Forwarded from AghayedNet
🌷تأملاتی درباره روز ولادت امام حسن مجتبی علیه السلام

1.برخی از علماء همچون شیخ طوسی رحمة الله علیه طبق روایاتی ولادت سیدالشهداء‌علیه السلام را سوم شعبان گفته اند و نقل صحیح تر، همین است؛ (1)

2. با توجه به روایات، سیدالشهداء شش ماه در بَطن مادر بوده اند (2) و آیه شریفه «و حمله و فصاله ثلاثون شهرا» درباره ایشان است؛ (3)

3. در بعضی نقل ها رسیده است فاصله سنّی امام حسن و امام حسین علیهما السلام شش ماه و ده روز بوده است؛ (4)

4. با احتساب ولادت سیدالشهداء در سوم شعبان و تقویت احادیثِ «شش ماه و ده روز» فاصله، ولادت امام مجتبی علیه السلام، نَه در نیمه ماه رمضان که شش ماه و ده روز قبل از سوم شعبان خواهد بود. شایان ذکر است مرحوم آقای کرمانی در رساله «خلاصة التقویم»، ضمن وقایع نیمه ماه رمضان، به ولادت این بزرگوار علیه السلام اشاره ای نفرموده اند. (5)

—---
منابع و مآخذ:

1. شیخ طوسی، محمد بن حسن، مصباح المتهجد و سلاح المتعبّد، ج ‏2، ص 828، بیروت، مؤسسة فقه الشیعة، چاپ اول، 1411ق؛ ابن مشهدی، محمد بن جعفر، المزار الکبیر، ص 399، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ اول، 1419ق؛ کفعمی، ابراهیم بن علی، المصباح(جنة الأمان الواقیة و جنة الإیمان الباقیة)، ص 543، قم، دار الرضی (زاهدی)، چاپ دوم، 1405ق؛ امین عاملی‏، سید محسن، اعیان الشیعة، ج ‏1، ص 578، بیروت، دار التعارف للمطبوعات‏، 1403ق.

2. ابن ابى الثلج بغدادى، محمد بن احمد، تاریخ أهل البیت نقلا عن الأئمة الباقر و الصادق و الرضا و العسکری عن آبائهم(ع)، ص 74، قم، مؤسسه آل البیت(ع)، چاپ اول، 1410ق.

3. و منها قوله: و حمله و فصاله ثلاثون شهرا، مع قوله: و فصاله فی عامین، علم منها ان أقل مدة الحمل ستة أشهر (الرسائل مع رسائل أخر، محقق خوانساری، ص45) مرحوم آقای کرمانی در توضیح این آیه، با توجه به حدیث شش ماه حمل سیدالشهداء علیه السلام می فرمایند: «و حمله و فصاله ثلاثون شهرا، منها سنتان للرضاع و مدة الحمل ستة أشهر و هی مدة حمل الحسین علیه السلام.» (تفسیر مرحوم آقای کرمانی، تفسیر سوره احقاف، آیه 15)

4. عن أبی عبد الله علیه السلام، قال کان بین الحسن و الحسین علیهما السلام طُهر و کان بینهما فی المیلاد ستة أشهر و عشرا. الموسوعة الکبری عن فاطمة الزهراء سلام الله علیها، انصاری زنجانی خوئینی، اسماعیل، ج5، ص71، بحارالأنوار، ج43، ص258 عن الکافی (الکافی علی ما فی البحار)، إحقاق الحق، ج19، ص361، المعجم الکبیر للطبرانی، ص142، تاریخ دمشق، ج14، ص26، ابن شهر آشوب مازندرانی، محمد بن على‏، مناقب آل أبی‌طالب(ع)، ج 4، ص 76، قم، انتشارات علامه، چاپ اول، 1379ق.

5. خلاصة التقویم (أحسن التقویم)، مرحوم حاج محمدکریم کرمانی، ص8
@AghayedNet
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌷ملاحظات حول مولد الإمام المجتبی علیه السلام

1. بعض العلماء کالشیخ الطوسی رحمة الله علیه قائلون بأن مولد الإمام الحسین علیه السلام الثالث من شهر شعبان و هذا القول هو الأصح. (1)

2. فی بعض الروایات أن مدة حمل الحسین علیه السلام ستة أشهر (2) و إلیه الإشارة فی قول الله عز و جل و حمله و فصاله ثلاثون شهرا. (3)

3. و قد ورد فی بعض الروایات أنه کان بین الحسن و الحسین علیهما السلام طهر و کان بینهما فی المیلاد ستة اشهر و عشرا.(4)

4. مع أخذ ولادة الإمام الحسين عليه السلام في یوم الثالث من شعبان بعين الاعتبار، وبالنظر إلی الروایات الناصة على أنه کان بینهما عليهما السلام ستة اشهر و عشرا، فعليه لا يكون مولد الامام المجتبی فی النصف من شهر رمضان بل قبل یوم الثالث من شعبان بستة أشهر وعشرة أيام.
جدیر بالذكر أن المرحوم الحاج محمد کریم الكرماني لم يُشِر إلى ولادته عليه السلام في رسالة خلاصة التقويم في ضمن وقائع النصف من شهر رمضان.
—---
1. الشیخ الطوسی، محمد بن حسن، مصباح المتهجد و سلاح المتعبّد، ج ‏2، ص 828، بیروت، مؤسسة فقه الشیعة، الطبعة الأولى، 1411ق؛ ابن مشهدی، محمد بن جعفر، المزار الکبیر، ص 399، قم، الطبعة الأولى، 1419ق؛ الکفعمی، ابراهیم بن علی، المصباح(جنة الأمان الواقیة و جنة الإیمان الباقیة)، ص 543، قم، دار الرضی (زاهدی)، الطبعة الثانية، 1405ق؛ امین عاملی‏، سید محسن، اعیان الشیعة، ج ‏1، ص 578، بیروت، دار التعارف للمطبوعات‏، 1403ق.

2. ابن ابى الثلج البغدادى، محمد بن احمد، تاریخ أهل البیت نقلا عن الأئمة الباقر و الصادق و الرضا و العسکری عن آبائهم(ع)، ص 74، قم، مؤسسه آل البیت(ع)، الطبعة الأولى الأولى، 1410ق.

3. و منها قوله: و حمله و فصاله ثلاثون شهرا، مع قوله: و فصاله فی عامین، علم منها ان أقل مدة الحمل ستة أشهر (الرسائل مع رسائل أخر، محقق خوانساری، ص45) یقول المرحوم الحاج محمد کریم الکرمانی فی تفسیر هذه الآیة: و حمله و فصاله ثلاثون شهرا، منها سنتان للرضاع و مدة الحمل ستة أشهر و هی مدة حمل الحسین علیه السلام.

4. عن أبی عبد الله علیه السلام، قال کان بین الحسن و الحسین علیهما السلام طُهر و کان بینهما فی المیلاد ستة أشهر و عشرا. الموسوعة الکبری عن فاطمة الزهراء سلام الله علیها، انصاری الزنجانی الخوئینی، اسماعیل، ج5، ص71، بحارالأنوار، ج43، ص258 عن الکافی (الکافی علی ما فی البحار)، إحقاق الحق، ج19، ص361، المعجم الکبیر للطبرانی، ص142، تاریخ دمشق، ج14، ص26، ابن شهر آشوب مازندرانی، محمد بن على‏، مناقب آل أبی‌طالب(ع)، ج 4، ص 76، قم، الطبعة الأولى، 1379ق.
@AghayedNet
Forwarded from AghayedNet
🌷امروز، سالروز کشته شدن جناب مختار ثقفی در راه انتقام از اعداء و کشندگان سیدالشهداء علیه السلام.
سید مرحوم، سید کاظم رشتی اع روایاتی که در مَدح مختار است ترجیح داده و می فرمایند روایاتی که در مذمت اوست، بر تقیه حمل می شود و همین عمل او و قیام او ضد اعداء، بزرگ ترین شاهد است بر محبت و اخلاص او به اهل بیت علیهم السلام. همچنین کیسانی بودن او ( به معنای قائل بودن به امامت محمد حنفیه) را رد می فرمایند و دعاء حضرت سجاد علیه السلام در حق او را، شاهدی دیگر بر موافقت وی با طریق اهل البیت می دانند و می‌ فرمایند: سزاوار نیست شک در جلالت شأن مختار. (جواهر الحِکَم، ج10)

متن کامل فرمایش:

قال العالم الربانی المرحوم السیدکاظم الرشتی أعلی الله مقامه:

...و اما المختار فله حق عظيم علی رسول الله صلی الله عليه و آله و اميرالمؤمنين و فاطمة و الحسن و الحسين و الائمة عليهم السلام و علی الشهداء و الصالحين و علی الملائکة المقربين بل علی کل المؤمنين و الخلق اجمعين و حاشاهم ان لايعرفوا حقه و يترکوه في اليم العذاب و جسيم العقاب و کل ما نسب اليه من المساوي کلها من مفتريات المخالفين و موضوعاتهم و الروايات الواردة في ذمه کلها ضعيفة السند و لو صحت تحمل علی التقية و الروايات في مدحه کثيرة معتبرة و فعله الحسن الجميل الممدوح اعظم شاهد علی اخلاصه و محبته لاهل البيت عليهم السلام.
و اما انه يذهب الی امامة محمد بن الحنفية فحاشاه من ذلک و انما هو من المخلصين لمولانا زين العابدين عليه السلام نعم ربما يظهر تبعيته لمحمد لرواج امره لا لانه امام مفترض الطاعة بل لانه کبير عظيم من اولاد اميرالمؤمنين عليه السلام فله شأن و مقام عند الناس و الامام عليه السلام ترحم عليه و اظهر الرضا عنه و شکر سعيه و لايظهر الرضا عمن هو مخالف لطريقتهم عليهم السلام و مباين لشريعتهم مع مخالفته للتقية لان ذمه و الوقيعة فيه من مذهب المخالفين و ما ذکره الشهرستاني في الملل و النحل من عدة (عده خ ل) من الکيسانية القائلين بامامة محمد بن الحنفية غلط فاحش لا اعتبار بقوله هنا لانه مشی علی مذهبه و طريقته المعروفة و بالجملة لاينبغي الشک في جلالة شأن المختار فلولا ضيق الوقت و استعجال السائل لبسطت القول في هذا المقام و لذکرت فيه رضی الله عنه ما يشفي العليل و يبرد الغليل و فيما ذکرنا کفاية.
@AghayedNet
Forwarded from AghayedNet
کتابی درباره مرحوم شیخ احمد اَحسائی
@AghayedNet
Forwarded from AghayedNet
اشاره به برخی تصنیفات و تألیفات
@AghayedNet
Forwarded from AghayedNet
مقام علمی... جلالت شأن؛ اشاره به مرحوم سید کاظم رشتی
@AghayedNet
Forwarded from AghayedNet
کتاب جوامِع الکَلِم... ، و اشاره به مرحوم شیخ علی نقی اَحسائی
@AghayedNet
Forwarded from AghayedNet
نصرت مظلوم...، اشاره به دیدگاه بعضی علماء
@AghayedNet
AghayedNet
🔺رسائلی از عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اع که در ماه مبارک رمضان نگارش آن به پایان رسیده است. @AghayedNet
✔️در 17ماه رمضان 1278، مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اعلی الله مقامه از تألیف رساله ای در شرح حدیث کمیل فراغت جستند. این رساله، به زبان عربی است.

🔸کتاب شناسی:

🔹خطبه کتاب:

الحمد للّه رب العالمين و صلی الله علی محمد و آله المیامین و علی شیعتهم الهادین و لعنة اللّه علی أعدائهم المانعین الی یوم الدین.

🔹آغاز کتاب:

و بعد یقول العبد الخاسر ابن محمد جعفر الباقر الشریف الطباطبائی القهی انه قد أمرنی من بلوائه استقراری و بصالح دعائه افتقاری فی داری هذه و دار قراری ان أشرح حدیث الشریف الذی صدر من مهبط الوحی و معدن الرحمة صلوات الله علیه وآله فی جواب کمیل.

🔹انجام کتاب:

و لما وصل الکلام الی هنا أخذنی قشعریرة و حمّی و لم أقدر علی بسط أزید مما بأن و لا سیما جناب الآمر سلمه الله تعالی کان مستغنیاً بحمد الله بالاشارة عن تکریر العبارة و صلی الله علی محمد و آله الطیبین و شیعتهم المکرمین و لعنة الله علی اعدائهم أبد الآبدین.

🔹تاریخ پایان نگارش:

و قد وقع الفراغ فی عصر یوم الثلثاء السابع عشر من شهر رمضان المبارک من شهور سنة 1278ثمانیة و سبعین بعد المأتین والالف حامداً مصلياً مستغفراً.

🔹موضوع کتاب:

این رساله در شرح حدیثی است از امیرالمؤمنین علیه السلام که از کمیل بن زیاد نخعی نقل شده است.

🔺مطلبی که در این حدیث از آن سؤال شده، از اسرار مکتومه از مثل کمیل است... .

🔺در شرح فقره «ما لَکَ وَ الحقیقة» و اینکه یا کمیل لیاقت این سؤال را ندارد، یا به علت تعظیمِ امرِ حقیقت؛ تا او را تحریص کنند تا به کل خود متوجه باشد؛ شاید چیزی دستگیرش شود؛ اما به کلی او را محروم نفرموده باشند؛ چون کمیل فقط متحمل اسرار ظاهره حضرت آن هم در مرتبه سوم بود.

🔺در شرح فقره «بلی ولکن یرشح علیک ما یطفح منّی» معنی لفظ «یرشح» و «یطفح» و اینکه آنچه به کمیل می رسد دو درجه نزول کرده و در مرتبه نقبا و نجبا ظاهر شده و سپس برای کمیل ظاهر شده است.

🔺در شرح فقره «کشف سبحات الجلال من غیر اشارة» و اینکه جلال که حقیقت باشد در پس انوارش محجوب است و باید حجاب را کنار زد؛ اما نه به طور جداکردن دو چیز مباین به بینونتِ عزلت؛ بلکه بدون اشاره یعنی باید خود و متعلقات خود را وجدان نکرد.

🔺در شرح فقره «محو الموهوم و صحو المعلوم» به اینکه آن سبحات چیز مستقلی نیست؛ بلکه اشیاء موهومه است و شخص متوهم آنها را اصیل می پندارد.

🔺در شرح فقره «هتک الستر لغلبة ‌السرّ» به اینکه شاید از فقره قبل کسی بپندارد موهوم چیزی است که باید برود و معلوم بیاید جای آن را بگیرد؛ می فرماید جهت وحدت را باید بر جهات کثرت غلبه داد و راهش فقط سلوک عرضی است و رجوع از وصفی به وصفی دیگر.

🔺در شرح فقره «جذب الأحدیة لصفة التوحید» به اینکه حالِ هر مجذوبی به سوی اعلی این چنین است و هرگاه صعود کرد از عرصه جاذب گردد؛ نه اینکه استحاله شود و حادث قدیم گردد (چنانکه صوفیه می گویند) بلکه هرگز چیزی از مقیدات مطلق نگردد. پس معنی صعود دانی به سوی عالی، ذکر عالی است در دانی به آن طور که ممکن شود ذکر شود و لایق عرصه عالیست.

🔺در شرح فقره «نور اشرق من صبح الأزل فیلوح علی هیاکل التوحید اثاره» به اینکه آن حقیقتی که از آن سؤال شده، نوری است که مبدأش صبح مشیت است و مبدأ آن شمس کینونت است و نور همان فؤاد کلی است و آثارش همان اشراق در عرصات خلقی است بر هیاکل که مراتب تنزلی است که هیکل اول، عقل کلی است و هیکل هفتم، همان جسم کلی است.

🔺در شرح فقره «أطفی السراج فقد طلع الصبح» به اینکه آن حقیقت ظاهر است در اشیاء به ظهوری بی نهایت. پس نمی توان با مشاعر و چراغ های عقلانی و نفسانی و خیالی و جسمانی به آن رسید و مشعری می خواهد از جنس خودش؛ چون در آن تعددی نیست پس مشعر فؤادی می خواهد.

🔺تا به اینجا آنچه بیان شد در شرح احوال کَون اشیاء بود که نور حقیقت اختصاصی به شیئی ندارد؛ اما در دایره شرع، نور حقیقت مخصوص اشخاصی است که در درجه اول محمد و آل محمد علیهم السلام و سپس انبیاء و بعد نقباء و بعد نجباء باشند.
@AghayedNet
Forwarded from AghayedNet
زیارت صفوان جمال (زیارت هفتم) نقل شده در کتاب «نبراس الفائزین...»
@AghayedNet
Forwarded from AghayedNet
Forwarded from AghayedNet
✔️زیارت امیرالمؤمنین علیه السلام توسط صفوان جمال، معروف به زیارت هفتم
و اشاره به بخشی از تاریخ

🔸یکی از زیارات امیرالمؤمنین علیه السلام، زیارتی است از صفوان جمال که مرحوم مجلسی نقل کرده (و مرحوم شیخ عباس قمی در مفاتیح الجنان نیاورده است.)

🔸این زیارت، بنا به ترتیبی که مرحوم مجلسی نقل کرده است، هفتمین زیارت است و در نتیجه گاهی از آن به «زیارت هفتم» تعبیر آورده می شود.

🔸یکی از فقره های این زیارت، سلامی است که عرض می کنیم: اَلسلام علی... مُنزِل المَنّ وَ السّلوَی.
به علت وجود این فقره و امثال آن بود که در برهه ای، جریانی بر این زیارت گذشت و برخی دستور دادند که این عبارت را از تابلوِ زیارت که در حرم حضرت بود، محو کنند.

🔸در کتاب قصص العلماء این جریان را نقل کرده و ابهاماتی به وجود آورده است؛ از جمله نوشته است کسی که دستور محوِ این عبارت را داد، مرحوم شیخ حسن (صاحب جواهر) بوده است و از این رو برخی از وی کدورتی دارند! مرحوم آقای شریف طباطبائی در پاسخ این بخش از کتاب قصص العلماء، گذشته از توضیحی درباره کتاب قصص العلماء، به این شبهه پاسخ فرموده اند.

کاملِ فرمایش مرحوم آقای شریف طباطبائی به پیوست است.
@AghayedNet
Forwarded from AghayedNet
@AghayedNet_ مُنزل المن و السلوی.pdf
71.6 KB
فرمایشی از مرحوم آقای شریف طباطبائی در نقد کتاب قصص العلماء و توضیحی درباره زیارت هفتم امیرالمؤمنین علیه السلام
@AghayedNet
Forwarded from AghayedNet
Forwarded from AghayedNet
نامه ای از عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی أعلی الله مقامه در شب 19 ماه مبارک رمضان؛ در راه مکه مکرمه
@AghayedNet