🌷قصیده عالم ربانی مرحوم شیخ احمد اَحسائی أع درباره حضرت رضا علیه السلام؛ با ترجمه فارسی آن
شيخ مرحوم ـ اعلى اللّه مقامه ـ در تاريخ ۲۶ ذيقعدة الحرام سال ۱۲۲۲ق كه براى زيارت حضرت رضا عليهالسلام به سوى مشهد مقدّس مى آمدند، در نزديكى طبس در عصر آن روز، اين قصيده را انشاء فرمودند.
۱- به سوى تو مى آيم اى پور موسى در حالى كه آتش عشق و شور اشتياق تاب و قرار را از من ربوده است.
۲- راهنما و جلودارم در اين سفر، شوق است كه مرا به كوى شما مى كشاند.
۳- هواى وصل، آتش عشق و هيجان شوق مرا محاصره كرده اند و مرا به سوى شما مى رانند.
۴- من كودكان خردسال و دخترانى دارم كه جانم فدايشان؛ هرگاه آهنگ جدايى ايشان مى كنم، آرامش از ايشان سلب مى شود.
۵- و هرگاه آيينه دلم سويشان رو مى كند، جگرم پاره پاره مى شود.
۶- اما چون بانگ دعوت شما را شنيدم، دورى ايشان برايم از عسل شيرين تر شد و ديگر پروايى از امواج خروشان بلا كه بر ايشان وارد آيد ندارم.
۷- طوفان مشكلات، آتش فراق و سختى سفر برايم گوارا شد و ناملايمات برايم هموار گرديد.
۸- دار و ندارم را به اميد ديدار يك روزتان فروختم و شما در نزد من چنين مقام والايى داريد.
🔻ادامه در فایل زیر
@AghayedNet
شيخ مرحوم ـ اعلى اللّه مقامه ـ در تاريخ ۲۶ ذيقعدة الحرام سال ۱۲۲۲ق كه براى زيارت حضرت رضا عليهالسلام به سوى مشهد مقدّس مى آمدند، در نزديكى طبس در عصر آن روز، اين قصيده را انشاء فرمودند.
۱- به سوى تو مى آيم اى پور موسى در حالى كه آتش عشق و شور اشتياق تاب و قرار را از من ربوده است.
۲- راهنما و جلودارم در اين سفر، شوق است كه مرا به كوى شما مى كشاند.
۳- هواى وصل، آتش عشق و هيجان شوق مرا محاصره كرده اند و مرا به سوى شما مى رانند.
۴- من كودكان خردسال و دخترانى دارم كه جانم فدايشان؛ هرگاه آهنگ جدايى ايشان مى كنم، آرامش از ايشان سلب مى شود.
۵- و هرگاه آيينه دلم سويشان رو مى كند، جگرم پاره پاره مى شود.
۶- اما چون بانگ دعوت شما را شنيدم، دورى ايشان برايم از عسل شيرين تر شد و ديگر پروايى از امواج خروشان بلا كه بر ايشان وارد آيد ندارم.
۷- طوفان مشكلات، آتش فراق و سختى سفر برايم گوارا شد و ناملايمات برايم هموار گرديد.
۸- دار و ندارم را به اميد ديدار يك روزتان فروختم و شما در نزد من چنين مقام والايى داريد.
🔻ادامه در فایل زیر
@AghayedNet
AghayedNet
🌷قصیده عالم ربانی مرحوم شیخ احمد اَحسائی أع درباره حضرت رضا علیه السلام؛ با ترجمه فارسی آن شيخ مرحوم ـ اعلى اللّه مقامه ـ در تاريخ ۲۶ ذيقعدة الحرام سال ۱۲۲۲ق كه براى زيارت حضرت رضا عليهالسلام به سوى مشهد مقدّس مى آمدند، در نزديكى طبس در عصر آن روز، اين…
إليک مسيري يابن موسي....pdf
90.2 KB
🔺قصیده مرحوم شیخ احمد اَحسائی أع در راه مشهد مقدس
@AghayedNet
@AghayedNet
🌷 از فرمایش های مکتبی
در زمان امام رضا صلوات اللّه عليه كار به جايی كشيد كه ائمه ما و شيعيانشان به عنايت و تأييدات ائمه توانستند به دنيای اسلام اين نكته را بفهمانند كه امام حقيقتی است غير از آنچه شما خيال می كنيد. و فكر می كنيد آن كسی است كه مثل ابی بكر و عمر و عثمان و مانند آنها كه قدرت و حكومت به دست آوردند، و در جای رسول خدا صلی الله علیه و آله نشستند و گفتند ما مقام خلافت را دارا شده ايم، امام اينطور نيست و آنها امام نيستند و شايستگی امامت را ندارند.
اما آن روزهای اول نمی شد اين حرف را بزنند. آن روز اول می گفتند ابوبكر جانشين رسول اللّه است، هرچه می گويد گفته رسول اللّه است. ولی كار به جايی رسيد كه در مجلس مثل مأمون لعنة اللّه عليه كه ديگر قدرتش در اسلام، فوق قدرت عمر و ابی بكر و مانند آنان بود، تمام ممالك اسلام زير تسلّط او بود و به او خليفه می گفتند، در مجلس او كه تمام رجال نامی زمانش از مسلم، نصرانی، يهودی و غير آنها از اهل مذاهب و اديان بودند، امام رضا صلوات اللّه عليه شروع كردند به بيان مقام امام و موقعيّت امام از نظر قرآن و رسول اللّه صلی الله علیه و آله و مقام خدايی امام را به آيات و رواياتی كه از رسول اللّه صلی الله علیه و آله رسيده بود، بيان فرمودند. در آن مجلس، امام علیه السلام نشان دادند كه مقام امامت مطلب ديگری است.
با اين كه تو الآن به خيال خودت و به خيال مردم خليفه هستی و در مسند خلافت نشسته ای، اما امام؛ يعنی من. و موقعيّت حضرت طوری شده بود كه او هم اقرار می كرد كه آری امام؛ يعنی شما كه صاحب اين مقامات و كمالات هستيد. مثل مأمون به امامت علی بن موسي صلوات الله عليه اقرار می كرد.
اين موقعيّت در زمان حضرت رضا صلوات الله عليه و نيز مقداری در زمان حضرت صادق علیه السلام و بعد هم در زمان ساير ائمه هداة معصومين علیهم السلام به جميع جامعه اسلامی فهمانيده شد كه حامل مقام امامت و خلافة اللهی و خلافت رسول اللّه اين بزرگواران هستند. و خلفاء وقت، از اول تا آخرشان، حكّامی غاصب، جائر و ظالم هستند. شيعه اين موقعيّت را به تأييدات ائمه هداة معصومين علیهم السلام به همين ترتيب تا به اينجا رسانيد كه دين را از ائمه اخذ می كردند و می گفتند حامل دين، و حاملان اسماء و صفات الهی و صاحبان مقامات الهی ايشانند.
@AghayedNet
در زمان امام رضا صلوات اللّه عليه كار به جايی كشيد كه ائمه ما و شيعيانشان به عنايت و تأييدات ائمه توانستند به دنيای اسلام اين نكته را بفهمانند كه امام حقيقتی است غير از آنچه شما خيال می كنيد. و فكر می كنيد آن كسی است كه مثل ابی بكر و عمر و عثمان و مانند آنها كه قدرت و حكومت به دست آوردند، و در جای رسول خدا صلی الله علیه و آله نشستند و گفتند ما مقام خلافت را دارا شده ايم، امام اينطور نيست و آنها امام نيستند و شايستگی امامت را ندارند.
اما آن روزهای اول نمی شد اين حرف را بزنند. آن روز اول می گفتند ابوبكر جانشين رسول اللّه است، هرچه می گويد گفته رسول اللّه است. ولی كار به جايی رسيد كه در مجلس مثل مأمون لعنة اللّه عليه كه ديگر قدرتش در اسلام، فوق قدرت عمر و ابی بكر و مانند آنان بود، تمام ممالك اسلام زير تسلّط او بود و به او خليفه می گفتند، در مجلس او كه تمام رجال نامی زمانش از مسلم، نصرانی، يهودی و غير آنها از اهل مذاهب و اديان بودند، امام رضا صلوات اللّه عليه شروع كردند به بيان مقام امام و موقعيّت امام از نظر قرآن و رسول اللّه صلی الله علیه و آله و مقام خدايی امام را به آيات و رواياتی كه از رسول اللّه صلی الله علیه و آله رسيده بود، بيان فرمودند. در آن مجلس، امام علیه السلام نشان دادند كه مقام امامت مطلب ديگری است.
با اين كه تو الآن به خيال خودت و به خيال مردم خليفه هستی و در مسند خلافت نشسته ای، اما امام؛ يعنی من. و موقعيّت حضرت طوری شده بود كه او هم اقرار می كرد كه آری امام؛ يعنی شما كه صاحب اين مقامات و كمالات هستيد. مثل مأمون به امامت علی بن موسي صلوات الله عليه اقرار می كرد.
اين موقعيّت در زمان حضرت رضا صلوات الله عليه و نيز مقداری در زمان حضرت صادق علیه السلام و بعد هم در زمان ساير ائمه هداة معصومين علیهم السلام به جميع جامعه اسلامی فهمانيده شد كه حامل مقام امامت و خلافة اللهی و خلافت رسول اللّه اين بزرگواران هستند. و خلفاء وقت، از اول تا آخرشان، حكّامی غاصب، جائر و ظالم هستند. شيعه اين موقعيّت را به تأييدات ائمه هداة معصومين علیهم السلام به همين ترتيب تا به اينجا رسانيد كه دين را از ائمه اخذ می كردند و می گفتند حامل دين، و حاملان اسماء و صفات الهی و صاحبان مقامات الهی ايشانند.
@AghayedNet
Forwarded from AghayedNet
مرحوم میرزا مرتضی قلی خان نائینی، تولیت حرم مطهر حضرت رضا ع در چهار دوره. وی یکی از ارادتمندان مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبایی بود و به مرمت مقبره ایشان در صحن مطهر، عنایت ویژه داشت
@AghayedNet
@AghayedNet
Forwarded from AghayedNet
مرحوم میرزا مرتضی قلی خان نائینی، تولیت حرم مطهر حضرت رضا ع در چهار دوره. وی یکی از ارادتمندان مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبایی بود و به مرمت مقبره ایشان در صحن مطهر، عنایت ویژه داشت
@AghayedNe
@AghayedNe
Forwarded from AghayedNet
نمایی از مقبره مرحوم میرزا مرتضی قلی خان نائینی در حرم مطهر رضوی
@AghayedNet
@AghayedNet
Forwarded from AghayedNet
در بخشی از کتیبه های مقبره مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبایی مرقوم شده است:
در عهد تولیت حضرت مستطاب اجل امجد اکرم آقای میرزا مرتضی قلیخان طباطبائی مد ظله مرمت شد
@AghayedNet
در عهد تولیت حضرت مستطاب اجل امجد اکرم آقای میرزا مرتضی قلیخان طباطبائی مد ظله مرمت شد
@AghayedNet
Forwarded from AghayedNet
در کتاب «تاریخ و توصیف دربار ولایتمدار رضوی ع» تولیت مرحوم میرزا مرتضی قلی خان ذکر شده است
@AghayedNet
@AghayedNet
Forwarded from AghayedNet
اشاره به دوره های تولیت مرحوم میرزا مرتضی قلی خان طباطبائی نائینی، در کتاب «تاریخ و توصیف دربار ولایتمدار رضوی ع»
@AghayedNet
@AghayedNet
✔️از تعليقه مرحوم آقای سيد هاشم لاهيجانی (ره) به مرحوم مرتضی قلی خان فاطمی نائينی (=تولیت حرم مطهر حضرت رضا علیه السلام)
🔻پس از رحلت عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی أع
بسم الله تعالی
به عرض می رساند خدا می داند حالت نوشتن و حالت هيچ کاری برای ما باقی نمانده يک خاکی بر سر ما ريخته شده و به يک خذلانی مبتلا شده ايم که يا هيچ عصری اين طورها نشده و يا کمتر اتفاق افتاده.
حالت ماها مثل اهل جاهليت و زمان فَترت شده بلکه از جهتی بدتر بزرگ دين از دست رفته و عجالةً حيران و سرگردان و جاهل و ناقص داريم به سر می بريم و راه به جايی نمی بريم مگر خداوند تفضلی فرمايد و عالم عادلی اگرچه در ادنی درجات علم و عدالت واقعی واقع باشد هر طوری که صلاح می داند برای ما ظاهر فرمايد و رفع حاجت ما را نمايد يا صاحب کار عجل الله فرجه را ظاهر نمايد... .
دعا کنيد در حق من که خدا مرا حفظ کند از گمراهی که بعد از زحمت های سال های دراز، آخر کار از اهل نجات باشم و با اين اوضاع حاليه آخرالزمان گمراه نشده و گمراه کننده کسی نباشم و غرض و مرض پيدا نکنم که انکار حقی نموده يا تصديق باطلی نمايم. علمی نداريم که به آن علم خود را حفظ نموده و قلب خود را در امر دين ثابت بداريم مگر پيش خدا التماس کنيم که دستی ما را حفظ کند که با حالت جهل ها و نقص ها و عيب هايی که داريم يک خورده ايمانی به آخرت ببريم.
من که خيلی وحشت دارم که اسباب گمراهی فراهم هست اگر خداوند دستی حفظ نکند چقدر علماء امثال من و گنده تر از من در عهد مشايخ بودند که بعد از رحلتشان گمراه شدند و به جهنم رفتند هر قدر علم مبذول شده و تفصيل داده شده باشد چاره کار ما ناقصين را نمی کند چرا که اسباب گمراهی زياد است از راه هايی که مردم سابق، از علماء و عوام، گمراه شدند. هرگاه فرضاً گمراه نشويم از راه های ديگر، شيطان اسباب گمراهی فراهم می کند.
اعوذ بالله من مضلات الفتن يا الله يا رحمن يا رحيم يا مقلب القلوب ثبت قلوبنا علی دينک و لا تزغ قلوبنا بعد اذ هديتنا و هب لنا من لدنک رحمة انک انت الوهاب... و السلام من العبد هاشم الحسينی الرشتی.
@AghayedNet
🔻پس از رحلت عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی أع
بسم الله تعالی
به عرض می رساند خدا می داند حالت نوشتن و حالت هيچ کاری برای ما باقی نمانده يک خاکی بر سر ما ريخته شده و به يک خذلانی مبتلا شده ايم که يا هيچ عصری اين طورها نشده و يا کمتر اتفاق افتاده.
حالت ماها مثل اهل جاهليت و زمان فَترت شده بلکه از جهتی بدتر بزرگ دين از دست رفته و عجالةً حيران و سرگردان و جاهل و ناقص داريم به سر می بريم و راه به جايی نمی بريم مگر خداوند تفضلی فرمايد و عالم عادلی اگرچه در ادنی درجات علم و عدالت واقعی واقع باشد هر طوری که صلاح می داند برای ما ظاهر فرمايد و رفع حاجت ما را نمايد يا صاحب کار عجل الله فرجه را ظاهر نمايد... .
دعا کنيد در حق من که خدا مرا حفظ کند از گمراهی که بعد از زحمت های سال های دراز، آخر کار از اهل نجات باشم و با اين اوضاع حاليه آخرالزمان گمراه نشده و گمراه کننده کسی نباشم و غرض و مرض پيدا نکنم که انکار حقی نموده يا تصديق باطلی نمايم. علمی نداريم که به آن علم خود را حفظ نموده و قلب خود را در امر دين ثابت بداريم مگر پيش خدا التماس کنيم که دستی ما را حفظ کند که با حالت جهل ها و نقص ها و عيب هايی که داريم يک خورده ايمانی به آخرت ببريم.
من که خيلی وحشت دارم که اسباب گمراهی فراهم هست اگر خداوند دستی حفظ نکند چقدر علماء امثال من و گنده تر از من در عهد مشايخ بودند که بعد از رحلتشان گمراه شدند و به جهنم رفتند هر قدر علم مبذول شده و تفصيل داده شده باشد چاره کار ما ناقصين را نمی کند چرا که اسباب گمراهی زياد است از راه هايی که مردم سابق، از علماء و عوام، گمراه شدند. هرگاه فرضاً گمراه نشويم از راه های ديگر، شيطان اسباب گمراهی فراهم می کند.
اعوذ بالله من مضلات الفتن يا الله يا رحمن يا رحيم يا مقلب القلوب ثبت قلوبنا علی دينک و لا تزغ قلوبنا بعد اذ هديتنا و هب لنا من لدنک رحمة انک انت الوهاب... و السلام من العبد هاشم الحسينی الرشتی.
@AghayedNet
✔️رساله ای مختصر از عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی أع (1239ــ 1319ق)
🔻در پاسخ به پرسش های مختلف، بدون تاریخ نگارش
بسم الله الرحمن الرحيم
سؤال: اثبات نبوت خاصّه به دليل عقل ممكن است يا ممتنع؟ درصورت امكان بيان بفرمائيد و در صورت ممتنع تكليف مكلّف چيست؟
بسم الله تعالی
جواب: بعد از اثبات صانع و صفات او اثبات نبوت خاصّه به دليل عقل ممكن است اگرچه بعضی گفته اند كه ممكن نيست. و اگر خواستيد بدانيد كه ممكن است و به محض ادّعا عرض نكردم، به كتاب درّه يا به جواب ميرزا اسحق خان رجوع بفرماييد تا حقيقت امر معلوم شود. دليل و برهان اين مطلب را با اختصار نمی توان يافت.
سؤال: شيء واحد در آن واحد در امكنه متعدد به دليل عقل از جميع جهات و به جميع جهات و در جميع جهات ممكن است يا ممتنع؟
جواب: هر شيئی كه در ملك خدا موجود شد در رتبه ای از مراتب موجود شده بنابراين شيء واحد در آن واحد در امكنه عديده مرتبه خود آن شیء ممتنع است. مثل آنكه سنگ جسمانی در مرتبه جسم در حال واحد ممتنع است كه هم در مغرب باشد و هم در مشرق، اما شیء واحد اگر از عالم بالا باشد ممكن است كه در حال واحد خود در امكنه متعدده عالم پايين ظاهر شود مثل ظهور حضرت امير علیه السلام بر سر هر ميّتی. «يا حار همدان من يمُت يَرَنی»، و مثل ظهور ملك الموت از برای قبض ارواح.
سؤال: موجودات جاهلند يا عالم؟ در صورتی كه جاهل باشند تكليف چه چيز است و در صورتی هم عالم باشند تكليف چه چيز است؟
جواب: جاهلِ محض تكليفی ندارد و خداوند ابتدا فرمود به تعليم خلق خود به واسطه ارسال رسل و انزال كتب و هركس به اندازه معيّنی عالم شد و تكليف، عمل كردن است به علم.
سؤال: جمع نقيضتين در مقام نقاضت ممتنع است و اتّحاد ضدّين و سفسطه ممكن است يا ممتنع؟
جواب: جمع نقيضتين در مقام نقاضت ممتنع است و همچنين اتّحاد ضدّين در مقام تضاد و سفسطه ممكن است ولی حاصل آن نرسيدن به حقيقت امر.
سؤال: دجاجه از بيضه پيدا شده يا بيضه از دجاجه؟
جواب: دجاجه از بيضه است و بيضه از دجاجه تا امر منتهی می شود به بيضه اولی كه آن از دجاجه نيست و از آب و خاك به عمل آمده، مثل بنی نوع انسان كه هر شخصی از منی به عمل آمده و منی از شخص تا امر منتهی می شود به آدم ابوالبشر كه او از سلاله طين به عمل آمده و آن سلاله از شخصی نيست، از آب و گِل است.
سؤال: بر هر مكلف متديّنی واجب و لازم است كه حقّيت و حقيقت دين خود را به سند معقول بفهمد يا حرام است؟
جواب: بر هر مكلف متديّنی واجب و لازم است كه حقّيت دين خود را به دليل عقلی كه احتمال خلاف در آن ندهد بفهمد؛ اما حرام بودن را تا به حال از عاقلی نشنيده بودم.
سؤال: در صورتی كه واجب باشد تقليد معلّمان آن عصر حلال است يا حرام است يا مكروه؟
جواب: بلكه واجب است نه حرام و نه مكروه.
سؤال: در صورتی كه تقليد معلّمان آن عصر حرام باشد،
جواب: در مسائلی كه نمی داند واجب است سؤال كردن.
سؤال: منع مجاهد حلال است يا حرام؟
جواب: منع مجاهد حرام است در صورتی كه به دليل عقل از روي بصيرت متدين شد در هر مسأله كه نمی داند بايد از عالم متدينی سؤال كند و اگر سؤال نكند مؤاخذه خواهند كرد يقيناً.
سؤال: علم خدا به اشياء حضوری است يا حصولی؟
جواب: علم خدا به اشياء حضوری است.
سؤال: كلام مبهم از برای مستمع بافايده است يا بی فايده؟
جواب: كلام مبهم اگر به هيچ وجه فهميده نشود بی فايده است اما اگر چيزی از آن فهميده شد تا اينكه بعد مبيّن شود بی فايده نيست.
سؤال: عدم، قبول وجود می كند يا خير؟
جواب: عدم صرف قبول وجود نمی كند وليكن امكان، قبول كون می كند.
سؤال: وجود، قبول عدم می كند يا خير؟
جواب: وجود صرف قبول عدم نمی كند وليكن شیء از كون به امكان می رود.
سؤال: انفكاك خالق از مخلوق ممكن است يا ممتنع؟
جواب: نفس انفكاك از خلق است و خلق ممكن است و ذات خالق را با خلق هيچ لزومی و انفكاكی نيست.
سؤال: از ناقص درست فهميده می شود يا خير؟
جواب: ناقص در رتبه خود درست و نادرستی دارد، اگر به طوری كه خدا راهنمايی كرده و ناقص در آن راه مهتدی شد درست فهميده و اگر تخلف كرد نادرست خواهد فهميد، و الذين جاهدوا فينا لنهدينّهم سبلنا.
@AghayedNet
🔻در پاسخ به پرسش های مختلف، بدون تاریخ نگارش
بسم الله الرحمن الرحيم
سؤال: اثبات نبوت خاصّه به دليل عقل ممكن است يا ممتنع؟ درصورت امكان بيان بفرمائيد و در صورت ممتنع تكليف مكلّف چيست؟
بسم الله تعالی
جواب: بعد از اثبات صانع و صفات او اثبات نبوت خاصّه به دليل عقل ممكن است اگرچه بعضی گفته اند كه ممكن نيست. و اگر خواستيد بدانيد كه ممكن است و به محض ادّعا عرض نكردم، به كتاب درّه يا به جواب ميرزا اسحق خان رجوع بفرماييد تا حقيقت امر معلوم شود. دليل و برهان اين مطلب را با اختصار نمی توان يافت.
سؤال: شيء واحد در آن واحد در امكنه متعدد به دليل عقل از جميع جهات و به جميع جهات و در جميع جهات ممكن است يا ممتنع؟
جواب: هر شيئی كه در ملك خدا موجود شد در رتبه ای از مراتب موجود شده بنابراين شيء واحد در آن واحد در امكنه عديده مرتبه خود آن شیء ممتنع است. مثل آنكه سنگ جسمانی در مرتبه جسم در حال واحد ممتنع است كه هم در مغرب باشد و هم در مشرق، اما شیء واحد اگر از عالم بالا باشد ممكن است كه در حال واحد خود در امكنه متعدده عالم پايين ظاهر شود مثل ظهور حضرت امير علیه السلام بر سر هر ميّتی. «يا حار همدان من يمُت يَرَنی»، و مثل ظهور ملك الموت از برای قبض ارواح.
سؤال: موجودات جاهلند يا عالم؟ در صورتی كه جاهل باشند تكليف چه چيز است و در صورتی هم عالم باشند تكليف چه چيز است؟
جواب: جاهلِ محض تكليفی ندارد و خداوند ابتدا فرمود به تعليم خلق خود به واسطه ارسال رسل و انزال كتب و هركس به اندازه معيّنی عالم شد و تكليف، عمل كردن است به علم.
سؤال: جمع نقيضتين در مقام نقاضت ممتنع است و اتّحاد ضدّين و سفسطه ممكن است يا ممتنع؟
جواب: جمع نقيضتين در مقام نقاضت ممتنع است و همچنين اتّحاد ضدّين در مقام تضاد و سفسطه ممكن است ولی حاصل آن نرسيدن به حقيقت امر.
سؤال: دجاجه از بيضه پيدا شده يا بيضه از دجاجه؟
جواب: دجاجه از بيضه است و بيضه از دجاجه تا امر منتهی می شود به بيضه اولی كه آن از دجاجه نيست و از آب و خاك به عمل آمده، مثل بنی نوع انسان كه هر شخصی از منی به عمل آمده و منی از شخص تا امر منتهی می شود به آدم ابوالبشر كه او از سلاله طين به عمل آمده و آن سلاله از شخصی نيست، از آب و گِل است.
سؤال: بر هر مكلف متديّنی واجب و لازم است كه حقّيت و حقيقت دين خود را به سند معقول بفهمد يا حرام است؟
جواب: بر هر مكلف متديّنی واجب و لازم است كه حقّيت دين خود را به دليل عقلی كه احتمال خلاف در آن ندهد بفهمد؛ اما حرام بودن را تا به حال از عاقلی نشنيده بودم.
سؤال: در صورتی كه واجب باشد تقليد معلّمان آن عصر حلال است يا حرام است يا مكروه؟
جواب: بلكه واجب است نه حرام و نه مكروه.
سؤال: در صورتی كه تقليد معلّمان آن عصر حرام باشد،
جواب: در مسائلی كه نمی داند واجب است سؤال كردن.
سؤال: منع مجاهد حلال است يا حرام؟
جواب: منع مجاهد حرام است در صورتی كه به دليل عقل از روي بصيرت متدين شد در هر مسأله كه نمی داند بايد از عالم متدينی سؤال كند و اگر سؤال نكند مؤاخذه خواهند كرد يقيناً.
سؤال: علم خدا به اشياء حضوری است يا حصولی؟
جواب: علم خدا به اشياء حضوری است.
سؤال: كلام مبهم از برای مستمع بافايده است يا بی فايده؟
جواب: كلام مبهم اگر به هيچ وجه فهميده نشود بی فايده است اما اگر چيزی از آن فهميده شد تا اينكه بعد مبيّن شود بی فايده نيست.
سؤال: عدم، قبول وجود می كند يا خير؟
جواب: عدم صرف قبول وجود نمی كند وليكن امكان، قبول كون می كند.
سؤال: وجود، قبول عدم می كند يا خير؟
جواب: وجود صرف قبول عدم نمی كند وليكن شیء از كون به امكان می رود.
سؤال: انفكاك خالق از مخلوق ممكن است يا ممتنع؟
جواب: نفس انفكاك از خلق است و خلق ممكن است و ذات خالق را با خلق هيچ لزومی و انفكاكی نيست.
سؤال: از ناقص درست فهميده می شود يا خير؟
جواب: ناقص در رتبه خود درست و نادرستی دارد، اگر به طوری كه خدا راهنمايی كرده و ناقص در آن راه مهتدی شد درست فهميده و اگر تخلف كرد نادرست خواهد فهميد، و الذين جاهدوا فينا لنهدينّهم سبلنا.
@AghayedNet
Forwarded from AghayedNet
@AghayedNet_نماز آيات و احکام آن.pdf
88.8 KB
Forwarded from AghayedNet
🔹نماز آيات و امور متعلقه به آن است و در آن دو فصل است
🔺فصل اول: در اسباب و کيفيت آن و امور متعلقه به آن است و در آن چند مسئله است
🔺فصل دوم: در احکام نماز آيات و امور متعلقه به آن است و در آن چند مسئله است
🔸از کتاب: کفایة المسائل، نگاشته مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی
@AghayedNet
🔺فصل اول: در اسباب و کيفيت آن و امور متعلقه به آن است و در آن چند مسئله است
🔺فصل دوم: در احکام نماز آيات و امور متعلقه به آن است و در آن چند مسئله است
🔸از کتاب: کفایة المسائل، نگاشته مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی
@AghayedNet
AghayedNet
@AghayedNet
✔️ از مظلومیت های عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبایی اعلی الله مقامه
یکی از مظلومیت های ایشان، یاد نکردن از این بزرگوار است در بعضی کتاب هایی که درباره اَعلام مدرسه (=مکتب) احسائی به نگارش درآمده است.
برای نمونه در کتاب «اعلام مدرسة الشیخ الاوحد» (دار المحجة البیضاء)، اگرچه مفصل درباره شخصیت های مکتبی سخن گفته است (چه شاگردان شیخ مرحوم و چه شخصیت های فکری وابسته به این بزرگوار) و در صفحه 550 به زندگانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اع پرداخته؛ ولی هیچ سخنی از مرحوم میرزا محمدباقرشریف طباطبایی اع به میان نیامده است؛ با وجود این همه آثار علمی در رشته های مختلف و نقش بارز این بزرگوار در رویارویی با انحرافات در جبهه های مختلف فکری... .
@AghayedNet
یکی از مظلومیت های ایشان، یاد نکردن از این بزرگوار است در بعضی کتاب هایی که درباره اَعلام مدرسه (=مکتب) احسائی به نگارش درآمده است.
برای نمونه در کتاب «اعلام مدرسة الشیخ الاوحد» (دار المحجة البیضاء)، اگرچه مفصل درباره شخصیت های مکتبی سخن گفته است (چه شاگردان شیخ مرحوم و چه شخصیت های فکری وابسته به این بزرگوار) و در صفحه 550 به زندگانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اع پرداخته؛ ولی هیچ سخنی از مرحوم میرزا محمدباقرشریف طباطبایی اع به میان نیامده است؛ با وجود این همه آثار علمی در رشته های مختلف و نقش بارز این بزرگوار در رویارویی با انحرافات در جبهه های مختلف فکری... .
@AghayedNet
✔️ بعضی پرسش های مرحوم ملا رضا أنارکی از مرحوم عالم ربانی حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی أع
ـــــ آخوند ملاّ رضا عرض كرد بلاها را می فرمايند سه جور است: يكی كفاره گناه و يكی باعث رفع درجه و يكيش عذابی است كه پيش افتاده. حالا امتياز آنها به چه چيز است؟
فرمودند عمداً نخواسته اند مردم بدانند و اينها را از هم تميز بدهند برای اينكه اينها را به عمل وادارند. وقتی كه نميدانند كه فلان بلا برای چيست هی تضرع و زاری و استغفار و پناه به خدا می برند و همين باعث ترقيشان ميشود و اگر بدانند كه فلان بلا به جهت گناه نيست، به جهت رفع درجه است ديگر كسالت ميكنند و عمل نميكنند و تضرع و زاری نميكنند و ترقی نميكنند.
ـــــ در وقت زيارت با انگشت اشاره كردن چيزی وارد شده است؟ فرمودند خير، در جاهایی هست كه اشاره كن به قبر لكن اشاره لازم نيست به انگشت باشد، به سر هم می شود اشاره كرد و همين طوری كه ايستاده است و روبرو ايستاده است به سر هم اشاره می كند.
عرض كرد رسم مردم اين است كه به انگشت شهاده اشاره می كنند.
فرمودند اين انگشت شهاده هم اصلش از سنّی ها است، آنها در وقت تشهد كه شهادتين می گويند انگشت سبابه را حركت می دهند از اين جهت انگشت شهاده اش گفتند، اصل اين اسم از آنها است.
ــــ چيزهایی در حق اشخاصی به ذهن آدم می رسد دليل هم بسا ندارد اما از ذهنش نمی تواند بردارد، آيا اين سوء ظن است؟
فرمودند ظن كه اختياری نيست وقتی اسبابش فراهم شد می آيد و نمی فرمايند كه اين ظن را برداريد مراد اين است كه به مقتضای آن عمل نكنيد. همچو حالتی می آيد اما بايد به مقتضايش عمل نكرد. بعد فرمودند وقتی آقای مرحوم کرمانی لنگر نبودند كسی نماز می خواند و من گاهی كه نمی خواستم بروم نماز، می نشستم براي خودم دليل و برهان می آوردم كه به چه دليل اينجا نشسته ای و نمی روی نماز جماعت بكنی فسقی كه تو از او نديده ای، چرا به جماعتش حاضر نمی شوی راه می افتادم می رفتم با او نماز می كردم، اما دوستش نمی داشتم، خوشم نمی آمد از او، ديگر بعد از آن ديديم چه طور شد.
@AghayedNet
ـــــ آخوند ملاّ رضا عرض كرد بلاها را می فرمايند سه جور است: يكی كفاره گناه و يكی باعث رفع درجه و يكيش عذابی است كه پيش افتاده. حالا امتياز آنها به چه چيز است؟
فرمودند عمداً نخواسته اند مردم بدانند و اينها را از هم تميز بدهند برای اينكه اينها را به عمل وادارند. وقتی كه نميدانند كه فلان بلا برای چيست هی تضرع و زاری و استغفار و پناه به خدا می برند و همين باعث ترقيشان ميشود و اگر بدانند كه فلان بلا به جهت گناه نيست، به جهت رفع درجه است ديگر كسالت ميكنند و عمل نميكنند و تضرع و زاری نميكنند و ترقی نميكنند.
ـــــ در وقت زيارت با انگشت اشاره كردن چيزی وارد شده است؟ فرمودند خير، در جاهایی هست كه اشاره كن به قبر لكن اشاره لازم نيست به انگشت باشد، به سر هم می شود اشاره كرد و همين طوری كه ايستاده است و روبرو ايستاده است به سر هم اشاره می كند.
عرض كرد رسم مردم اين است كه به انگشت شهاده اشاره می كنند.
فرمودند اين انگشت شهاده هم اصلش از سنّی ها است، آنها در وقت تشهد كه شهادتين می گويند انگشت سبابه را حركت می دهند از اين جهت انگشت شهاده اش گفتند، اصل اين اسم از آنها است.
ــــ چيزهایی در حق اشخاصی به ذهن آدم می رسد دليل هم بسا ندارد اما از ذهنش نمی تواند بردارد، آيا اين سوء ظن است؟
فرمودند ظن كه اختياری نيست وقتی اسبابش فراهم شد می آيد و نمی فرمايند كه اين ظن را برداريد مراد اين است كه به مقتضای آن عمل نكنيد. همچو حالتی می آيد اما بايد به مقتضايش عمل نكرد. بعد فرمودند وقتی آقای مرحوم کرمانی لنگر نبودند كسی نماز می خواند و من گاهی كه نمی خواستم بروم نماز، می نشستم براي خودم دليل و برهان می آوردم كه به چه دليل اينجا نشسته ای و نمی روی نماز جماعت بكنی فسقی كه تو از او نديده ای، چرا به جماعتش حاضر نمی شوی راه می افتادم می رفتم با او نماز می كردم، اما دوستش نمی داشتم، خوشم نمی آمد از او، ديگر بعد از آن ديديم چه طور شد.
@AghayedNet
دو هزار دلیل بر امامت امیرالمؤمنین علیه السلام، کتابی از مرحوم علامه حلّی
@AghayedNet
@AghayedNet
✔️بعضی بواطن و اسرار حج (1)
🔻با توجه به روایات معصومین علیهم السلام و شروح و بیانات مکتبی
✅مرحله اول: فراهم کردن مقدمات حج است از اداء حقوق و وظائف شرعیه و امثال آن و این امر تمرینی است برای سفر آخرت و وصیت کردن و اداء حقوق شرعیه کردن و مهیا شدن برای کوچ کردن از دنیا.
✅مرحله دوم: تحصیل کردن زاد و توشه مناسب حج است و از این امر باید متذکر زاد و توشه سفر قبر و برزخ و قیامت شد و در صدد تحصیل آنها بر آمد که فقر و نیازمندی در آنجا به مراتب بسیار شدیدتر از نیازمندیها و حاجات شخص در زندگانی دنیا و سفر حج ظاهری اوست پس باید به فکر زاد و توشه و مرکب مناسب آن دوره برآید برای طی کردن عقبههای قبر و برزخ و صراط و حساب و میزان و کتاب و ... .
✅مرحله سوم: تهیه لباس احرام است که باید متذکر لباس آخرت خود شود و آن لباس از اعمال بدنی و اخلاق نفسانی ما فراهم میشود پس سعی کند در نیکو قرار دادن آن لباس و این لباس احرام را برای حرمت حرم الهی و خانه او فراهم میکند اما آن لباس را باید طلب کند برای ورود به دوره قدس و عزت و جلال الهی و برای حاضر شدن در محضر خانههای حقیقی خداوند که مرکز جمیع انوار الهی و سرچشمه خیراتند.
✅مرحله چهارم: دل بریدن از مأنوسات و ترک علایق است که باید از زن و فرزند و شوهر و کسب و کار و سایر متعلقات خود دست بشوید و باید شخص ببیند با همه علایق موجود اما چه آسان خارج شدن از میان اهل و عیال و وطن دست میدهد پس متذکر مرگ شود که به طور ناگهانی با آن برخورد میکند و هر چند دلبستگی او به علایق شدید باشد و به این واسطه جان دادن سخت شود اما مرگ آسان واقع میشود.
✅از نزد ميقات باید حج را شروع کرد و در باطن گویا حاج، دعوت و ندای پروردگار را که از زبان حضرت ابراهیم علیه و علی نبینا و آله السلام در سراسر روزگار طنین انداخته اینک در میقات آن دعوت را به همه وجود خود احساس کرده لذا در مقام جواب برآمده است.
✅غسل احرام: در میقات اول غسل میکند و با غسل ظاهری باید غسل معنوی را هم انجام بدهد که عبارت است از شستشوی روح و دل از هرگونه کدورت معاصی و نافرمانیهایی که با پرورنده خود کرده است پس باید با آب توبه و ندامت باطن خود را از لوث معاصی شستشو دهد و با آتش اندوه و پشیمانی گناهانی را که مرتکب شده بسوزاند و تصمیم و عزم راسخ بر ترک آنها بگیرد.
✅لباس احرام: لباس رمز اخلاق نفسانی و اعمال بدنی است پس باید تمام لباسهای عادیات و طبیعت و اخلاقیات ناپسند را از خود خارج کند و همچنین اعمالی که با اعضاء و جوارح خود انجام میدهد مطابق رضا و خرسندی خداوند اصلاح کند و با لباس تقوی و بندگی به زیارت پروردگارش بشتابد.
✅بستن احرام: محرم که احرام میبندد یعنی بر خود حرام میکند آنچه محرم باید از آن پرهیز کند و در باطن برای حج باطنی و دیدار خانههای حقیقی اسماء و صفات و تجلیات پروردگار بر خود حرام میکند هر توجه به غیر خداوند را زیرا شرط توجه به خدا سلب توجه از ماسوای او است.
بر محرم تزیینکردن به سورمه و زیور آلات حرام است و آنها رمز تعلق به شئونات دنیا و زرق و برق آن است و معلوم است هرچه مربوط به دنیا است نفس اماره را تقویت و عقل را ضعیف میکند و به عکس هرچه مربوط به آخرت و امور دین و دیانت است عقل را تقویت و نفس را ضعیف مینماید. ازاین رو در شریعت حلالها و مستحبات چون مقویّ عقل است به آنها امر شده و چون حرامها و مکروهات مقوی نفس است از آنها نهی شده است پس برای داخل شدن در حرم قدس الهی و دیدار خانههای حقیقی باید چشم و گوش نفس را با ترک معاصی و شهوات ضعیف کرد و با ضمیمه طاعات و حسنات چشم و گوش عقل را قوی ساخت.
@AghayedNet
🔻با توجه به روایات معصومین علیهم السلام و شروح و بیانات مکتبی
✅مرحله اول: فراهم کردن مقدمات حج است از اداء حقوق و وظائف شرعیه و امثال آن و این امر تمرینی است برای سفر آخرت و وصیت کردن و اداء حقوق شرعیه کردن و مهیا شدن برای کوچ کردن از دنیا.
✅مرحله دوم: تحصیل کردن زاد و توشه مناسب حج است و از این امر باید متذکر زاد و توشه سفر قبر و برزخ و قیامت شد و در صدد تحصیل آنها بر آمد که فقر و نیازمندی در آنجا به مراتب بسیار شدیدتر از نیازمندیها و حاجات شخص در زندگانی دنیا و سفر حج ظاهری اوست پس باید به فکر زاد و توشه و مرکب مناسب آن دوره برآید برای طی کردن عقبههای قبر و برزخ و صراط و حساب و میزان و کتاب و ... .
✅مرحله سوم: تهیه لباس احرام است که باید متذکر لباس آخرت خود شود و آن لباس از اعمال بدنی و اخلاق نفسانی ما فراهم میشود پس سعی کند در نیکو قرار دادن آن لباس و این لباس احرام را برای حرمت حرم الهی و خانه او فراهم میکند اما آن لباس را باید طلب کند برای ورود به دوره قدس و عزت و جلال الهی و برای حاضر شدن در محضر خانههای حقیقی خداوند که مرکز جمیع انوار الهی و سرچشمه خیراتند.
✅مرحله چهارم: دل بریدن از مأنوسات و ترک علایق است که باید از زن و فرزند و شوهر و کسب و کار و سایر متعلقات خود دست بشوید و باید شخص ببیند با همه علایق موجود اما چه آسان خارج شدن از میان اهل و عیال و وطن دست میدهد پس متذکر مرگ شود که به طور ناگهانی با آن برخورد میکند و هر چند دلبستگی او به علایق شدید باشد و به این واسطه جان دادن سخت شود اما مرگ آسان واقع میشود.
✅از نزد ميقات باید حج را شروع کرد و در باطن گویا حاج، دعوت و ندای پروردگار را که از زبان حضرت ابراهیم علیه و علی نبینا و آله السلام در سراسر روزگار طنین انداخته اینک در میقات آن دعوت را به همه وجود خود احساس کرده لذا در مقام جواب برآمده است.
✅غسل احرام: در میقات اول غسل میکند و با غسل ظاهری باید غسل معنوی را هم انجام بدهد که عبارت است از شستشوی روح و دل از هرگونه کدورت معاصی و نافرمانیهایی که با پرورنده خود کرده است پس باید با آب توبه و ندامت باطن خود را از لوث معاصی شستشو دهد و با آتش اندوه و پشیمانی گناهانی را که مرتکب شده بسوزاند و تصمیم و عزم راسخ بر ترک آنها بگیرد.
✅لباس احرام: لباس رمز اخلاق نفسانی و اعمال بدنی است پس باید تمام لباسهای عادیات و طبیعت و اخلاقیات ناپسند را از خود خارج کند و همچنین اعمالی که با اعضاء و جوارح خود انجام میدهد مطابق رضا و خرسندی خداوند اصلاح کند و با لباس تقوی و بندگی به زیارت پروردگارش بشتابد.
✅بستن احرام: محرم که احرام میبندد یعنی بر خود حرام میکند آنچه محرم باید از آن پرهیز کند و در باطن برای حج باطنی و دیدار خانههای حقیقی اسماء و صفات و تجلیات پروردگار بر خود حرام میکند هر توجه به غیر خداوند را زیرا شرط توجه به خدا سلب توجه از ماسوای او است.
بر محرم تزیینکردن به سورمه و زیور آلات حرام است و آنها رمز تعلق به شئونات دنیا و زرق و برق آن است و معلوم است هرچه مربوط به دنیا است نفس اماره را تقویت و عقل را ضعیف میکند و به عکس هرچه مربوط به آخرت و امور دین و دیانت است عقل را تقویت و نفس را ضعیف مینماید. ازاین رو در شریعت حلالها و مستحبات چون مقویّ عقل است به آنها امر شده و چون حرامها و مکروهات مقوی نفس است از آنها نهی شده است پس برای داخل شدن در حرم قدس الهی و دیدار خانههای حقیقی باید چشم و گوش نفس را با ترک معاصی و شهوات ضعیف کرد و با ضمیمه طاعات و حسنات چشم و گوش عقل را قوی ساخت.
@AghayedNet