🌷از فرمایش های مکتبی
صورت کاغذی که مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اعلی الله مقامه بعد از برگشتن از میهمانی برای صاحبخانه نوشته اند
بسم الله الرحمن الرحیم
عرض می شود قدری نان به مرغابی ها دادم، بعد ملتفت شدم که فرموده بودید ضیافت از بابت ثُلثی است که وصیت شده. حال ملاحظه کنید اگر وصیت به طوری است که عیبی ندارد به مرغابی دادن، که خوب؛ و الّا نصف نانی از خود به مصرف این میهمانی عوض من رسانیده که اقلاً ما در حرام نیفتیم و عمل حرام کم و زیادش تفاوت نمی کند والسلام.
@AghayedNet
صورت کاغذی که مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اعلی الله مقامه بعد از برگشتن از میهمانی برای صاحبخانه نوشته اند
بسم الله الرحمن الرحیم
عرض می شود قدری نان به مرغابی ها دادم، بعد ملتفت شدم که فرموده بودید ضیافت از بابت ثُلثی است که وصیت شده. حال ملاحظه کنید اگر وصیت به طوری است که عیبی ندارد به مرغابی دادن، که خوب؛ و الّا نصف نانی از خود به مصرف این میهمانی عوض من رسانیده که اقلاً ما در حرام نیفتیم و عمل حرام کم و زیادش تفاوت نمی کند والسلام.
@AghayedNet
AghayedNet
@AghayedNet
✔️أسئلة عن الشيخ الأوحد الشيخ أحمد الأحسائي ـ أعلى الله مقامه ـ وأجوبتها بخطّه المبارك:
🔶الأسئلة:
🔹1. أسأل من جنابكم أن يعلّمني كيفيّة زيارة عاشوراء مع زيارة ششم [أي الزيارة السادسة].
🔹2. وأيضاً أسأل من جنابكم أنّ سلمان ـ رضي الله عنه ـ دخل في دار فاطمة ـ صلوات الله عليها ـ وتكلّم معها أم لا ؟ والأحاديث الذي يقرأ من هذه الجهة في المنابر صحيح أم لا؟
🔹3. وأسأل من جنابكم هل يجوز طلب مرتبة المعصوم لغير المعصوم عليه السلام أم لا؟
وكلّ هذه المسائل اشرح لي مع البرهان أسأل من جنابكم أن دعوتني أن يوفّقني الله في العبادة مع الإخلاص.
🔶الأجوبة:
بسم الله الرحمن الرحیم
🔹1.أمّا زيارة عاشوراء؛ فتصلّي ركعتين بعد الزيارة وبعد السجود ـ قريباً أم بعيداً ـ، والإحتياط في البعيد أن يصلّي ركعتين قبل الزيارة، وركعتين بعد الزيارة قبل اللعن، وركعتين بعد اللعن والتسليم، وركعتين قبل السجود، وركعتين بعد السجود.
وأمّا زيارة ششم؛ فأنا إذا زرتها صلّيت ركعتين لزيارة عليّ عليه السلام، وركعتين لعليّ عليه السلام ولآدم (ع)، وركعتين لعليّ عليه السلام و لنوح (ع).
🔹2.وأمّا تكلّم سلمان مع فاطمة ـ سلام الله عليها ـ فبقدر الضرورة، وكذلك كلامها مع غيره من الأجانب.
🔹3.والمطلب رتبة المعصوم لغير صنفه كطلبنا رتبة الأنبياء والأئمة عليهم السلام وكطلب جميع الأنبياء عليهم السلام ـ غير محمّد صلّى الله عليه وآله ـ لرتبة الأئمة الإثنى عشر عليهم السلام؛ فلا يجوز حتّى لو كان في صلوة الطالب بَطلتْ ـ كائناً من كان ـ ، وأدلّة ذلك: الأخبار، والإجماع في بعضها.
وكتب أحمد بن زين الدين (الخاتم الشریف)
➖➖➖➖➖
🔶ترجمه سؤالات:
🔹1.لطفا كيفيت زيارت عاشوراء وزيارت ششم امير المومنين عليه السلام را بيان بفرماييد.
🔹2.آيا سلمان به خانه حضرت زهرا سلام الله عليها رفته وبا ايشان تكلّم نموده يا خير؟ احاديثى كه در اين باره بر منبر ها خوانده مى شود صحيح است يا خير؟
🔹3.آيا جايز است كه غير معصوم مرتبه معصوم را طلب كند يا خير؟
🔶ترجمه جواب ها:
🔹1.كيفيت زيارت عاشورا به اين طريق است كه بعد از خواندن زيارت و سجده ـ چه زیارت از راه دور باشد و چه از راه نزدیک ـ دو ركعت نماز مى خوانى، و احتياط ـ در زيارت از راه دور ـ اين است كه دو ركعت قبل از زيارت، و دو ركعت بعد از زيارت و قبل از لعن، و دو ركعت بعد از لعن و سلام، و دو ركعت قبل از سجده، و دو ركعت بعد از سجده به جاى بياورد.
اما كيفيت زيارت ششم امير المومنين عليه السلام؛ من وقتى حضرت را با آن زيارت مي كنم، دو ركعت براى زيارت امير المومنين عليه السلام، و دو ركعت براى زيارت امير المومنين عليه السلام و حضرت آدم عليه السلام، و دو ركعت براى زيارت امير المومنين عليه السلام وحضرت نوح عليه السلام به جاى مى آورم.
🔹2.اما تكلم نمودن سلمان با حضرت فاطمه سلام الله عليها به قدر ضرورت بود، همچنین تکلم آن حضرت با غیر سلمان از نامحرمان.
🔹3.و طلب كردن رتبه معصوم براى غير معصوم مانند اين كه ما رتبه انبياء و ائمه عليهم السلام را طلب كنيم يا مانند طلب كردن جميع انبياء ـ غير از حضرت محمد صلی الله علیه وآله ـ رتبه ائمه عليهم السلام را، اين جايز نيست واگر طلب کننده ـ هر کس که می خواهد باشد ـ در حال نماز باشد نماز او باطل می شود، وادله آن روايات و اجماع در بعضى از آنها است.
@AghayedNet
🔶الأسئلة:
🔹1. أسأل من جنابكم أن يعلّمني كيفيّة زيارة عاشوراء مع زيارة ششم [أي الزيارة السادسة].
🔹2. وأيضاً أسأل من جنابكم أنّ سلمان ـ رضي الله عنه ـ دخل في دار فاطمة ـ صلوات الله عليها ـ وتكلّم معها أم لا ؟ والأحاديث الذي يقرأ من هذه الجهة في المنابر صحيح أم لا؟
🔹3. وأسأل من جنابكم هل يجوز طلب مرتبة المعصوم لغير المعصوم عليه السلام أم لا؟
وكلّ هذه المسائل اشرح لي مع البرهان أسأل من جنابكم أن دعوتني أن يوفّقني الله في العبادة مع الإخلاص.
🔶الأجوبة:
بسم الله الرحمن الرحیم
🔹1.أمّا زيارة عاشوراء؛ فتصلّي ركعتين بعد الزيارة وبعد السجود ـ قريباً أم بعيداً ـ، والإحتياط في البعيد أن يصلّي ركعتين قبل الزيارة، وركعتين بعد الزيارة قبل اللعن، وركعتين بعد اللعن والتسليم، وركعتين قبل السجود، وركعتين بعد السجود.
وأمّا زيارة ششم؛ فأنا إذا زرتها صلّيت ركعتين لزيارة عليّ عليه السلام، وركعتين لعليّ عليه السلام ولآدم (ع)، وركعتين لعليّ عليه السلام و لنوح (ع).
🔹2.وأمّا تكلّم سلمان مع فاطمة ـ سلام الله عليها ـ فبقدر الضرورة، وكذلك كلامها مع غيره من الأجانب.
🔹3.والمطلب رتبة المعصوم لغير صنفه كطلبنا رتبة الأنبياء والأئمة عليهم السلام وكطلب جميع الأنبياء عليهم السلام ـ غير محمّد صلّى الله عليه وآله ـ لرتبة الأئمة الإثنى عشر عليهم السلام؛ فلا يجوز حتّى لو كان في صلوة الطالب بَطلتْ ـ كائناً من كان ـ ، وأدلّة ذلك: الأخبار، والإجماع في بعضها.
وكتب أحمد بن زين الدين (الخاتم الشریف)
➖➖➖➖➖
🔶ترجمه سؤالات:
🔹1.لطفا كيفيت زيارت عاشوراء وزيارت ششم امير المومنين عليه السلام را بيان بفرماييد.
🔹2.آيا سلمان به خانه حضرت زهرا سلام الله عليها رفته وبا ايشان تكلّم نموده يا خير؟ احاديثى كه در اين باره بر منبر ها خوانده مى شود صحيح است يا خير؟
🔹3.آيا جايز است كه غير معصوم مرتبه معصوم را طلب كند يا خير؟
🔶ترجمه جواب ها:
🔹1.كيفيت زيارت عاشورا به اين طريق است كه بعد از خواندن زيارت و سجده ـ چه زیارت از راه دور باشد و چه از راه نزدیک ـ دو ركعت نماز مى خوانى، و احتياط ـ در زيارت از راه دور ـ اين است كه دو ركعت قبل از زيارت، و دو ركعت بعد از زيارت و قبل از لعن، و دو ركعت بعد از لعن و سلام، و دو ركعت قبل از سجده، و دو ركعت بعد از سجده به جاى بياورد.
اما كيفيت زيارت ششم امير المومنين عليه السلام؛ من وقتى حضرت را با آن زيارت مي كنم، دو ركعت براى زيارت امير المومنين عليه السلام، و دو ركعت براى زيارت امير المومنين عليه السلام و حضرت آدم عليه السلام، و دو ركعت براى زيارت امير المومنين عليه السلام وحضرت نوح عليه السلام به جاى مى آورم.
🔹2.اما تكلم نمودن سلمان با حضرت فاطمه سلام الله عليها به قدر ضرورت بود، همچنین تکلم آن حضرت با غیر سلمان از نامحرمان.
🔹3.و طلب كردن رتبه معصوم براى غير معصوم مانند اين كه ما رتبه انبياء و ائمه عليهم السلام را طلب كنيم يا مانند طلب كردن جميع انبياء ـ غير از حضرت محمد صلی الله علیه وآله ـ رتبه ائمه عليهم السلام را، اين جايز نيست واگر طلب کننده ـ هر کس که می خواهد باشد ـ در حال نماز باشد نماز او باطل می شود، وادله آن روايات و اجماع در بعضى از آنها است.
@AghayedNet
🌷پرسش و پاسخ
ـــ در جمله شریف یا رَبّ مُحمّد اِحفَظ غَیبةَ مُحمّد (صلی الله علیه و آله)، مراد از "اِحفَظ غَیبةَ مُحمَد"چیست؟
ـــ پاسخ: اگر در غیاب کسی از اهل و مال و یا عرض آن کس حفاظت و نگهبانی شود میگویند حفظ الغیب شده است.
از این جهت یکی از حقوق اخوان حفظ الغیب است یعنی در غیاب برادر مؤمن باید از اهل و مال و عرض او حفاظت و نگهبانی شود. حتی اگر غیبت او میشود و شخص بتواند مانع شود باید مانع شود.
و نظر به این که خداوند همان طوری که خالق و رازق است حافظ و نگهبان هم هست و او بندگان خود را و آنچه را به آنها داده برای آنها حفظ میفرماید چه در حال حضر و چه در حال غیاب (سفر و یا مرگ)، از این جهت در دعای سفر عرض میکنیم: اللهم الیک وجهت وجهی و علیک خلفت اهلی و مالی و ما خولتنی و قد وثقت بک فلاتخیبنی... و احفظنی فیما غبت عنه... .
خدایا به درگاه تو روی خود را روبرو کردهام و به تو سپردم اهلم و مالم و آنچه را به من دادهای (و نگهبانی و نگهداری آنها را بر عهده تو گذاردم) و من به تو اطمینان دارم پس مرا ناامید نکن... و نگهداری کن مرا درباره آنچه از آن غائب میگردم (یعنی آنها را برای من و من را برای آنها نگهداری بفرما).
و نظر به اینکه خداوند مالک کل ملک است، پس مالک بندگان خود و مالک هرچه به ایشان داده است می باشد و هرکس به سفری می رود و یا می میرد و از اهل و مال و متعلقات خود غائب میشود، خداوند باقی و دائم و قائم بر ملک، جانشین او میباشد و اوست که اهل و مال و متعلقات شخص غائب (مسافر یا میت) را محافظت میفرماید (اگر بخواهد و مقدر فرموده باشد).
و باز با توجه به این که پیامبران علیهم السلام مقرب ترین بندگان خداوند میباشند، هنگامی که از میان امت خود غائب می شوند (به سفری میروند و یا رحلت می کنند و از دنیا می روند) خداوند است که حفظ الغیب ایشان را می فرماید و آنچه از ایشان به جای میماند نگهداری می کند.
و معلوم است که آنچه از ایشان به جای میماند همان شریعت و اهل و امت ایشان است که خداوند حفظ آنها را به عهده گرفته و به عهد خود وفا می کند از این جهت در دعا می خوانیم و خدا را به این صفت توصیف میکنیم: یا خلیفة النبیین ای خدایی که جانشین پیامبرانی، و پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله که افضل پیامبران است در دعا به طور مخصوص نام برده شده و تعلیم فرمودهاند: انت خلیفة محمد خدایا تو جانشین آن بزرگواری.
از این جهات است که در دعای تعقیب عرض میکنیم: یا رب محمد احفظ غیبة محمد، ای پرورنده محمد، محمد را در دوره غیابش (از زمان رحلتش تا زمان رجعتش) به محافظت کردن دینش و قرآنش و جانشینانش و امتش، محافظت بفرما، و این کار همان حفظ الغیب است که درباره آن حضرت صلی الله علیه و آله از خداوند میخواهیم و این دعا مانند سایر دعاهایی که درباره آن حضرت رسیده و مانند صلواتی که میفرستیم هم برای آن حضرت مفید است و هم درباره ما مفید است. همان طوری که درباره صلوات، بزرگان ما اعلی الله مقامهم توضیح داده اند.
@AghayedNet
ـــ در جمله شریف یا رَبّ مُحمّد اِحفَظ غَیبةَ مُحمّد (صلی الله علیه و آله)، مراد از "اِحفَظ غَیبةَ مُحمَد"چیست؟
ـــ پاسخ: اگر در غیاب کسی از اهل و مال و یا عرض آن کس حفاظت و نگهبانی شود میگویند حفظ الغیب شده است.
از این جهت یکی از حقوق اخوان حفظ الغیب است یعنی در غیاب برادر مؤمن باید از اهل و مال و عرض او حفاظت و نگهبانی شود. حتی اگر غیبت او میشود و شخص بتواند مانع شود باید مانع شود.
و نظر به این که خداوند همان طوری که خالق و رازق است حافظ و نگهبان هم هست و او بندگان خود را و آنچه را به آنها داده برای آنها حفظ میفرماید چه در حال حضر و چه در حال غیاب (سفر و یا مرگ)، از این جهت در دعای سفر عرض میکنیم: اللهم الیک وجهت وجهی و علیک خلفت اهلی و مالی و ما خولتنی و قد وثقت بک فلاتخیبنی... و احفظنی فیما غبت عنه... .
خدایا به درگاه تو روی خود را روبرو کردهام و به تو سپردم اهلم و مالم و آنچه را به من دادهای (و نگهبانی و نگهداری آنها را بر عهده تو گذاردم) و من به تو اطمینان دارم پس مرا ناامید نکن... و نگهداری کن مرا درباره آنچه از آن غائب میگردم (یعنی آنها را برای من و من را برای آنها نگهداری بفرما).
و نظر به اینکه خداوند مالک کل ملک است، پس مالک بندگان خود و مالک هرچه به ایشان داده است می باشد و هرکس به سفری می رود و یا می میرد و از اهل و مال و متعلقات خود غائب میشود، خداوند باقی و دائم و قائم بر ملک، جانشین او میباشد و اوست که اهل و مال و متعلقات شخص غائب (مسافر یا میت) را محافظت میفرماید (اگر بخواهد و مقدر فرموده باشد).
و باز با توجه به این که پیامبران علیهم السلام مقرب ترین بندگان خداوند میباشند، هنگامی که از میان امت خود غائب می شوند (به سفری میروند و یا رحلت می کنند و از دنیا می روند) خداوند است که حفظ الغیب ایشان را می فرماید و آنچه از ایشان به جای میماند نگهداری می کند.
و معلوم است که آنچه از ایشان به جای میماند همان شریعت و اهل و امت ایشان است که خداوند حفظ آنها را به عهده گرفته و به عهد خود وفا می کند از این جهت در دعا می خوانیم و خدا را به این صفت توصیف میکنیم: یا خلیفة النبیین ای خدایی که جانشین پیامبرانی، و پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله که افضل پیامبران است در دعا به طور مخصوص نام برده شده و تعلیم فرمودهاند: انت خلیفة محمد خدایا تو جانشین آن بزرگواری.
از این جهات است که در دعای تعقیب عرض میکنیم: یا رب محمد احفظ غیبة محمد، ای پرورنده محمد، محمد را در دوره غیابش (از زمان رحلتش تا زمان رجعتش) به محافظت کردن دینش و قرآنش و جانشینانش و امتش، محافظت بفرما، و این کار همان حفظ الغیب است که درباره آن حضرت صلی الله علیه و آله از خداوند میخواهیم و این دعا مانند سایر دعاهایی که درباره آن حضرت رسیده و مانند صلواتی که میفرستیم هم برای آن حضرت مفید است و هم درباره ما مفید است. همان طوری که درباره صلوات، بزرگان ما اعلی الله مقامهم توضیح داده اند.
@AghayedNet
✔️دیوان الإجازات المنظومة
🔻و اجازه ای منظوم به عالم ربانی مرحوم شیخ احمد اَحسائی أع
🔸اجازه، در اصطلاح محدّثان، معنای خاصی افاده میکند.
تحمّل حدیث و انتقال احادیث از نسلی به نسل بعد، نیاز به مراسمی داشته است و به شَکل های مختلفی انجام می شده که یکی از آن موارد، «اجازه»است. اجازه، خود انواعی دارد.
🔸دیوان الإجازات المنظومه، مشتمل است بر شصت و یک قطعه از اجازاتی که به زبان نظم ارائه شده است (از قرن دوم تا به امروز)
این دیوان پیش از این در مجله تراثنا (سال نهم، عدد 35 ـ 36) منتشر شده بود.
🔸در بخشی از این دیوان، به اجازه منظوم شیخ حسین درّازی بحرانی آل عصفور اشاره شده است. وی در مقام اجازه دادن به عالم ربانی مرحوم شیخ احمد اَحسائی چنین سروده است:
و إنی أجزت لهذا الفتی
أخی «أحمد» و هو نِعم المجاز
و ذاک حقیق لنا أن یُجیز
و ذاک حقیقة لا مَجاز
فوفّقه ربّی لنیل المنی
فنعم الطریق له و المجاز
🔸حاصل معنی:
و من به این جوان، برادرم «احمد»، اجازه می دهم که خوب کسی است که اجازه دریافت می کند؛
و سزاوار این است که او اجازه دهد و این سخن، گزافه نیست و حقیقت است؛
پروردگار، او را برای رسیدن به آرزویش موفق بدارد و این اجازه (و این مسیر) خوب راهی است برای او که می رود.
http://l1l.ir/21qn
@AghayedNet
🔻و اجازه ای منظوم به عالم ربانی مرحوم شیخ احمد اَحسائی أع
🔸اجازه، در اصطلاح محدّثان، معنای خاصی افاده میکند.
تحمّل حدیث و انتقال احادیث از نسلی به نسل بعد، نیاز به مراسمی داشته است و به شَکل های مختلفی انجام می شده که یکی از آن موارد، «اجازه»است. اجازه، خود انواعی دارد.
🔸دیوان الإجازات المنظومه، مشتمل است بر شصت و یک قطعه از اجازاتی که به زبان نظم ارائه شده است (از قرن دوم تا به امروز)
این دیوان پیش از این در مجله تراثنا (سال نهم، عدد 35 ـ 36) منتشر شده بود.
🔸در بخشی از این دیوان، به اجازه منظوم شیخ حسین درّازی بحرانی آل عصفور اشاره شده است. وی در مقام اجازه دادن به عالم ربانی مرحوم شیخ احمد اَحسائی چنین سروده است:
و إنی أجزت لهذا الفتی
أخی «أحمد» و هو نِعم المجاز
و ذاک حقیق لنا أن یُجیز
و ذاک حقیقة لا مَجاز
فوفّقه ربّی لنیل المنی
فنعم الطریق له و المجاز
🔸حاصل معنی:
و من به این جوان، برادرم «احمد»، اجازه می دهم که خوب کسی است که اجازه دریافت می کند؛
و سزاوار این است که او اجازه دهد و این سخن، گزافه نیست و حقیقت است؛
پروردگار، او را برای رسیدن به آرزویش موفق بدارد و این اجازه (و این مسیر) خوب راهی است برای او که می رود.
http://l1l.ir/21qn
@AghayedNet
عالم ربانی مرحوم سید کاظم رشتی اع:
نماز اعظم ارکان دین است و اقوای اعمال مسلمین که به قبولش سایر اعمال مقبول و عدم قبولش کل اعمال مردود و مقام توجه به حضرت قدس است... .
@AghayedNet
نماز اعظم ارکان دین است و اقوای اعمال مسلمین که به قبولش سایر اعمال مقبول و عدم قبولش کل اعمال مردود و مقام توجه به حضرت قدس است... .
@AghayedNet
AghayedNet
فرازی از رساله اسحاقیه؛ نگاشته مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی أع @AghayedNet
✔️توضیحِ جایگاهِ استفاده از «دلیل عقلی» و «دلیل تعبّدی»
از رساله: اسحاقیه
نگاشته: مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی
🔹پس چون يافتيد به بيانى كه گذشت كه پيغمبر آخرالزمان صلى الله عليه وآله بر حق و باحق بود و اوصياى معروف او همه برحق و باحق بودند و حق بر گِرد ايشان دور مى زد و ايشان برگرد حق دور زدند به طور يقين عقلى و كسانى كه به ايشان ايمان نياوردند بر باطل بودند و هستند به «دليل عقلى يقينى» به طوريكه گذشت نه به تعبّد؛
🔹چرا كه «دليل تعبّدى» در اصل اختيار دين و مذهب دليل كفّار و منافقين است كه گفتند: «انّا وجدنا آباءنا على امة و انّا على آثارهم مهتدون» و خداوند عالم جل شأنه ايشان را به قول خود ردّ فرمود كه «اَ وَ لو كان آباؤهم لايعقلون شيئاً و لايهتدون.»
🔹و «دليل تعبّدى» جاى آن بعد از آن است كه به «دليل عقلى يقينى» ثابت شود حقّيت حجتى، پس بعد از ثبوت حجيت او به «دليل عقل»، آنگاه اگر آن حجت امرى و نهيى كرد و مَحجوجين راه حُسن و قُبح امر مخصوصى را ندانند، سهل است؛ پس بايد تعبّداً به امر حجّت ثابت يقينى به دليل عقل، عمل كنند و همچنين بايد تعبّداً از منهيات او احتراز كنند.
@AghayedNet
از رساله: اسحاقیه
نگاشته: مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی
🔹پس چون يافتيد به بيانى كه گذشت كه پيغمبر آخرالزمان صلى الله عليه وآله بر حق و باحق بود و اوصياى معروف او همه برحق و باحق بودند و حق بر گِرد ايشان دور مى زد و ايشان برگرد حق دور زدند به طور يقين عقلى و كسانى كه به ايشان ايمان نياوردند بر باطل بودند و هستند به «دليل عقلى يقينى» به طوريكه گذشت نه به تعبّد؛
🔹چرا كه «دليل تعبّدى» در اصل اختيار دين و مذهب دليل كفّار و منافقين است كه گفتند: «انّا وجدنا آباءنا على امة و انّا على آثارهم مهتدون» و خداوند عالم جل شأنه ايشان را به قول خود ردّ فرمود كه «اَ وَ لو كان آباؤهم لايعقلون شيئاً و لايهتدون.»
🔹و «دليل تعبّدى» جاى آن بعد از آن است كه به «دليل عقلى يقينى» ثابت شود حقّيت حجتى، پس بعد از ثبوت حجيت او به «دليل عقل»، آنگاه اگر آن حجت امرى و نهيى كرد و مَحجوجين راه حُسن و قُبح امر مخصوصى را ندانند، سهل است؛ پس بايد تعبّداً به امر حجّت ثابت يقينى به دليل عقل، عمل كنند و همچنين بايد تعبّداً از منهيات او احتراز كنند.
@AghayedNet
فرازی از رساله توضیح؛ نگاشته مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اع
@AghayedNet
@AghayedNet
AghayedNet
فرازی از رساله توضیح؛ نگاشته مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اع @AghayedNet
🌷نکته ای درباره آیاتی که «وَ اذْکُر...» در آن است و آیاتی که «مَثَل...» در آن است؛ با توجه به رساله «توضیح» نگاشته مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبایی
سبکِ آیاتِ نوع اول، در اِخبار صِرف است مثل «و اذکر اسماعیل و الیسع و ذا الکفل و کل من الأخیار.»
و اما «و اضرب لهم مثلا اصحاب القریة...» در تعلیم و حکمت آموختن به امت است نه محض اِخبار و بس.
مثل آنکه می فرماید: «و اضرب لهم مثلاً رجلین جعلنا لأحدهما جنتین من اعناب...» تا آخر آیات.
و ضَربِ امثال را برای تعلیم امور کلیه می آورد؛ چنانکه فرموده: «و تلک الأمثال نضربها للناس و ما یعقلها إلا العالِمون» یعنی این مثل ها را می زنم از برای مردم و تعقل نمی کند آنها را مگر علماء.
@AghayedNet
سبکِ آیاتِ نوع اول، در اِخبار صِرف است مثل «و اذکر اسماعیل و الیسع و ذا الکفل و کل من الأخیار.»
و اما «و اضرب لهم مثلا اصحاب القریة...» در تعلیم و حکمت آموختن به امت است نه محض اِخبار و بس.
مثل آنکه می فرماید: «و اضرب لهم مثلاً رجلین جعلنا لأحدهما جنتین من اعناب...» تا آخر آیات.
و ضَربِ امثال را برای تعلیم امور کلیه می آورد؛ چنانکه فرموده: «و تلک الأمثال نضربها للناس و ما یعقلها إلا العالِمون» یعنی این مثل ها را می زنم از برای مردم و تعقل نمی کند آنها را مگر علماء.
@AghayedNet
اللهم صل علی علیّ بن موسی الرضا المرتضی
الامام التقی النقی،وحجتک علی من فوق الارض،و من تحت الثری،الصدیق الشهید،صلوة کثیرة تامة زاکیة متواصلة متواترة مترادفة،کأفضل ماصلیت علی أحدمن أولیائک
@AghayedNet
الامام التقی النقی،وحجتک علی من فوق الارض،و من تحت الثری،الصدیق الشهید،صلوة کثیرة تامة زاکیة متواصلة متواترة مترادفة،کأفضل ماصلیت علی أحدمن أولیائک
@AghayedNet
✔️اشاره ای دیگر به عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی أع در آثار مستشرقان
🔻با توضیحی درباره بی ارتباطی بابیه (لعنهم الله) با شیخیه
پیش از این به کتاب ها و مقاله ها و پایان نامه هایی اشاره کرده بودیم که فراخور بحث از شیعه و مکاتب فکری آن، به مرحوم آقای شریف طباطبائی اشاره کرده اند و در این مجال، به معرفی کتابی دیگر در این زمینه می پردازیم.
اهمیت این بحث آنگاه بیشتر روشن می شود که در نظر آوریم مرحوم آقای شریف طباطبائی در قهی اصفهان متولد شده و حوزه درسی ایشان محدود به همدان و جندق بود (و اندکی در نائین، قبل از رحلت مرحوم حاج محمدکریم کرمانی أع) و بسامد فراوانی نداشت؛ اما امروز شاهدیم به مناسبت بحث از شیعه و مکتب شیخیه، نام این بزرگوار نیز به میان می آید و پژوهشگران از ناآگاهی به نام و نشان ایشان فاصله گرفته اند؛ اگرچه نزد برخی هنوز هم چهره ای ناشناخته اند.
مرحوم آقای شریف طباطبائی در جبهه های مختلف فکری فعالیت داشته اند. از رویارویی با بدعت لزوم وحدت ناطقی شیعی و بیان غیریتِ این اصطلاح با رکن رابع تا رویارویی با پادریان و مسیحیان و رد آنان و بعد هم رویارویی با بابیه لعنهم الله و رد بر ایشان.
ایشان در این جبهه اخیر، نوشته هایی تنظیم فرمودند برای تبیین اینکه شیخیه، غیر از بابیه و بهائیه است و شیخیه مکتبی است در شیعه اثنی عشری و حال انکه بابیه و بهائیه (لعنهم الله) به دور از تعالیم اسلامی هستند و این ادعا که بابیه زائیده شیخیه است، ادعایی پوچ است (در پرانتز اشاره کنیم که برخی پژوهشگران بر این باورند که بابیگری تحت تأثیر فلسفه ملاصدراست، ر.ک: اقبال لاهوری، سیر فلسفه در ایران، ترجمه آریانپور، ص108)
کتاب Studies in Babi and Bahai History ( = مطالعاتی در تاریخ بابیه و بهائیت) دربردارنده مقالاتی درباره بابیه و بهائیت است که دانشمندان غربی نوشته اند. در مقاله ای با نام Shaykhi Reactions to the Bab ( = واکنشهای شیخیه به باب) نوشتهٔ دنیس مکاوین (Denis MacEoin) به کتاب «اجتنابِ» مرحوم آقای شریف طباطبائی اشاره شده است.
نویسنده مقاله می نویسد:
«حاجی محمد باقر همدانی نویسندهٔ کتابی کمتر شناخته شده اما باز جالب است و در موضوع دفاع از مکتب شیخیه، یعنی کتاب «اجتناب»، در آن کتاب لازم دیده است که این تهمت را که فرقه بابیه وابسته به مکتب شیخیه رد کند.»
منظور وی باید این عبارت باشد که در کتاب اجتناب فرموده اند:
«اما اینکه طایفهٔ بابیه را در عداد سلسلهٔ شیخیه شمرده، پس عرض میکنم که اولاً ایشان در عداد سلسلهٔ شیخیه نبودهاند و نیستند، و ثانیاً هفتاد و دو فرقه هالکه در اسلام واقع شدند و به وقوع ایشان در اسلام نقصی به امت ناجیه که از اهل ایمانند وارد نیامد... .»
شایان ذکر است مقاله مذکور بیشتر به ردیه های مرحوم آقای حاج محمدکریم کرمانی اع بر بابیه و کتاب های دیگر ایشان می پردازد، کتاب هایی همچون شهاب ثاقب، ازهاق الباطل، تیر شهاب، رساله در رد باب مرتاب، هدایة الطالبین، سی فصل و... .
مرحوم حاج محمدکریم کرمانی، در صف اول مخالفان باب قرار داشتند و محاکمه باب در تبریز عمدتاً توسط رهبران شیخیه در آن شهر صورت گرفت.
چندان که به نوشته آواره، مبلغ بهائی «خصومت با بهائی، از خصایص هر شیخی کریم خانی است.» آقای کرمانی اعلی الله مقامه چنان مبغوض علی محمد باب واقع شدند که ایشان را دجال و نقطه جهل و حرف نفی و کفر و نقطه انکار و حرف نار نامید و مظهر شیطان دانست و لعن و سب ها کرد و دوستی آن بزرگوار را به جهنم تعبیر کرد و هرآنچه خودْ بود را به ایشان نسبت داد و به خیال خود حق هم داشت! چراکه به تعبیر یکی از نویسندگان «اگر حاج محمد کریم کرمانی بابی می شد، ایران بابی می شد.» و وقتی چنین نشد، تمام نقشه های باب نقش بر آب شد.
در آغاز مقاله مذکور به رویدادهای دوره بعد از وفات عالم ربانی مرحوم سیدکاظم رشتی اع اشاره می کند و توضیحی مختصر را از زندگانی آقای مرحوم کرمانی ارائه می کند. سپس ماجرای پیدایش فرقه بابیه لعنة الله علیهم را مفصلاً شرح میکند.
قسمت دیگر این مقاله به ردیه های آقای مرحوم کرمانی اختصاص دارد. و ما به علت اهمیت اشاره وی به مرحوم آقای شریف طباطبائی، بیشتر بر این نکته مقاله تأکید کرده ایم که این بزرگوار علی رغم آنکه نزد برخی پژوهشگران غربی چهره ای ناشناخته اند، در این مقاله به ایشان اشاره شده است.
🔻🔻🔻
http://www.aghayed.net/اشاره-ای-دیگر-به-عالم-ربانی-مرحوم-حاج-می
@AghayedNet
🔻با توضیحی درباره بی ارتباطی بابیه (لعنهم الله) با شیخیه
پیش از این به کتاب ها و مقاله ها و پایان نامه هایی اشاره کرده بودیم که فراخور بحث از شیعه و مکاتب فکری آن، به مرحوم آقای شریف طباطبائی اشاره کرده اند و در این مجال، به معرفی کتابی دیگر در این زمینه می پردازیم.
اهمیت این بحث آنگاه بیشتر روشن می شود که در نظر آوریم مرحوم آقای شریف طباطبائی در قهی اصفهان متولد شده و حوزه درسی ایشان محدود به همدان و جندق بود (و اندکی در نائین، قبل از رحلت مرحوم حاج محمدکریم کرمانی أع) و بسامد فراوانی نداشت؛ اما امروز شاهدیم به مناسبت بحث از شیعه و مکتب شیخیه، نام این بزرگوار نیز به میان می آید و پژوهشگران از ناآگاهی به نام و نشان ایشان فاصله گرفته اند؛ اگرچه نزد برخی هنوز هم چهره ای ناشناخته اند.
مرحوم آقای شریف طباطبائی در جبهه های مختلف فکری فعالیت داشته اند. از رویارویی با بدعت لزوم وحدت ناطقی شیعی و بیان غیریتِ این اصطلاح با رکن رابع تا رویارویی با پادریان و مسیحیان و رد آنان و بعد هم رویارویی با بابیه لعنهم الله و رد بر ایشان.
ایشان در این جبهه اخیر، نوشته هایی تنظیم فرمودند برای تبیین اینکه شیخیه، غیر از بابیه و بهائیه است و شیخیه مکتبی است در شیعه اثنی عشری و حال انکه بابیه و بهائیه (لعنهم الله) به دور از تعالیم اسلامی هستند و این ادعا که بابیه زائیده شیخیه است، ادعایی پوچ است (در پرانتز اشاره کنیم که برخی پژوهشگران بر این باورند که بابیگری تحت تأثیر فلسفه ملاصدراست، ر.ک: اقبال لاهوری، سیر فلسفه در ایران، ترجمه آریانپور، ص108)
کتاب Studies in Babi and Bahai History ( = مطالعاتی در تاریخ بابیه و بهائیت) دربردارنده مقالاتی درباره بابیه و بهائیت است که دانشمندان غربی نوشته اند. در مقاله ای با نام Shaykhi Reactions to the Bab ( = واکنشهای شیخیه به باب) نوشتهٔ دنیس مکاوین (Denis MacEoin) به کتاب «اجتنابِ» مرحوم آقای شریف طباطبائی اشاره شده است.
نویسنده مقاله می نویسد:
«حاجی محمد باقر همدانی نویسندهٔ کتابی کمتر شناخته شده اما باز جالب است و در موضوع دفاع از مکتب شیخیه، یعنی کتاب «اجتناب»، در آن کتاب لازم دیده است که این تهمت را که فرقه بابیه وابسته به مکتب شیخیه رد کند.»
منظور وی باید این عبارت باشد که در کتاب اجتناب فرموده اند:
«اما اینکه طایفهٔ بابیه را در عداد سلسلهٔ شیخیه شمرده، پس عرض میکنم که اولاً ایشان در عداد سلسلهٔ شیخیه نبودهاند و نیستند، و ثانیاً هفتاد و دو فرقه هالکه در اسلام واقع شدند و به وقوع ایشان در اسلام نقصی به امت ناجیه که از اهل ایمانند وارد نیامد... .»
شایان ذکر است مقاله مذکور بیشتر به ردیه های مرحوم آقای حاج محمدکریم کرمانی اع بر بابیه و کتاب های دیگر ایشان می پردازد، کتاب هایی همچون شهاب ثاقب، ازهاق الباطل، تیر شهاب، رساله در رد باب مرتاب، هدایة الطالبین، سی فصل و... .
مرحوم حاج محمدکریم کرمانی، در صف اول مخالفان باب قرار داشتند و محاکمه باب در تبریز عمدتاً توسط رهبران شیخیه در آن شهر صورت گرفت.
چندان که به نوشته آواره، مبلغ بهائی «خصومت با بهائی، از خصایص هر شیخی کریم خانی است.» آقای کرمانی اعلی الله مقامه چنان مبغوض علی محمد باب واقع شدند که ایشان را دجال و نقطه جهل و حرف نفی و کفر و نقطه انکار و حرف نار نامید و مظهر شیطان دانست و لعن و سب ها کرد و دوستی آن بزرگوار را به جهنم تعبیر کرد و هرآنچه خودْ بود را به ایشان نسبت داد و به خیال خود حق هم داشت! چراکه به تعبیر یکی از نویسندگان «اگر حاج محمد کریم کرمانی بابی می شد، ایران بابی می شد.» و وقتی چنین نشد، تمام نقشه های باب نقش بر آب شد.
در آغاز مقاله مذکور به رویدادهای دوره بعد از وفات عالم ربانی مرحوم سیدکاظم رشتی اع اشاره می کند و توضیحی مختصر را از زندگانی آقای مرحوم کرمانی ارائه می کند. سپس ماجرای پیدایش فرقه بابیه لعنة الله علیهم را مفصلاً شرح میکند.
قسمت دیگر این مقاله به ردیه های آقای مرحوم کرمانی اختصاص دارد. و ما به علت اهمیت اشاره وی به مرحوم آقای شریف طباطبائی، بیشتر بر این نکته مقاله تأکید کرده ایم که این بزرگوار علی رغم آنکه نزد برخی پژوهشگران غربی چهره ای ناشناخته اند، در این مقاله به ایشان اشاره شده است.
🔻🔻🔻
http://www.aghayed.net/اشاره-ای-دیگر-به-عالم-ربانی-مرحوم-حاج-می
@AghayedNet
🌷أسعد الله أیامکم سعیدا
حضرت رضا علیه السلام فرمود: بر گردن دوستداران و شیعیان هر امامی عهدی است و تمام وفای به عهد و نیکو انجام دادن آن، زیارت قبر ایشان است (الکافی،ج4، ص567)
@AghayedNet
حضرت رضا علیه السلام فرمود: بر گردن دوستداران و شیعیان هر امامی عهدی است و تمام وفای به عهد و نیکو انجام دادن آن، زیارت قبر ایشان است (الکافی،ج4، ص567)
@AghayedNet
🌷قصیده عالم ربانی مرحوم شیخ احمد اَحسائی أع درباره حضرت رضا علیه السلام؛ با ترجمه فارسی آن
شيخ مرحوم ـ اعلى اللّه مقامه ـ در تاريخ ۲۶ ذيقعدة الحرام سال ۱۲۲۲ق كه براى زيارت حضرت رضا عليهالسلام به سوى مشهد مقدّس مى آمدند، در نزديكى طبس در عصر آن روز، اين قصيده را انشاء فرمودند.
۱- به سوى تو مى آيم اى پور موسى در حالى كه آتش عشق و شور اشتياق تاب و قرار را از من ربوده است.
۲- راهنما و جلودارم در اين سفر، شوق است كه مرا به كوى شما مى كشاند.
۳- هواى وصل، آتش عشق و هيجان شوق مرا محاصره كرده اند و مرا به سوى شما مى رانند.
۴- من كودكان خردسال و دخترانى دارم كه جانم فدايشان؛ هرگاه آهنگ جدايى ايشان مى كنم، آرامش از ايشان سلب مى شود.
۵- و هرگاه آيينه دلم سويشان رو مى كند، جگرم پاره پاره مى شود.
۶- اما چون بانگ دعوت شما را شنيدم، دورى ايشان برايم از عسل شيرين تر شد و ديگر پروايى از امواج خروشان بلا كه بر ايشان وارد آيد ندارم.
۷- طوفان مشكلات، آتش فراق و سختى سفر برايم گوارا شد و ناملايمات برايم هموار گرديد.
۸- دار و ندارم را به اميد ديدار يك روزتان فروختم و شما در نزد من چنين مقام والايى داريد.
🔻ادامه در فایل زیر
@AghayedNet
شيخ مرحوم ـ اعلى اللّه مقامه ـ در تاريخ ۲۶ ذيقعدة الحرام سال ۱۲۲۲ق كه براى زيارت حضرت رضا عليهالسلام به سوى مشهد مقدّس مى آمدند، در نزديكى طبس در عصر آن روز، اين قصيده را انشاء فرمودند.
۱- به سوى تو مى آيم اى پور موسى در حالى كه آتش عشق و شور اشتياق تاب و قرار را از من ربوده است.
۲- راهنما و جلودارم در اين سفر، شوق است كه مرا به كوى شما مى كشاند.
۳- هواى وصل، آتش عشق و هيجان شوق مرا محاصره كرده اند و مرا به سوى شما مى رانند.
۴- من كودكان خردسال و دخترانى دارم كه جانم فدايشان؛ هرگاه آهنگ جدايى ايشان مى كنم، آرامش از ايشان سلب مى شود.
۵- و هرگاه آيينه دلم سويشان رو مى كند، جگرم پاره پاره مى شود.
۶- اما چون بانگ دعوت شما را شنيدم، دورى ايشان برايم از عسل شيرين تر شد و ديگر پروايى از امواج خروشان بلا كه بر ايشان وارد آيد ندارم.
۷- طوفان مشكلات، آتش فراق و سختى سفر برايم گوارا شد و ناملايمات برايم هموار گرديد.
۸- دار و ندارم را به اميد ديدار يك روزتان فروختم و شما در نزد من چنين مقام والايى داريد.
🔻ادامه در فایل زیر
@AghayedNet
AghayedNet
🌷قصیده عالم ربانی مرحوم شیخ احمد اَحسائی أع درباره حضرت رضا علیه السلام؛ با ترجمه فارسی آن شيخ مرحوم ـ اعلى اللّه مقامه ـ در تاريخ ۲۶ ذيقعدة الحرام سال ۱۲۲۲ق كه براى زيارت حضرت رضا عليهالسلام به سوى مشهد مقدّس مى آمدند، در نزديكى طبس در عصر آن روز، اين…
إليک مسيري يابن موسي....pdf
90.2 KB
🔺قصیده مرحوم شیخ احمد اَحسائی أع در راه مشهد مقدس
@AghayedNet
@AghayedNet
🌷 از فرمایش های مکتبی
در زمان امام رضا صلوات اللّه عليه كار به جايی كشيد كه ائمه ما و شيعيانشان به عنايت و تأييدات ائمه توانستند به دنيای اسلام اين نكته را بفهمانند كه امام حقيقتی است غير از آنچه شما خيال می كنيد. و فكر می كنيد آن كسی است كه مثل ابی بكر و عمر و عثمان و مانند آنها كه قدرت و حكومت به دست آوردند، و در جای رسول خدا صلی الله علیه و آله نشستند و گفتند ما مقام خلافت را دارا شده ايم، امام اينطور نيست و آنها امام نيستند و شايستگی امامت را ندارند.
اما آن روزهای اول نمی شد اين حرف را بزنند. آن روز اول می گفتند ابوبكر جانشين رسول اللّه است، هرچه می گويد گفته رسول اللّه است. ولی كار به جايی رسيد كه در مجلس مثل مأمون لعنة اللّه عليه كه ديگر قدرتش در اسلام، فوق قدرت عمر و ابی بكر و مانند آنان بود، تمام ممالك اسلام زير تسلّط او بود و به او خليفه می گفتند، در مجلس او كه تمام رجال نامی زمانش از مسلم، نصرانی، يهودی و غير آنها از اهل مذاهب و اديان بودند، امام رضا صلوات اللّه عليه شروع كردند به بيان مقام امام و موقعيّت امام از نظر قرآن و رسول اللّه صلی الله علیه و آله و مقام خدايی امام را به آيات و رواياتی كه از رسول اللّه صلی الله علیه و آله رسيده بود، بيان فرمودند. در آن مجلس، امام علیه السلام نشان دادند كه مقام امامت مطلب ديگری است.
با اين كه تو الآن به خيال خودت و به خيال مردم خليفه هستی و در مسند خلافت نشسته ای، اما امام؛ يعنی من. و موقعيّت حضرت طوری شده بود كه او هم اقرار می كرد كه آری امام؛ يعنی شما كه صاحب اين مقامات و كمالات هستيد. مثل مأمون به امامت علی بن موسي صلوات الله عليه اقرار می كرد.
اين موقعيّت در زمان حضرت رضا صلوات الله عليه و نيز مقداری در زمان حضرت صادق علیه السلام و بعد هم در زمان ساير ائمه هداة معصومين علیهم السلام به جميع جامعه اسلامی فهمانيده شد كه حامل مقام امامت و خلافة اللهی و خلافت رسول اللّه اين بزرگواران هستند. و خلفاء وقت، از اول تا آخرشان، حكّامی غاصب، جائر و ظالم هستند. شيعه اين موقعيّت را به تأييدات ائمه هداة معصومين علیهم السلام به همين ترتيب تا به اينجا رسانيد كه دين را از ائمه اخذ می كردند و می گفتند حامل دين، و حاملان اسماء و صفات الهی و صاحبان مقامات الهی ايشانند.
@AghayedNet
در زمان امام رضا صلوات اللّه عليه كار به جايی كشيد كه ائمه ما و شيعيانشان به عنايت و تأييدات ائمه توانستند به دنيای اسلام اين نكته را بفهمانند كه امام حقيقتی است غير از آنچه شما خيال می كنيد. و فكر می كنيد آن كسی است كه مثل ابی بكر و عمر و عثمان و مانند آنها كه قدرت و حكومت به دست آوردند، و در جای رسول خدا صلی الله علیه و آله نشستند و گفتند ما مقام خلافت را دارا شده ايم، امام اينطور نيست و آنها امام نيستند و شايستگی امامت را ندارند.
اما آن روزهای اول نمی شد اين حرف را بزنند. آن روز اول می گفتند ابوبكر جانشين رسول اللّه است، هرچه می گويد گفته رسول اللّه است. ولی كار به جايی رسيد كه در مجلس مثل مأمون لعنة اللّه عليه كه ديگر قدرتش در اسلام، فوق قدرت عمر و ابی بكر و مانند آنان بود، تمام ممالك اسلام زير تسلّط او بود و به او خليفه می گفتند، در مجلس او كه تمام رجال نامی زمانش از مسلم، نصرانی، يهودی و غير آنها از اهل مذاهب و اديان بودند، امام رضا صلوات اللّه عليه شروع كردند به بيان مقام امام و موقعيّت امام از نظر قرآن و رسول اللّه صلی الله علیه و آله و مقام خدايی امام را به آيات و رواياتی كه از رسول اللّه صلی الله علیه و آله رسيده بود، بيان فرمودند. در آن مجلس، امام علیه السلام نشان دادند كه مقام امامت مطلب ديگری است.
با اين كه تو الآن به خيال خودت و به خيال مردم خليفه هستی و در مسند خلافت نشسته ای، اما امام؛ يعنی من. و موقعيّت حضرت طوری شده بود كه او هم اقرار می كرد كه آری امام؛ يعنی شما كه صاحب اين مقامات و كمالات هستيد. مثل مأمون به امامت علی بن موسي صلوات الله عليه اقرار می كرد.
اين موقعيّت در زمان حضرت رضا صلوات الله عليه و نيز مقداری در زمان حضرت صادق علیه السلام و بعد هم در زمان ساير ائمه هداة معصومين علیهم السلام به جميع جامعه اسلامی فهمانيده شد كه حامل مقام امامت و خلافة اللهی و خلافت رسول اللّه اين بزرگواران هستند. و خلفاء وقت، از اول تا آخرشان، حكّامی غاصب، جائر و ظالم هستند. شيعه اين موقعيّت را به تأييدات ائمه هداة معصومين علیهم السلام به همين ترتيب تا به اينجا رسانيد كه دين را از ائمه اخذ می كردند و می گفتند حامل دين، و حاملان اسماء و صفات الهی و صاحبان مقامات الهی ايشانند.
@AghayedNet
Forwarded from AghayedNet
مرحوم میرزا مرتضی قلی خان نائینی، تولیت حرم مطهر حضرت رضا ع در چهار دوره. وی یکی از ارادتمندان مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبایی بود و به مرمت مقبره ایشان در صحن مطهر، عنایت ویژه داشت
@AghayedNet
@AghayedNet