Forwarded from AghayedNet
🌷بحث رؤیت و عدد (آیا باید به عدد عمل کرد یا به رؤیت؟آیا ماه رمضان کمتر از سی روز هم میشود؟)
يکي از مباحث فقهي درباره روزهای ماهها که هر ماهي چند روز است، مربوط مي شود به ماه مبارک رمضان که ماه مبارک رمضان سي روز است يا اينکه بيست و نه روز هم مي شود باشد. در روايات ما از ائمه هدي سلام الله عليهم اجمعين دودسته روايات رسيده و اين دو دسته روايات بهظاهر با يکديگر اختلاف دارد؛ دستهاي از روايات است که ماه رمضان سي روز است نه کم مي شود و نه زياد. دسته اي از روايات ما هم اين مطلب را بيان ميکند که ماه مبارک رمضان مثل ساير ماه هاي سال است کم مي شود و زياد مي شود. معني زياد شدنش يعني تمام سي روز است، يا کم مي شود بيست و نه روز هم مي شود باشد. رواياتي است که رسول خدا صلی الله عليه و آله روزه نگرفته اند براي ماه رمضان مگر سي روز و هيچ وقت کمتر از سي روز روزه نگرفته اند. بعضي از روايات است که رسول خدا براي ماه مبارک رمضان بيست و نه روز هم روزه گرفته اند. روايات در اين مورد اختلاف دارد. بين فقهاء هم اختلاف پيدا شده درباره اينکه آيا مي شود ماه رمضان بيست و نه روز شود يا نه؟ عده اي از فقهاء که البته از متقدمين بوده اند فتوايشان اين بوده که ماه رمضان بيست و نه روز نمي شود و بايد به عدد رفتار کرد و حتماً سي روز روزه گرفت نه کمتر؛ اين عده از علماء مانند مرحوم صدوق، مرحوم مفيد، ابنطاوس، صاحب مجمع البحرين و چند نفر ديگر از علماء که مرحوم آقای حاج محمدکریم کرمانی أع اسمشان را مي بَرَند و فتواهايشان را هم ذکر مي فرمايند، اينها قائل بودند که ماه مبارک رمضان سي روز است کمتر نمي شود و فتوايشان هم همين بوده که بايد اين ماه را به عدد روزه گرفت يعني حتما سي روز روزه گرفت.
دسته اي از علماء و فقهاء هستند که مي گويند بايد به رؤيت عمل کرد و به آن حديث جامع و کلي که در مورد روزه ماه مبارک رمضان يک اصل فقهي است، به شکل يک اصل است، يعني از اصول کليه است و از قواعد کلي فقه است که ائمه عليهمالسلام فرمودهاند: صُم للرؤية و افطر للرؤية روزه ماه رمضان را که شروع مي کني با رؤيت هلال شروع کن؛ يعني تا هلال ماه مبارک رمضان رؤيت نشده نمي تواني نيت ماه مبارک رمضان داشته باشي و همچنين افطر للرؤية تا نديدي و هلال ماه شوال را رؤيت نکردي، بايد قصد روزه ماه رمضان داشته باشي، اما همين که رؤيت هلال ماه شوال شد افطار واجب است اگرچه در روز سيام يا در شب سيام ماه رمضان مثلاً هلال رؤيت شود که ماه رمضان بيست و نه روزه شود، مي شود اول ماه شوال و بايد افطار کرد و روز را عيد گرفت. اين هم يک دسته و يک نظر از فقهاء.
آنچه که بين اين دودسته روايات را جمع ميکند و هر دو دسته از روايات در جاي خودش به آن عمل ميشود که هيچ کدام طَرح نشود، چون يکي از هنرها در فقه اسلام و فقه شيعه همين است؛ از هنرهاي فقيه که نشان مي دهد فقيه در فقاهتش نيرومند است و درايتش قوي است اين است که به طوري بتواند بين روايات مختلف را جمع کند و مراد و مفاد معصوم بيان شود و مراد و مفاد از آيات و روايات مختلف بيان شود که موجب طرح هيچ طرف نشود.
آن گونه که در فرمایش های مکتبی بیان شده است، آن رواياتي که مي فرمايد ماه مبارک رمضان نه از سي روز کمتر است و نه از سي روز بيشتر، اين بهحسب واقع است. به حسب واقع خدا ماه رمضان را از وقتي که خلقش کرده سي روز خلقش کرده و هميشه هم سي روز خواهد بود ولی در اثر در هم شدن و مخفي شدن کبيسه شرعيه ــ که کبيسه شرعيه همان کمشدن يک روز در دوران سال در هر چندسال است و ائمه عليهمالسلام اين را در اثر تقيه مخفي فرمودند ــ در اثر مخفيشدن آن حساب، وضع ماه و رؤيت هلال ها تفاوت مي کند و حساب ها تفاوت مي کند؛ از اين جهت به حسب ظاهر، ائمه عليهم السلام رؤيت را دستور فرموده اند که به رؤيت هلال عمل کنيد ولي کساني که متوجه اين نکته هستند، (اگر بنا بر رؤيت، ماه رمضان بيست و نه روزه شد و در شب سی ام،هلال ماه شوال رؤيت شود) يک روز را احتياطاً قضاء مي گيرند و اگر روز آخر شعبان را به نيت آخر شعبان گرفته باشند، خدا همان را اول ماه رمضان براي آنها حساب مي کند. به اين طور اين دو دسته روايات حل ميشود.
@AghayedNet
يکي از مباحث فقهي درباره روزهای ماهها که هر ماهي چند روز است، مربوط مي شود به ماه مبارک رمضان که ماه مبارک رمضان سي روز است يا اينکه بيست و نه روز هم مي شود باشد. در روايات ما از ائمه هدي سلام الله عليهم اجمعين دودسته روايات رسيده و اين دو دسته روايات بهظاهر با يکديگر اختلاف دارد؛ دستهاي از روايات است که ماه رمضان سي روز است نه کم مي شود و نه زياد. دسته اي از روايات ما هم اين مطلب را بيان ميکند که ماه مبارک رمضان مثل ساير ماه هاي سال است کم مي شود و زياد مي شود. معني زياد شدنش يعني تمام سي روز است، يا کم مي شود بيست و نه روز هم مي شود باشد. رواياتي است که رسول خدا صلی الله عليه و آله روزه نگرفته اند براي ماه رمضان مگر سي روز و هيچ وقت کمتر از سي روز روزه نگرفته اند. بعضي از روايات است که رسول خدا براي ماه مبارک رمضان بيست و نه روز هم روزه گرفته اند. روايات در اين مورد اختلاف دارد. بين فقهاء هم اختلاف پيدا شده درباره اينکه آيا مي شود ماه رمضان بيست و نه روز شود يا نه؟ عده اي از فقهاء که البته از متقدمين بوده اند فتوايشان اين بوده که ماه رمضان بيست و نه روز نمي شود و بايد به عدد رفتار کرد و حتماً سي روز روزه گرفت نه کمتر؛ اين عده از علماء مانند مرحوم صدوق، مرحوم مفيد، ابنطاوس، صاحب مجمع البحرين و چند نفر ديگر از علماء که مرحوم آقای حاج محمدکریم کرمانی أع اسمشان را مي بَرَند و فتواهايشان را هم ذکر مي فرمايند، اينها قائل بودند که ماه مبارک رمضان سي روز است کمتر نمي شود و فتوايشان هم همين بوده که بايد اين ماه را به عدد روزه گرفت يعني حتما سي روز روزه گرفت.
دسته اي از علماء و فقهاء هستند که مي گويند بايد به رؤيت عمل کرد و به آن حديث جامع و کلي که در مورد روزه ماه مبارک رمضان يک اصل فقهي است، به شکل يک اصل است، يعني از اصول کليه است و از قواعد کلي فقه است که ائمه عليهمالسلام فرمودهاند: صُم للرؤية و افطر للرؤية روزه ماه رمضان را که شروع مي کني با رؤيت هلال شروع کن؛ يعني تا هلال ماه مبارک رمضان رؤيت نشده نمي تواني نيت ماه مبارک رمضان داشته باشي و همچنين افطر للرؤية تا نديدي و هلال ماه شوال را رؤيت نکردي، بايد قصد روزه ماه رمضان داشته باشي، اما همين که رؤيت هلال ماه شوال شد افطار واجب است اگرچه در روز سيام يا در شب سيام ماه رمضان مثلاً هلال رؤيت شود که ماه رمضان بيست و نه روزه شود، مي شود اول ماه شوال و بايد افطار کرد و روز را عيد گرفت. اين هم يک دسته و يک نظر از فقهاء.
آنچه که بين اين دودسته روايات را جمع ميکند و هر دو دسته از روايات در جاي خودش به آن عمل ميشود که هيچ کدام طَرح نشود، چون يکي از هنرها در فقه اسلام و فقه شيعه همين است؛ از هنرهاي فقيه که نشان مي دهد فقيه در فقاهتش نيرومند است و درايتش قوي است اين است که به طوري بتواند بين روايات مختلف را جمع کند و مراد و مفاد معصوم بيان شود و مراد و مفاد از آيات و روايات مختلف بيان شود که موجب طرح هيچ طرف نشود.
آن گونه که در فرمایش های مکتبی بیان شده است، آن رواياتي که مي فرمايد ماه مبارک رمضان نه از سي روز کمتر است و نه از سي روز بيشتر، اين بهحسب واقع است. به حسب واقع خدا ماه رمضان را از وقتي که خلقش کرده سي روز خلقش کرده و هميشه هم سي روز خواهد بود ولی در اثر در هم شدن و مخفي شدن کبيسه شرعيه ــ که کبيسه شرعيه همان کمشدن يک روز در دوران سال در هر چندسال است و ائمه عليهمالسلام اين را در اثر تقيه مخفي فرمودند ــ در اثر مخفيشدن آن حساب، وضع ماه و رؤيت هلال ها تفاوت مي کند و حساب ها تفاوت مي کند؛ از اين جهت به حسب ظاهر، ائمه عليهم السلام رؤيت را دستور فرموده اند که به رؤيت هلال عمل کنيد ولي کساني که متوجه اين نکته هستند، (اگر بنا بر رؤيت، ماه رمضان بيست و نه روزه شد و در شب سی ام،هلال ماه شوال رؤيت شود) يک روز را احتياطاً قضاء مي گيرند و اگر روز آخر شعبان را به نيت آخر شعبان گرفته باشند، خدا همان را اول ماه رمضان براي آنها حساب مي کند. به اين طور اين دو دسته روايات حل ميشود.
@AghayedNet
@AghayedNet_Shekhia.pdf
582.4 KB
فهرستی از مخطوطات علماء شیخیه در کتابخانه های ایران، کاری از مرکز مکتوب للتراث
imaktob.com
تقرير مخطوطات علماء الشيخية في المكتبات الإيرانية بحسب قاعدة بيانات مركز مكتوب
@AghayedNet
imaktob.com
تقرير مخطوطات علماء الشيخية في المكتبات الإيرانية بحسب قاعدة بيانات مركز مكتوب
@AghayedNet
AghayedNet
@AghayedNet
✔️قال الشيخ عبد العظيم المشيخص القطيفي في كتابه القطيف و ملحقاتها ج1 ص547:
🔹إن أغلب علماء القطيف في القرن الثالث عشر ومنتصف القرن الرابع عشر الهجریين تبنت الاتجاه الشيخي، ولكن نتيجة الاضطهاد الذي لاحق معتنقيه فضلت الصمت والانزواء خوفاً من الاتهامات و التشنيع.
🔻شیخ عبدالعظیم مشیخص در کتاب «القطیف و ملحقاتها» چنین نوشته است - حاصل معنی-:
🔹اکثر علماء قطیف در قرن سیزدهم و نیمه اول قرن چهاردهم هجری به شیخیه گرویدند، اما بر اثر ستمی که بر آنان وارد می آمد و از ترس اتهام، پیروان فکری مرحوم شیخ احمد احسائی سکوت و کناره گیری را پسندیدند و آن را بهتر دانستند.
@AghayedNet
🔹إن أغلب علماء القطيف في القرن الثالث عشر ومنتصف القرن الرابع عشر الهجریين تبنت الاتجاه الشيخي، ولكن نتيجة الاضطهاد الذي لاحق معتنقيه فضلت الصمت والانزواء خوفاً من الاتهامات و التشنيع.
🔻شیخ عبدالعظیم مشیخص در کتاب «القطیف و ملحقاتها» چنین نوشته است - حاصل معنی-:
🔹اکثر علماء قطیف در قرن سیزدهم و نیمه اول قرن چهاردهم هجری به شیخیه گرویدند، اما بر اثر ستمی که بر آنان وارد می آمد و از ترس اتهام، پیروان فکری مرحوم شیخ احمد احسائی سکوت و کناره گیری را پسندیدند و آن را بهتر دانستند.
@AghayedNet
Forwarded from AghayedNet
🌷پرسش و پاسخ
ـــــ باتوجه به اين دو مسئله كه در كتاب هاي كفاية المسائل و الجامع آمده:
مسأله ـ هرگاه به شهادت عدلين يا به شياع يا به ساير علائم، علم عادي حاصل شود از براي اهل بلدي كه اهل بلدي ديگر ماه نو را ديده اند ـ چه در اول ماه رمضان و چه در اول ماه شوال ـ بايد روزه بدارند از اول ماه رمضان و عيد كنند در اول ماه شوال اگرچه اهل بلد مذكور ماه نو را نديده باشند .
[الجامع]يا: حكم جميع البلدان في الهلال واحد فاذا رئي في مصر و ثبت في آخر بالشهود اخذ بقولهم.
آيا مقصود از تعبيرات «جميع البلدان» و «بلد» و «مصر» عام است چون ظاهرا قرينه اي در اين دو مسئله و يا احاديث وارده نيست كه آنها را تخصيص زند، يا اينكه بلاد هم افق مقصود است به دليل ديگر (مثلاً گفته اند كه نوع فقهای متقدمين كه اينگونه تعبيرات را در احاديث، عام گرفته اند، قائل به مسطح بودن زمين بودهاند، نه كرويت آن)؟
ـــ پاسخ: مراد بلاد هم افق است به دليل سيره مستمره فقهاء گذشته و معاصر و اهل شرع در همه زمانها.
ـــــ در صورت دوم از مسئله بالا، مقصود از هم افق بودن چيست؟
الف) بلاد هم عرض جغرافيايي و در اينصورت: 1) آيا به طور مطلق؟ 2) با قيد حجت بودن رؤيت در بلاد شرقي نسبت به غربي نه بالعكس؟ 3) با قيد درك كردن اهل هر بلد، شب يكديگر را اگرچه چند دقيقه؟
ـــ پاسخ: ظاهرا مقصود اين است که اگر موانع رؤيت هلال در فضا نباشد، هلال براي اهل اينگونه شهرها قابل رؤيت است، گرچه اندازه ارتفاع هلال از افق در وقت غروب شمس در رؤيت ماه و عدم آن مؤثر است، از فرمايش شيخ مرحوم اعلی الله مقامه استفاده مي شود که بلاد هم افق بلاد متقاربه هستند که در مطالع و مغارب اختلافي نداشته باشند و مثال مي زنند به بغداد و بصره و تأييد مي فرمايند مطلب را به بيان شيخ طوسي.
ب) بلاد هم طول جغرافيايي و در اين صورت مطلقا يا با محدوديتي مثل نيمكره شمالي و جنوبي؟
ـــ پاسخ: طول در اصطلاح علم هيئت و نجوم مقصود است و مي گويند ملاک هم افق بودن داراي خط طولي يکسان با هم باشند.
ج) آنطور كه معمولا تعريف ميشود (كه اگر در شهر الف ماه رؤيت شود در شهر ب هم رؤيت شود) كه ظاهرا دور پيش ميآيد و عملا منتج نتيجهاي نيست.
ـــ پاسخ: شايد مراد اين باشد که رؤيت هلال در شهر الف ملازم رؤيت آن است در شهر ب و اين تلازم هميشه و در همه جا تحقق نمي يابد زيرا اندازه ارتفاع هلال از افق در وقت غروب شمس متفاوت و در رؤيت و عدم آن مؤثر است.
ـــــ آيا آنچه موجب شرعي براي آغاز يا انجام ماه مبارك ميباشد، «رؤيت» هلال است يا «امكان رؤيت» آن؟
ـــ پاسخ: رؤيت هلال است با چشم غير مسلح.
ـــــ در یک كشور با وجود پهناوري سطح آن و فاصله زياد ميان شهرهاي غربي و شرقي و شمالي و جنوبي آن رؤيت در يك بلد كفايت از ساير بلاد ميكند؟
ـــ پاسخ: ظاهر عبارت اين است که کفايت نمي کند زيرا اختلاف بين افق برخي و ديگري به اندازه اي است که در يکي هلال قابل رؤيت است و در ديگري قابل رؤيت نيست.
ـــــ در حال حاضر كه در اكثر مواقع حلول ماه نو از طريق رسانه هاي جمعي گزارش مي شود وظيفه چيست؟ آيا حكم شياع را دارد؟ و آيا يك منبع رسانه اي كفايت ميكند؟ يا منابع مستقل متعدد حكم شياع را دارد؟
ـــ پاسخ: با توجه به اختلاف فقهاء در چگونگي آغاز شهور قمري نمي توان تنها به گزارش رسانه هاي جمعي اکتفاء نمود و مقصود از شياع، شيوع يافتن رؤيت و مشاهده هلال است.
ــــــ آيا رؤيت هلال فقط با چشم غيرمسلح معتبر است؟ يا مسلح هم معتبر است؟ و در صورت دوم تا چه حد از تسليح؟ عينك؟ دوربين دو چشمي(شكاري)؟ تلسكوپ؟ يا حتي تلسكوپ هاي هوشمند(كه پرتوهاي منعكس از سطح ماه را رجحان داده و از پرتوهاي مستقيم خورشيد تفكيك ميكند، به طوري كه گاهي قبل از غروب آفتاب ماه رؤيت مي شود و در دو سال اخير بعضي از رؤيتها به اين وسيله بوده است).
ـــ پاسخ: ظاهر فرمايش اکثر فقهاء رؤيت با چشم غيرمسلح است.
@AghayedNet
ـــــ باتوجه به اين دو مسئله كه در كتاب هاي كفاية المسائل و الجامع آمده:
مسأله ـ هرگاه به شهادت عدلين يا به شياع يا به ساير علائم، علم عادي حاصل شود از براي اهل بلدي كه اهل بلدي ديگر ماه نو را ديده اند ـ چه در اول ماه رمضان و چه در اول ماه شوال ـ بايد روزه بدارند از اول ماه رمضان و عيد كنند در اول ماه شوال اگرچه اهل بلد مذكور ماه نو را نديده باشند .
[الجامع]يا: حكم جميع البلدان في الهلال واحد فاذا رئي في مصر و ثبت في آخر بالشهود اخذ بقولهم.
آيا مقصود از تعبيرات «جميع البلدان» و «بلد» و «مصر» عام است چون ظاهرا قرينه اي در اين دو مسئله و يا احاديث وارده نيست كه آنها را تخصيص زند، يا اينكه بلاد هم افق مقصود است به دليل ديگر (مثلاً گفته اند كه نوع فقهای متقدمين كه اينگونه تعبيرات را در احاديث، عام گرفته اند، قائل به مسطح بودن زمين بودهاند، نه كرويت آن)؟
ـــ پاسخ: مراد بلاد هم افق است به دليل سيره مستمره فقهاء گذشته و معاصر و اهل شرع در همه زمانها.
ـــــ در صورت دوم از مسئله بالا، مقصود از هم افق بودن چيست؟
الف) بلاد هم عرض جغرافيايي و در اينصورت: 1) آيا به طور مطلق؟ 2) با قيد حجت بودن رؤيت در بلاد شرقي نسبت به غربي نه بالعكس؟ 3) با قيد درك كردن اهل هر بلد، شب يكديگر را اگرچه چند دقيقه؟
ـــ پاسخ: ظاهرا مقصود اين است که اگر موانع رؤيت هلال در فضا نباشد، هلال براي اهل اينگونه شهرها قابل رؤيت است، گرچه اندازه ارتفاع هلال از افق در وقت غروب شمس در رؤيت ماه و عدم آن مؤثر است، از فرمايش شيخ مرحوم اعلی الله مقامه استفاده مي شود که بلاد هم افق بلاد متقاربه هستند که در مطالع و مغارب اختلافي نداشته باشند و مثال مي زنند به بغداد و بصره و تأييد مي فرمايند مطلب را به بيان شيخ طوسي.
ب) بلاد هم طول جغرافيايي و در اين صورت مطلقا يا با محدوديتي مثل نيمكره شمالي و جنوبي؟
ـــ پاسخ: طول در اصطلاح علم هيئت و نجوم مقصود است و مي گويند ملاک هم افق بودن داراي خط طولي يکسان با هم باشند.
ج) آنطور كه معمولا تعريف ميشود (كه اگر در شهر الف ماه رؤيت شود در شهر ب هم رؤيت شود) كه ظاهرا دور پيش ميآيد و عملا منتج نتيجهاي نيست.
ـــ پاسخ: شايد مراد اين باشد که رؤيت هلال در شهر الف ملازم رؤيت آن است در شهر ب و اين تلازم هميشه و در همه جا تحقق نمي يابد زيرا اندازه ارتفاع هلال از افق در وقت غروب شمس متفاوت و در رؤيت و عدم آن مؤثر است.
ـــــ آيا آنچه موجب شرعي براي آغاز يا انجام ماه مبارك ميباشد، «رؤيت» هلال است يا «امكان رؤيت» آن؟
ـــ پاسخ: رؤيت هلال است با چشم غير مسلح.
ـــــ در یک كشور با وجود پهناوري سطح آن و فاصله زياد ميان شهرهاي غربي و شرقي و شمالي و جنوبي آن رؤيت در يك بلد كفايت از ساير بلاد ميكند؟
ـــ پاسخ: ظاهر عبارت اين است که کفايت نمي کند زيرا اختلاف بين افق برخي و ديگري به اندازه اي است که در يکي هلال قابل رؤيت است و در ديگري قابل رؤيت نيست.
ـــــ در حال حاضر كه در اكثر مواقع حلول ماه نو از طريق رسانه هاي جمعي گزارش مي شود وظيفه چيست؟ آيا حكم شياع را دارد؟ و آيا يك منبع رسانه اي كفايت ميكند؟ يا منابع مستقل متعدد حكم شياع را دارد؟
ـــ پاسخ: با توجه به اختلاف فقهاء در چگونگي آغاز شهور قمري نمي توان تنها به گزارش رسانه هاي جمعي اکتفاء نمود و مقصود از شياع، شيوع يافتن رؤيت و مشاهده هلال است.
ــــــ آيا رؤيت هلال فقط با چشم غيرمسلح معتبر است؟ يا مسلح هم معتبر است؟ و در صورت دوم تا چه حد از تسليح؟ عينك؟ دوربين دو چشمي(شكاري)؟ تلسكوپ؟ يا حتي تلسكوپ هاي هوشمند(كه پرتوهاي منعكس از سطح ماه را رجحان داده و از پرتوهاي مستقيم خورشيد تفكيك ميكند، به طوري كه گاهي قبل از غروب آفتاب ماه رؤيت مي شود و در دو سال اخير بعضي از رؤيتها به اين وسيله بوده است).
ـــ پاسخ: ظاهر فرمايش اکثر فقهاء رؤيت با چشم غيرمسلح است.
@AghayedNet
AghayedNet
@AghayedNet
✔️درباره کتاب «حصائل الفکر فی احوال الامام المنتظر»
کتاب «حصائل الفکر...» در سال 1970م در لبنان به چاپ رسید. این کتاب تألیفی است از مطالب حوزه مهدویت و غیبت و در آن از پژوهش های تازه خبری نیست.
به مناسبت بحث مدعیان بابیت، سخن از علیمحمد شیرازی لعنه الله به میان آورده و متأسفانه با تکیه بر کتاب خالصی زاده، او را زاده شیخیه دانسته و سپس، باز هم براساس نوشته های وی، مکتب شیخه را نقد کرده است.
پس از انتشار کتاب، بعضی از احسائیهای بحرین به شدت برخورد کرده و این نویسنده بحرینی را نقد کردند؛ به گونهای که حتی شیخ باقر آل عصفور، از علماء مشهور بحرین در آن زمان نیز از این کتاب راضی نبود. درباره نقد وی بر این کتاب، در کتاب «العقد الزاهر في ترجمة الشيخ باقر» نگاشته محمود طرادة، ضمن شمارش مؤلفات شیخ باقر آل عصفور آمده است:
«و منها الرد على صاحب كتاب (حصائل الفكر في أحوال الإمام المنتظر) عندما أشكل على بعض العبارات الواردة فيه، حيث لفت انتباهه إلى ذلك أحد الاحسائيين، فألقى الشيخ باقر ثلاث محاضرات متتاليات عن هذا الكتاب بمسجد مؤمن، وكان الحضور فوق ما يتصور.»
همچنین در نقد ابراهیم جمال الدین بر این کتاب با عنوان «الی صاحب حصائل الفکر» در بخش آخر، چنین آمده است:
«هذا و قد قلت فی صفحة 74 الی صفحة 80 نقلا عن الکتب المُعادیة للشیخیة ما لا یحمد ذکره و نشره مع العلم بأنهم من الشیعة الإمامیة الصادقین في الولاء لاهل البیت علیهم السلام و الأخذ عنهم و ان المرحوم العلامة الشیخ احمد الاحسائی الذی ینتسبون الیه هو من فطاحل علماء الشیعة الامامیة و حکمائهم و ان بینه و بین علمائنا الابرار فی طریق الاجازة له و منه اطراء جلیل و ثناء جمیل و لیس فی مؤلفاته ایّ انحراف و تغییر و تبدیل. فافهم ذلک و اعرف العلم الصحیح الذی یجب التدین به و اعرف حق العلم و أهله و واجب الاخاء لذوی العقیدة و الولاء و اجعلنی لک من الناصحین ـ ابراهیم جمال الدین.»
البته نویسنده کتاب معاند نبود ولی از روی سادهانگاری و چه بسا سادهلوحی، به شنیدهها اکتفا کرده بود و با مطالعه این کتاب مشخص می شود که هیچ مراجعه مستقیم به کتب شیخیه نداشته است و محض قرائت چند سطری از نوشتههای خالصی زاده، آن را سندی معتبر پنداشته است (همان روش شایع میان پژوهندگان قشری و مراجعهکننده به منابع دست دوم و سوم...) آن هم خالصیزادهای که به عداوت با بزرگان شهرت داشت و گذشته از فتاوای عجیب وی (همچون حرمت شهادت ثالثه - اشهد ان علیاً ولی الله - در اذان و اقامه و حرمت زنجیرزدن در روز عاشورا و...) کسی است که حسب و نسب مرحوم شیخ احمد احسائی را زیر سؤال برد (نعوذ بالله) که معلوم نیست از کجا آمده اند! و حال آنکه آثار این بزرگوار در احساء موجود است (و الحمدلله) و تهمت های دیگری که در موضع خود پاسخ داده شده است.
نویسنده این کتاب پس از آگاهی از اشتباه فاحش خود آنچه درباره شیخیه نگاشته بود را در چاپهای بعد حذف کرد و هر کجا گفت و گویی در این باره داشت، به خطای خود اقرار می کرد. در دیوان وی نیز اشعاری ناظر به این موضوع دیده می شود.
وی در مصاحبه ای با «الوسط»، روزنامه معروف بحرین به این موضوع اشاره کرده است. در این مصاحبه میگوید پس از تألیف این کتاب دریافته است که کشفیه، همان شیخیه است و نقدهای زیادی از اطراف به او رسیده و بالاخره توضیح داده است که وی شخصی را متهم نکرده؛ بلکه فقط گفتار خالصی زاده را نقل کرده است.
آنچه اهمیت دارد، منفتح بودن است (و نه تعصب کورکورانه و جرح و تعدیل بی پایه) و همچنین برخورد منصفانه و قبول حق است؛ اگرچه به دست بردن در کتاب و حذف و تعدیل مطالب گذشته منجر شود... .
در پایان، بخشی از مصاحبه مؤلف کتاب را نقل می کنیم:
«أنا اعتبرت في هذا الكتاب أن الكشفية غير الشيخية في قضية سفراء الإمام المنتظر، فمن المعروف أن للامام أربعة سفراء، وبعد موت هؤلاء السفراء، ادعى عدد كبير من الناس أنهم سفراء الامام ومنهم السيدعلي الباب (إيراني) الذي فتح باب السفارة على مصراعيه، و عين عدداً من الوكلاء في مختلف الأماكن وهؤلاء ينتمون الى الشيخ أحمد الاحسائي (مؤسس مذهب الكشفية)، وتفاجأت لاحقا أن الشيخية هم الكشفية، وبعد مرور سنة من توزيع الكتاب في المكتبات في محرم العام اللاحق قام بقيادة الحملة ضدي أحد خطباء الإحساء الذي قال للمستمعين انني اتهمتهم بالمغالاة، وبعثنا الكتاب إليهم وكل من اشترى الكتاب قام بسبي وشتمي، ووصلت الرسائل الى البحرين أيضا بهتانا وزورا. وعقدت ندوات لتوضيح الأمر في القرى والمدن، وقلت لهم انني لم أتهم أحدا، بل نقلت ذلك عن الشيخ الخالصي و ناقل الكفر ليس بكافر.» (العدد 721 - الجمعة 27 أغسطس 2004م الموافق 11 رجب 1425ه)
@AghayedNet
کتاب «حصائل الفکر...» در سال 1970م در لبنان به چاپ رسید. این کتاب تألیفی است از مطالب حوزه مهدویت و غیبت و در آن از پژوهش های تازه خبری نیست.
به مناسبت بحث مدعیان بابیت، سخن از علیمحمد شیرازی لعنه الله به میان آورده و متأسفانه با تکیه بر کتاب خالصی زاده، او را زاده شیخیه دانسته و سپس، باز هم براساس نوشته های وی، مکتب شیخه را نقد کرده است.
پس از انتشار کتاب، بعضی از احسائیهای بحرین به شدت برخورد کرده و این نویسنده بحرینی را نقد کردند؛ به گونهای که حتی شیخ باقر آل عصفور، از علماء مشهور بحرین در آن زمان نیز از این کتاب راضی نبود. درباره نقد وی بر این کتاب، در کتاب «العقد الزاهر في ترجمة الشيخ باقر» نگاشته محمود طرادة، ضمن شمارش مؤلفات شیخ باقر آل عصفور آمده است:
«و منها الرد على صاحب كتاب (حصائل الفكر في أحوال الإمام المنتظر) عندما أشكل على بعض العبارات الواردة فيه، حيث لفت انتباهه إلى ذلك أحد الاحسائيين، فألقى الشيخ باقر ثلاث محاضرات متتاليات عن هذا الكتاب بمسجد مؤمن، وكان الحضور فوق ما يتصور.»
همچنین در نقد ابراهیم جمال الدین بر این کتاب با عنوان «الی صاحب حصائل الفکر» در بخش آخر، چنین آمده است:
«هذا و قد قلت فی صفحة 74 الی صفحة 80 نقلا عن الکتب المُعادیة للشیخیة ما لا یحمد ذکره و نشره مع العلم بأنهم من الشیعة الإمامیة الصادقین في الولاء لاهل البیت علیهم السلام و الأخذ عنهم و ان المرحوم العلامة الشیخ احمد الاحسائی الذی ینتسبون الیه هو من فطاحل علماء الشیعة الامامیة و حکمائهم و ان بینه و بین علمائنا الابرار فی طریق الاجازة له و منه اطراء جلیل و ثناء جمیل و لیس فی مؤلفاته ایّ انحراف و تغییر و تبدیل. فافهم ذلک و اعرف العلم الصحیح الذی یجب التدین به و اعرف حق العلم و أهله و واجب الاخاء لذوی العقیدة و الولاء و اجعلنی لک من الناصحین ـ ابراهیم جمال الدین.»
البته نویسنده کتاب معاند نبود ولی از روی سادهانگاری و چه بسا سادهلوحی، به شنیدهها اکتفا کرده بود و با مطالعه این کتاب مشخص می شود که هیچ مراجعه مستقیم به کتب شیخیه نداشته است و محض قرائت چند سطری از نوشتههای خالصی زاده، آن را سندی معتبر پنداشته است (همان روش شایع میان پژوهندگان قشری و مراجعهکننده به منابع دست دوم و سوم...) آن هم خالصیزادهای که به عداوت با بزرگان شهرت داشت و گذشته از فتاوای عجیب وی (همچون حرمت شهادت ثالثه - اشهد ان علیاً ولی الله - در اذان و اقامه و حرمت زنجیرزدن در روز عاشورا و...) کسی است که حسب و نسب مرحوم شیخ احمد احسائی را زیر سؤال برد (نعوذ بالله) که معلوم نیست از کجا آمده اند! و حال آنکه آثار این بزرگوار در احساء موجود است (و الحمدلله) و تهمت های دیگری که در موضع خود پاسخ داده شده است.
نویسنده این کتاب پس از آگاهی از اشتباه فاحش خود آنچه درباره شیخیه نگاشته بود را در چاپهای بعد حذف کرد و هر کجا گفت و گویی در این باره داشت، به خطای خود اقرار می کرد. در دیوان وی نیز اشعاری ناظر به این موضوع دیده می شود.
وی در مصاحبه ای با «الوسط»، روزنامه معروف بحرین به این موضوع اشاره کرده است. در این مصاحبه میگوید پس از تألیف این کتاب دریافته است که کشفیه، همان شیخیه است و نقدهای زیادی از اطراف به او رسیده و بالاخره توضیح داده است که وی شخصی را متهم نکرده؛ بلکه فقط گفتار خالصی زاده را نقل کرده است.
آنچه اهمیت دارد، منفتح بودن است (و نه تعصب کورکورانه و جرح و تعدیل بی پایه) و همچنین برخورد منصفانه و قبول حق است؛ اگرچه به دست بردن در کتاب و حذف و تعدیل مطالب گذشته منجر شود... .
در پایان، بخشی از مصاحبه مؤلف کتاب را نقل می کنیم:
«أنا اعتبرت في هذا الكتاب أن الكشفية غير الشيخية في قضية سفراء الإمام المنتظر، فمن المعروف أن للامام أربعة سفراء، وبعد موت هؤلاء السفراء، ادعى عدد كبير من الناس أنهم سفراء الامام ومنهم السيدعلي الباب (إيراني) الذي فتح باب السفارة على مصراعيه، و عين عدداً من الوكلاء في مختلف الأماكن وهؤلاء ينتمون الى الشيخ أحمد الاحسائي (مؤسس مذهب الكشفية)، وتفاجأت لاحقا أن الشيخية هم الكشفية، وبعد مرور سنة من توزيع الكتاب في المكتبات في محرم العام اللاحق قام بقيادة الحملة ضدي أحد خطباء الإحساء الذي قال للمستمعين انني اتهمتهم بالمغالاة، وبعثنا الكتاب إليهم وكل من اشترى الكتاب قام بسبي وشتمي، ووصلت الرسائل الى البحرين أيضا بهتانا وزورا. وعقدت ندوات لتوضيح الأمر في القرى والمدن، وقلت لهم انني لم أتهم أحدا، بل نقلت ذلك عن الشيخ الخالصي و ناقل الكفر ليس بكافر.» (العدد 721 - الجمعة 27 أغسطس 2004م الموافق 11 رجب 1425ه)
@AghayedNet
AghayedNet
✔️درباره کتاب «حصائل الفکر فی احوال الامام المنتظر» کتاب «حصائل الفکر...» در سال 1970م در لبنان به چاپ رسید. این کتاب تألیفی است از مطالب حوزه مهدویت و غیبت و در آن از پژوهش های تازه خبری نیست. به مناسبت بحث مدعیان بابیت، سخن از علیمحمد شیرازی لعنه الله…
نمونه ای از نقدها بر کتاب «حصائل الفکر فی احوال الامام المنتظر»
@AghayedNet
@AghayedNet
AghayedNet
✔️درباره کتاب «حصائل الفکر فی احوال الامام المنتظر» کتاب «حصائل الفکر...» در سال 1970م در لبنان به چاپ رسید. این کتاب تألیفی است از مطالب حوزه مهدویت و غیبت و در آن از پژوهش های تازه خبری نیست. به مناسبت بحث مدعیان بابیت، سخن از علیمحمد شیرازی لعنه الله…
@AghayedNet_فهرس حصائل الفکر.pdf
460.4 KB
فهرست کتاب «حصائل الفکر فی احوال الامام المنتظر»
@AghayedNet
@AghayedNet
جدیدترین شماره مجله الساحل، با مقاله ای درباره مرحوم شیخ علی نقی احسایی (فرزند عالم ربانی مرحوم شیخ احمد احسایی اع)
@AghayedNet
@AghayedNet
Forwarded from AghayedNet
🌷پرسش و پاسخ
ـــــ مقصود از اين فرمايش چيست؟ قال الصادق عليه السلام: «لما ضرب الحسين بن علي عليهماالسلام... نادی مناد من قبل رب العزة: الا ايتها الامة المتحيرة الظالمة بعد نبيها لا وفقكم الله لأضحی و لا فطر ثم قال ابوعبدالله عليه السلام: لاجرم والله ماوفقوا و لايوفقون ابدا حتی يقوم ثائر الحسين عليهالسلام.»
ـــ پاسخ: در بيان مراد از فقره «لا وفقکم الله لاضحی و لا فطر» در اين حديث شريف اختلاف است ظاهر عبارت اين است که به واسطه موانع جوّی از رؤيت هلال در ماه رمضان و ذي الحجة از انجام مراسم دو عيد فطر و اضحی محروم مي شوند. و البته مراد مخالفان شيعه هستند که اين نفرين شامل آنها است، و اگر شيعه هم به حسب ظاهر موفق نشود از باب شمول آن نفرين نيست بلکه از باب يؤتکم کفلين من رحمته است؛ لعنة الله علی الظالمين.
@AghayedNet
ـــــ مقصود از اين فرمايش چيست؟ قال الصادق عليه السلام: «لما ضرب الحسين بن علي عليهماالسلام... نادی مناد من قبل رب العزة: الا ايتها الامة المتحيرة الظالمة بعد نبيها لا وفقكم الله لأضحی و لا فطر ثم قال ابوعبدالله عليه السلام: لاجرم والله ماوفقوا و لايوفقون ابدا حتی يقوم ثائر الحسين عليهالسلام.»
ـــ پاسخ: در بيان مراد از فقره «لا وفقکم الله لاضحی و لا فطر» در اين حديث شريف اختلاف است ظاهر عبارت اين است که به واسطه موانع جوّی از رؤيت هلال در ماه رمضان و ذي الحجة از انجام مراسم دو عيد فطر و اضحی محروم مي شوند. و البته مراد مخالفان شيعه هستند که اين نفرين شامل آنها است، و اگر شيعه هم به حسب ظاهر موفق نشود از باب شمول آن نفرين نيست بلکه از باب يؤتکم کفلين من رحمته است؛ لعنة الله علی الظالمين.
@AghayedNet
🔺رسائلی از عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اع که در ماه مبارک رمضان نگارش آن به پایان رسیده است.
@AghayedNet
@AghayedNet
Forwarded from AghayedNet
@AghayedNet_عقود انامل.pdf
58.8 KB
نوشته ای به زبان عربی
از مرحوم حاج محمدکریم کرمانی
درباره «عقود انامل»
و توضیحِ حدیثی درباره اسلامِ حضرت ابوطالب علیه السلام
@AghayedNet
از مرحوم حاج محمدکریم کرمانی
درباره «عقود انامل»
و توضیحِ حدیثی درباره اسلامِ حضرت ابوطالب علیه السلام
@AghayedNet
▪️حضرت صادق علیه السلام
هنگامی که حضرت ابوطالب ازدنیا رفتند،جبرئیل نازل شد وعرض کرد:یا محمد،از مکه خارج شو که دیگر در این شهر یاوری نداری
🔺طبق نقلی،7ماه رمضان،سالروز ﻭﻓﺎﺕ ﺣﻀﺮﺕ ﺍﺑﻮﻃﺎﻟﺐ ره
@AghayedNet
هنگامی که حضرت ابوطالب ازدنیا رفتند،جبرئیل نازل شد وعرض کرد:یا محمد،از مکه خارج شو که دیگر در این شهر یاوری نداری
🔺طبق نقلی،7ماه رمضان،سالروز ﻭﻓﺎﺕ ﺣﻀﺮﺕ ﺍﺑﻮﻃﺎﻟﺐ ره
@AghayedNet