💠به مناسبت معرفی کتاب «آیات عتاب الأنبیاء»
🔻تقدیم می شود:
@AghayedNet
✔️ده دلیل بر عدم سهو و نسیانِ انبیاء‌ الهی

🔻و توضیحی درباره «ترک اولی»

🔹پیغمبران باید سهو و نسیان و خطا نداشته باشند به ده دلیل:

۱٫ پیغمبر صفات الهی دارد و سهو و نسیان از صفات الهی نیست

۲٫ پیغمبر مؤید به روح القدس است و سهو و نسیان از صفات روح القدس نیست

۳٫ پیغمبر برای اصلاح خلق فرستاده شده و با سهو و نسیان این مقصود به عمل نمی آید

۴٫ پیغمبر نفس کاملی دارد و قبل از پیغمبری یا در غیر حال ابلاغ نیز سهو و نسیان ندارد

۵٫ سهو و نسیان از صفات بُعد است نه قرب و نبی اگر سهو کند بعید از خداست و رعیت، از شخصِ دور از خدا اخذ دین نمی کنند

۶٫ سهو نکردن انبیا، کامل تر و بهتر است و خدا ترک اولی نکرده است

۷٫ تجویز سهو بر نبی، تجویز صدور همه معاصی بر اوست زیرا در حال سهو می تواند معاصی را مرتکب شود و نفوس از او کبیده خواهد شد

۸٫ نبی باید از همه رعیت کامل تر باشد و رعیت باید از او پیروی کنند. با سهو ونسیان، رعیت دیگر به او اقتدا نمی توانند کنند چراکه محتمل است که سهو کند

۹٫ پیغمبر حرکتی به غیر از امر دین ندارد و همه زندگیش برای تعلیم است: در اقوال و افعال و احوال. پس در هیچ حالی از حالات نباید سهو کند.

٫ ۱۰ پیغمبر کل، واسطه فیض تشریع و تکوین، هر دو، است و فیض اول به او می رسد و از او به خلق. اگر سهو کند، فیض «یاد» در آن ساعت به او نرسیده و به خلق رسیده است و بر این قول، مفاسدی بار می شود.

🔸ترک اولی

و اما ترک اولی که در بعضی فرمایش ها رسیده است، جهاتی دارد که چکیده آن چنین است:

ترک اولی از نظر ظاهر، تجاوز از نیکوتر به نیکو است چراکه این بزرگواران مختارند و انتخاب می کنند.
با این حال، این تجاوز، حکمت ها در آن است چراکه سرچشمه آثاری می شود برای خلق و اولی همین است که ترک اولی کنند و نمی توان گفت مخالف فرمان الهی کرده اند.
و همه این برنامه ها مورد رضای خدا بود چراکه انبیا خلاف رضای الهی انجام نمی دهند. و اینکه گفته شده مؤاخذه می شوند نه عقابی است که گمان می کنیم بلکه منظور اثری است که خدا قرار داده است برای بعضی کارها. از این رو در این بحث کلماتی مثل سوء و مؤاخذه را نباید به ظاهر کلمات گرفت.
عالَم، عالم اعراض است و این برنامه ها یکی از راه های تکامل است مثلا صبر در مصیبت باعث ترقی است. در عالم اعراض راه های ترقی متفاوت است که یکی ترک اولی هاست و صبر کردن بر اثرات آن ها. از نظر ظاهر سوء و عقاب و مؤاخذه است اما از راه غضب خدا نیست و سببی است که باید بیاید تا آن ترقی تحصیل بشود و خدا هم راضی است.
اما از نظر باطن و معنی، اشاره به توقف در امر ولایت است، آن هم نه در اعتقاد، بلکه در عمل کردن به مقتضای آن اعتقاد و گرفتاری آنان هم برای جبران کسر ایشان بوده، مناسب رتبه خودشان.
@AghayedNet
🔺عبارات «معجم الفلاسفة» درباره مرحوم شیخ احمد اَحسائی اع
بدیهی است تعبیر «فرقه الشیخیة» با عنایت به یکی بودن شیخیه و شیعه، تعبیری ناصحیح است؛ چراکه اختلاف در بعضی مباحث نظری موجب «تفرقه» و «فِرقه» نمی گردد.
همچنین عدد آثار ایشان، اعم از رسائل و اجازات، بالغ بر دویست و شصت عنوان است.
@AghayedNet
Forwarded from AghayedNet
رسالة في واضع علم النحو؛ رساله ای در ردّ بر «اعور واسطي» و اثبات اینکه واضع علم نحو، امیرالمؤمنین علیه السلامند. تألیف: شیخ سلیمان ماحوزی. تحقیق: حسن بن علي آل سعيد البحرانی
@AghayedNet
کتابی در اثبات واضع علم نحو بودنِ امیرالمؤمنین علیه السلام، با توجه به منابع اهل سنت
تاريخ نگارش: ١۴۴٠ق
@AghayedNet
Forwarded from AghayedNet
فصل في مبدء علم النحو.pdf
88.4 KB
فرمایش مرحوم‌ حاج محمدکریم کرمانی در کتاب «التذکرة في علم النحو.» ایشان فصلی را درباره مبدء علم نحو اختصاص داده و اثبات فرموده اند واضع علم نحو، امیرالمؤمنینند صلوات الله علیه.
@AghayedNet
✔️مختصری درباره اصطلاح «ملکوت»
در فرمایش‌های بزرگان دین اعلی الله مقامهم

در لینک زیر:
🔻🔻🔻
http://www.aghayed.net/malakout/
أیْنَ الطّالِبُ بِدَمِ الْمَقْتُولِ بِکَرْبَلاءَ
أَیْنَ ابْنُ النَّبِىِّ الْمُصْطَفى
وَ ابْنُ عَلِىٍّ الْمُرْتَضى
وَ ابْنُ فاطِمَةَ الْکُبْرى
@AghayedNet
🔺بیان الحق فی مسئله الخلق
این کتاب در رد کتاب «مناقشة الشیخ الاحسائی فی مفردة الخلق» تنظیم شده است.
گذشته از موضوع اصلی نوشتار، به مباحثی همچون عصمت تبعی و ظلی، علل اربعه، اتهام غلو، ارادة الله، طینت و فاضل طینت اشاره شده است.
این کتاب، صرفاً برای آشنایی متعلمین با آن ارائه می‌گردد.
@AghayedNet
✔️جایگاه معصومین علیهم السلام و فاطمه زهرا سلام الله علیها در تکوین و تشریع

🔸اما بعد فيقول العبد المسكين احمد بن زين الدين

قوله [ای: قول السائل] سلمه الله:

🔸ان مكمّل التكويني لابد ان يكون مكمّل التشريعي و جناب فاطمة عليها السلام مكمّل في التكوين و لم‌ يكن مكمِّلاً في التشريع.

🔸اقول:

🔸ما كلُّ مكمّلٍ في التكوين يكون مكملاً في التشريع و كذلك العكس مثل الخضر و الموسی عليهما السلام فإن خضر عليه السلام كان مكمّلاً في التكوين و لم‌ يكن مكملاً في التشريع و موسی عليه‌ السلام بالعكس.

🔸نعم اذا كان المكمل كليّاً عامّاً اعني أنه إذا كان لجميع ما سوی الله سبحانه يكون مكمّلاً في التكوينات و التشريعات كلها و محمد و آله صلی الله عليه و آله كذلك فكل واحد من الاربعة عشر صلی الله عليه و آله اجمعين علّة لكل شيء فكل واحد منهم علة للوجودَين الوجود التشريعي و الوجود الكوني و للتشريعيَن التشريع الكوني و التشريع الشرعي.

🔸و اما فاطمة صلوات الله عليها فكذلك إلا أنّ الأداء عن الله سبحانه سقط عنها كما سقط الجهاد عن النساء كما هو مقتضی مقامهن اذ من المكلّفين رجال و لايجوز للنساء تبليغهم لوجود المحذور في كثير من الامور.

🔸مع انها محلّ القوّام بذلك عليهم السلام كما يشير اليه قوله تعالی «فيها يفرق كل امر حكيم امراً من عندنا.»

✔️حاصل معنی:

🔹پرسش:

🔹مکمّل در عرصه تکوین، باید در عرصه تشریع نیز مکمل باشد و فاطمه سلام الله علیها در تکوین مکمل است و در تشریع مکمل نیستند.

🔹پاسخ:

🔹 نه هرچه در تکوین مکمل است در تشریع نیز مکمل است. و برعکس نیز چنین است؛ همچون خضر و موسی علیهماالسلام. چه اینکه خضر علیه السلام در تکوین مکمل بود و در تشریع مکمل نبود و موسی علیه السلام برعکس.

🔹بله، اگر مکمل کلی و عام باشد، یعنی مکمل برای همه ما سوی الله باشد، در همه تکوینات و تشریعات مکمل خواهد بود و محمد و آل او صلی الله علیه و آله چنینند.

🔹پس هر یک از چهارده نفر صلی الله علیه و آله اجمعین، برای هر چیزی علّتند. پس هر کدام از ایشان علتند برای دو وجود؛ وجود تشریعی و وجود تکوینی و علتند برای دو تشریع، تشریع تکوینی و تشریعِ شرعی.

🔹و فاطمه زهرا سلام الله علیها نیز چنین است مگر آنکه اَداء و رسانیدن از جانب خداوند از او ساقط شده است همان گونه که جهاد از زنان ساقط است چه اینکه مقتضای مقام زنان چنین است. چراکه میان مکلفین، مردانند و جایز نیست که زنان برای ایشان تبلیغ کنند به علت وجود موانع در بسیاری از امور.

🔹گذشته از آنکه زهرا سلام الله علیها محلّ قائمان به تبلیغ است علیهم السلام، چنانکه به این مطلب اشاره دارد آیه شریفه «فِیها یُفرَقُ کُلُّ أمرٍ حَکیم أمراً مِن عِندِنا.»
@AghayedNet
✔️مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی:

🔸قبر حضرت فاطمه زهرا عَلَيها وَ عَلی اَبِيها وَ بَعلِها وَ بَنِيهَا السّلام در خانه او است.

🔸و چون بنى ‏اميّه مسجد را وسعت دادند، خانه او در مسجد واقع شد و در نزديکى باب جبرئيل واقع است و حضرت امير صلوات اللّه عليه آن را مخفى داشت که مبادا منافقين آن را نبش کنند که بر آن حضرت نماز کنند و به موجب وصيت خود او راضى نبود که منافقين بر او نماز کنند.

🔸و زيارت آن حضرت اين است که بگويند:

يا مُمْتَحَنَةُ امْتَحَنَکِ الَّذى خَلَقَکِ قَبْلَ اَنْ يَخْلُقَکِ فَوَجَدَکِ لِمَا امْتَحَنَکِ صابِرَةً وَ زَعَمْنا اَنّا لَکِ اَوْلِياءُ وَ مُصَدِّقُونَ وَ صابِرُونَ لِکلِّ ما اَتانا بِه اَبُوکِ صَلَّی اللّهُ عَلَيْهِ وَ الِه وَ اَتی بِه وَصِيُّهُ فَاِنّا نَسْأَلُک اِنْ کنّا صَدَّقْناک اِلاّ اَلْحَقْتنا بِتَصديقِنا لَهُما لِنُبَشِّرَ اَنْفُسَنا بِاَنّا قَدْ طَهُرْنا بِوِلايَتِک.
چنانکه در احادیث وارد شده و بسیاری از فقهاء فتوا به آن داده اند و خلافی در اصل زیارت آن حضرت نیست.
@AghayedNet
Forwarded from AghayedNet
✔️چرا مثبت نوشتن درباره شیخیه، شجاعت می خواهد؟

یاد نکردن از جریان شیخیه در کتاب های مرتبط، باعث شگفتی اهل فن است.
متأسفانه بارها در کتب متعدد دیده شده است که مؤلف این خلأ را در کتاب خود تحمل کرده و سیر تاریخی و بحثیِ کتاب را ناقص کرده است و با این حال به بررسی این اندیشه نپرداخته است. به راستی این خودسانسوری به چه علت است؟

🔻ادامه در لینک زیر:

http://www.aghayed.net/mosbatneveshtan/
🔺در بابِ نسب مرحوم شیخ احمد أحسائی أع به نقل از مواعظ مرحوم حاج سید کاظم رشتی أع؛

🌷في نسب المرحوم الشیخ أحمد الأحسائی أع

یقول تلمیذه المرحوم السید کاظم الرشتی أع:
قال الشیخ: رأیت في المنام سلیمان بن داود و هو خاطبنی یابن خلیفة رسول الله. علمت أن مراده لیس من جهة العلم؛ فتفحصت و وجدت أن جدّ أمی کان من السادات. إنتهی (من مواعظ السید أع التی عثرنا علیها أخیرا.)

از اين بود که جناب شيخ فرمود که من در خواب ديدم سليمان بن داود را که خطاب کرد به من يابن خليفة رسول الله و دانستم که حضرت سليمان مرادش از جهت علم نبود پس چون بيدار شدم تفحص کردم ديدم که جد مادرم از سادات بوده است انتهی.
@AghayedNet
✔️تأملی بر تعبیر «ماده علم»

در لینک زیر:
🔻🔻🔻
http://www.aghayed.net/maaddeh/
Forwarded from AghayedNet
فرازی از رساله اسحاقیه؛
نگاشته مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی أع
@AghayedNet
Forwarded from AghayedNet
✔️توضیحِ جایگاهِ استفاده از «دلیل عقلی» و «دلیل تعبّدی»

از رساله: اسحاقیه
نگاشته: مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی

🔹پس چون يافتيد به بيانى كه گذشت كه پيغمبر آخرالزمان صلى الله عليه وآله بر حق و باحق بود و اوصياى معروف او همه برحق و باحق بودند و حق بر گِرد ايشان دور مى‏ زد و ايشان برگرد حق دور زدند به طور يقين عقلى و كسانى كه به ايشان ايمان نياوردند بر باطل بودند و هستند به «دليل عقلى يقينى» به طوريكه گذشت نه به تعبّد؛

🔹چرا كه «دليل تعبّدى» در اصل اختيار دين و مذهب دليل كفّار و منافقين است كه گفتند: «انّا وجدنا آباءنا على امة و انّا على آثارهم مهتدون» و خداوند عالم جل‏ شأنه ايشان را به قول خود ردّ فرمود كه «اَ وَ لو كان آباؤهم لايعقلون شيئاً و لايهتدون.»

🔹و «دليل تعبّدى» جاى آن بعد از آن است كه به «دليل عقلى يقينى» ثابت شود حقّيت حجتى، پس بعد از ثبوت حجيت او به «دليل عقل»، آنگاه اگر آن حجت امرى و نهيى كرد و مَحجوجين راه حُسن و قُبح امر مخصوصى را ندانند، سهل است؛ پس بايد تعبّداً به امر حجّت ثابت يقينى به دليل عقل، عمل كنند و همچنين بايد تعبّداً از منهيات او احتراز كنند.
@AghayedNet
✔️مرحوم شیخ احمد اَحسائی و مسئله حمله داودپاشا به کربلا

🔻اخیراً در فضای مجازی، متنی با موضوعِ فوق، منتشر شده است. ابتدا متن مذکور را نقل کرده و سپس پاسخ را ارائه خواهیم کرد:

ـــــــــــــــــــــــــــ
شیخ احسایی و تخریب کربلا
📜 شیخ احمد احسائی، در مهم‌ترین اثرِ خویش، یعنی شرح زیارت جامعۀ کبیره، معاویه، ابوبکر، عمر و... را کافر شمرده، که هیچ اعتقادی به توحید، نبوت و معاد نداشته‌اند. شیخ در کتاب خویش می‌نویسد: «آنها صریحاً وحدانیت خدا، نبوت محمّد (صلّی الله علیه و آله) و معاد را انکار می‌کردند».
⭕️ عده‌ای از مردم عراق، وقتی از این عمل شیخ مطلع شدند، آن کتاب را نزد حاکم بغداد، داود پاشا، بردند و گفتند: «شیخ احمد، مذمّت خلفا را کرده و قدح در ابوبکر، عمر و عثمان می‌کند».
📖 داود پاشا هم که از کشتن و مجازات بیمی نداشت و نسبتِ به شیعیان بدبین بود، فردی را مأمور کرد، تا با قوای خویش، کربلا را محاصره و آنجا را به خاک و خون کشد. در پی این دستور و در سال 1241 ه.ق. کربلا محاصره و شیعیان آنجا به شدت سرکوب و مراکز دینی تخریب و مزارع کشاورزی مردم نابود شدند، به‌طوری‌که مردم با خوردن تخم پنبه خود را از مرگ نجات می‌دادند. حتی لشکریان دشمن، به حرمین شریفین نیز رحم نکردند و آنجا را به توپ و گلوله بستند.
📕 مدینة الحسین، محمد‌حسن آل کلیدار؛ به نقل از: شیخیه زمینه ساز بابیه، سید محمد حسین فقیه ایمانی، ص 67-68، انتشاراتی راه نیکان، تهران، 1389. 📕
کانال ادیان فرق و مذاهب

ـــــــــــــــــــــــــــ

✔️پاسخ:

🔸این مطلب، به جای آنکه مذمت مرحوم شیخ اَحسائی باشد، مذمت و توبیخ و قدحِ کسانی است که کتاب و نوشته ایشان را به داود باشا نشان دادند!

🔸اینکه در متن فوق نوشته شده «عده ای از مردم عراق» منظور جز افرادی هستند که به ظاهر شیعه بودند و دشمنی با شیخ احسا داشتند و خواستند ضد این شخصیت سعایت کنند؟!

🔸کدام شیعه معاویه را خوب می داند و اعمال ظالمانه وی را چشم پوشی می کند که شیخ اَحسائی چنین کند؟ و کدام شیعه نظر مساعد به ابوبکر و عمر دارد که شیخ احسائی داشته باشد؟

🔸و آن سه نقطه بعد از کلمه عمر، شاید منظورش یزید بوده است! و کدام شیعه و سنی یزید را خوب می داند که شیخ احسائی خوب بداند؟!

🔸و مگر فقط ایشان در کتاب خود از این گونه افراد مذمت کرده اند؟ کتب علماء شیعه مشحون به این مثالب است.

🔸و همین نقلی هم که در کتاب شرح الزیاره آمده است، روايتی است که مرحوم سيد هاشم توبلی بحرانی در كتاب معالم الزلفی نقل می كند مشهور به نقل دیک الجن که متن آن را نقل خواهیم کرد... .

🔸پس مقصر ماجرا این توطئه کننده ها بودند؛ نه آن بزرگوار که در کتاب خود نقلی کرده است.

🔸و چطور شد کتاب شرح الزیاره را بردند و کتاب معالم الزلفی را نبردند... تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل.

🔸و اگر می دانستند در پی سعایت ایشان چه جنایتی رخ خواهد داد، شاید دست از دشمنی بر می داشتند.

🔸🔸مرحوم حاج محمدکریم کرمانی، در کتاب هدایة الطالبین به همین جریان اشاره می فرماید و متن آن بخش را به پیوست نقل خواهیم کرد.

🔹گذشته از آنکه نه کانال «اديان فرق و مذاهب» (منتشرکننده این مطلب) و نه کتب منتشره توسط انتشارات راه نيکان، و نه سيد محمدحسين مصطفی کليددار آل طعمه نويسنده مدينة الحسين، هيچ کدام در مباحث تاريخی اختلافی شايسته اعتماد مطلق نيستند و منقولات آنها بايد در بوته تدقيق و بررسي محک بخورد.

🔹چرا که محمد حسين کليددار در اوساط فرهنگی کربلائی ها به بی مبالاتی در نقل و جعل و تغيير برخی حوادث و وقايع متهم بوده است و در سيره عرفی زندگی خود هم چندان تقيدی به ظاهر شريعت نداشته. اين نکته از برخی علماء معمر و نويسندگان معاصر کربلا (امثال جناب رياض طاهر و جناب سلمان هادی آل ظعمه) بلاواسطه شنيده شده است.

🔹و گذشته از آنکه به اصل کتاب «مدینة الحسین» مراجعه شد. معلوم شد در نقل از آن کتاب، تصرفات و تغییراتی رخ داده است.

🔹کلیددار از ارائه کتاب شيخ اع به داود پاشا توسط اهالی کربلا چيزی نمی نويسد. البته می‌ نویسد داودپاشا به کتاب شرح الزیاره آگاهی داشته؛ ولی چگونه؟ از بيان آن ساکت است. در هر حال نسبت وارد شده به کتاب مدينة الحسين صحيح نيست.

🔹در مجموع نظر کليددار درباره علت حمله به کربلا، تمرد اهالی کربلا و قتل والی منسوب از جانب حکومت مرکزی بوده و تلاش برای تحت سيطره در آوردن کربلا؛ نه آنچه که گفته شده از شيخ مرحوم و مطالب کتاب ایشان مکدر بوده است. به تعبیر دیگر کدورت وی از کتاب شرح الزیاره، علتِ تامه حمله به کربلا نبوده است.
@AghayedNet