Forwarded from AghayedNet
بعد از دانستن اين‏كه حضرت موسی بن جعفر صلوات الله عليه از دنيا رفتند، سه روز بدن مطهّر امام را در زندان باقی گذارند. به چه منظور بوده؟ منظور هارون ملعون از اين كار چه بوده است؟

چون بدن حضرت را نعوذ باللّه مثل بدن كثيف سجيني پليد خودش حساب می‌ ‏كرد، منظورش اين بوده كه بدنی كه با سم مسموم شده، خواه‏و ناخواه سمّ باعث می ‏شود كه بدن گند كند و بو بيايد.

قصدش اين بوده كه بعد از سه شبانه روز كه بدن مطهّر حضرت را از زندان بيرون می‏آورند، مردم از تعفّن بدن جرأت نكنند نزدیك آن بشوند. اگرنه برای او چه فرق می ‏كرد؟ چرا آن بدن مطهّر را سه روز در زندان نگه‏ دارد؟

وقتی دید تفاوت كه نكرده، بماند طهارت و قداست آن بدن نمودار گشت، معلوم است این بدن مختلَف ملائكه و روح است، این بدن مطهّر این‏طور نیست كه با مردن تغییر بكند. هیچ تغییری برای آن بدن مطهّر فراهم نشده بود، وقتی دید آن برنامه و تدبیرش جاری نشد، گفت باید طوری دیگر این بدن را استخفاف و توهین كنیم و آن این بود كه شنیده‏اید چه‏طور آن بدن مطهّر را حمل كردند.

مثل امشب حضرت رضا علیه السلام در مدینه چه حالی داشتند؟ مشهور است مثل امشب را شام غریبان امام كاظم علیه السلام می‏گویند. اما در واقع از وقتی كه حضرت كاظم علیه السلام را از مدینه برده بودند، در خانه‏ حضرت شام غریبان بود. به منظور استخفاف به آن بدن مطهّر آن‏طور آن بدن را حمل دادند و آن جسارت ها را ورزیدند.

غافل از این‏كه درست است بنای این بزرگواران بر مظلومیت و مقهوریت است، اما خداوند اراده فرموده كه این ابدان مطهّر و خانواده و خاندانشان، حتی خانه‏ ها و مشاهد مشرّفه‏ شان مورد تعظیم و تكریم خلق باشد. خدا می‏ خواهد این نور همیشه تمام و كامل باشد. با همه ‏این عداوت‏ ها و قبول آن همه مظلومیت ها می ‏بینیم نور مطهّرشان كامل و تمام است و همیشه اعداء ایشان خوار و ذلیل و مخذولند.

(بخشی از سخنرانی 26 رجب المرجب 1409)
🔺کتاب احادیث شرح الزیارة الجامعة الکبیرة
چاپ مستقل روایاتی که عالم ربانی مرحوم شیخ احمد احسائی اع در کتاب شرح الزیاره نقل فرموده اند.
@AghayedNet
🔺کتابی درباره فضائل حضرت ابوطالب علیه السلام
@AghayedNet
🌷به مناسبت بعثت رسول الله صلی الله علیه و آله

🔻تقدیم می شود:
@AghayedNet
✔️حلال و حرام محمد (صلی الله علیه و آله)

مطالعه‌ای در حدیث «حَلالُ محمدٍ حلالٌ اِلَی یَوم القِیامة وَ حَرامُهُ حَرامٌ اِلَی یَوم القیامَة»

در لینک زیر:
🔻🔻🔻
http://www.aghayed.net/halalvaharam/
Forwarded from AghayedNet
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
AghayedNet
🔰🔰گونه‌شناسی و تحلیلِ تعارضات ظاهری در اقوال و مکتوباتِ مشایخ عظام اعلی الله مقامهم؛ با مراجعه به منابع دستِ‌ اول 🔻بخش چهارم ✔️واقعیت مسئله: ایتلاف اقوال بزرگان دین 🔹اگرچه در این نوشتار از تعارضات سخن خواهیم گفت؛ ولی واقعیت مسئله ایتلاف اهداف، بیانات…
🔰🔰گونه‌شناسی و تحلیلِ تعارضات ظاهری
در اقوال و مکتوباتِ مشایخ عظام اعلی الله مقامهم؛
با مراجعه به منابع دستِ‌ اول

🔻بخش پنجم

✔️واقعیت مسئله: ایتلاف اقوال بزرگان دین

🔹این بزرگوار، مرحوم حاج سید کاظم رشتی اع در شرح حدیث عمران صابی نیز می‌فرمایند:

«فلاتناقض فی الاخبار و لا فی کلمات العلماء الابرار». (تناقضی در روایات و در کلمات علماء ابرار _ نیکان_ نیست.)

🔸مرحوم آقای حاج محمدکریم کرمانی­ اع در کتاب «تأویل الأحادیث فی علم الرؤیا» می‌فرمایند:

«... و الا یلزم التناقض فی اقوال الحکیم و الحکیم لیس یخالف کلام منه کلاماً آخر.»

(و گرنه لازم می‌آید که در گفتار حکیم تناقض باشد و حال آنکه حکیم کسی است که هیچ سخنی از او با سخن دیگرش مخالفتی – تضاد، تناقض و اختلافی – ندارد.)

🔹خود این بزرگوار در رساله «الفصول»، فصل ٧۴ می‌فرمایند:

«فان رفعت التناقض عن کلام الحکماء فقد بلغت و الا فلاتفسدنه و اعط القوس باریها.»

(پس اگر توانستی تناقض را از گفتار حکماء برطرف کنی، به مراد رسیده‌ای و گرنه مطلب را فاسد نکن و کمان را به کمان‌دار بسپار.)

🔸در کلمات مرحوم آقای حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی­ اع در این‌باره بیانات متعددی است. از جمله در رساله «الاصول المهمة فی شرح الحکمة» می‌فرمایند:

«فلذلک تری اغلب کلمات الحکمة متضادة متناقضة فلماسمع اهل الظاهر تلک الکلمات المتضادة المتخالفة زعموها انها من المتشابهات ان کانوا من اهل التسلیم و الّا فأنکروا رأساً انکاراً شدیداً و اما عند اهل الباطن فلیست من المتشابهات ابداً و انها من المحکمات التی لایمکن الاتیان بأحکم منها».

🔹(پس به همین علت است که بیشتر کلماتِ حکمت را ضد یکدیگر و نقیض همدیگر می‌بینی. پس وقتی که اهل ظاهر این‌گونه کلمات مخالف هم و ضد یکدیگر را شنیدند، اگر اهل تسلیم بودند آن کلمه‌ها را متشابه پنداشتند و گرنه از بیخ و بن به انکار شدیدی انکار کردند. اما همان کلمات نزد اهل باطن، هیچ‌گاه از متشابهات نیست؛ بلکه کلمات محکمی است که محکم‌تر از آن نمی‌توان بیان کرد.)

🔸در رساله «جواب مسائل مشکلة بادلة السبعة و العشرین» با اشاره به تعارضات ظاهری می‌فرمایند:

«...اللهم الا ان الشخص الواحد ربما یعبر عن شی‏ء بملاحظة لونه فیقول هو اصفر مثلاً و من حیث کمّه فیقول انه طویل و لیس فی هذین التعبیرین اختلاف لدی اهل الایتلاف و ان وجد السامعون اختلافاً بحسب اختلاف الالفاظ.»

(مگر اینکه یک نفر ممکن است که از یک چیز تعبیرات مختلف بیاورد: با ملاحظه رنگ آن چیز بگوید زرد مثلاً و از حیث کمیت بگوید دراز. و در این دو تعبیر اختلافی نیست نزد اهل ایتلاف؛ اگرچه شنوندگان به حسب اختلاف در لفظ، اختلافی بیابند.)

🔹و در همان رساله: «فاذا عرفت ذلک فاعلم ان التعبیرات من اهل الحقائق ربما تختلف باختلاف جهاتها و هم متفقون و فی هذا القدر من البیان غناء لمن له عینان و ماتغنی الآیات و النذر عن قوم لایؤمنون.»

(پس چون مطلب را دریافتی بدان نزد اهل حقایق ممکن است که تعبیرات به اختلاف جهات مختلف شود و با این حال ایشان با هم مُتفقند. و در این قدر از بیان، بی‌نیازی است برای صاحبان دیدگان و البته نشانه‌ها و ترساندن‌ها کفایت نمی‌کند گروهی را که ایمان نمی‌آورند.)

🔸این تعبیرات ادامه دارد: «...فلا اختلاف بین کلام المشایخ انار الله براهینهم و الحمد لله.»
(پس اختلافی بین کلام مشایخ نیست.)

«لیس ذلک لاجل التناقض و الاختلاف فیها فی الواقع بل لان لکل مطلب بیاناً خاصاً به دون غیره فاذا وقع کل بیان فی موقعه و کل لفظ بازاء معناه لم‏ یبق تناقض و لا تخالف و الحمد لله. »
(این مطلب به علت تناقض و اختلاف واقعی در آن نیست بلکه از آن جهت است که برای هر مطلبی بیان خاصی است که برای دیگری نیست پس وقتی هر بیانی در جای خود قرار گیرد و هر لفظی برابر معنایش، تناقض و اختلافی باقی نمی‌ماند.)

«و کثر من زعم التناقض و هو التؤالف الذی لا نهایة له»
(چه بسیاری که گمان می‌کنند مطالب متناقض است و حال آنکه در نهایت ایتلاف است.)

🔹پس اصل در این مسئله عدم تعارض است و تعارضات ظاهری، تعارضاتی است صوری و با تحلیل آن تعارضی باقی نمی‌ماند.

ادامه دارد...

@AghayedNet
Forwarded from AghayedNet
✔️تأملاتی بر نقش شرف الشمس

- مصادرِ این نقش؛

- اهمیت اَشکال وحروف درشریعت؛

ـ تأثیر افلاک بر زمین؛

- پاسخ به بعضی شبهه ها دراین باره؛

- بیانِ رموزِنقش شرف الشمس؛

-و...

🔻 درمقاله زیر:
@AghayedNet
Forwarded from AghayedNet
@AghayedNet_شرف الشمس.pdf
752.5 KB
تأملاتی بر نقش شرف الشمس (مصادر، اهمیت، تأثیرات، رموز، پاسخ برخی شبهه ها و...)🔺
@AghayedNet
🔺رسائلی از عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اعلی الله مقامه که در ماه شعبان المعظم (در سال های مختلف) نگارش آن به پایان رسیده است.
@AghayedNet
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from AghayedNet
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
AghayedNet
🔰🔰گونه‌شناسی و تحلیلِ تعارضات ظاهری در اقوال و مکتوباتِ مشایخ عظام اعلی الله مقامهم؛ با مراجعه به منابع دستِ‌ اول 🔻بخش پنجم ✔️واقعیت مسئله: ایتلاف اقوال بزرگان دین 🔹این بزرگوار، مرحوم حاج سید کاظم رشتی اع در شرح حدیث عمران صابی نیز می‌فرمایند: «فلاتناقض…
🔰🔰گونه‌شناسی و تحلیلِ تعارضات ظاهری
در اقوال و مکتوباتِ مشایخ عظام اعلی الله مقامهم؛
با مراجعه به منابع دستِ‌ اول

🔻بخش ششم

✔️واقعیت مسئله: ایتلاف اقوال بزرگان دین

🔹پس اصل در این مسئله عدم تعارض است و تعارضات ظاهری، تعارضاتی است صوری و با تحلیل آن تعارضی باقی نمی‌ماند؛ چراکه هر یک از گزاره‌ها موضعی دارد. درست مانند تعارضات کلام معصومین علیهم‌السلام است

🔸 سید مرحوم­ در رساله «الحجةالبالغة» تعارضات روایات را تعارضی صوری بیان می‌فرمایند و آنچه از سهو و نسیانِ راویان سرچشمه گرفته است را با قرائنی که ائمه علیهم‌السلام بیان کرده‌اند، قابل شناسایی می‌دانند. گذشته از آنکه شخص حکیمِ صمدانی، واقف بر نقطه علم است و همه علوم نزد او یکسان است. و منظور از یکسان‌بودن این است که آن سِرّ لطیفی که در همه علوم در سریان است را به دست آورده و در نتیجه تعارض و تناقض‌گویی برای او معنا ندارد. در این‌باره در علت سیزدهم از علل تعارضاتِ ظاهری، بحث خواهیم کرد.

🔹مرحوم آقای کرمانی­ به این واقعیت تأکید کرده و می‌فرمایند: «فحاشا ان‌یکون فی کلامنا تناقض و اختلاف... فلیس عندنا اختلاف» بعد از این تأکید، علت‌های تعارضاتِ ظاهری را که برخی گمان کرده‌اند بیان می‌فرمایند: اینکه در موضعی، بیان، بیانی است اجمالی و در موضعی تفصیل است. در موضعی وجهی بیان شده، در موضعی دیگر، وجهی دیگر: «و الشیء الواحد له وجوه و جهات عدیدة متغایرة متخالفة بل متناقضة لان الاشیاء قد ترکبت من الاضداد و کل ذلک جهات شیء واحد من غیر تناقض.»
(پس یک چیز صورت‌ها و جهت‌های گوناگون دارد که با یکدیگر مغایرت و تناقض دارند چراکه اشیاء از ضدها ترکیب شده‌اند و تمامی جهت‌های یک چیز است بدون هیچ‌گونه تناقضی.)

🔸 ایشان در ادامه مثالی را بیان می‌فرمایند:
شخصی ممکن است بگوید توحید یک مرتبه است؛ چراکه کثرت منافات با توحید دارد؛
و در موضعی بگوید توحید دو مرتبه دارد که منظورش توحید ذات باشد لنفسه بنفسه، و توحیدِ خلق باشد برای خدا بتوصیفه و بیانه؛
و در موضعی بگوید مراتب توحید سه است و مرادش توحید ذات و توحید صفات و توحید عبادت باشد (به اینکه توحید افعال را در توحید صفات قرار دهد؛ چرا که مرجعِ آن به صفات فعلیه است)؛
همچنین می‌تواند بگوید مراتب توحید چهار است؛ با مستقل ذکر کردن توحید افعال یا به اعتبارِ توحید واقفین مقام مُلک، ملکوت، جبروت و لاهوت؛
همچنین می‌تواند مراتب توحید را پنج مرتبه بداند (توحید اهل نقطه، اهل الف، اهل حروف، اهل کلمه و اهل دلالت)
و همین‌طور باقی مراتب؛
چرا که همه اینها تحت دیگری داخل می‌شود به اجمال و تفصیل و اطلاق و تقیید و اشاره و تصریح. پس همه این وجوه یکی است و اختلافی وجود ندارد.

🔹به هر روی این اصل اهمیت زیادی دارد و ثمرات فراوانی. یکی از ثمرات آن این است که با اعتقاد جازم به عدم اختلاف مشایخ عظام اعلی الله مقامهم، حتماً در تعارضات ظاهری باید در پی محمل‌هایی برای جمع آن بود و اگر محمل‌ها و وجه‌های آن به دست نیامد، باید در برابر همه فرمایش‌ها تسلیم بود و چون خود این بزرگواران فرموده‌اند با یکدیگر اختلاف و تعارضی ندارند، باید آن تعارض حل‌نشده را در بوته اجمال گذارد تا وجه آن روشن گردد.

🔸ثمره دیگر این اصل، این است که مقلدین ساکن القلب و ثلج الفؤاد (با خاطری آسوده) به همه فرمایش‌های این بزرگواران اعتقاد قلبی پیدا کرده و به فتاوای این بزرگواران عمل می‌کنند.

🔹ثمره دیگر آشکار شدن این واقعیت است که فرمایش‌های بزرگان دین اعلی الله مقامهم مخاطبانِ گوناگون و با مشاعر مختلف دارد. در نتیجه هر یک از بیانات بزرگان، برای قشری است که سایرین عمق آن را در نمی‌یابند. درباره این ثمره، تأملاتی خواهیم داشت.

ادامه دارد...

@AghayedNet
🌷از فرمایش های مکتبی

🔸تحصیل علم شما، رفت و آمد شما، معاشرت شما با یکدیگر، این ها تقریباً به شکل عادیات و مکررات در آمده و از این جهت آن اثر و خصوصیتی که باید در این مسائل باشد، در ما کم دیده می شود.

🔸ما اگر بدانیم ارزش این معاشرت چیست، اگر بدانیم ارزش مجالست چیست، اگر بدانیم ارزش تحصیل چیست و اگرچه انسان به حسب ظاهر چیزی نشود؛ اما خود ارزش تحصیل و تعلیم و تعلم، خود حضور در مجلس ذکر علم، این ها چه ارزش هایی دارد، چه خصوصیت هایی دارد، چه قرب هایی را در درگاه خدا ایجاد می کند، چه رضایت ها که از اولیاء خدا کسب می کند، چقدر چشم ها به ما روشن می شود، خدا می داند.

🔸 ما اگر این ها را در نظر بگیریم، آن وقت برای مجالست های خود، برای معاشرت های خود، برای مجالس ذکرِ علم خود، بیش از این ها ارزش قائل می شدیم. در روحمان اثر می‌ گذاشت، در اخلاقیاتمان اثر می گذاشت.

🔸ولی چون به این ارزش ها توجه نداریم و متأسفانه به شکل تکرار و مکررات درآمده، غافل شده ایم و این غفلت، ما را از مزایا و ارزش ها و خصوصیات، خیلی دور می کند. سعی کنیم باور کنیم، آنچه را که در این امور می فرمایند باور کنیم. این ها واقعیت است.
@AghayedNet
🔺مرحوم شیخ یوسف احسائی، نوه شیخ مرحوم اع، فرزند مرحوم شیخ حسن بن شیخ احمد احسائی است.
تفاصیلی از زندگی او در دست نیست. اما می دانیم در سال ١٢۶۴ ق در قید حیات بوده است.
فهرست مخطوطات دانشکده الهیات نشان می دهد مجموعه ای رسائل در تملک او بوده است. تصویر فوق عبارت تملک اوست.
@AghayedNet
🔺بخشی از دعاء روز سوم شعبان، ولادت حضرت سیدالشهداء صلوات الله علیه
@AghayedNet
🔺بکاء العالمَین علی مصائب الحسین علیه السلام
شیخ محمد رفیع نجفی
با مقدمه دکتر هادی تمیمی
نجف اشرف: حوض الفرات
این کتاب سه جلد است. جلد نخست به تازگی منتشر شد. (١۴۴٠ق، ٢٠١٩م)
@AghayedNet
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from AghayedNet
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM