4_5832691662438007322.rar
15.3 MB
نسخه خطی کتاب مبارک (الجامع لأحكام الشرائع)
@AghayedNet
Forwarded from AghayedNet
عالم ربانی مرحوم شیخ احمد احسائی اعلی الله مقامه، یکی از منتقدان مشهورِ نظریات محمد صدرالدین شیرازی، معروف به ملاصدراست.
@AghayedNet
Forwarded from AghayedNet
🌷رساله‌ای مهم از مرحوم عالم ربانی شیخ احمد احسائی أعلی الله مقامه در نقد و توضیح «بسیط الحقیقة کل الأشیاء»، کلامی مشهور از ملاصدرا.
شیخ مرحوم اع این رساله را در پاسخ محمد دامغانی عَمْرَوانی نگاشته‌اند.
این رساله به زبانی عربی و ٢٩٩ بيت است (هر بیت پنجاه حرف). تاریخ تحریر آن ١٩ ربيع‌الاول ١٢٣٢ است.
نزد اهل نظر، رساله‌ای است آکنده از معارف ناب.
Forwarded from AghayedNet
مخطوط رساله شیخ مرحوم اع در جواب ملا محمد دامغانی عَمرَوانی
▪️بیست و هفتم شعبان، سالروز به هلاکت رسیدن علیمحمد شیرازی (مدعی باطل بابیت)
@AghayedNet
Forwarded from AghayedNet
🌷گزارش مناظره عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی با فرستاده علی محمد باب در سال 1261ق

علی ‌محمد باب طلبه‌ ای به نام ملاصادق را به کرمان فرستاد (صادق مقدس خراساني ملقب به اسم الله الاقدس).
وی خدمت مرحوم آقای کرمانی اعلی الله مقامه رسید و در صبح یک‌شنبه 23صفر سال1261مجلس مناظره‌ ای تشکیل شد. قریب به دویست نفر از اهل حل و عقد و علماء در آن مجلس حاضر بودند. زین‌ العابدین بن جعفر کرمانی اتفاقات آن مجلس را یادداشت کرده است.
مجلس با پرسش‌ های آقای کرمانی از رسول باب آغاز می‌ شود. اینکه از کجاست و نزد باب چه سِمَتی دارد. از وی اقرار می‌ گیرند که سخنان باب را نمی‌ فهمد. کتابی را که رسول باب آورده، گشوده و الفاظ رکیک و خلاف عربیت آن را بلندبلند قرائت کرده و می‌ فرمایند: «کتابی از شیخ محمد مکی سنّی در نزد من است که در علم اعداد تصنیف کرده و بر سبک قرآن گفته و موافق زبان عرب تکلم کرده. پس چرا تصدیق میرزا علی‌ محمد را می‌ کنی و تصدیق او را نمی‌ کنی؟» ملاصادق پاسخی ندارد و مصرانه تکرار می‌ کند که این کتاب، قرآن باب است و معجزه.
آقای کرمانی (اع) فرمایش‌ های سید مرحوم (اع) را در حق خودشان بیان می‌ فرمایند و رسول باب تصدیق می‌ کند و حتی می‌ گوید: «من می‌ دانم که شما اعلم از کلّ شاگردان سید می‌ باشید.» و در قسمتی از مناظره می‌ گوید:‌ «من نیز شنیدم چندین مرتبه تعریف شما را از سید و تصریح او را به اینکه شما نائب آن بزرگوار هستید.» آقای کرمانی با توجه به مقام علمی خود بارها می‌ فرمایند که من و حاضران در جمع کتاب او را باطل و خلاف عربیت می‌د انیم و این قرآن را خلاف آیه «و ما ارسلنا من رسول الا بلسان قومه» می‌ دانیم چرا که قرآن باب به لسان عربی مشهور و متعارف نیست و حتی به لسان عرب‌ های بدوی بیابانی هم نیست. در اینجا رسول باب می‌ گوید: «من تا حالا غافل بوده‌ ام و الحال متذکر شدم.» و آقای کرمانی (اع) به او دستور می‌ دهند که: «برو به مسجد و در ملأ عام بگو من تا حال از روی غفلت به راه باطل رفته بودم و حال توبه کردم و این کتاب‌ های میرزا علی‌ محمد باب همه کفر و زندقه است و باید آنها را سوزانید.» آن رسول عرض کرد: «می‌ ترسم از مجلس شما بیرون بروم مرا سنگسار کنند.»
نویسنده این مجلس یعنی زین‌العابدین بن جعفر شگفتی خود را از حال این رسول اظهار می‌ کند که این ملاصادق «وقت ورود به کرمان در کجاوه نشسته بود و عوام کالانعام او را تعظیم و تجلیل می‌ کردند و دسترسی به او نداشتند کجاوه او را و شتر او را می‌ بوسیدند و خاک پای شتر او را برای تیمن و تبرک می‌ بردند و آب دستش را برای شفاء می‌ خوردند» و امروز کار این رسول به اینجا کشیده است.
در ادامه باز هم مکرراً آقای کرمانی به فرمایش‌ های سید مرحوم اعلی الله مقامه در حقّ خودشان تصریح فرموده و می‌ فرمایند «تفضیح کردید شیخیه را و شیخ مرحوم را و سید مرحوم را به اینکه می‌ گویید ما شیخی هستیم و تفضیح کردید شیعه اثنی‌ عشری را به اینکه می‌ گویید ما اثنی‌عشری هستیم و افترا بر خدا و رسول و ائمه علیهم‌ السلام بستید که این مزخرفات را به هم بافتید و نام آن را قرآن گذاردید.»
در این هنگام ملاصادق عرض می‌ کند: «من در خلوت با شما عرضی دارم.» و ایشان می‌ فرمایند: «در خلوت یک دقیقه با تو نمی‌ نشینم و به نجوا و آهستگی یک کلمه با تو تکلم نمی‌ کنم اگر برهانی داری بر اثبات حقیت میرزا علی‌ محمد و کتاب او، علانیه و در ملأ عام بیاور. و الا پس تصدیق کن مرا یا تکذیب کن تا جاری شود بر تو آنچه باید جاری شود.» باز هم به فرمایش‌ های سید مرحوم درباره جایگاه خودشان اشاره فرمودند و در ادامه اجازه‌ نامه ملاصادق از سید مرحوم را توجیه فرمودند.
ملاصادق گفت: از کرمان می‌ روم. فرمودند: «من می‌ نویسم به تمام شهرها که تو را طعن و لعن کنند و تو را و امثال تو را در ولایات راه ندهند... .» نهایت ملاصادق اخلاق خوش علی‌محمد باب را علت گرویدن به او عنوان می‌ کند و آقای کرمانی این بهانه را نیز پاسخ می‌ دهند.
در آن مجلس نائب‌ الحکومه حاضر بود و در پایان مناظره گفت: «اتمام حجت بهتر از این نمی‌ شود معلوم شد که این مرد و کسی که او را فرستاده است و کتاب‌ های آن‌ها همه بر باطلند و کفر اینها بر عامّ و خاص مبرهن است او را امان بدهید و بفرمایید اصحاب او را سنگسار نکنند و امشب تا فردا نزد من باشد، آن را اخراج بلد می‌ کنم یا می‌ آید خدمت سرکار و به‌ طوری که فرمایش فرمودید توبه می‌ کند.»
زین‌العابدین بن جعفر کرمانی می‌ نویسد: «[آقای کرمانی] از مجلس تشریف بردند و همان شب او [=ملاصادق] را از کرمان بیرون کردند. بعد از آن چهار جلد در ردّ این طایفه ضاله بابیه نوشتند و به اطراف، مرقومات در باب ابطال باب خسران‌ مآب مرقوم فرمودند و بطلان آنها را بر همه کس واضح و مبَرهَن ساختند. و السلام.»
@AghayedNet
Forwarded from AghayedNet
صورت مناظره عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی أع با فرستاده باب (رئیس بابیه)؛ نسخه کتابخانه مرکز احیاء تراث اسلامی
@AghayedNet
✔️معرفی نسخه کتاب «جوامع التفسیر»

🔸از جمله شاگردان مرحوم شیخ احمد احسایی اعلی الله مقامه که در سفر و حضر ملازم ایشان بوده، مرحوم شیخ ابوالحسن بن ابراهیم یزدی (م بعد 1241) است. ایشان حتی در آخرین لحظات عمر مبارک استاد که در طریق مکه مکرمه سپری شده، همراه استاد خویش بوده و از علوم ایشان بهره مند بوده است.
🔸صاحب طبقات اعلام الشیعة 10: 23 در وصف ایشان می نویسد: «هو الشيخ ابو الحسن‏ بن‏ ابراهيم‏ اليزدي‏ عالمٌ فاضلٌ. كان من أخصّاء الشيخ أحمد الأحسائي المستفيدين منه حضراً وسفراً وكان معه في سفره الأخير إلى الحجّ في «1241» كما في الرسالة المؤلّفة في ترجمة الأحسائي.»
🔸از مؤلَفات ایشان کتاب «جوامع التفسیر» به ما رسیده که نسخه ای از آن در کتابخانه دانشگاه تهران، بخش دیجیتال، به شماره 10615 نگه داری می شود.
🔸این کتاب به زبان عربی است و نسخه ای که به دست ما رسیده 326 برگه دارد و شامل جلد اول و مقداری از جلد دوم است.
🔸جلد اول (274 برگه) حاوی تفسیر کامل فاتحة الکتاب است.
🔸جلد دوم (52 برگه) حاوی مقداری از تفسیر سوره بقره است و در موضعی کاتب از نوشتن باز می ایستد، گویا عمر مصنف کفاف نداده تا تفسیر را تمام نماید و شاید نیز تفسیر را کامل نوشته لکن نسخه ای از آن به دست نرسیده. در هر صورت آنچه موجود است تفسیر کامل سوره حمد و مقداری از سوره بقره است.
🔸این تفسیر، چنانچه از نامش پیداست بسیار مفصل است؛ به طوری که فقط تفسیر فاتحة الکتاب آن 247 برگه است. مؤلف بسیاری از مطالب اعتقادی را در آن گنجانده و کتاب آکنده است از استدلال به آیات و روایات. و نیز روایات فراوانی را در بیان فضایل ومقامات معصومین علیهم السلام آورده است، از جمله آنهاست اکثر خطب نادره امیر المومنین علیه السلام مانند افتخاریه و طتنجیه و... . و حدیث نورانیت را به طور کامل آورده و شرح کرده است. در مواضع متعددی از اقوال استاد خویش مرحوم شیخ احمد احسایی اع بهره برده و به آنها استناد کرده است.
🔸کاتب این نسخه سید محمود بن محمد شفیع حسینی است که آن را در تاریخ روز 17 ربیع الثانی 1257 کتابت کرده است.
🔸ابتدای جلد اول: «الحمد لله المستشهد بحدوث خلقه على قدمه، وبما أراهم من آياته على وجوده، وبما وسمهم به من الفقر على وجوبه، وبما اضطرّهم إليه من الفناء على دوامه.»
🔸انتهای جلد اول: «فمن تخالجه الشك فيه و في بينه أو تداخله الريب مما ورد من الفضائل فيهم وفيه وما نقلناعنه وعنهم وعن أخيه صلّى الله عليه فليسأل أمّه عن أبيه.»
🔸ابتدای جلد دوم: «الحمد لله ربّ العالمين والصلاة والسلام على خير خلقه وأشرف بريّته وخاتم أنبيائه محمّد وعلى الأصفياء من آله وعترته. وأمّا بعد فهذا أوان الشروع في المجلّد الثاني من الجوامع في تفسير سورة البقرة.»
🔸انتهای جلد دوم: «ومن منّ الله عليه فجعله شريفاً في بيته جميلاً في صورته فحجّته عليه أن يحمد الله على ذلك وأن لا يتطاول على غيره فيمنع حقوق الضعفاء لحال شرفه وجماله، انتهى.»
@AghayedNet
تصویر صفحه اول از جلد اول کتاب جوامع التفسیر
@AghayedNet
تصویر صفحه آخر از جلد اول کتاب جوامع التفسیر
@AghayedNet
تصویر صفحه اول از جلد دوم کتاب جوامع التفسیر
@AghayedNet
تصویر صفحه آخر از جلد دوم کتاب جوامع التفسیر
@AghayedNet
Forwarded from AghayedNet
🌷بحث رؤیت و عدد (آیا باید به عدد عمل کرد یا به رؤیت؟آیا ماه رمضان کمتر از سی ‌روز هم می‌شود؟)

يکي از مباحث فقهي درباره روزهای ماه‌ها که هر ماهي چند روز است، مربوط مي‌ شود به ماه مبارک رمضان که ماه مبارک رمضان سي روز است يا اينکه بيست و نه روز هم مي‌ شود باشد. در روايات ما از ائمه هدي سلام الله عليهم اجمعين دودسته روايات رسيده و اين دو دسته روايات به‌ظاهر با يکديگر اختلاف دارد؛ دسته‌اي از روايات است که ماه رمضان سي روز است نه کم مي ‌شود و نه زياد. دسته‌ اي از روايات ما هم اين مطلب را بيان مي‌کند که ماه مبارک رمضان مثل ساير ماه‌ هاي سال است کم مي ‌شود و زياد مي ‌شود. معني زياد شدنش يعني تمام سي روز است، يا کم مي‌ شود بيست ‌و نه روز هم مي ‌شود باشد. رواياتي است که رسول‌ خدا صلی ‌الله ‌عليه‌ و آله روزه نگرفته‌ اند براي ماه رمضان مگر سي روز و هيچ‌ وقت کمتر از سي روز روزه نگرفته‌ اند. بعضي از روايات است که رسول ‌خدا براي ماه مبارک رمضان بيست‌ و نه روز هم روزه گرفته‌ اند. روايات در اين مورد اختلاف دارد. بين فقهاء هم اختلاف پيدا شده درباره اينکه آيا مي ‌شود ماه رمضان بيست ‌و نه روز شود يا نه؟ عده‌ اي از فقهاء که البته از متقدمين بوده‌ اند فتوايشان اين بوده که ماه رمضان بيست و نه روز نمي ‌شود و بايد به عدد رفتار کرد و حتماً سي روز روزه گرفت نه کمتر؛ اين عده از علماء مانند مرحوم صدوق، مرحوم مفيد، ابن‌طاوس، صاحب مجمع‌ البحرين و چند نفر ديگر از علماء که مرحوم آقای حاج محمدکریم کرمانی أع اسمشان را مي‌ بَرَند و فتواهايشان را هم ذکر مي ‌فرمايند، اينها قائل بودند که ماه مبارک رمضان سي روز است کمتر نمي‌ شود و فتوايشان هم همين بوده که بايد اين ماه را به عدد روزه گرفت يعني حتما سي روز روزه گرفت.
دسته‌ اي از علماء و فقهاء هستند که مي ‌گويند بايد به رؤيت عمل کرد و به آن حديث جامع و کلي که در مورد روزه ماه مبارک رمضان يک اصل فقهي است، به شکل يک اصل است، يعني از اصول کليه است و از قواعد کلي فقه است که ائمه عليهم‌السلام فرموده‌اند: صُم للرؤية و افطر للرؤية روزه ماه رمضان را که شروع مي‌ کني با رؤيت هلال شروع کن؛ يعني تا هلال ماه مبارک رمضان رؤيت نشده نمي ‌تواني نيت ماه مبارک رمضان داشته باشي و همچنين افطر للرؤية تا نديدي و هلال ماه شوال را رؤيت نکردي، بايد قصد روزه ماه رمضان داشته باشي، اما همين که رؤيت هلال ماه شوال شد افطار واجب است اگرچه در روز سي‌ام يا در شب سي‌ام ماه رمضان مثلاً هلال رؤيت شود که ماه رمضان بيست و نه روزه شود، مي‌ شود اول ماه شوال و بايد افطار کرد و روز را عيد گرفت. اين هم يک دسته و يک نظر از فقهاء.
آنچه که بين اين دودسته روايات را جمع مي‌کند و هر دو دسته از روايات در جاي خودش به آن عمل مي‌شود که هيچ‌ کدام طَرح نشود، چون يکي از هنر‌ها در فقه اسلام و فقه شيعه همين است؛ از هنرهاي فقيه که نشان مي‌ دهد فقيه در فقاهتش نيرومند است و درايتش قوي است اين است که به‌ طوري بتواند بين روايات مختلف را جمع کند و مراد و مفاد معصوم بيان شود و مراد و مفاد از آيات و روايات مختلف بيان شود که موجب طرح هيچ طرف نشود.
آن گونه که در فرمایش های مکتبی بیان شده است، آن رواياتي که مي‌ فرمايد ماه مبارک رمضان نه از سي روز کمتر است و نه از سي روز بيشتر، اين به‌حسب واقع است. به‌ حسب واقع خدا ماه رمضان را از وقتي که خلقش کرده سي روز خلقش کرده و هميشه هم سي روز خواهد بود ولی در اثر در هم شدن و مخفي‌ شدن کبيسه شرعيه ــ که کبيسه شرعيه همان کم‌شدن يک روز در دوران سال در هر چند‌سال است و ائمه عليهم‌السلام اين را در اثر تقيه مخفي فرمودند ــ در اثر مخفي‌شدن آن حساب، وضع ماه و رؤيت هلال‌ ها تفاوت مي‌ کند و حساب‌ ها تفاوت مي‌ کند؛ از اين جهت به‌ حسب ظاهر، ائمه عليهم‌ السلام رؤيت را دستور فرموده‌ اند که به رؤيت هلال عمل کنيد ولي کساني که متوجه اين نکته هستند، (اگر بنا بر رؤيت، ماه رمضان بيست‌ و نه روزه شد و در شب سی ام،هلال ماه شوال رؤيت شود) يک روز را احتياطاً قضاء مي‌ گيرند و اگر روز آخر شعبان را به نيت آخر شعبان گرفته باشند، خدا همان را اول ماه رمضان براي آنها حساب مي ‌کند. به اين طور اين دو دسته روايات حل مي‌شود.
@AghayedNet
Forwarded from AghayedNet
@AghayedNet_Shekhia.pdf
582.4 KB
فهرستی از مخطوطات علماء شیخیه در کتابخانه های ایران، کاری از مرکز مکتوب للتراث
imaktob.com
تقرير مخطوطات علماء الشيخية في المكتبات الإيرانية بحسب قاعدة بيانات مركز مكتوب
@AghayedNet
AghayedNet
@AghayedNet
✔️قال الشيخ عبد العظيم المشيخص القطيفي في كتابه القطيف و ملحقاتها ج1 ص547:

🔹إن أغلب علماء القطيف في القرن الثالث عشر ومنتصف القرن الرابع عشر الهجریين تبنت الاتجاه الشيخي، ولكن نتيجة الاضطهاد الذي لاحق معتنقيه فضلت الصمت والانزواء خوفاً من الاتهامات و التشنيع.

🔻شیخ عبدالعظیم مشیخص در کتاب «القطیف و ملحقاتها» چنین نوشته است - حاصل معنی-:

🔹اکثر علماء قطیف در قرن سیزدهم و نیمه اول قرن چهاردهم هجری به شیخیه گرویدند، اما بر اثر ستمی که بر آنان وارد می‌ آمد و از ترس اتهام، پیروان فکری مرحوم شیخ احمد احسائی سکوت و کناره‌ گیری را پسندیدند و آن را بهتر دانستند.
@AghayedNet
Forwarded from AghayedNet
🌷پرسش و پاسخ

ـــــ باتوجه به اين دو مسئله كه در كتاب هاي كفاية المسائل و الجامع آمده:
مسأله ـ هرگاه به شهادت عدلين يا به شياع يا به ساير علائم، علم عادي حاصل شود از براي اهل بلدي كه اهل بلدي ديگر ماه نو را ديده ‏اند ـ چه در اول ماه رمضان و چه در اول ماه شوال ـ بايد روزه بدارند از اول ماه رمضان و عيد كنند در اول ماه شوال اگرچه اهل بلد مذكور ماه نو را نديده باشند .
[الجامع]يا: حكم جميع البلدان في الهلال واحد فاذا رئي في مصر و ثبت في آخر بالشهود اخذ بقولهم.

آيا مقصود از تعبيرات «جميع البلدان» و «بلد» و «مصر» عام است چون ظاهرا قرينه‌ اي در اين دو مسئله و يا احاديث وارده نيست كه آن‌ها را تخصيص زند، يا اين‌كه بلاد هم افق مقصود است به دليل ديگر (مثلاً گفته‌ اند كه نوع فقهای متقدمين كه اينگونه تعبيرات را در احاديث، عام گرفته‌ اند، قائل به مسطح بودن زمين بوده‌اند، نه كرويت آن)؟
ـــ پاسخ: مراد بلاد هم افق است به دليل سيره مستمره فقهاء گذشته و معاصر و اهل شرع در همه زمان‌ها.

ـــــ در صورت دوم از مسئله بالا، مقصود از هم افق بودن چيست؟
الف) بلاد هم عرض جغرافيايي و در اين‌صورت: 1) آيا به طور مطلق؟ 2) با قيد حجت بودن رؤيت در بلاد شرقي نسبت به غربي نه بالعكس؟ 3) با قيد درك كردن اهل هر بلد، شب يكديگر را اگرچه چند دقيقه؟
ـــ پاسخ: ظاهرا مقصود اين است که اگر موانع رؤيت هلال در فضا نباشد، هلال براي اهل اين‌گونه شهرها قابل رؤيت است، گرچه اندازه ارتفاع هلال از افق در وقت غروب شمس در رؤيت ماه و عدم آن مؤثر است، از فرمايش شيخ مرحوم اعلی الله مقامه استفاده مي‌ شود که بلاد هم‌ افق بلاد متقاربه هستند که در مطالع و مغارب اختلافي نداشته باشند و مثال مي‌ زنند به بغداد و بصره و تأييد مي‌ فرمايند مطلب را به بيان شيخ طوسي.
ب) بلاد هم طول جغرافيايي و در اين صورت مطلقا يا با محدوديتي مثل نيمكره شمالي و جنوبي؟
ـــ پاسخ: طول در اصطلاح علم هيئت و نجوم مقصود است و مي‌ گويند ملاک هم‌ افق بودن داراي خط طولي يکسان با هم باشند.
ج) آن‌طور كه معمولا تعريف مي‌شود (كه اگر در شهر الف ماه رؤيت شود در شهر ب هم رؤيت شود) كه ظاهرا دور پيش مي‌آيد و عملا منتج نتيجه‌اي نيست.
ـــ پاسخ: شايد مراد اين باشد که رؤيت هلال در شهر الف ملازم رؤيت آن است در شهر ب و اين تلازم هميشه و در همه‌ جا تحقق نمي‌ يابد زيرا اندازه ارتفاع هلال از افق در وقت غروب شمس متفاوت و در رؤيت و عدم آن مؤثر است.

ـــــ آيا آنچه موجب شرعي براي آغاز يا انجام ماه مبارك مي‌باشد، «رؤيت» هلال است يا «امكان رؤيت» آن؟
ـــ پاسخ: رؤيت هلال است با چشم غير مسلح.

ـــــ در یک كشور با وجود پهناوري سطح آن و فاصله زياد ميان شهرهاي غربي و شرقي و شمالي و جنوبي آن رؤيت در يك بلد كفايت از ساير بلاد مي‌كند؟
ـــ پاسخ: ظاهر عبارت اين است که کفايت نمي‌ کند زيرا اختلاف بين افق برخي و ديگري به اندازه‌ اي است که در يکي هلال قابل رؤيت است و در ديگري قابل رؤيت نيست.

ـــــ در حال حاضر كه در اكثر مواقع حلول ماه نو از طريق رسانه‌ هاي جمعي گزارش مي‌ شود وظيفه چيست؟ آيا حكم شياع را دارد؟ و آيا يك منبع رسانه‌ اي كفايت مي‌كند؟ يا منابع مستقل متعدد حكم شياع را دارد؟
ـــ‌ پاسخ: با توجه به اختلاف فقهاء در چگونگي آغاز شهور قمري نمي‌ توان تنها به گزارش رسانه‌ هاي جمعي اکتفاء نمود و مقصود از شياع، شيوع يافتن رؤيت و مشاهده هلال است.

ــــــ آيا رؤيت هلال فقط با چشم غيرمسلح معتبر است؟ يا مسلح هم معتبر است؟ و در صورت دوم تا چه حد از تسليح؟ عينك؟ دوربين دو چشمي(شكاري)؟ تلسكوپ؟ يا حتي تلسكوپ ‌هاي هوشمند(كه پرتوهاي منعكس از سطح ماه را رجحان داده و از پرتوهاي مستقيم خورشيد تفكيك مي‌كند، به طوري كه گاهي قبل از غروب آفتاب ماه رؤيت مي شود و در دو سال اخير بعضي از رؤيتها به اين وسيله بوده است).
ـــ‌ پاسخ: ظاهر فرمايش اکثر فقهاء رؤيت با چشم غيرمسلح است.
@AghayedNet