نسخه ای از شرح الفوائد، تصنیف عالم ربانی مرحوم شیخ احمد اَحسائی، در کتابخانه دانشگاه شهر ریاض
@AghayedNet
@AghayedNet
AghayedNet
نسخه ای از شرح الفوائد، تصنیف عالم ربانی مرحوم شیخ احمد اَحسائی، در کتابخانه دانشگاه شهر ریاض @AghayedNet
✔️شرح الفوائد
مرحوم عالم ربانی شیخ احمد احسائی أعلی اللهُ درجتَه در سال 1233ق کتاب شرح فوائدِ خود را به جامعه شیعه عرضه کردند.
این کتاب، بیان اصول فلسفی آن بزرگوار است و در اصل دوازده فائده بوده که بعد نیز چند فائده دیگر را اضافه کرده اند. سپس کسی از ایشان تقاضا می کند که آن را شرح بفرمایند و شرح فرموده اند و نام آن را «شرح الفوائد» گذارده اند.
@AghayedNet
مرحوم عالم ربانی شیخ احمد احسائی أعلی اللهُ درجتَه در سال 1233ق کتاب شرح فوائدِ خود را به جامعه شیعه عرضه کردند.
این کتاب، بیان اصول فلسفی آن بزرگوار است و در اصل دوازده فائده بوده که بعد نیز چند فائده دیگر را اضافه کرده اند. سپس کسی از ایشان تقاضا می کند که آن را شرح بفرمایند و شرح فرموده اند و نام آن را «شرح الفوائد» گذارده اند.
@AghayedNet
@AghayedNet_ إلى_استدراك_الذريعة.pdf
13.8 MB
جلد اول کتاب «الی استدراک الذریعة»
@AghayedNet
@AghayedNet
@AghayedNet_ إلى_استدراك_الذريعة 2.pdf
15 MB
جلد دوم کتاب «الی استدراک الذریعة»
@AghayedNet
@AghayedNet
AghayedNet
کتاب «الی استدراک الذریعة» تاریخ انتشار: 1436ق/1393ش @AghayedNet
در مجلدات کتاب «الی استدراک الذریعة» کتاب ها و رساله ها و نوشته های متعددی از بزرگان دین معرفی شده است.
از جمله اجازه مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی به مرحوم میرزا ابوتراب نفیسی.
@AghayedNet
از جمله اجازه مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی به مرحوم میرزا ابوتراب نفیسی.
@AghayedNet
در مجلدات کتاب «الی استدراک الذریعة» کتاب ها و رساله ها و نوشته های متعددی از بزرگان دین معرفی شده است.
همچنین نوشته مرحوم میرزاکریم کرمانی در شرح احوال مرحوم عالم ربانی آقای شریف طباطبائی
@AghayedNet
همچنین نوشته مرحوم میرزاکریم کرمانی در شرح احوال مرحوم عالم ربانی آقای شریف طباطبائی
@AghayedNet
✔بیانی از عالم ربانی مرحوم شیخ احمد اَحسائی درباره حدیثِ زیارت نیمه شعبان
🔹روی الثقة الجلیل بن طاووس (ره) فی کتاب الاقبال حدیثاً منه قوله (ع) لو علم الناس ما فی زیارة نصف شعبان من الثواب لقامت ذکور رجال علی الخشب.
🔹الجواب: ان فی معنی ذلک وجوهاً و اقربها الی الصحة و الطبیعة و ابعدها عن التکلف ما قیل ان المعنی لتبادر فحول من الرجال الی زیارة الحسین (ع) شوقاً الی ما فی زیارته من الثواب و ان صلبوهم ائمة الجور علی الخشب کما علم السحرة بنبوة موسی (ع) و لم یبالوا بفعل فرعون بهم.
فلو علموا لزاروه و لو فی حال منع حکّام الجور من زیارته و لو فعلوه حینئذ لصلبوا علی الاخشاب فیکون قد قامت ذکور رجال ای فحول رجال علی الخشب.
و کتب احمد بن زین الدین.
🔹در شرح فقره ای از حدیث، که امام علیه السلام می فرمایند: اگر مردم می دانستند که چه ثوابی در زیارت [سیدالشهداء] در نیمه شعبان است، "لقامت ذکور رجال علی الخشب."
می فرماید [حاصل معنی]:
🔹این فرمایش وجوهی دارد. صحیح ترین، طبیعی ترین و بی تکلف ترین ان وجوه، همان معنایی است که گفته شده:
شجاعان و نامدارانی از مردم به زیارت حسین علیه السلام می شتافتد به علت شوق و اشتیاق ایشان به انچه از ثواب است در زیارت ان بزرگوار؛ حتی اگر ائمه جور و امامان گمراهی و حاکمان به ناحق انان را به دار بکشند؛ همانگونه که ساحران زمان حضرت موسی علیه السلام به نبوت ان حضرت ایمان اوردند و هیچ ابایی نداشتند که فرعون با ایشان چه کند. پس اگر مردم بدانند موقعیت زیارت حسین علیه السلام را زیارت خواهند کرد اگرچه حاکمان جور ممانعت کنند و اگر چنین کنند و به زیارت روند به دار کشیده شوند... .
@AghayedNet
🔹روی الثقة الجلیل بن طاووس (ره) فی کتاب الاقبال حدیثاً منه قوله (ع) لو علم الناس ما فی زیارة نصف شعبان من الثواب لقامت ذکور رجال علی الخشب.
🔹الجواب: ان فی معنی ذلک وجوهاً و اقربها الی الصحة و الطبیعة و ابعدها عن التکلف ما قیل ان المعنی لتبادر فحول من الرجال الی زیارة الحسین (ع) شوقاً الی ما فی زیارته من الثواب و ان صلبوهم ائمة الجور علی الخشب کما علم السحرة بنبوة موسی (ع) و لم یبالوا بفعل فرعون بهم.
فلو علموا لزاروه و لو فی حال منع حکّام الجور من زیارته و لو فعلوه حینئذ لصلبوا علی الاخشاب فیکون قد قامت ذکور رجال ای فحول رجال علی الخشب.
و کتب احمد بن زین الدین.
🔹در شرح فقره ای از حدیث، که امام علیه السلام می فرمایند: اگر مردم می دانستند که چه ثوابی در زیارت [سیدالشهداء] در نیمه شعبان است، "لقامت ذکور رجال علی الخشب."
می فرماید [حاصل معنی]:
🔹این فرمایش وجوهی دارد. صحیح ترین، طبیعی ترین و بی تکلف ترین ان وجوه، همان معنایی است که گفته شده:
شجاعان و نامدارانی از مردم به زیارت حسین علیه السلام می شتافتد به علت شوق و اشتیاق ایشان به انچه از ثواب است در زیارت ان بزرگوار؛ حتی اگر ائمه جور و امامان گمراهی و حاکمان به ناحق انان را به دار بکشند؛ همانگونه که ساحران زمان حضرت موسی علیه السلام به نبوت ان حضرت ایمان اوردند و هیچ ابایی نداشتند که فرعون با ایشان چه کند. پس اگر مردم بدانند موقعیت زیارت حسین علیه السلام را زیارت خواهند کرد اگرچه حاکمان جور ممانعت کنند و اگر چنین کنند و به زیارت روند به دار کشیده شوند... .
@AghayedNet
Forwarded from AghayedNet
در سالروز ولادت با سعادت مهدی اُمَم، وارث انبیاء، ناطقِ واحدِ عنِ الله، حجة بن الحسن العسکری (عجل الله فرجه) أسعد الله أیامکم الشریفة
@AghayedNet
@AghayedNet
Forwarded from AghayedNet
🌷أسعد الله أیامکم سعیداً
🌷امور ضروری درباره امام زمان، حجت بن الحسن العسکری علیهماالسلام
آنچه درباره امام زمان علیه السلام ميان شيعه اثنی عشری به حد ضرورت رسيده است اموری است كه اجمالاً به آنها اشاره می كنیم:
1ـ آن حضرت دوازدهمين امام شيعه است. (1)
2ـ فرزند امام حسن عسكری و نرجس خاتون علیهماالسلام است.(2)
3ـ آن حضرت در زمان حيات پدر بزرگوارش ولادت يافته است.(3)
4ـ از هنگام ولادت تا هنگام شهادتش كه بعد از ظهورش خواهد بود زنده بوده و هست و خواهد بود. يعنی روح مقدسش از بدن مطهرش مفارقت نكرده است و عمر طولاني خواهد داشت كه مقدار آن را خدا می داند. (4)
5ـ دارای دو غيبت بوده: يكی غيبت صغری و ديگری كبری. و غيبت كبری از هنگام وفات وكيل و نائب چهارم آن حضرت، مرحوم علي بن محمد سمري رضوان اللّه عليه شروع گرديده و تا وقتی كه خدا بخواهد و ظاهر شود ادامه دارد.(5)
6ـ آن بزرگوار بعد از رحلت پدر بزرگوارش، امام وقت و حجت خدا و ملجأ و پناه بندگان و شاهد بر جميع خلق بوده و می باشد. (6) بِيُمنِهِ رُزِقَ الوَرَی وَ بِوُجُودِهِ ثَبَتَت الاَرضُ وَ السَّماء.
اينهاست اموری كه در ميان شيعه اثنی عشری درباره امام زمان علیه السلام به حد ضرورت رسيده است، كه هركس يكی از اين امور را انكار كند از تشيع خارج می شود. و ما به جميع اين امور اقرار و اعتراف داريم و هركس خلاف يكی از اين امور را به ما نسبت دهد از او بيزاريم.
—---------
1- بحارالانوار، ج 36 ص 305
2- همان، ج 36 ص 194
3- پانزدهم شعبان سال 255 ه ق.، همان، ج 51 ص 1
4- بحار الانوار ج 51 ص 134
5- همان، ج 51 ص 134
6- همان، ج 52 ص 92
@AghayedNet
🌷امور ضروری درباره امام زمان، حجت بن الحسن العسکری علیهماالسلام
آنچه درباره امام زمان علیه السلام ميان شيعه اثنی عشری به حد ضرورت رسيده است اموری است كه اجمالاً به آنها اشاره می كنیم:
1ـ آن حضرت دوازدهمين امام شيعه است. (1)
2ـ فرزند امام حسن عسكری و نرجس خاتون علیهماالسلام است.(2)
3ـ آن حضرت در زمان حيات پدر بزرگوارش ولادت يافته است.(3)
4ـ از هنگام ولادت تا هنگام شهادتش كه بعد از ظهورش خواهد بود زنده بوده و هست و خواهد بود. يعنی روح مقدسش از بدن مطهرش مفارقت نكرده است و عمر طولاني خواهد داشت كه مقدار آن را خدا می داند. (4)
5ـ دارای دو غيبت بوده: يكی غيبت صغری و ديگری كبری. و غيبت كبری از هنگام وفات وكيل و نائب چهارم آن حضرت، مرحوم علي بن محمد سمري رضوان اللّه عليه شروع گرديده و تا وقتی كه خدا بخواهد و ظاهر شود ادامه دارد.(5)
6ـ آن بزرگوار بعد از رحلت پدر بزرگوارش، امام وقت و حجت خدا و ملجأ و پناه بندگان و شاهد بر جميع خلق بوده و می باشد. (6) بِيُمنِهِ رُزِقَ الوَرَی وَ بِوُجُودِهِ ثَبَتَت الاَرضُ وَ السَّماء.
اينهاست اموری كه در ميان شيعه اثنی عشری درباره امام زمان علیه السلام به حد ضرورت رسيده است، كه هركس يكی از اين امور را انكار كند از تشيع خارج می شود. و ما به جميع اين امور اقرار و اعتراف داريم و هركس خلاف يكی از اين امور را به ما نسبت دهد از او بيزاريم.
—---------
1- بحارالانوار، ج 36 ص 305
2- همان، ج 36 ص 194
3- پانزدهم شعبان سال 255 ه ق.، همان، ج 51 ص 1
4- بحار الانوار ج 51 ص 134
5- همان، ج 51 ص 134
6- همان، ج 52 ص 92
@AghayedNet
AghayedNet
@AghayedNet
🌷توضیح طرح
با توجه به احادیث اهل البیت علیهم السلام، شب نیمه شعبان و شب نوزده، بیست و یک و بیست و سوم ماه مبارک رمضان، شب های قدر نامیده شده است.
از طرفی بحث مقدّر شدن تقدیرات، یکی از برنامه های شب های قدر است که در سوره دخان به آن اشاره شده
و نیز مراتب استوار و برقرار شدن یک تقدیر، در احادیث مطرح است که کلیات مراتب، مرحله مشیت، اراده، قدر، قضاء و امضاء است.
در مواعظی که عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی أعلی الله مقامه در یزد بیان فرموده اند، تطبیق هایی را میان این موضوعات بیان کرده اند و مطلب را در مثال نجار و ساختن منبر، پیاده کرده اند. این طرح، چکیده ای از آن مباحث است.
سطر اول، تیترهای کلی این تطبیق است و سطرهای بعد، به ترتیب، مراحل استوار شدن یک تقدیر ذکر شده و به بحث «بداء» که از مباحث مهم اسلامی است، اشاره شده است. مطالعه جدول به صورت افقی و عمودی، هر دو، برای واضح شدن محتوا مفید است. بدیهی است «سخن را روی با صاحبدلان است.»
@AghayedNet
با توجه به احادیث اهل البیت علیهم السلام، شب نیمه شعبان و شب نوزده، بیست و یک و بیست و سوم ماه مبارک رمضان، شب های قدر نامیده شده است.
از طرفی بحث مقدّر شدن تقدیرات، یکی از برنامه های شب های قدر است که در سوره دخان به آن اشاره شده
و نیز مراتب استوار و برقرار شدن یک تقدیر، در احادیث مطرح است که کلیات مراتب، مرحله مشیت، اراده، قدر، قضاء و امضاء است.
در مواعظی که عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی أعلی الله مقامه در یزد بیان فرموده اند، تطبیق هایی را میان این موضوعات بیان کرده اند و مطلب را در مثال نجار و ساختن منبر، پیاده کرده اند. این طرح، چکیده ای از آن مباحث است.
سطر اول، تیترهای کلی این تطبیق است و سطرهای بعد، به ترتیب، مراحل استوار شدن یک تقدیر ذکر شده و به بحث «بداء» که از مباحث مهم اسلامی است، اشاره شده است. مطالعه جدول به صورت افقی و عمودی، هر دو، برای واضح شدن محتوا مفید است. بدیهی است «سخن را روی با صاحبدلان است.»
@AghayedNet
عبارات مرحوم حاج سیدکاظم رشتی در صلوات بر حضرت صاحب العصر و الزمان علیه السلام و توسل به آن بزرگوار/(1)
@AghayedNet
@AghayedNet
عبارات مرحوم حاج سیدکاظم رشتی در صلوات بر حضرت صاحب العصر و الزمان علیه السلام و توسل به آن بزرگوار/(2)
@AghayedNet
@AghayedNet
Forwarded from AghayedNet
نیمه شعبان سال 329ق، پایان دوره غیبت صغری با رحلت آخرین نائب خاص امام زمان عج، عالم ربانی، مرحوم علی بن محمد سمری أع
(غیبت دوم شروع، اوّلی پایان شدی/ نیمه شعبان از آن، به هم شده حزن و عید)
@AghayedNet
(غیبت دوم شروع، اوّلی پایان شدی/ نیمه شعبان از آن، به هم شده حزن و عید)
@AghayedNet
✔️ ضروریات حول إمام الزمان علیه السلام
ان الشیء الذی وصل بین الشیعة الاثنی عشریة الی حدّ الضرورة حول إمام الزمان علیه السلام هو أمور نشیر إلیها بشکل مختصر:
1 – إنه الإمام الثانی عشر عند الشیعة.(1)
2 ـ ابن الإمام العسکری و نرجس خاتون علیهما السلام.(2)
3 ـ وُلد أثناء حیاة والده العظیم.(3)
4 ـ کان علی قید الحیاة و مازال و سیکون منذ ولادته حتی شهادته التی ستکون بعد ظهوره؛ یعنی أن روحه المقدسة لم تفارق جسمه الطاهر و سیکون عمره طویلاً لا یعلمه إلا الله.(4)
5 ـ له غیبتان : الأولی صغری و الأخری کبری. بدأت الغیبة الکبری منذ وفاة وکیله و نائبه الرابع، المرحوم علی بن محمد السمری رضوان الله علیه و تستمر إلی أن یشاء الله و یظهر.(5)
6 ـ بعد رحلة والده کان و یکون إمام الوقت و حجّة الله عزّ و جلّ علی خلقه، وأمینه فی بلاده، و شاهده علی عباده.(6) بیمنه رزق الوری و بوجوده ثبتت الارض و السماء .
هذه أمور بلغت بین الشیعة الإثنی عشریة حدّ الضرورة فیما یخص إمام الزمان علیه السلام، و کل من ینکر أحد هذه الأمور یخرج عن التشیع. و نحن بدورنا نقرّ و نعترف بجمیع هذه الأمور و نتبرّأ من کل من ینسب إلینا خلاف أی واحد منها و نعتبره مخالفاً لضرورة الشیعة و خارجاً عن الشیعة.
—----------
1 ـ بحار الأنوار، 36 : 305.
2ـ بحار الأنوار، 36 : 194 .
3 ـ الخامس عشر من شعبان سنة 255 هـ ق ، بحار الانوار ،51: 1 .
4 ـ بحار الأنوار ، 51: 134.
5 ـ بحار الأنوار ، 51 :134 .
6 ـ بحار الأنوار ،52 : 92 .
@AghayedNet
ان الشیء الذی وصل بین الشیعة الاثنی عشریة الی حدّ الضرورة حول إمام الزمان علیه السلام هو أمور نشیر إلیها بشکل مختصر:
1 – إنه الإمام الثانی عشر عند الشیعة.(1)
2 ـ ابن الإمام العسکری و نرجس خاتون علیهما السلام.(2)
3 ـ وُلد أثناء حیاة والده العظیم.(3)
4 ـ کان علی قید الحیاة و مازال و سیکون منذ ولادته حتی شهادته التی ستکون بعد ظهوره؛ یعنی أن روحه المقدسة لم تفارق جسمه الطاهر و سیکون عمره طویلاً لا یعلمه إلا الله.(4)
5 ـ له غیبتان : الأولی صغری و الأخری کبری. بدأت الغیبة الکبری منذ وفاة وکیله و نائبه الرابع، المرحوم علی بن محمد السمری رضوان الله علیه و تستمر إلی أن یشاء الله و یظهر.(5)
6 ـ بعد رحلة والده کان و یکون إمام الوقت و حجّة الله عزّ و جلّ علی خلقه، وأمینه فی بلاده، و شاهده علی عباده.(6) بیمنه رزق الوری و بوجوده ثبتت الارض و السماء .
هذه أمور بلغت بین الشیعة الإثنی عشریة حدّ الضرورة فیما یخص إمام الزمان علیه السلام، و کل من ینکر أحد هذه الأمور یخرج عن التشیع. و نحن بدورنا نقرّ و نعترف بجمیع هذه الأمور و نتبرّأ من کل من ینسب إلینا خلاف أی واحد منها و نعتبره مخالفاً لضرورة الشیعة و خارجاً عن الشیعة.
—----------
1 ـ بحار الأنوار، 36 : 305.
2ـ بحار الأنوار، 36 : 194 .
3 ـ الخامس عشر من شعبان سنة 255 هـ ق ، بحار الانوار ،51: 1 .
4 ـ بحار الأنوار ، 51: 134.
5 ـ بحار الأنوار ، 51 :134 .
6 ـ بحار الأنوار ،52 : 92 .
@AghayedNet
Forwarded from AghayedNet
🌷پرسش و پاسخ
ـــــ نزد لقب شريف «قائم» براى حضرت مهدى (عجل الله فرجه) دستور است كه بايستيم و دست بر سر گذارده براى فرج حضرت دعا كنيم، آيا اين تعظيم برابر اين نام مبارك در همه جا عموميت دارد (مثل: قرائت و استماع روايات، شنیدن مواعظ و منبر و سخنرانی)؟
و اينكه به هنگام خواندن دعاهاى وارده براى حضرت، ادب نموده برمى خيزيم بر اساس چه دستور العملى است؟
ـــ پاسخ: از حديث شريفی از امام رضا (عليه السلام ) استفاده مى شود كه هرگاه به آن بزرگوار متوسل مى شويم و توجه مى کنیم چه مستقيماً (مانند زيارات آن حضرت و يا توسل به خود آن بزرگوار) و چه غير مستقيم (مانند حالات دعا و واسطه قرار دادن آن بزرگوار يا دعا درباره آن حضرت يا در زيارت ساير معصومين) و به خصوص در هنگام ذكر لقب «قائم» (در همان حالاتى كه ذكر شد) به احترام مى ايستيم؛
زيرا آن بزرگوار در چنين مواردى نظر خاص به ما مى فرمايند و براى تعظيم آن نظر خاصّ و توجه مخصوص، اگر نشسته ايم برمى خيزيم.
ولى در غير آن حالاتِ نام برده ايستادن لزومى ندارد و بلكه جا ندارد زيرا ائمه (علیهم السلام) در روايات زيادى براى اصحاب خود نام آن حضرت را مى بردند و نه خود بر مى خاستند و نه به اصحاب دستور مى دادند كه از جا برخيزند.
و اگر گفته شود از آن جهت بوده كه در آن زمان ها حضرت به دنيا نيامده بودند مى گويم حقيقت نوريّه آن حضرت موجود بوده و حتى حضرت رسول (صلی الله عليه و آله) در شب معراج نور آن بزرگوار را زيارت كردند.
@AghayedNet
ـــــ نزد لقب شريف «قائم» براى حضرت مهدى (عجل الله فرجه) دستور است كه بايستيم و دست بر سر گذارده براى فرج حضرت دعا كنيم، آيا اين تعظيم برابر اين نام مبارك در همه جا عموميت دارد (مثل: قرائت و استماع روايات، شنیدن مواعظ و منبر و سخنرانی)؟
و اينكه به هنگام خواندن دعاهاى وارده براى حضرت، ادب نموده برمى خيزيم بر اساس چه دستور العملى است؟
ـــ پاسخ: از حديث شريفی از امام رضا (عليه السلام ) استفاده مى شود كه هرگاه به آن بزرگوار متوسل مى شويم و توجه مى کنیم چه مستقيماً (مانند زيارات آن حضرت و يا توسل به خود آن بزرگوار) و چه غير مستقيم (مانند حالات دعا و واسطه قرار دادن آن بزرگوار يا دعا درباره آن حضرت يا در زيارت ساير معصومين) و به خصوص در هنگام ذكر لقب «قائم» (در همان حالاتى كه ذكر شد) به احترام مى ايستيم؛
زيرا آن بزرگوار در چنين مواردى نظر خاص به ما مى فرمايند و براى تعظيم آن نظر خاصّ و توجه مخصوص، اگر نشسته ايم برمى خيزيم.
ولى در غير آن حالاتِ نام برده ايستادن لزومى ندارد و بلكه جا ندارد زيرا ائمه (علیهم السلام) در روايات زيادى براى اصحاب خود نام آن حضرت را مى بردند و نه خود بر مى خاستند و نه به اصحاب دستور مى دادند كه از جا برخيزند.
و اگر گفته شود از آن جهت بوده كه در آن زمان ها حضرت به دنيا نيامده بودند مى گويم حقيقت نوريّه آن حضرت موجود بوده و حتى حضرت رسول (صلی الله عليه و آله) در شب معراج نور آن بزرگوار را زيارت كردند.
@AghayedNet