای آنچه در عوالم دیگر است در این عالَم تعبیری از آن بیاوریم، بسیار مشکل است و در تعبیر، ناچاریم که تعابیری استفاده کنیم که بعضاً تعارضِ ظاهری دارد؛ چراکه هر عالَمی مادهای مناسب خود و صورتی مناسب خود دارد و الفاظی مناسب آن عالَم، پس ارائه آن در عالَم دیگر، در نهایت اشکال است.
🔹ایشان به تعبیرات مختلف درباره اول ما خلق الله، بهشت و درختان بهشت و تعبیرات مختلفِ مباحث معراج اشاره کرده و اعتبارات مختلفِ حکماء را در تعبیراتشان بیان میفرمایند. اعتباراتی که سبب شده است تعبیراتِ حکماء به شدت تناقضِ ظاهری داشته باشد و در عین حال، اتحاد معنایی و حقیقی.
🔸ایشان مباحث معراج را مطرح کرده و در هر درس، نمونههایی از اختلافات تعابیر درباره یک مسئله را بیان کردهاند. برای نمونه در مسئله قوس صعود و نزول، انواع قوسها را به اعتبارات مختلف مطرح کردهاند. به انواع تعبیرات مختلف از حل و عقد (در مباحث علم کیمیا) اشاره کردهاند. تعبیرات مختلف از عقل و مصادیق مختلف «نهار» از دیگر مباحث ایشان است. این دروس نیز راهگشاییهایی بسیار مفید در زمینه موضوع این نوشتار در بر دارد.
🔹نمونه دیگر، فرمایشهای این بزرگوار است در مقدمه کتاب مرآةالحکمة. ایشان پس از اینکه انگیزه نگارش را بیان میفرمایند، درباره علوم بزرگان دین اع و علومِ شخصِ خودشان، تعبیری آوردهاند. میفرمایند اگر شخصی میخواهد همه زوایای علوم ما را بداند (که البته نتیجه قهری آن، حل تعارضات ظاهری از بیانات ایشان است) باید این رساله ما را به دیگر رسائل ما ضمیمه کند تا باطن و باطن باطن را دریابد. این تعبیر، بیانگر چند وجهی بودنِ علوم و فرمایشهای ایشان اع است و اینکه رفع تناقضات ظاهری، مستلزم نگاه چند بُعدی به فرمایشهاست.
⏳ادامه دارد...
@AghayedNet