🔺در بابِ نسب مرحوم شیخ احمد أحسائی أع به نقل از مواعظ مرحوم حاج سید کاظم رشتی أع؛
🌷في نسب المرحوم الشیخ أحمد الأحسائی أع
یقول تلمیذه المرحوم السید کاظم الرشتی أع:
قال الشیخ: رأیت في المنام سلیمان بن داود و هو خاطبنی یابن خلیفة رسول الله. علمت أن مراده لیس من جهة العلم؛ فتفحصت و وجدت أن جدّ أمی کان من السادات. إنتهی (من مواعظ السید أع التی عثرنا علیها أخیرا.)
از اين بود که جناب شيخ فرمود که من در خواب ديدم سليمان بن داود را که خطاب کرد به من يابن خليفة رسول الله و دانستم که حضرت سليمان مرادش از جهت علم نبود پس چون بيدار شدم تفحص کردم ديدم که جد مادرم از سادات بوده است انتهی.
@AghayedNet
🌷في نسب المرحوم الشیخ أحمد الأحسائی أع
یقول تلمیذه المرحوم السید کاظم الرشتی أع:
قال الشیخ: رأیت في المنام سلیمان بن داود و هو خاطبنی یابن خلیفة رسول الله. علمت أن مراده لیس من جهة العلم؛ فتفحصت و وجدت أن جدّ أمی کان من السادات. إنتهی (من مواعظ السید أع التی عثرنا علیها أخیرا.)
از اين بود که جناب شيخ فرمود که من در خواب ديدم سليمان بن داود را که خطاب کرد به من يابن خليفة رسول الله و دانستم که حضرت سليمان مرادش از جهت علم نبود پس چون بيدار شدم تفحص کردم ديدم که جد مادرم از سادات بوده است انتهی.
@AghayedNet
Forwarded from AghayedNet
Forwarded from AghayedNet
✔️توضیحِ جایگاهِ استفاده از «دلیل عقلی» و «دلیل تعبّدی»
از رساله: اسحاقیه
نگاشته: مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی
🔹پس چون يافتيد به بيانى كه گذشت كه پيغمبر آخرالزمان صلى الله عليه وآله بر حق و باحق بود و اوصياى معروف او همه برحق و باحق بودند و حق بر گِرد ايشان دور مى زد و ايشان برگرد حق دور زدند به طور يقين عقلى و كسانى كه به ايشان ايمان نياوردند بر باطل بودند و هستند به «دليل عقلى يقينى» به طوريكه گذشت نه به تعبّد؛
🔹چرا كه «دليل تعبّدى» در اصل اختيار دين و مذهب دليل كفّار و منافقين است كه گفتند: «انّا وجدنا آباءنا على امة و انّا على آثارهم مهتدون» و خداوند عالم جل شأنه ايشان را به قول خود ردّ فرمود كه «اَ وَ لو كان آباؤهم لايعقلون شيئاً و لايهتدون.»
🔹و «دليل تعبّدى» جاى آن بعد از آن است كه به «دليل عقلى يقينى» ثابت شود حقّيت حجتى، پس بعد از ثبوت حجيت او به «دليل عقل»، آنگاه اگر آن حجت امرى و نهيى كرد و مَحجوجين راه حُسن و قُبح امر مخصوصى را ندانند، سهل است؛ پس بايد تعبّداً به امر حجّت ثابت يقينى به دليل عقل، عمل كنند و همچنين بايد تعبّداً از منهيات او احتراز كنند.
@AghayedNet
از رساله: اسحاقیه
نگاشته: مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی
🔹پس چون يافتيد به بيانى كه گذشت كه پيغمبر آخرالزمان صلى الله عليه وآله بر حق و باحق بود و اوصياى معروف او همه برحق و باحق بودند و حق بر گِرد ايشان دور مى زد و ايشان برگرد حق دور زدند به طور يقين عقلى و كسانى كه به ايشان ايمان نياوردند بر باطل بودند و هستند به «دليل عقلى يقينى» به طوريكه گذشت نه به تعبّد؛
🔹چرا كه «دليل تعبّدى» در اصل اختيار دين و مذهب دليل كفّار و منافقين است كه گفتند: «انّا وجدنا آباءنا على امة و انّا على آثارهم مهتدون» و خداوند عالم جل شأنه ايشان را به قول خود ردّ فرمود كه «اَ وَ لو كان آباؤهم لايعقلون شيئاً و لايهتدون.»
🔹و «دليل تعبّدى» جاى آن بعد از آن است كه به «دليل عقلى يقينى» ثابت شود حقّيت حجتى، پس بعد از ثبوت حجيت او به «دليل عقل»، آنگاه اگر آن حجت امرى و نهيى كرد و مَحجوجين راه حُسن و قُبح امر مخصوصى را ندانند، سهل است؛ پس بايد تعبّداً به امر حجّت ثابت يقينى به دليل عقل، عمل كنند و همچنين بايد تعبّداً از منهيات او احتراز كنند.
@AghayedNet
✔️مرحوم شیخ احمد اَحسائی و مسئله حمله داودپاشا به کربلا
🔻اخیراً در فضای مجازی، متنی با موضوعِ فوق، منتشر شده است. ابتدا متن مذکور را نقل کرده و سپس پاسخ را ارائه خواهیم کرد:
ـــــــــــــــــــــــــــ
✅ شیخ احسایی و تخریب کربلا
📜 شیخ احمد احسائی، در مهمترین اثرِ خویش، یعنی شرح زیارت جامعۀ کبیره، معاویه، ابوبکر، عمر و... را کافر شمرده، که هیچ اعتقادی به توحید، نبوت و معاد نداشتهاند. شیخ در کتاب خویش مینویسد: «آنها صریحاً وحدانیت خدا، نبوت محمّد (صلّی الله علیه و آله) و معاد را انکار میکردند».
⭕️ عدهای از مردم عراق، وقتی از این عمل شیخ مطلع شدند، آن کتاب را نزد حاکم بغداد، داود پاشا، بردند و گفتند: «شیخ احمد، مذمّت خلفا را کرده و قدح در ابوبکر، عمر و عثمان میکند».
📖 داود پاشا هم که از کشتن و مجازات بیمی نداشت و نسبتِ به شیعیان بدبین بود، فردی را مأمور کرد، تا با قوای خویش، کربلا را محاصره و آنجا را به خاک و خون کشد. در پی این دستور و در سال 1241 ه.ق. کربلا محاصره و شیعیان آنجا به شدت سرکوب و مراکز دینی تخریب و مزارع کشاورزی مردم نابود شدند، بهطوریکه مردم با خوردن تخم پنبه خود را از مرگ نجات میدادند. حتی لشکریان دشمن، به حرمین شریفین نیز رحم نکردند و آنجا را به توپ و گلوله بستند.
📕 مدینة الحسین، محمدحسن آل کلیدار؛ به نقل از: شیخیه زمینه ساز بابیه، سید محمد حسین فقیه ایمانی، ص 67-68، انتشاراتی راه نیکان، تهران، 1389. 📕
کانال ادیان فرق و مذاهب
ـــــــــــــــــــــــــــ
✔️پاسخ:
🔸این مطلب، به جای آنکه مذمت مرحوم شیخ اَحسائی باشد، مذمت و توبیخ و قدحِ کسانی است که کتاب و نوشته ایشان را به داود باشا نشان دادند!
🔸اینکه در متن فوق نوشته شده «عده ای از مردم عراق» منظور جز افرادی هستند که به ظاهر شیعه بودند و دشمنی با شیخ احسا داشتند و خواستند ضد این شخصیت سعایت کنند؟!
🔸کدام شیعه معاویه را خوب می داند و اعمال ظالمانه وی را چشم پوشی می کند که شیخ اَحسائی چنین کند؟ و کدام شیعه نظر مساعد به ابوبکر و عمر دارد که شیخ احسائی داشته باشد؟
🔸و آن سه نقطه بعد از کلمه عمر، شاید منظورش یزید بوده است! و کدام شیعه و سنی یزید را خوب می داند که شیخ احسائی خوب بداند؟!
🔸و مگر فقط ایشان در کتاب خود از این گونه افراد مذمت کرده اند؟ کتب علماء شیعه مشحون به این مثالب است.
🔸و همین نقلی هم که در کتاب شرح الزیاره آمده است، روايتی است که مرحوم سيد هاشم توبلی بحرانی در كتاب معالم الزلفی نقل می كند مشهور به نقل دیک الجن که متن آن را نقل خواهیم کرد... .
🔸پس مقصر ماجرا این توطئه کننده ها بودند؛ نه آن بزرگوار که در کتاب خود نقلی کرده است.
🔸و چطور شد کتاب شرح الزیاره را بردند و کتاب معالم الزلفی را نبردند... تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل.
🔸و اگر می دانستند در پی سعایت ایشان چه جنایتی رخ خواهد داد، شاید دست از دشمنی بر می داشتند.
🔸🔸مرحوم حاج محمدکریم کرمانی، در کتاب هدایة الطالبین به همین جریان اشاره می فرماید و متن آن بخش را به پیوست نقل خواهیم کرد.
🔹گذشته از آنکه نه کانال «اديان فرق و مذاهب» (منتشرکننده این مطلب) و نه کتب منتشره توسط انتشارات راه نيکان، و نه سيد محمدحسين مصطفی کليددار آل طعمه نويسنده مدينة الحسين، هيچ کدام در مباحث تاريخی اختلافی شايسته اعتماد مطلق نيستند و منقولات آنها بايد در بوته تدقيق و بررسي محک بخورد.
🔹چرا که محمد حسين کليددار در اوساط فرهنگی کربلائی ها به بی مبالاتی در نقل و جعل و تغيير برخی حوادث و وقايع متهم بوده است و در سيره عرفی زندگی خود هم چندان تقيدی به ظاهر شريعت نداشته. اين نکته از برخی علماء معمر و نويسندگان معاصر کربلا (امثال جناب رياض طاهر و جناب سلمان هادی آل ظعمه) بلاواسطه شنيده شده است.
🔹و گذشته از آنکه به اصل کتاب «مدینة الحسین» مراجعه شد. معلوم شد در نقل از آن کتاب، تصرفات و تغییراتی رخ داده است.
🔹کلیددار از ارائه کتاب شيخ اع به داود پاشا توسط اهالی کربلا چيزی نمی نويسد. البته می نویسد داودپاشا به کتاب شرح الزیاره آگاهی داشته؛ ولی چگونه؟ از بيان آن ساکت است. در هر حال نسبت وارد شده به کتاب مدينة الحسين صحيح نيست.
🔹در مجموع نظر کليددار درباره علت حمله به کربلا، تمرد اهالی کربلا و قتل والی منسوب از جانب حکومت مرکزی بوده و تلاش برای تحت سيطره در آوردن کربلا؛ نه آنچه که گفته شده از شيخ مرحوم و مطالب کتاب ایشان مکدر بوده است. به تعبیر دیگر کدورت وی از کتاب شرح الزیاره، علتِ تامه حمله به کربلا نبوده است.
@AghayedNet
🔻اخیراً در فضای مجازی، متنی با موضوعِ فوق، منتشر شده است. ابتدا متن مذکور را نقل کرده و سپس پاسخ را ارائه خواهیم کرد:
ـــــــــــــــــــــــــــ
✅ شیخ احسایی و تخریب کربلا
📜 شیخ احمد احسائی، در مهمترین اثرِ خویش، یعنی شرح زیارت جامعۀ کبیره، معاویه، ابوبکر، عمر و... را کافر شمرده، که هیچ اعتقادی به توحید، نبوت و معاد نداشتهاند. شیخ در کتاب خویش مینویسد: «آنها صریحاً وحدانیت خدا، نبوت محمّد (صلّی الله علیه و آله) و معاد را انکار میکردند».
⭕️ عدهای از مردم عراق، وقتی از این عمل شیخ مطلع شدند، آن کتاب را نزد حاکم بغداد، داود پاشا، بردند و گفتند: «شیخ احمد، مذمّت خلفا را کرده و قدح در ابوبکر، عمر و عثمان میکند».
📖 داود پاشا هم که از کشتن و مجازات بیمی نداشت و نسبتِ به شیعیان بدبین بود، فردی را مأمور کرد، تا با قوای خویش، کربلا را محاصره و آنجا را به خاک و خون کشد. در پی این دستور و در سال 1241 ه.ق. کربلا محاصره و شیعیان آنجا به شدت سرکوب و مراکز دینی تخریب و مزارع کشاورزی مردم نابود شدند، بهطوریکه مردم با خوردن تخم پنبه خود را از مرگ نجات میدادند. حتی لشکریان دشمن، به حرمین شریفین نیز رحم نکردند و آنجا را به توپ و گلوله بستند.
📕 مدینة الحسین، محمدحسن آل کلیدار؛ به نقل از: شیخیه زمینه ساز بابیه، سید محمد حسین فقیه ایمانی، ص 67-68، انتشاراتی راه نیکان، تهران، 1389. 📕
کانال ادیان فرق و مذاهب
ـــــــــــــــــــــــــــ
✔️پاسخ:
🔸این مطلب، به جای آنکه مذمت مرحوم شیخ اَحسائی باشد، مذمت و توبیخ و قدحِ کسانی است که کتاب و نوشته ایشان را به داود باشا نشان دادند!
🔸اینکه در متن فوق نوشته شده «عده ای از مردم عراق» منظور جز افرادی هستند که به ظاهر شیعه بودند و دشمنی با شیخ احسا داشتند و خواستند ضد این شخصیت سعایت کنند؟!
🔸کدام شیعه معاویه را خوب می داند و اعمال ظالمانه وی را چشم پوشی می کند که شیخ اَحسائی چنین کند؟ و کدام شیعه نظر مساعد به ابوبکر و عمر دارد که شیخ احسائی داشته باشد؟
🔸و آن سه نقطه بعد از کلمه عمر، شاید منظورش یزید بوده است! و کدام شیعه و سنی یزید را خوب می داند که شیخ احسائی خوب بداند؟!
🔸و مگر فقط ایشان در کتاب خود از این گونه افراد مذمت کرده اند؟ کتب علماء شیعه مشحون به این مثالب است.
🔸و همین نقلی هم که در کتاب شرح الزیاره آمده است، روايتی است که مرحوم سيد هاشم توبلی بحرانی در كتاب معالم الزلفی نقل می كند مشهور به نقل دیک الجن که متن آن را نقل خواهیم کرد... .
🔸پس مقصر ماجرا این توطئه کننده ها بودند؛ نه آن بزرگوار که در کتاب خود نقلی کرده است.
🔸و چطور شد کتاب شرح الزیاره را بردند و کتاب معالم الزلفی را نبردند... تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل.
🔸و اگر می دانستند در پی سعایت ایشان چه جنایتی رخ خواهد داد، شاید دست از دشمنی بر می داشتند.
🔸🔸مرحوم حاج محمدکریم کرمانی، در کتاب هدایة الطالبین به همین جریان اشاره می فرماید و متن آن بخش را به پیوست نقل خواهیم کرد.
🔹گذشته از آنکه نه کانال «اديان فرق و مذاهب» (منتشرکننده این مطلب) و نه کتب منتشره توسط انتشارات راه نيکان، و نه سيد محمدحسين مصطفی کليددار آل طعمه نويسنده مدينة الحسين، هيچ کدام در مباحث تاريخی اختلافی شايسته اعتماد مطلق نيستند و منقولات آنها بايد در بوته تدقيق و بررسي محک بخورد.
🔹چرا که محمد حسين کليددار در اوساط فرهنگی کربلائی ها به بی مبالاتی در نقل و جعل و تغيير برخی حوادث و وقايع متهم بوده است و در سيره عرفی زندگی خود هم چندان تقيدی به ظاهر شريعت نداشته. اين نکته از برخی علماء معمر و نويسندگان معاصر کربلا (امثال جناب رياض طاهر و جناب سلمان هادی آل ظعمه) بلاواسطه شنيده شده است.
🔹و گذشته از آنکه به اصل کتاب «مدینة الحسین» مراجعه شد. معلوم شد در نقل از آن کتاب، تصرفات و تغییراتی رخ داده است.
🔹کلیددار از ارائه کتاب شيخ اع به داود پاشا توسط اهالی کربلا چيزی نمی نويسد. البته می نویسد داودپاشا به کتاب شرح الزیاره آگاهی داشته؛ ولی چگونه؟ از بيان آن ساکت است. در هر حال نسبت وارد شده به کتاب مدينة الحسين صحيح نيست.
🔹در مجموع نظر کليددار درباره علت حمله به کربلا، تمرد اهالی کربلا و قتل والی منسوب از جانب حکومت مرکزی بوده و تلاش برای تحت سيطره در آوردن کربلا؛ نه آنچه که گفته شده از شيخ مرحوم و مطالب کتاب ایشان مکدر بوده است. به تعبیر دیگر کدورت وی از کتاب شرح الزیاره، علتِ تامه حمله به کربلا نبوده است.
@AghayedNet
AghayedNet
✔️مرحوم شیخ احمد اَحسائی و مسئله حمله داودپاشا به کربلا 🔻اخیراً در فضای مجازی، متنی با موضوعِ فوق، منتشر شده است. ابتدا متن مذکور را نقل کرده و سپس پاسخ را ارائه خواهیم کرد: ـــــــــــــــــــــــــــ ✅ شیخ احسایی و تخریب کربلا 📜 شیخ احمد احسائی، در مهمترین…
@AghayedNet_هداية الطالبين.pdf
89.5 KB
بخشی از کتاب هدایة الطالبین، نگاشته مرحوم حاج محمدکریم کرمانی، درباره سعایت دشمنان و حمله داودپاشا به کربلای معلی
@AghayedNet
@AghayedNet
✔️زیارت امیرالمؤمنین علیه السلام توسط صفوان جمال، معروف به زیارت هفتم
🔻و اشاره به بخشی از تاریخ
🔸یکی از زیارات امیرالمؤمنین علیه السلام، زیارتی است از صفوان جمال که مرحوم مجلسی نقل کرده (و مرحوم شیخ عباس قمی در مفاتیح الجنان نیاورده است.)
🔸این زیارت، بنا به ترتیبی که مرحوم مجلسی نقل کرده است، هفتمین زیارت است و در نتیجه گاهی از آن به «زیارت هفتم» تعبیر آورده می شود.
🔸یکی از فقره های این زیارت، سلامی است که عرض می کنیم: اَلسلام علی... مُنزِل المَنّ وَ السّلوَی.
به علت وجود این فقره و امثال آن بود که در برهه ای، جریانی بر این زیارت گذشت و برخی دستور دادند که این عبارت را از تابلوِ زیارت که در حرم حضرت امیر بود، محو کنند.
🔸در کتاب قصص العلماء این جریان را نقل کرده و ابهاماتی به وجود آورده است؛ از جمله نوشته است کسی که دستور محوِ این عبارت را داد، مرحوم شیخ حسن (صاحب جواهر) بوده است. مرحوم آقای شریف طباطبائی اع در پاسخ این بخش از کتاب قصص العلماء، گذشته از توضیحی درباره کتاب قصص العلماء، به این شبهه پاسخ فرموده اند.
کاملِ فرمایش مرحوم آقای شریف طباطبائی به پیوست است.
@AghayedNet
🔻و اشاره به بخشی از تاریخ
🔸یکی از زیارات امیرالمؤمنین علیه السلام، زیارتی است از صفوان جمال که مرحوم مجلسی نقل کرده (و مرحوم شیخ عباس قمی در مفاتیح الجنان نیاورده است.)
🔸این زیارت، بنا به ترتیبی که مرحوم مجلسی نقل کرده است، هفتمین زیارت است و در نتیجه گاهی از آن به «زیارت هفتم» تعبیر آورده می شود.
🔸یکی از فقره های این زیارت، سلامی است که عرض می کنیم: اَلسلام علی... مُنزِل المَنّ وَ السّلوَی.
به علت وجود این فقره و امثال آن بود که در برهه ای، جریانی بر این زیارت گذشت و برخی دستور دادند که این عبارت را از تابلوِ زیارت که در حرم حضرت امیر بود، محو کنند.
🔸در کتاب قصص العلماء این جریان را نقل کرده و ابهاماتی به وجود آورده است؛ از جمله نوشته است کسی که دستور محوِ این عبارت را داد، مرحوم شیخ حسن (صاحب جواهر) بوده است. مرحوم آقای شریف طباطبائی اع در پاسخ این بخش از کتاب قصص العلماء، گذشته از توضیحی درباره کتاب قصص العلماء، به این شبهه پاسخ فرموده اند.
کاملِ فرمایش مرحوم آقای شریف طباطبائی به پیوست است.
@AghayedNet
AghayedNet
✔️زیارت امیرالمؤمنین علیه السلام توسط صفوان جمال، معروف به زیارت هفتم 🔻و اشاره به بخشی از تاریخ 🔸یکی از زیارات امیرالمؤمنین علیه السلام، زیارتی است از صفوان جمال که مرحوم مجلسی نقل کرده (و مرحوم شیخ عباس قمی در مفاتیح الجنان نیاورده است.) 🔸این زیارت، بنا…
@AghayedNet_ مُنزل المن و السلوی.pdf
71.6 KB
فرمایشی از مرحوم آقای شریف طباطبائی اع در نقد کتاب قصص العلماء و توضیحی درباره زیارت هفتم امیرالمؤمنین علیه السلام
@AghayedNet
@AghayedNet
🔺 کتاب تازه منتشر شده «کیف تصبح عارفاً؟ رحلة فی آفاق العرفان العملی للشیخ الأوحد أحمد بن زین الدین الأحسائی»
@AghayedNet
@AghayedNet
🔺رسائلی از عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اعلی الله مقامه که در ماه جُمادَی الثانیة (در سال های مختلف) نگارش آن به پایان رسیده است.
@AghayedNet
@AghayedNet
✔️فرمایش عالم ربانی مرحوم حاج سید کاظم رشتی أعلی الله مقامه
در پاسخ به پرسشی درباره فدک
ـــ سؤال دهم: آنكه شيعه می گويند كه خليفه اول غصب فدك ظُلماً نموده اگر اين ثابت باشد پس چرا حضرت اميرالمؤمنين علیه السلام بعد از استقلال و اطاعت كل برای آن حضرت باغ فدک را متصرف نشده به حال خود واگذاشت تا در اواخر بنی اميه عمر بن عبد العزيز به حضرت سيد الساجدين برگردانيد.
ـــ در بخشی از پاسخ می فرمایند:
ـــ ...هرگاه قوم مانع بشوند حضرت اميرالمؤمنين از عزل كردن شريح قاضی كوفه با آنكه آن حضرت به نفس نفيس مبارك خود آن ولايت تشريف داشتند پس چگونه بود حال ايشان هرگاه حضرت باغ فدك را تصرف می فرمود با كثرت مداخلش.
ـــ و همين اقوی حجت بود برای ايشان در قدح آن حضرت كه در خلافت جلب نفع به سوي خود می كند و دنيا را جمع می نمايد و امثال اينها از كلمات واهيه.
ـــ با آنكه خودشان خلاف آن را اعتقاد داشتند و می ديدند كه سلوک آن حضرت در قسمت بيت المال با اقوام و عشيره خود چگونه بود تا اينكه عقيل برادر آن حضرت صبر نتوانست كرد نزد معاويه رفت..
ـــ تمام فرمایش، در فایل زیر، به پیوست است.
@AghayedNet
در پاسخ به پرسشی درباره فدک
ـــ سؤال دهم: آنكه شيعه می گويند كه خليفه اول غصب فدك ظُلماً نموده اگر اين ثابت باشد پس چرا حضرت اميرالمؤمنين علیه السلام بعد از استقلال و اطاعت كل برای آن حضرت باغ فدک را متصرف نشده به حال خود واگذاشت تا در اواخر بنی اميه عمر بن عبد العزيز به حضرت سيد الساجدين برگردانيد.
ـــ در بخشی از پاسخ می فرمایند:
ـــ ...هرگاه قوم مانع بشوند حضرت اميرالمؤمنين از عزل كردن شريح قاضی كوفه با آنكه آن حضرت به نفس نفيس مبارك خود آن ولايت تشريف داشتند پس چگونه بود حال ايشان هرگاه حضرت باغ فدك را تصرف می فرمود با كثرت مداخلش.
ـــ و همين اقوی حجت بود برای ايشان در قدح آن حضرت كه در خلافت جلب نفع به سوي خود می كند و دنيا را جمع می نمايد و امثال اينها از كلمات واهيه.
ـــ با آنكه خودشان خلاف آن را اعتقاد داشتند و می ديدند كه سلوک آن حضرت در قسمت بيت المال با اقوام و عشيره خود چگونه بود تا اينكه عقيل برادر آن حضرت صبر نتوانست كرد نزد معاويه رفت..
ـــ تمام فرمایش، در فایل زیر، به پیوست است.
@AghayedNet
AghayedNet
✔️فرمایش عالم ربانی مرحوم حاج سید کاظم رشتی أعلی الله مقامه در پاسخ به پرسشی درباره فدک ـــ سؤال دهم: آنكه شيعه می گويند كه خليفه اول غصب فدك ظُلماً نموده اگر اين ثابت باشد پس چرا حضرت اميرالمؤمنين علیه السلام بعد از استقلال و اطاعت كل برای آن حضرت باغ…
@AghayedNet_فدک.pdf
105.2 KB
🔺فرمایش مرحوم حاج سید کاظم رشتی اع در پاسخ به پرسشی درباره فدک
@AghayedNet
@AghayedNet
✔️رکن محمدی و رکن فاطمی، دو رکن امیرالمؤمنین (علیهم السلام)
🔹فلما قُبض رسول الله صلی الله علیه و آله قال علی علیه السلام: هذا أحد رکنيّ الذی قال لي رسول الله صلی الله علیه و آله. فلما ماتت فاطمة قال علی علیه السلام: هذا الرکن الثاني الذي قال رسول الله (عن قلیل ینهدّ رکناک.)
(بحارالأنوار، ج43، ص173)
🔹وقتی که حضرت رسول از دنیا رحلت فرمودند امیرالمؤمنین فرمودند این یکی از دو رکن من بود که رسول خدا به من خبر دادند. وقتی که فاطمه زهرا از دنیا رحلت فرمودند، حضرت علی فرمودند: این هم رکن دوم بود که رسول الله فرمودند.
🔸رسول خدا یک رکن و فاطمه زهرا یک رکن دیگر است. و از نظر مرتبه هم معلوم است رکنیت رسول خدا، مرتبه اول و رکنیت فاطمه زهرا رکنیت دوم است. نسبت هر دو مقام به مقام ولایت علوی صلوات الله علیه و سایر معصومین علیهم السلام مقام رکنیت است.
🔸کلمه رکن و اطلاق دو رکن بیان این مطلب است که هر دو برای آن حقیقت کلیه و طیبه محمدیه صلی الله علیه و آله، دو مظهر کلیند اما در اختلاف تعین: تعین محمدی و تعین فاطمی. و تعین محمدی ابتداء آن تعینات است و تعین فاطمی انتهاء آن تعینات.
🔸و ابتداء و انتهاء برای هر شیئی دو حدّی است که شیء به آن حد محدود می شود؛ ابتداء وجود و انتهاء وجود شیء. در رکن بودن، فاطمه و رسول خدا یکسانند. اما مرتبه به این طور است که آن بزرگوار رکن اول و ایشان رکن دوم است.
🔸رسول خدا در این عالم برای حقیقت محمدیه مظهر کلی هستند اما در عنوان و تعین محمدی. و فاطمه زهرا هم از مظاهر کلیه حقیقت محمدیه هستند اما در تعین فاطمی. تعین محمدی ابتداء آن تعینات است و تعین فاطمی انتهاء آن تعینات است.
🔸رکن، ما بِهِ قِوام الشیء است. آنچه که برای وجود هر چیزی پایه است و قوام آن شیء به آن بستگی دارد. مقام ولایت به ابتداء و انتهاء بستگی دارد، یعنی رکن محمدی و رکن فاطمی سلام الله علیهم اجمعین.
مقام ولایت کلیه و مقام اسماء و صفات خدا، دو رکن اساسی دارد: یک رکن ابتداء و یک رکن انتهاء. رکن ابتداء را تعین محمدی می نامند و رکن انتهاء را تعین فاطمی.
از این رو این فرمایش رسول خدا به امیرالمؤمنین به این نظر است که تو چون حامل ولایت کلیه هستی، من یک رکن و فاطمه هم یک رکن؛ به تفسیر خود امیرالمؤمنین علیه السلام.
🔸در بیان امیرالمؤمنین و در این تعبیر مقام و منزلت فاطمه زهرا سلام الله علیها روشن شد و به خصوص در این فضائل ظاهریه و در این مقامات ظاهریه هم امیرالمؤمنین نشان دادند که فاطمه زهرا حامل آن رکن است به تفسیری که فرمودند.
@AghayedNet
🔹فلما قُبض رسول الله صلی الله علیه و آله قال علی علیه السلام: هذا أحد رکنيّ الذی قال لي رسول الله صلی الله علیه و آله. فلما ماتت فاطمة قال علی علیه السلام: هذا الرکن الثاني الذي قال رسول الله (عن قلیل ینهدّ رکناک.)
(بحارالأنوار، ج43، ص173)
🔹وقتی که حضرت رسول از دنیا رحلت فرمودند امیرالمؤمنین فرمودند این یکی از دو رکن من بود که رسول خدا به من خبر دادند. وقتی که فاطمه زهرا از دنیا رحلت فرمودند، حضرت علی فرمودند: این هم رکن دوم بود که رسول الله فرمودند.
🔸رسول خدا یک رکن و فاطمه زهرا یک رکن دیگر است. و از نظر مرتبه هم معلوم است رکنیت رسول خدا، مرتبه اول و رکنیت فاطمه زهرا رکنیت دوم است. نسبت هر دو مقام به مقام ولایت علوی صلوات الله علیه و سایر معصومین علیهم السلام مقام رکنیت است.
🔸کلمه رکن و اطلاق دو رکن بیان این مطلب است که هر دو برای آن حقیقت کلیه و طیبه محمدیه صلی الله علیه و آله، دو مظهر کلیند اما در اختلاف تعین: تعین محمدی و تعین فاطمی. و تعین محمدی ابتداء آن تعینات است و تعین فاطمی انتهاء آن تعینات.
🔸و ابتداء و انتهاء برای هر شیئی دو حدّی است که شیء به آن حد محدود می شود؛ ابتداء وجود و انتهاء وجود شیء. در رکن بودن، فاطمه و رسول خدا یکسانند. اما مرتبه به این طور است که آن بزرگوار رکن اول و ایشان رکن دوم است.
🔸رسول خدا در این عالم برای حقیقت محمدیه مظهر کلی هستند اما در عنوان و تعین محمدی. و فاطمه زهرا هم از مظاهر کلیه حقیقت محمدیه هستند اما در تعین فاطمی. تعین محمدی ابتداء آن تعینات است و تعین فاطمی انتهاء آن تعینات است.
🔸رکن، ما بِهِ قِوام الشیء است. آنچه که برای وجود هر چیزی پایه است و قوام آن شیء به آن بستگی دارد. مقام ولایت به ابتداء و انتهاء بستگی دارد، یعنی رکن محمدی و رکن فاطمی سلام الله علیهم اجمعین.
مقام ولایت کلیه و مقام اسماء و صفات خدا، دو رکن اساسی دارد: یک رکن ابتداء و یک رکن انتهاء. رکن ابتداء را تعین محمدی می نامند و رکن انتهاء را تعین فاطمی.
از این رو این فرمایش رسول خدا به امیرالمؤمنین به این نظر است که تو چون حامل ولایت کلیه هستی، من یک رکن و فاطمه هم یک رکن؛ به تفسیر خود امیرالمؤمنین علیه السلام.
🔸در بیان امیرالمؤمنین و در این تعبیر مقام و منزلت فاطمه زهرا سلام الله علیها روشن شد و به خصوص در این فضائل ظاهریه و در این مقامات ظاهریه هم امیرالمؤمنین نشان دادند که فاطمه زهرا حامل آن رکن است به تفسیری که فرمودند.
@AghayedNet
AghayedNet
Photo
✔️حجت الاسلام حاج محمدرضا خاخام بزرگ یهود صاحب کتاب پر ارزش رد الیهود، تولدش مقارن سلطنت کریمخان زند(سال ١١٨۵قمری) که در سال١٢٣٧قمری با پیروان و متعلقین خود به اسلام مشرف شد (در زمان فتحعلیشاه قاجار) و درسال ١٢۶۶قمری از دنیا رفت.
🔹مزارش تا مدتها در یتیمخانه مظفری که به دست پسرش اداره میشد قرار داشت تا اینکه یتیمخانه به جای دیگری منتقل شد و آنجا تبدیل به مدرسه شد. از این رو بقایای جسد به مسجد مظفری که در کنار آن بود منتقل شد.
🔸عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اعلی الله مقامه در کتاب مبارک «بشارات» که در آن خبرهای تاریخی مربوط به ولادت رسول خدا صلی الله علیه و آله و رسالت آن حضرت را نقل فرمودهاند، از این شخص و کتاب او یاد کردهاند.
🔸در کتاب «بشارات» میفرمایند: «در کتب معتبره خصوص کتاب اقامةالشهود که اصل آن کتاب از مرحوم میرزا محمد رضای جدیدالاسلام است که قبل از اسلامش مرجع و مقتدای جمیع یهود بوده، مسطور است که... .»
🔸در موضع دیگر فرمودهاند: «و صاحب کتاب اقامة الشهود که یکی از علمای یهود بوده و قبل از اسلام آوردنش مرجع جمیع یهود بوده به تفصیل بیان میکند که... .»
🔹فخرالاسلام شيخ محمدرضا در ابتداء كتابش، چنين خود را معرفی میكند:
«كمترين حقير فقير از سلسله علماء بنیاسرائيل بودم و در ميان ايشان از افاضل و اعيان بودم و همگی علماء بيتالمقدس و ارباب فهم آن طايفه به فضل و تتبع من معترف بودند و در تمام عمر مشغول به تحصيل علوم و مطالعه كتب سماوی و در مقام و متابعت رسوم انبياء سلف و علماء خلف بودم و در آن تجسس و طلب به غير از تميز ميانه حق و باطل اديان و وصول به طريق حق و ايقان مطلبی و مقصودی نداشتم و پيوسته ظهور راه صواب را از مفتحالابواب سائل بودم... .»
🔹اقامة الشهود فی رد الیهود دومین کتاب معروفی است که علماء یهود بر علیه خودشان نوشتهاند. اولین کتابی که یهود در این زمینه نگاشتهاند، کتاب محضر الشهود است که ملااسماعیل یزدی قزوینی آن را نوشته است. و برای نخستین بار کتاب مخفی یهود یا وحی کودک را نقل کرده است.
@AghayedNet
🔹مزارش تا مدتها در یتیمخانه مظفری که به دست پسرش اداره میشد قرار داشت تا اینکه یتیمخانه به جای دیگری منتقل شد و آنجا تبدیل به مدرسه شد. از این رو بقایای جسد به مسجد مظفری که در کنار آن بود منتقل شد.
🔸عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اعلی الله مقامه در کتاب مبارک «بشارات» که در آن خبرهای تاریخی مربوط به ولادت رسول خدا صلی الله علیه و آله و رسالت آن حضرت را نقل فرمودهاند، از این شخص و کتاب او یاد کردهاند.
🔸در کتاب «بشارات» میفرمایند: «در کتب معتبره خصوص کتاب اقامةالشهود که اصل آن کتاب از مرحوم میرزا محمد رضای جدیدالاسلام است که قبل از اسلامش مرجع و مقتدای جمیع یهود بوده، مسطور است که... .»
🔸در موضع دیگر فرمودهاند: «و صاحب کتاب اقامة الشهود که یکی از علمای یهود بوده و قبل از اسلام آوردنش مرجع جمیع یهود بوده به تفصیل بیان میکند که... .»
🔹فخرالاسلام شيخ محمدرضا در ابتداء كتابش، چنين خود را معرفی میكند:
«كمترين حقير فقير از سلسله علماء بنیاسرائيل بودم و در ميان ايشان از افاضل و اعيان بودم و همگی علماء بيتالمقدس و ارباب فهم آن طايفه به فضل و تتبع من معترف بودند و در تمام عمر مشغول به تحصيل علوم و مطالعه كتب سماوی و در مقام و متابعت رسوم انبياء سلف و علماء خلف بودم و در آن تجسس و طلب به غير از تميز ميانه حق و باطل اديان و وصول به طريق حق و ايقان مطلبی و مقصودی نداشتم و پيوسته ظهور راه صواب را از مفتحالابواب سائل بودم... .»
🔹اقامة الشهود فی رد الیهود دومین کتاب معروفی است که علماء یهود بر علیه خودشان نوشتهاند. اولین کتابی که یهود در این زمینه نگاشتهاند، کتاب محضر الشهود است که ملااسماعیل یزدی قزوینی آن را نوشته است. و برای نخستین بار کتاب مخفی یهود یا وحی کودک را نقل کرده است.
@AghayedNet
کتاب محضر الشهود، کتابی دیگر در رد یهود، نوشته حاج بابا قزوینی یزدی
فایل چاپ قدیم کتاب: yon.ir/mahzarshoh
@AghayedNet
فایل چاپ قدیم کتاب: yon.ir/mahzarshoh
@AghayedNet
AghayedNet
🔺کتاب «قرائة فی المخطوطات و الوثائق الأحسائیة» بهزودی منتشر خواهد شد. @AghayedNet
✔️قرائة فی المخطوطات والوثائق الأحسائیة
این کتاب که بهزودی منتشر خواهد شد، با محوریت معرفی بعضی نسخههای خطی و اسناد تاریخیِ مربوط به منطقه احساء است و طبعاً نُسَخ و اسنادی مرتبط با عالم ربانی مرحوم شیخ احمد أحسائی اع و تابعان اندیشه ایشان نیز معرفی شده است.
این کتاب یک مقدمه و چهار فصل دارد. فصل اول گشتی است در مخطوطات و اصطلاحات نسخهشناسی و بررسی مباحثی همچون تقیید، عبارات تملکها، تقریظها و... .همچنین در این فصل به انواع مطالبی که در ابتداء یا انتهاء نُسَخ است، اشاره شده است.
در فصل دوم به کاتبان احسائی اشاره شده و شرح حال برخی به تفصیل آمده است.
فصل سوم، قرائتی است در قیود تملک که در نسخههای احسائی مشاهده میشود. نمونههایی از عبارات تملک بررسی شده است. یکی از موارد، نسخهای از کتاب شرح القصیده، تصنیف عالم ربانی مرحوم سید کاظم رشتی اع است که از این منظر بررسی شده است.
فصل چهارم، قرائتی است در اسناد تاریخیِ احسائی که بعضی از آن مرتبط است با عالم ربانی مرحوم شیخ احمد احسائی اع.
کتاب با ذکر مصادر و مراجع و فهرست کتاب به پایان میرسد.
@AghayedNet
این کتاب که بهزودی منتشر خواهد شد، با محوریت معرفی بعضی نسخههای خطی و اسناد تاریخیِ مربوط به منطقه احساء است و طبعاً نُسَخ و اسنادی مرتبط با عالم ربانی مرحوم شیخ احمد أحسائی اع و تابعان اندیشه ایشان نیز معرفی شده است.
این کتاب یک مقدمه و چهار فصل دارد. فصل اول گشتی است در مخطوطات و اصطلاحات نسخهشناسی و بررسی مباحثی همچون تقیید، عبارات تملکها، تقریظها و... .همچنین در این فصل به انواع مطالبی که در ابتداء یا انتهاء نُسَخ است، اشاره شده است.
در فصل دوم به کاتبان احسائی اشاره شده و شرح حال برخی به تفصیل آمده است.
فصل سوم، قرائتی است در قیود تملک که در نسخههای احسائی مشاهده میشود. نمونههایی از عبارات تملک بررسی شده است. یکی از موارد، نسخهای از کتاب شرح القصیده، تصنیف عالم ربانی مرحوم سید کاظم رشتی اع است که از این منظر بررسی شده است.
فصل چهارم، قرائتی است در اسناد تاریخیِ احسائی که بعضی از آن مرتبط است با عالم ربانی مرحوم شیخ احمد احسائی اع.
کتاب با ذکر مصادر و مراجع و فهرست کتاب به پایان میرسد.
@AghayedNet