👆این عالِم، متأسفانه به لازمه این «طعنه» آگاهی نداشته است.
آقای مرحوم کرمانی اع این رساله را با توجه به روایات تألیف فرمودهاند و در واقع با قَدحِ مطالب این کتاب، - نعوذ بالله - به احادیث اهل بیت علیهمالسلام توهین شده است.
بعضی از مطالبِ بهداشتیای که امروزه کاملاً طبیعی است و شاید فطری باشد، در روایات وارد شده است.
در بخش احادیث احکام، نمونهها فراوان است. از آداب تخلّی گرفته تا آداب حمام و خواب و بیداری و امثال آن. حتی در روایتی حضرت صادق علیهالسلام فرمایشی دارند و میفرمایند:
من حق الخلال ان تدیر لسانک فی فیک، فما اجابک ابتعلته و ما امتنع فبالخلال.
حاصل معنی اینکه: پس از اتمام غذا، زبان خود را در دهان حرکت بده. آنچه از باقیماندههای غذا که زبان آن را یافت، فرو ببر و آنچه میان دندانها مانده است، به وسیله خلال خارج کن.
وقتی اینگونه مسائل بدیهی را به عللی بیان فرمودهاند، زیر سؤال بردن رساله دلاکیه، یعنی زیر سؤال بردنِ احادیث رسولخدا صلی الله علیه و آله و فرمایشهای معصومین علیهمالسلام.
انشاء الله که این عالِم، متوجه این مسئله نبوده است... .👇
آقای مرحوم کرمانی اع این رساله را با توجه به روایات تألیف فرمودهاند و در واقع با قَدحِ مطالب این کتاب، - نعوذ بالله - به احادیث اهل بیت علیهمالسلام توهین شده است.
بعضی از مطالبِ بهداشتیای که امروزه کاملاً طبیعی است و شاید فطری باشد، در روایات وارد شده است.
در بخش احادیث احکام، نمونهها فراوان است. از آداب تخلّی گرفته تا آداب حمام و خواب و بیداری و امثال آن. حتی در روایتی حضرت صادق علیهالسلام فرمایشی دارند و میفرمایند:
من حق الخلال ان تدیر لسانک فی فیک، فما اجابک ابتعلته و ما امتنع فبالخلال.
حاصل معنی اینکه: پس از اتمام غذا، زبان خود را در دهان حرکت بده. آنچه از باقیماندههای غذا که زبان آن را یافت، فرو ببر و آنچه میان دندانها مانده است، به وسیله خلال خارج کن.
وقتی اینگونه مسائل بدیهی را به عللی بیان فرمودهاند، زیر سؤال بردن رساله دلاکیه، یعنی زیر سؤال بردنِ احادیث رسولخدا صلی الله علیه و آله و فرمایشهای معصومین علیهمالسلام.
انشاء الله که این عالِم، متوجه این مسئله نبوده است... .👇
🌷بعضی از کتاب های مرحوم عالم ربانی حاج محمدکریم کرمانی اعلی الله مقامه را, جناب آقای مهران فر ترجمه و شرح کرده اند.
با قدردانی از این ترجمه ها، نقدهایی به شیوه ترجمه ایشان و مهم تر از آن, نقدهایی بر شرح های ایشان بر کلمات و جملات آقای کرمانی اع داریم که بیان آن فرصتی مقتضی می طلبد.👇
با قدردانی از این ترجمه ها، نقدهایی به شیوه ترجمه ایشان و مهم تر از آن, نقدهایی بر شرح های ایشان بر کلمات و جملات آقای کرمانی اع داریم که بیان آن فرصتی مقتضی می طلبد.👇
🌷پرسش و پاسخ
___ در جمله شریفه یا رب محمد احفظ غیبة محمد (صلی الله علیه و آله), مراد از "احفظ غیبة محمد"چیست؟
___ پاسخ: اگر در غیاب کسی از اهل و مال و یا عرض آن کس حفاظت و نگهبانی شود میگویند حفظ الغیب شده است.
از این جهت یکی از حقوق اخوان حفظ الغیب است یعنی در غیاب برادر مؤمن باید از اهل و مال و عرض او حفاظت و نگهبانی شود. حتی اگر غیبت او میشود و شخص بتواند مانع شود باید مانع شود.
و نظر به این که خداوند همانطوری که خالق و رازق است حافظ و نگهبان هم هست و او بندگان خود را و آنچه را به آنها داده برای آنها حفظ میفرماید چه در حال حضر و چه در حال غیاب (سفر و یا مرگ)، از این جهت در دعای سفر عرض میکنیم اللهم الیک وجهت وجهی و علیک خلفت اهلی و مالی و ما خولتنی و قد وثقت بک فلاتخیبنی . . . و احفظنی فیما غبت عنه . . .
خدایا به درگاه تو روی خود را روبرو کردهام و به تو سپردم اهلم و مالم و آنچه را به من دادهای (و نگهبانی و نگهداری آنها را بر عهده تو گذاردم) و من به تو اطمینان دارم پس مرا ناامید نکن . . . و نگهداری کن مرا درباره آنچه از آن غائب میگردم (یعنی آنها را برای من و من را برای آنها نگهداری بفرما).
👇👇👇
___ در جمله شریفه یا رب محمد احفظ غیبة محمد (صلی الله علیه و آله), مراد از "احفظ غیبة محمد"چیست؟
___ پاسخ: اگر در غیاب کسی از اهل و مال و یا عرض آن کس حفاظت و نگهبانی شود میگویند حفظ الغیب شده است.
از این جهت یکی از حقوق اخوان حفظ الغیب است یعنی در غیاب برادر مؤمن باید از اهل و مال و عرض او حفاظت و نگهبانی شود. حتی اگر غیبت او میشود و شخص بتواند مانع شود باید مانع شود.
و نظر به این که خداوند همانطوری که خالق و رازق است حافظ و نگهبان هم هست و او بندگان خود را و آنچه را به آنها داده برای آنها حفظ میفرماید چه در حال حضر و چه در حال غیاب (سفر و یا مرگ)، از این جهت در دعای سفر عرض میکنیم اللهم الیک وجهت وجهی و علیک خلفت اهلی و مالی و ما خولتنی و قد وثقت بک فلاتخیبنی . . . و احفظنی فیما غبت عنه . . .
خدایا به درگاه تو روی خود را روبرو کردهام و به تو سپردم اهلم و مالم و آنچه را به من دادهای (و نگهبانی و نگهداری آنها را بر عهده تو گذاردم) و من به تو اطمینان دارم پس مرا ناامید نکن . . . و نگهداری کن مرا درباره آنچه از آن غائب میگردم (یعنی آنها را برای من و من را برای آنها نگهداری بفرما).
👇👇👇
و نظر به اینکه خداوند مالک کل ملک است، پس مالک بندگان خود و مالک هرچه به ایشان داده است میباشد و هرکس به سفری میرود و یا میمیرد و از اهل و مال و متعلقات خود غائب میشود، خداوند باقی و دائم و قائم بر ملک، جانشین او میباشد و اوست که اهل و مال و متعلقات شخص غائب (مسافر یا میت) را محافظت میفرماید (اگر بخواهد و مقدر فرموده باشد).
👇👇
👇👇
و باز با توجه به این که پیامبران علیهم السلام مقرب ترین بندگان خداوند میباشند، هنگامی که از میان امت خود غائب میشوند (به سفری میروند و یا رحلت مینمایند و از دنیا میروند) خداوند است که حفظ الغیب ایشان را میفرماید و آنچه از ایشان به جای میماند نگهداری میکند.
و معلوم است که آنچه از ایشان به جای میماند همان شریعت و اهل و امت ایشان است که خداوند حفظ آنها را به عهده گرفته و به عهد خود وفا میکند از این جهت در دعا میخوانیم و خدا را به این صفت توصیف میکنیم: یا خلیفة النبیین ای خدایی که جانشین پیامبرانی، و پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله که افضل پیامبران است در دعا به طور مخصوص نام برده شده و تعلیم فرمودهاند: انت خلیفة محمد خدایا تو جانشین آن بزرگواری.
👇
و معلوم است که آنچه از ایشان به جای میماند همان شریعت و اهل و امت ایشان است که خداوند حفظ آنها را به عهده گرفته و به عهد خود وفا میکند از این جهت در دعا میخوانیم و خدا را به این صفت توصیف میکنیم: یا خلیفة النبیین ای خدایی که جانشین پیامبرانی، و پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله که افضل پیامبران است در دعا به طور مخصوص نام برده شده و تعلیم فرمودهاند: انت خلیفة محمد خدایا تو جانشین آن بزرگواری.
👇
از این جهات است که در دعای تعقیب عرض میکنیم: یا رب محمد احفظ غیبة محمد، ای پرورنده محمد، محمد را در دوره غیابش (از زمان رحلتش تا زمان رجعتش) به محافظت کردن دینش و قرآنش و جانشینانش و امتش، محافظت بفرما، و این کار همان حفظ الغیب است که درباره آن حضرت صلی الله علیه و آله از خداوند میخواهیم و این دعا مانند سایر دعاهایی که درباره آن حضرت رسیده و مانند صلواتی که میفرستیم هم برای آن حضرت مفید است و هم درباره ما مفید است. همان طوری که درباره صلوات, بزرگان ما اعلی الله مقامهم توضیح دادهاند و حقیر هم در برخی از مباحث معروض داشتهام.
👆🌷مجموعهای 22جلدی با نام «تراث الشیخ الاوحد» در سال 2011م چاپ شده است.
چهار جلد اول آن: شرح الزیاره، جلد پنجم: شرح الفوائد، جلد ششم تا هشتم: شرح العرشیه، جلد نهم و دهم: شرح المشاعر و جلد یازدهم تا بیست و یکم: جوامع الکلم است و جلد بیست و دوم آن الفهارس نام دارد.
در جلد نخست مقدمهای توسط توفیق ناصر البوعلی چاپ شده است. مطالب آن از این قرار است:
المقدمه اولاً: التعریف بسیرة الشیخ المتألهین الاوحد الشیخ احمد بن الشیخ زین الدین الاحسائی، النسب، الولادة، مشایخه فی الاجازه، بعضی المستجیزین من الشیخ، مؤلفاته، وفاته، اولاده، تلامذته، اقوال العلماء فیه، لفت نظر، تنبیه مهم.
ثانیاً: ترجمةالشیخ الاوحد لنفسه.
ثالثاً: علمیة الشیخ زین الدین والد الشیخ.
رابعاً: اسرةالشیخ اسرة علمیة.
خامساً: الشیخ محمدتقی تابع لوالده.
سادساً: تبیین و شرح الشیخ لمغلقات الرموز و الاشارات فی الایات و الروایات.
سابعاً: انتشار فکر و مدرسة الشیخ الاوحد.
ثامناً: برائة الشیخ الاوحد من فکرة الرکن الرابع (؟!)
تاسعاً: هل انقسم التابعون للشیخ بعد السید؟
عاشراً: نقد بعض من ترجم للشیخ مختصراً.
👇
چهار جلد اول آن: شرح الزیاره، جلد پنجم: شرح الفوائد، جلد ششم تا هشتم: شرح العرشیه، جلد نهم و دهم: شرح المشاعر و جلد یازدهم تا بیست و یکم: جوامع الکلم است و جلد بیست و دوم آن الفهارس نام دارد.
در جلد نخست مقدمهای توسط توفیق ناصر البوعلی چاپ شده است. مطالب آن از این قرار است:
المقدمه اولاً: التعریف بسیرة الشیخ المتألهین الاوحد الشیخ احمد بن الشیخ زین الدین الاحسائی، النسب، الولادة، مشایخه فی الاجازه، بعضی المستجیزین من الشیخ، مؤلفاته، وفاته، اولاده، تلامذته، اقوال العلماء فیه، لفت نظر، تنبیه مهم.
ثانیاً: ترجمةالشیخ الاوحد لنفسه.
ثالثاً: علمیة الشیخ زین الدین والد الشیخ.
رابعاً: اسرةالشیخ اسرة علمیة.
خامساً: الشیخ محمدتقی تابع لوالده.
سادساً: تبیین و شرح الشیخ لمغلقات الرموز و الاشارات فی الایات و الروایات.
سابعاً: انتشار فکر و مدرسة الشیخ الاوحد.
ثامناً: برائة الشیخ الاوحد من فکرة الرکن الرابع (؟!)
تاسعاً: هل انقسم التابعون للشیخ بعد السید؟
عاشراً: نقد بعض من ترجم للشیخ مختصراً.
👇
در قسمت هفتم مقدمه (سابعاً) از منطقه احسا 20نفر از رجال نامی را نام برده است که منتشرکننده اندیشه شیخ اعلی الله مقامه بودند. از قطیف 9نفر، از بحرین 4نفر، از ایران 44نفر، از عراق 2نفر و از لبنان یک نفر را نام برده است و در پایان نوشته است: «و اما الفضلاء من العلماء غیر الأعلام فکثیر جداً.»
و چون گردآورنده و تقدیمکننده احقاقی است، در قسمت هشتم مقدمه (ثامناً) به گمان خود ساحت شیخ مرحوم را از مسئله رکن رابع منزه دانسته است و در صفحه 72 نوشته است:
«قد اشاع البعض نسبة القول بالرکن الرابع الی الشیخ احمد الاحسائی اعلی الله تعالی مقامه و هذه نسبة خاطئة فلم یَتَبَنَّ الشیخ علیه الرحمه هذه الفکرة و دونک کل کتبه قلّبها ظهراً لبطن لنترَ شیئاً من ذلک.»
👇
و چون گردآورنده و تقدیمکننده احقاقی است، در قسمت هشتم مقدمه (ثامناً) به گمان خود ساحت شیخ مرحوم را از مسئله رکن رابع منزه دانسته است و در صفحه 72 نوشته است:
«قد اشاع البعض نسبة القول بالرکن الرابع الی الشیخ احمد الاحسائی اعلی الله تعالی مقامه و هذه نسبة خاطئة فلم یَتَبَنَّ الشیخ علیه الرحمه هذه الفکرة و دونک کل کتبه قلّبها ظهراً لبطن لنترَ شیئاً من ذلک.»
👇