عالم ربانی مرحوم سید کاظم رشتی اع:
نماز اعظم ارکان دین است و اقوای اعمال مسلمین که به قبولش سایر اعمال مقبول و عدم قبولش کل اعمال مردود و مقام توجه به حضرت قدس است... .
@AghayedNet
نماز اعظم ارکان دین است و اقوای اعمال مسلمین که به قبولش سایر اعمال مقبول و عدم قبولش کل اعمال مردود و مقام توجه به حضرت قدس است... .
@AghayedNet
AghayedNet
فرازی از رساله اسحاقیه؛ نگاشته مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی أع @AghayedNet
✔️توضیحِ جایگاهِ استفاده از «دلیل عقلی» و «دلیل تعبّدی»
از رساله: اسحاقیه
نگاشته: مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی
🔹پس چون يافتيد به بيانى كه گذشت كه پيغمبر آخرالزمان صلى الله عليه وآله بر حق و باحق بود و اوصياى معروف او همه برحق و باحق بودند و حق بر گِرد ايشان دور مى زد و ايشان برگرد حق دور زدند به طور يقين عقلى و كسانى كه به ايشان ايمان نياوردند بر باطل بودند و هستند به «دليل عقلى يقينى» به طوريكه گذشت نه به تعبّد؛
🔹چرا كه «دليل تعبّدى» در اصل اختيار دين و مذهب دليل كفّار و منافقين است كه گفتند: «انّا وجدنا آباءنا على امة و انّا على آثارهم مهتدون» و خداوند عالم جل شأنه ايشان را به قول خود ردّ فرمود كه «اَ وَ لو كان آباؤهم لايعقلون شيئاً و لايهتدون.»
🔹و «دليل تعبّدى» جاى آن بعد از آن است كه به «دليل عقلى يقينى» ثابت شود حقّيت حجتى، پس بعد از ثبوت حجيت او به «دليل عقل»، آنگاه اگر آن حجت امرى و نهيى كرد و مَحجوجين راه حُسن و قُبح امر مخصوصى را ندانند، سهل است؛ پس بايد تعبّداً به امر حجّت ثابت يقينى به دليل عقل، عمل كنند و همچنين بايد تعبّداً از منهيات او احتراز كنند.
@AghayedNet
از رساله: اسحاقیه
نگاشته: مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی
🔹پس چون يافتيد به بيانى كه گذشت كه پيغمبر آخرالزمان صلى الله عليه وآله بر حق و باحق بود و اوصياى معروف او همه برحق و باحق بودند و حق بر گِرد ايشان دور مى زد و ايشان برگرد حق دور زدند به طور يقين عقلى و كسانى كه به ايشان ايمان نياوردند بر باطل بودند و هستند به «دليل عقلى يقينى» به طوريكه گذشت نه به تعبّد؛
🔹چرا كه «دليل تعبّدى» در اصل اختيار دين و مذهب دليل كفّار و منافقين است كه گفتند: «انّا وجدنا آباءنا على امة و انّا على آثارهم مهتدون» و خداوند عالم جل شأنه ايشان را به قول خود ردّ فرمود كه «اَ وَ لو كان آباؤهم لايعقلون شيئاً و لايهتدون.»
🔹و «دليل تعبّدى» جاى آن بعد از آن است كه به «دليل عقلى يقينى» ثابت شود حقّيت حجتى، پس بعد از ثبوت حجيت او به «دليل عقل»، آنگاه اگر آن حجت امرى و نهيى كرد و مَحجوجين راه حُسن و قُبح امر مخصوصى را ندانند، سهل است؛ پس بايد تعبّداً به امر حجّت ثابت يقينى به دليل عقل، عمل كنند و همچنين بايد تعبّداً از منهيات او احتراز كنند.
@AghayedNet
فرازی از رساله توضیح؛ نگاشته مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اع
@AghayedNet
@AghayedNet
AghayedNet
فرازی از رساله توضیح؛ نگاشته مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اع @AghayedNet
🌷نکته ای درباره آیاتی که «وَ اذْکُر...» در آن است و آیاتی که «مَثَل...» در آن است؛ با توجه به رساله «توضیح» نگاشته مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبایی
سبکِ آیاتِ نوع اول، در اِخبار صِرف است مثل «و اذکر اسماعیل و الیسع و ذا الکفل و کل من الأخیار.»
و اما «و اضرب لهم مثلا اصحاب القریة...» در تعلیم و حکمت آموختن به امت است نه محض اِخبار و بس.
مثل آنکه می فرماید: «و اضرب لهم مثلاً رجلین جعلنا لأحدهما جنتین من اعناب...» تا آخر آیات.
و ضَربِ امثال را برای تعلیم امور کلیه می آورد؛ چنانکه فرموده: «و تلک الأمثال نضربها للناس و ما یعقلها إلا العالِمون» یعنی این مثل ها را می زنم از برای مردم و تعقل نمی کند آنها را مگر علماء.
@AghayedNet
سبکِ آیاتِ نوع اول، در اِخبار صِرف است مثل «و اذکر اسماعیل و الیسع و ذا الکفل و کل من الأخیار.»
و اما «و اضرب لهم مثلا اصحاب القریة...» در تعلیم و حکمت آموختن به امت است نه محض اِخبار و بس.
مثل آنکه می فرماید: «و اضرب لهم مثلاً رجلین جعلنا لأحدهما جنتین من اعناب...» تا آخر آیات.
و ضَربِ امثال را برای تعلیم امور کلیه می آورد؛ چنانکه فرموده: «و تلک الأمثال نضربها للناس و ما یعقلها إلا العالِمون» یعنی این مثل ها را می زنم از برای مردم و تعقل نمی کند آنها را مگر علماء.
@AghayedNet
اللهم صل علی علیّ بن موسی الرضا المرتضی
الامام التقی النقی،وحجتک علی من فوق الارض،و من تحت الثری،الصدیق الشهید،صلوة کثیرة تامة زاکیة متواصلة متواترة مترادفة،کأفضل ماصلیت علی أحدمن أولیائک
@AghayedNet
الامام التقی النقی،وحجتک علی من فوق الارض،و من تحت الثری،الصدیق الشهید،صلوة کثیرة تامة زاکیة متواصلة متواترة مترادفة،کأفضل ماصلیت علی أحدمن أولیائک
@AghayedNet
✔️اشاره ای دیگر به عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی أع در آثار مستشرقان
🔻با توضیحی درباره بی ارتباطی بابیه (لعنهم الله) با شیخیه
پیش از این به کتاب ها و مقاله ها و پایان نامه هایی اشاره کرده بودیم که فراخور بحث از شیعه و مکاتب فکری آن، به مرحوم آقای شریف طباطبائی اشاره کرده اند و در این مجال، به معرفی کتابی دیگر در این زمینه می پردازیم.
اهمیت این بحث آنگاه بیشتر روشن می شود که در نظر آوریم مرحوم آقای شریف طباطبائی در قهی اصفهان متولد شده و حوزه درسی ایشان محدود به همدان و جندق بود (و اندکی در نائین، قبل از رحلت مرحوم حاج محمدکریم کرمانی أع) و بسامد فراوانی نداشت؛ اما امروز شاهدیم به مناسبت بحث از شیعه و مکتب شیخیه، نام این بزرگوار نیز به میان می آید و پژوهشگران از ناآگاهی به نام و نشان ایشان فاصله گرفته اند؛ اگرچه نزد برخی هنوز هم چهره ای ناشناخته اند.
مرحوم آقای شریف طباطبائی در جبهه های مختلف فکری فعالیت داشته اند. از رویارویی با بدعت لزوم وحدت ناطقی شیعی و بیان غیریتِ این اصطلاح با رکن رابع تا رویارویی با پادریان و مسیحیان و رد آنان و بعد هم رویارویی با بابیه لعنهم الله و رد بر ایشان.
ایشان در این جبهه اخیر، نوشته هایی تنظیم فرمودند برای تبیین اینکه شیخیه، غیر از بابیه و بهائیه است و شیخیه مکتبی است در شیعه اثنی عشری و حال انکه بابیه و بهائیه (لعنهم الله) به دور از تعالیم اسلامی هستند و این ادعا که بابیه زائیده شیخیه است، ادعایی پوچ است (در پرانتز اشاره کنیم که برخی پژوهشگران بر این باورند که بابیگری تحت تأثیر فلسفه ملاصدراست، ر.ک: اقبال لاهوری، سیر فلسفه در ایران، ترجمه آریانپور، ص108)
کتاب Studies in Babi and Bahai History ( = مطالعاتی در تاریخ بابیه و بهائیت) دربردارنده مقالاتی درباره بابیه و بهائیت است که دانشمندان غربی نوشته اند. در مقاله ای با نام Shaykhi Reactions to the Bab ( = واکنشهای شیخیه به باب) نوشتهٔ دنیس مکاوین (Denis MacEoin) به کتاب «اجتنابِ» مرحوم آقای شریف طباطبائی اشاره شده است.
نویسنده مقاله می نویسد:
«حاجی محمد باقر همدانی نویسندهٔ کتابی کمتر شناخته شده اما باز جالب است و در موضوع دفاع از مکتب شیخیه، یعنی کتاب «اجتناب»، در آن کتاب لازم دیده است که این تهمت را که فرقه بابیه وابسته به مکتب شیخیه رد کند.»
منظور وی باید این عبارت باشد که در کتاب اجتناب فرموده اند:
«اما اینکه طایفهٔ بابیه را در عداد سلسلهٔ شیخیه شمرده، پس عرض میکنم که اولاً ایشان در عداد سلسلهٔ شیخیه نبودهاند و نیستند، و ثانیاً هفتاد و دو فرقه هالکه در اسلام واقع شدند و به وقوع ایشان در اسلام نقصی به امت ناجیه که از اهل ایمانند وارد نیامد... .»
شایان ذکر است مقاله مذکور بیشتر به ردیه های مرحوم آقای حاج محمدکریم کرمانی اع بر بابیه و کتاب های دیگر ایشان می پردازد، کتاب هایی همچون شهاب ثاقب، ازهاق الباطل، تیر شهاب، رساله در رد باب مرتاب، هدایة الطالبین، سی فصل و... .
مرحوم حاج محمدکریم کرمانی، در صف اول مخالفان باب قرار داشتند و محاکمه باب در تبریز عمدتاً توسط رهبران شیخیه در آن شهر صورت گرفت.
چندان که به نوشته آواره، مبلغ بهائی «خصومت با بهائی، از خصایص هر شیخی کریم خانی است.» آقای کرمانی اعلی الله مقامه چنان مبغوض علی محمد باب واقع شدند که ایشان را دجال و نقطه جهل و حرف نفی و کفر و نقطه انکار و حرف نار نامید و مظهر شیطان دانست و لعن و سب ها کرد و دوستی آن بزرگوار را به جهنم تعبیر کرد و هرآنچه خودْ بود را به ایشان نسبت داد و به خیال خود حق هم داشت! چراکه به تعبیر یکی از نویسندگان «اگر حاج محمد کریم کرمانی بابی می شد، ایران بابی می شد.» و وقتی چنین نشد، تمام نقشه های باب نقش بر آب شد.
در آغاز مقاله مذکور به رویدادهای دوره بعد از وفات عالم ربانی مرحوم سیدکاظم رشتی اع اشاره می کند و توضیحی مختصر را از زندگانی آقای مرحوم کرمانی ارائه می کند. سپس ماجرای پیدایش فرقه بابیه لعنة الله علیهم را مفصلاً شرح میکند.
قسمت دیگر این مقاله به ردیه های آقای مرحوم کرمانی اختصاص دارد. و ما به علت اهمیت اشاره وی به مرحوم آقای شریف طباطبائی، بیشتر بر این نکته مقاله تأکید کرده ایم که این بزرگوار علی رغم آنکه نزد برخی پژوهشگران غربی چهره ای ناشناخته اند، در این مقاله به ایشان اشاره شده است.
🔻🔻🔻
http://www.aghayed.net/اشاره-ای-دیگر-به-عالم-ربانی-مرحوم-حاج-می
@AghayedNet
🔻با توضیحی درباره بی ارتباطی بابیه (لعنهم الله) با شیخیه
پیش از این به کتاب ها و مقاله ها و پایان نامه هایی اشاره کرده بودیم که فراخور بحث از شیعه و مکاتب فکری آن، به مرحوم آقای شریف طباطبائی اشاره کرده اند و در این مجال، به معرفی کتابی دیگر در این زمینه می پردازیم.
اهمیت این بحث آنگاه بیشتر روشن می شود که در نظر آوریم مرحوم آقای شریف طباطبائی در قهی اصفهان متولد شده و حوزه درسی ایشان محدود به همدان و جندق بود (و اندکی در نائین، قبل از رحلت مرحوم حاج محمدکریم کرمانی أع) و بسامد فراوانی نداشت؛ اما امروز شاهدیم به مناسبت بحث از شیعه و مکتب شیخیه، نام این بزرگوار نیز به میان می آید و پژوهشگران از ناآگاهی به نام و نشان ایشان فاصله گرفته اند؛ اگرچه نزد برخی هنوز هم چهره ای ناشناخته اند.
مرحوم آقای شریف طباطبائی در جبهه های مختلف فکری فعالیت داشته اند. از رویارویی با بدعت لزوم وحدت ناطقی شیعی و بیان غیریتِ این اصطلاح با رکن رابع تا رویارویی با پادریان و مسیحیان و رد آنان و بعد هم رویارویی با بابیه لعنهم الله و رد بر ایشان.
ایشان در این جبهه اخیر، نوشته هایی تنظیم فرمودند برای تبیین اینکه شیخیه، غیر از بابیه و بهائیه است و شیخیه مکتبی است در شیعه اثنی عشری و حال انکه بابیه و بهائیه (لعنهم الله) به دور از تعالیم اسلامی هستند و این ادعا که بابیه زائیده شیخیه است، ادعایی پوچ است (در پرانتز اشاره کنیم که برخی پژوهشگران بر این باورند که بابیگری تحت تأثیر فلسفه ملاصدراست، ر.ک: اقبال لاهوری، سیر فلسفه در ایران، ترجمه آریانپور، ص108)
کتاب Studies in Babi and Bahai History ( = مطالعاتی در تاریخ بابیه و بهائیت) دربردارنده مقالاتی درباره بابیه و بهائیت است که دانشمندان غربی نوشته اند. در مقاله ای با نام Shaykhi Reactions to the Bab ( = واکنشهای شیخیه به باب) نوشتهٔ دنیس مکاوین (Denis MacEoin) به کتاب «اجتنابِ» مرحوم آقای شریف طباطبائی اشاره شده است.
نویسنده مقاله می نویسد:
«حاجی محمد باقر همدانی نویسندهٔ کتابی کمتر شناخته شده اما باز جالب است و در موضوع دفاع از مکتب شیخیه، یعنی کتاب «اجتناب»، در آن کتاب لازم دیده است که این تهمت را که فرقه بابیه وابسته به مکتب شیخیه رد کند.»
منظور وی باید این عبارت باشد که در کتاب اجتناب فرموده اند:
«اما اینکه طایفهٔ بابیه را در عداد سلسلهٔ شیخیه شمرده، پس عرض میکنم که اولاً ایشان در عداد سلسلهٔ شیخیه نبودهاند و نیستند، و ثانیاً هفتاد و دو فرقه هالکه در اسلام واقع شدند و به وقوع ایشان در اسلام نقصی به امت ناجیه که از اهل ایمانند وارد نیامد... .»
شایان ذکر است مقاله مذکور بیشتر به ردیه های مرحوم آقای حاج محمدکریم کرمانی اع بر بابیه و کتاب های دیگر ایشان می پردازد، کتاب هایی همچون شهاب ثاقب، ازهاق الباطل، تیر شهاب، رساله در رد باب مرتاب، هدایة الطالبین، سی فصل و... .
مرحوم حاج محمدکریم کرمانی، در صف اول مخالفان باب قرار داشتند و محاکمه باب در تبریز عمدتاً توسط رهبران شیخیه در آن شهر صورت گرفت.
چندان که به نوشته آواره، مبلغ بهائی «خصومت با بهائی، از خصایص هر شیخی کریم خانی است.» آقای کرمانی اعلی الله مقامه چنان مبغوض علی محمد باب واقع شدند که ایشان را دجال و نقطه جهل و حرف نفی و کفر و نقطه انکار و حرف نار نامید و مظهر شیطان دانست و لعن و سب ها کرد و دوستی آن بزرگوار را به جهنم تعبیر کرد و هرآنچه خودْ بود را به ایشان نسبت داد و به خیال خود حق هم داشت! چراکه به تعبیر یکی از نویسندگان «اگر حاج محمد کریم کرمانی بابی می شد، ایران بابی می شد.» و وقتی چنین نشد، تمام نقشه های باب نقش بر آب شد.
در آغاز مقاله مذکور به رویدادهای دوره بعد از وفات عالم ربانی مرحوم سیدکاظم رشتی اع اشاره می کند و توضیحی مختصر را از زندگانی آقای مرحوم کرمانی ارائه می کند. سپس ماجرای پیدایش فرقه بابیه لعنة الله علیهم را مفصلاً شرح میکند.
قسمت دیگر این مقاله به ردیه های آقای مرحوم کرمانی اختصاص دارد. و ما به علت اهمیت اشاره وی به مرحوم آقای شریف طباطبائی، بیشتر بر این نکته مقاله تأکید کرده ایم که این بزرگوار علی رغم آنکه نزد برخی پژوهشگران غربی چهره ای ناشناخته اند، در این مقاله به ایشان اشاره شده است.
🔻🔻🔻
http://www.aghayed.net/اشاره-ای-دیگر-به-عالم-ربانی-مرحوم-حاج-می
@AghayedNet
🌷أسعد الله أیامکم سعیدا
حضرت رضا علیه السلام فرمود: بر گردن دوستداران و شیعیان هر امامی عهدی است و تمام وفای به عهد و نیکو انجام دادن آن، زیارت قبر ایشان است (الکافی،ج4، ص567)
@AghayedNet
حضرت رضا علیه السلام فرمود: بر گردن دوستداران و شیعیان هر امامی عهدی است و تمام وفای به عهد و نیکو انجام دادن آن، زیارت قبر ایشان است (الکافی،ج4، ص567)
@AghayedNet
🌷قصیده عالم ربانی مرحوم شیخ احمد اَحسائی أع درباره حضرت رضا علیه السلام؛ با ترجمه فارسی آن
شيخ مرحوم ـ اعلى اللّه مقامه ـ در تاريخ ۲۶ ذيقعدة الحرام سال ۱۲۲۲ق كه براى زيارت حضرت رضا عليهالسلام به سوى مشهد مقدّس مى آمدند، در نزديكى طبس در عصر آن روز، اين قصيده را انشاء فرمودند.
۱- به سوى تو مى آيم اى پور موسى در حالى كه آتش عشق و شور اشتياق تاب و قرار را از من ربوده است.
۲- راهنما و جلودارم در اين سفر، شوق است كه مرا به كوى شما مى كشاند.
۳- هواى وصل، آتش عشق و هيجان شوق مرا محاصره كرده اند و مرا به سوى شما مى رانند.
۴- من كودكان خردسال و دخترانى دارم كه جانم فدايشان؛ هرگاه آهنگ جدايى ايشان مى كنم، آرامش از ايشان سلب مى شود.
۵- و هرگاه آيينه دلم سويشان رو مى كند، جگرم پاره پاره مى شود.
۶- اما چون بانگ دعوت شما را شنيدم، دورى ايشان برايم از عسل شيرين تر شد و ديگر پروايى از امواج خروشان بلا كه بر ايشان وارد آيد ندارم.
۷- طوفان مشكلات، آتش فراق و سختى سفر برايم گوارا شد و ناملايمات برايم هموار گرديد.
۸- دار و ندارم را به اميد ديدار يك روزتان فروختم و شما در نزد من چنين مقام والايى داريد.
🔻ادامه در فایل زیر
@AghayedNet
شيخ مرحوم ـ اعلى اللّه مقامه ـ در تاريخ ۲۶ ذيقعدة الحرام سال ۱۲۲۲ق كه براى زيارت حضرت رضا عليهالسلام به سوى مشهد مقدّس مى آمدند، در نزديكى طبس در عصر آن روز، اين قصيده را انشاء فرمودند.
۱- به سوى تو مى آيم اى پور موسى در حالى كه آتش عشق و شور اشتياق تاب و قرار را از من ربوده است.
۲- راهنما و جلودارم در اين سفر، شوق است كه مرا به كوى شما مى كشاند.
۳- هواى وصل، آتش عشق و هيجان شوق مرا محاصره كرده اند و مرا به سوى شما مى رانند.
۴- من كودكان خردسال و دخترانى دارم كه جانم فدايشان؛ هرگاه آهنگ جدايى ايشان مى كنم، آرامش از ايشان سلب مى شود.
۵- و هرگاه آيينه دلم سويشان رو مى كند، جگرم پاره پاره مى شود.
۶- اما چون بانگ دعوت شما را شنيدم، دورى ايشان برايم از عسل شيرين تر شد و ديگر پروايى از امواج خروشان بلا كه بر ايشان وارد آيد ندارم.
۷- طوفان مشكلات، آتش فراق و سختى سفر برايم گوارا شد و ناملايمات برايم هموار گرديد.
۸- دار و ندارم را به اميد ديدار يك روزتان فروختم و شما در نزد من چنين مقام والايى داريد.
🔻ادامه در فایل زیر
@AghayedNet
AghayedNet
🌷قصیده عالم ربانی مرحوم شیخ احمد اَحسائی أع درباره حضرت رضا علیه السلام؛ با ترجمه فارسی آن شيخ مرحوم ـ اعلى اللّه مقامه ـ در تاريخ ۲۶ ذيقعدة الحرام سال ۱۲۲۲ق كه براى زيارت حضرت رضا عليهالسلام به سوى مشهد مقدّس مى آمدند، در نزديكى طبس در عصر آن روز، اين…
إليک مسيري يابن موسي....pdf
90.2 KB
🔺قصیده مرحوم شیخ احمد اَحسائی أع در راه مشهد مقدس
@AghayedNet
@AghayedNet
🌷 از فرمایش های مکتبی
در زمان امام رضا صلوات اللّه عليه كار به جايی كشيد كه ائمه ما و شيعيانشان به عنايت و تأييدات ائمه توانستند به دنيای اسلام اين نكته را بفهمانند كه امام حقيقتی است غير از آنچه شما خيال می كنيد. و فكر می كنيد آن كسی است كه مثل ابی بكر و عمر و عثمان و مانند آنها كه قدرت و حكومت به دست آوردند، و در جای رسول خدا صلی الله علیه و آله نشستند و گفتند ما مقام خلافت را دارا شده ايم، امام اينطور نيست و آنها امام نيستند و شايستگی امامت را ندارند.
اما آن روزهای اول نمی شد اين حرف را بزنند. آن روز اول می گفتند ابوبكر جانشين رسول اللّه است، هرچه می گويد گفته رسول اللّه است. ولی كار به جايی رسيد كه در مجلس مثل مأمون لعنة اللّه عليه كه ديگر قدرتش در اسلام، فوق قدرت عمر و ابی بكر و مانند آنان بود، تمام ممالك اسلام زير تسلّط او بود و به او خليفه می گفتند، در مجلس او كه تمام رجال نامی زمانش از مسلم، نصرانی، يهودی و غير آنها از اهل مذاهب و اديان بودند، امام رضا صلوات اللّه عليه شروع كردند به بيان مقام امام و موقعيّت امام از نظر قرآن و رسول اللّه صلی الله علیه و آله و مقام خدايی امام را به آيات و رواياتی كه از رسول اللّه صلی الله علیه و آله رسيده بود، بيان فرمودند. در آن مجلس، امام علیه السلام نشان دادند كه مقام امامت مطلب ديگری است.
با اين كه تو الآن به خيال خودت و به خيال مردم خليفه هستی و در مسند خلافت نشسته ای، اما امام؛ يعنی من. و موقعيّت حضرت طوری شده بود كه او هم اقرار می كرد كه آری امام؛ يعنی شما كه صاحب اين مقامات و كمالات هستيد. مثل مأمون به امامت علی بن موسي صلوات الله عليه اقرار می كرد.
اين موقعيّت در زمان حضرت رضا صلوات الله عليه و نيز مقداری در زمان حضرت صادق علیه السلام و بعد هم در زمان ساير ائمه هداة معصومين علیهم السلام به جميع جامعه اسلامی فهمانيده شد كه حامل مقام امامت و خلافة اللهی و خلافت رسول اللّه اين بزرگواران هستند. و خلفاء وقت، از اول تا آخرشان، حكّامی غاصب، جائر و ظالم هستند. شيعه اين موقعيّت را به تأييدات ائمه هداة معصومين علیهم السلام به همين ترتيب تا به اينجا رسانيد كه دين را از ائمه اخذ می كردند و می گفتند حامل دين، و حاملان اسماء و صفات الهی و صاحبان مقامات الهی ايشانند.
@AghayedNet
در زمان امام رضا صلوات اللّه عليه كار به جايی كشيد كه ائمه ما و شيعيانشان به عنايت و تأييدات ائمه توانستند به دنيای اسلام اين نكته را بفهمانند كه امام حقيقتی است غير از آنچه شما خيال می كنيد. و فكر می كنيد آن كسی است كه مثل ابی بكر و عمر و عثمان و مانند آنها كه قدرت و حكومت به دست آوردند، و در جای رسول خدا صلی الله علیه و آله نشستند و گفتند ما مقام خلافت را دارا شده ايم، امام اينطور نيست و آنها امام نيستند و شايستگی امامت را ندارند.
اما آن روزهای اول نمی شد اين حرف را بزنند. آن روز اول می گفتند ابوبكر جانشين رسول اللّه است، هرچه می گويد گفته رسول اللّه است. ولی كار به جايی رسيد كه در مجلس مثل مأمون لعنة اللّه عليه كه ديگر قدرتش در اسلام، فوق قدرت عمر و ابی بكر و مانند آنان بود، تمام ممالك اسلام زير تسلّط او بود و به او خليفه می گفتند، در مجلس او كه تمام رجال نامی زمانش از مسلم، نصرانی، يهودی و غير آنها از اهل مذاهب و اديان بودند، امام رضا صلوات اللّه عليه شروع كردند به بيان مقام امام و موقعيّت امام از نظر قرآن و رسول اللّه صلی الله علیه و آله و مقام خدايی امام را به آيات و رواياتی كه از رسول اللّه صلی الله علیه و آله رسيده بود، بيان فرمودند. در آن مجلس، امام علیه السلام نشان دادند كه مقام امامت مطلب ديگری است.
با اين كه تو الآن به خيال خودت و به خيال مردم خليفه هستی و در مسند خلافت نشسته ای، اما امام؛ يعنی من. و موقعيّت حضرت طوری شده بود كه او هم اقرار می كرد كه آری امام؛ يعنی شما كه صاحب اين مقامات و كمالات هستيد. مثل مأمون به امامت علی بن موسي صلوات الله عليه اقرار می كرد.
اين موقعيّت در زمان حضرت رضا صلوات الله عليه و نيز مقداری در زمان حضرت صادق علیه السلام و بعد هم در زمان ساير ائمه هداة معصومين علیهم السلام به جميع جامعه اسلامی فهمانيده شد كه حامل مقام امامت و خلافة اللهی و خلافت رسول اللّه اين بزرگواران هستند. و خلفاء وقت، از اول تا آخرشان، حكّامی غاصب، جائر و ظالم هستند. شيعه اين موقعيّت را به تأييدات ائمه هداة معصومين علیهم السلام به همين ترتيب تا به اينجا رسانيد كه دين را از ائمه اخذ می كردند و می گفتند حامل دين، و حاملان اسماء و صفات الهی و صاحبان مقامات الهی ايشانند.
@AghayedNet
Forwarded from AghayedNet
مرحوم میرزا مرتضی قلی خان نائینی، تولیت حرم مطهر حضرت رضا ع در چهار دوره. وی یکی از ارادتمندان مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبایی بود و به مرمت مقبره ایشان در صحن مطهر، عنایت ویژه داشت
@AghayedNet
@AghayedNet
Forwarded from AghayedNet
مرحوم میرزا مرتضی قلی خان نائینی، تولیت حرم مطهر حضرت رضا ع در چهار دوره. وی یکی از ارادتمندان مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبایی بود و به مرمت مقبره ایشان در صحن مطهر، عنایت ویژه داشت
@AghayedNe
@AghayedNe
Forwarded from AghayedNet
نمایی از مقبره مرحوم میرزا مرتضی قلی خان نائینی در حرم مطهر رضوی
@AghayedNet
@AghayedNet
Forwarded from AghayedNet
در بخشی از کتیبه های مقبره مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبایی مرقوم شده است:
در عهد تولیت حضرت مستطاب اجل امجد اکرم آقای میرزا مرتضی قلیخان طباطبائی مد ظله مرمت شد
@AghayedNet
در عهد تولیت حضرت مستطاب اجل امجد اکرم آقای میرزا مرتضی قلیخان طباطبائی مد ظله مرمت شد
@AghayedNet
Forwarded from AghayedNet
در کتاب «تاریخ و توصیف دربار ولایتمدار رضوی ع» تولیت مرحوم میرزا مرتضی قلی خان ذکر شده است
@AghayedNet
@AghayedNet
Forwarded from AghayedNet
اشاره به دوره های تولیت مرحوم میرزا مرتضی قلی خان طباطبائی نائینی، در کتاب «تاریخ و توصیف دربار ولایتمدار رضوی ع»
@AghayedNet
@AghayedNet
✔️از تعليقه مرحوم آقای سيد هاشم لاهيجانی (ره) به مرحوم مرتضی قلی خان فاطمی نائينی (=تولیت حرم مطهر حضرت رضا علیه السلام)
🔻پس از رحلت عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی أع
بسم الله تعالی
به عرض می رساند خدا می داند حالت نوشتن و حالت هيچ کاری برای ما باقی نمانده يک خاکی بر سر ما ريخته شده و به يک خذلانی مبتلا شده ايم که يا هيچ عصری اين طورها نشده و يا کمتر اتفاق افتاده.
حالت ماها مثل اهل جاهليت و زمان فَترت شده بلکه از جهتی بدتر بزرگ دين از دست رفته و عجالةً حيران و سرگردان و جاهل و ناقص داريم به سر می بريم و راه به جايی نمی بريم مگر خداوند تفضلی فرمايد و عالم عادلی اگرچه در ادنی درجات علم و عدالت واقعی واقع باشد هر طوری که صلاح می داند برای ما ظاهر فرمايد و رفع حاجت ما را نمايد يا صاحب کار عجل الله فرجه را ظاهر نمايد... .
دعا کنيد در حق من که خدا مرا حفظ کند از گمراهی که بعد از زحمت های سال های دراز، آخر کار از اهل نجات باشم و با اين اوضاع حاليه آخرالزمان گمراه نشده و گمراه کننده کسی نباشم و غرض و مرض پيدا نکنم که انکار حقی نموده يا تصديق باطلی نمايم. علمی نداريم که به آن علم خود را حفظ نموده و قلب خود را در امر دين ثابت بداريم مگر پيش خدا التماس کنيم که دستی ما را حفظ کند که با حالت جهل ها و نقص ها و عيب هايی که داريم يک خورده ايمانی به آخرت ببريم.
من که خيلی وحشت دارم که اسباب گمراهی فراهم هست اگر خداوند دستی حفظ نکند چقدر علماء امثال من و گنده تر از من در عهد مشايخ بودند که بعد از رحلتشان گمراه شدند و به جهنم رفتند هر قدر علم مبذول شده و تفصيل داده شده باشد چاره کار ما ناقصين را نمی کند چرا که اسباب گمراهی زياد است از راه هايی که مردم سابق، از علماء و عوام، گمراه شدند. هرگاه فرضاً گمراه نشويم از راه های ديگر، شيطان اسباب گمراهی فراهم می کند.
اعوذ بالله من مضلات الفتن يا الله يا رحمن يا رحيم يا مقلب القلوب ثبت قلوبنا علی دينک و لا تزغ قلوبنا بعد اذ هديتنا و هب لنا من لدنک رحمة انک انت الوهاب... و السلام من العبد هاشم الحسينی الرشتی.
@AghayedNet
🔻پس از رحلت عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی أع
بسم الله تعالی
به عرض می رساند خدا می داند حالت نوشتن و حالت هيچ کاری برای ما باقی نمانده يک خاکی بر سر ما ريخته شده و به يک خذلانی مبتلا شده ايم که يا هيچ عصری اين طورها نشده و يا کمتر اتفاق افتاده.
حالت ماها مثل اهل جاهليت و زمان فَترت شده بلکه از جهتی بدتر بزرگ دين از دست رفته و عجالةً حيران و سرگردان و جاهل و ناقص داريم به سر می بريم و راه به جايی نمی بريم مگر خداوند تفضلی فرمايد و عالم عادلی اگرچه در ادنی درجات علم و عدالت واقعی واقع باشد هر طوری که صلاح می داند برای ما ظاهر فرمايد و رفع حاجت ما را نمايد يا صاحب کار عجل الله فرجه را ظاهر نمايد... .
دعا کنيد در حق من که خدا مرا حفظ کند از گمراهی که بعد از زحمت های سال های دراز، آخر کار از اهل نجات باشم و با اين اوضاع حاليه آخرالزمان گمراه نشده و گمراه کننده کسی نباشم و غرض و مرض پيدا نکنم که انکار حقی نموده يا تصديق باطلی نمايم. علمی نداريم که به آن علم خود را حفظ نموده و قلب خود را در امر دين ثابت بداريم مگر پيش خدا التماس کنيم که دستی ما را حفظ کند که با حالت جهل ها و نقص ها و عيب هايی که داريم يک خورده ايمانی به آخرت ببريم.
من که خيلی وحشت دارم که اسباب گمراهی فراهم هست اگر خداوند دستی حفظ نکند چقدر علماء امثال من و گنده تر از من در عهد مشايخ بودند که بعد از رحلتشان گمراه شدند و به جهنم رفتند هر قدر علم مبذول شده و تفصيل داده شده باشد چاره کار ما ناقصين را نمی کند چرا که اسباب گمراهی زياد است از راه هايی که مردم سابق، از علماء و عوام، گمراه شدند. هرگاه فرضاً گمراه نشويم از راه های ديگر، شيطان اسباب گمراهی فراهم می کند.
اعوذ بالله من مضلات الفتن يا الله يا رحمن يا رحيم يا مقلب القلوب ثبت قلوبنا علی دينک و لا تزغ قلوبنا بعد اذ هديتنا و هب لنا من لدنک رحمة انک انت الوهاب... و السلام من العبد هاشم الحسينی الرشتی.
@AghayedNet