This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔰🔰گونه‌شناسی و تحلیلِ تعارضات ظاهری
در اقوال و مکتوباتِ مشایخ عظام اعلی الله مقامهم؛
با مراجعه به منابع دستِ‌ اول

🔻بخش اول

✔️درآمد

🔹خداوند در آیه ٨٢ از سوره مبارک نساء می‌فرماید: أ فلایتدبرون القرآن و لو کان من عند غیر الله لوجدوا فیه اختلافاً کثیراً.
(پس چرا در قرآن و درباره آن نمی‌اندیشند؟ و اگر از ناحیه غیر خدا بود قطعاً در آن اختلاف بسیاری می‌یافتند.)
«اختلاف» در این آیه را تفسیرهای متعددی کرده‌اند. ابوبکر اصم می‌نویسد رسول‌خدا صلی الله علیه و آله منافقان را از پنهانی‌های کارهایشان خبر می‌داد و خدا می‌فرماید اگر این اِخبار از جانب خدا نبود، در این خبردادن‌ها، اختلاف به وجود می‌آمد.
معنای دوم که اکثر متکلمین گفته‌اند این است که قرآن مشتمل است بر انواع علوم و اگر از جانب غیر خدا بود، اختلاف زیادی در آن می‌یافتند.
معنای سوم را ابومسلم اصفهانی نقل کرده است که مراد، اختلاف در رتبه فصاحت است و انسان هرچه بلیغ باشد، اگر کتاب حجیمی‌بنویسد، تفاوت در کلام او دیده می‌شود و این تفاوت در کلام خدا نیست.

🔸عالم ربانی مرحوم آقای حاج محمد کریم کرمانی­ با نقد این معناها می‌فرمایند مراد از این آیه این است که اگر این قرآن به خدا افترا بسته شده بود (از ناحیه خدا نبود) از جانب خدا مستحق ابطال بود و قطعاً خدا آن را دچار اختلاف و اختلال می‌کرد تا شخص ناظر بیابد که این قرآن باطل است و از عقلانیت تهی است و «تنزیل من الله العزیز الحمید» نیست.

🔹همچنین یکی از معانی ظریفی که خود این بزرگوار­ درباره این آیه می‌فرمایند این است که یکی از معانی اختلاف، رفت و آمد است (اختلاف اللیل و النهار): اگر قرآن از غیر خدا بود، در آن اختلاف زیادی بود و ذهن‌ها به کُنه آن می‌رسید و ظاهر و باطن آن را درک می‌کرد و حال آنکه عقول در فهم قرآن حیران است و از درک اشارات و بدایع و اسرار آن عاجز است.
در این بخش ترجمه فرمایش ایشان را از رساله «فائدة فی اعجاز القرآن» ارائه می‌کنیم:

🔸وجه دیگری از وجوه اعجاز قرآن در خود قرآن است که خدا به آن آگاهی داده؛ در آنجا که می‌فرماید اگر این قرآن از ناحیه غیر خدا نازل شده بود، قطعاً در آن اختلاف زیاد می‌یافتند؛ و معنای این فرمایش این است که در این صورت افکار بشر می‌توانست آن را درک کند و به معنای آن دسترسی پیدا کند و ظاهر و پنهانش را بفهمد؛ همان‌گونه که توانسته است به معنای سخنان حکماء و دانشمندان و حتی فیلسوفانی که سخنانی معماگونه داشته‌اند دست یابد و سخنان ایشان را بفهمد؛ زیرا گمان‌ها بر امری متمرکز نمی‌شود مگر اینکه آن را آشکار می‌سازد.

🔹پس اگر قرآن سخن غیر خدا بود، قطعاً اندیشه‌ها می‌توانست حقیقت و باطن آن را درک کند و اسرار و رموز آن را بشناسد. و حال آنکه خردها و مغزها در فهم قرآن و اشاره‌ها و تازه‌ها و نهانی‌ها و سِرهای آن سرگردان است. و هرجا که بشر درکی از قرآن داشته‌اند جز لفظ ظاهر عربی آن را نفهمیده‌اند، با اینکه قرآن علوم بی‌نهایتی را در بر دارد. همان‌گونه که ائمه علیهم‌السلام بعضی از این علوم را در زمان‌های مختلف یادآور شده‌اند. و همچنان که بعضی از اندیشه‌های شیعیان ایشان به آن اسرار دسترسی پیدا خواهند کرد.

🔸پس اگر این قرآن از نزد غیر خدا نازل شده بود، گمان‌های بشری می‌توانست آن را درک کند، با اینکه در ساعت‌ها و هنگامه‌های شبانه‌روز آن را تلاوت می‌کنند. و با اینکه در قرآن، آشکار ساختن معنای اشیاء فراوان به چشم می‌خورد. همان‌گونه که ما اندک‌اندک معانی آن را می‌شناسیم و هر از گاهی به اشاره‌های آن پی می‌بریم؛ حتی آنکه ممکن است از آیات قرآن در هر علمی و برای هر مسئله‌ای استدلال کنیم. و در این زمان به معانی قرآن نخواهد رسید مگر کسی که خداوند او را به آن علم و دانش مخصوص گردانیده باشد. و اگر از ناحیه غیر خدا بود قطعا همه مردم می‌توانستند آن را درک کنند و باطنش را استخراج کنند؛ همان‌گونه که بشر توانسته است سایر علوم را از کتب دانشمندان استخراج نماید. و این وجه از وجوه اعجاز قرآن را تا به حال هیچ کس بیان نکرده است.

🔹بزرگان دین اعلی الله مقامهم در پرتو این آیه شریفه (آیه ٨٢ از سوره مبارک نساء) بیانات خود را مقتبس از قرآن و روایات معصومین علیهم السلام می‌دانند و نتیجه قهری آن را به طور مکرر بیان کرده‌اند. ایشان می‌فرمایند چون کلام ما از قرآنی است که در آن اختلافی نیست، خواه ‌ناخواه در کلام ما نیز اختلافی نیست.


ادامه دارد...

@AghayedNet
🔹اللَّهُمَّ اِنّي اَسئَلُكَ بِمَعاني جَميعِ ما يَدْعُوكَ بِهِ وُلاةُ اَمْرِكَ الْمَاْمُونُونَ عَلي سِرِّكَ...وَآياتِكَ وَمَقاماتِكَ الَّتي لاتَعْطيلَ لَها في كُلِّ مَكان...
@AghayedNet
Forwarded from AghayedNet
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔰🔰گونه‌شناسی و تحلیلِ تعارضات ظاهری
در اقوال و مکتوباتِ مشایخ عظام اعلی الله مقامهم؛
با مراجعه به منابع دستِ‌ اول

🔻بخش دوم

✔️درآمد


🔸بزرگان دین اعلی الله مقامهم در پرتو این آیه شریفه (آیه ٨٢ از سوره مبارک نساء) بیانات خود را مقتبس از قرآن و روایات معصومین علیهم السلام می‌دانند و نتیجه قهری آن را به طور مکرر بیان کرده‌اند. ایشان می‌فرمایند چون کلام ما از قرآنی است که در آن اختلافی نیست، خواه‌ناخواه در کلام ما نیز اختلافی نمی‌یابید.

🔹سید مرحوم­ می‌فرمایند:
«... و اما ما ذکرتم من انک ذکرت فی موضع اخر خلاف ذلک فحاشاً ان‌یکون فی کلامنا تناقض و اختلاف و اختلال لان کلامنا و مطالبنا کلها مأخوذة عن الله سبحانه اما بواسطة کتابه الکریم من محکمات آیاته او بواسطة اولیائه و خلفائه و امنائه و الکل من عند الله و ما عند الله لیس فیه اختلاف و لا اضطراب فان الاختلاف دلیل الابادة و الاضمحلال و النفاد ما عندکم ینفد و ما عند الله باق، قل لو کان من عند غیر الله لوجدوا فیه اختلافاً کثیراً فدل مفهوم الشرط ان ما عند الله لیس فیه اختلاف و لعمری ای ما عندنا هو ما عند الله فلیس عندنا اختلاف ان شاء الله تعالی».
جواهرالحکم ج١٢، رسالة فی جواب الملاکاظم المازندرانی

🔸(... و اما آنچه اشاره کرده‌اید که تو در محلی دیگر خلاف آن مطلب را نوشته‌ای، [می‌گویم] حاشا که در کلام ما تناقض و اختلاف و اختلالی باشد؛ چراکه کلام ما و مطالب ما، همه، از خدا گرفته شده به واسطه کتاب او، آیات محکم قرآن، یا به واسطه اولیاء و خلفاء و امینانِ او (ائمه اطهار) و همه از ناحیه خداست و آنچه از ناحیه خداست اختلاف و اضطرابی در آن نیست چراکه اختلاف دلیل نابودی و فناست: آنچه نزد شماست همه نابود می‌شود و آنچه نزد خداست [و از ناحیه خدا] باقی است. بگو اگر از ناحیه غیر خدا بود، در آن اختلاف زیادی می‌یافتند. پس این آیه به مفهوم شرط [از اصطلاحات اصول فقه] دلالت می‌کند که آنچه از ناحیه خداست اختلاف در آن نیست و به جانم سوگند هرچه نزد ماست از ناحیه خداست [با تفصیلی که اشاره شد] پس اختلافی نزد ما نیست ان شاء الله تعالی.)

🔹پرسشی که مطرح است و با بررسی تاریخ مکتب پررنگ‌تر می‌شود، این است که برخی تعارض‌ها و تناقض‌هایی «ظاهری» در کلام این بزرگواران دیده‌اند و مطرح کرده‌اند و از طرفی منتقدان یا دشمنان ایشان نیز یکی از محورهای نقدهای خود را تعارضات و تناقضاتِ مکتبی برشمرده‌اند.

🔹تکلیفِ این تعارضات و تناقضاتِ ظاهری چیست؟ آیا به راستی تعارض و تناقض است؟ وظیفه و راهکار در برخورد با آن چیست؟
آنچه در این نوشتار به آن می‌پردازیم، بررسی علت‌ها و منشأهای اختلاف‌ها و تناقض‌ها و تضادهایِ «ظاهریِ» کلمات بزرگان مکتب استبصار است. این موضوع، خود دو بخش است: نخست تضادهای ظاهری در کلماتِ یک بزرگ دین (اینکه در رساله‌ای به گونه‌ای مطلب را توضیح فرموده است و در رساله‌ای دیگر، به شکلی دیگر) و بخش دوم، تضادهای ظاهری در کلمات بزرگان دین نسبت به یکدیگر (اینکه هنگام مقایسه کلام دو بزرگ، می‌یابیم که اختلافی ظاهری دیده می‌شود.)

🔸اما پیش از پرداختن به پاسخ، در کبرای قضیه باید تأمل کرد. آیا در کلمات بزرگان دین اعلی الله مقامهم اختلافی و تضاد و تناقضی دیده می‌شود؟

می‌دانیم سه تعبیرِ اختلاف و تضاد و تناقض در عربی متفاوت از همند و در کتاب فروق‌اللغات مابه‌الامتیاز هر یک مطرح شده است. ولی با توجه به مابه‌الاشتراک آن، هر سه را مسامحتاً در یک راستا بر می‌شمریم.

🔹در پاسخ باید اشاره کرد که پیش از
بزرگان دین اعلی الله مقامهم بر کلام الله و بر کلام ائمه علیهم‌السلام نیز چنین ایرادی وارد می‌کردند و حتی می‌توان چنین نتیجه گرفت که: طبق این حدیث، بر انبیاء نیز این اشکال را وارد می‌کرده‌اند: لتتبعن سنن من کان قبلکم حذو النعل بالنعل، والقذة بالقذة حتى لو أن أحدهم دخل جحر ضب لدخلتموه.
(راه و روش امت‌های گذشته را پیروی خواهید کرد. درست مانند پا جای پا گذاردن و پر کمان جای پر کمان [کنایه است از شدت موافقت با ایشان] حتی اگر یکی از ایشان داخل سوراخ سوسماری شده باشد شما نیز داخل آن سوراخ خواهید شد.)

🔸حضرت امیرالمؤمنین علیه‌السلام در خطبه‌ای می‌فرمایند: فلایقولن قائلکم انّ کلام علی متناقض (پس کسی از شما نگوید سخنان علی با هم متناقض است.)
و این عبارت نشان می‌دهد که برخی در فرمایش‌های حضرت، گمان تناقض داشته‌اند.

ادامه دارد...

@AghayedNet
🔳بلاهای ظاهری و بلاهای باطنی

🔸خیلی امر عجیب است؛ نوعاً هم دیده‌اید در این دعاهایی که برای استعاذه و پناه بردن به خدا از نوع بلاها رسیده، وقتی که نوبت به بلاهای باطنی می‌‏رسد، اول چیزی که مطرح می‏‌شود و دستور پناه بردن به خدا از آن‌‌‏ها می‌دهند، شک، نفاق، تزلزل و ریب و این‌‌گونه بلاهای باطنی است. دستور می‏‌فرمایند که از این بلاهای باطنی به خدا پناه ببریم؛ مثل این‏که از بلاهای ظاهری به خدا پناه می‏‌بریم.

🔹ولی برای ما این بلاهای ظاهری بیش‏‌تر مطرح است. خدایا ما را به آتش نسوزانی، خدایا ما را در آب غرق نکنی، خدایا سقف خانه‏‌مان را به سرمان خراب نکنی، خدایا مریضمان نکنی. نوعاً ما به این بلاهای ظاهری بیش‏‌تر اهمیت می‏‌دهیم تا بلاهای باطنی. [و خدا ان شاء الله همه را از این بلاها مصون و محفوظ بدارد.]

🔸به همین جهت چون نوعاً ما به این بلاها اهمیت بیش‏‌تری می‏دهیم، نوع استعاذه‏‌ها و پناه بردن‏‌های به خدا و اولیاء خدا علیهم‌السلام متضمن بلاهای دنیوی هم هست و این‏‌ها را خیلی بیش‏‌تر فرموده‏ اند.

🔹ولی مهم بلاهای باطنی است. اگر قدری بصیر باشیم، می‌‏بینیم که بلاهای دنیوی نتیجه‏ بلاهای باطنی است. آن بلاهای باطنی است که این بلاهای ظاهری را بر سر ما می‌آورد. اگر بلاهای باطنی برطرف بشود، خواه‏ و ناخواه بلاهای ظاهری هم برطرف می‌‏شود.

🔸چون می‌دانیم این بلاهای ظاهری برای ما ناقصان برای خاطر تخفیف گناهان و پاک شدن از گناهان و مواخذه شدن به گناهانمان است. ما غیر از کاملان و معصومین علیهم السلام هستیم. آن‌ها ابتلاءاتشان امر دیگری است. آن‌ها برای خاطر ما روسیاه‌ها مبتلا می‌‏شوند، آن‌‏ها ابتلاءاتشان امر دیگری است. اگرنه تمام دنیا اصلا در برابر خدا ارزش ندارد و واللهِ با یک گرد ذلتی که بر یک تار موی زینب کبری یا بر یکی از فرزندان امام حسین علیه‌ السلام بنشیند، برابری نمی‌کند. آن وقت باید کار این‌ها به کجا بکشد و به چه اموری انجامد: جا داده‌‏ای به پرده زنان خود ای لعین؛ خرم‏دلی که پرده‏ ما را دریده‌‏ای... .

🔹ابتلاءات آن بزرگواران امر دیگری است. ولی همه‏ ابتلاءات ما به واسطه‏ بلاهایی است که در باطن به آن مبتلا هستیم. معاصی، مریضی‌های باطنی است. تمام معصیت‌‏ها مرض است و از جهالت که اصل مرض‌‏ها است، سرچشمه می‌‏گیرد. خود جهالت از این مریضی‌ها است. پناه به خدا می‌بریم. خود جهالت منشأ همه‏ چیز است، منشأ کفر، منشأ شک، انکار، تردید، تزلزل و بعد هم منشأ تمام معاصی است. این‌ها را باید علاج کرد. و علاج این‌ها با طاعات است. ان شاء الله این مفاسد و بلاهای باطنی، با همین تقربات، توسلات و توجهات اصلاح می‌شود و این مریضی‌‏ها برطرف می‏شود.

📚از فرمایش‌های مکتبی
@AghayedNet
🔺کتاب تازه منتشر شده کشف المخفی من مناقب المهدی (عجل الله فرجه)
این کتاب از کتب مفقوده بوده که به تازگی با توجه به منابع تدوین و منتشر شده است.

كتاب كشفُ المخفِي من مناقب المهدي (عجل الله فرجه) للحافظ ابن البطريق الحِلِّيّ (ت ۶٠٠هـ) وهو من الكتب المفقودة التي سعى إليها السيِّد محمَّد رضا الحسينيّ الجلاليّ باستخراجه وجمعه وتحقيقه من كتبٍ ومظانٍ عديدةٍ للوصول إلى نسخة تكون أقرب ما يكون للكتاب المفقود‌؛ لمركز تراث الحِلَّة التابع لقسم شؤون المعارف الإسلاميَّة والإنسانيَّة في العتبة العبَّاسيَّة المقدَّسة.
@AghayedNet
Forwarded from AghayedNet
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
AghayedNet
🔰🔰گونه‌شناسی و تحلیلِ تعارضات ظاهری در اقوال و مکتوباتِ مشایخ عظام اعلی الله مقامهم؛ با مراجعه به منابع دستِ‌ اول 🔻بخش دوم ✔️درآمد 🔸بزرگان دین اعلی الله مقامهم در پرتو این آیه شریفه (آیه ٨٢ از سوره مبارک نساء) بیانات خود را مقتبس از قرآن و روایات معصومین…
🔰🔰گونه‌شناسی و تحلیلِ تعارضات ظاهری
در اقوال و مکتوباتِ مشایخ عظام اعلی الله مقامهم؛
با مراجعه به منابع دستِ‌ اول

🔻بخش سوم

✔️درآمد

🔹حضرت صادق علیه‌السلام نیز می‌فرماید: فانا ان حدثنا حدثنا بموافقة القرآن و موافقة السنة... (-از قول ما سخنی که برخلاف قرآن باشد قبول نکنید – چرا که وقتی ما سخنی می‌گوییم موافق قرآن و سنت سخن می‌گوییم. ما از خدا و رسولش نقل می‌کنیم و نمی‌گوییم فلان شخص و فلان شخص چه گفتند که در نتیجه کلام ما مخالف یکدیگر باشد. سخن اول ما مثل سخن آخر ماست و سخن اول ما دلیل راستی سخن آخر ماست و هنگامی که شخصی بر خلاف این با شما سخن گفت پس بر او رد کنید و به او بگویید خودت می‌دانی و مطلبی که آورده‌ای. همراه هر سخنی از ما نور و حقیقتی است و هر سخنی که با آن حقیقت و نور نباشد آن سخن گفتار شیطان است.)

در این فرمایش نیز به عدم تناقض کلام ائمه اشاره می‌کنند و احتمال می‌رود که برخی به دنبال یافتن تناقضات بوده‌اند.

🔸نمونه دیگر جریان جمع‌آوری تناقضات قرآن در زمان حضرت عسکری علیه‌السلام است. ابن شهر آشوب مى‌‏نویسد:

«اسحاق کِنْدى» (یا طبق نقلی پسر او) کتابى تألیف کرد به نام «تناقض‌هاى قرآن» او مدت زیادى در منزل نشسته و گوشه‌نشینى اختیار کرده و به نگارش آن کتاب اشتغال داشت.

روزى یکى از شاگردان او به محضر حضرت عسکرى علیه‌السلام شرفیاب شد. هنگامى‌که چشم حضرت به او افتاد، فرمود: آیا در میان شما مردى رشید وجود ندارد که گفته‌هاى استادتان «کندى» را پاسخ گوید؟

شاگرد عرض کرد: ما همگى از شاگردان او هستیم و نمى‏‌توانیم به اشتباه استاد اعتراض کنیم.

امام فرمود: اگر مطالبى به شما تلقین و تفهیم شود مى‌توانید آن را براى استاد نقل کنید؟

شاگرد گفت: آرى.

امام فرمود: از اینجا که برگشتى به حضور استاد برو و با او به گرمى و محبت رفتار نما و سعى کن با او انس و الفت پیدا کنى. هنگامى که کاملاً انس و آشنایى به عمل آمد،

به او بگو: مسئله‏‌اى براى من پیش آمده است که غیر از شما کسى شایستگى پاسخ آن را ندارد و آن مسئله این است که: آیا ممکن است گوینده قرآن از گفتار خود معانى‌اى غیر از آنچه شما حدس مى‏ زنید اراده کرده باشد؟

او در پاسخ خواهد گفت: بلى، ممکن است چنین منظورى داشته باشد.

در این هنگام بگو شما چه مى‌ دانید، شاید گوینده قرآن معانى دیگرى غیر از آنچه شما حدس مى‏ زنید، اراده کرده باشد و شما الفاظ او را در غیر معناى خود به کار برده‏ اید؟

امام در اینجا اضافه کرد: او آدم باهوشى است، طرح این نکته کافى است که او را متوجه اشتباه خود کند.

شاگرد به حضور استاد رسید و طبق دستور امام رفتار نمود تا آنکه زمینه براى طرح مطلب مساعد گردید. سپس سؤال امام را به این نحو مطرح کردند:

آیا ممکن است گوینده‏ اى سخنى بگوید و از آن مطلبى اراده کند که به ذهن خواننده نیاید؟ و به دیگر سخن: مقصود گوینده چیزى باشد مغایر با آنچه در ذهن مخاطب است؟

فیلسوف عراقى با کمال دقت به سؤال شاگرد گوش داد و گفت: سؤال خود را تکرار کن. شاگرد سؤال را تکرار نمود.

استاد تأملى کرد و گفت: آرى، هیچ بعید نیست امکان دارد که چیزى در ذهن گوینده سخن باشد که به ذهن مخاطب نیاید و شنونده از ظاهر کلام گوینده چیزى بفهمد که وى خلاف آن را اراده کرده باشد.

استاد که مى ‏دانست شاگرد او چنین سؤالى را از پیش خود نمى‏ تواند مطرح نماید و در حدّ اندیشه او نیست، رو به شاگرد کرد و گفت: تو را قسم مى‏‌دهم که حقیقت را به من بگویى، چنین سؤالى از کجا به فکر تو خطور کرد؟

شاگرد گفت: چه ایرادى دارد که چنین سؤالى به ذهن خود من آمده باشد؟ استاد گفت: نه، تو هنوز زود است که به چنین مسائلى رسیده باشى، به من بگو این سؤال را از کجا یاد گرفته‏ اى؟

شاگرد پاسخ داد: حقیقت این است که، «ابو محمد» (امام حسن عسکرى علیه‌السلام) مرا با این سؤال آشنا نمود.

استاد گفت: اکنون واقع امر را گفتى. سپس افزود: چنین سؤال‌هایى تنها زیبنده این خاندان است (آنان هستند که مى‏توانند حقیقت را آشکار سازند).
آنگاه استاد با درک واقعیت و توجه به اشتباه خود، دستور داد آتشى روشن کردند و آنچه را که به عقیده خود درباره «تناقض‌هاى قرآن» نوشته بود تمام را سوزاند. (مناقب آل أبی طالب، دار الأضواء، بیروت:١۴١٢ق، ج‏۴، ص۴۵٧)

🔹بنابراین باید گفت: لیست باول قارورة کسرت فی الاسلام. (این اول شیشه‌ای نیست که در اسلام شکسته شد؛ کنایه از اینکه این کار سابقه‌دار است.) پس اگر بر کلام بزرگان اعلی الله مقامهم نیز شبهه تناقض‌گویی را وارد کنند، برنامه جدیدی نیست و اولیاء خدا هر یک در هر رتبه‌ای همیشه با انواع این اشکال‌ها، مواجه شده‌اند و می‌شوند.

ادامه دارد...
@AghayedNet
کتاب مناقب آل أبی طالب، تألیف ابن شهر آشوب.
به مناسبت نقل حکایتی از این کتاب در مطلب قبل، فایلِ چهار جلد این کتاب، به پیوست ارائه می‌گردد.
@AghayedNet
ج2.pdf
9.3 MB
🔺الجزء الثانی:
باب درجات أمیرالمؤمنین علیه السلام
باب قضایا أمیر المؤمنین علیه‌ السلام
@AghayedNet
ج3.pdf
9.6 MB
🔺الجزء‌ الثالث:
باب النصوص علی إمامته علیه السلام
باب مختصر فی مغازیه صلوات الله علیه
باب ما یتعلق بالآخرة من مناقبه علیه السلام
باب النکت و اللطائف
باب مناقب فاطمة الزهراء علیها السلام
باب امامة السبطین علیهما السلام
@AghayedNet
ج4.pdf
10.8 MB
🔺جلد چهارم
مشتمل بر ابواب امامت امام مجتبی علیه السلام و سید الشهداء صلوات الله علیه و فرزندان معصومینش علیهم‌ السلام
@AghayedNet
Forwarded from AghayedNet
اللّهُمَّ صَلِّ عَلى حَلِيفِ السَّجْدَةِ الطَّوِيلَةِ وَ الدُّمُوعِ الغَزِيرَةِ المُعَذَّبِ فِي قَعْرِ السُّجُونِ وَ ظُلَمِ المَطامِيرِ ذِي السَّاقِ المَرْضُوضِ بِحلَقِ القُيُودِ
@AghayedNet
Forwarded from AghayedNet
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
AghayedNet
🔰🔰گونه‌شناسی و تحلیلِ تعارضات ظاهری در اقوال و مکتوباتِ مشایخ عظام اعلی الله مقامهم؛ با مراجعه به منابع دستِ‌ اول 🔻بخش سوم ✔️درآمد 🔹حضرت صادق علیه‌السلام نیز می‌فرماید: فانا ان حدثنا حدثنا بموافقة القرآن و موافقة السنة... (-از قول ما سخنی که برخلاف قرآن…
🔰🔰گونه‌شناسی و تحلیلِ تعارضات ظاهری
در اقوال و مکتوباتِ مشایخ عظام اعلی الله مقامهم؛
با مراجعه به منابع دستِ‌ اول

🔻بخش چهارم

✔️واقعیت مسئله: ایتلاف اقوال بزرگان دین

🔹اگرچه در این نوشتار از تعارضات سخن خواهیم گفت؛ ولی واقعیت مسئله ایتلاف اهداف، بیانات و تفکراتِ بزرگان دین اعلی الله مقامهم است. ایتلاف در اینجا به معنای یکی‌بودن مسیر و مبانی و اندیشه‌هاست. این پیش‌فرض، یکی از بدیهیات درون مکتبی است و هر شخصی که به مشایخ عظام اعلی الله مقامهم منتسب است، به آن معتقد است.

🔸ممکن است که از نگاه برون مکتبی و از نگاهِ ناظر بیرونی این واقعیت کم‌رنگ به نظر بیاید؛ ولی با اندکی تأمل، حتی چنین ناظری باید این واقعیت را به عنوان پیش فرض قبول کند: با تأمل در اینکه در فرمایش‌های بزرگان دین رفع الله درجاتهم به‌طور مکرر به یکی‌بودن اندیشه و حکمتِ این بزرگواران تصریح شده است و اینکه شخص مخالف نیز چاره‌ای جز پذیرفتن این پیش‌فرض ندارد. پس اولاً کلام تک‌تک بزرگان دارای تناقض و تضاد نیست و ثانیاً کلام این بزرگواران در مقایسه با یکدیگر نیز تناقضی ندارد.

🔹درباره هر یک از این دو حالت، تصریحاتی در دست است. سید مرحوم­، مرحوم حاج سید کاظم رشتی اع می‌فرمایند:

«...و اما ما ذکرتم من انک ذکرت فی موضع اخر خلاف ذلک فحاشا ان‌یکون فی کلامنا تناقض و اختلاف و اختلال لان کلامنا و مطالبنا کلها مأخوذة عن الله سبحانه اما بواسطة کتابه الکریم من محکمات آیاته او بواسطة اولیائه و خلفائه و امنائه و الکل من عند الله و ما عند الله لیس فیه اختلاف و لا اضطراب فان الاختلاف دلیل الابادة و الاضمحلال و النفاد ما عندکم ینفد و ما عند الله باق قل لو کان من عند غیر الله لوجدوا فیه اختلافا کثیراً فدل مفهوم الشرط ان ما عند الله لیس فیه اختلاف و لعمری ای ما عندنا هو ما عند الله فلیس عندنا اختلاف ان شاء الله تعالی.»

🔸(و اما آنچه ذکر کرده‌اید که شما در جای دیگری خلاف این مطلب گفته‌اید، پس هرگز سخن ما ضد یکدیگر نیست و اختلاف و بی سر و سامانی در آن یافت نمی‌شود. زیرا همه سخن ما و مقصود و مراد ما از خدا گرفته شده یا به واسطه کتاب کریمش از محکمات آیات قرآن یا به‌واسطه اولیاء و جانشینان و امانت‌داران او و همه اینها از ناحیه خداست. و آنچه از ناحیه خداست در آن اختلاف و آشفتگی نیست زیرا اختلاف دلیل هلاکت و نابودی و از هم‌پاشیدگی و تباه شدن است [خدا می‌گوید] آنچه نزد شماست تباه خواهد شد و آنچه نزد خداست باقی است. بگو اگر (قرآن) از جانب غیر خدا بود قطعاً در آن اختلاف بسیاری می‌یافتند. پس مفهوم شرط دلالت می‌کند بر اینکه آنچه از نزد خداست در آن اختلافی نیست. و به جان خودم سوگند آنچه نزد ماست همان است که نزد خداست، پس در نزد ما ان شاء الله اختلافی نیست.)

🔹در این عبارات سید مرحوم­ با استشهاد به آیه «لو کان من عند غیر الله لوجدوا فیه اختلافاً کثیرا» می‌فرمایند آنچه از جانب خدا نیست مختلف است و آشفته‌؛ و کلامِ حکماء ربانی و مشایخ عظام­ برگرفته از آیات و روایاتی است که از جانب خداست و در نتیجه اختلافی و تناقضی در آن نیست. در واقع با توجه‌دادن به این آیه، زیربنا و واقعیت مسئله را در برخورد با فرمایش‌های مکتبی بیان می‌فرمایند. در ادامه به نمونه‌هایی دیگر از تصریحات بزرگان دین درباره ایتلاف اقوالشان اشاره خواهیم کرد.

ادامه دارد...

@AghayedNet
Forwarded from AghayedNet
بعد از دانستن اين‏كه حضرت موسی بن جعفر صلوات الله عليه از دنيا رفتند، سه روز بدن مطهّر امام را در زندان باقی گذارند. به چه منظور بوده؟ منظور هارون ملعون از اين كار چه بوده است؟

چون بدن حضرت را نعوذ باللّه مثل بدن كثيف سجيني پليد خودش حساب می‌ ‏كرد، منظورش اين بوده كه بدنی كه با سم مسموم شده، خواه‏و ناخواه سمّ باعث می ‏شود كه بدن گند كند و بو بيايد.

قصدش اين بوده كه بعد از سه شبانه روز كه بدن مطهّر حضرت را از زندان بيرون می‏آورند، مردم از تعفّن بدن جرأت نكنند نزدیك آن بشوند. اگرنه برای او چه فرق می ‏كرد؟ چرا آن بدن مطهّر را سه روز در زندان نگه‏ دارد؟

وقتی دید تفاوت كه نكرده، بماند طهارت و قداست آن بدن نمودار گشت، معلوم است این بدن مختلَف ملائكه و روح است، این بدن مطهّر این‏طور نیست كه با مردن تغییر بكند. هیچ تغییری برای آن بدن مطهّر فراهم نشده بود، وقتی دید آن برنامه و تدبیرش جاری نشد، گفت باید طوری دیگر این بدن را استخفاف و توهین كنیم و آن این بود كه شنیده‏اید چه‏طور آن بدن مطهّر را حمل كردند.

مثل امشب حضرت رضا علیه السلام در مدینه چه حالی داشتند؟ مشهور است مثل امشب را شام غریبان امام كاظم علیه السلام می‏گویند. اما در واقع از وقتی كه حضرت كاظم علیه السلام را از مدینه برده بودند، در خانه‏ حضرت شام غریبان بود. به منظور استخفاف به آن بدن مطهّر آن‏طور آن بدن را حمل دادند و آن جسارت ها را ورزیدند.

غافل از این‏كه درست است بنای این بزرگواران بر مظلومیت و مقهوریت است، اما خداوند اراده فرموده كه این ابدان مطهّر و خانواده و خاندانشان، حتی خانه‏ ها و مشاهد مشرّفه‏ شان مورد تعظیم و تكریم خلق باشد. خدا می‏ خواهد این نور همیشه تمام و كامل باشد. با همه ‏این عداوت‏ ها و قبول آن همه مظلومیت ها می ‏بینیم نور مطهّرشان كامل و تمام است و همیشه اعداء ایشان خوار و ذلیل و مخذولند.

(بخشی از سخنرانی 26 رجب المرجب 1409)
🔺کتاب احادیث شرح الزیارة الجامعة الکبیرة
چاپ مستقل روایاتی که عالم ربانی مرحوم شیخ احمد احسائی اع در کتاب شرح الزیاره نقل فرموده اند.
@AghayedNet