AghayedNet
نقل عبارات تشهد از حضرت صادق علیه السلام؛ شهادت به امامت و امارت امیرالمؤمنین صلوات الله علیه در تشهد نماز (القطرة، ج1، ص368) @AghayedNet
🔺عبارات مرحوم مجلسی اول درباره تشهد منقول از حضرت صادق علیه السلام:
«...و سنت است که بر این بیفزاید چنانکه ابوبصیر از حضرت امام جعفر صادق علیه السلام نقل کرده بسم الله و بالله... .»
@AghayedNet
«...و سنت است که بر این بیفزاید چنانکه ابوبصیر از حضرت امام جعفر صادق علیه السلام نقل کرده بسم الله و بالله... .»
@AghayedNet
✔️رؤیاهای صادقه عالم ربانی مرحوم شیخ احمد اَحسائی أع
🔻و اشاره به بعضی پژوهشهای بی مایه دراین باره
رؤیای صادقه، با شرایطی که در روایات معصومین علیهم السلام مذکور است، البته مورد تأیید علماء شیعه بوده و هست و بسیاری از علماء و صلحاء و زهاد و... رؤیاهای صادقه و صالحه خود را نقل کردهاند که بخشی از آن را مرحوم نوری رحمة الله علیه در کتاب گرانسنگ دارالسلام نقل فرموده است. و در فرمایش ها رسیده است: إِنَّ اَلرُّؤْيَا اَلصَّادِقَةَ جُزْءٌ مِنْ سَبْعِينَ جُزْءاً مِنَ اَلنُّبُوَّةِ.
اشکالی که برخی به مرحوم شیخ احمد احسائی وارد میکنند، این است که رؤیاهای خود را نقل کرده و متأسفانه این برداشت اشتباه را برخی پژوهشگران مرتکب شدهاند و گفتهاند شیخ مرحوم اع اساسِ مکتب و اندیشه خود را بر خواب استوار کرده است!
در جواب باید گفت و باید انتظار داشت که شخص منصف در این پاسخ تأمل کند:
در هیچ یک از تألیفات و تصنیفاتِ مرحوم شیخ احمد احسائی أع نیامده است که فلان مطلب چنین است و چنان است؛ به دلیلِ خوابی که دیدهام!
هرگز این بزرگوار برای اثبات مطلبی،خواب را دلیل قرار نداده است.
خوابهایی که در زندگینامه خود نقل فرموده، همچون دیگر علماء شرح حالی است که نگاشته است و از احوالات فردی خود خبر داده است.
این چه تهمتی است ناروا که بر این بزرگوار روا داشتهاند و نعوذبالله اساس مکتب آن بزرگوار را بر خواب استوار میدانند؟
آیا کتاب مبارک شرح الزیارة الجامعة الکبیرة را ندیدهاند و نخواندهاند که آکنده از آیات قرآنی و روایات معصومی است؟ دیگر مبانی این بزرگوار را در کتابهای شرح المشاعر و شرح العرشیه و الفوائد و شرح الفوائد و... ندیدهاند؟
آری؛ اگر در موضعی خوابی را هم نقل فرموده باشند، به عنوان مؤید است و قطعاً در آن موضع دلایل عقلیه و نقلیه نیز نقل فرموده است.
و همین تهمت است که برخی نفهمیده و ندانسته، جریان انحرافیِ احمد الحسن یمانی، معروف به دجال بصره (مدعی فرزندی و نیابتِ امام زمان عج) و مکتب شیخ مرحوم اع را با یکدیگر مقایسه کردهاند... .
این غفلت یا تغافل است که اندیشه شیخ مرحوم با همه آراستگیاش به دلایل عقلی و نقلی و پیراستگیاش از خرافات، مقایسه شود و در راستای اندیشهای منحط قرار بگیرد که بر خواب استوار است و هیچ شکی در انحطاط و انحراف آن نیست.
و عجیبتر و عجیبتر این است که...
ادامه مطلب در لینک زیر
🔻🔻🔻
http://www.aghayed.net/رؤیاهای-صادقه-عالم-ربانی-مرحوم-شیخ-احم
🔻و اشاره به بعضی پژوهشهای بی مایه دراین باره
رؤیای صادقه، با شرایطی که در روایات معصومین علیهم السلام مذکور است، البته مورد تأیید علماء شیعه بوده و هست و بسیاری از علماء و صلحاء و زهاد و... رؤیاهای صادقه و صالحه خود را نقل کردهاند که بخشی از آن را مرحوم نوری رحمة الله علیه در کتاب گرانسنگ دارالسلام نقل فرموده است. و در فرمایش ها رسیده است: إِنَّ اَلرُّؤْيَا اَلصَّادِقَةَ جُزْءٌ مِنْ سَبْعِينَ جُزْءاً مِنَ اَلنُّبُوَّةِ.
اشکالی که برخی به مرحوم شیخ احمد احسائی وارد میکنند، این است که رؤیاهای خود را نقل کرده و متأسفانه این برداشت اشتباه را برخی پژوهشگران مرتکب شدهاند و گفتهاند شیخ مرحوم اع اساسِ مکتب و اندیشه خود را بر خواب استوار کرده است!
در جواب باید گفت و باید انتظار داشت که شخص منصف در این پاسخ تأمل کند:
در هیچ یک از تألیفات و تصنیفاتِ مرحوم شیخ احمد احسائی أع نیامده است که فلان مطلب چنین است و چنان است؛ به دلیلِ خوابی که دیدهام!
هرگز این بزرگوار برای اثبات مطلبی،خواب را دلیل قرار نداده است.
خوابهایی که در زندگینامه خود نقل فرموده، همچون دیگر علماء شرح حالی است که نگاشته است و از احوالات فردی خود خبر داده است.
این چه تهمتی است ناروا که بر این بزرگوار روا داشتهاند و نعوذبالله اساس مکتب آن بزرگوار را بر خواب استوار میدانند؟
آیا کتاب مبارک شرح الزیارة الجامعة الکبیرة را ندیدهاند و نخواندهاند که آکنده از آیات قرآنی و روایات معصومی است؟ دیگر مبانی این بزرگوار را در کتابهای شرح المشاعر و شرح العرشیه و الفوائد و شرح الفوائد و... ندیدهاند؟
آری؛ اگر در موضعی خوابی را هم نقل فرموده باشند، به عنوان مؤید است و قطعاً در آن موضع دلایل عقلیه و نقلیه نیز نقل فرموده است.
و همین تهمت است که برخی نفهمیده و ندانسته، جریان انحرافیِ احمد الحسن یمانی، معروف به دجال بصره (مدعی فرزندی و نیابتِ امام زمان عج) و مکتب شیخ مرحوم اع را با یکدیگر مقایسه کردهاند... .
این غفلت یا تغافل است که اندیشه شیخ مرحوم با همه آراستگیاش به دلایل عقلی و نقلی و پیراستگیاش از خرافات، مقایسه شود و در راستای اندیشهای منحط قرار بگیرد که بر خواب استوار است و هیچ شکی در انحطاط و انحراف آن نیست.
و عجیبتر و عجیبتر این است که...
ادامه مطلب در لینک زیر
🔻🔻🔻
http://www.aghayed.net/رؤیاهای-صادقه-عالم-ربانی-مرحوم-شیخ-احم
عقاید
رؤیاهای صادقه عالم ربانی مرحوم شیخ احمد اَحسائی أع و اشاره به بعضی نوشتههای بیمایه دراین باره
و عجیبتر و عجیبتر این است که دانشپژوهی مقالهای نوشته است و مکتب شیخیه را در اسلام، مقایسه کرده است با فرقه مورمونها در مسیحیت!!!
🌷از فرمایش های مکتبی
سعی کنید به عبادت محبت داشته باشید و با معصیت انس نگیرید
عزیزان من، سعی کنید به عبادت و بندگی محبت داشته باشید و با معصیت انس پیدا نکنید.
معاصی اگرچه اندک است و به چشمتان کوچک می آید؛ اما سعی کنید با آنها انس پیدا نکنید، محبت پیدا نکنید و توجهتان از وجود مبارک امام در این مقام امامت ظاهره قطع نشود.
ان شاء الله در این مقام باید ترقی کنید، و به همین سمعاً و طاعةً به انوار کبریائیت حق تعالی منوّر گردید؛ یعنی: هرچه شما می فرمایید ما فقط از شما می شنویم، و در مقام اطاعت از شما و بندگیِ شما هستیم و بس، یعنی بنده طاعت شماییم، از غیر شما اطاعتی نخواهیم داشت.
امیدواریم خداوند به حق وجود مبارک آقا امام زمان صلوات الله علیه بر همه ما ترحم بفرماید، ما را موفق به اطاعت و بندگی بفرماید، و به فضل و کرمش همه ما را از معصیت ها حفظ بفرماید.
@AghayedNet
سعی کنید به عبادت محبت داشته باشید و با معصیت انس نگیرید
عزیزان من، سعی کنید به عبادت و بندگی محبت داشته باشید و با معصیت انس پیدا نکنید.
معاصی اگرچه اندک است و به چشمتان کوچک می آید؛ اما سعی کنید با آنها انس پیدا نکنید، محبت پیدا نکنید و توجهتان از وجود مبارک امام در این مقام امامت ظاهره قطع نشود.
ان شاء الله در این مقام باید ترقی کنید، و به همین سمعاً و طاعةً به انوار کبریائیت حق تعالی منوّر گردید؛ یعنی: هرچه شما می فرمایید ما فقط از شما می شنویم، و در مقام اطاعت از شما و بندگیِ شما هستیم و بس، یعنی بنده طاعت شماییم، از غیر شما اطاعتی نخواهیم داشت.
امیدواریم خداوند به حق وجود مبارک آقا امام زمان صلوات الله علیه بر همه ما ترحم بفرماید، ما را موفق به اطاعت و بندگی بفرماید، و به فضل و کرمش همه ما را از معصیت ها حفظ بفرماید.
@AghayedNet
کتاب تازه منتشرشده «الهدایة فی البیان و المعانی، فی علم الحکمة»؛
تحقیقِ نسخه خطیِ کتاب مرحوم «شیخ ابوتراب قزوینی»، شاگرد عالم ربانی مرحوم سیدکاظم رشتی أع
@AghayedNet
تحقیقِ نسخه خطیِ کتاب مرحوم «شیخ ابوتراب قزوینی»، شاگرد عالم ربانی مرحوم سیدکاظم رشتی أع
@AghayedNet
AghayedNet
کتاب تازه منتشرشده «الهدایة فی البیان و المعانی، فی علم الحکمة»؛ تحقیقِ نسخه خطیِ کتاب مرحوم «شیخ ابوتراب قزوینی»، شاگرد عالم ربانی مرحوم سیدکاظم رشتی أع @AghayedNet
✔️معرفی کتاب تازه منتشرشده «الهدایة فی البیان و المعانی فی علم الحکمة»
کتاب مرحوم «شيخ أبوتراب قزويني» به تازگی تحقیق شده است و هنگام نگارش این وجیزه، آخرین مراحل آن در چاپخانه در حال تکمیل است.
مرحوم ابوتراب قزوینی از شاگردان عالم ربانی مرحوم سیدکاظم رشتی اعلی الله درجته است. وی در بعضی نگاشته های خود، از مرحوم سیدکاظم رشتی این گونه تعبیر آورده است:
ــ السيد المفضال عليه الرحمة والثواب من رب الأرباب.
ــ مولانا و سيدنا و حبيبنا و أستاذنا سيد العرب و العجم و فخر الأمم السيد كاظم الرشتي أطال الله بقائه و جعلني من كل مكروه فداه.
شیخ ابوتراب قزوینی، در برههای شاگردانی تربیت کرد و ایشان را با آموزههای عالمان ربانی مرحوم شیخ احسائی و مرحوم سیدکاظم رشتی آشنا کرد. از جمله تلامذه او، شیخ محمد آل ابی خمسین اَحسائی است که مدتی نزد قزوینی به مباحثه کتاب شرح الفوائد (تصنیف مرحوم شیخ احمد اَحسائی) پرداخت. شیخ ابوخمسین در کتاب مفاتیح الأنوار به این نکته اشاره کرده و شیخ ابوتراب قزوینی را این گونه توصیف کرده است:
«إلى أن خطر ببالي – في بعض الأيام – أني أتشرف بخدمة العالم العامل و الفاضل الكامل ذي المناقب و المفاخر و ذي المزايا والمآثر العارف الأجلّ و العالم البدل الجامع بين العلم والعمل كهف ذوي الألباب و الولد الحقيقي لذلك الجناب «ملا أبي تراب» و اعرض بخدمة جنابه الشريف – أزاده الله علواً و تشريفاً – من طرف المباحثة معه في كل يوم ساعة في شرح الفوائد ففعلت ذلك. فأجاب دعائي – سلمه الله تعالى من كل شر بحق محمد و آله سادات البشر – و قمت أحضر كل يوم ساعة من النهار في مجلسه الشريف و محضره اللطيف بعد الظهر مدة مديدة و أشهر عديدة إلى أن أقتضى حوادث الزمان و عوائق الدهر الخوان المفارقة بيننا بسبب سفره إلى أطراف العجم.»
گذشته از اوصاف علمی و عملی، قزوینی را فرزندِ حقیقیِ سید مرحوم أع توصیف کرده است.
و اما کتاب تازه منتشرشده، کتاب «الهدایة فی البیان و المعانی فی علم الحکمة» است و آن گونه که دوست گرامی و محقق محترم حیدرالحرز در مقاله ای نگاشته است، اینکه نام این کتاب مزین به «بیان» و «معانی» است، اشاره است به دو مقام از مقامات نورانیت ائمه معصومین علیهم السلام که در اندیشه بزرگان دین، با توجه به روایات معصومین، تبیین شده است.
حیدرالحرز نگاشته است:
«و قد سمى كتابه بـ«الهداية في علم البيان و المعاني» و المقصود بعلم البيان و المعاني ليس هو المعنى المعروف في البلاغة، بل المقصود بهما هما مقاما البيان و المعاني و هما المقامان الأولان لأهل بيت العصمة و الطهارة عليهم السلام، و أما المقامان الآخران فهما الأبواب والإمامة.»
قزوینی نیز در ابتداء کتاب مینویسد:
«و لما کانت المسائل المزبورة یهتدی بها من طلبها و امعن النظر فیها و أدی حقها کما ینبغی سمینا الکتاب المشتمل علیها بالهدایة فی علم البیان و المعانی نسأل الله الهدایة و حسن التوفیق.»
وی در این کتاب، عباراتی در شأن مرحوم شیخ احمد أحسائی و مرحوم سیدکاظم رشتی بیان کرده است که تصویر صفحات، به پیوست ارائه خواهد شد.
بخشی از عناوینِ موضوعات کتاب که توسط محقق محترم تنظیم شده است، بدین قرار است:
ـ اثبات الصانع عقلاً و نقلاً؛
ـ الفرق بین المعرفة الفطریة و النظریة للخالق تعالی؛
ـ بحث فی التوحید و العدل؛
ـ الأسفار الأربعة؛
ـ الفرق بین السلسلة الطولیة و العرضیة؛
ـ وفقة مهمة فی معرفة الإنسان الحقیقی؛
ـ أنوع العلوم؛
ـ طرق السلوک؛
ـ تحقیق مسئلة المعاد الجسمانی؛
ـ رد شبهة الآکل و المأکول؛ و... .
yon.ir/yG6lE
@AghayedNet
کتاب مرحوم «شيخ أبوتراب قزويني» به تازگی تحقیق شده است و هنگام نگارش این وجیزه، آخرین مراحل آن در چاپخانه در حال تکمیل است.
مرحوم ابوتراب قزوینی از شاگردان عالم ربانی مرحوم سیدکاظم رشتی اعلی الله درجته است. وی در بعضی نگاشته های خود، از مرحوم سیدکاظم رشتی این گونه تعبیر آورده است:
ــ السيد المفضال عليه الرحمة والثواب من رب الأرباب.
ــ مولانا و سيدنا و حبيبنا و أستاذنا سيد العرب و العجم و فخر الأمم السيد كاظم الرشتي أطال الله بقائه و جعلني من كل مكروه فداه.
شیخ ابوتراب قزوینی، در برههای شاگردانی تربیت کرد و ایشان را با آموزههای عالمان ربانی مرحوم شیخ احسائی و مرحوم سیدکاظم رشتی آشنا کرد. از جمله تلامذه او، شیخ محمد آل ابی خمسین اَحسائی است که مدتی نزد قزوینی به مباحثه کتاب شرح الفوائد (تصنیف مرحوم شیخ احمد اَحسائی) پرداخت. شیخ ابوخمسین در کتاب مفاتیح الأنوار به این نکته اشاره کرده و شیخ ابوتراب قزوینی را این گونه توصیف کرده است:
«إلى أن خطر ببالي – في بعض الأيام – أني أتشرف بخدمة العالم العامل و الفاضل الكامل ذي المناقب و المفاخر و ذي المزايا والمآثر العارف الأجلّ و العالم البدل الجامع بين العلم والعمل كهف ذوي الألباب و الولد الحقيقي لذلك الجناب «ملا أبي تراب» و اعرض بخدمة جنابه الشريف – أزاده الله علواً و تشريفاً – من طرف المباحثة معه في كل يوم ساعة في شرح الفوائد ففعلت ذلك. فأجاب دعائي – سلمه الله تعالى من كل شر بحق محمد و آله سادات البشر – و قمت أحضر كل يوم ساعة من النهار في مجلسه الشريف و محضره اللطيف بعد الظهر مدة مديدة و أشهر عديدة إلى أن أقتضى حوادث الزمان و عوائق الدهر الخوان المفارقة بيننا بسبب سفره إلى أطراف العجم.»
گذشته از اوصاف علمی و عملی، قزوینی را فرزندِ حقیقیِ سید مرحوم أع توصیف کرده است.
و اما کتاب تازه منتشرشده، کتاب «الهدایة فی البیان و المعانی فی علم الحکمة» است و آن گونه که دوست گرامی و محقق محترم حیدرالحرز در مقاله ای نگاشته است، اینکه نام این کتاب مزین به «بیان» و «معانی» است، اشاره است به دو مقام از مقامات نورانیت ائمه معصومین علیهم السلام که در اندیشه بزرگان دین، با توجه به روایات معصومین، تبیین شده است.
حیدرالحرز نگاشته است:
«و قد سمى كتابه بـ«الهداية في علم البيان و المعاني» و المقصود بعلم البيان و المعاني ليس هو المعنى المعروف في البلاغة، بل المقصود بهما هما مقاما البيان و المعاني و هما المقامان الأولان لأهل بيت العصمة و الطهارة عليهم السلام، و أما المقامان الآخران فهما الأبواب والإمامة.»
قزوینی نیز در ابتداء کتاب مینویسد:
«و لما کانت المسائل المزبورة یهتدی بها من طلبها و امعن النظر فیها و أدی حقها کما ینبغی سمینا الکتاب المشتمل علیها بالهدایة فی علم البیان و المعانی نسأل الله الهدایة و حسن التوفیق.»
وی در این کتاب، عباراتی در شأن مرحوم شیخ احمد أحسائی و مرحوم سیدکاظم رشتی بیان کرده است که تصویر صفحات، به پیوست ارائه خواهد شد.
بخشی از عناوینِ موضوعات کتاب که توسط محقق محترم تنظیم شده است، بدین قرار است:
ـ اثبات الصانع عقلاً و نقلاً؛
ـ الفرق بین المعرفة الفطریة و النظریة للخالق تعالی؛
ـ بحث فی التوحید و العدل؛
ـ الأسفار الأربعة؛
ـ الفرق بین السلسلة الطولیة و العرضیة؛
ـ وفقة مهمة فی معرفة الإنسان الحقیقی؛
ـ أنوع العلوم؛
ـ طرق السلوک؛
ـ تحقیق مسئلة المعاد الجسمانی؛
ـ رد شبهة الآکل و المأکول؛ و... .
yon.ir/yG6lE
@AghayedNet
🔺صفحاتی از کتاب «الهدایة فی البیان و المعانی» نگاشته شیخ ابوتراب قزوینی، درباره عالمان ربانی مرحوم شیخ احمد اَحسائی و مرحوم سیدکاظم رشتی أعلی الله مقامهما
@AghayedNet
@AghayedNet
🌷از فرمایش های مکتبی
✔️فرمایشی از مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اعلی الله مقامه درباره وسعت رزق
🔸و اما ما یزید فی الرزق فاستغفر الله سبعین مرة بعد الفجر و سبعین مرة بعد العصر ثم اطلب الرزق فانه یرسل السماء علیکم مدرارا. و السلام.
🔸و اما آنچه رزق و روزی را زیاد می کند، پس بعد از نماز صبح هفتاد بار استغفار کن، و همچنین بعد از نماز عصر هفتاد بار استغفار کن، سپس از خدا رزق و روزی را طلب نما؛ پس خداوند [نعمت های] آسمان را پی در پی بر شما میفرستد. و السلام.
@AghayedNet
✔️فرمایشی از مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اعلی الله مقامه درباره وسعت رزق
🔸و اما ما یزید فی الرزق فاستغفر الله سبعین مرة بعد الفجر و سبعین مرة بعد العصر ثم اطلب الرزق فانه یرسل السماء علیکم مدرارا. و السلام.
🔸و اما آنچه رزق و روزی را زیاد می کند، پس بعد از نماز صبح هفتاد بار استغفار کن، و همچنین بعد از نماز عصر هفتاد بار استغفار کن، سپس از خدا رزق و روزی را طلب نما؛ پس خداوند [نعمت های] آسمان را پی در پی بر شما میفرستد. و السلام.
@AghayedNet
✔️پاسخ یک تهمت (1)
🔻دست بر گوش گذاردن و شنیدنِ شُرشُر حوض کوثر!!!
🔹ابتدا به حاصل فرمایش مرحوم شیخ احمد اَحسائی اشاره کرده و سپس عین عبارات را نقل می کنیم تا مشخص شود تهمتِ مذکور، از بی توجهی به عبارات ایشان و از عناد با آن بزرگوار سرچشمه گرفته است.
🔹مرحوم شيخ اع درباره عوالم غیبی و اينكه چطور از آن عوالم به اين عالم شهاده و ماده و دنيا امداد و فیوضات نازل میشود، فرمایش هایی دارند و برای درک این مسئله، نمونه ای بیان می فرمایند.
🔹فرمايش مرحوم شيخ اع اين است كه شما وقتی انگشت در گوش گذارديد، و سر و صدای عالم داخل بدن را شنيديد، اين نمونهای است در عرصه شما و در وجود خودتان.
🔹ساختن و ريزش وجود شماست كه اين حيات و اين گردش خون در وجود شما آن به آن شما را میسازد و آن به آن خراب میشويد. فعل و انفعال موجود در اين بدن و در اين عالم كوچك شما، در واقع از غيب اين حيات يا غيب اين خون، قبل از آنكه بيايد و تبديل به اين نسوج بشود، يك حالت ذوبان و آبمانند است و به تعبیر دیگر انرژی است. حالتی ذوبان است كه در اين فعل و انفعالها تشكيل اين نسوج میشود و آن به آن عوامل اين فعل و انفعال را ايجاد میكنند و آن به آن در اين كشورِ وجود شما و اين دنيای وجود شما عوامل الهيه دست در كارند و اين ابقاء به مشيّت اللّه و امر اللّه فعلی با اسبابی كه ملائكه فعّاله و مدبّره، آن به آن با اين مواد اوليّه اين پيكره را میسازند و خراب میكنند، اين پيكره را میسازند و در قالب میريزند.
🔹بهترين راه براي دريافت اين مطلب اين است كه دست در گوش بگذاريد؛ به طوری كه صدا از خارج شنيده نشود. و بشنوید صدای اين فوران غيب را و همان حالت ذوبان و حالت ابتدايیِ خون كه حامل جميع مواد لازم بدن و حامل همه نيازمنديها است، حامل استخوان است، حامل رگ است، حامل گوشت است، حامل پوست است، حامل موست، حامل رنگ موست. در يك حدّ معين به رنگ سياه است، در يك حدّ معيّن به رنگ سفيد است. حامل جميع ذرّاتی است كه در اين پيكره ما لازم است. حامل تمام اينهاست و همان درگيری و همان انفجارهای لازم، يا همان فعل و انفعالهای لازم، يا همان خواصّی كه از اين فعل و انفعالهای اتمها در وجود ما دست میدهد؛ حامل همه آنهاست.
🔹يك حالت ابتدايی دارد كه حالت انرژی است و يك حالت ساختمانی دارد كه حالت حوضی است؛ مرتّب از آن دريا به حوض اعضاء میریزد؛ به حوض ذرّات، به حوض استخوانها، گوشتها، پوستها، رگها و همه نسوج و بافتها میريزد. آن به آن از آن دريای غيب به اين حوضهای شهاده ريزش دارد.
🔹اين يك نمونهای است كه شيخ مرحوم اع برای ريزش فيوضات غيبی به اين عالم شهاده به دست ما میدهد. همين را مقياس برای اين جهان پهناور هستیِ خارجی بگيريد كه اگر همين جهان هستيِ خارج هم دو انگشت خودش را در گوشش بگذارد، همين صدايی كه ما در پيكره خودمان میفهميم، او در پيكره خودش به حسب خودش میفهمد. پس جهان پُر از سر و صداست؛ چه صداهايی! و اين صدا را ما نمیشنويم؛ صدای اين فوّاره و اين آبشار بزرگ جهان كه از آن مادّه اوليّه در حوضهای مختلف میريزد.
در قسمت بعد، عین عبارات این بزرگوار را با ترجمه نقل و بررسی خواهیم کرد.
قسمت دوم پاسخ:
https://t.me/AghayedNet/2249
@AghayedNet
🔻دست بر گوش گذاردن و شنیدنِ شُرشُر حوض کوثر!!!
🔹ابتدا به حاصل فرمایش مرحوم شیخ احمد اَحسائی اشاره کرده و سپس عین عبارات را نقل می کنیم تا مشخص شود تهمتِ مذکور، از بی توجهی به عبارات ایشان و از عناد با آن بزرگوار سرچشمه گرفته است.
🔹مرحوم شيخ اع درباره عوالم غیبی و اينكه چطور از آن عوالم به اين عالم شهاده و ماده و دنيا امداد و فیوضات نازل میشود، فرمایش هایی دارند و برای درک این مسئله، نمونه ای بیان می فرمایند.
🔹فرمايش مرحوم شيخ اع اين است كه شما وقتی انگشت در گوش گذارديد، و سر و صدای عالم داخل بدن را شنيديد، اين نمونهای است در عرصه شما و در وجود خودتان.
🔹ساختن و ريزش وجود شماست كه اين حيات و اين گردش خون در وجود شما آن به آن شما را میسازد و آن به آن خراب میشويد. فعل و انفعال موجود در اين بدن و در اين عالم كوچك شما، در واقع از غيب اين حيات يا غيب اين خون، قبل از آنكه بيايد و تبديل به اين نسوج بشود، يك حالت ذوبان و آبمانند است و به تعبیر دیگر انرژی است. حالتی ذوبان است كه در اين فعل و انفعالها تشكيل اين نسوج میشود و آن به آن عوامل اين فعل و انفعال را ايجاد میكنند و آن به آن در اين كشورِ وجود شما و اين دنيای وجود شما عوامل الهيه دست در كارند و اين ابقاء به مشيّت اللّه و امر اللّه فعلی با اسبابی كه ملائكه فعّاله و مدبّره، آن به آن با اين مواد اوليّه اين پيكره را میسازند و خراب میكنند، اين پيكره را میسازند و در قالب میريزند.
🔹بهترين راه براي دريافت اين مطلب اين است كه دست در گوش بگذاريد؛ به طوری كه صدا از خارج شنيده نشود. و بشنوید صدای اين فوران غيب را و همان حالت ذوبان و حالت ابتدايیِ خون كه حامل جميع مواد لازم بدن و حامل همه نيازمنديها است، حامل استخوان است، حامل رگ است، حامل گوشت است، حامل پوست است، حامل موست، حامل رنگ موست. در يك حدّ معين به رنگ سياه است، در يك حدّ معيّن به رنگ سفيد است. حامل جميع ذرّاتی است كه در اين پيكره ما لازم است. حامل تمام اينهاست و همان درگيری و همان انفجارهای لازم، يا همان فعل و انفعالهای لازم، يا همان خواصّی كه از اين فعل و انفعالهای اتمها در وجود ما دست میدهد؛ حامل همه آنهاست.
🔹يك حالت ابتدايی دارد كه حالت انرژی است و يك حالت ساختمانی دارد كه حالت حوضی است؛ مرتّب از آن دريا به حوض اعضاء میریزد؛ به حوض ذرّات، به حوض استخوانها، گوشتها، پوستها، رگها و همه نسوج و بافتها میريزد. آن به آن از آن دريای غيب به اين حوضهای شهاده ريزش دارد.
🔹اين يك نمونهای است كه شيخ مرحوم اع برای ريزش فيوضات غيبی به اين عالم شهاده به دست ما میدهد. همين را مقياس برای اين جهان پهناور هستیِ خارجی بگيريد كه اگر همين جهان هستيِ خارج هم دو انگشت خودش را در گوشش بگذارد، همين صدايی كه ما در پيكره خودمان میفهميم، او در پيكره خودش به حسب خودش میفهمد. پس جهان پُر از سر و صداست؛ چه صداهايی! و اين صدا را ما نمیشنويم؛ صدای اين فوّاره و اين آبشار بزرگ جهان كه از آن مادّه اوليّه در حوضهای مختلف میريزد.
در قسمت بعد، عین عبارات این بزرگوار را با ترجمه نقل و بررسی خواهیم کرد.
قسمت دوم پاسخ:
https://t.me/AghayedNet/2249
@AghayedNet
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📹 | مزیّن به تصاویر عالمان ربانی:
مرحوم شیخ احمد اَحسائی؛
مرحوم سیدکاظم رشتی؛
مرحوم حاج محمدکریم کرمانی؛
مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی
أعلی الله مقامهم
@AghayedNet
مرحوم شیخ احمد اَحسائی؛
مرحوم سیدکاظم رشتی؛
مرحوم حاج محمدکریم کرمانی؛
مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی
أعلی الله مقامهم
@AghayedNet
🌷از فرمایش های مکتبی
✔️عصمت تبعی کاملان دین
زينب كبری سلام اللّه عليها از بزرگان دينند صاحب مقام نقابتند معرفت نورانيتی كه اهل ايمان و اهل بصيرت به بركت معرفت نورانيت دارند اين را همه كس ندارد. نهايتش اين است كه می گويند دختر اميرالمؤمنين است و دختر فاطمه زهرا؛ اما اگر بخواهيد حتی درباره عصمتش حرف بزنيد چه بسا اشكال كنند و اعتراض كنند که يعنی چه؟! معصومه چرا درباره اش بگوييم؟!
ناآشنایان با مقامات کاملان، نام مطهر فاطمه معصومه را كه معصومه می گويند به عنوان اسم می گويند؛ مثل اينكه كسی نام دخترش را معصومه بگذارد. فكر می كنند موسی بن جعفر عليهماالسلام هم که اسم دخترشان را فاطمه معصومه انتخاب فرموده اند مثل انتخاب های ماست نعوذباللّه.
اما اگر بخواهيد بگوئید ايشان عصمت دارد سر و صدا بلند می شود که عصمت يعنی چه؟! عصمت مخصوص محمد و آل محمد عليهم السلام است، عصمت مال انبياء است؛ چرا می گوئید عصمت!
و حال آنكه به بركت بزرگان دين دانسته ايم كه بزرگان، نقباء، معصومند؛ نجباء معصومند، كاملان معصومند؛ اين البته اين عصمت ظل و شعاع عصمت انبياء است، عصمت انبياء ظل و شعاع عصمت محمد و آل محمد عليهم السلام است. برای برخی اين مسائل سنگين است؛ اما دل های شما چقدر نورانی است به معرفت اين بزرگواران كه می دانيد صاحب مقام وساطتند، صاحب مقام شفاعتند، صاحبان مقام كمالند.
فرمود زنی بعد از فاطمه زهرا نيامده در عالم و نخواهد آمد به مانند زينب كبری سلام اللّه عليها. نخواهد آمد، نيامده و نخواهد آمد. پس حتی مريم را كه خداوند اين قدر توصيف كرده و برای او آيه نازل كرده و از جلالت شأنش خبر داده، كنيز زينب كبری است و در نزد زينب خاضع است و خاشع است. زنی به مانند زينب كبری بعد از فاطمه زهرا نيامده؛ در گذشته و آينده و نخواهد آمد. جلالت شأنش همين قدر بس كه فرمودند كه نام مطهرش را رسول خدا فرمود من سبقت نمی گيرم بر پروردگارم؛ كه حتی برای نامگذاری، معلوم می شود كه خدا بايد نامگذاری کند.
@AghayedNet
✔️عصمت تبعی کاملان دین
زينب كبری سلام اللّه عليها از بزرگان دينند صاحب مقام نقابتند معرفت نورانيتی كه اهل ايمان و اهل بصيرت به بركت معرفت نورانيت دارند اين را همه كس ندارد. نهايتش اين است كه می گويند دختر اميرالمؤمنين است و دختر فاطمه زهرا؛ اما اگر بخواهيد حتی درباره عصمتش حرف بزنيد چه بسا اشكال كنند و اعتراض كنند که يعنی چه؟! معصومه چرا درباره اش بگوييم؟!
ناآشنایان با مقامات کاملان، نام مطهر فاطمه معصومه را كه معصومه می گويند به عنوان اسم می گويند؛ مثل اينكه كسی نام دخترش را معصومه بگذارد. فكر می كنند موسی بن جعفر عليهماالسلام هم که اسم دخترشان را فاطمه معصومه انتخاب فرموده اند مثل انتخاب های ماست نعوذباللّه.
اما اگر بخواهيد بگوئید ايشان عصمت دارد سر و صدا بلند می شود که عصمت يعنی چه؟! عصمت مخصوص محمد و آل محمد عليهم السلام است، عصمت مال انبياء است؛ چرا می گوئید عصمت!
و حال آنكه به بركت بزرگان دين دانسته ايم كه بزرگان، نقباء، معصومند؛ نجباء معصومند، كاملان معصومند؛ اين البته اين عصمت ظل و شعاع عصمت انبياء است، عصمت انبياء ظل و شعاع عصمت محمد و آل محمد عليهم السلام است. برای برخی اين مسائل سنگين است؛ اما دل های شما چقدر نورانی است به معرفت اين بزرگواران كه می دانيد صاحب مقام وساطتند، صاحب مقام شفاعتند، صاحبان مقام كمالند.
فرمود زنی بعد از فاطمه زهرا نيامده در عالم و نخواهد آمد به مانند زينب كبری سلام اللّه عليها. نخواهد آمد، نيامده و نخواهد آمد. پس حتی مريم را كه خداوند اين قدر توصيف كرده و برای او آيه نازل كرده و از جلالت شأنش خبر داده، كنيز زينب كبری است و در نزد زينب خاضع است و خاشع است. زنی به مانند زينب كبری بعد از فاطمه زهرا نيامده؛ در گذشته و آينده و نخواهد آمد. جلالت شأنش همين قدر بس كه فرمودند كه نام مطهرش را رسول خدا فرمود من سبقت نمی گيرم بر پروردگارم؛ كه حتی برای نامگذاری، معلوم می شود كه خدا بايد نامگذاری کند.
@AghayedNet
🔺رسائلی از عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اع که در ماه ذوالقعدة الحرام نگارش آن به پایان رسیده است.
@AghayedNet
@AghayedNet
✔️پاسخ یک تهمت(2)
➖➖➖➖➖
قسمت اولِ پاسخ:
https://t.me/AghayedNet/2244
➖➖➖➖➖
🔹مرحوم شيخ اع درباره عوالم غیبی و اينكه چطور امداد از آن عوالم به اين عالم شهاده و ماده و دنيا نازل میشود، عباراتي دارند تا اينكه میفرمايند (شرح العرشيّه ج 2 ص 63):
وَ كَذلِكَ تَسْمَعُ صَوْتَ الْماءِ النّازِلِ مِنْ عالَمِهِمْ اِلَي الاَْنْهارِ الاَْرْبَعَةِ
🔹همچنين تو میشنوی. اما اينكه میفرمايند «تو میشنوی» خطاب با من و شما نيست، چون من و شما كه نمیشنويم. هركس كه كتاب مینويسد طرف سخنش آن كسی است كه با فرمول او آشناست و مبنای او در دستش است. يك استاد رياضی وقتی كتاب مینويسد، در تمام آن فرمولها و هرچه میگويد با كسی صحبت ميكند كه با او همسنخ است، در يك عالم به سرمیبرند، حرف هم را میفهمند.
🔹پس اين «اِعْلَم» خطاب به كسی است كه به اين فرمول واقف است و هم اُفق با اوست كه میفهمد. بنابراين ايشان هم كه میفرمايند وَ كَذلِكَ تَسْمَعُ روی سخن با کسی است که هم افق با خود ايشان است يا لااقلّ میداند كه افقی وراء افق خودش هست.
🔹میفرمايند وَ كَذلِكَ تَسْمَعُ صَوْتَ الْماءِ النّازِلِ مِنْ عالَمِهِمْ اِلَی الاَْنْهارِ الاَْرْبَعَةِ چون قبلاً سخن از شنيدن كلام اهل عوالم لطیف بوده است (که بحثی مستقل است و دلایل اثبات آن در جای خود مذکور است) میفرمايند همچنين صدای آن آبی را كه از آن عالم به نهرهای چهارگانه اين عالم می ريزد می شنوی. نهرهای چهارگانه اين عالم را به همان عنوان عناصر میگوييم. البته اين چهار عنصر را در حال بساطت بايد در نظر گرفت نه اين عناصر محسوس و مركب. اسم اينها را در عالم شهاده میگذاريم چهار نهر. امدادات تشبيه به آب شده كه از آسمان نازل میشود يعنی از لطیف همین عالَم و در اين چهار نهر جريان پيدا میكند، چرا؟
🔹لاَِنَّهُ يَنْزِلُ في حَوْضٍ واسِعٍ زيرا آن آبی كه از آسمان می آيد، در يك حوض پهناوری وارد میشود. باز برای اينكه ما اين چهار نهر را چهار چيز مختلف و غير هم فكر نكنيم، میفرمايد يك حوض واسع. در يك حوض واسع و پهناور می ريزد، يا هريك از اين چهار تا را يك حوض واسع بدانيد. وَ الْمَلائِكَةُ تَكيلُ السَّحابَ مِنْهُ و ملائكه كيل میكنند، پيمانه گيری میكنند سحاب و ابرها را از همان حوض. يعنی آن عوامل، عواملی كه دست دركارند برای انجام اين فعل و انفعال ها و تراكم ها اينها را مرتب از اين حوض ها پيمانه گيری می كنند، در اين ابرها میريزند و ابرها حالت تراكم است.
🔹فاِذا اَرَدْتَ اَنْ تَسْمَعَ ذلِكَ الاِْنْصِبابَ اگر تو می خواهی اين ريزش را و به اصطلاح صدای اين آبشار را بشنوی، فَارْبُطْ اُذُنَيْكَ بِاَصْبُعَيْكَ دو گوشَت را با دو انگشتت بگير لِئَلا تَسْمَعَ شَيْئاً مِنْ هذَا الْعالَمِ به طوری كه ديگر از اين عالم چيزی نشنوی. آنوقت فَاِنَّكَ تَسْمَعُ صَوْتَ اِنْصِبابِ الْماءِ فِي الْحَوْضِ صدای ريختن آب در حوض را میشنوی.
🔹ولی نمی فرمايد ذلِكَ الاِْنْصِباب آن ريزش را؛ چون حكيم ربّانی است. وقتی كه گوش خودت را گرفتی، صدای ريختن به شدّت آب را می شنوی. همان ريزش آبشارگونه؛ صدای ريختن و سرازيرشدن آب را در حوض میشنوی. كدام آب؟ و كدام حوض؟ نه آن آب و نه آن حوض و نه آن اِنصباب؛ بلكه همين انصباب و ريختن آب انرژی در وجود خودت و در اين حوض وجود خودت را میشنوی.
🔹و الْحَوْضُ لايَمْتَلي اَبَداً اين حوض هيچگاه پُر نمی شود، هرچه میريزند پُر نمی شود؛ به آن معنا كه ديگر بس باشد بلكه چون دائماً در ريزش است، دائماً هم در پرشدن است. لاَِنَّ الْمَلائِكَةَ دائِماً تَغْرِفُ مِنْه،ُ فَافْهَمْ. چون ملائكه مرتّب از آن آب برمیدارند، ملائكه همينطور برمی دارند از آن آب و پی در پی می ريزد، ملائكه مرتّب برمی دارند. پس باز لازم است آب بريزند، در نتيجه پُر نمی شود. پس مرتب می سازند و مرتب خراب می كنند، حوض پُر می شود، كم می شود و همين طور... . بنابراين ريزش دائمی است.
🔹اين فرمايش كجا، آن حرف آنها كجا كه گفته بودند انگشت را بگذار در گوشَت، شُرشُر حوض كوثر را می شنوی!
و اين فرمايش به اندازه سطح ادراك ماست و مقصود آن بزرگوار درك و فهم ماست كه تا اين حدّ با عالم ما قابل تطبيق است.
@AghayedNet
➖➖➖➖➖
قسمت اولِ پاسخ:
https://t.me/AghayedNet/2244
➖➖➖➖➖
🔹مرحوم شيخ اع درباره عوالم غیبی و اينكه چطور امداد از آن عوالم به اين عالم شهاده و ماده و دنيا نازل میشود، عباراتي دارند تا اينكه میفرمايند (شرح العرشيّه ج 2 ص 63):
وَ كَذلِكَ تَسْمَعُ صَوْتَ الْماءِ النّازِلِ مِنْ عالَمِهِمْ اِلَي الاَْنْهارِ الاَْرْبَعَةِ
🔹همچنين تو میشنوی. اما اينكه میفرمايند «تو میشنوی» خطاب با من و شما نيست، چون من و شما كه نمیشنويم. هركس كه كتاب مینويسد طرف سخنش آن كسی است كه با فرمول او آشناست و مبنای او در دستش است. يك استاد رياضی وقتی كتاب مینويسد، در تمام آن فرمولها و هرچه میگويد با كسی صحبت ميكند كه با او همسنخ است، در يك عالم به سرمیبرند، حرف هم را میفهمند.
🔹پس اين «اِعْلَم» خطاب به كسی است كه به اين فرمول واقف است و هم اُفق با اوست كه میفهمد. بنابراين ايشان هم كه میفرمايند وَ كَذلِكَ تَسْمَعُ روی سخن با کسی است که هم افق با خود ايشان است يا لااقلّ میداند كه افقی وراء افق خودش هست.
🔹میفرمايند وَ كَذلِكَ تَسْمَعُ صَوْتَ الْماءِ النّازِلِ مِنْ عالَمِهِمْ اِلَی الاَْنْهارِ الاَْرْبَعَةِ چون قبلاً سخن از شنيدن كلام اهل عوالم لطیف بوده است (که بحثی مستقل است و دلایل اثبات آن در جای خود مذکور است) میفرمايند همچنين صدای آن آبی را كه از آن عالم به نهرهای چهارگانه اين عالم می ريزد می شنوی. نهرهای چهارگانه اين عالم را به همان عنوان عناصر میگوييم. البته اين چهار عنصر را در حال بساطت بايد در نظر گرفت نه اين عناصر محسوس و مركب. اسم اينها را در عالم شهاده میگذاريم چهار نهر. امدادات تشبيه به آب شده كه از آسمان نازل میشود يعنی از لطیف همین عالَم و در اين چهار نهر جريان پيدا میكند، چرا؟
🔹لاَِنَّهُ يَنْزِلُ في حَوْضٍ واسِعٍ زيرا آن آبی كه از آسمان می آيد، در يك حوض پهناوری وارد میشود. باز برای اينكه ما اين چهار نهر را چهار چيز مختلف و غير هم فكر نكنيم، میفرمايد يك حوض واسع. در يك حوض واسع و پهناور می ريزد، يا هريك از اين چهار تا را يك حوض واسع بدانيد. وَ الْمَلائِكَةُ تَكيلُ السَّحابَ مِنْهُ و ملائكه كيل میكنند، پيمانه گيری میكنند سحاب و ابرها را از همان حوض. يعنی آن عوامل، عواملی كه دست دركارند برای انجام اين فعل و انفعال ها و تراكم ها اينها را مرتب از اين حوض ها پيمانه گيری می كنند، در اين ابرها میريزند و ابرها حالت تراكم است.
🔹فاِذا اَرَدْتَ اَنْ تَسْمَعَ ذلِكَ الاِْنْصِبابَ اگر تو می خواهی اين ريزش را و به اصطلاح صدای اين آبشار را بشنوی، فَارْبُطْ اُذُنَيْكَ بِاَصْبُعَيْكَ دو گوشَت را با دو انگشتت بگير لِئَلا تَسْمَعَ شَيْئاً مِنْ هذَا الْعالَمِ به طوری كه ديگر از اين عالم چيزی نشنوی. آنوقت فَاِنَّكَ تَسْمَعُ صَوْتَ اِنْصِبابِ الْماءِ فِي الْحَوْضِ صدای ريختن آب در حوض را میشنوی.
🔹ولی نمی فرمايد ذلِكَ الاِْنْصِباب آن ريزش را؛ چون حكيم ربّانی است. وقتی كه گوش خودت را گرفتی، صدای ريختن به شدّت آب را می شنوی. همان ريزش آبشارگونه؛ صدای ريختن و سرازيرشدن آب را در حوض میشنوی. كدام آب؟ و كدام حوض؟ نه آن آب و نه آن حوض و نه آن اِنصباب؛ بلكه همين انصباب و ريختن آب انرژی در وجود خودت و در اين حوض وجود خودت را میشنوی.
🔹و الْحَوْضُ لايَمْتَلي اَبَداً اين حوض هيچگاه پُر نمی شود، هرچه میريزند پُر نمی شود؛ به آن معنا كه ديگر بس باشد بلكه چون دائماً در ريزش است، دائماً هم در پرشدن است. لاَِنَّ الْمَلائِكَةَ دائِماً تَغْرِفُ مِنْه،ُ فَافْهَمْ. چون ملائكه مرتّب از آن آب برمیدارند، ملائكه همينطور برمی دارند از آن آب و پی در پی می ريزد، ملائكه مرتّب برمی دارند. پس باز لازم است آب بريزند، در نتيجه پُر نمی شود. پس مرتب می سازند و مرتب خراب می كنند، حوض پُر می شود، كم می شود و همين طور... . بنابراين ريزش دائمی است.
🔹اين فرمايش كجا، آن حرف آنها كجا كه گفته بودند انگشت را بگذار در گوشَت، شُرشُر حوض كوثر را می شنوی!
و اين فرمايش به اندازه سطح ادراك ماست و مقصود آن بزرگوار درك و فهم ماست كه تا اين حدّ با عالم ما قابل تطبيق است.
@AghayedNet
@AghayedNet_ الشیخ المفید.pdf
10.7 MB
🔺مجلد نهُم از «موسوعة الشیخ المفید»؛ شامل بعضی رسائل (از جمله: التذكرة بأصول الفقه، الأشراف، أحكام النساء، المسح على الرجلين و...)
@AghayedNet
@AghayedNet
AghayedNet
@AghayedNet_ الشیخ المفید.pdf
🔺شمارش و ترتیب اصول دین در مقدمه کتاب أحکام النساء، تألیف مرحوم شیخ مفید رحمة الله علیه
@AghayedNet
@AghayedNet
🌷از فرمایش های مکتبی
صورت کاغذی که مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اعلی الله مقامه بعد از برگشتن از میهمانی برای صاحبخانه نوشته اند
بسم الله الرحمن الرحیم
عرض می شود قدری نان به مرغابی ها دادم، بعد ملتفت شدم که فرموده بودید ضیافت از بابت ثُلثی است که وصیت شده. حال ملاحظه کنید اگر وصیت به طوری است که عیبی ندارد به مرغابی دادن، که خوب؛ و الّا نصف نانی از خود به مصرف این میهمانی عوض من رسانیده که اقلاً ما در حرام نیفتیم و عمل حرام کم و زیادش تفاوت نمی کند والسلام.
@AghayedNet
صورت کاغذی که مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اعلی الله مقامه بعد از برگشتن از میهمانی برای صاحبخانه نوشته اند
بسم الله الرحمن الرحیم
عرض می شود قدری نان به مرغابی ها دادم، بعد ملتفت شدم که فرموده بودید ضیافت از بابت ثُلثی است که وصیت شده. حال ملاحظه کنید اگر وصیت به طوری است که عیبی ندارد به مرغابی دادن، که خوب؛ و الّا نصف نانی از خود به مصرف این میهمانی عوض من رسانیده که اقلاً ما در حرام نیفتیم و عمل حرام کم و زیادش تفاوت نمی کند والسلام.
@AghayedNet
AghayedNet
@AghayedNet
✔️أسئلة عن الشيخ الأوحد الشيخ أحمد الأحسائي ـ أعلى الله مقامه ـ وأجوبتها بخطّه المبارك:
🔶الأسئلة:
🔹1. أسأل من جنابكم أن يعلّمني كيفيّة زيارة عاشوراء مع زيارة ششم [أي الزيارة السادسة].
🔹2. وأيضاً أسأل من جنابكم أنّ سلمان ـ رضي الله عنه ـ دخل في دار فاطمة ـ صلوات الله عليها ـ وتكلّم معها أم لا ؟ والأحاديث الذي يقرأ من هذه الجهة في المنابر صحيح أم لا؟
🔹3. وأسأل من جنابكم هل يجوز طلب مرتبة المعصوم لغير المعصوم عليه السلام أم لا؟
وكلّ هذه المسائل اشرح لي مع البرهان أسأل من جنابكم أن دعوتني أن يوفّقني الله في العبادة مع الإخلاص.
🔶الأجوبة:
بسم الله الرحمن الرحیم
🔹1.أمّا زيارة عاشوراء؛ فتصلّي ركعتين بعد الزيارة وبعد السجود ـ قريباً أم بعيداً ـ، والإحتياط في البعيد أن يصلّي ركعتين قبل الزيارة، وركعتين بعد الزيارة قبل اللعن، وركعتين بعد اللعن والتسليم، وركعتين قبل السجود، وركعتين بعد السجود.
وأمّا زيارة ششم؛ فأنا إذا زرتها صلّيت ركعتين لزيارة عليّ عليه السلام، وركعتين لعليّ عليه السلام ولآدم (ع)، وركعتين لعليّ عليه السلام و لنوح (ع).
🔹2.وأمّا تكلّم سلمان مع فاطمة ـ سلام الله عليها ـ فبقدر الضرورة، وكذلك كلامها مع غيره من الأجانب.
🔹3.والمطلب رتبة المعصوم لغير صنفه كطلبنا رتبة الأنبياء والأئمة عليهم السلام وكطلب جميع الأنبياء عليهم السلام ـ غير محمّد صلّى الله عليه وآله ـ لرتبة الأئمة الإثنى عشر عليهم السلام؛ فلا يجوز حتّى لو كان في صلوة الطالب بَطلتْ ـ كائناً من كان ـ ، وأدلّة ذلك: الأخبار، والإجماع في بعضها.
وكتب أحمد بن زين الدين (الخاتم الشریف)
➖➖➖➖➖
🔶ترجمه سؤالات:
🔹1.لطفا كيفيت زيارت عاشوراء وزيارت ششم امير المومنين عليه السلام را بيان بفرماييد.
🔹2.آيا سلمان به خانه حضرت زهرا سلام الله عليها رفته وبا ايشان تكلّم نموده يا خير؟ احاديثى كه در اين باره بر منبر ها خوانده مى شود صحيح است يا خير؟
🔹3.آيا جايز است كه غير معصوم مرتبه معصوم را طلب كند يا خير؟
🔶ترجمه جواب ها:
🔹1.كيفيت زيارت عاشورا به اين طريق است كه بعد از خواندن زيارت و سجده ـ چه زیارت از راه دور باشد و چه از راه نزدیک ـ دو ركعت نماز مى خوانى، و احتياط ـ در زيارت از راه دور ـ اين است كه دو ركعت قبل از زيارت، و دو ركعت بعد از زيارت و قبل از لعن، و دو ركعت بعد از لعن و سلام، و دو ركعت قبل از سجده، و دو ركعت بعد از سجده به جاى بياورد.
اما كيفيت زيارت ششم امير المومنين عليه السلام؛ من وقتى حضرت را با آن زيارت مي كنم، دو ركعت براى زيارت امير المومنين عليه السلام، و دو ركعت براى زيارت امير المومنين عليه السلام و حضرت آدم عليه السلام، و دو ركعت براى زيارت امير المومنين عليه السلام وحضرت نوح عليه السلام به جاى مى آورم.
🔹2.اما تكلم نمودن سلمان با حضرت فاطمه سلام الله عليها به قدر ضرورت بود، همچنین تکلم آن حضرت با غیر سلمان از نامحرمان.
🔹3.و طلب كردن رتبه معصوم براى غير معصوم مانند اين كه ما رتبه انبياء و ائمه عليهم السلام را طلب كنيم يا مانند طلب كردن جميع انبياء ـ غير از حضرت محمد صلی الله علیه وآله ـ رتبه ائمه عليهم السلام را، اين جايز نيست واگر طلب کننده ـ هر کس که می خواهد باشد ـ در حال نماز باشد نماز او باطل می شود، وادله آن روايات و اجماع در بعضى از آنها است.
@AghayedNet
🔶الأسئلة:
🔹1. أسأل من جنابكم أن يعلّمني كيفيّة زيارة عاشوراء مع زيارة ششم [أي الزيارة السادسة].
🔹2. وأيضاً أسأل من جنابكم أنّ سلمان ـ رضي الله عنه ـ دخل في دار فاطمة ـ صلوات الله عليها ـ وتكلّم معها أم لا ؟ والأحاديث الذي يقرأ من هذه الجهة في المنابر صحيح أم لا؟
🔹3. وأسأل من جنابكم هل يجوز طلب مرتبة المعصوم لغير المعصوم عليه السلام أم لا؟
وكلّ هذه المسائل اشرح لي مع البرهان أسأل من جنابكم أن دعوتني أن يوفّقني الله في العبادة مع الإخلاص.
🔶الأجوبة:
بسم الله الرحمن الرحیم
🔹1.أمّا زيارة عاشوراء؛ فتصلّي ركعتين بعد الزيارة وبعد السجود ـ قريباً أم بعيداً ـ، والإحتياط في البعيد أن يصلّي ركعتين قبل الزيارة، وركعتين بعد الزيارة قبل اللعن، وركعتين بعد اللعن والتسليم، وركعتين قبل السجود، وركعتين بعد السجود.
وأمّا زيارة ششم؛ فأنا إذا زرتها صلّيت ركعتين لزيارة عليّ عليه السلام، وركعتين لعليّ عليه السلام ولآدم (ع)، وركعتين لعليّ عليه السلام و لنوح (ع).
🔹2.وأمّا تكلّم سلمان مع فاطمة ـ سلام الله عليها ـ فبقدر الضرورة، وكذلك كلامها مع غيره من الأجانب.
🔹3.والمطلب رتبة المعصوم لغير صنفه كطلبنا رتبة الأنبياء والأئمة عليهم السلام وكطلب جميع الأنبياء عليهم السلام ـ غير محمّد صلّى الله عليه وآله ـ لرتبة الأئمة الإثنى عشر عليهم السلام؛ فلا يجوز حتّى لو كان في صلوة الطالب بَطلتْ ـ كائناً من كان ـ ، وأدلّة ذلك: الأخبار، والإجماع في بعضها.
وكتب أحمد بن زين الدين (الخاتم الشریف)
➖➖➖➖➖
🔶ترجمه سؤالات:
🔹1.لطفا كيفيت زيارت عاشوراء وزيارت ششم امير المومنين عليه السلام را بيان بفرماييد.
🔹2.آيا سلمان به خانه حضرت زهرا سلام الله عليها رفته وبا ايشان تكلّم نموده يا خير؟ احاديثى كه در اين باره بر منبر ها خوانده مى شود صحيح است يا خير؟
🔹3.آيا جايز است كه غير معصوم مرتبه معصوم را طلب كند يا خير؟
🔶ترجمه جواب ها:
🔹1.كيفيت زيارت عاشورا به اين طريق است كه بعد از خواندن زيارت و سجده ـ چه زیارت از راه دور باشد و چه از راه نزدیک ـ دو ركعت نماز مى خوانى، و احتياط ـ در زيارت از راه دور ـ اين است كه دو ركعت قبل از زيارت، و دو ركعت بعد از زيارت و قبل از لعن، و دو ركعت بعد از لعن و سلام، و دو ركعت قبل از سجده، و دو ركعت بعد از سجده به جاى بياورد.
اما كيفيت زيارت ششم امير المومنين عليه السلام؛ من وقتى حضرت را با آن زيارت مي كنم، دو ركعت براى زيارت امير المومنين عليه السلام، و دو ركعت براى زيارت امير المومنين عليه السلام و حضرت آدم عليه السلام، و دو ركعت براى زيارت امير المومنين عليه السلام وحضرت نوح عليه السلام به جاى مى آورم.
🔹2.اما تكلم نمودن سلمان با حضرت فاطمه سلام الله عليها به قدر ضرورت بود، همچنین تکلم آن حضرت با غیر سلمان از نامحرمان.
🔹3.و طلب كردن رتبه معصوم براى غير معصوم مانند اين كه ما رتبه انبياء و ائمه عليهم السلام را طلب كنيم يا مانند طلب كردن جميع انبياء ـ غير از حضرت محمد صلی الله علیه وآله ـ رتبه ائمه عليهم السلام را، اين جايز نيست واگر طلب کننده ـ هر کس که می خواهد باشد ـ در حال نماز باشد نماز او باطل می شود، وادله آن روايات و اجماع در بعضى از آنها است.
@AghayedNet
🌷پرسش و پاسخ
ـــ در جمله شریف یا رَبّ مُحمّد اِحفَظ غَیبةَ مُحمّد (صلی الله علیه و آله)، مراد از "اِحفَظ غَیبةَ مُحمَد"چیست؟
ـــ پاسخ: اگر در غیاب کسی از اهل و مال و یا عرض آن کس حفاظت و نگهبانی شود میگویند حفظ الغیب شده است.
از این جهت یکی از حقوق اخوان حفظ الغیب است یعنی در غیاب برادر مؤمن باید از اهل و مال و عرض او حفاظت و نگهبانی شود. حتی اگر غیبت او میشود و شخص بتواند مانع شود باید مانع شود.
و نظر به این که خداوند همان طوری که خالق و رازق است حافظ و نگهبان هم هست و او بندگان خود را و آنچه را به آنها داده برای آنها حفظ میفرماید چه در حال حضر و چه در حال غیاب (سفر و یا مرگ)، از این جهت در دعای سفر عرض میکنیم: اللهم الیک وجهت وجهی و علیک خلفت اهلی و مالی و ما خولتنی و قد وثقت بک فلاتخیبنی... و احفظنی فیما غبت عنه... .
خدایا به درگاه تو روی خود را روبرو کردهام و به تو سپردم اهلم و مالم و آنچه را به من دادهای (و نگهبانی و نگهداری آنها را بر عهده تو گذاردم) و من به تو اطمینان دارم پس مرا ناامید نکن... و نگهداری کن مرا درباره آنچه از آن غائب میگردم (یعنی آنها را برای من و من را برای آنها نگهداری بفرما).
و نظر به اینکه خداوند مالک کل ملک است، پس مالک بندگان خود و مالک هرچه به ایشان داده است می باشد و هرکس به سفری می رود و یا می میرد و از اهل و مال و متعلقات خود غائب میشود، خداوند باقی و دائم و قائم بر ملک، جانشین او میباشد و اوست که اهل و مال و متعلقات شخص غائب (مسافر یا میت) را محافظت میفرماید (اگر بخواهد و مقدر فرموده باشد).
و باز با توجه به این که پیامبران علیهم السلام مقرب ترین بندگان خداوند میباشند، هنگامی که از میان امت خود غائب می شوند (به سفری میروند و یا رحلت می کنند و از دنیا می روند) خداوند است که حفظ الغیب ایشان را می فرماید و آنچه از ایشان به جای میماند نگهداری می کند.
و معلوم است که آنچه از ایشان به جای میماند همان شریعت و اهل و امت ایشان است که خداوند حفظ آنها را به عهده گرفته و به عهد خود وفا می کند از این جهت در دعا می خوانیم و خدا را به این صفت توصیف میکنیم: یا خلیفة النبیین ای خدایی که جانشین پیامبرانی، و پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله که افضل پیامبران است در دعا به طور مخصوص نام برده شده و تعلیم فرمودهاند: انت خلیفة محمد خدایا تو جانشین آن بزرگواری.
از این جهات است که در دعای تعقیب عرض میکنیم: یا رب محمد احفظ غیبة محمد، ای پرورنده محمد، محمد را در دوره غیابش (از زمان رحلتش تا زمان رجعتش) به محافظت کردن دینش و قرآنش و جانشینانش و امتش، محافظت بفرما، و این کار همان حفظ الغیب است که درباره آن حضرت صلی الله علیه و آله از خداوند میخواهیم و این دعا مانند سایر دعاهایی که درباره آن حضرت رسیده و مانند صلواتی که میفرستیم هم برای آن حضرت مفید است و هم درباره ما مفید است. همان طوری که درباره صلوات، بزرگان ما اعلی الله مقامهم توضیح داده اند.
@AghayedNet
ـــ در جمله شریف یا رَبّ مُحمّد اِحفَظ غَیبةَ مُحمّد (صلی الله علیه و آله)، مراد از "اِحفَظ غَیبةَ مُحمَد"چیست؟
ـــ پاسخ: اگر در غیاب کسی از اهل و مال و یا عرض آن کس حفاظت و نگهبانی شود میگویند حفظ الغیب شده است.
از این جهت یکی از حقوق اخوان حفظ الغیب است یعنی در غیاب برادر مؤمن باید از اهل و مال و عرض او حفاظت و نگهبانی شود. حتی اگر غیبت او میشود و شخص بتواند مانع شود باید مانع شود.
و نظر به این که خداوند همان طوری که خالق و رازق است حافظ و نگهبان هم هست و او بندگان خود را و آنچه را به آنها داده برای آنها حفظ میفرماید چه در حال حضر و چه در حال غیاب (سفر و یا مرگ)، از این جهت در دعای سفر عرض میکنیم: اللهم الیک وجهت وجهی و علیک خلفت اهلی و مالی و ما خولتنی و قد وثقت بک فلاتخیبنی... و احفظنی فیما غبت عنه... .
خدایا به درگاه تو روی خود را روبرو کردهام و به تو سپردم اهلم و مالم و آنچه را به من دادهای (و نگهبانی و نگهداری آنها را بر عهده تو گذاردم) و من به تو اطمینان دارم پس مرا ناامید نکن... و نگهداری کن مرا درباره آنچه از آن غائب میگردم (یعنی آنها را برای من و من را برای آنها نگهداری بفرما).
و نظر به اینکه خداوند مالک کل ملک است، پس مالک بندگان خود و مالک هرچه به ایشان داده است می باشد و هرکس به سفری می رود و یا می میرد و از اهل و مال و متعلقات خود غائب میشود، خداوند باقی و دائم و قائم بر ملک، جانشین او میباشد و اوست که اهل و مال و متعلقات شخص غائب (مسافر یا میت) را محافظت میفرماید (اگر بخواهد و مقدر فرموده باشد).
و باز با توجه به این که پیامبران علیهم السلام مقرب ترین بندگان خداوند میباشند، هنگامی که از میان امت خود غائب می شوند (به سفری میروند و یا رحلت می کنند و از دنیا می روند) خداوند است که حفظ الغیب ایشان را می فرماید و آنچه از ایشان به جای میماند نگهداری می کند.
و معلوم است که آنچه از ایشان به جای میماند همان شریعت و اهل و امت ایشان است که خداوند حفظ آنها را به عهده گرفته و به عهد خود وفا می کند از این جهت در دعا می خوانیم و خدا را به این صفت توصیف میکنیم: یا خلیفة النبیین ای خدایی که جانشین پیامبرانی، و پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله که افضل پیامبران است در دعا به طور مخصوص نام برده شده و تعلیم فرمودهاند: انت خلیفة محمد خدایا تو جانشین آن بزرگواری.
از این جهات است که در دعای تعقیب عرض میکنیم: یا رب محمد احفظ غیبة محمد، ای پرورنده محمد، محمد را در دوره غیابش (از زمان رحلتش تا زمان رجعتش) به محافظت کردن دینش و قرآنش و جانشینانش و امتش، محافظت بفرما، و این کار همان حفظ الغیب است که درباره آن حضرت صلی الله علیه و آله از خداوند میخواهیم و این دعا مانند سایر دعاهایی که درباره آن حضرت رسیده و مانند صلواتی که میفرستیم هم برای آن حضرت مفید است و هم درباره ما مفید است. همان طوری که درباره صلوات، بزرگان ما اعلی الله مقامهم توضیح داده اند.
@AghayedNet