AghayedNet
زهره که درخشد همه شب اول بار پروین که کند جلوه گری در شب تار هم ثابت و سیار و مه و مهر و سپهر از نور جبین فاطمه برخوردار @AghayedNet
🔹ابان بن تغلب از حضرت صادق سؤال كرد:یا ابن رسول الله چرا زهراء «زهراء» نامیده شده است؟
حضرت فرمودند: از جهت اینکه زهراء در روز سه بار به نور برای امیرالمؤمنین علیه السلام نور می افشانْد
@AghayedNe
حضرت فرمودند: از جهت اینکه زهراء در روز سه بار به نور برای امیرالمؤمنین علیه السلام نور می افشانْد
@AghayedNe
🌷تأملاتی بر «نوروز» (1)
⚡️روایات نوروز
در این باره، دو نوع روایت رسیده است. روایاتی در مذمت نوروز و روایاتی در مدح نوروز و بیان شرافت و عظمت نوروز.
آنجایی که مذمت کرده اند نوروز را، حدیث وجود مقدس موسی بن جعفر علیهما السلام است. آنجا به حضرت عرض شد که فردا را ما نوروز می دانیم، روز سانِ ارتشمان می دانیم و شما باید بیایید و در مجلس بنشینید به احترام این روز و در حضور شما لشکر سان بدهند و رژه بروند و شما به آنها جایزه بدهید و هدایایی را که آورده اند به عنوان نوروز قبول کنید. حضرت فرمودند: مرا معاف بدارید. این امری بوده است که اسلام این روش ها و رسم های جاهلیت را میرانده (محاها الإسلام) من حاضر نیستم آنچه را که جدم و دیانت اسلام آن را میرانده، زنده کنم. عرض کردند ناچاریم به جهت سیاست مملکت و حضرت پذیرفتند و تشریف بردند.
از این جهت که یک امر سیاسی است، یک امر ملی است، یک امری بوده که جنبه ظاهری و سلطنتی داشته، امام به این عنوان برایش ارزش قائل نشدند. به این عنوان نوروز ارزش ندارد. به این جهت و زیر این عنوان نوروز بی شرافت است. شرافتنی ندارد، ارزش و عظمتی ندارد. اهل بصیرت هم نباید عید نوروز را به عنوان عید سلطانی یا به عنوان عید ملی محترم بشمارند و مسرور باشند. نه، اگر این کار را بکنند بدانند برایشان یک عمل جاهلیت نوشته می شود در نامه عمل که این شخص شیعه اثنی عشری، این شخص مستبصر، زنده کرد یک رسم جاهلیتی را که جهال مجوسی بنا کرده بودند. سلاطین ظالم این قرار را گذاشته بودند و چنین روزی را عید گرفتند به این نیت که چون به سلطنت رسیدند، تاجگذاری کردند. نبادا به این قصد باشد.
در حدیثی باز می بینیم امام صادق علیه السلام تجلیل کردند از عید نوروز و بزرگ شمردند و فرمودند مجوس این عید را زنده نگه داشت اما عرب آن را از دست داد. مقصودشان این بود که انبیاء مجوس، آنهایی که از طرف خدا آمده بودند، به آنها فهمانیده بودند عظمت این روز را. اما سلاطین مجوسی تغییر دادند و تحریف کردند این روز بزرگ را و از آن عنوان اصلی و اولی خارج کردند، عنوان سلطنت و تاجگذاری به آن دادند.
مذمت موسی بن جعفر از عید نوروز برای این تغییر و تحریف بوده و مدح و تمجید امام صادق از عید نوروز برای آن «روح اصیل» و «حقیقت نوروز» بوده که روز اول بهار و اول بهارِ دین و ظهور بقیة الله صلوات الله علیه است.
@AghayedNet
⚡️روایات نوروز
در این باره، دو نوع روایت رسیده است. روایاتی در مذمت نوروز و روایاتی در مدح نوروز و بیان شرافت و عظمت نوروز.
آنجایی که مذمت کرده اند نوروز را، حدیث وجود مقدس موسی بن جعفر علیهما السلام است. آنجا به حضرت عرض شد که فردا را ما نوروز می دانیم، روز سانِ ارتشمان می دانیم و شما باید بیایید و در مجلس بنشینید به احترام این روز و در حضور شما لشکر سان بدهند و رژه بروند و شما به آنها جایزه بدهید و هدایایی را که آورده اند به عنوان نوروز قبول کنید. حضرت فرمودند: مرا معاف بدارید. این امری بوده است که اسلام این روش ها و رسم های جاهلیت را میرانده (محاها الإسلام) من حاضر نیستم آنچه را که جدم و دیانت اسلام آن را میرانده، زنده کنم. عرض کردند ناچاریم به جهت سیاست مملکت و حضرت پذیرفتند و تشریف بردند.
از این جهت که یک امر سیاسی است، یک امر ملی است، یک امری بوده که جنبه ظاهری و سلطنتی داشته، امام به این عنوان برایش ارزش قائل نشدند. به این عنوان نوروز ارزش ندارد. به این جهت و زیر این عنوان نوروز بی شرافت است. شرافتنی ندارد، ارزش و عظمتی ندارد. اهل بصیرت هم نباید عید نوروز را به عنوان عید سلطانی یا به عنوان عید ملی محترم بشمارند و مسرور باشند. نه، اگر این کار را بکنند بدانند برایشان یک عمل جاهلیت نوشته می شود در نامه عمل که این شخص شیعه اثنی عشری، این شخص مستبصر، زنده کرد یک رسم جاهلیتی را که جهال مجوسی بنا کرده بودند. سلاطین ظالم این قرار را گذاشته بودند و چنین روزی را عید گرفتند به این نیت که چون به سلطنت رسیدند، تاجگذاری کردند. نبادا به این قصد باشد.
در حدیثی باز می بینیم امام صادق علیه السلام تجلیل کردند از عید نوروز و بزرگ شمردند و فرمودند مجوس این عید را زنده نگه داشت اما عرب آن را از دست داد. مقصودشان این بود که انبیاء مجوس، آنهایی که از طرف خدا آمده بودند، به آنها فهمانیده بودند عظمت این روز را. اما سلاطین مجوسی تغییر دادند و تحریف کردند این روز بزرگ را و از آن عنوان اصلی و اولی خارج کردند، عنوان سلطنت و تاجگذاری به آن دادند.
مذمت موسی بن جعفر از عید نوروز برای این تغییر و تحریف بوده و مدح و تمجید امام صادق از عید نوروز برای آن «روح اصیل» و «حقیقت نوروز» بوده که روز اول بهار و اول بهارِ دین و ظهور بقیة الله صلوات الله علیه است.
@AghayedNet
✔️ انسان علیینی و انسان سجینی🔻
🔸می فرماید: ثم رددناه اسفل سافلین؛ یعنی سپس او را پست کردیم و به پایین ترین درکات تنزل و انحطاط برگردانیدیم که در تفسیر به حسب باطن و تأویل انسان سجینی مراد و مقصود است.
🔸و انسان سجینی مقابل انسان علیینی است و تمام حدود و شخصیت آن، با حدود و شخصیت انسان علیینی، مقابل و کاملاً ضد آن است.
🔸و انسان علیینی چون ماده و صورتی دارد و مظهر کلیِ ماده و صورت آن محمد و علی علیهماالسلام هستند، انسان سجینی هم ماده و صورتی دارد؛ یک مظهر کلی ماده و یک مظهر کلیِ صورت... .
@AghayedNet
🔸می فرماید: ثم رددناه اسفل سافلین؛ یعنی سپس او را پست کردیم و به پایین ترین درکات تنزل و انحطاط برگردانیدیم که در تفسیر به حسب باطن و تأویل انسان سجینی مراد و مقصود است.
🔸و انسان سجینی مقابل انسان علیینی است و تمام حدود و شخصیت آن، با حدود و شخصیت انسان علیینی، مقابل و کاملاً ضد آن است.
🔸و انسان علیینی چون ماده و صورتی دارد و مظهر کلیِ ماده و صورت آن محمد و علی علیهماالسلام هستند، انسان سجینی هم ماده و صورتی دارد؛ یک مظهر کلی ماده و یک مظهر کلیِ صورت... .
@AghayedNet
AghayedNet
🌷تأملاتی بر «نوروز» (1) ⚡️روایات نوروز در این باره، دو نوع روایت رسیده است. روایاتی در مذمت نوروز و روایاتی در مدح نوروز و بیان شرافت و عظمت نوروز. آنجایی که مذمت کرده اند نوروز را، حدیث وجود مقدس موسی بن جعفر علیهما السلام است. آنجا به حضرت عرض شد که…
🌷تأملاتی بر «نوروز» (2)
⚡️روحِ نوروز
خداوند روز ظهور بقیة الله را در انتقام کشیدن از برای خون سیدالشهدا از دشمنان سیدالشهداء، آن روزی قرار داده است که آن روز را جمعه گفته اند و آن روز را نوروز گفته اند و همچنین آن روز را عاشورا هم ذکر کرده اند. انتخاب کرده است خداوند ظهور بقیة الله را و روز ظهورش را در یک چنین شرایطی. یعنی روزی بیاید که جامع این شرایط باشد.
نوروز باشد. یعنی اول بهار. چون اول ظهور دین است. فصل های خزان دین و فصل های زمستان دین گذشته.
نوروز یعنی اول بهار. روز نو گفته اند آن را. و چون فرج امر آل محمد علیهم السلام وقتی است که یا به حسب ظاهر و حرکت خورشید و تغییر فصل ها اول برج حمَل است و انتقال خورشید به برج حمَل، اول بهار است، یا به این اعتبار که دوران پاییز و زمستانِ دین و دیانت طی شد، اول روز ظهور، اول بهارِ دین است. اول نو شدن دین است به دست بقیة الله صلوات الله علیه. از این جهت آن روز را نوروز گفته اند و به این اعتبار که اول منتقل شدن خورشید در برج حمَل که تشکیل میشود ربیع یعنی بهار، از این جهت این روز را هم (روز اول برج حمل را) نوروز گفته اند و همه انبیا این روز را به احترام روز ظهور مهدی صلوات الله علیه عید می دانستند و خرسند می شدند. آنها هم انتظار مهدی می کشیدند. آنها هم آرزو می کردند خدایا مهدی آل محمد را برسان، خدایا فرجش را نزدیک کن.
به این اعتبار همه انبیا و اوصیا روز نوروز را محترم می شمردند، احترام می کردند، اما به عنوان عیدِ دین، عید دیانت. عیدی که در این عید زنده می شود دین خدا و بهار دین خدا شروع می شود، به این اعتبار. نه به عنوان ملیت، نه به عنوان اینکه جمشید مثلاً این روز را روز تاجداری خود انتخاب کرده. بعضی عید سلطانی بگویند و بعضی عید ملی. اینها نیست. مؤمن، مسلمان، شیعه، این طور تعبیر نمی آورد. این تعبیرها از آنِ کسانی است که با «روح نوروز» آشنا نیستند. «حقیقت نوروز» را نمی دانند چیست.
@AghayedNet
⚡️روحِ نوروز
خداوند روز ظهور بقیة الله را در انتقام کشیدن از برای خون سیدالشهدا از دشمنان سیدالشهداء، آن روزی قرار داده است که آن روز را جمعه گفته اند و آن روز را نوروز گفته اند و همچنین آن روز را عاشورا هم ذکر کرده اند. انتخاب کرده است خداوند ظهور بقیة الله را و روز ظهورش را در یک چنین شرایطی. یعنی روزی بیاید که جامع این شرایط باشد.
نوروز باشد. یعنی اول بهار. چون اول ظهور دین است. فصل های خزان دین و فصل های زمستان دین گذشته.
نوروز یعنی اول بهار. روز نو گفته اند آن را. و چون فرج امر آل محمد علیهم السلام وقتی است که یا به حسب ظاهر و حرکت خورشید و تغییر فصل ها اول برج حمَل است و انتقال خورشید به برج حمَل، اول بهار است، یا به این اعتبار که دوران پاییز و زمستانِ دین و دیانت طی شد، اول روز ظهور، اول بهارِ دین است. اول نو شدن دین است به دست بقیة الله صلوات الله علیه. از این جهت آن روز را نوروز گفته اند و به این اعتبار که اول منتقل شدن خورشید در برج حمَل که تشکیل میشود ربیع یعنی بهار، از این جهت این روز را هم (روز اول برج حمل را) نوروز گفته اند و همه انبیا این روز را به احترام روز ظهور مهدی صلوات الله علیه عید می دانستند و خرسند می شدند. آنها هم انتظار مهدی می کشیدند. آنها هم آرزو می کردند خدایا مهدی آل محمد را برسان، خدایا فرجش را نزدیک کن.
به این اعتبار همه انبیا و اوصیا روز نوروز را محترم می شمردند، احترام می کردند، اما به عنوان عیدِ دین، عید دیانت. عیدی که در این عید زنده می شود دین خدا و بهار دین خدا شروع می شود، به این اعتبار. نه به عنوان ملیت، نه به عنوان اینکه جمشید مثلاً این روز را روز تاجداری خود انتخاب کرده. بعضی عید سلطانی بگویند و بعضی عید ملی. اینها نیست. مؤمن، مسلمان، شیعه، این طور تعبیر نمی آورد. این تعبیرها از آنِ کسانی است که با «روح نوروز» آشنا نیستند. «حقیقت نوروز» را نمی دانند چیست.
@AghayedNet
AghayedNet
رساله ای منتشرنشده از مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی @AghayedNet
✔️معرفی رساله ای نویافته از عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی در موضوعِ معاد
🔹در این نسخه خطی از کتابخانه ملی، پیش از شروع رساله، نوشته آمده است:
🔹صورت رساله ايست که سرکار روحی فداه آقای حاج ميرزا محمدباقر ادام الله ظله علی رؤسنا و جعلنا الله فداه بعد از خيلی صحبت ها که با حاج سيد محسن کرمانی در مسأله معاد کرده بودند و نصيحت های زياد به او فرموده بودند اين رساله را در جواب حرف های حاج سيد محسن نوشته اند و او هم به گمان خود در حاشيه در بعضی جاها بعضی چيزها نوشته که نه با ضروريات و نه با فرمايش مشايخ و نه با قواعد کليه که مشايخ به دست دادهاند با هيچ جا درست نمی آيد.
🔹عبارات آغازین رساله:
🔸بسم الله الرحمن الرحيم
الحمدلله رب العالمين و الصلوة و السلام علي محمد و آله الطاهرين و شيعتهم الانجبين و لعنة الله علی اعدائهم اجمعين.
چون که بعضی مسائل از زبان جناب مستطاب صاحبی جناب حاجی به خدمت بندگان روحنا له الفداء عرض شده بود و فرمايش شده بود خودم جواب عرض کنم و آن مسائل الفاظش زياد بود... .
🔹ایشان با اشاره به اینکه باید بدن اصلی و بدن عرضی را شناخت، همین بحث را با توجه به حدیثی از حضرت امیرالمؤمنین صلوات الله علیه شرح می فرمایند. با این مقدمه، به مطالب دیگری در زمینه معاد جسمانی اشاره می فرمایند و پس از آن می فرمایند: «حال می رويم بر سر مسائل معروضه» و به پاسخ پرسش ها و نقدهای شخص معترض می پردازند.
🔹عبارات پایانی رساله:
🔸و صلی الله علی محمد و آله الطاهرين و شيعتهم الانجبين و لعنة الله علی اعدائهم اجمعين در شهر ربيع الثاني 1273.
@AghayedNet
🔹در این نسخه خطی از کتابخانه ملی، پیش از شروع رساله، نوشته آمده است:
🔹صورت رساله ايست که سرکار روحی فداه آقای حاج ميرزا محمدباقر ادام الله ظله علی رؤسنا و جعلنا الله فداه بعد از خيلی صحبت ها که با حاج سيد محسن کرمانی در مسأله معاد کرده بودند و نصيحت های زياد به او فرموده بودند اين رساله را در جواب حرف های حاج سيد محسن نوشته اند و او هم به گمان خود در حاشيه در بعضی جاها بعضی چيزها نوشته که نه با ضروريات و نه با فرمايش مشايخ و نه با قواعد کليه که مشايخ به دست دادهاند با هيچ جا درست نمی آيد.
🔹عبارات آغازین رساله:
🔸بسم الله الرحمن الرحيم
الحمدلله رب العالمين و الصلوة و السلام علي محمد و آله الطاهرين و شيعتهم الانجبين و لعنة الله علی اعدائهم اجمعين.
چون که بعضی مسائل از زبان جناب مستطاب صاحبی جناب حاجی به خدمت بندگان روحنا له الفداء عرض شده بود و فرمايش شده بود خودم جواب عرض کنم و آن مسائل الفاظش زياد بود... .
🔹ایشان با اشاره به اینکه باید بدن اصلی و بدن عرضی را شناخت، همین بحث را با توجه به حدیثی از حضرت امیرالمؤمنین صلوات الله علیه شرح می فرمایند. با این مقدمه، به مطالب دیگری در زمینه معاد جسمانی اشاره می فرمایند و پس از آن می فرمایند: «حال می رويم بر سر مسائل معروضه» و به پاسخ پرسش ها و نقدهای شخص معترض می پردازند.
🔹عبارات پایانی رساله:
🔸و صلی الله علی محمد و آله الطاهرين و شيعتهم الانجبين و لعنة الله علی اعدائهم اجمعين در شهر ربيع الثاني 1273.
@AghayedNet
AghayedNet
🌷تأملاتی بر «نوروز» (2) ⚡️روحِ نوروز خداوند روز ظهور بقیة الله را در انتقام کشیدن از برای خون سیدالشهدا از دشمنان سیدالشهداء، آن روزی قرار داده است که آن روز را جمعه گفته اند و آن روز را نوروز گفته اند و همچنین آن روز را عاشورا هم ذکر کرده اند. انتخاب کرده…
🌷تأملاتی بر «نوروز» (3)
⚡️روز نوروز و روز جمعه
ارزش و شرافت نوروز، اندازه ارزش و شرافت جمعه است. تفاوتی نمی کند. آن روزی که بقیة الله ظاهر می شوند، روز جمعه است و روز نوروز. شرافت جمعه و اینکه ما جمعه را عید می دانیم و روز عید آل محمد علیهم السلام می گوییم روز سرور می دانیم و احترام می کنیم باید احترام نوروز و احترام جمعه، یکسان باشد. چرا برای نوروز، بیش از آنی که باید، تشریفات قائلند؟ مگر چه فرقی با جمعه دارد؟ نکند خدای ناکرده مراسم مجوسیت و جاهلیت باشد؟ با جمعه چه فرقی دارد؟
«بر فرض آنکه معنی ظاهری نوروز در روایات مراد باشد» نباید میان جمعه ها و نوروز تفاوت گذارد. روز جمعه روز ظهور امام صلوات الله علیه است و نوروز نیز همچنین. در ادعیه روز جمعه این مضامین را میخوانیم که مثل امروز، شما یا صاحب الزمان ظاهر خواهی شد و در انتظار فرجت هستیم. پس نوروز و جمعه از نظر شرافت، با هم یکسان است. جمعه هم انسان لباس پاکیزه میپوشد و غسل جمعه میکند و دعا میخواند و زیاد میکند دعا و توجه را، روز نوروز هم همین طور است، لباس پاکیزه بپوشد، غسل کند، دعا کند، نماز بخواند و خدا را حمد کند بر این شرافت. دیگر امور جاهلانه، لهو و لعب ها، خدای نا کرده هرزگی ها، اینها بی معنی است. آن هم چند روز پی در پی تا روز سیزده. اینها همه از جاهلیت است.
آری؛ دیدار مؤمنین خوب است، صله رحم و احسان، در همه وقت خوب است؛ اما در روز جمعه، باز اینها تأکید شده؛ چراکه اعمال ارزش بیشتر پیدا می کند و از آن سو معصیت هم گناهش سنگینتر خواهد بود:
گر گنه می کنی اندر شب آدینه بکن
تا که از صدرنشینان جهنم باشی
و متأسفانه خیلی ها گناهانشان را برای روز جمعه می گذارند. تمام هفته را تلاش می کند و زحمت می کشد و کار می کند و شب و روز جمعه را به گناه می گذراند. می گوید یک هفته کار کردم و خسته شدم، یک روز باید استراحت کنم و تفریح کنم. پس دین داری چه شد؟ تمام هفته را برای دنیا تلاش کردی، مگر چند رکعت نمازی که خوانده ای، پس بصیرت در دین و طلب علم چه؟ فرمود حداقل یک روز در هفته را برای دین بگذار. خیرات را بگذارد برای روز جمعه.
پس «روز نوروز هم باید نیت را تصحیح کرد.» خیرات و صله رحم و... به «نیت دین» انجام شود؛ نه به نیت عیدِ نوروزِ ملی.
هر کس هر قدمی بر می دارد به قصد عید، به منظور این بردارد که روزی است مثل روز جمعه، شرافت دارد نزد خدا مصادف می شود با امر ظهور بقیة الله و از این جهت احترام بگذارد.
شایان ذکر است آنچه نوشته آمد، دیدگاه ماست و تحمیلی در کار نیست؛ نه التزامی است و نه الزامی. همان گونه که ممکن است افرادی عقیده ای جز این داشته باشند، برای ما نیز با توجه به روایات، این گونه بیان شده است.
همچنین نیاز به یادآوری است آنچه درباره فضائل نوروز نگاشته آمد، در صورتی است که مراد از «نوروزِ» روایات، همین نوروز تقویمی باشد و ممکن است نباشد. از این رو به این قید اشاره کردیم که «بر فرض آنکه معنی ظاهری نوروز در روایات مراد باشد.» و معنای «عید دین و دیانت» همین است که نوروز، روز نو شدن دین و ظهور بقیة الله است و قطع نکرده ایم که نوروز همین روز معروف باشد که بخواهیم به عنوان عید، شاد باش بگوییم.
@AghayedNet
⚡️روز نوروز و روز جمعه
ارزش و شرافت نوروز، اندازه ارزش و شرافت جمعه است. تفاوتی نمی کند. آن روزی که بقیة الله ظاهر می شوند، روز جمعه است و روز نوروز. شرافت جمعه و اینکه ما جمعه را عید می دانیم و روز عید آل محمد علیهم السلام می گوییم روز سرور می دانیم و احترام می کنیم باید احترام نوروز و احترام جمعه، یکسان باشد. چرا برای نوروز، بیش از آنی که باید، تشریفات قائلند؟ مگر چه فرقی با جمعه دارد؟ نکند خدای ناکرده مراسم مجوسیت و جاهلیت باشد؟ با جمعه چه فرقی دارد؟
«بر فرض آنکه معنی ظاهری نوروز در روایات مراد باشد» نباید میان جمعه ها و نوروز تفاوت گذارد. روز جمعه روز ظهور امام صلوات الله علیه است و نوروز نیز همچنین. در ادعیه روز جمعه این مضامین را میخوانیم که مثل امروز، شما یا صاحب الزمان ظاهر خواهی شد و در انتظار فرجت هستیم. پس نوروز و جمعه از نظر شرافت، با هم یکسان است. جمعه هم انسان لباس پاکیزه میپوشد و غسل جمعه میکند و دعا میخواند و زیاد میکند دعا و توجه را، روز نوروز هم همین طور است، لباس پاکیزه بپوشد، غسل کند، دعا کند، نماز بخواند و خدا را حمد کند بر این شرافت. دیگر امور جاهلانه، لهو و لعب ها، خدای نا کرده هرزگی ها، اینها بی معنی است. آن هم چند روز پی در پی تا روز سیزده. اینها همه از جاهلیت است.
آری؛ دیدار مؤمنین خوب است، صله رحم و احسان، در همه وقت خوب است؛ اما در روز جمعه، باز اینها تأکید شده؛ چراکه اعمال ارزش بیشتر پیدا می کند و از آن سو معصیت هم گناهش سنگینتر خواهد بود:
گر گنه می کنی اندر شب آدینه بکن
تا که از صدرنشینان جهنم باشی
و متأسفانه خیلی ها گناهانشان را برای روز جمعه می گذارند. تمام هفته را تلاش می کند و زحمت می کشد و کار می کند و شب و روز جمعه را به گناه می گذراند. می گوید یک هفته کار کردم و خسته شدم، یک روز باید استراحت کنم و تفریح کنم. پس دین داری چه شد؟ تمام هفته را برای دنیا تلاش کردی، مگر چند رکعت نمازی که خوانده ای، پس بصیرت در دین و طلب علم چه؟ فرمود حداقل یک روز در هفته را برای دین بگذار. خیرات را بگذارد برای روز جمعه.
پس «روز نوروز هم باید نیت را تصحیح کرد.» خیرات و صله رحم و... به «نیت دین» انجام شود؛ نه به نیت عیدِ نوروزِ ملی.
هر کس هر قدمی بر می دارد به قصد عید، به منظور این بردارد که روزی است مثل روز جمعه، شرافت دارد نزد خدا مصادف می شود با امر ظهور بقیة الله و از این جهت احترام بگذارد.
شایان ذکر است آنچه نوشته آمد، دیدگاه ماست و تحمیلی در کار نیست؛ نه التزامی است و نه الزامی. همان گونه که ممکن است افرادی عقیده ای جز این داشته باشند، برای ما نیز با توجه به روایات، این گونه بیان شده است.
همچنین نیاز به یادآوری است آنچه درباره فضائل نوروز نگاشته آمد، در صورتی است که مراد از «نوروزِ» روایات، همین نوروز تقویمی باشد و ممکن است نباشد. از این رو به این قید اشاره کردیم که «بر فرض آنکه معنی ظاهری نوروز در روایات مراد باشد.» و معنای «عید دین و دیانت» همین است که نوروز، روز نو شدن دین و ظهور بقیة الله است و قطع نکرده ایم که نوروز همین روز معروف باشد که بخواهیم به عنوان عید، شاد باش بگوییم.
@AghayedNet
🌷 تأملاتی بر نوروز (4)
آیا آن شخصی که برای رسیدن لحظه تحویل سال لحظه شماری می کند و حرف «منجم» را پذیرفته و باور کرده که فلان ساعت و فلان ثانیه سال تحویل می شود، همین قدر سخن خدا را تصدیق کرده و سخن پیامبر و معصومین را باور کرده است؟
@AghayedNet
آیا آن شخصی که برای رسیدن لحظه تحویل سال لحظه شماری می کند و حرف «منجم» را پذیرفته و باور کرده که فلان ساعت و فلان ثانیه سال تحویل می شود، همین قدر سخن خدا را تصدیق کرده و سخن پیامبر و معصومین را باور کرده است؟
@AghayedNet
🌷 تأملاتی بر نوروز (5)
مرحوم حاج محمد کریم کرمانی اع:
محرم، اول سال عرب بوده و نوروز اول سال عجم بوده. نه شما بر عجمیت خود باقی مانده اید که نوروز را اول سال بدانید نه بر عربیت و جاهلیت باقی مانده اید که محرم را اول سال بدانید. اولی سالی که خدا قرار داده ماه مبارک رمضان است.
@AghayedNet
مرحوم حاج محمد کریم کرمانی اع:
محرم، اول سال عرب بوده و نوروز اول سال عجم بوده. نه شما بر عجمیت خود باقی مانده اید که نوروز را اول سال بدانید نه بر عربیت و جاهلیت باقی مانده اید که محرم را اول سال بدانید. اولی سالی که خدا قرار داده ماه مبارک رمضان است.
@AghayedNet
🌷تأملاتی بر «نوروز» (6)
⚡️مصیبت وارده بر مرحوم سید کاظم رشتی اع در روز نوروز
دفعه ديگر [مرحوم سید کاظم رشتی اع] در حرم محترم كربلا بودند كه اشرف امكنه عالم است و در حاير مقدس كه اشرف امكنه حرم است و در پشت سر كه اشرف امكنه حاير است و در روز جمعه كه اشرف ايام هفته است و روز نوروز كه اشرف ايام سال است و وقت زوال كه اشرف اوقات روز است در حال نماز كه اشرف احوال است و اعظم عبادات است و در حال سجود كه اشرف احوال نماز است جميع اين حرمتها جمع بود و در حضور امام علیه السلام و خود آن بزرگوار جامعِ حُرمتِ سيادت و حرمتِ علم و حلم و عدل و اخلاق و حرمت بزرگی و نجابت بودند.
با وجود اين همه حرمت ها شخصي را انگيختند كه آمد در حرم و در حال سجود آن بزرگوار عمامه مطهر ايشان را از سر مباركشان برداشته نه حرمت مكان را مراعات كردند نه حرمت زمان را و نه حرمت ايشان را و نه حرمت عبادت را و نه حرمت امام علیه السلام را و ساير معاندين كه در حرم بودند صداهاي خود را در حرم آن شهيد غريب علیه السلام به خنده بلند كردند و حرمت امام را شكستند و آن سيد جليل را به گمان خود به اين طور اهانت كردند و ندانستند كه اين عمل حقيقةً در اين احوال اهانت امام بود و ايمان خود را بدين واسطه از دست دادند... .
(مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اع، هدایة الطالبین)
@AghayedNet
⚡️مصیبت وارده بر مرحوم سید کاظم رشتی اع در روز نوروز
دفعه ديگر [مرحوم سید کاظم رشتی اع] در حرم محترم كربلا بودند كه اشرف امكنه عالم است و در حاير مقدس كه اشرف امكنه حرم است و در پشت سر كه اشرف امكنه حاير است و در روز جمعه كه اشرف ايام هفته است و روز نوروز كه اشرف ايام سال است و وقت زوال كه اشرف اوقات روز است در حال نماز كه اشرف احوال است و اعظم عبادات است و در حال سجود كه اشرف احوال نماز است جميع اين حرمتها جمع بود و در حضور امام علیه السلام و خود آن بزرگوار جامعِ حُرمتِ سيادت و حرمتِ علم و حلم و عدل و اخلاق و حرمت بزرگی و نجابت بودند.
با وجود اين همه حرمت ها شخصي را انگيختند كه آمد در حرم و در حال سجود آن بزرگوار عمامه مطهر ايشان را از سر مباركشان برداشته نه حرمت مكان را مراعات كردند نه حرمت زمان را و نه حرمت ايشان را و نه حرمت عبادت را و نه حرمت امام علیه السلام را و ساير معاندين كه در حرم بودند صداهاي خود را در حرم آن شهيد غريب علیه السلام به خنده بلند كردند و حرمت امام را شكستند و آن سيد جليل را به گمان خود به اين طور اهانت كردند و ندانستند كه اين عمل حقيقةً در اين احوال اهانت امام بود و ايمان خود را بدين واسطه از دست دادند... .
(مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اع، هدایة الطالبین)
@AghayedNet
Forwarded from AghayedNet
توهین به عالم ربانی مرحوم سیدکاظم رشتی اع،غیر ازمنابع مکتبی همچون «هدایة الطالبین» در کتب دیگر نیز آمده است؛از جمله در گزارشی که محقق محترم جناب آقای موجانی نگاشته انداز اوضاع کربلا در سال 1258 (ص32)
Forwarded from AghayedNet
توهین به عالم ربانی مرحوم سیدکاظم رشتی اع،غیر ازمنابع مکتبی همچون «هدایة الطالبین» در کتب دیگر نیز آمده است؛از جمله در گزارشی که محقق محترم جناب آقای موجانی نگاشته انداز اوضاع کربلا در سال 1258 (ص93)
مقاله ای مختصر درباره مرحوم حاج سید کاظم رشتی،
چاپ شده در مجله دادگر، سال هفتم، شماره ٣٤، صفحه ٦٩- ٧٠، رشت، بهار ١٣٩٤
@AghayedNet
چاپ شده در مجله دادگر، سال هفتم، شماره ٣٤، صفحه ٦٩- ٧٠، رشت، بهار ١٣٩٤
@AghayedNet
نقدهایی بر این مقاله کوتاه وارد است از جمله بررسی این مقاله درباره رکن رابع.
در این باره بیشتر بخوانید در لینک زیر:
https://t.me/AghayedNet/534
در این باره بیشتر بخوانید در لینک زیر:
https://t.me/AghayedNet/534
سندی از ویرایش و تصحیح متون در دوره قاجار/نوشته ای خطی در ابتداء یکی از نسخه های چاپ تبریزِ کتاب ارشادالعوام
@AghayedNet
@AghayedNet
AghayedNet
سندی از ویرایش و تصحیح متون در دوره قاجار/نوشته ای خطی در ابتداء یکی از نسخه های چاپ تبریزِ کتاب ارشادالعوام @AghayedNet
✔️سندی تاریخی از ویرایش و تصحیح متون در دوره قاجار
🔹نسخه ای است از چاپ تبریزِ کتاب ارشادالعوام. در ابتداء این نسخه، در یک صفحه کامل، متنی است خطی که توضیحاتی درباره چاپ تبریز نوشته شده است و از لحاظ تاریخی حائز اهمیت است.
🔸نویسنده این نوشته، ابوالقاسم نائینی است و در زمان حیاتِ مؤلفِ ارشادالعوام، این گزارش را قلمی کرده است.
🔹وی می نویسد پس از انتشار چاپ تبریزِ کتاب ارشادالعوام، این نسخه به کرمان رسید و ایشان انواع غلط ها را در این چاپ دیدند. بخشی از غلط های این کتاب که پاره ای از آنها عامدانه بوده است را نقل می کند و کاتبان بی مسئولیت را سرزنش کرده و به این نکته اشاره می کند که امانتداری در هر شغلی، لازم است. می نویسد مصنف کتاب به من دستور دادند که این کتاب را ویرایش کرده و مطابق با نسخه اصل تصحیح کنم.
🔸سپس به غلط نامه ای (درست نامه ای) اشاره می کند که تنظیم کرده است و کوچک ترین غلط ها همچون تنوین و نقطه تا زیاداتی که در نسخه راه یافته را نگاشته است. به طور مؤکد از صاحبان نسخه های چاپ تبریزِ کتاب ارشاد العوام می خواهد که نسخه خود را تصحیح کنند و خود او نیز عِلاوه بر غلط نامه، نسخه خود را تصحیح کرده است.
🔹تمام نوشته را در لینک زیر بخوانید:
http://www.aghayed.net/سندی-تاریخی-از-ویرایش-و-تصحیح-متون-در-دو/
🔹نسخه ای است از چاپ تبریزِ کتاب ارشادالعوام. در ابتداء این نسخه، در یک صفحه کامل، متنی است خطی که توضیحاتی درباره چاپ تبریز نوشته شده است و از لحاظ تاریخی حائز اهمیت است.
🔸نویسنده این نوشته، ابوالقاسم نائینی است و در زمان حیاتِ مؤلفِ ارشادالعوام، این گزارش را قلمی کرده است.
🔹وی می نویسد پس از انتشار چاپ تبریزِ کتاب ارشادالعوام، این نسخه به کرمان رسید و ایشان انواع غلط ها را در این چاپ دیدند. بخشی از غلط های این کتاب که پاره ای از آنها عامدانه بوده است را نقل می کند و کاتبان بی مسئولیت را سرزنش کرده و به این نکته اشاره می کند که امانتداری در هر شغلی، لازم است. می نویسد مصنف کتاب به من دستور دادند که این کتاب را ویرایش کرده و مطابق با نسخه اصل تصحیح کنم.
🔸سپس به غلط نامه ای (درست نامه ای) اشاره می کند که تنظیم کرده است و کوچک ترین غلط ها همچون تنوین و نقطه تا زیاداتی که در نسخه راه یافته را نگاشته است. به طور مؤکد از صاحبان نسخه های چاپ تبریزِ کتاب ارشاد العوام می خواهد که نسخه خود را تصحیح کنند و خود او نیز عِلاوه بر غلط نامه، نسخه خود را تصحیح کرده است.
🔹تمام نوشته را در لینک زیر بخوانید:
http://www.aghayed.net/سندی-تاریخی-از-ویرایش-و-تصحیح-متون-در-دو/
AghayedNet
✔️پاسخِ نقدی مغرضانه به مرحوم شیخ احمد اَحسائی(15) ▪️عبارات منتقد: ▪️و بعد از آن نوشته است: «و علی هذا راه و جادّه و طريق سير به سوی خداوند متعال، آن حضرت است ولی مقصد و مقصود خود خداوند است تبارك و تعالی. و معلوم است كه اگر ما طريق را مقصد بپنداريم چقدر…
✔️پاسخِ نقدی مغرضانه به مرحوم شیخ احمد اَحسائی(16)
◾️عبارات منتقد:
▪️بعد نوشته است: «چون نمی توانيم خورشيد را بدون آيينه ببينيم بايد جمال آن را در آب و يا در آيينه ببينيم آيينه و مرآت نسبت به خورشيد، معنای حرفی دارد، خودنما نيست، بلكه خورشيدنماست.»
▪️و پس از اين عبارت به توضيح مطلب پرداخته تا آنكه نوشته است: «وجود مقدس حضرت بقية اللّه عجل اللّه تعالی فرجه، آيينه تمامنمای حق است، بايد در آن آيينه، حق را ديد، نه خود آن را چون خودی ندارد، و نمی توان بدون آيينه، حق را ديد، چون بدون آيينه، حق قابل ديدن نيست، و بنابراين، حتماً بايد حق را از راه و از طريق و از آيينه و آيه آن ولی اعظم جُست، و به سوی او در تكاپو بود.»
▪️و باز به توضيح بيشتر پرداخته و نوشته است: «در دعاها و مناجات ها مخاطَب خداست از راه آن حضرت و از سبيل و صراط آن حضرت، و لهذا اگر به خود آن حضرت هم عرض حاجت كنيم و او را مخاطب قرار دهيم، بايد متوجه باشيم كه عنوان استقلال به خود نگيرد و جامه استقلال به خود نپوشد، بلكه عنوان وساطت و مرآتيّت و آيتيّت پيوسته در ذهن و مدّ نظر باشد، و در حقيقت باز هم خداوند را مخاطب قرار دادهايم، چون آيينه و مرآت بما هو مرآة قابل نظر استقلالی نيست، بلكه نظر تَبَعی است، و نظر استقلالی به همان صورت منعكس در آن بازگشت می كند.»
🔶پاسخ:
🔸در مكتب استبصار هم مطلب همين است پس چرا از اول بحثش در مقام ردّ و انتقاد بر اين مطلب برآمد؟ پس نتیجه سخن و مطلب يكی شد كه راه به رسيدن به شاخص منحصر است به همان صورتی كه از شاخص در آيينه منعكس شده است و به هيچ وجه راه ديگری برای رسيدن به شاخص وجود ندارد و مدّعای مكتب استبصار هم همين است و از همين جهت معرفت خدا را در معرفت حجت های او منحصر می داند.
🔸 آری تفاوتی كه در ميان است اين است كه مكتب تصوف الحادی می گويد شاخص به ذات خود که عین ذات خداست در آيينه جلوه كرده ولی مكتب استبصار می گويد ذات حق متعال منزه است از تنزل، بلكه به ظهور خود جلوه فرموده و ظهور او همان اسماء حسنی او است نه ذات مقدس او.
▪️و باز منتقد از اين فقره عبارت خود فراموش كرده و نوشته است: «اين مسأله از مهمترين مسائل باب عرفان و توحيد است كه كثرات اين عالم تنافی با وحدت ذات حق ندارند زيرا وحدت اصلی و كثرات تَبَعی و ظلّی و مرآتی است. و مسأله ولايت به خوبی روشن می شود كه حقيقت ولايت همان حقيقت توحيد است. و قدرت و عظمت و علم و احاطه امام، عين قدرت و عظمت و علم و احاطه حق است تبارك و تعالی، دوئيّتی در بين نيست و اثنينيّتی وجود ندارد.»
🔸طبق ابتدای اين فقره از عبارتش همه موجودات مرآتيّت دارند و كثرات با وحدت ذات حق تنافی ندارند پس بايد همه وجود و قدرت و علم و ساير كمالات ذات حق متعال باشند (نعوذ باللّه) و اختصاصی به امام علیه السلام ندارد كه قدرت و عظمت و علم و احاطه او عين قدرت و عظمت و علم و احاطه خدا باشد و دوئی در ميان نباشد.
🔸ولی از نظر مكتب استبصار اين امتياز از آنِ حجتهای خدای متعال است و برای ساير موجودات نيست. و توضيح اين مطلب پيش از اين گذشت و ديگر تكرار آن ملال آور است.
🔸خلاصه مطلب اين است كه حجت های حق متعال نظر به اينكه مظاهر اسماء و صفات حادث او هستند (نه مظاهر ذات و اسماء و صفات ذاتی او كه عين ذات او می باشند) هر كمالی كه دارند عين كمال خداوند است و از هر جهت و از هر حيث آيههای تعريف و تعرف او می باشند و هركس آنان را به اين مقام (كه مقام نورانی ايشان ناميده می شود) شناخت، خدا را شناخته و هركس نشناخت، خدا را نشناخته است.
▪️ و بعد از اين عباراتش، منتقد هم با مكتب استبصار همعقيده و همقول و همفكر گرديده و نوشته است: «بلكه خواستن از خدا بدون عنوان وساطت و مرآتيّت امام معنی ندارد و خواستن از امام مستقلاً بدون عنوان وساطت و مرآتيّت براي ذات اقدس حق نيز معنی ندارد و در حقيقت خواستن از امام و خواستن از خدا يك چيز است، نه تنها يك چيز در لفظ و عبارت و از لحاظ اَدَبيّت و بيان، بلكه از لحاظ حقيقت و متن واقع چون غير از خدا چيزی نيست: تبارك اسم ربك ذی الجلال و الاكرام.
🔸مطلب مكتب استبصار هم همين است و فرقی كه ميان حجتهای خدای متعال (به حسب مراتبشان) با ساير موجودات می گذارد در همين است كه ايشان مظاهر اسماء و صفات حُسنای الهيّه اند و خدای متعال هم همه كارهای خود را با اسماء و صفات خود جریان داده و می دهد نه با ذات مقدس خود و اسماء و صفات او هم فقط در اين مظاهر ظاهرند و از اين جهت است كه شاعر گفته:
اگر دست علی علیه السلام دست خدا نيست
چرا دست دگر مشكل گشا نيست؟
و با باورِ صد در صد می خواند: لا فرق بينك و بينها الاّ انهم عبادك و خلقك.
@AghayedNet
◾️عبارات منتقد:
▪️بعد نوشته است: «چون نمی توانيم خورشيد را بدون آيينه ببينيم بايد جمال آن را در آب و يا در آيينه ببينيم آيينه و مرآت نسبت به خورشيد، معنای حرفی دارد، خودنما نيست، بلكه خورشيدنماست.»
▪️و پس از اين عبارت به توضيح مطلب پرداخته تا آنكه نوشته است: «وجود مقدس حضرت بقية اللّه عجل اللّه تعالی فرجه، آيينه تمامنمای حق است، بايد در آن آيينه، حق را ديد، نه خود آن را چون خودی ندارد، و نمی توان بدون آيينه، حق را ديد، چون بدون آيينه، حق قابل ديدن نيست، و بنابراين، حتماً بايد حق را از راه و از طريق و از آيينه و آيه آن ولی اعظم جُست، و به سوی او در تكاپو بود.»
▪️و باز به توضيح بيشتر پرداخته و نوشته است: «در دعاها و مناجات ها مخاطَب خداست از راه آن حضرت و از سبيل و صراط آن حضرت، و لهذا اگر به خود آن حضرت هم عرض حاجت كنيم و او را مخاطب قرار دهيم، بايد متوجه باشيم كه عنوان استقلال به خود نگيرد و جامه استقلال به خود نپوشد، بلكه عنوان وساطت و مرآتيّت و آيتيّت پيوسته در ذهن و مدّ نظر باشد، و در حقيقت باز هم خداوند را مخاطب قرار دادهايم، چون آيينه و مرآت بما هو مرآة قابل نظر استقلالی نيست، بلكه نظر تَبَعی است، و نظر استقلالی به همان صورت منعكس در آن بازگشت می كند.»
🔶پاسخ:
🔸در مكتب استبصار هم مطلب همين است پس چرا از اول بحثش در مقام ردّ و انتقاد بر اين مطلب برآمد؟ پس نتیجه سخن و مطلب يكی شد كه راه به رسيدن به شاخص منحصر است به همان صورتی كه از شاخص در آيينه منعكس شده است و به هيچ وجه راه ديگری برای رسيدن به شاخص وجود ندارد و مدّعای مكتب استبصار هم همين است و از همين جهت معرفت خدا را در معرفت حجت های او منحصر می داند.
🔸 آری تفاوتی كه در ميان است اين است كه مكتب تصوف الحادی می گويد شاخص به ذات خود که عین ذات خداست در آيينه جلوه كرده ولی مكتب استبصار می گويد ذات حق متعال منزه است از تنزل، بلكه به ظهور خود جلوه فرموده و ظهور او همان اسماء حسنی او است نه ذات مقدس او.
▪️و باز منتقد از اين فقره عبارت خود فراموش كرده و نوشته است: «اين مسأله از مهمترين مسائل باب عرفان و توحيد است كه كثرات اين عالم تنافی با وحدت ذات حق ندارند زيرا وحدت اصلی و كثرات تَبَعی و ظلّی و مرآتی است. و مسأله ولايت به خوبی روشن می شود كه حقيقت ولايت همان حقيقت توحيد است. و قدرت و عظمت و علم و احاطه امام، عين قدرت و عظمت و علم و احاطه حق است تبارك و تعالی، دوئيّتی در بين نيست و اثنينيّتی وجود ندارد.»
🔸طبق ابتدای اين فقره از عبارتش همه موجودات مرآتيّت دارند و كثرات با وحدت ذات حق تنافی ندارند پس بايد همه وجود و قدرت و علم و ساير كمالات ذات حق متعال باشند (نعوذ باللّه) و اختصاصی به امام علیه السلام ندارد كه قدرت و عظمت و علم و احاطه او عين قدرت و عظمت و علم و احاطه خدا باشد و دوئی در ميان نباشد.
🔸ولی از نظر مكتب استبصار اين امتياز از آنِ حجتهای خدای متعال است و برای ساير موجودات نيست. و توضيح اين مطلب پيش از اين گذشت و ديگر تكرار آن ملال آور است.
🔸خلاصه مطلب اين است كه حجت های حق متعال نظر به اينكه مظاهر اسماء و صفات حادث او هستند (نه مظاهر ذات و اسماء و صفات ذاتی او كه عين ذات او می باشند) هر كمالی كه دارند عين كمال خداوند است و از هر جهت و از هر حيث آيههای تعريف و تعرف او می باشند و هركس آنان را به اين مقام (كه مقام نورانی ايشان ناميده می شود) شناخت، خدا را شناخته و هركس نشناخت، خدا را نشناخته است.
▪️ و بعد از اين عباراتش، منتقد هم با مكتب استبصار همعقيده و همقول و همفكر گرديده و نوشته است: «بلكه خواستن از خدا بدون عنوان وساطت و مرآتيّت امام معنی ندارد و خواستن از امام مستقلاً بدون عنوان وساطت و مرآتيّت براي ذات اقدس حق نيز معنی ندارد و در حقيقت خواستن از امام و خواستن از خدا يك چيز است، نه تنها يك چيز در لفظ و عبارت و از لحاظ اَدَبيّت و بيان، بلكه از لحاظ حقيقت و متن واقع چون غير از خدا چيزی نيست: تبارك اسم ربك ذی الجلال و الاكرام.
🔸مطلب مكتب استبصار هم همين است و فرقی كه ميان حجتهای خدای متعال (به حسب مراتبشان) با ساير موجودات می گذارد در همين است كه ايشان مظاهر اسماء و صفات حُسنای الهيّه اند و خدای متعال هم همه كارهای خود را با اسماء و صفات خود جریان داده و می دهد نه با ذات مقدس خود و اسماء و صفات او هم فقط در اين مظاهر ظاهرند و از اين جهت است كه شاعر گفته:
اگر دست علی علیه السلام دست خدا نيست
چرا دست دگر مشكل گشا نيست؟
و با باورِ صد در صد می خواند: لا فرق بينك و بينها الاّ انهم عبادك و خلقك.
@AghayedNet
🌷از فرمايش های مکتبی
ماه رجب از جهت آنكه ماه ولايت است نسبت دارد به اميرالمؤمنين عليه السلام كه آن بزرگوار مظهر كلى ولايت است و از جهت اينكه استقرار حكومت مهدى عليه السلام در ماه رجب خواهد بود، نسبت پيدا كرده به حضرت مهدى عجل الله فرجه.
@AghayedNet
ماه رجب از جهت آنكه ماه ولايت است نسبت دارد به اميرالمؤمنين عليه السلام كه آن بزرگوار مظهر كلى ولايت است و از جهت اينكه استقرار حكومت مهدى عليه السلام در ماه رجب خواهد بود، نسبت پيدا كرده به حضرت مهدى عجل الله فرجه.
@AghayedNet
🌷وَ ذَكِّرْهُمْ بِاَيَّامِ اللَّه... سه دوره ظهور، رجعت و آخرت، در اين سه ماه(رجب و شعبان و ماه رمضان) حكايت مىشوند. به علت شرافت، آن دوره ها ايام اللَّه ناميده شدند.
@AghayedNet
@AghayedNet