AghayedNet
🔺نوشتهای از عالم ربانی مرحوم شیخ احمد اَحسائی اع در پاسخ پرسشهای یکی از علماء هند به نام حاج ملامحمد لکهنوئی @AghayedNet
✔️نوشتهای از عالم ربانی مرحوم شیخ احمد احسائی اع
🔺در جواب یکی از علماء هند به نام حاج ملامحمد لکهنوئی
بسم الله الرحمن الرحيم
الی جناب الاکرم سلام عليك و رحمة الله و بركاته.
اما بعد فعلاج الاوجاع العام انتمسح علی موضع سجودك و تقول يا من كبس الارض علی الماء الخ، و تمسح علی الوجع ثلاث مرات او سبع مرات بعد كل فريضة.
و اما قاعدة الاستنباط فتعمل بما قرر في الاصول مما دل عليه الكتاب و السنة و ما خالفه الكتاب و السنة فاتركه و ما لمتجد فيه شيئا منهما و نظرت فيه بعقلك و وجدته غيرمناف فاعلم انه مراد للشارع في حقك و الا لنبهك علی اجتنابه و الا كان مغريا بالباطل و حاشاه و علی كل حال فاكثر النظر في كتب الاصحاب رضوان الله عليهم فان عناية الامام عليهالسلام شاملة لهم في استنباط الفروع حفظا للمذهب و كل من نظرت في قوله فاطلب دليله فانك اذا لازمت ذلك حصل لك الاعتبارات المعتبرة و اذا اردت انتنظر في قول احد سواء كان القول من الكتاب و السنة او من اقوال الفقهاء فتدبره بمحض فهمك خاصة مع قطع نظرك عن القواعد و الاصول و الادلة كلها حتی تفهمه بمحض فهمك ثم ترجع الی قواعدك و ادلتك فزنه بها و رجع بحسب جهدك من دون مجازفة بل كما قال تعالی و زنوا بالقسطاس المستقيم ذلك خير و احسن تاويلا فلاتخرج عن الكتاب و السنة و لاتترك الاصول فان توافق الكتاب و السنة و الاصول فبها نعمت و انتعارضا و تعذر عليك الجمع فاترك المخالف للكتاب و السنة فهذه الكلمات تجمع لك كل الدين من التوحيد فمادونه الی ارش الخدش فمافوقه من اصول الدين و فروعه و السلام عليك و رحمة الله و بركاته.
🔸🔹عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اع، در نسخهای از این جوابیه، در کنار کلمه «بما قرر فی الأصول» حاشیهای نوشتهاند:
المراد بالاصول علم الاصول و ابان ان الصحيح منها ما استنبط من الكتاب و السنة و كان عليه دليل منهما و ما خالفهما منها باطل فامر بتركه و ما كان من قواعد الاصول لايوجد في كتاب و سنة و يفهمه العقل المستنير بانوار كليات الكتاب و السنة و يجده غيرمناف لهما و انما يستنبطه من الكليات العامة و لا معارض له بخصوصه فهو حق و لو لميرض به الامام لصرف عنه و ليس المراد انتفهم بعقلك شيئا و لايدخل تحت كلي من الكتاب و السنة فان ما لميكن كذلك عمل بالراي و الهوی و قد نهی الكتاب و السنة عنه الاتری انه قال و وجدته غيرمناف فما لايدخل تحت كلي من الكتاب و السنة باطل و عن درجة الاعتبار ساقط و قد روی علينا اننلقی اليكم الاصول و عليكم انتفرعوا الاتری انه يقول فلاتخرج عن الكتاب و السنة و لا تترك الاصول.
@AghayedNet
🔺در جواب یکی از علماء هند به نام حاج ملامحمد لکهنوئی
بسم الله الرحمن الرحيم
الی جناب الاکرم سلام عليك و رحمة الله و بركاته.
اما بعد فعلاج الاوجاع العام انتمسح علی موضع سجودك و تقول يا من كبس الارض علی الماء الخ، و تمسح علی الوجع ثلاث مرات او سبع مرات بعد كل فريضة.
و اما قاعدة الاستنباط فتعمل بما قرر في الاصول مما دل عليه الكتاب و السنة و ما خالفه الكتاب و السنة فاتركه و ما لمتجد فيه شيئا منهما و نظرت فيه بعقلك و وجدته غيرمناف فاعلم انه مراد للشارع في حقك و الا لنبهك علی اجتنابه و الا كان مغريا بالباطل و حاشاه و علی كل حال فاكثر النظر في كتب الاصحاب رضوان الله عليهم فان عناية الامام عليهالسلام شاملة لهم في استنباط الفروع حفظا للمذهب و كل من نظرت في قوله فاطلب دليله فانك اذا لازمت ذلك حصل لك الاعتبارات المعتبرة و اذا اردت انتنظر في قول احد سواء كان القول من الكتاب و السنة او من اقوال الفقهاء فتدبره بمحض فهمك خاصة مع قطع نظرك عن القواعد و الاصول و الادلة كلها حتی تفهمه بمحض فهمك ثم ترجع الی قواعدك و ادلتك فزنه بها و رجع بحسب جهدك من دون مجازفة بل كما قال تعالی و زنوا بالقسطاس المستقيم ذلك خير و احسن تاويلا فلاتخرج عن الكتاب و السنة و لاتترك الاصول فان توافق الكتاب و السنة و الاصول فبها نعمت و انتعارضا و تعذر عليك الجمع فاترك المخالف للكتاب و السنة فهذه الكلمات تجمع لك كل الدين من التوحيد فمادونه الی ارش الخدش فمافوقه من اصول الدين و فروعه و السلام عليك و رحمة الله و بركاته.
🔸🔹عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اع، در نسخهای از این جوابیه، در کنار کلمه «بما قرر فی الأصول» حاشیهای نوشتهاند:
المراد بالاصول علم الاصول و ابان ان الصحيح منها ما استنبط من الكتاب و السنة و كان عليه دليل منهما و ما خالفهما منها باطل فامر بتركه و ما كان من قواعد الاصول لايوجد في كتاب و سنة و يفهمه العقل المستنير بانوار كليات الكتاب و السنة و يجده غيرمناف لهما و انما يستنبطه من الكليات العامة و لا معارض له بخصوصه فهو حق و لو لميرض به الامام لصرف عنه و ليس المراد انتفهم بعقلك شيئا و لايدخل تحت كلي من الكتاب و السنة فان ما لميكن كذلك عمل بالراي و الهوی و قد نهی الكتاب و السنة عنه الاتری انه قال و وجدته غيرمناف فما لايدخل تحت كلي من الكتاب و السنة باطل و عن درجة الاعتبار ساقط و قد روی علينا اننلقی اليكم الاصول و عليكم انتفرعوا الاتری انه يقول فلاتخرج عن الكتاب و السنة و لا تترك الاصول.
@AghayedNet
Forwarded from AghayedNet
✔️رؤیاهای صادقه عالم ربانی مرحوم شیخ احمد اَحسائی أع
🔻و اشاره به بعضی پژوهشهای بی مایه دراین باره
رؤیای صادقه، با شرایطی که در روایات معصومین علیهم السلام مذکور است، البته مورد تأیید علماء شیعه بوده و هست و بسیاری از علماء و صلحاء و زهاد و... رؤیاهای صادقه و صالحه خود را نقل کردهاند که بخشی از آن را مرحوم نوری رحمة الله علیه در کتاب گرانسنگ دارالسلام نقل فرموده است. و در فرمایش ها رسیده است: إِنَّ اَلرُّؤْيَا اَلصَّادِقَةَ جُزْءٌ مِنْ سَبْعِينَ جُزْءاً مِنَ اَلنُّبُوَّةِ.
اشکالی که برخی به مرحوم شیخ احمد احسائی وارد میکنند، این است که رؤیاهای خود را نقل کرده و متأسفانه این برداشت اشتباه را برخی پژوهشگران مرتکب شدهاند و گفتهاند شیخ مرحوم اع اساسِ مکتب و اندیشه خود را بر خواب استوار کرده است!
در جواب باید گفت و باید انتظار داشت که شخص منصف در این پاسخ تأمل کند:
در هیچ یک از تألیفات و تصنیفاتِ مرحوم شیخ احمد احسائی أع نیامده است که فلان مطلب چنین است و چنان است؛ به دلیلِ خوابی که دیدهام!
هرگز این بزرگوار برای اثبات مطلبی،خواب را دلیل قرار نداده است.
خوابهایی که در زندگینامه خود نقل فرموده، همچون دیگر علماء شرح حالی است که نگاشته است و از احوالات فردی خود خبر داده است.
این چه تهمتی است ناروا که بر این بزرگوار روا داشتهاند و نعوذبالله اساس مکتب آن بزرگوار را بر خواب استوار میدانند؟
آیا کتاب مبارک شرح الزیارة الجامعة الکبیرة را ندیدهاند و نخواندهاند که آکنده از آیات قرآنی و روایات معصومی است؟ دیگر مبانی این بزرگوار را در کتابهای شرح المشاعر و شرح العرشیه و الفوائد و شرح الفوائد و... ندیدهاند؟
آری؛ اگر در موضعی خوابی را هم نقل فرموده باشند، به عنوان مؤید است و قطعاً در آن موضع دلایل عقلیه و نقلیه نیز نقل فرموده است.
و همین تهمت است که برخی نفهمیده و ندانسته، جریان انحرافیِ احمد الحسن یمانی، معروف به دجال بصره (مدعی فرزندی و نیابتِ امام زمان عج) و مکتب شیخ مرحوم اع را با یکدیگر مقایسه کردهاند... .
این غفلت یا تغافل است که اندیشه شیخ مرحوم با همه آراستگیاش به دلایل عقلی و نقلی و پیراستگیاش از خرافات، مقایسه شود و در راستای اندیشهای منحط قرار بگیرد که بر خواب استوار است و هیچ شکی در انحطاط و انحراف آن نیست.
و عجیبتر و عجیبتر این است که...
ادامه مطلب در لینک زیر
🔻🔻🔻
http://www.aghayed.net/رؤیاهای-صادقه-عالم-ربانی-مرحوم-شیخ-احم
🔻و اشاره به بعضی پژوهشهای بی مایه دراین باره
رؤیای صادقه، با شرایطی که در روایات معصومین علیهم السلام مذکور است، البته مورد تأیید علماء شیعه بوده و هست و بسیاری از علماء و صلحاء و زهاد و... رؤیاهای صادقه و صالحه خود را نقل کردهاند که بخشی از آن را مرحوم نوری رحمة الله علیه در کتاب گرانسنگ دارالسلام نقل فرموده است. و در فرمایش ها رسیده است: إِنَّ اَلرُّؤْيَا اَلصَّادِقَةَ جُزْءٌ مِنْ سَبْعِينَ جُزْءاً مِنَ اَلنُّبُوَّةِ.
اشکالی که برخی به مرحوم شیخ احمد احسائی وارد میکنند، این است که رؤیاهای خود را نقل کرده و متأسفانه این برداشت اشتباه را برخی پژوهشگران مرتکب شدهاند و گفتهاند شیخ مرحوم اع اساسِ مکتب و اندیشه خود را بر خواب استوار کرده است!
در جواب باید گفت و باید انتظار داشت که شخص منصف در این پاسخ تأمل کند:
در هیچ یک از تألیفات و تصنیفاتِ مرحوم شیخ احمد احسائی أع نیامده است که فلان مطلب چنین است و چنان است؛ به دلیلِ خوابی که دیدهام!
هرگز این بزرگوار برای اثبات مطلبی،خواب را دلیل قرار نداده است.
خوابهایی که در زندگینامه خود نقل فرموده، همچون دیگر علماء شرح حالی است که نگاشته است و از احوالات فردی خود خبر داده است.
این چه تهمتی است ناروا که بر این بزرگوار روا داشتهاند و نعوذبالله اساس مکتب آن بزرگوار را بر خواب استوار میدانند؟
آیا کتاب مبارک شرح الزیارة الجامعة الکبیرة را ندیدهاند و نخواندهاند که آکنده از آیات قرآنی و روایات معصومی است؟ دیگر مبانی این بزرگوار را در کتابهای شرح المشاعر و شرح العرشیه و الفوائد و شرح الفوائد و... ندیدهاند؟
آری؛ اگر در موضعی خوابی را هم نقل فرموده باشند، به عنوان مؤید است و قطعاً در آن موضع دلایل عقلیه و نقلیه نیز نقل فرموده است.
و همین تهمت است که برخی نفهمیده و ندانسته، جریان انحرافیِ احمد الحسن یمانی، معروف به دجال بصره (مدعی فرزندی و نیابتِ امام زمان عج) و مکتب شیخ مرحوم اع را با یکدیگر مقایسه کردهاند... .
این غفلت یا تغافل است که اندیشه شیخ مرحوم با همه آراستگیاش به دلایل عقلی و نقلی و پیراستگیاش از خرافات، مقایسه شود و در راستای اندیشهای منحط قرار بگیرد که بر خواب استوار است و هیچ شکی در انحطاط و انحراف آن نیست.
و عجیبتر و عجیبتر این است که...
ادامه مطلب در لینک زیر
🔻🔻🔻
http://www.aghayed.net/رؤیاهای-صادقه-عالم-ربانی-مرحوم-شیخ-احم
عقاید
رؤیاهای صادقه عالم ربانی مرحوم شیخ احمد اَحسائی أع و اشاره به بعضی نوشتههای بیمایه دراین باره
و عجیبتر و عجیبتر این است که دانشپژوهی مقالهای نوشته است و مکتب شیخیه را در اسلام، مقایسه کرده است با فرقه مورمونها در مسیحیت!!!
✔️درنگی ادبی بر اصطلاح «اولوا العزم»
اولوا العزم علَم نیست؛ چراکه عَلَم بر دو قسم است: علم شخص و علم جنس و آن هیچ یک از این دو قسم نیست و به معنای صاحبان عزم است و صفت است و در قرآن موصوف آن «الانبیاء» است و در آیه مبارکه «فاصبر کما صبر اولوا العزم من الرسل» محذوف است. از این رو مرحوم آقای حاج محمدکریم کرمانی رفع الله شأنه در حاشیه این آیه یادداشت فرمودهاند: «کما صبر الانبیاء اولوا العزم، یم.»
نظر به اینکه برای مسلمانان معلوم است که آن انبیاء پنج نفرند (نوح، ابراهیم، موسی، عیسی و محمد صلی الله علیه و آله و علیهم) برای اختصار و جهات دیگر از فصاحت و بلاغت در آیه مبارکه ذکر نشده است و نوعاً در فارسی هم ذکر نمیشود و خواه ناخواه محذوف و منظور است.
با توجه به آنچه نوشته آمد، نمونههایی از فرمایش های بزرگان اعلی الله مقامهم را بررسی میکنیم.
١. «پس هرگاه حال پیغمبر اولوا العزم این باشد... .»
لفظ پیغمبر در این عبارت اسم جنس است؛ پس به معنای پیغمبران است و موصوف اولوا العزم است؛ نه اضافه به آن.
٢. «می گویند عیسی پیغمبر اولوا العزم بوده.»
این عبارت نقل قول است و مراد گوینده برای ما معلوم نیست.
٣. «این آدم پیغمبر اولوا العزم نبود.»
موصوف روی جهات مذکوره محذوف و منظور است؛ یعنی پیغمبری از انبیاء اولو العزم نبوده و صاحب عزم نبوده و این صفت را نداشت.
۴. «پس آدم همه چیز را میداند و حال آنکه پیغمبر اولوا العزم نبود.»
این جمله هم مانند جمله قبل است.
۵. «... از نبی اولوا العزم تا نبی اولوا العزم...»
در این عبارت لفظ نبی (در عربی) مانند لفظ پیغمبر (در فارسی) اسم جنس است؛ یعنی انبیائی که این صفت را داشتند و اگر اضافه بود فصیح این بود که «نبی اولی العزم» بفرمایند.
۶. «سلیمان... با اینکه پیغمبر اولی العزم نبود»
در این عبارت هم موصوف محذوف و منظور است؛ یعنی پیغمبری از پیغمبران اولوا العزم نبود.
٧. «استبعاد اینکه پبغمبر اولی العزم و مبعوث بر جمیع خلق...»
احتمال میرود پیغمبر اسم جنس باشد؛ یعنی پیغمبران اولی العزمی که موصوف مذکور است و احتمال میرود موصوف محذوف و منظور باشد؛ یعنی پیغمبری از پیغمبران اولی العزم.
٨. «پس لازم نیاید که او افضل باشد از پیغمبر اولی العزمی.»
پیغمبران در این عبارت اسم جنس است؛ یعنی از پیغمبران اولی العزم.
٩. «[١]پیغمبر اولی العزم در همه زمانها نباید باشد و از زمان آدم تا زمان نوح مطلقاً [٢] پیغمبر اولی العزمی نبود و نوح اولِ [٣] اولی العزمها بود و بعد از او تا زمان ابراهیم [۴] اولی العزمی نبود.»
در جمله اول یعنی «پیغمبری از پیغمبران اولی العزم»؛
جمله دوم نیز مانند جمله اول است؛
در جمله سوم یعنی «نوح اول پیغمبر از پیغمبران اولی العزم»؛
و جمله چهارم نیز مانند جمله اول و دوم است.
پس در همه این جملهها موصوف منظور است؛ ولی روی جهات نامبرده حذف شده است.
@AghayedNet
اولوا العزم علَم نیست؛ چراکه عَلَم بر دو قسم است: علم شخص و علم جنس و آن هیچ یک از این دو قسم نیست و به معنای صاحبان عزم است و صفت است و در قرآن موصوف آن «الانبیاء» است و در آیه مبارکه «فاصبر کما صبر اولوا العزم من الرسل» محذوف است. از این رو مرحوم آقای حاج محمدکریم کرمانی رفع الله شأنه در حاشیه این آیه یادداشت فرمودهاند: «کما صبر الانبیاء اولوا العزم، یم.»
نظر به اینکه برای مسلمانان معلوم است که آن انبیاء پنج نفرند (نوح، ابراهیم، موسی، عیسی و محمد صلی الله علیه و آله و علیهم) برای اختصار و جهات دیگر از فصاحت و بلاغت در آیه مبارکه ذکر نشده است و نوعاً در فارسی هم ذکر نمیشود و خواه ناخواه محذوف و منظور است.
با توجه به آنچه نوشته آمد، نمونههایی از فرمایش های بزرگان اعلی الله مقامهم را بررسی میکنیم.
١. «پس هرگاه حال پیغمبر اولوا العزم این باشد... .»
لفظ پیغمبر در این عبارت اسم جنس است؛ پس به معنای پیغمبران است و موصوف اولوا العزم است؛ نه اضافه به آن.
٢. «می گویند عیسی پیغمبر اولوا العزم بوده.»
این عبارت نقل قول است و مراد گوینده برای ما معلوم نیست.
٣. «این آدم پیغمبر اولوا العزم نبود.»
موصوف روی جهات مذکوره محذوف و منظور است؛ یعنی پیغمبری از انبیاء اولو العزم نبوده و صاحب عزم نبوده و این صفت را نداشت.
۴. «پس آدم همه چیز را میداند و حال آنکه پیغمبر اولوا العزم نبود.»
این جمله هم مانند جمله قبل است.
۵. «... از نبی اولوا العزم تا نبی اولوا العزم...»
در این عبارت لفظ نبی (در عربی) مانند لفظ پیغمبر (در فارسی) اسم جنس است؛ یعنی انبیائی که این صفت را داشتند و اگر اضافه بود فصیح این بود که «نبی اولی العزم» بفرمایند.
۶. «سلیمان... با اینکه پیغمبر اولی العزم نبود»
در این عبارت هم موصوف محذوف و منظور است؛ یعنی پیغمبری از پیغمبران اولوا العزم نبود.
٧. «استبعاد اینکه پبغمبر اولی العزم و مبعوث بر جمیع خلق...»
احتمال میرود پیغمبر اسم جنس باشد؛ یعنی پیغمبران اولی العزمی که موصوف مذکور است و احتمال میرود موصوف محذوف و منظور باشد؛ یعنی پیغمبری از پیغمبران اولی العزم.
٨. «پس لازم نیاید که او افضل باشد از پیغمبر اولی العزمی.»
پیغمبران در این عبارت اسم جنس است؛ یعنی از پیغمبران اولی العزم.
٩. «[١]پیغمبر اولی العزم در همه زمانها نباید باشد و از زمان آدم تا زمان نوح مطلقاً [٢] پیغمبر اولی العزمی نبود و نوح اولِ [٣] اولی العزمها بود و بعد از او تا زمان ابراهیم [۴] اولی العزمی نبود.»
در جمله اول یعنی «پیغمبری از پیغمبران اولی العزم»؛
جمله دوم نیز مانند جمله اول است؛
در جمله سوم یعنی «نوح اول پیغمبر از پیغمبران اولی العزم»؛
و جمله چهارم نیز مانند جمله اول و دوم است.
پس در همه این جملهها موصوف منظور است؛ ولی روی جهات نامبرده حذف شده است.
@AghayedNet
✔️لیلة الرغائب
🔻پاسخ عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اع به پرسشی درباره لیلة الرغائب
🔸بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله و سلام علی عباده الذين اصطفی.
و بعد چنين گويد بنده اثيم كريم بن ابرهيم كه رقيمهای رسيد از سركار نواب شاهزاده اعظم افخم و اجل اكرم نواب كامياب محمد ولی ميرزا ادام الله مجده و علاه و سؤالی فرموده بودند در خصوص شب رغايب كه آيا آن شب اول جمعه است از ماه رجب كه پنجشنبه آن از آن ماه مبارك باشد يا شب اول جمعه است مطلقاً اگرچه پنجشنبه آن از ماه جمادی الثانيه باشد؟
🔹پس عرض می شود كه شب رغايب شب اول جمعه است اگرچه غرّه ماه باشد و پنجشنبه آن سلخ جمادی الثانيه باشد.
و اين نص حديث است كه هيچ احتمال خلاف نمی رود و هركس به غير از اين گويد اشتباه محض است.
زيرا كه اصل حديث اين است كه در كتاب وسائلالشيعه روايت كرده است از حسن بن مطهر رحمه الله كه در اجازه خود براي بنیزهره نوشته است روايت كرده است به سند خود از حضرت رسول صلی الله علیه و آله كه فرمود:
🔸رجب ماه خداست و شعبان ماه من است و رمضان ماه امت من است. پس فرمود هركس همه آن را روزه گيرد مستوجب میشود از خداوند سه چيز را: آمرزش جميع گناهان گذشته و عصمت در بقيه عمر و امان از عطش در روز فزع اكبر.
پس پير ضعيفی برخاست و عرض كرد يا رسولالله من عاجزم از روزه كل آن، حضرت فرمودند روزه گير روز اول آن را به جهت آنكه يك حسنه به دهبرابر است و وسط آن را و آخر آن را، به تو داده میشود ثواب كسی كه كل آن را روزه گرفته باشد؛
🔹ولكن غافل نشويد از شب اول جمعه آن چراكه آن شبی است كه ملائكه آن را شب رغايب مینامند. و اين به جهت آن است كه چون ثلث شب بگذرد باقی نمیماند ملكی در آسمان و زمين مگر آنكه همه جمع میشوند در كعبه و حوالی آن و خداوند بر ايشان مطلع میشود و میفرمايد ای ملائكه من بخواهيد از من آنچه میخواهيد.
عرض میكنند ای پروردگار ما حاجت ما به تو آن است كه بيامرزی برای روزهداران رجب. پس خداوند میفرمايد كه چنين كردم يعنی آمرزيدم آنها را. پس پيغمبر صلی الله علیه و آله فرمود كه هركس روزه گيرد پنجشنبه اول رجب را و نماز كند مابين مغرب و عشاء دوازده ركعت و بيان فرمود كيفيت نماز و ذكر آن شب را و ثواب آن را تا آخر حديث.
🔸حال چون به نظر دقت كسی در اين حديث نظر كند میفهمد كه آخر حديث عملی جداگانه است مثل آنكه در صدر حديث بيان احوال روزه بود و عملی ديگر بود و دخلی به شب رغايب نداشت.
همچنين آخر حديث عملی ديگر است برای پنجشنبه اول و شب جمعه بعد از آن و دخلی به شب رغايب ندارد. پس اگر غرّه رجب پنجشنبه باشد عمل آخر حديث را میكند و شب همان جمعه شب رغايب است چراكه فرمود شب جمعه اول شب رغايب است و بر همان شب صدق میكند. و اگر جمعه غره باشد شب آن كه شب اول ماه است شب رغايب است و عمل آخر حديث را در پنجشنبه آينده میكند و دخلی به شب رغايب ندارد و عملی جداگانه است.
🔹و همچنين است دلالت حديثی كه صاحب بلدالامين از اختيار «ابن باقی» روايت كرده است؛ زيراكه آن حديث هم به همان لفظ است كه حسن بن المطهر رحمه الله روايت كرده است بعينه.
🔸پس برای فقيه عارف به احاديث شبهه نمیماند كه شب رغايب شب اول جمعه است اگرچه غرّه باشد و عمل آخر حديث را نمیتوان در آن شب كرد و بايد آن عمل را در پنجشنبه آينده كند. اين است مقتضای نص آن دو حديث بر حسب متفاهم ظاهر از آنها. والله اعلم بحقايق احكامه.
كتبه العبد الاثيم في الليلة الاولی من شهر شعبان من شهور سنة ثلث و سبعين بعد المأتين و الالف حامداً مصلياً مستغفراً.
📘در جواب سؤالات شاهزاده محمد ولی ميرزا
مکارم الأبرار (فارسی)، جلد دهم، رساله چهارم
@AghayedNet
🔻پاسخ عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اع به پرسشی درباره لیلة الرغائب
🔸بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله و سلام علی عباده الذين اصطفی.
و بعد چنين گويد بنده اثيم كريم بن ابرهيم كه رقيمهای رسيد از سركار نواب شاهزاده اعظم افخم و اجل اكرم نواب كامياب محمد ولی ميرزا ادام الله مجده و علاه و سؤالی فرموده بودند در خصوص شب رغايب كه آيا آن شب اول جمعه است از ماه رجب كه پنجشنبه آن از آن ماه مبارك باشد يا شب اول جمعه است مطلقاً اگرچه پنجشنبه آن از ماه جمادی الثانيه باشد؟
🔹پس عرض می شود كه شب رغايب شب اول جمعه است اگرچه غرّه ماه باشد و پنجشنبه آن سلخ جمادی الثانيه باشد.
و اين نص حديث است كه هيچ احتمال خلاف نمی رود و هركس به غير از اين گويد اشتباه محض است.
زيرا كه اصل حديث اين است كه در كتاب وسائلالشيعه روايت كرده است از حسن بن مطهر رحمه الله كه در اجازه خود براي بنیزهره نوشته است روايت كرده است به سند خود از حضرت رسول صلی الله علیه و آله كه فرمود:
🔸رجب ماه خداست و شعبان ماه من است و رمضان ماه امت من است. پس فرمود هركس همه آن را روزه گيرد مستوجب میشود از خداوند سه چيز را: آمرزش جميع گناهان گذشته و عصمت در بقيه عمر و امان از عطش در روز فزع اكبر.
پس پير ضعيفی برخاست و عرض كرد يا رسولالله من عاجزم از روزه كل آن، حضرت فرمودند روزه گير روز اول آن را به جهت آنكه يك حسنه به دهبرابر است و وسط آن را و آخر آن را، به تو داده میشود ثواب كسی كه كل آن را روزه گرفته باشد؛
🔹ولكن غافل نشويد از شب اول جمعه آن چراكه آن شبی است كه ملائكه آن را شب رغايب مینامند. و اين به جهت آن است كه چون ثلث شب بگذرد باقی نمیماند ملكی در آسمان و زمين مگر آنكه همه جمع میشوند در كعبه و حوالی آن و خداوند بر ايشان مطلع میشود و میفرمايد ای ملائكه من بخواهيد از من آنچه میخواهيد.
عرض میكنند ای پروردگار ما حاجت ما به تو آن است كه بيامرزی برای روزهداران رجب. پس خداوند میفرمايد كه چنين كردم يعنی آمرزيدم آنها را. پس پيغمبر صلی الله علیه و آله فرمود كه هركس روزه گيرد پنجشنبه اول رجب را و نماز كند مابين مغرب و عشاء دوازده ركعت و بيان فرمود كيفيت نماز و ذكر آن شب را و ثواب آن را تا آخر حديث.
🔸حال چون به نظر دقت كسی در اين حديث نظر كند میفهمد كه آخر حديث عملی جداگانه است مثل آنكه در صدر حديث بيان احوال روزه بود و عملی ديگر بود و دخلی به شب رغايب نداشت.
همچنين آخر حديث عملی ديگر است برای پنجشنبه اول و شب جمعه بعد از آن و دخلی به شب رغايب ندارد. پس اگر غرّه رجب پنجشنبه باشد عمل آخر حديث را میكند و شب همان جمعه شب رغايب است چراكه فرمود شب جمعه اول شب رغايب است و بر همان شب صدق میكند. و اگر جمعه غره باشد شب آن كه شب اول ماه است شب رغايب است و عمل آخر حديث را در پنجشنبه آينده میكند و دخلی به شب رغايب ندارد و عملی جداگانه است.
🔹و همچنين است دلالت حديثی كه صاحب بلدالامين از اختيار «ابن باقی» روايت كرده است؛ زيراكه آن حديث هم به همان لفظ است كه حسن بن المطهر رحمه الله روايت كرده است بعينه.
🔸پس برای فقيه عارف به احاديث شبهه نمیماند كه شب رغايب شب اول جمعه است اگرچه غرّه باشد و عمل آخر حديث را نمیتوان در آن شب كرد و بايد آن عمل را در پنجشنبه آينده كند. اين است مقتضای نص آن دو حديث بر حسب متفاهم ظاهر از آنها. والله اعلم بحقايق احكامه.
كتبه العبد الاثيم في الليلة الاولی من شهر شعبان من شهور سنة ثلث و سبعين بعد المأتين و الالف حامداً مصلياً مستغفراً.
📘در جواب سؤالات شاهزاده محمد ولی ميرزا
مکارم الأبرار (فارسی)، جلد دهم، رساله چهارم
@AghayedNet
Forwarded from AghayedNet
۲۷ جمادی الثانیة، سالروز وفات مرحوم میرزا حسین نوری، رحمه الله، مؤلف کتاب مستدرک الوسائل و کتاب دارالسلام و... .
@AghayedNet
@AghayedNet
Forwarded from AghayedNet
کتاب نفس الرحمن فی فضائل سلمان، نگاشته مرحوم نوری ره
این کتاب با نام سلمان نامه، به فارسی ترجمه شده است
@AghayedNet
این کتاب با نام سلمان نامه، به فارسی ترجمه شده است
@AghayedNet
Forwarded from AghayedNet
براعت استهلال مرحوم نوری در خطبه کتاب «نفس الرحمن فی فضائل سلمان»
اشاره به ظاهر و تفسیر آیه شریفه نور
و آیه شریفه «وَ جَعَلْنا بَینَهُم وبَینَ الْقُرَی الّتی بارَکنا فیها قُریً ظاهِرَة...»
@AghayedNet
اشاره به ظاهر و تفسیر آیه شریفه نور
و آیه شریفه «وَ جَعَلْنا بَینَهُم وبَینَ الْقُرَی الّتی بارَکنا فیها قُریً ظاهِرَة...»
@AghayedNet
AghayedNet
۲۷ جمادی الثانیة، سالروز وفات مرحوم میرزا حسین نوری، رحمه الله، مؤلف کتاب مستدرک الوسائل و کتاب دارالسلام و... . @AghayedNet
✔️سید عبدالحسین شرف الدین در کتاب بغیة الراغبین، استادش محدث نوری را چنین میستاید:
«کان (أعلی الله مقامه) وجهة الأعلام من حملة السنن النبویة، و حفظة الآثار المقدّسة، قبلة روّادها، و قدوة الباحثین عن مفادها، غیر مدافع و لامعارض، و کان في الإیمان بالله (عزّوجلّ) و الثقة به و التوکّل علیه و التسلیم إلیه و الرضی بقضائه و قدره و النصح له و لکتابه و لرسوله و لأئمّة المسلمین و لعامّتهم و الورع عن محارمه و الاجتهاد في عبادته تعالی في غآیة لاترام، و شأوِ لایدرک، و کان بحیث لاتدرک آثاره في مکارم الأخلاق و محامد الصفات و عزّة النفس و تأنّقها و الترفّع بها، مع التواضع للمؤمنین، و العطف علی الیتامیٰ و الأیامیٰ و الفقراء و المساکین، لایجاریٰ في شرفه، و لایباریٰ في علوّ قدره، و کان من علمی الفقه و الأصول في ذروة سامیة، ذا ملکة قدسیة راسخة تبوّأ فیها منازل الفقهاء المسلمین.
عرفت منه الإخلاص لوجه الله (عزّوجلّ) في کلّ ما یصدر عنه من قول أو فعل، فأخذ بمجامع قلبی، و ملک حُبُّه جهداً، و لم یدّخر عنّي وسعاً، و أجازني إجازة مفصّلة، فکنت مغتبطاً بحسن ظنّه، محبّواً بثنائه، محبوراً بدعائه، حتّی قضیٰ نحبه مبروراً مشکوراً، أعلی الله مقامه و أجزل إکرامه. »
📘موسوعة السیّد عبدالحسین شرف الدین، ج۷، ص۵۰۹-۵۱۰
@AghayedNet
«کان (أعلی الله مقامه) وجهة الأعلام من حملة السنن النبویة، و حفظة الآثار المقدّسة، قبلة روّادها، و قدوة الباحثین عن مفادها، غیر مدافع و لامعارض، و کان في الإیمان بالله (عزّوجلّ) و الثقة به و التوکّل علیه و التسلیم إلیه و الرضی بقضائه و قدره و النصح له و لکتابه و لرسوله و لأئمّة المسلمین و لعامّتهم و الورع عن محارمه و الاجتهاد في عبادته تعالی في غآیة لاترام، و شأوِ لایدرک، و کان بحیث لاتدرک آثاره في مکارم الأخلاق و محامد الصفات و عزّة النفس و تأنّقها و الترفّع بها، مع التواضع للمؤمنین، و العطف علی الیتامیٰ و الأیامیٰ و الفقراء و المساکین، لایجاریٰ في شرفه، و لایباریٰ في علوّ قدره، و کان من علمی الفقه و الأصول في ذروة سامیة، ذا ملکة قدسیة راسخة تبوّأ فیها منازل الفقهاء المسلمین.
عرفت منه الإخلاص لوجه الله (عزّوجلّ) في کلّ ما یصدر عنه من قول أو فعل، فأخذ بمجامع قلبی، و ملک حُبُّه جهداً، و لم یدّخر عنّي وسعاً، و أجازني إجازة مفصّلة، فکنت مغتبطاً بحسن ظنّه، محبّواً بثنائه، محبوراً بدعائه، حتّی قضیٰ نحبه مبروراً مشکوراً، أعلی الله مقامه و أجزل إکرامه. »
📘موسوعة السیّد عبدالحسین شرف الدین، ج۷، ص۵۰۹-۵۱۰
@AghayedNet
✔️مطالعهای در آیین اورفئوس و اورفیکها
نشانههایی از اندیشه دو جهتی بودن انسان (همانندِ دو کُره متداخلِ نور و ظلمت) در جهانبینیهای پیش از فلسفه
در لینک زیر:
🔻🔻🔻
http://www.aghayed.net/ορφεύς/
نشانههایی از اندیشه دو جهتی بودن انسان (همانندِ دو کُره متداخلِ نور و ظلمت) در جهانبینیهای پیش از فلسفه
در لینک زیر:
🔻🔻🔻
http://www.aghayed.net/ορφεύς/
🔺رسائلی از عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اعلی الله مقامه که در ماه رجب المرجب (در سال های مختلف) نگارش آن به پایان رسیده است.
@AghayedNet
@AghayedNet
Forwarded from AghayedNet
@AghayedNet_شرح دعاء رجبیه.pdf
3 MB
Forwarded from AghayedNet
@AghayedNet_شرح الدعاء الرجبیة.pdf
20.8 MB
رساله شرح دعاء رجبیه، به زبان عربی، نگاشته مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی
@AghayedNet
@AghayedNet
▪️ساعد الله قلبک یا بقیة الله فی مصیبة جدک المظلوم علی بن محمد الهادی النقی علیهماالسلام
@AghayedNet
@AghayedNet