AghayedNet
🌷تأملاتی بر «نوروز» (2) ⚡️روحِ نوروز خداوند روز ظهور بقیة الله را در انتقام کشیدن از برای خون سیدالشهدا از دشمنان سیدالشهداء، آن روزی قرار داده است که آن روز را جمعه گفته اند و آن روز را نوروز گفته اند و همچنین آن روز را عاشورا هم ذکر کرده اند. انتخاب کرده…
🌷تأملاتی بر «نوروز» (3)
⚡️روز نوروز و روز جمعه
ارزش و شرافت نوروز، اندازه ارزش و شرافت جمعه است. تفاوتی نمی کند. آن روزی که بقیة الله ظاهر می شوند، روز جمعه است و روز نوروز. شرافت جمعه و اینکه ما جمعه را عید می دانیم و روز عید آل محمد علیهم السلام می گوییم روز سرور می دانیم و احترام می کنیم باید احترام نوروز و احترام جمعه، یکسان باشد. چرا برای نوروز، بیش از آنی که باید، تشریفات قائلند؟ مگر چه فرقی با جمعه دارد؟ نکند خدای ناکرده مراسم مجوسیت و جاهلیت باشد؟ با جمعه چه فرقی دارد؟
«بر فرض آنکه معنی ظاهری نوروز در روایات مراد باشد» نباید میان جمعه ها و نوروز تفاوت گذارد. روز جمعه روز ظهور امام صلوات الله علیه است و نوروز نیز همچنین. در ادعیه روز جمعه این مضامین را میخوانیم که مثل امروز، شما یا صاحب الزمان ظاهر خواهی شد و در انتظار فرجت هستیم. پس نوروز و جمعه از نظر شرافت، با هم یکسان است. جمعه هم انسان لباس پاکیزه میپوشد و غسل جمعه میکند و دعا میخواند و زیاد میکند دعا و توجه را، روز نوروز هم همین طور است، لباس پاکیزه بپوشد، غسل کند، دعا کند، نماز بخواند و خدا را حمد کند بر این شرافت. دیگر امور جاهلانه، لهو و لعب ها، خدای نا کرده هرزگی ها، اینها بی معنی است. آن هم چند روز پی در پی تا روز سیزده. اینها همه از جاهلیت است.
آری؛ دیدار مؤمنین خوب است، صله رحم و احسان، در همه وقت خوب است؛ اما در روز جمعه، باز اینها تأکید شده؛ چراکه اعمال ارزش بیشتر پیدا می کند و از آن سو معصیت هم گناهش سنگینتر خواهد بود:
گر گنه می کنی اندر شب آدینه بکن
تا که از صدرنشینان جهنم باشی
و متأسفانه خیلی ها گناهانشان را برای روز جمعه می گذارند. تمام هفته را تلاش می کند و زحمت می کشد و کار می کند و شب و روز جمعه را به گناه می گذراند. می گوید یک هفته کار کردم و خسته شدم، یک روز باید استراحت کنم و تفریح کنم. پس دین داری چه شد؟ تمام هفته را برای دنیا تلاش کردی، مگر چند رکعت نمازی که خوانده ای، پس بصیرت در دین و طلب علم چه؟ فرمود حداقل یک روز در هفته را برای دین بگذار. خیرات را بگذارد برای روز جمعه.
پس «روز نوروز هم باید نیت را تصحیح کرد.» خیرات و صله رحم و... به «نیت دین» انجام شود؛ نه به نیت عیدِ نوروزِ ملی.
هر کس هر قدمی بر می دارد به قصد عید، به منظور این بردارد که روزی است مثل روز جمعه، شرافت دارد نزد خدا مصادف می شود با امر ظهور بقیة الله و از این جهت احترام بگذارد.
شایان ذکر است آنچه نوشته آمد، دیدگاه ماست و تحمیلی در کار نیست؛ نه التزامی است و نه الزامی. همان گونه که ممکن است افرادی عقیده ای جز این داشته باشند، برای ما نیز با توجه به روایات، این گونه بیان شده است.
همچنین نیاز به یادآوری است آنچه درباره فضائل نوروز نگاشته آمد، در صورتی است که مراد از «نوروزِ» روایات، همین نوروز تقویمی باشد و ممکن است نباشد. از این رو به این قید اشاره کردیم که «بر فرض آنکه معنی ظاهری نوروز در روایات مراد باشد.» و معنای «عید دین و دیانت» همین است که نوروز، روز نو شدن دین و ظهور بقیة الله است و قطع نکرده ایم که نوروز همین روز معروف باشد که بخواهیم به عنوان عید، شاد باش بگوییم.
@AghayedNet
⚡️روز نوروز و روز جمعه
ارزش و شرافت نوروز، اندازه ارزش و شرافت جمعه است. تفاوتی نمی کند. آن روزی که بقیة الله ظاهر می شوند، روز جمعه است و روز نوروز. شرافت جمعه و اینکه ما جمعه را عید می دانیم و روز عید آل محمد علیهم السلام می گوییم روز سرور می دانیم و احترام می کنیم باید احترام نوروز و احترام جمعه، یکسان باشد. چرا برای نوروز، بیش از آنی که باید، تشریفات قائلند؟ مگر چه فرقی با جمعه دارد؟ نکند خدای ناکرده مراسم مجوسیت و جاهلیت باشد؟ با جمعه چه فرقی دارد؟
«بر فرض آنکه معنی ظاهری نوروز در روایات مراد باشد» نباید میان جمعه ها و نوروز تفاوت گذارد. روز جمعه روز ظهور امام صلوات الله علیه است و نوروز نیز همچنین. در ادعیه روز جمعه این مضامین را میخوانیم که مثل امروز، شما یا صاحب الزمان ظاهر خواهی شد و در انتظار فرجت هستیم. پس نوروز و جمعه از نظر شرافت، با هم یکسان است. جمعه هم انسان لباس پاکیزه میپوشد و غسل جمعه میکند و دعا میخواند و زیاد میکند دعا و توجه را، روز نوروز هم همین طور است، لباس پاکیزه بپوشد، غسل کند، دعا کند، نماز بخواند و خدا را حمد کند بر این شرافت. دیگر امور جاهلانه، لهو و لعب ها، خدای نا کرده هرزگی ها، اینها بی معنی است. آن هم چند روز پی در پی تا روز سیزده. اینها همه از جاهلیت است.
آری؛ دیدار مؤمنین خوب است، صله رحم و احسان، در همه وقت خوب است؛ اما در روز جمعه، باز اینها تأکید شده؛ چراکه اعمال ارزش بیشتر پیدا می کند و از آن سو معصیت هم گناهش سنگینتر خواهد بود:
گر گنه می کنی اندر شب آدینه بکن
تا که از صدرنشینان جهنم باشی
و متأسفانه خیلی ها گناهانشان را برای روز جمعه می گذارند. تمام هفته را تلاش می کند و زحمت می کشد و کار می کند و شب و روز جمعه را به گناه می گذراند. می گوید یک هفته کار کردم و خسته شدم، یک روز باید استراحت کنم و تفریح کنم. پس دین داری چه شد؟ تمام هفته را برای دنیا تلاش کردی، مگر چند رکعت نمازی که خوانده ای، پس بصیرت در دین و طلب علم چه؟ فرمود حداقل یک روز در هفته را برای دین بگذار. خیرات را بگذارد برای روز جمعه.
پس «روز نوروز هم باید نیت را تصحیح کرد.» خیرات و صله رحم و... به «نیت دین» انجام شود؛ نه به نیت عیدِ نوروزِ ملی.
هر کس هر قدمی بر می دارد به قصد عید، به منظور این بردارد که روزی است مثل روز جمعه، شرافت دارد نزد خدا مصادف می شود با امر ظهور بقیة الله و از این جهت احترام بگذارد.
شایان ذکر است آنچه نوشته آمد، دیدگاه ماست و تحمیلی در کار نیست؛ نه التزامی است و نه الزامی. همان گونه که ممکن است افرادی عقیده ای جز این داشته باشند، برای ما نیز با توجه به روایات، این گونه بیان شده است.
همچنین نیاز به یادآوری است آنچه درباره فضائل نوروز نگاشته آمد، در صورتی است که مراد از «نوروزِ» روایات، همین نوروز تقویمی باشد و ممکن است نباشد. از این رو به این قید اشاره کردیم که «بر فرض آنکه معنی ظاهری نوروز در روایات مراد باشد.» و معنای «عید دین و دیانت» همین است که نوروز، روز نو شدن دین و ظهور بقیة الله است و قطع نکرده ایم که نوروز همین روز معروف باشد که بخواهیم به عنوان عید، شاد باش بگوییم.
@AghayedNet
🌷 تأملاتی بر نوروز (4)
آیا آن شخصی که برای رسیدن لحظه تحویل سال لحظه شماری می کند و حرف «منجم» را پذیرفته و باور کرده که فلان ساعت و فلان ثانیه سال تحویل می شود، همین قدر سخن خدا را تصدیق کرده و سخن پیامبر و معصومین را باور کرده است؟
@AghayedNet
آیا آن شخصی که برای رسیدن لحظه تحویل سال لحظه شماری می کند و حرف «منجم» را پذیرفته و باور کرده که فلان ساعت و فلان ثانیه سال تحویل می شود، همین قدر سخن خدا را تصدیق کرده و سخن پیامبر و معصومین را باور کرده است؟
@AghayedNet
🌷 تأملاتی بر نوروز (5)
مرحوم حاج محمد کریم کرمانی اع:
محرم، اول سال عرب بوده و نوروز اول سال عجم بوده. نه شما بر عجمیت خود باقی مانده اید که نوروز را اول سال بدانید نه بر عربیت و جاهلیت باقی مانده اید که محرم را اول سال بدانید. اولی سالی که خدا قرار داده ماه مبارک رمضان است.
@AghayedNet
مرحوم حاج محمد کریم کرمانی اع:
محرم، اول سال عرب بوده و نوروز اول سال عجم بوده. نه شما بر عجمیت خود باقی مانده اید که نوروز را اول سال بدانید نه بر عربیت و جاهلیت باقی مانده اید که محرم را اول سال بدانید. اولی سالی که خدا قرار داده ماه مبارک رمضان است.
@AghayedNet
🌷تأملاتی بر «نوروز» (6)
⚡️مصیبت وارده بر مرحوم سید کاظم رشتی اع در روز نوروز
دفعه ديگر [مرحوم سید کاظم رشتی اع] در حرم محترم كربلا بودند كه اشرف امكنه عالم است و در حاير مقدس كه اشرف امكنه حرم است و در پشت سر كه اشرف امكنه حاير است و در روز جمعه كه اشرف ايام هفته است و روز نوروز كه اشرف ايام سال است و وقت زوال كه اشرف اوقات روز است در حال نماز كه اشرف احوال است و اعظم عبادات است و در حال سجود كه اشرف احوال نماز است جميع اين حرمتها جمع بود و در حضور امام علیه السلام و خود آن بزرگوار جامعِ حُرمتِ سيادت و حرمتِ علم و حلم و عدل و اخلاق و حرمت بزرگی و نجابت بودند.
با وجود اين همه حرمت ها شخصي را انگيختند كه آمد در حرم و در حال سجود آن بزرگوار عمامه مطهر ايشان را از سر مباركشان برداشته نه حرمت مكان را مراعات كردند نه حرمت زمان را و نه حرمت ايشان را و نه حرمت عبادت را و نه حرمت امام علیه السلام را و ساير معاندين كه در حرم بودند صداهاي خود را در حرم آن شهيد غريب علیه السلام به خنده بلند كردند و حرمت امام را شكستند و آن سيد جليل را به گمان خود به اين طور اهانت كردند و ندانستند كه اين عمل حقيقةً در اين احوال اهانت امام بود و ايمان خود را بدين واسطه از دست دادند... .
(مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اع، هدایة الطالبین)
@AghayedNet
⚡️مصیبت وارده بر مرحوم سید کاظم رشتی اع در روز نوروز
دفعه ديگر [مرحوم سید کاظم رشتی اع] در حرم محترم كربلا بودند كه اشرف امكنه عالم است و در حاير مقدس كه اشرف امكنه حرم است و در پشت سر كه اشرف امكنه حاير است و در روز جمعه كه اشرف ايام هفته است و روز نوروز كه اشرف ايام سال است و وقت زوال كه اشرف اوقات روز است در حال نماز كه اشرف احوال است و اعظم عبادات است و در حال سجود كه اشرف احوال نماز است جميع اين حرمتها جمع بود و در حضور امام علیه السلام و خود آن بزرگوار جامعِ حُرمتِ سيادت و حرمتِ علم و حلم و عدل و اخلاق و حرمت بزرگی و نجابت بودند.
با وجود اين همه حرمت ها شخصي را انگيختند كه آمد در حرم و در حال سجود آن بزرگوار عمامه مطهر ايشان را از سر مباركشان برداشته نه حرمت مكان را مراعات كردند نه حرمت زمان را و نه حرمت ايشان را و نه حرمت عبادت را و نه حرمت امام علیه السلام را و ساير معاندين كه در حرم بودند صداهاي خود را در حرم آن شهيد غريب علیه السلام به خنده بلند كردند و حرمت امام را شكستند و آن سيد جليل را به گمان خود به اين طور اهانت كردند و ندانستند كه اين عمل حقيقةً در اين احوال اهانت امام بود و ايمان خود را بدين واسطه از دست دادند... .
(مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اع، هدایة الطالبین)
@AghayedNet
Forwarded from AghayedNet
توهین به عالم ربانی مرحوم سیدکاظم رشتی اع،غیر ازمنابع مکتبی همچون «هدایة الطالبین» در کتب دیگر نیز آمده است؛از جمله در گزارشی که محقق محترم جناب آقای موجانی نگاشته انداز اوضاع کربلا در سال 1258 (ص32)
Forwarded from AghayedNet
توهین به عالم ربانی مرحوم سیدکاظم رشتی اع،غیر ازمنابع مکتبی همچون «هدایة الطالبین» در کتب دیگر نیز آمده است؛از جمله در گزارشی که محقق محترم جناب آقای موجانی نگاشته انداز اوضاع کربلا در سال 1258 (ص93)
مقاله ای مختصر درباره مرحوم حاج سید کاظم رشتی،
چاپ شده در مجله دادگر، سال هفتم، شماره ٣٤، صفحه ٦٩- ٧٠، رشت، بهار ١٣٩٤
@AghayedNet
چاپ شده در مجله دادگر، سال هفتم، شماره ٣٤، صفحه ٦٩- ٧٠، رشت، بهار ١٣٩٤
@AghayedNet
نقدهایی بر این مقاله کوتاه وارد است از جمله بررسی این مقاله درباره رکن رابع.
در این باره بیشتر بخوانید در لینک زیر:
https://t.me/AghayedNet/534
در این باره بیشتر بخوانید در لینک زیر:
https://t.me/AghayedNet/534
سندی از ویرایش و تصحیح متون در دوره قاجار/نوشته ای خطی در ابتداء یکی از نسخه های چاپ تبریزِ کتاب ارشادالعوام
@AghayedNet
@AghayedNet
AghayedNet
سندی از ویرایش و تصحیح متون در دوره قاجار/نوشته ای خطی در ابتداء یکی از نسخه های چاپ تبریزِ کتاب ارشادالعوام @AghayedNet
✔️سندی تاریخی از ویرایش و تصحیح متون در دوره قاجار
🔹نسخه ای است از چاپ تبریزِ کتاب ارشادالعوام. در ابتداء این نسخه، در یک صفحه کامل، متنی است خطی که توضیحاتی درباره چاپ تبریز نوشته شده است و از لحاظ تاریخی حائز اهمیت است.
🔸نویسنده این نوشته، ابوالقاسم نائینی است و در زمان حیاتِ مؤلفِ ارشادالعوام، این گزارش را قلمی کرده است.
🔹وی می نویسد پس از انتشار چاپ تبریزِ کتاب ارشادالعوام، این نسخه به کرمان رسید و ایشان انواع غلط ها را در این چاپ دیدند. بخشی از غلط های این کتاب که پاره ای از آنها عامدانه بوده است را نقل می کند و کاتبان بی مسئولیت را سرزنش کرده و به این نکته اشاره می کند که امانتداری در هر شغلی، لازم است. می نویسد مصنف کتاب به من دستور دادند که این کتاب را ویرایش کرده و مطابق با نسخه اصل تصحیح کنم.
🔸سپس به غلط نامه ای (درست نامه ای) اشاره می کند که تنظیم کرده است و کوچک ترین غلط ها همچون تنوین و نقطه تا زیاداتی که در نسخه راه یافته را نگاشته است. به طور مؤکد از صاحبان نسخه های چاپ تبریزِ کتاب ارشاد العوام می خواهد که نسخه خود را تصحیح کنند و خود او نیز عِلاوه بر غلط نامه، نسخه خود را تصحیح کرده است.
🔹تمام نوشته را در لینک زیر بخوانید:
http://www.aghayed.net/سندی-تاریخی-از-ویرایش-و-تصحیح-متون-در-دو/
🔹نسخه ای است از چاپ تبریزِ کتاب ارشادالعوام. در ابتداء این نسخه، در یک صفحه کامل، متنی است خطی که توضیحاتی درباره چاپ تبریز نوشته شده است و از لحاظ تاریخی حائز اهمیت است.
🔸نویسنده این نوشته، ابوالقاسم نائینی است و در زمان حیاتِ مؤلفِ ارشادالعوام، این گزارش را قلمی کرده است.
🔹وی می نویسد پس از انتشار چاپ تبریزِ کتاب ارشادالعوام، این نسخه به کرمان رسید و ایشان انواع غلط ها را در این چاپ دیدند. بخشی از غلط های این کتاب که پاره ای از آنها عامدانه بوده است را نقل می کند و کاتبان بی مسئولیت را سرزنش کرده و به این نکته اشاره می کند که امانتداری در هر شغلی، لازم است. می نویسد مصنف کتاب به من دستور دادند که این کتاب را ویرایش کرده و مطابق با نسخه اصل تصحیح کنم.
🔸سپس به غلط نامه ای (درست نامه ای) اشاره می کند که تنظیم کرده است و کوچک ترین غلط ها همچون تنوین و نقطه تا زیاداتی که در نسخه راه یافته را نگاشته است. به طور مؤکد از صاحبان نسخه های چاپ تبریزِ کتاب ارشاد العوام می خواهد که نسخه خود را تصحیح کنند و خود او نیز عِلاوه بر غلط نامه، نسخه خود را تصحیح کرده است.
🔹تمام نوشته را در لینک زیر بخوانید:
http://www.aghayed.net/سندی-تاریخی-از-ویرایش-و-تصحیح-متون-در-دو/
AghayedNet
✔️پاسخِ نقدی مغرضانه به مرحوم شیخ احمد اَحسائی(15) ▪️عبارات منتقد: ▪️و بعد از آن نوشته است: «و علی هذا راه و جادّه و طريق سير به سوی خداوند متعال، آن حضرت است ولی مقصد و مقصود خود خداوند است تبارك و تعالی. و معلوم است كه اگر ما طريق را مقصد بپنداريم چقدر…
✔️پاسخِ نقدی مغرضانه به مرحوم شیخ احمد اَحسائی(16)
◾️عبارات منتقد:
▪️بعد نوشته است: «چون نمی توانيم خورشيد را بدون آيينه ببينيم بايد جمال آن را در آب و يا در آيينه ببينيم آيينه و مرآت نسبت به خورشيد، معنای حرفی دارد، خودنما نيست، بلكه خورشيدنماست.»
▪️و پس از اين عبارت به توضيح مطلب پرداخته تا آنكه نوشته است: «وجود مقدس حضرت بقية اللّه عجل اللّه تعالی فرجه، آيينه تمامنمای حق است، بايد در آن آيينه، حق را ديد، نه خود آن را چون خودی ندارد، و نمی توان بدون آيينه، حق را ديد، چون بدون آيينه، حق قابل ديدن نيست، و بنابراين، حتماً بايد حق را از راه و از طريق و از آيينه و آيه آن ولی اعظم جُست، و به سوی او در تكاپو بود.»
▪️و باز به توضيح بيشتر پرداخته و نوشته است: «در دعاها و مناجات ها مخاطَب خداست از راه آن حضرت و از سبيل و صراط آن حضرت، و لهذا اگر به خود آن حضرت هم عرض حاجت كنيم و او را مخاطب قرار دهيم، بايد متوجه باشيم كه عنوان استقلال به خود نگيرد و جامه استقلال به خود نپوشد، بلكه عنوان وساطت و مرآتيّت و آيتيّت پيوسته در ذهن و مدّ نظر باشد، و در حقيقت باز هم خداوند را مخاطب قرار دادهايم، چون آيينه و مرآت بما هو مرآة قابل نظر استقلالی نيست، بلكه نظر تَبَعی است، و نظر استقلالی به همان صورت منعكس در آن بازگشت می كند.»
🔶پاسخ:
🔸در مكتب استبصار هم مطلب همين است پس چرا از اول بحثش در مقام ردّ و انتقاد بر اين مطلب برآمد؟ پس نتیجه سخن و مطلب يكی شد كه راه به رسيدن به شاخص منحصر است به همان صورتی كه از شاخص در آيينه منعكس شده است و به هيچ وجه راه ديگری برای رسيدن به شاخص وجود ندارد و مدّعای مكتب استبصار هم همين است و از همين جهت معرفت خدا را در معرفت حجت های او منحصر می داند.
🔸 آری تفاوتی كه در ميان است اين است كه مكتب تصوف الحادی می گويد شاخص به ذات خود که عین ذات خداست در آيينه جلوه كرده ولی مكتب استبصار می گويد ذات حق متعال منزه است از تنزل، بلكه به ظهور خود جلوه فرموده و ظهور او همان اسماء حسنی او است نه ذات مقدس او.
▪️و باز منتقد از اين فقره عبارت خود فراموش كرده و نوشته است: «اين مسأله از مهمترين مسائل باب عرفان و توحيد است كه كثرات اين عالم تنافی با وحدت ذات حق ندارند زيرا وحدت اصلی و كثرات تَبَعی و ظلّی و مرآتی است. و مسأله ولايت به خوبی روشن می شود كه حقيقت ولايت همان حقيقت توحيد است. و قدرت و عظمت و علم و احاطه امام، عين قدرت و عظمت و علم و احاطه حق است تبارك و تعالی، دوئيّتی در بين نيست و اثنينيّتی وجود ندارد.»
🔸طبق ابتدای اين فقره از عبارتش همه موجودات مرآتيّت دارند و كثرات با وحدت ذات حق تنافی ندارند پس بايد همه وجود و قدرت و علم و ساير كمالات ذات حق متعال باشند (نعوذ باللّه) و اختصاصی به امام علیه السلام ندارد كه قدرت و عظمت و علم و احاطه او عين قدرت و عظمت و علم و احاطه خدا باشد و دوئی در ميان نباشد.
🔸ولی از نظر مكتب استبصار اين امتياز از آنِ حجتهای خدای متعال است و برای ساير موجودات نيست. و توضيح اين مطلب پيش از اين گذشت و ديگر تكرار آن ملال آور است.
🔸خلاصه مطلب اين است كه حجت های حق متعال نظر به اينكه مظاهر اسماء و صفات حادث او هستند (نه مظاهر ذات و اسماء و صفات ذاتی او كه عين ذات او می باشند) هر كمالی كه دارند عين كمال خداوند است و از هر جهت و از هر حيث آيههای تعريف و تعرف او می باشند و هركس آنان را به اين مقام (كه مقام نورانی ايشان ناميده می شود) شناخت، خدا را شناخته و هركس نشناخت، خدا را نشناخته است.
▪️ و بعد از اين عباراتش، منتقد هم با مكتب استبصار همعقيده و همقول و همفكر گرديده و نوشته است: «بلكه خواستن از خدا بدون عنوان وساطت و مرآتيّت امام معنی ندارد و خواستن از امام مستقلاً بدون عنوان وساطت و مرآتيّت براي ذات اقدس حق نيز معنی ندارد و در حقيقت خواستن از امام و خواستن از خدا يك چيز است، نه تنها يك چيز در لفظ و عبارت و از لحاظ اَدَبيّت و بيان، بلكه از لحاظ حقيقت و متن واقع چون غير از خدا چيزی نيست: تبارك اسم ربك ذی الجلال و الاكرام.
🔸مطلب مكتب استبصار هم همين است و فرقی كه ميان حجتهای خدای متعال (به حسب مراتبشان) با ساير موجودات می گذارد در همين است كه ايشان مظاهر اسماء و صفات حُسنای الهيّه اند و خدای متعال هم همه كارهای خود را با اسماء و صفات خود جریان داده و می دهد نه با ذات مقدس خود و اسماء و صفات او هم فقط در اين مظاهر ظاهرند و از اين جهت است كه شاعر گفته:
اگر دست علی علیه السلام دست خدا نيست
چرا دست دگر مشكل گشا نيست؟
و با باورِ صد در صد می خواند: لا فرق بينك و بينها الاّ انهم عبادك و خلقك.
@AghayedNet
◾️عبارات منتقد:
▪️بعد نوشته است: «چون نمی توانيم خورشيد را بدون آيينه ببينيم بايد جمال آن را در آب و يا در آيينه ببينيم آيينه و مرآت نسبت به خورشيد، معنای حرفی دارد، خودنما نيست، بلكه خورشيدنماست.»
▪️و پس از اين عبارت به توضيح مطلب پرداخته تا آنكه نوشته است: «وجود مقدس حضرت بقية اللّه عجل اللّه تعالی فرجه، آيينه تمامنمای حق است، بايد در آن آيينه، حق را ديد، نه خود آن را چون خودی ندارد، و نمی توان بدون آيينه، حق را ديد، چون بدون آيينه، حق قابل ديدن نيست، و بنابراين، حتماً بايد حق را از راه و از طريق و از آيينه و آيه آن ولی اعظم جُست، و به سوی او در تكاپو بود.»
▪️و باز به توضيح بيشتر پرداخته و نوشته است: «در دعاها و مناجات ها مخاطَب خداست از راه آن حضرت و از سبيل و صراط آن حضرت، و لهذا اگر به خود آن حضرت هم عرض حاجت كنيم و او را مخاطب قرار دهيم، بايد متوجه باشيم كه عنوان استقلال به خود نگيرد و جامه استقلال به خود نپوشد، بلكه عنوان وساطت و مرآتيّت و آيتيّت پيوسته در ذهن و مدّ نظر باشد، و در حقيقت باز هم خداوند را مخاطب قرار دادهايم، چون آيينه و مرآت بما هو مرآة قابل نظر استقلالی نيست، بلكه نظر تَبَعی است، و نظر استقلالی به همان صورت منعكس در آن بازگشت می كند.»
🔶پاسخ:
🔸در مكتب استبصار هم مطلب همين است پس چرا از اول بحثش در مقام ردّ و انتقاد بر اين مطلب برآمد؟ پس نتیجه سخن و مطلب يكی شد كه راه به رسيدن به شاخص منحصر است به همان صورتی كه از شاخص در آيينه منعكس شده است و به هيچ وجه راه ديگری برای رسيدن به شاخص وجود ندارد و مدّعای مكتب استبصار هم همين است و از همين جهت معرفت خدا را در معرفت حجت های او منحصر می داند.
🔸 آری تفاوتی كه در ميان است اين است كه مكتب تصوف الحادی می گويد شاخص به ذات خود که عین ذات خداست در آيينه جلوه كرده ولی مكتب استبصار می گويد ذات حق متعال منزه است از تنزل، بلكه به ظهور خود جلوه فرموده و ظهور او همان اسماء حسنی او است نه ذات مقدس او.
▪️و باز منتقد از اين فقره عبارت خود فراموش كرده و نوشته است: «اين مسأله از مهمترين مسائل باب عرفان و توحيد است كه كثرات اين عالم تنافی با وحدت ذات حق ندارند زيرا وحدت اصلی و كثرات تَبَعی و ظلّی و مرآتی است. و مسأله ولايت به خوبی روشن می شود كه حقيقت ولايت همان حقيقت توحيد است. و قدرت و عظمت و علم و احاطه امام، عين قدرت و عظمت و علم و احاطه حق است تبارك و تعالی، دوئيّتی در بين نيست و اثنينيّتی وجود ندارد.»
🔸طبق ابتدای اين فقره از عبارتش همه موجودات مرآتيّت دارند و كثرات با وحدت ذات حق تنافی ندارند پس بايد همه وجود و قدرت و علم و ساير كمالات ذات حق متعال باشند (نعوذ باللّه) و اختصاصی به امام علیه السلام ندارد كه قدرت و عظمت و علم و احاطه او عين قدرت و عظمت و علم و احاطه خدا باشد و دوئی در ميان نباشد.
🔸ولی از نظر مكتب استبصار اين امتياز از آنِ حجتهای خدای متعال است و برای ساير موجودات نيست. و توضيح اين مطلب پيش از اين گذشت و ديگر تكرار آن ملال آور است.
🔸خلاصه مطلب اين است كه حجت های حق متعال نظر به اينكه مظاهر اسماء و صفات حادث او هستند (نه مظاهر ذات و اسماء و صفات ذاتی او كه عين ذات او می باشند) هر كمالی كه دارند عين كمال خداوند است و از هر جهت و از هر حيث آيههای تعريف و تعرف او می باشند و هركس آنان را به اين مقام (كه مقام نورانی ايشان ناميده می شود) شناخت، خدا را شناخته و هركس نشناخت، خدا را نشناخته است.
▪️ و بعد از اين عباراتش، منتقد هم با مكتب استبصار همعقيده و همقول و همفكر گرديده و نوشته است: «بلكه خواستن از خدا بدون عنوان وساطت و مرآتيّت امام معنی ندارد و خواستن از امام مستقلاً بدون عنوان وساطت و مرآتيّت براي ذات اقدس حق نيز معنی ندارد و در حقيقت خواستن از امام و خواستن از خدا يك چيز است، نه تنها يك چيز در لفظ و عبارت و از لحاظ اَدَبيّت و بيان، بلكه از لحاظ حقيقت و متن واقع چون غير از خدا چيزی نيست: تبارك اسم ربك ذی الجلال و الاكرام.
🔸مطلب مكتب استبصار هم همين است و فرقی كه ميان حجتهای خدای متعال (به حسب مراتبشان) با ساير موجودات می گذارد در همين است كه ايشان مظاهر اسماء و صفات حُسنای الهيّه اند و خدای متعال هم همه كارهای خود را با اسماء و صفات خود جریان داده و می دهد نه با ذات مقدس خود و اسماء و صفات او هم فقط در اين مظاهر ظاهرند و از اين جهت است كه شاعر گفته:
اگر دست علی علیه السلام دست خدا نيست
چرا دست دگر مشكل گشا نيست؟
و با باورِ صد در صد می خواند: لا فرق بينك و بينها الاّ انهم عبادك و خلقك.
@AghayedNet
🌷از فرمايش های مکتبی
ماه رجب از جهت آنكه ماه ولايت است نسبت دارد به اميرالمؤمنين عليه السلام كه آن بزرگوار مظهر كلى ولايت است و از جهت اينكه استقرار حكومت مهدى عليه السلام در ماه رجب خواهد بود، نسبت پيدا كرده به حضرت مهدى عجل الله فرجه.
@AghayedNet
ماه رجب از جهت آنكه ماه ولايت است نسبت دارد به اميرالمؤمنين عليه السلام كه آن بزرگوار مظهر كلى ولايت است و از جهت اينكه استقرار حكومت مهدى عليه السلام در ماه رجب خواهد بود، نسبت پيدا كرده به حضرت مهدى عجل الله فرجه.
@AghayedNet
🌷وَ ذَكِّرْهُمْ بِاَيَّامِ اللَّه... سه دوره ظهور، رجعت و آخرت، در اين سه ماه(رجب و شعبان و ماه رمضان) حكايت مىشوند. به علت شرافت، آن دوره ها ايام اللَّه ناميده شدند.
@AghayedNet
@AghayedNet
Forwarded from AghayedNet
🌷از کتاب کفایة المسائل، نگاشته عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اع
مسئله ـ کسى که غافل نشود از شب جمعه اول ماه رجب که آن را ملائکه «ليلة الرغائب» مى نامند
و در روز پنجشنبه اول ماه روزه بگيرد
و در شب جمعه اول، دوازده رکعت نماز به جا آورد در ميان نماز مغرب و عشاء
و بعد از فارغ شدن از نماز هفتاد مرتبه صلوات بفرستد بر محمّد و آل او علیهم السلام و بگويد: اَللّهُمَّ صَلِّ عَلىٰ مُحَمَّدٍ وَ آلِه
و بعد از آن به سجود رود و هفتاد مرتبه در سجود خود بگويد: سُبُّوحٌ قُدُّوسٌ رَبُّ الْمَلائِکةِ وَ الرُّوح
پس سر از سجود بردارد و بگويد: رَبِّ اغْفِرْ وَ ارْحَمْ وَ تَجاوَزْ عَمّا تَعْلَمُ اِنَّکَ اَنْتَ الْعَلِىُّ الْاَعْظَم
و بعد از آن باز به سجود رود و بگويد: سُبُّوحٌ قُدُّوسٌ رَبُّ الْمَلائِکةِ وَ الرُّوحِ چنانکه در سجده اول گفت
پس طلب کند در سجود خود حاجت خود را، پس حاجت او برآورده شود.
چنانکه در احاديث وارد شده و خلافى در آن نيست.
مسئله ـ کسى که غافل نشود از شب جمعه اول ماه رجب که آن را ملائکه «ليلة الرغائب» مى نامند
و در روز پنجشنبه اول ماه روزه بگيرد
و در شب جمعه اول، دوازده رکعت نماز به جا آورد در ميان نماز مغرب و عشاء
و بعد از فارغ شدن از نماز هفتاد مرتبه صلوات بفرستد بر محمّد و آل او علیهم السلام و بگويد: اَللّهُمَّ صَلِّ عَلىٰ مُحَمَّدٍ وَ آلِه
و بعد از آن به سجود رود و هفتاد مرتبه در سجود خود بگويد: سُبُّوحٌ قُدُّوسٌ رَبُّ الْمَلائِکةِ وَ الرُّوح
پس سر از سجود بردارد و بگويد: رَبِّ اغْفِرْ وَ ارْحَمْ وَ تَجاوَزْ عَمّا تَعْلَمُ اِنَّکَ اَنْتَ الْعَلِىُّ الْاَعْظَم
و بعد از آن باز به سجود رود و بگويد: سُبُّوحٌ قُدُّوسٌ رَبُّ الْمَلائِکةِ وَ الرُّوحِ چنانکه در سجده اول گفت
پس طلب کند در سجود خود حاجت خود را، پس حاجت او برآورده شود.
چنانکه در احاديث وارد شده و خلافى در آن نيست.
🌷اگرچه مشهور است حضرت هادی علیه السلام در 15 ذوالحجه سال 212 در قریه صریا (اطراف مدینه منوره) ولادت یافتند؛ ولی طبق این فرمایش امام زمان عجل الله فرجه، ولادت ایشان در ماه رجب است.
@AghayedNet
@AghayedNet
جلسه دفاع رساله دکتریِ «معناداری صفات ذاتی خداوند... با تأکید بر آراء ابن سینا و شیخ اَحسائی»
@AghayedNet
@AghayedNet
AghayedNet
✔️پاسخِ نقدی مغرضانه به مرحوم شیخ احمد اَحسائی(16) ◾️عبارات منتقد: ▪️بعد نوشته است: «چون نمی توانيم خورشيد را بدون آيينه ببينيم بايد جمال آن را در آب و يا در آيينه ببينيم آيينه و مرآت نسبت به خورشيد، معنای حرفی دارد، خودنما نيست، بلكه خورشيدنماست.» ▪️و…
✔️پاسخِ نقدی مغرضانه به مرحوم شیخ احمد اَحسائی(17)، بخش پایانی
▪️و اما اینکه در آخر این فقره نوشته است: «... چون غیر از خدا چیزی نیست... .»
🔸این مطلب همان نتیجه ای است که مدعای عرفان و وحدت وجود و موجود است؛ ولی ما می گوییم غیر از خداوند و افعال و اسماء و صفات او و آثار افعال و اسماء و صفات او چیزی نیست.
▪️بعد نوشته است: «اين دو طائفه (وهابيّه و شيخيّه) هردو به خطا رفته اند، زيرا اگر از ممكنات چه مادّی و چه مجرّد، عنوان مرآتيّت را برداريم، و چه به آنها استقلال بدهيم هر دو غلط است و صحيح آن است كه نه اين است و نه آن، بلكه موجودات دارای اثر حق هستند و صاحب صفات حق هستند و مظاهر و مجالی ذات و اسماء حسنی و صفات عُليای او می باشند.»
🔸روشن شد كه در مكتب استبصار هيچ گونه استقلالی برای حجت های الهيه ادّعاء نشده و اين تهمت ناروايی است كه منتقد و امثال او به اين مكتب زده اند و می زنند و اسم آن را هم تفويض می گذارند.
🔸در مكتب استبصار استقلال و تفويض به اين معنی باطل شناخته شده و دليل آنها هم اين كريمه مباركه است: و من يقل منهم اني اله من دونه فذلك نجزيه جهنم كذلك نجزي الظالمين. و بلكه مطابق باطن كريمه مباركه: عباد مكرمون لايسبقونه بالقول و هم بامره يعملون لايعصون اللّه ما امرهم و يفعلون ما يؤمرون، و نيز: و ما تشاءون الا ان يشاء اللّه رب العالمين، ایشان را به این صفات می شناسد.
🔸و اما موجودات ديگر را آثار مشيت و آثار اسماء و صفات خداوند می داند و آنها را نشانه های اثبات وجود خدای متعال و اثبات اسماء و صفات كماليه او می شناسد و آنها را مظاهر و مجالی ذات و اسماء حسنی و صفات عُليای او نمی داند. بلكه مظاهر و مجالی اسماء و صفات حادث خدای متعال را فقط حجت های او دانسته نه مظاهر و مجالی ذات خدا و صفات ذاتيّه او.
▪️منتقد بعد از آن پرداخته است به خطابه ها و مغالطات و نسبتهای ناروا و اهانت هايی كه برای اهل تحقيق بی ارزشی آنها روشن است و وقت بيش از آن ارزش دارد كه صرف ردّ آنها شود؛ ولی به مطلبی از نوشته های او اشاره می کنیم.
▪️در ادامه نوشته است: «شيخ احمد احسائی فلسفه نخوانده بود، و به علوم عقليه آشنايی نداشت و خواست از حكمت متعاليه و عرفان اسلام مطّلع شود، خود به خود بدون استاد به مطالعه پرداخت، و نه عرفان را مس كرد و نه حكمت را لمس نمود... .»
🔸اين منطق منتقد و امثال اوست در برابر نقد و انتقادهای اساسی و ريشه ای مرحوم شيخ احمد احسائی اعلی اللّه مقامه از حكمت و عرفان مصطلح.
🔸مرحوم احسائی در ردّهای خود بر حكمت و عرفان اصطلاحی ابتداءً به توضيح و تشريح و بيان مراد می پردازد و پس از آن به انتقاد و ردّ و ابطال مطالب آنها و در آخر، حقّ در مطلب را مطابق با آيات و روايات و دلائل عقلی ارائه می دهد، ليهلك من هلك عن بينة و يحيی من حي عن بينة. و اين مطلب از نظر اهل تحقيق و بصيرت و انصاف پوشيده نيست.
@AghayedNet
▪️و اما اینکه در آخر این فقره نوشته است: «... چون غیر از خدا چیزی نیست... .»
🔸این مطلب همان نتیجه ای است که مدعای عرفان و وحدت وجود و موجود است؛ ولی ما می گوییم غیر از خداوند و افعال و اسماء و صفات او و آثار افعال و اسماء و صفات او چیزی نیست.
▪️بعد نوشته است: «اين دو طائفه (وهابيّه و شيخيّه) هردو به خطا رفته اند، زيرا اگر از ممكنات چه مادّی و چه مجرّد، عنوان مرآتيّت را برداريم، و چه به آنها استقلال بدهيم هر دو غلط است و صحيح آن است كه نه اين است و نه آن، بلكه موجودات دارای اثر حق هستند و صاحب صفات حق هستند و مظاهر و مجالی ذات و اسماء حسنی و صفات عُليای او می باشند.»
🔸روشن شد كه در مكتب استبصار هيچ گونه استقلالی برای حجت های الهيه ادّعاء نشده و اين تهمت ناروايی است كه منتقد و امثال او به اين مكتب زده اند و می زنند و اسم آن را هم تفويض می گذارند.
🔸در مكتب استبصار استقلال و تفويض به اين معنی باطل شناخته شده و دليل آنها هم اين كريمه مباركه است: و من يقل منهم اني اله من دونه فذلك نجزيه جهنم كذلك نجزي الظالمين. و بلكه مطابق باطن كريمه مباركه: عباد مكرمون لايسبقونه بالقول و هم بامره يعملون لايعصون اللّه ما امرهم و يفعلون ما يؤمرون، و نيز: و ما تشاءون الا ان يشاء اللّه رب العالمين، ایشان را به این صفات می شناسد.
🔸و اما موجودات ديگر را آثار مشيت و آثار اسماء و صفات خداوند می داند و آنها را نشانه های اثبات وجود خدای متعال و اثبات اسماء و صفات كماليه او می شناسد و آنها را مظاهر و مجالی ذات و اسماء حسنی و صفات عُليای او نمی داند. بلكه مظاهر و مجالی اسماء و صفات حادث خدای متعال را فقط حجت های او دانسته نه مظاهر و مجالی ذات خدا و صفات ذاتيّه او.
▪️منتقد بعد از آن پرداخته است به خطابه ها و مغالطات و نسبتهای ناروا و اهانت هايی كه برای اهل تحقيق بی ارزشی آنها روشن است و وقت بيش از آن ارزش دارد كه صرف ردّ آنها شود؛ ولی به مطلبی از نوشته های او اشاره می کنیم.
▪️در ادامه نوشته است: «شيخ احمد احسائی فلسفه نخوانده بود، و به علوم عقليه آشنايی نداشت و خواست از حكمت متعاليه و عرفان اسلام مطّلع شود، خود به خود بدون استاد به مطالعه پرداخت، و نه عرفان را مس كرد و نه حكمت را لمس نمود... .»
🔸اين منطق منتقد و امثال اوست در برابر نقد و انتقادهای اساسی و ريشه ای مرحوم شيخ احمد احسائی اعلی اللّه مقامه از حكمت و عرفان مصطلح.
🔸مرحوم احسائی در ردّهای خود بر حكمت و عرفان اصطلاحی ابتداءً به توضيح و تشريح و بيان مراد می پردازد و پس از آن به انتقاد و ردّ و ابطال مطالب آنها و در آخر، حقّ در مطلب را مطابق با آيات و روايات و دلائل عقلی ارائه می دهد، ليهلك من هلك عن بينة و يحيی من حي عن بينة. و اين مطلب از نظر اهل تحقيق و بصيرت و انصاف پوشيده نيست.
@AghayedNet
استفاده ازتصویر میرزا علی حائری احقاقی در شرح حالِ مرحوم حاج محمدکریم کرمانی
نکته اینکه این دوشخص ازدو اتجاهِ عقیدتی بوده و وی درکتاب عقیدةالشیعة گمان می کندنقدهایی برمرحوم کرمانی وارداست
@AghayedNet
نکته اینکه این دوشخص ازدو اتجاهِ عقیدتی بوده و وی درکتاب عقیدةالشیعة گمان می کندنقدهایی برمرحوم کرمانی وارداست
@AghayedNet
AghayedNet
نمای زیبایی از طاق بستان ایران، کرمانشاه https://telegram.me/joinchat/CJzxKzy5kxrkz-s0XN7X2Q
🔻نقل واقعه ای از حضور مرحوم شیخ احمد اَحسائی در طاق بستانِ کرمانشاه
🔹واقعه ای است که ملا محمود بن محمد، معروف به نظام العلماء تبریزی، از شاگردان مرحوم شیخ احمد اَحسائی نقل می کند.
🔹این واقعه در حاشیه رساله مرحوم سیدکاظم رشتی در دفاع از عقاید شیخ مرحوم اع در نسخه کتابخانه مجلس شوری به شماره10159، در تاریخ ماه جمادی الثانیه 1256ق در قزوین نگاشته شده است که بخشی از آن نقل می گردد:
🔸یقول المفتقر إلی عفو ربه الغنی محمود بن محمد التبریزی کنا فی دار الدولة کرمانشاهان صینت عن الحدثان عند الشیخ الأوستاد أعلی الله مقامه مع جماعة من أعیان الطلاب و أعاظمهم، و منهم ولده الألمعی اللوزعی الشیخ علی نقی الشهیر بالشیخ علی، فالتمستُ من جنابه أن یسمعنی دویّ الأفلاک و أصوات الملائکة و طنین أجنحتهم و صوت جریان الکوثر و أوراق شجرة طوبی. فوعد لی یوم الجمعة فی طاق بستان و أمر بتهیئة ما نتغذی به بعضَ غلمانه. فمشینا یوم الموعود إلی ذلک المکان فجری ما جری و رأینا ما رأینا.
🔸[حاصل معنی: ] محمود بن محمد تبریزی می گوید زمانی در کرمانشاه، نزد شیخ استاد [مرحوم شیخ احمد اَحسائی] اعلی الله مقامه بودیم به همراه گروهی از طلابِ شاخص و بزرگ. و از ایشان بود فرزند مرحوم شیخ احمد اَحسائی،شیخ علی نقی، مشهور به شیخ علی. از جناب شیخ احمد اَحسائی التماس کردم که به من بشنوانند صدای افلاک و صدای ملائکه و صدای بال های آنها را و صدای جریان کوثر را و صدای برگ های شجره طوبی را. پس وعده کرد در روز جمعه، در طاق بستان و دستور فرمود به بعضی از غلامان که اسباب غذا را هم تهیه کنند. پس در روز موعود به آن مکان رفتیم پس جریان یافت آنچه جریان یافت و دیدیم آنچه دیدیم... .
@AghayedNet
🔹واقعه ای است که ملا محمود بن محمد، معروف به نظام العلماء تبریزی، از شاگردان مرحوم شیخ احمد اَحسائی نقل می کند.
🔹این واقعه در حاشیه رساله مرحوم سیدکاظم رشتی در دفاع از عقاید شیخ مرحوم اع در نسخه کتابخانه مجلس شوری به شماره10159، در تاریخ ماه جمادی الثانیه 1256ق در قزوین نگاشته شده است که بخشی از آن نقل می گردد:
🔸یقول المفتقر إلی عفو ربه الغنی محمود بن محمد التبریزی کنا فی دار الدولة کرمانشاهان صینت عن الحدثان عند الشیخ الأوستاد أعلی الله مقامه مع جماعة من أعیان الطلاب و أعاظمهم، و منهم ولده الألمعی اللوزعی الشیخ علی نقی الشهیر بالشیخ علی، فالتمستُ من جنابه أن یسمعنی دویّ الأفلاک و أصوات الملائکة و طنین أجنحتهم و صوت جریان الکوثر و أوراق شجرة طوبی. فوعد لی یوم الجمعة فی طاق بستان و أمر بتهیئة ما نتغذی به بعضَ غلمانه. فمشینا یوم الموعود إلی ذلک المکان فجری ما جری و رأینا ما رأینا.
🔸[حاصل معنی: ] محمود بن محمد تبریزی می گوید زمانی در کرمانشاه، نزد شیخ استاد [مرحوم شیخ احمد اَحسائی] اعلی الله مقامه بودیم به همراه گروهی از طلابِ شاخص و بزرگ. و از ایشان بود فرزند مرحوم شیخ احمد اَحسائی،شیخ علی نقی، مشهور به شیخ علی. از جناب شیخ احمد اَحسائی التماس کردم که به من بشنوانند صدای افلاک و صدای ملائکه و صدای بال های آنها را و صدای جریان کوثر را و صدای برگ های شجره طوبی را. پس وعده کرد در روز جمعه، در طاق بستان و دستور فرمود به بعضی از غلامان که اسباب غذا را هم تهیه کنند. پس در روز موعود به آن مکان رفتیم پس جریان یافت آنچه جریان یافت و دیدیم آنچه دیدیم... .
@AghayedNet