👆👆ملا رضا خراسانی، غیر از مرحوم آخوند ملا رضا انارکی هستند.
اگر معلوماتی از زندگی هر یک از این دو عالم مکتبی در اختیار داشتید، با ما به اشتراک بگذارید.
Smostabser@yahoo.com
اگر معلوماتی از زندگی هر یک از این دو عالم مکتبی در اختیار داشتید، با ما به اشتراک بگذارید.
Smostabser@yahoo.com
نكته هايي از:
“تسبيح بر چشم گذاردن بعد از تسبيحات حضرت زهرا _سلام الله عليها_” 👇👇
“تسبيح بر چشم گذاردن بعد از تسبيحات حضرت زهرا _سلام الله عليها_” 👇👇
رسمي است ميان اهل بصيرت كه بعد از “سلام” گفتن نمازهاي واجب، تسبيحات حضرت زهرا – سلام الله عليها – را گفته و سپس تسبيح را بر چشم نهاده و دعا مي خوانند. تسبيحات حضرت زهرا – سلام الله عليها – مشهور است و معروف. اما تسبيح تربت را بر ديده نهادن و دعا خواندن، رسمي است ميان اهل بصيرت. اين رسم از كجا آمده و كيفيت انجام اين عمل چگونه است و اگر تسبيح تربت همراه نبود، چگونه اين عمل را بايد انجام داد؟
ادامه دارد...
ادامه دارد...
ابتدا جرياني را بخوانيد: نقل شده است كه شخصي چشمانش ضعيف شد. در خواب ديد كه گوينده اي مي گويد: بگو “اُعيذُ نُورَ بَصَري بِنورِ اللهِ الْذي لا يُطفَأ” و با دست چشم خود را مسح كن و سپس آيةالكرسي را بخوان. او خواند و چشمانش سالم شد.
اين ذكر تجربه شده است و گذشتگان تجربه كرده اند و جواب داده است و همه مشايخ ما و برادران ما تجربه كرده اند و ما نيز تجربه كرده ايم و از جمله اموري است كه شكي در آن نيست. البته روش مشايخ ما و ما اين گونه است كه اين دعا را به همين كيفيت (دست بر روي چشم نهادن و چشم را مسح كردن و خواندن اين دعا و سپس خواندن آية الكرسي) خوانده و آن را جزو تعقيبات قرار مي دهيم و طلب شفاء مي كنيم.
ادامه دارد...
اين ذكر تجربه شده است و گذشتگان تجربه كرده اند و جواب داده است و همه مشايخ ما و برادران ما تجربه كرده اند و ما نيز تجربه كرده ايم و از جمله اموري است كه شكي در آن نيست. البته روش مشايخ ما و ما اين گونه است كه اين دعا را به همين كيفيت (دست بر روي چشم نهادن و چشم را مسح كردن و خواندن اين دعا و سپس خواندن آية الكرسي) خوانده و آن را جزو تعقيبات قرار مي دهيم و طلب شفاء مي كنيم.
ادامه دارد...
پس مشخص شد كه اصل عمل اين گونه است: دست ها را بر روي چشم ها نهادن و اين دعا (اعيذ نور بصري….) را خواندن. و چون تسبيحات حضرت زهرا – سلام الله عليها – را با تسبيح تربت گفتن ثواب بسيار دارد، بعد از گفتن تسبيحات حضرت زهرا، تسبيح تربت را بر ديدگان نهاده و اين دعا را مي خوانيم. و اگر تسبيح تربت به همراه نداريم، دست ها را بر ديدگان نهاده و دعا را مي خوانيم.
ديده شده است كه برخي بعد از گفتن تسبيحات حضرت زهرا، مُهر را برداشته و بر چشم هاي مي گذارند. اين عمل صحيح نيست. بلكه اصل عمل همان است كه گفته شد و ما به احترام تسبيح تربت حضرت سيد الشهداء – عليه السلام – تسبيح را بر چشم نهاده و دعاي مذكور را مي خوانيم.
ادامه دارد...
ديده شده است كه برخي بعد از گفتن تسبيحات حضرت زهرا، مُهر را برداشته و بر چشم هاي مي گذارند. اين عمل صحيح نيست. بلكه اصل عمل همان است كه گفته شد و ما به احترام تسبيح تربت حضرت سيد الشهداء – عليه السلام – تسبيح را بر چشم نهاده و دعاي مذكور را مي خوانيم.
ادامه دارد...
خلاصه مطلب به اين ترتيب است:
۱-عمل دست نهادن بر چشم و خواندن دعاي مخصوصي كه ذكر كرديم، عملي مستقل است.
۲-روش مشايخ ما اين گونه بوده است كه اين دعا را بعد از تسبيحات حضرت زهرا مي خواندند و جزو تعقيبات به حساب مي آورند.
۳-مرسوم شده است كه تسبيح تربت بر چشم نهاده و اين دعا خوانده شود.
۴-اگر تسبيح تربت همراه شخص نيست، انگشتان هر دست را بر چشم نهاده و اين دعا را (بعد از تسبيحات حضرت زهرا) بخواند و به گذاردن مهر بر چشم ها نيازي نيست.
5- هنگام گذاردن دست بر چشم (یا تسبیح تربت بر چشم) به ترتیب، این موارد قرائت میشود:
اُعيذُ نُورَ بَصَري بِنورِ اللهِ الْذي لا يُطفَأ
+آیة الکرسی (الله لا اله الا هو الحی القیوم...هو العلی العظیم)
+ اَللهم احْفَظ حَدَقَتَیَّ بِنُورِ حَدَقَتَی أمیرالمؤمنین علیهالسلام.
۱-عمل دست نهادن بر چشم و خواندن دعاي مخصوصي كه ذكر كرديم، عملي مستقل است.
۲-روش مشايخ ما اين گونه بوده است كه اين دعا را بعد از تسبيحات حضرت زهرا مي خواندند و جزو تعقيبات به حساب مي آورند.
۳-مرسوم شده است كه تسبيح تربت بر چشم نهاده و اين دعا خوانده شود.
۴-اگر تسبيح تربت همراه شخص نيست، انگشتان هر دست را بر چشم نهاده و اين دعا را (بعد از تسبيحات حضرت زهرا) بخواند و به گذاردن مهر بر چشم ها نيازي نيست.
5- هنگام گذاردن دست بر چشم (یا تسبیح تربت بر چشم) به ترتیب، این موارد قرائت میشود:
اُعيذُ نُورَ بَصَري بِنورِ اللهِ الْذي لا يُطفَأ
+آیة الکرسی (الله لا اله الا هو الحی القیوم...هو العلی العظیم)
+ اَللهم احْفَظ حَدَقَتَیَّ بِنُورِ حَدَقَتَی أمیرالمؤمنین علیهالسلام.
👆با توجه به احادیث و فرمایش عالم ربانی، مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اع در کتاب مبارک علاج الأرواح، ص137
👆جملاتی از کتاب «تاریخ فلسفه اسلامی» نگاشته فیلسوف شهیر فرانسوی، هانری کربن، به ترجمه جواد طباطبایی:
1- مکتب شیخی...جایگاهی بس ویژه دارد. نامهای «شیخی» و «مکتب شیخی» از سوی خود مکتب انتخاب نشده است؛ این نامها را «دیگران» برای مشخص کردن مریدان «شیخِ» علی الاطلاق، یعنی شیخ احمد احسائی، به آنان دادهاند.
1- مکتب شیخی...جایگاهی بس ویژه دارد. نامهای «شیخی» و «مکتب شیخی» از سوی خود مکتب انتخاب نشده است؛ این نامها را «دیگران» برای مشخص کردن مریدان «شیخِ» علی الاطلاق، یعنی شیخ احمد احسائی، به آنان دادهاند.
2- شیخ احمد احسائی هرگز سر آن نداشت تا مکتبی را پایهگذاری کند. او کوشش میکرد با وفاداری کامل به تعلیماتِ حِکَمی امامان شیعه اثنیعشری خود را از «دیگران» ممتاز کند.
شیخ احمد احسائی این تعلیمات را با تأملات شخصی خود که حاصل همه عمر او بود، تعمیق بخشیده بود.
شیخ احمد احسائی این تعلیمات را با تأملات شخصی خود که حاصل همه عمر او بود، تعمیق بخشیده بود.
3- شیخ احمد که چهره معنوی برجستهای بود، همه ویژگیهای مرد الهی بودن را در خود داشت و هرگز کسی او را انکار نکرد...
4- او پس از یک زندگی بسیار پر و پس از اینکه پیروان پر شور بسیاری به او پیوستند - و نیز حسادت بسیاری از همگنان وی - در سه منزلی مدینه منوره در سال 1241 روی در نقاب خاک کشید.
4- او پس از یک زندگی بسیار پر و پس از اینکه پیروان پر شور بسیاری به او پیوستند - و نیز حسادت بسیاری از همگنان وی - در سه منزلی مدینه منوره در سال 1241 روی در نقاب خاک کشید.
5-شیخ احمد احسائی با بهرهگیری از احادیث امامان معصوم، انسانشناسی ویژه مکتب خود را تدوین کرده است.
6- نظریهای وجود دارد...و مشایخ آن را «رکن رابع» نامیدهاند. این نظریه به طور خلاصه همان بسط سخن امامان است، یعنی تولی با اولیاء الله و تبری از دشمنان آنان؛ اما مفهوم اولیاء الله متضمن مراتب باطنی دائمی [است.]
6- نظریهای وجود دارد...و مشایخ آن را «رکن رابع» نامیدهاند. این نظریه به طور خلاصه همان بسط سخن امامان است، یعنی تولی با اولیاء الله و تبری از دشمنان آنان؛ اما مفهوم اولیاء الله متضمن مراتب باطنی دائمی [است.]
👇از کتاب «تاریخ اجتماعی ایران» نگاشته مرتضی راوندی، تهران:انتشارات نگاه، 1386، ج10، ص489
——
پس از توضیحی درباره درگیریها میان شیخیه و غیرِ ایشان، ماجرای جلوگیری از ورود شخصی شیخی به گرمابه در تبریز را از کتاب «روضة الصفا» نقل میکند.👇
——
پس از توضیحی درباره درگیریها میان شیخیه و غیرِ ایشان، ماجرای جلوگیری از ورود شخصی شیخی به گرمابه در تبریز را از کتاب «روضة الصفا» نقل میکند.👇