✔️پاسخ یک تهمت (1)

🔻دست بر گوش گذاردن و شنیدنِ شُرشُر حوض کوثر!!!

🔹ابتدا به حاصل فرمایش مرحوم شیخ احمد اَحسائی اشاره کرده و سپس عین عبارات را نقل می کنیم تا مشخص شود تهمتِ مذکور، از بی توجهی به عبارات ایشان و از عناد با آن بزرگوار سرچشمه گرفته است.

🔹مرحوم شيخ اع درباره عوالم غیبی و اينكه چطور از آن عوالم به اين عالم شهاده و ماده و دنيا امداد و فیوضات نازل می‌‏شود، فرمایش هایی دارند و برای درک این مسئله، نمونه ای بیان می فرمایند.

🔹فرمايش مرحوم شيخ اع اين است كه شما وقتی انگشت در گوش گذارديد، و سر و صدای عالم داخل بدن را شنيديد، اين نمونه‏‌ای است در عرصه شما و در وجود خودتان.
🔹ساختن و ريزش وجود شماست كه اين حيات و اين گردش خون در وجود شما آن به آن شما را می‏سازد و آن به آن خراب می‏شويد. فعل و انفعال موجود در اين بدن و در اين عالم كوچك شما، در واقع از غيب اين حيات يا غيب اين خون، قبل از آنكه بيايد و تبديل به اين نسوج بشود، يك حالت ذوبان و آب‏مانند است و به تعبیر دیگر انرژی است. حالتی ذوبان است كه در اين فعل و انفعال‌ها تشكيل اين نسوج می‌‏شود و آن به آن عوامل اين فعل و انفعال را ايجاد می‌كنند و آن به آن در اين كشورِ وجود شما و اين دنيای وجود شما عوامل الهيه دست در كارند و اين ابقاء به مشيّت‏ اللّه و امر اللّه فعلی با اسبابی كه ملائكه فعّاله و مدبّره، آن به آن با اين مواد اوليّه اين پيكره را می‌‏سازند و خراب می‌‏كنند، اين پيكره را می‌سازند و در قالب می‌ريزند.
🔹بهترين راه براي دريافت اين مطلب اين است كه دست در گوش بگذاريد؛ به طوری كه صدا از خارج شنيده نشود. و بشنوید صدای اين فوران غيب را و همان حالت ذوبان و حالت ابتدايیِ خون كه حامل جميع مواد لازم بدن و حامل همه نيازمندي‌ها است، حامل استخوان است، حامل رگ است، حامل گوشت است، حامل پوست است، حامل موست، حامل رنگ موست. در يك حدّ معين به رنگ سياه است، در يك حدّ معيّن به رنگ سفيد است. حامل جميع ذرّاتی است كه در اين پيكره ما لازم است. حامل تمام اينهاست و همان درگيری و همان انفجارهای لازم، يا همان فعل و انفعال‌های لازم، يا همان خواصّی كه از اين فعل و انفعال‌های اتم‌ها در وجود ما دست می‌‏دهد؛ حامل همه آنهاست.
🔹يك حالت ابتدايی دارد كه حالت انرژی است و يك حالت ساختمانی دارد كه حالت حوضی است؛ مرتّب از آن دريا به حوض اعضاء می‌ریزد؛ به حوض ذرّات، به حوض استخوان‌ها، گوشت‌ها، پوست‌ها، رگ‌ها و همه نسوج و بافت‌ها می‏ريزد. آن به آن از آن دريای غيب به اين حوض‌های شهاده ريزش دارد.
🔹اين يك نمونه‏ای است كه شيخ مرحوم اع برای ريزش فيوضات غيبی به اين عالم شهاده به دست ما می‌دهد. همين را مقياس برای اين جهان پهناور هستیِ خارجی بگيريد كه اگر همين جهان هستيِ خارج هم دو انگشت خودش را در گوشش بگذارد، همين صدايی كه ما در پيكره خودمان می‌فهميم، او در پيكره خودش به حسب خودش می‌فهمد. پس جهان پُر از سر و صداست؛ چه صداهايی! و اين صدا را ما نمی‌‏شنويم؛ صدای اين فوّاره و اين آبشار بزرگ جهان كه از آن مادّه اوليّه در حوض‌های مختلف می‌‏ريزد.
در قسمت بعد، عین عبارات این بزرگوار را با ترجمه نقل و بررسی خواهیم کرد.

قسمت دوم پاسخ:
https://t.me/AghayedNet/2249

@AghayedNet
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📹 | مزیّن به تصاویر عالمان ربانی:
مرحوم شیخ احمد اَحسائی؛
مرحوم سیدکاظم رشتی؛
مرحوم حاج محمدکریم کرمانی؛
مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی
أعلی الله مقامهم
@AghayedNet
Forwarded from AghayedNet
🌷از فرمایش های مکتبی
https://telegram.me/joinchat/CJzxKzy5kxrkz-s0XN7X2Q
🌷از فرمایش های مکتبی

✔️عصمت تبعی کاملان دین

زينب كبری سلام اللّه عليها از بزرگان دينند صاحب مقام نقابتند معرفت نورانيتی كه اهل ايمان و اهل بصيرت به بركت معرفت نورانيت دارند اين را همه كس ندارد. نهايتش اين است كه می گويند دختر اميرالمؤمنين است و دختر فاطمه‏ زهرا؛ اما اگر بخواهيد حتی درباره‏ عصمتش حرف بزنيد چه بسا اشكال كنند و اعتراض كنند که يعنی چه؟! معصومه چرا درباره‏ اش بگوييم؟!
ناآشنایان با مقامات کاملان، نام مطهر فاطمه‏ معصومه را كه معصومه می‏ گويند به عنوان اسم می گويند؛ مثل اين‏كه كسی نام دخترش را معصومه بگذارد. فكر می كنند موسی بن جعفر عليه‏ماالسلام هم که اسم دخترشان را فاطمه معصومه انتخاب فرموده اند مثل انتخاب های ماست نعوذباللّه.
اما اگر بخواهيد بگوئید ايشان عصمت دارد سر و صدا بلند می ‏شود که عصمت يعنی چه؟! عصمت مخصوص محمد و آل محمد عليهم ‏السلام است، عصمت مال انبياء است؛ چرا می‏ گوئید عصمت!
و حال آن‏كه به بركت بزرگان دين دانسته ‏ايم كه بزرگان، نقباء، معصومند؛ نجباء معصومند، كاملان معصومند؛ اين البته اين عصمت ظل و شعاع عصمت انبياء است، عصمت انبياء ظل و شعاع عصمت محمد و آل محمد عليهم ‏السلام است. برای برخی اين مسائل سنگين است؛ اما دل‏ های شما چقدر نورانی است به معرفت اين بزرگواران كه می ‏دانيد صاحب مقام وساطتند، صاحب مقام شفاعتند، صاحبان مقام كمالند.
فرمود زنی بعد از فاطمه‏ زهرا نيامده در عالم و نخواهد آمد به مانند زينب كبری سلام اللّه عليها. نخواهد آمد، نيامده و نخواهد آمد. پس حتی مريم را كه خداوند اين قدر توصيف كرده و برای او آيه نازل كرده و از جلالت شأنش خبر داده، كنيز زينب كبری است و در نزد زينب خاضع است و خاشع است. زنی به مانند زينب كبری بعد از فاطمه‏ زهرا نيامده؛ در گذشته و آينده و نخواهد آمد. جلالت شأنش همين قدر بس كه فرمودند كه نام مطهرش را رسول خدا فرمود من سبقت نمی گيرم بر پروردگارم؛ كه حتی برای نامگذاری، معلوم می شود كه خدا بايد نامگذاری کند.
@AghayedNet
🔺رسائلی از عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اع که در ماه ذوالقعدة الحرام نگارش آن به پایان رسیده است.
@AghayedNet
✔️پاسخ یک تهمت(2)


قسمت اولِ پاسخ:
https://t.me/AghayedNet/2244


🔹مرحوم شيخ اع درباره عوالم غیبی و اينكه چطور امداد از آن عوالم به اين عالم شهاده و ماده و دنيا نازل می‌‏شود، عباراتي دارند تا اينكه می‌فرمايند (شرح العرشيّه ج 2 ص 63):
وَ كَذلِكَ تَسْمَعُ صَوْتَ الْماءِ النّازِلِ مِنْ عالَمِهِمْ اِلَي الاَْنْهارِ الاَْرْبَعَةِ
🔹همچنين تو می‏شنوی. اما اينكه می‏فرمايند «تو می‏شنوی» خطاب با من و شما نيست، چون من و شما كه نمی‏شنويم. هركس كه كتاب می‌نويسد طرف سخنش آن كسی است كه با فرمول او آشناست و مبنای او در دستش است. يك استاد رياضی وقتی كتاب می‏‌نويسد، در تمام آن فرمول‌ها و هرچه می‌‏‌گويد با كسی صحبت مي‏كند كه با او هم‏‌سنخ است، در يك عالم به سرمی‏برند، حرف هم را می‏فهمند.
🔹پس اين «اِعْلَم» خطاب به كسی است كه به اين فرمول واقف است و هم‏ اُفق با اوست كه می‌فهمد. بنابراين ايشان هم كه می‌فرمايند وَ كَذلِكَ تَسْمَعُ روی سخن با کسی است که هم‏ افق با خود ايشان است يا لااقلّ می‏داند كه افقی وراء افق خودش هست.
🔹می‏فرمايند وَ كَذلِكَ تَسْمَعُ صَوْتَ الْماءِ النّازِلِ مِنْ عالَمِهِمْ اِلَی الاَْنْهارِ الاَْرْبَعَةِ چون قبلاً سخن از شنيدن كلام اهل عوالم لطیف بوده است (که بحثی مستقل است و دلایل اثبات آن در جای خود مذکور است) می‏فرمايند همچنين صدای آن آبی را كه از آن عالم به نهرهای چهارگانه اين عالم می ريزد می شنوی. نهرهای چهارگانه اين عالم را به همان عنوان عناصر می‏گوييم. البته اين چهار عنصر را در حال بساطت بايد در نظر گرفت نه اين عناصر محسوس و مركب. اسم اينها را در عالم شهاده می‏گذاريم چهار نهر. امدادات تشبيه به آب شده كه از آسمان نازل می‏شود يعنی از لطیف همین عالَم و در اين چهار نهر جريان پيدا می‏كند، چرا؟
🔹لاَِنَّهُ يَنْزِلُ في حَوْضٍ واسِعٍ زيرا آن آبی كه از آسمان می‏ آيد، در يك حوض پهناوری وارد می‏شود. باز برای اينكه ما اين چهار نهر را چهار چيز مختلف و غير هم فكر نكنيم، می‌فرمايد يك حوض واسع. در يك حوض واسع و پهناور می‏ ريزد، يا هريك از اين چهار تا را يك حوض واسع بدانيد. وَ الْمَلائِكَةُ تَكيلُ السَّحابَ مِنْهُ و ملائكه كيل می‌كنند، پيمانه‏ گيری می‌كنند سحاب و ابرها را از همان حوض. يعنی آن عوامل، عواملی كه دست دركارند برای انجام اين فعل و انفعال‌ ها و تراكم ‏ها اينها را مرتب از اين حوض ‌ها پيمانه‏ گيری می‏ كنند، در اين ابرها می‌ريزند و ابرها حالت تراكم است.
🔹فاِذا اَرَدْتَ اَنْ تَسْمَعَ ذلِكَ الاِْنْصِبابَ اگر تو می‏ خواهی اين ريزش را و به اصطلاح صدای اين آبشار را بشنوی، فَارْبُطْ اُذُنَيْكَ بِاَصْبُعَيْكَ دو گوشَت را با دو انگشتت بگير لِئَلا تَسْمَعَ شَيْئاً مِنْ هذَا الْعالَمِ به طوری كه ديگر از اين عالم چيزی نشنوی. آن‏وقت فَاِنَّكَ تَسْمَعُ صَوْتَ اِنْصِبابِ الْماءِ فِي الْحَوْضِ صدای ريختن آب در حوض را می‌شنوی.
🔹ولی نمی‏ فرمايد ذلِكَ الاِْنْصِباب آن ريزش را؛ چون حكيم ربّانی است. وقتی كه گوش خودت را گرفتی، صدای ريختن به شدّت آب را می‏ شنوی. همان ريزش آبشارگونه؛ صدای ريختن و سرازيرشدن آب را در حوض می‏شنوی. كدام آب؟ و كدام حوض؟ نه آن آب و نه آن حوض و نه آن اِنصباب؛ بلكه همين انصباب و ريختن آب انرژی در وجود خودت و در اين حوض وجود خودت را می‏شنوی.
🔹و الْحَوْضُ لايَمْتَلي اَبَداً اين حوض هيچ‏گاه پُر نمی‏ شود، هرچه می‌ريزند پُر نمی‏ شود؛ به آن معنا كه ديگر بس باشد بلكه چون دائماً در ريزش است، دائماً هم در پرشدن است. لاَِنَّ الْمَلائِكَةَ دائِماً تَغْرِفُ مِنْه،ُ فَافْهَمْ. چون ملائكه مرتّب از آن آب برمی‌دارند، ملائكه همين‏طور برمی‏ دارند از آن آب و پی در پی می‏ ريزد، ملائكه مرتّب برمی‏ دارند. پس باز لازم است آب بريزند، در نتيجه پُر نمی ‏شود. پس مرتب می‏ سازند و مرتب خراب می ‏كنند، حوض پُر می‏ شود، كم می‏ شود و همين‏ طور... . بنابراين ريزش دائمی است.
🔹اين فرمايش كجا، آن حرف آنها كجا كه گفته بودند انگشت را بگذار در گوشَت، شُرشُر حوض كوثر را می‏ شنوی!
و اين فرمايش به اندازه سطح ادراك ماست و مقصود آن بزرگوار درك و فهم ماست كه تا اين حدّ با عالم ما قابل تطبيق است.
@AghayedNet
@AghayedNet_ الشیخ المفید.pdf
10.7 MB
🔺مجلد نهُم از «موسوعة الشیخ المفید»؛ شامل بعضی رسائل (از جمله: التذكرة بأصول الفقه، الأشراف، أحكام النساء، المسح على الرجلين و...)
@AghayedNet
AghayedNet
@AghayedNet_ الشیخ المفید.pdf
🔺شمارش و ترتیب اصول دین در مقدمه کتاب أحکام النساء، تألیف مرحوم شیخ مفید رحمة الله علیه
@AghayedNet
🌷از فرمایش های مکتبی

صورت کاغذی که مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اعلی الله مقامه بعد از برگشتن از میهمانی برای صاحبخانه نوشته اند

بسم الله الرحمن الرحیم

عرض می شود قدری نان به مرغابی ها دادم، بعد ملتفت شدم که فرموده بودید ضیافت از بابت ثُلثی است که وصیت شده. حال ملاحظه کنید اگر وصیت به طوری است که عیبی ندارد به مرغابی دادن، که خوب؛ و الّا نصف نانی از خود به مصرف این میهمانی عوض من رسانیده که اقلاً ما در حرام نیفتیم و عمل حرام کم و زیادش تفاوت نمی کند والسلام.
@AghayedNet
AghayedNet
@AghayedNet
✔️أسئلة عن الشيخ الأوحد الشيخ أحمد الأحسائي ـ أعلى الله مقامه ـ وأجوبتها بخطّه المبارك:

🔶الأسئلة:

🔹1. أسأل من جنابكم أن يعلّمني كيفيّة زيارة عاشوراء مع زيارة ششم [أي الزيارة السادسة].
🔹2. وأيضاً أسأل من جنابكم أنّ سلمان ـ رضي الله عنه ـ دخل في دار فاطمة ـ صلوات الله عليها ـ وتكلّم معها أم لا ؟ والأحاديث الذي يقرأ من هذه الجهة في المنابر صحيح أم لا؟
🔹3. وأسأل من جنابكم هل يجوز طلب مرتبة المعصوم لغير المعصوم عليه السلام أم لا؟
وكلّ هذه المسائل اشرح لي مع البرهان أسأل من جنابكم أن دعوتني أن يوفّقني الله في العبادة مع الإخلاص.

🔶الأجوبة:

بسم الله الرحمن الرحیم
🔹1.أمّا زيارة عاشوراء؛ فتصلّي ركعتين بعد الزيارة وبعد السجود ـ قريباً أم بعيداً ـ، والإحتياط في البعيد أن يصلّي ركعتين قبل الزيارة، وركعتين بعد الزيارة قبل اللعن، وركعتين بعد اللعن والتسليم، وركعتين قبل السجود، وركعتين بعد السجود.
وأمّا زيارة ششم؛ فأنا إذا زرتها صلّيت ركعتين لزيارة عليّ عليه السلام، وركعتين لعليّ عليه السلام ولآدم (ع)، وركعتين لعليّ عليه السلام و لنوح (ع).
🔹2.وأمّا تكلّم سلمان مع فاطمة ـ سلام الله عليها ـ فبقدر الضرورة، وكذلك كلامها مع غيره من الأجانب.
🔹3.والمطلب رتبة المعصوم لغير صنفه كطلبنا رتبة الأنبياء والأئمة عليهم السلام وكطلب جميع الأنبياء عليهم السلام ـ غير محمّد صلّى الله عليه وآله ـ لرتبة الأئمة الإثنى عشر عليهم السلام؛ فلا يجوز حتّى لو كان في صلوة الطالب بَطلتْ ـ كائناً من كان ـ ، وأدلّة ذلك: الأخبار، والإجماع في بعضها.
وكتب أحمد بن زين الدين (الخاتم الشریف)

🔶ترجمه سؤالات:
🔹1.لطفا كيفيت زيارت عاشوراء وزيارت ششم امير المومنين عليه السلام را بيان بفرماييد.
🔹2.آيا سلمان به خانه حضرت زهرا سلام الله عليها رفته وبا ايشان تكلّم نموده يا خير؟ احاديثى كه در اين باره بر منبر ها خوانده مى شود صحيح است يا خير؟
🔹3.آيا جايز است كه غير معصوم مرتبه معصوم را طلب كند يا خير؟

🔶ترجمه جواب ها:
🔹1.كيفيت زيارت عاشورا به اين طريق است كه بعد از خواندن زيارت و سجده ـ چه زیارت از راه دور باشد و چه از راه نزدیک ـ دو ركعت نماز مى خوانى، و احتياط ـ در زيارت از راه دور ـ اين است كه دو ركعت قبل از زيارت، و دو ركعت بعد از زيارت و قبل از لعن، و دو ركعت بعد از لعن و سلام، و دو ركعت قبل از سجده، و دو ركعت بعد از سجده به جاى بياورد.
اما كيفيت زيارت ششم امير المومنين عليه السلام؛ من وقتى حضرت را با آن زيارت مي كنم، دو ركعت براى زيارت امير المومنين عليه السلام، و دو ركعت براى زيارت امير المومنين عليه السلام و حضرت آدم عليه السلام، و دو ركعت براى زيارت امير المومنين عليه السلام وحضرت نوح عليه السلام به جاى مى آورم.
🔹2.اما تكلم نمودن سلمان با حضرت فاطمه سلام الله عليها به قدر ضرورت بود، همچنین تکلم آن حضرت با غیر سلمان از نامحرمان.
🔹3.و طلب كردن رتبه معصوم براى غير معصوم مانند اين كه ما رتبه انبياء و ائمه عليهم السلام را طلب كنيم يا مانند طلب كردن جميع انبياء ـ غير از حضرت محمد صلی الله علیه وآله ـ رتبه ائمه عليهم السلام را، اين جايز نيست واگر طلب کننده ـ هر کس که می خواهد باشد ـ در حال نماز باشد نماز او باطل می شود، وادله آن روايات و اجماع در بعضى از آنها است.
@AghayedNet
🌷پرسش و پاسخ

ـــ در جمله شریف یا رَبّ مُحمّد اِحفَظ غَیبة‌َ مُحمّد (صلی الله علیه و آله)، مراد از "اِحفَظ غَیبة‌َ مُحمَد"چیست؟

ـــ پاسخ: اگر در غیاب کسی از اهل و مال و یا عرض آن کس حفاظت و نگهبانی شود می‌گویند حفظ الغیب شده است.
از این جهت یکی از حقوق اخوان حفظ الغیب است یعنی در غیاب برادر مؤمن باید از اهل و مال و عرض او حفاظت و نگهبانی شود. حتی اگر غیبت او می‌شود و شخص بتواند مانع شود باید مانع شود.
و نظر به این که خداوند همان‌ طوری که خالق و رازق است حافظ و نگهبان هم هست و او بندگان خود را و آنچه را به آنها داده برای آنها حفظ می‌فرماید چه در حال حضر و چه در حال غیاب (سفر و یا مرگ)، از این جهت در دعای سفر عرض می‌کنیم: اللهم الیک وجهت وجهی و علیک خلفت اهلی و مالی و ما خولتنی و قد وثقت بک فلاتخیبنی... و احفظنی فیما غبت عنه... .
خدایا به درگاه تو روی خود را روبرو کرده‌ام و به تو سپردم اهلم و مالم و آنچه را به من داده‌ای (و نگهبانی و نگهداری آنها را بر عهده تو گذاردم) و من به تو اطمینان دارم پس مرا ناامید نکن... و نگهداری کن مرا درباره آنچه از آن غائب می‌گردم (یعنی آنها را برای من و من را برای آنها نگهداری بفرما).
و نظر به این‌که خداوند مالک کل ملک است، پس مالک بندگان خود و مالک هرچه به ایشان داده است می‌ باشد و هرکس به سفری می‌ رود و یا می ‌میرد و از اهل و مال و متعلقات خود غائب می‌شود، خداوند باقی و دائم و قائم بر ملک، جانشین او می‌باشد و اوست که اهل و مال و متعلقات شخص غائب (مسافر یا میت) را محافظت می‌فرماید (اگر بخواهد و مقدر فرموده باشد).
و باز با توجه به این که پیامبران علیهم السلام مقرب ترین بندگان خداوند می‌باشند، هنگامی که از میان امت خود غائب می‌ شوند (به سفری می‌روند و یا رحلت می‌ کنند و از دنیا می ‌روند) خداوند است که حفظ الغیب ایشان را می ‌فرماید و آنچه از ایشان به جای می‌ماند نگهداری می ‌کند.
و معلوم است که آنچه از ایشان به جای می‌ماند همان شریعت و اهل و امت ایشان است که خداوند حفظ آنها را به عهده گرفته و به عهد خود وفا می ‌کند از این جهت در دعا می‌ خوانیم و خدا را به این صفت توصیف می‌کنیم: یا خلیفة النبیین ای خدایی که جانشین پیامبرانی، و پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله که افضل پیامبران است در دعا به طور مخصوص نام برده شده و تعلیم فرموده‌اند: انت خلیفة محمد خدایا تو جانشین آن بزرگواری.
از این جهات است که در دعای تعقیب عرض می‌کنیم: یا رب محمد احفظ غیبة‌ محمد، ای پرورنده محمد، محمد را در دوره غیابش (از زمان رحلتش تا زمان رجعتش) به محافظت کردن دینش و قرآنش و جانشینانش و امتش، محافظت بفرما، و این کار همان حفظ الغیب است که درباره آن حضرت صلی الله علیه و آله از خداوند می‌خواهیم و این دعا مانند سایر دعاهایی که درباره آن حضرت رسیده و مانند صلواتی که می‌فرستیم هم برای آن حضرت مفید است و هم درباره ما مفید است. همان طوری که درباره صلوات، بزرگان ما اعلی الله مقامهم توضیح داده‌ اند.
@AghayedNet
✔️دیوان الإجازات المنظومة

🔻و اجازه ای منظوم به عالم ربانی مرحوم شیخ احمد اَحسائی أع

🔸اجازه، در اصطلاح محدّثان، معنای خاصی افاده می‌کند.
تحمّل حدیث و انتقال احادیث از نسلی به نسل بعد، نیاز به مراسمی داشته است و به شَکل‌ های مختلفی انجام می‌ شده که یکی از آن موارد، «اجازه»‌است. اجازه، خود انواعی دارد.

🔸دیوان الإجازات المنظومه، مشتمل است بر شصت و یک قطعه از اجازاتی که به زبان نظم ارائه شده است (از قرن دوم تا به امروز)
این دیوان پیش از این در مجله تراثنا (سال نهم، عدد 35 ـ 36) منتشر شده بود.

🔸در بخشی از این دیوان، به اجازه منظوم شیخ حسین درّازی بحرانی آل عصفور اشاره شده است. وی در مقام اجازه دادن به عالم ربانی مرحوم شیخ احمد اَحسائی چنین سروده است:

و إنی أجزت لهذا الفتی
أخی «أحمد» و هو نِعم المجاز
و ذاک حقیق لنا أن یُجیز
و ذاک حقیقة لا مَجاز
فوفّقه ربّی لنیل المنی
فنعم الطریق له و المجاز

🔸حاصل معنی:

و من به این جوان، برادرم «احمد»، اجازه می دهم که خوب کسی است که اجازه دریافت می کند؛
و سزاوار این است که او اجازه دهد و این سخن، گزافه نیست و حقیقت است؛
پروردگار، او را برای رسیدن به آرزویش موفق بدارد و این اجازه (و این مسیر) خوب راهی است برای او که می رود.
http://l1l.ir/21qn

@AghayedNet
عالم ربانی مرحوم سید کاظم رشتی اع:
نماز اعظم ارکان دین است و اقوای اعمال مسلمین که به قبولش سایر اعمال مقبول و عدم قبولش کل اعمال مردود و مقام توجه به حضرت قدس است... .
@AghayedNet
فرازی از رساله اسحاقیه؛
نگاشته مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی أع
@AghayedNet
AghayedNet
فرازی از رساله اسحاقیه؛ نگاشته مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی أع @AghayedNet
✔️توضیحِ جایگاهِ استفاده از «دلیل عقلی» و «دلیل تعبّدی»

از رساله: اسحاقیه
نگاشته: مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی

🔹پس چون يافتيد به بيانى كه گذشت كه پيغمبر آخرالزمان صلى الله عليه وآله بر حق و باحق بود و اوصياى معروف او همه برحق و باحق بودند و حق بر گِرد ايشان دور مى‏ زد و ايشان برگرد حق دور زدند به طور يقين عقلى و كسانى كه به ايشان ايمان نياوردند بر باطل بودند و هستند به «دليل عقلى يقينى» به طوريكه گذشت نه به تعبّد؛

🔹چرا كه «دليل تعبّدى» در اصل اختيار دين و مذهب دليل كفّار و منافقين است كه گفتند: «انّا وجدنا آباءنا على امة و انّا على آثارهم مهتدون» و خداوند عالم جل‏ شأنه ايشان را به قول خود ردّ فرمود كه «اَ وَ لو كان آباؤهم لايعقلون شيئاً و لايهتدون.»

🔹و «دليل تعبّدى» جاى آن بعد از آن است كه به «دليل عقلى يقينى» ثابت شود حقّيت حجتى، پس بعد از ثبوت حجيت او به «دليل عقل»، آنگاه اگر آن حجت امرى و نهيى كرد و مَحجوجين راه حُسن و قُبح امر مخصوصى را ندانند، سهل است؛ پس بايد تعبّداً به امر حجّت ثابت يقينى به دليل عقل، عمل كنند و همچنين بايد تعبّداً از منهيات او احتراز كنند.
@AghayedNet
فرازی از رساله توضیح؛ نگاشته مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اع
@AghayedNet
AghayedNet
فرازی از رساله توضیح؛ نگاشته مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اع @AghayedNet
🌷نکته ای درباره آیاتی که «وَ اذْکُر...» در آن است و آیاتی که «مَثَل...» در آن است؛ با توجه به رساله «توضیح» نگاشته مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبایی

سبکِ آیاتِ نوع اول، در اِخبار صِرف است مثل «و اذکر اسماعیل و الیسع و ذا الکفل و کل من الأخیار.»
و اما «و اضرب لهم مثلا اصحاب القریة...» در تعلیم و حکمت آموختن به امت است نه محض اِخبار و بس.
مثل آنکه می فرماید: «و اضرب لهم مثلاً رجلین جعلنا لأحدهما جنتین من اعناب...» تا آخر آیات.
و ضَربِ امثال را برای تعلیم امور کلیه می آورد؛ چنانکه فرموده: «و تلک الأمثال نضربها للناس و ما یعقلها إلا العالِمون» یعنی این مثل ها را می‌ زنم از برای مردم و تعقل نمی کند آنها را مگر علماء.
@AghayedNet