اللهم صل علی علیّ بن موسی الرضا المرتضی
الامام التقی النقی،وحجتک علی من فوق الارض،و من تحت الثری،الصدیق الشهید،صلوة کثیرة تامة زاکیة متواصلة متواترة مترادفة،کأفضل ماصلیت علی أحدمن أولیائک
@AghayedNet
✔️اشاره ای دیگر به عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی أع در آثار مستشرقان

🔻با توضیحی درباره بی ارتباطی بابیه (لعنهم الله) با شیخیه

پیش از این به کتاب ها و مقاله ها و پایان نامه هایی اشاره کرده بودیم که فراخور بحث از شیعه و مکاتب فکری آن، به مرحوم آقای شریف طباطبائی اشاره کرده اند و در این مجال، به معرفی کتابی دیگر در این زمینه می پردازیم.

اهمیت این بحث آنگاه بیشتر روشن می شود که در نظر آوریم مرحوم آقای شریف طباطبائی در قهی اصفهان متولد شده و حوزه درسی ایشان محدود به همدان و جندق بود (و اندکی در نائین، قبل از رحلت مرحوم حاج محمدکریم کرمانی أع) و بسامد فراوانی نداشت؛ اما امروز شاهدیم به مناسبت بحث از شیعه و مکتب شیخیه، نام این بزرگوار نیز به میان می آید و پژوهشگران از ناآگاهی به نام و نشان ایشان فاصله گرفته اند؛ اگرچه نزد برخی هنوز هم چهره ای ناشناخته اند.

مرحوم آقای شریف طباطبائی در جبهه های مختلف فکری فعالیت داشته اند. از رویارویی با بدعت لزوم وحدت ناطقی شیعی و بیان غیریتِ این اصطلاح با رکن رابع تا رویارویی با پادریان و مسیحیان و رد آنان و بعد هم رویارویی با بابیه لعنهم الله و رد بر ایشان.
ایشان در این جبهه اخیر، نوشته هایی تنظیم فرمودند برای تبیین اینکه شیخیه، غیر از بابیه و بهائیه است و شیخیه مکتبی است در شیعه اثنی عشری و حال انکه بابیه و بهائیه (لعنهم الله) به دور از تعالیم اسلامی هستند و این ادعا که بابیه زائیده شیخیه است، ادعایی پوچ است (در پرانتز اشاره کنیم که برخی پژوهشگران بر این باورند که بابیگری تحت تأثیر فلسفه ملاصدراست، ر.ک: اقبال لاهوری، سیر فلسفه در ایران، ترجمه آریانپور، ص108)

کتاب Studies in Babi and Bahai History ( = مطالعاتی در تاریخ بابیه و بهائیت) دربردارنده مقالاتی درباره بابیه و بهائیت است که دانشمندان غربی نوشته‌ اند. در مقاله‌ ای با نام Shaykhi Reactions to the Bab ( = واکنش‌های شیخیه به باب) نوشتهٔ دنیس مک‌اوین (Denis MacEoin) به کتاب «اجتنابِ» مرحوم آقای شریف طباطبائی اشاره شده است.

نویسنده مقاله می‌ نویسد:

«حاجی محمد باقر همدانی نویسندهٔ کتابی کمتر شناخته شده اما باز جالب است و در موضوع دفاع از مکتب شیخیه، یعنی کتاب «اجتناب»، در آن کتاب لازم دیده است که این تهمت را که فرقه بابیه وابسته به مکتب شیخیه رد کند.»

منظور وی باید این عبارت باشد که در کتاب اجتناب فرموده اند:

«اما اینکه طایفهٔ بابیه را در عداد سلسلهٔ شیخیه شمرده، پس عرض می‌کنم که اولاً ایشان در عداد سلسلهٔ شیخیه نبوده‌اند و نیستند، و ثانیاً هفتاد و دو فرقه هالکه در اسلام واقع شدند و به وقوع ایشان در اسلام نقصی به امت ناجیه که از اهل ایمانند وارد نیامد... .»

شایان ذکر است مقاله مذکور بیشتر به ردیه های مرحوم آقای حاج محمدکریم کرمانی اع بر بابیه و کتاب های دیگر ایشان می پردازد، کتاب هایی همچون شهاب ثاقب، ازهاق الباطل، تیر شهاب، رساله در رد باب مرتاب، هدایة الطالبین، سی فصل و... .

مرحوم حاج محمدکریم کرمانی، در صف اول مخالفان باب قرار داشتند و محاکمه باب در تبریز عمدتاً توسط رهبران شیخیه در آن شهر صورت گرفت.
چندان که به نوشته آواره، مبلغ بهائی «خصومت با بهائی، از خصایص هر شیخی کریم خانی است.» آقای کرمانی اعلی الله مقامه چنان مبغوض علی‌ محمد باب واقع شدند که ایشان را دجال و نقطه جهل و حرف نفی و کفر و نقطه انکار و حرف نار نامید و مظهر شیطان دانست و لعن و سب‌ ها کرد و دوستی آن بزرگوار را به جهنم تعبیر کرد و هرآنچه خودْ بود را به ایشان نسبت داد و به خیال خود حق هم داشت! چراکه به تعبیر یکی از نویسندگان «اگر حاج محمد کریم کرمانی بابی می‌ شد، ایران بابی می‌ شد.» و وقتی چنین نشد، تمام نقشه‌ های باب نقش بر آب شد.

در آغاز مقاله مذکور به رویدادهای دوره بعد از وفات عالم ربانی مرحوم سیدکاظم رشتی اع اشاره می کند و توضیحی مختصر را از زندگانی آقای مرحوم کرمانی ارائه می کند. سپس ماجرای پیدایش فرقه بابیه لعنة الله علیهم را مفصلاً شرح میکند.

قسمت دیگر این مقاله به ردیه های آقای مرحوم کرمانی اختصاص دارد. و ما به علت اهمیت اشاره وی به مرحوم آقای شریف طباطبائی، بیشتر بر این نکته مقاله تأکید کرده ایم که این بزرگوار علی رغم آنکه نزد برخی پژوهشگران غربی چهره ای ناشناخته اند، در این مقاله به ایشان اشاره شده است.
🔻🔻🔻
http://www.aghayed.net/اشاره-ای-دیگر-به-عالم-ربانی-مرحوم-حاج-می

@AghayedNet
🌷أسعد الله أیامکم سعیدا
حضرت رضا علیه السلام فرمود: بر گردن دوستداران و شیعیان هر امامی عهدی است و تمام وفای به عهد و نیکو انجام دادن آن، زیارت قبر ایشان است (الکافی،ج4، ص567)
@AghayedNet
🌷قصیده عالم ربانی مرحوم شیخ احمد اَحسائی أع درباره حضرت رضا علیه السلام؛ با ترجمه فارسی آن

شيخ مرحوم ـ اعلى اللّه مقامه ـ در تاريخ ۲۶ ذيقعدة الحرام سال ۱۲۲۲ق كه براى زيارت حضرت رضا عليه‏السلام به سوى مشهد مقدّس مى‏ آمدند، در نزديكى طبس در عصر آن روز، اين قصيده را انشاء فرمودند.

۱- به سوى تو مى‏ آيم اى پور موسى در حالى كه آتش عشق و شور اشتياق تاب و قرار را از من ربوده است.

۲- راهنما و جلودارم در اين سفر، شوق است كه مرا به كوى شما مى‏ كشاند.

۳- هواى وصل، آتش عشق و هيجان شوق مرا محاصره كرده‏ اند و مرا به سوى شما مى‏ رانند.

۴- من كودكان خردسال و دخترانى دارم كه جانم فدايشان؛ هرگاه آهنگ جدايى ايشان مى‏ كنم، آرامش از ايشان سلب مى‏ شود.

۵- و هرگاه آيينه دلم سويشان رو مى‏ كند، جگرم پاره پاره مى‏ شود.

۶- اما چون بانگ دعوت شما را شنيدم، دورى ايشان برايم از عسل شيرين‏ تر شد و ديگر پروايى از امواج خروشان بلا كه بر ايشان وارد آيد ندارم.

۷- طوفان مشكلات، آتش فراق و سختى سفر برايم گوارا شد و ناملايمات برايم هموار گرديد.

۸- دار و ندارم را به اميد ديدار يك ‏روزتان فروختم و شما در نزد من چنين مقام والايى داريد.

🔻ادامه در فایل زیر
@AghayedNet
🌷 از فرمایش های مکتبی

در زمان امام رضا صلوات اللّه عليه كار به جايی كشيد كه ائمه‏ ما و شيعيانشان به عنايت و تأييدات ائمه توانستند به دنيای اسلام اين نكته را بفهمانند كه امام حقيقتی است غير از آن‏چه شما خيال می كنيد. و فكر می ‏كنيد آن كسی است كه مثل ابی بكر و عمر و عثمان و مانند آن‏ها كه قدرت و حكومت به دست آوردند، و در جای رسول خدا صلی الله علیه و آله نشستند و گفتند ما مقام خلافت را دارا شده‏ ايم، امام اين‏طور نيست و آن‏ها امام نيستند و شايستگی امامت را ندارند.
اما آن روزهای اول نمی ‏شد اين حرف را بزنند. آن روز اول می ‏گفتند ابوبكر جانشين رسول اللّه است، هرچه می گويد گفته‏ رسول اللّه است. ولی كار به جايی رسيد كه در مجلس مثل مأمون لعنة اللّه عليه كه ديگر قدرتش در اسلام، فوق قدرت عمر و ابی بكر و مانند آنان بود، تمام ممالك اسلام زير تسلّط او بود و به او خليفه می گفتند، در مجلس او كه تمام رجال نامی زمانش از مسلم، نصرانی، يهودی و غير آن‏ها از اهل مذاهب و اديان بودند، امام رضا صلوات اللّه عليه شروع كردند به بيان مقام امام و موقعيّت امام از نظر قرآن و رسول اللّه صلی الله علیه و آله و مقام خدايی امام را به آيات و رواياتی كه از رسول اللّه صلی الله علیه و آله رسيده بود، بيان فرمودند. در آن مجلس، امام علیه السلام نشان دادند كه مقام امامت مطلب ديگری است.
با اين كه تو الآن به خيال خودت و به خيال مردم خليفه هستی و در مسند خلافت نشسته ‏ای، اما امام؛ يعنی من. و موقعيّت حضرت طوری شده بود كه او هم اقرار می ‏كرد كه آری امام؛ يعنی شما كه صاحب اين مقامات و كمالات هستيد. مثل مأمون به امامت علی بن موسي صلوات الله عليه اقرار می ‏كرد.
اين موقعيّت در زمان حضرت رضا صلوات الله عليه و نيز مقداری در زمان حضرت صادق علیه السلام و بعد هم در زمان ساير ائمه هداة معصومين علیهم السلام به جميع جامعه‏ اسلامی فهمانيده شد كه حامل مقام امامت و خلافة اللهی و خلافت رسول اللّه اين بزرگواران هستند. و خلفاء وقت، از اول تا آخرشان، حكّامی غاصب، جائر و ظالم هستند. شيعه اين موقعيّت را به تأييدات ائمه‏ هداة معصومين علیهم السلام به همين ترتيب تا به اين‏جا رسانيد كه دين را از ائمه اخذ می كردند و می گفتند حامل دين، و حاملان اسماء و صفات الهی و صاحبان مقامات الهی ايشان‏ند.
@AghayedNet
Forwarded from AghayedNet
مرحوم میرزا مرتضی قلی خان نائینی، تولیت حرم مطهر حضرت رضا ع در چهار دوره. وی یکی از ارادتمندان مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبایی بود و به مرمت مقبره ایشان در صحن مطهر، عنایت ویژه داشت
@AghayedNet
Forwarded from AghayedNet
مرحوم میرزا مرتضی قلی خان نائینی، تولیت حرم مطهر حضرت رضا ع در چهار دوره. وی یکی از ارادتمندان مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبایی بود و به مرمت مقبره ایشان در صحن مطهر، عنایت ویژه داشت
@AghayedNe
Forwarded from AghayedNet
نمایی از مقبره مرحوم میرزا مرتضی قلی خان نائینی در حرم مطهر رضوی
@AghayedNet
Forwarded from AghayedNet
در بخشی از کتیبه های مقبره مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبایی مرقوم شده است:
در عهد تولیت حضرت مستطاب اجل امجد اکرم آقای میرزا مرتضی قلیخان طباطبائی مد ظله مرمت شد
@AghayedNet
Forwarded from AghayedNet
در کتاب «تاریخ و توصیف دربار ولایتمدار رضوی ع» تولیت مرحوم میرزا مرتضی قلی خان ذکر شده است
@AghayedNet
Forwarded from AghayedNet
Forwarded from AghayedNet
اشاره به دوره های تولیت مرحوم میرزا مرتضی قلی خان طباطبائی نائینی، در کتاب «تاریخ و توصیف دربار ولایتمدار رضوی ع»
@AghayedNet
✔️از تعليقه مرحوم آقای سيد هاشم لاهيجانی (ره) به مرحوم مرتضی قلی خان فاطمی نائينی (=تولیت حرم مطهر حضرت رضا علیه السلام)

🔻پس از رحلت عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی أع


بسم الله تعالی
به عرض می رساند خدا می داند حالت نوشتن و حالت هيچ‌ کاری برای ما باقی نمانده يک خاکی بر سر ما ريخته شده و به يک خذلانی مبتلا شده‌ ايم که يا هيچ عصری اين‌ طورها نشده و يا کمتر اتفاق افتاده.

حالت ماها مثل اهل جاهليت و زمان فَترت شده بلکه از جهتی بدتر بزرگ دين از دست رفته و عجالةً حيران و سرگردان و جاهل و ناقص داريم به سر می بريم و راه به جايی نمی بريم مگر خداوند تفضلی فرمايد و عالم عادلی اگرچه در ادنی درجات علم و عدالت واقعی واقع باشد هر طوری که صلاح می داند برای ما ظاهر فرمايد و رفع حاجت ما را نمايد يا صاحب کار عجل الله فرجه را ظاهر نمايد... .

دعا کنيد در حق من که خدا مرا حفظ کند از گمراهی که بعد از زحمت‌ های سال‌ های دراز، آخر کار از اهل نجات باشم و با اين اوضاع حاليه آخرالزمان گمراه نشده و گمراه کننده کسی نباشم و غرض و مرض پيدا نکنم که انکار حقی نموده يا تصديق باطلی نمايم. علمی نداريم که به آن علم خود را حفظ نموده و قلب خود را در امر دين ثابت بداريم مگر پيش خدا التماس کنيم که دستی ما را حفظ کند که با حالت جهل‌ ها و نقص‌ ها و عيب‌ هايی که داريم يک‌ خورده ايمانی به آخرت ببريم.

من که خيلی وحشت دارم که اسباب گمراهی فراهم هست اگر خداوند دستی حفظ نکند چقدر علماء امثال من و گنده‌ تر از من در عهد مشايخ بودند که بعد از رحلتشان گمراه شدند و به جهنم رفتند هر قدر علم مبذول شده و تفصيل داده شده باشد چاره کار ما ناقصين را نمی کند چرا که اسباب گمراهی زياد است از راه‌ هايی که مردم سابق، از علماء و عوام، گمراه شدند. هرگاه فرضاً گمراه نشويم از راه‌ های ديگر، شيطان اسباب گمراهی فراهم می کند.

اعوذ بالله من مضلات الفتن يا الله يا رحمن يا رحيم يا مقلب القلوب ثبت قلوبنا علی دينک و لا تزغ قلوبنا بعد اذ هديتنا و هب لنا من لدنک رحمة انک انت الوهاب... و السلام من العبد هاشم الحسينی الرشتی.
@AghayedNet
✔️رساله ای مختصر از عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی أع (1239ــ 1319ق)

🔻در پاسخ به پرسش های مختلف، بدون تاریخ نگارش

بسم الله الرحمن الرحيم

سؤال: اثبات نبوت خاصّه به دليل عقل ممكن است يا ممتنع؟ درصورت امكان بيان بفرمائيد و در صورت ممتنع تكليف مكلّف چيست؟

بسم الله تعالی
جواب: بعد از اثبات صانع و صفات او اثبات نبوت خاصّه به دليل عقل ممكن است اگرچه بعضی گفته‏ اند كه ممكن نيست. و اگر خواستيد بدانيد كه ممكن است و به محض ادّعا عرض نكردم، به كتاب درّه يا به جواب ميرزا اسحق خان رجوع بفرماييد تا حقيقت امر معلوم شود. دليل و برهان اين مطلب را با اختصار نمی ‏توان يافت.

سؤال: شي‏ء واحد در آن واحد در امكنه متعدد به دليل عقل از جميع جهات و به جميع جهات و در جميع جهات ممكن است يا ممتنع؟

جواب: هر شيئی كه در ملك خدا موجود شد در رتبه‏ ای از مراتب موجود شده بنابراين شي‏ء واحد در آن واحد در امكنه عديده مرتبه خود آن شیء ممتنع است. مثل آنكه سنگ جسمانی در مرتبه جسم در حال واحد ممتنع است كه هم در مغرب باشد و هم در مشرق، اما شیء واحد اگر از عالم بالا باشد ممكن است كه در حال واحد خود در امكنه متعدده عالم پايين ظاهر شود مثل ظهور حضرت امير علیه السلام بر سر هر ميّتی. «يا حار همدان من يمُت يَرَنی»، و مثل ظهور ملك ‏الموت از برای قبض ارواح.

سؤال: موجودات جاهلند يا عالم؟ در صورتی كه جاهل باشند تكليف چه چيز است و در صورتی هم عالم باشند تكليف چه چيز است؟

جواب: جاهلِ محض تكليفی ندارد و خداوند ابتدا فرمود به تعليم خلق خود به واسطه ارسال رسل و انزال كتب و هركس به اندازه معيّنی عالم شد و تكليف، عمل كردن است به علم.

سؤال: جمع نقيضتين در مقام نقاضت ممتنع است و اتّحاد ضدّين و سفسطه ممكن است يا ممتنع؟

جواب: جمع نقيضتين در مقام نقاضت ممتنع است و همچنين اتّحاد ضدّين در مقام تضاد و سفسطه ممكن است ولی حاصل آن نرسيدن به حقيقت امر.

سؤال: دجاجه از بيضه پيدا شده يا بيضه از دجاجه؟

جواب: دجاجه از بيضه است و بيضه از دجاجه تا امر منتهی می ‏شود به بيضه اولی كه آن از دجاجه نيست و از آب و خاك به عمل آمده، مثل بنی نوع انسان كه هر شخصی از منی به عمل آمده و منی از شخص تا امر منتهی می ‏شود به آدم ابوالبشر كه او از سلاله طين به عمل آمده و آن سلاله از شخصی نيست، از آب و گِل است.

سؤال: بر هر مكلف متديّنی واجب و لازم است كه حقّيت و حقيقت دين خود را به سند معقول بفهمد يا حرام است؟

جواب: بر هر مكلف متديّنی واجب و لازم است كه حقّيت دين خود را به دليل عقلی كه احتمال خلاف در آن ندهد بفهمد؛ اما حرام بودن را تا به حال از عاقلی نشنيده بودم.

سؤال: در صورتی كه واجب باشد تقليد معلّمان آن عصر حلال است يا حرام است يا مكروه؟

جواب: بلكه واجب است نه حرام و نه مكروه.

سؤال: در صورتی كه تقليد معلّمان آن عصر حرام باشد،

جواب: در مسائلی كه نمی داند واجب است سؤال كردن.

سؤال: منع مجاهد حلال است يا حرام؟

جواب: منع مجاهد حرام است در صورتی كه به دليل عقل از روي بصيرت متدين شد در هر مسأله كه نمی ‏داند بايد از عالم متدينی سؤال كند و اگر سؤال نكند مؤاخذه خواهند كرد يقيناً.

سؤال: علم خدا به اشياء حضوری است يا حصولی؟

جواب: علم خدا به اشياء حضوری است.

سؤال: كلام مبهم از برای مستمع بافايده است يا بی ‏فايده؟

جواب: كلام مبهم اگر به هيچ ‏وجه فهميده نشود بی ‏فايده است اما اگر چيزی از آن فهميده شد تا اينكه بعد مبيّن شود بی فايده نيست.

سؤال: عدم، قبول وجود می كند يا خير؟

جواب: عدم صرف قبول وجود نمی ‏كند وليكن امكان، قبول كون می كند.

سؤال: وجود، قبول عدم می ‏كند يا خير؟

جواب: وجود صرف قبول عدم نمی ‏كند وليكن شی‏ء از كون به امكان می ‏رود.

سؤال: انفكاك خالق از مخلوق ممكن است يا ممتنع؟

جواب: نفس انفكاك از خلق است و خلق ممكن است و ذات خالق را با خلق هيچ لزومی و انفكاكی نيست.

سؤال: از ناقص درست فهميده می شود يا خير؟

جواب: ناقص در رتبه خود درست و نادرستی دارد، اگر به طوری ‏كه خدا راهنمايی كرده و ناقص در آن راه مهتدی شد درست فهميده و اگر تخلف كرد نادرست خواهد فهميد، و الذين جاهدوا فينا لنهدينّهم سبلنا.
@AghayedNet
Forwarded from AghayedNet
🔹نماز آيات و امور متعلقه به آن است و در آن دو فصل است

🔺فصل اول: در اسباب و کيفيت آن و امور متعلقه به آن است و در آن چند مسئله است

🔺فصل دوم: در احکام نماز آيات و امور متعلقه به آن است و در آن چند مسئله است

🔸از کتاب: کفایة المسائل، نگاشته مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی
@AghayedNet
AghayedNet
@AghayedNet
✔️ از مظلومیت های عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبایی اعلی الله مقامه

یکی از مظلومیت های ایشان، یاد نکردن از این بزرگوار است در بعضی کتاب ‌هایی که درباره اَعلام مدرسه (=مکتب) احسائی به نگارش درآمده است.
برای نمونه در کتاب «اعلام مدرسة الشیخ الاوحد» (دار المحجة البیضاء)، اگرچه مفصل درباره شخصیت ‌های مکتبی سخن گفته است (چه شاگردان شیخ مرحوم و چه شخصیت ‌های فکری وابسته به این بزرگوار) و در صفحه 550 به زندگانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اع پرداخته؛ ولی هیچ سخنی از مرحوم میرزا محمدباقرشریف طباطبایی اع به میان نیامده است؛ با وجود این همه آثار علمی در رشته های مختلف و نقش بارز این بزرگوار در رویارویی با انحرافات در جبهه های مختلف فکری... .
@AghayedNet