✔️ معرفی نسخه ای از کتاب مبارک «شرح الفوائد»
🔷مرحوم عالم ربانی شیخ احمد احسائی أعلی اللهُ درجتَه در سال ۱۲۳۳ق کتاب شرح فوائدِ خود را به جامعه شیعه عرضه کردند.
🔶این کتاب، بیان اصول فلسفی آن بزرگوار است و در اصل دوازده فائده بوده که بعد نیز چند فائده دیگر را اضافه کرده اند. سپس کسی از ایشان تقاضا می کند که آن را شرح بفرمایند و شرح فرموده اند و نام آن را «شرح الفوائد» گذارده اند.
🔷در نسخه ای از این کتاب در کتابخانه ملی (شماره بازیابی۱۸۴ع) کاتب چنین مینگارد :
الی هنا انتهی شرح هذه الفوائد اللیلة التاسعة من شهر شوال سنه ثلاث و ثلاثین بعد الماتین و الالف من الهجرة النبویة بقلم مؤلفه مد ظله العالی و حرر فی شهر جمادیالثانی فی سنه ۱۲۳۶. قوبلت هذه النسخة الشریفة .
🔶امتیاز و خصوصیت این نسخه این است که در زمان حیات مصنف اعلی الله مقامه و سه سال پس از تصنیف کتابت و مقابله شده است .
🔷خاندان شوشتری این نسخه را به کتابخانه ملی اهدا کرده اند.
🔶مشخصات ظاهری:
۱۸۶برگ
۱۷سطر
اندازه سطرها:۹۰ × ۱۵۰
قطع : ۱۴۷ × ۲۰۳
نوع خط: نسخ
نوع کاغذ: فرنگی نخودی
@AghayedNet
🔷مرحوم عالم ربانی شیخ احمد احسائی أعلی اللهُ درجتَه در سال ۱۲۳۳ق کتاب شرح فوائدِ خود را به جامعه شیعه عرضه کردند.
🔶این کتاب، بیان اصول فلسفی آن بزرگوار است و در اصل دوازده فائده بوده که بعد نیز چند فائده دیگر را اضافه کرده اند. سپس کسی از ایشان تقاضا می کند که آن را شرح بفرمایند و شرح فرموده اند و نام آن را «شرح الفوائد» گذارده اند.
🔷در نسخه ای از این کتاب در کتابخانه ملی (شماره بازیابی۱۸۴ع) کاتب چنین مینگارد :
الی هنا انتهی شرح هذه الفوائد اللیلة التاسعة من شهر شوال سنه ثلاث و ثلاثین بعد الماتین و الالف من الهجرة النبویة بقلم مؤلفه مد ظله العالی و حرر فی شهر جمادیالثانی فی سنه ۱۲۳۶. قوبلت هذه النسخة الشریفة .
🔶امتیاز و خصوصیت این نسخه این است که در زمان حیات مصنف اعلی الله مقامه و سه سال پس از تصنیف کتابت و مقابله شده است .
🔷خاندان شوشتری این نسخه را به کتابخانه ملی اهدا کرده اند.
🔶مشخصات ظاهری:
۱۸۶برگ
۱۷سطر
اندازه سطرها:۹۰ × ۱۵۰
قطع : ۱۴۷ × ۲۰۳
نوع خط: نسخ
نوع کاغذ: فرنگی نخودی
@AghayedNet
🔺کتاب تازه منتشر شده الإحتفاء بذکری الشيخ الأوحد، نگاشته دکتر مشیخص
بررسی دیدگاه های مرحوم شیخ احمد اَحسائی اع در امام شناسی ضمن یازده محور
@AghayedNet
بررسی دیدگاه های مرحوم شیخ احمد اَحسائی اع در امام شناسی ضمن یازده محور
@AghayedNet
🔺رسائلی از عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اعلی الله مقامه که در ماه جُمادَی الاُولی (در سال های مختلف) نگارش آن به پایان رسیده است.
@AghayedNet
@AghayedNet
🔺آل عصفور .. أُسرة حكمت الخليج مئة وخمسين عاماً، خالد النزر، المؤسسة العربية للدراسات - بيروت، الطبعة الأولى - 2005م
میان خاندان آل عصفور و مرحوم شیخ احمد احسائی اع ارتباطات و مراوداتی بوده است. از جمله شیخ حسین آل عصفور به این بزرگوار اجازه داده است و احمد بن محمد آل عصفور از ایشان اع اجازه گرفته است.
همچنین در زمان حضور در احساء مناظرات و مباحثاتی با بزرگ اخباری ها، شیخ محمد بن شیخ حسین آل عصفور و برادران و فرزندان او داشتند. خود ایشان در شرح حال خود میفرماید: «و لقد کان بینی و بین الشیخ محمد بن الشیخ حسین بن عصفور البحرانی رحمهم الله بحث کثیر و اکثر الإنکار علیّ ثم انصرفنا.»
پیش از این، در مقاله «درآمدی بر میراث بحرینی عالم ربانی مرحوم شیخ احمد احسائی اع» به مباحثی در این باره اشاره کرده ایم.
@AghayedNet
میان خاندان آل عصفور و مرحوم شیخ احمد احسائی اع ارتباطات و مراوداتی بوده است. از جمله شیخ حسین آل عصفور به این بزرگوار اجازه داده است و احمد بن محمد آل عصفور از ایشان اع اجازه گرفته است.
همچنین در زمان حضور در احساء مناظرات و مباحثاتی با بزرگ اخباری ها، شیخ محمد بن شیخ حسین آل عصفور و برادران و فرزندان او داشتند. خود ایشان در شرح حال خود میفرماید: «و لقد کان بینی و بین الشیخ محمد بن الشیخ حسین بن عصفور البحرانی رحمهم الله بحث کثیر و اکثر الإنکار علیّ ثم انصرفنا.»
پیش از این، در مقاله «درآمدی بر میراث بحرینی عالم ربانی مرحوم شیخ احمد احسائی اع» به مباحثی در این باره اشاره کرده ایم.
@AghayedNet
Forwarded from AghayedNet
کتابی در اثبات برتری حضرت زینب سلام الله علیها بر حضرت مریم
دار المحجة البیضاء
انتشار ۲۰۱۶م، ۳۴۵ص
@AghayedNet
دار المحجة البیضاء
انتشار ۲۰۱۶م، ۳۴۵ص
@AghayedNet
Forwarded from AghayedNet
🌷از فرمایش های مکتبی
زینب کبری سلام الله علیها نقيبه کليه است. گذشته از آن به مانندش بعد از زهرا نيامده است. اين بيان آقای شریف طباطبائی اع است. فرمود بعد از زهرا به مانند زينب نبوده و نه هم خواهد آمد؛ نقيبه کليه. مثل ندارد بعد از زهرا، نظير ندارد بعد از زهرا، نقيبه کليه است.
در مقام حسب و نسبش اگر نگاه کنيم، هيچ نقيبی حتی هيچ نبی ای حسب و نسب زينب را ندارد. کدام پيغمبر جدی به مانند رسول خدا، پدری به مانند اميرالمؤمنين، مادری به مانند فاطمه دارد؟ کدام نبی؟ تا چه برسد به نقيب؟ اگر بگوييد حضرت اباالفضل معلوم است مادرش امالبنين بود و مادر زينب، زهرا سلام الله علیها. اگر بگوييد علی اکبر، فرزند امام حسين علیه السلام بودند و زينب، فرزند اميرالمؤمنين و فرزند فاطمه زهرا سلام الله علیهما. ديگر خودتان مطالعه کنيد در حسب و نسبِ اين بزرگوار.
اگر علم و معرفتش را بگوييد که امام سجاد، امام معصوم، شهادت داد که ای عمه تو عالمه ای هستی که بدون تعلم، علم داری. اين معرفت و رتبه اش. تو فهمیده ای هستی که بدون اينکه کسی به تو بفهماند. تو طينتت، طينتت فهم است؛ طينتت، علم است؛ طينتت، معرفت و نور است.
@AghayedNet
زینب کبری سلام الله علیها نقيبه کليه است. گذشته از آن به مانندش بعد از زهرا نيامده است. اين بيان آقای شریف طباطبائی اع است. فرمود بعد از زهرا به مانند زينب نبوده و نه هم خواهد آمد؛ نقيبه کليه. مثل ندارد بعد از زهرا، نظير ندارد بعد از زهرا، نقيبه کليه است.
در مقام حسب و نسبش اگر نگاه کنيم، هيچ نقيبی حتی هيچ نبی ای حسب و نسب زينب را ندارد. کدام پيغمبر جدی به مانند رسول خدا، پدری به مانند اميرالمؤمنين، مادری به مانند فاطمه دارد؟ کدام نبی؟ تا چه برسد به نقيب؟ اگر بگوييد حضرت اباالفضل معلوم است مادرش امالبنين بود و مادر زينب، زهرا سلام الله علیها. اگر بگوييد علی اکبر، فرزند امام حسين علیه السلام بودند و زينب، فرزند اميرالمؤمنين و فرزند فاطمه زهرا سلام الله علیهما. ديگر خودتان مطالعه کنيد در حسب و نسبِ اين بزرگوار.
اگر علم و معرفتش را بگوييد که امام سجاد، امام معصوم، شهادت داد که ای عمه تو عالمه ای هستی که بدون تعلم، علم داری. اين معرفت و رتبه اش. تو فهمیده ای هستی که بدون اينکه کسی به تو بفهماند. تو طينتت، طينتت فهم است؛ طينتت، علم است؛ طينتت، معرفت و نور است.
@AghayedNet
🔺صورة الطف فی شعر الشيخ الأوحد الأحسائی؛ دراسة فی جمالیات التشکیل
کتاب تازه منتشر شده؛ پژوهشی درباره مراثی مرحوم شیخ احمد أحسائی اع (دوازده قصیده)، نوشته استاد ادبیات عربی دانشگاه بصره دکتر علی مجید البدیری.
@AghayedNet
کتاب تازه منتشر شده؛ پژوهشی درباره مراثی مرحوم شیخ احمد أحسائی اع (دوازده قصیده)، نوشته استاد ادبیات عربی دانشگاه بصره دکتر علی مجید البدیری.
@AghayedNet
Forwarded from AghayedNet
▪️قال الإمام الحسن العسکری علیه السلام:
اَلّلهُمَ صَلّ عَلَی الصّدیقَة فاطِمَة الزّکیّة حَبیبَةِ حَبیبِکَ وَ نَبیّک وَ اُمِّ اَحِبّائِکَ وَ اَصفِیائِک
@AghayedNet
اَلّلهُمَ صَلّ عَلَی الصّدیقَة فاطِمَة الزّکیّة حَبیبَةِ حَبیبِکَ وَ نَبیّک وَ اُمِّ اَحِبّائِکَ وَ اَصفِیائِک
@AghayedNet
✔️درنگی درباره موردی از استعمال استعاذه (نعوذ بالله)
🔻در کلمات علماء و اهل معرفت
🔹گاهی در تعبیرات علماء مکتبی و بزرگان دیده میشود که که در مواضعی از ایندست، تعبیر «نعوذ بالله» را به کار بردهاند. مثلاً میفرمایند: خدا نعوذ بالله جسم نیست.
🔸اینگونه تعبیرات از بزرگان و اهل معرفت که نوعاً مرسوم است و به حسب ظاهر و از دیدِ ظاهر، بدون مناسبت و میتوان گفت بیجاست؛ زیرا در این نوع موارد منظور اصلی نفی آن نسبتی است که شایسته خداوند متعال یا اهل عصمت و طهارت علیهمالسلام نیست و از این جهت گفتن یا نوشتن استعاذه (العیاذ بالله، اعوذ بالله، نعوذ بالله، استعیذ بالله، نستعیذ بالله) مناسبت ندارد و بیجا دیده میشود.
🔹آری؛ اگر کسی توهم خلاف شئون درباره ایشان نماید باید استغفار نماید و به خداوند متعال پناه ببرد و از این عباراتِ استعاذه بنویسد یا بگوید؛ تا چه رسد به اثبات آن یا تصور امکانِ اولیِ آن درباره ایشان.
🔸بنابراین اگر در فرمایشهای بزرگان و اهل معرفت اینگونه موارد دیده میشود، باید بدانیم از این باب نیست که از تصور امکان اولیِ آن و نفی آن متصوَّر، به خداوند پناه بردهاند؛
🔹بلکه نظر به اینکه مخاطبان ایشان نوعاً عوام یا اشخاص مبتدی یا متوسط بودهاند و آنان از جهت قصور فکری و جهالت و مأنوس بودن با این عرصه نقصان، نفی را فرع اثبات میدانند و ابتداءً به حسب عادت اثبات و امکان آن خلاف را برای خداوند یا اهل عصمت علیهمالسلام تصور میکنند، فوراً این عبارات استعاذه را میفرمایند که مخاطبان خود را متذکر سازند و اذهان آنان را از تصور امکان آن خلاف نسبت به خداوند یا اهل عصمت علیهمالسلام حفظ نمایند؛
🔸زیرا خود ایشان آن اموری را که از خداوند متعال یا از اهل عصمت علیهمالسلام در هر مرتبهای از مراتب نوری نفی میکنند که بر خلاف شئونِ الوهیت خداوند یا بر خلاف عصمت و طهارت اهل عصمت و طهارت میباشد – در هر درجهای از عصمت- نه تنها امکان آنها را تصور نمینمایند؛
🔹بلکه آنها را محال میدانند و هیچگاه برای آن بزرگواران چنین توهمهای نابهجا و ناشایست پیش نمیآید تا به استعاذه متمسک شوند؛
🔸ولی برخی از جهال قیاس به نفوس خود نموده و با استشهاد به فرمایشهای ایشان و پارهای عرفانبافیها، میخواهند تصور و توهم خود را که برخلاف عقاید حقه و صریح فرمایش خداوند متعال است تصحیح نمایند که باید به آنها گفت: «کار نیکان را قیاس از خود مگیر» زیرا بدیهی است اموری که از خداوند متعال نفی میشود و خلاف شئون الوهیت است، محال میباشد و هیچ موحدی امکان آن را برای خداوند تصور و توهم نمینماید تا در مقام استعاذه برآید و به خداوند پناه ببرد.
🔹و اما درباره اهل عصمت و طهارت علیهمالسلام هم آنچه نفی میشود در هر مرتبهای از مراتب نوری و در هر درجهای از درجات عصمت و طهارت، خلاف شئون ایشان بوده و با عصمت و طهارت ایشان سازش ندارد و برای ایشان ممکن نیست بماند که محال است و تصور و توهم امکان آن برای ایشان از عارف به مقام ایشان و آگاه از حقایق امور و سِر آفرینش و حکمت الهی در نظام مراتب تکوین و عالم وجود سر نمیزند تا به استعاذه از آن تصور و توهم نیازمند باشد و در نزد محال بودن آن امور منفی برای ایشان روشنتر از روشنایی روز است.
🔸و کفایت میکند در این مطلب آیه مبارکه «و جعلنا بینهم و بین القری التی بارکنا فیها قری ظاهرة و قدرنا فیها السیر سیروا فیها لیالی و ایاماً آمنین» که بخش آخر این آیه مبارکه در محال بودنِ خلاف عصمت «قرای ظاهره» (در حوزه عصمت هر مرتبهای از ایشان) صراحت دارد و تصور و توهم امکان خلاف عصمت از هر مرتبهای از ایشان از جهالت و نقصان عقیده و عدم معرفت به ایشان است.
@AghayedNet
🔻در کلمات علماء و اهل معرفت
🔹گاهی در تعبیرات علماء مکتبی و بزرگان دیده میشود که که در مواضعی از ایندست، تعبیر «نعوذ بالله» را به کار بردهاند. مثلاً میفرمایند: خدا نعوذ بالله جسم نیست.
🔸اینگونه تعبیرات از بزرگان و اهل معرفت که نوعاً مرسوم است و به حسب ظاهر و از دیدِ ظاهر، بدون مناسبت و میتوان گفت بیجاست؛ زیرا در این نوع موارد منظور اصلی نفی آن نسبتی است که شایسته خداوند متعال یا اهل عصمت و طهارت علیهمالسلام نیست و از این جهت گفتن یا نوشتن استعاذه (العیاذ بالله، اعوذ بالله، نعوذ بالله، استعیذ بالله، نستعیذ بالله) مناسبت ندارد و بیجا دیده میشود.
🔹آری؛ اگر کسی توهم خلاف شئون درباره ایشان نماید باید استغفار نماید و به خداوند متعال پناه ببرد و از این عباراتِ استعاذه بنویسد یا بگوید؛ تا چه رسد به اثبات آن یا تصور امکانِ اولیِ آن درباره ایشان.
🔸بنابراین اگر در فرمایشهای بزرگان و اهل معرفت اینگونه موارد دیده میشود، باید بدانیم از این باب نیست که از تصور امکان اولیِ آن و نفی آن متصوَّر، به خداوند پناه بردهاند؛
🔹بلکه نظر به اینکه مخاطبان ایشان نوعاً عوام یا اشخاص مبتدی یا متوسط بودهاند و آنان از جهت قصور فکری و جهالت و مأنوس بودن با این عرصه نقصان، نفی را فرع اثبات میدانند و ابتداءً به حسب عادت اثبات و امکان آن خلاف را برای خداوند یا اهل عصمت علیهمالسلام تصور میکنند، فوراً این عبارات استعاذه را میفرمایند که مخاطبان خود را متذکر سازند و اذهان آنان را از تصور امکان آن خلاف نسبت به خداوند یا اهل عصمت علیهمالسلام حفظ نمایند؛
🔸زیرا خود ایشان آن اموری را که از خداوند متعال یا از اهل عصمت علیهمالسلام در هر مرتبهای از مراتب نوری نفی میکنند که بر خلاف شئونِ الوهیت خداوند یا بر خلاف عصمت و طهارت اهل عصمت و طهارت میباشد – در هر درجهای از عصمت- نه تنها امکان آنها را تصور نمینمایند؛
🔹بلکه آنها را محال میدانند و هیچگاه برای آن بزرگواران چنین توهمهای نابهجا و ناشایست پیش نمیآید تا به استعاذه متمسک شوند؛
🔸ولی برخی از جهال قیاس به نفوس خود نموده و با استشهاد به فرمایشهای ایشان و پارهای عرفانبافیها، میخواهند تصور و توهم خود را که برخلاف عقاید حقه و صریح فرمایش خداوند متعال است تصحیح نمایند که باید به آنها گفت: «کار نیکان را قیاس از خود مگیر» زیرا بدیهی است اموری که از خداوند متعال نفی میشود و خلاف شئون الوهیت است، محال میباشد و هیچ موحدی امکان آن را برای خداوند تصور و توهم نمینماید تا در مقام استعاذه برآید و به خداوند پناه ببرد.
🔹و اما درباره اهل عصمت و طهارت علیهمالسلام هم آنچه نفی میشود در هر مرتبهای از مراتب نوری و در هر درجهای از درجات عصمت و طهارت، خلاف شئون ایشان بوده و با عصمت و طهارت ایشان سازش ندارد و برای ایشان ممکن نیست بماند که محال است و تصور و توهم امکان آن برای ایشان از عارف به مقام ایشان و آگاه از حقایق امور و سِر آفرینش و حکمت الهی در نظام مراتب تکوین و عالم وجود سر نمیزند تا به استعاذه از آن تصور و توهم نیازمند باشد و در نزد محال بودن آن امور منفی برای ایشان روشنتر از روشنایی روز است.
🔸و کفایت میکند در این مطلب آیه مبارکه «و جعلنا بینهم و بین القری التی بارکنا فیها قری ظاهرة و قدرنا فیها السیر سیروا فیها لیالی و ایاماً آمنین» که بخش آخر این آیه مبارکه در محال بودنِ خلاف عصمت «قرای ظاهره» (در حوزه عصمت هر مرتبهای از ایشان) صراحت دارد و تصور و توهم امکان خلاف عصمت از هر مرتبهای از ایشان از جهالت و نقصان عقیده و عدم معرفت به ایشان است.
@AghayedNet
🔺کتاب «آیات عتاب الأنبیاء فی القرآن الکریم»
فصل اول: دلالتهای عتاب در لغت و استعمال قرآن و میراث اسلامی؛
فصل دوم: نمونههایی از آیات عتاب در قرآن کریم؛
فصل سوم: عصمت انبیاء علیهمالسلام و مسئله عتاب
@AghayedNet
فصل اول: دلالتهای عتاب در لغت و استعمال قرآن و میراث اسلامی؛
فصل دوم: نمونههایی از آیات عتاب در قرآن کریم؛
فصل سوم: عصمت انبیاء علیهمالسلام و مسئله عتاب
@AghayedNet
AghayedNet
🔺کتاب «آیات عتاب الأنبیاء فی القرآن الکریم» فصل اول: دلالتهای عتاب در لغت و استعمال قرآن و میراث اسلامی؛ فصل دوم: نمونههایی از آیات عتاب در قرآن کریم؛ فصل سوم: عصمت انبیاء علیهمالسلام و مسئله عتاب @AghayedNet
@AghayedNet_آیات عتاب الانبیاء.pdf
1.4 MB
🔺فایل کتاب آیات عتاب الانبیاء
@AghayedNet
@AghayedNet
✔️ده دلیل بر عدم سهو و نسیانِ انبیاء الهی
🔻و توضیحی درباره «ترک اولی»
🔹پیغمبران باید سهو و نسیان و خطا نداشته باشند به ده دلیل:
۱٫ پیغمبر صفات الهی دارد و سهو و نسیان از صفات الهی نیست
۲٫ پیغمبر مؤید به روح القدس است و سهو و نسیان از صفات روح القدس نیست
۳٫ پیغمبر برای اصلاح خلق فرستاده شده و با سهو و نسیان این مقصود به عمل نمی آید
۴٫ پیغمبر نفس کاملی دارد و قبل از پیغمبری یا در غیر حال ابلاغ نیز سهو و نسیان ندارد
۵٫ سهو و نسیان از صفات بُعد است نه قرب و نبی اگر سهو کند بعید از خداست و رعیت، از شخصِ دور از خدا اخذ دین نمی کنند
۶٫ سهو نکردن انبیا، کامل تر و بهتر است و خدا ترک اولی نکرده است
۷٫ تجویز سهو بر نبی، تجویز صدور همه معاصی بر اوست زیرا در حال سهو می تواند معاصی را مرتکب شود و نفوس از او کبیده خواهد شد
۸٫ نبی باید از همه رعیت کامل تر باشد و رعیت باید از او پیروی کنند. با سهو ونسیان، رعیت دیگر به او اقتدا نمی توانند کنند چراکه محتمل است که سهو کند
۹٫ پیغمبر حرکتی به غیر از امر دین ندارد و همه زندگیش برای تعلیم است: در اقوال و افعال و احوال. پس در هیچ حالی از حالات نباید سهو کند.
٫ ۱۰ پیغمبر کل، واسطه فیض تشریع و تکوین، هر دو، است و فیض اول به او می رسد و از او به خلق. اگر سهو کند، فیض «یاد» در آن ساعت به او نرسیده و به خلق رسیده است و بر این قول، مفاسدی بار می شود.
🔸ترک اولی
و اما ترک اولی که در بعضی فرمایش ها رسیده است، جهاتی دارد که چکیده آن چنین است:
ترک اولی از نظر ظاهر، تجاوز از نیکوتر به نیکو است چراکه این بزرگواران مختارند و انتخاب می کنند.
با این حال، این تجاوز، حکمت ها در آن است چراکه سرچشمه آثاری می شود برای خلق و اولی همین است که ترک اولی کنند و نمی توان گفت مخالف فرمان الهی کرده اند.
و همه این برنامه ها مورد رضای خدا بود چراکه انبیا خلاف رضای الهی انجام نمی دهند. و اینکه گفته شده مؤاخذه می شوند نه عقابی است که گمان می کنیم بلکه منظور اثری است که خدا قرار داده است برای بعضی کارها. از این رو در این بحث کلماتی مثل سوء و مؤاخذه را نباید به ظاهر کلمات گرفت.
عالَم، عالم اعراض است و این برنامه ها یکی از راه های تکامل است مثلا صبر در مصیبت باعث ترقی است. در عالم اعراض راه های ترقی متفاوت است که یکی ترک اولی هاست و صبر کردن بر اثرات آن ها. از نظر ظاهر سوء و عقاب و مؤاخذه است اما از راه غضب خدا نیست و سببی است که باید بیاید تا آن ترقی تحصیل بشود و خدا هم راضی است.
اما از نظر باطن و معنی، اشاره به توقف در امر ولایت است، آن هم نه در اعتقاد، بلکه در عمل کردن به مقتضای آن اعتقاد و گرفتاری آنان هم برای جبران کسر ایشان بوده، مناسب رتبه خودشان.
@AghayedNet
🔻و توضیحی درباره «ترک اولی»
🔹پیغمبران باید سهو و نسیان و خطا نداشته باشند به ده دلیل:
۱٫ پیغمبر صفات الهی دارد و سهو و نسیان از صفات الهی نیست
۲٫ پیغمبر مؤید به روح القدس است و سهو و نسیان از صفات روح القدس نیست
۳٫ پیغمبر برای اصلاح خلق فرستاده شده و با سهو و نسیان این مقصود به عمل نمی آید
۴٫ پیغمبر نفس کاملی دارد و قبل از پیغمبری یا در غیر حال ابلاغ نیز سهو و نسیان ندارد
۵٫ سهو و نسیان از صفات بُعد است نه قرب و نبی اگر سهو کند بعید از خداست و رعیت، از شخصِ دور از خدا اخذ دین نمی کنند
۶٫ سهو نکردن انبیا، کامل تر و بهتر است و خدا ترک اولی نکرده است
۷٫ تجویز سهو بر نبی، تجویز صدور همه معاصی بر اوست زیرا در حال سهو می تواند معاصی را مرتکب شود و نفوس از او کبیده خواهد شد
۸٫ نبی باید از همه رعیت کامل تر باشد و رعیت باید از او پیروی کنند. با سهو ونسیان، رعیت دیگر به او اقتدا نمی توانند کنند چراکه محتمل است که سهو کند
۹٫ پیغمبر حرکتی به غیر از امر دین ندارد و همه زندگیش برای تعلیم است: در اقوال و افعال و احوال. پس در هیچ حالی از حالات نباید سهو کند.
٫ ۱۰ پیغمبر کل، واسطه فیض تشریع و تکوین، هر دو، است و فیض اول به او می رسد و از او به خلق. اگر سهو کند، فیض «یاد» در آن ساعت به او نرسیده و به خلق رسیده است و بر این قول، مفاسدی بار می شود.
🔸ترک اولی
و اما ترک اولی که در بعضی فرمایش ها رسیده است، جهاتی دارد که چکیده آن چنین است:
ترک اولی از نظر ظاهر، تجاوز از نیکوتر به نیکو است چراکه این بزرگواران مختارند و انتخاب می کنند.
با این حال، این تجاوز، حکمت ها در آن است چراکه سرچشمه آثاری می شود برای خلق و اولی همین است که ترک اولی کنند و نمی توان گفت مخالف فرمان الهی کرده اند.
و همه این برنامه ها مورد رضای خدا بود چراکه انبیا خلاف رضای الهی انجام نمی دهند. و اینکه گفته شده مؤاخذه می شوند نه عقابی است که گمان می کنیم بلکه منظور اثری است که خدا قرار داده است برای بعضی کارها. از این رو در این بحث کلماتی مثل سوء و مؤاخذه را نباید به ظاهر کلمات گرفت.
عالَم، عالم اعراض است و این برنامه ها یکی از راه های تکامل است مثلا صبر در مصیبت باعث ترقی است. در عالم اعراض راه های ترقی متفاوت است که یکی ترک اولی هاست و صبر کردن بر اثرات آن ها. از نظر ظاهر سوء و عقاب و مؤاخذه است اما از راه غضب خدا نیست و سببی است که باید بیاید تا آن ترقی تحصیل بشود و خدا هم راضی است.
اما از نظر باطن و معنی، اشاره به توقف در امر ولایت است، آن هم نه در اعتقاد، بلکه در عمل کردن به مقتضای آن اعتقاد و گرفتاری آنان هم برای جبران کسر ایشان بوده، مناسب رتبه خودشان.
@AghayedNet
🔺عبارات «معجم الفلاسفة» درباره مرحوم شیخ احمد اَحسائی اع
بدیهی است تعبیر «فرقه الشیخیة» با عنایت به یکی بودن شیخیه و شیعه، تعبیری ناصحیح است؛ چراکه اختلاف در بعضی مباحث نظری موجب «تفرقه» و «فِرقه» نمی گردد.
همچنین عدد آثار ایشان، اعم از رسائل و اجازات، بالغ بر دویست و شصت عنوان است.
@AghayedNet
بدیهی است تعبیر «فرقه الشیخیة» با عنایت به یکی بودن شیخیه و شیعه، تعبیری ناصحیح است؛ چراکه اختلاف در بعضی مباحث نظری موجب «تفرقه» و «فِرقه» نمی گردد.
همچنین عدد آثار ایشان، اعم از رسائل و اجازات، بالغ بر دویست و شصت عنوان است.
@AghayedNet
Forwarded from AghayedNet
رسالة في واضع علم النحو؛ رساله ای در ردّ بر «اعور واسطي» و اثبات اینکه واضع علم نحو، امیرالمؤمنین علیه السلامند. تألیف: شیخ سلیمان ماحوزی. تحقیق: حسن بن علي آل سعيد البحرانی
@AghayedNet
@AghayedNet
کتابی در اثبات واضع علم نحو بودنِ امیرالمؤمنین علیه السلام، با توجه به منابع اهل سنت
تاريخ نگارش: ١۴۴٠ق
@AghayedNet
تاريخ نگارش: ١۴۴٠ق
@AghayedNet
AghayedNet
کتابی در اثبات واضع علم نحو بودنِ امیرالمؤمنین علیه السلام، با توجه به منابع اهل سنت تاريخ نگارش: ١۴۴٠ق @AghayedNet
@AghayedNet_واضع علم النحو.pdf
379.5 KB
🔺فایل کتاب أمیرالمؤمنین واضع علم النحو، في أقدم مصادر العامة
@AghayedNet
@AghayedNet
Forwarded from AghayedNet
فصل في مبدء علم النحو.pdf
88.4 KB
فرمایش مرحوم حاج محمدکریم کرمانی در کتاب «التذکرة في علم النحو.» ایشان فصلی را درباره مبدء علم نحو اختصاص داده و اثبات فرموده اند واضع علم نحو، امیرالمؤمنینند صلوات الله علیه.
@AghayedNet
@AghayedNet
✔️مختصری درباره اصطلاح «ملکوت»
در فرمایشهای بزرگان دین اعلی الله مقامهم
در لینک زیر:
🔻🔻🔻
http://www.aghayed.net/malakout/
در فرمایشهای بزرگان دین اعلی الله مقامهم
در لینک زیر:
🔻🔻🔻
http://www.aghayed.net/malakout/
أیْنَ الطّالِبُ بِدَمِ الْمَقْتُولِ بِکَرْبَلاءَ
أَیْنَ ابْنُ النَّبِىِّ الْمُصْطَفى
وَ ابْنُ عَلِىٍّ الْمُرْتَضى
وَ ابْنُ فاطِمَةَ الْکُبْرى
@AghayedNet
أَیْنَ ابْنُ النَّبِىِّ الْمُصْطَفى
وَ ابْنُ عَلِىٍّ الْمُرْتَضى
وَ ابْنُ فاطِمَةَ الْکُبْرى
@AghayedNet
🔺بیان الحق فی مسئله الخلق
این کتاب در رد کتاب «مناقشة الشیخ الاحسائی فی مفردة الخلق» تنظیم شده است.
گذشته از موضوع اصلی نوشتار، به مباحثی همچون عصمت تبعی و ظلی، علل اربعه، اتهام غلو، ارادة الله، طینت و فاضل طینت اشاره شده است.
این کتاب، صرفاً برای آشنایی متعلمین با آن ارائه میگردد.
@AghayedNet
این کتاب در رد کتاب «مناقشة الشیخ الاحسائی فی مفردة الخلق» تنظیم شده است.
گذشته از موضوع اصلی نوشتار، به مباحثی همچون عصمت تبعی و ظلی، علل اربعه، اتهام غلو، ارادة الله، طینت و فاضل طینت اشاره شده است.
این کتاب، صرفاً برای آشنایی متعلمین با آن ارائه میگردد.
@AghayedNet