▪️خط و مُهر مرحوم حاج سید کاظم رشتی
قد دخل في ملکي الفاني کاظم بن قاسم الحسیني الرشتي
[سجع الخاتم: ] عبده الراجي محمدکاظم الحسیني
@AghayedNet
قد دخل في ملکي الفاني کاظم بن قاسم الحسیني الرشتي
[سجع الخاتم: ] عبده الراجي محمدکاظم الحسیني
@AghayedNet
کتاب سی فصل - اعتقادی
نگاشته مرحوم حاج محمدکریم کرمانی
پاسخ به سی شبهه
چاپ سال 1313ق، بمبئی
منبع: HathiTrust
@AghayedNet
نگاشته مرحوم حاج محمدکریم کرمانی
پاسخ به سی شبهه
چاپ سال 1313ق، بمبئی
منبع: HathiTrust
@AghayedNet
از آخرین درس های مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبایی در جندق، مورخ 11 ربیع الثانی 1319ق.
رحلت ایشان در 23 شعبان 1319ق واقع شد.
@AghayedNet
رحلت ایشان در 23 شعبان 1319ق واقع شد.
@AghayedNet
از آخرین درس های مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبایی در جندق، مورخ 2 جمادی الثانیه 1319ق.
رحلت ایشان در 23 شعبان 1319ق واقع شد.
@AghayedNet
رحلت ایشان در 23 شعبان 1319ق واقع شد.
@AghayedNet
صفحه نخستِ نسخه خطی «الباقيات الصالحات في نعت أهل بيت سيد السادات»،
سروده عبدالباقي العمري الموصلي،
نسخه کتابخانه دانشگاه میشیگان
@Ganjineh_channel
@AghayedNet
سروده عبدالباقي العمري الموصلي،
نسخه کتابخانه دانشگاه میشیگان
@Ganjineh_channel
@AghayedNet
نسخه خطی «الباقيات الصالحات في نعت أهل بيت سيد السادات»،
سروده عبدالباقي العمري الموصلي،
نسخه کتابخانه دانشگاه میشیگان
@Ganjineh_channel
@AghayedNet
سروده عبدالباقي العمري الموصلي،
نسخه کتابخانه دانشگاه میشیگان
@Ganjineh_channel
@AghayedNet
AghayedNet
صفحه نخستِ نسخه خطی «الباقيات الصالحات في نعت أهل بيت سيد السادات»، سروده عبدالباقي العمري الموصلي، نسخه کتابخانه دانشگاه میشیگان @Ganjineh_channel @AghayedNet
✔️مرحوم سیدکاظم رشتی و عبدالباقی افندی
🔸عبدالباقی بن سلیمان بن احمد العمَری الفاروقی الموصلی. وی در سال 1204ق (1790م) در موصل به دنیا آمد. عُمَری (طبق ضبط شیخ جعفرِ نقدی در کتاب «منن الرحمن) شاعر و مورخ بود و مکانت ادبی و سیاسی و اجتماعی معروفی کسب کرد.
🔸شیخ جعفرِ نقدی درباره مکانت ادبی وی نوشته است:
و کان من أفاضل ادباء بغداد فی عصره.
🔸آلوسی در کتاب «المسک الاذفر» او را به «الفوری» ملقب کرده است: لانشاده الشعر علی الفور.
🔸محمد مهدی بصیر در کتاب «نهضة العراق الادبیة فی القرن التاسع عشر» درباره وی فراوان نوشته است و بسیاری از نوادر و روائع او را نقل کرده است.
🔸بعضی از قصائد او را برخی از علما شرح کردهاند که یکی از شارحان ابو الثناء آلوسی است.
🔸عمری در سال 1279ق (1862م) و طبق نقل آلوسی در کتاب «المسک الاذفر» در سال 1278ق در بغداد از دنیا رحلت کرد.
🔸مرحوم سیدکاظم رشتی در ابتدای کتاب گرانسنگ «شرح القصیده»، عبدالباقی افندی را این گونه معرفی می فرمایند:
«الادیب الاریب اللبیب الحسیب النسیب النجیب البارع الصادع الرحیب الساحة الراقی أعلی مراقی البلاغة و الفصاحة مفخر الشعراء و الأدباء و الفصحاء و البلغاء المؤید بلطف الله الخفی و الجلی عبدالباقی افندی الموصلی لازال فسحة بساتین الفصاحة مخضرة بزلال اشعاره و عرصة ممالیک البلاغة معمورة بنشر آثاره.»
🔸دیوان «الباقیات الصالحات»، دیوانی جدای از دیوانِ «التریاق الفاروقی فی منشئات الفاروقی» است که برای نخستین بار در سال 1287ق در قاهره منتشر شد و همچنین غیر از دیوانِ «اهلة الابتکار فی مغانی الابتکار» است که به دیوان عبدالباقی العمری شهرت دارد و در سال 1316ق در قاهره به چاپ رسید.
🔸دیوان الباقیات الصالحات، برای نخستین بار توسط شیخ محمد صادق کتبی در سال 1347ق در نجف اشرف به طبع رسید و پس از آن توسط انتشارات الشریف الرضی در سال 1412ق در قم تجدید چاپ شد.
🔸دیوان عبدالباقی افندی با نام «الباقیات الصالحات» مشحون از قصائدی در مدح رسول خدا صلی الله علیه و اله و مدح و رثاء اهلبیت علیهم السلام است.
🔸با مروری بر قصاید و اشعار الباقیات الصالحات، به دست میآید سُراینده به عتبات عالیات مشرف شده و به این مناسبت اشعاری سروده است و به مَزور توسل داشته و خیر دنیا و حسن ثواب آخرت را درخواست کرده است. یکی از قصائد، قصیده ای است با مطلع «وافتک یا موسی بن جعفر تحفة» که مرحوم سیدکاظم رشتی آن را شرح کرده اند. عبدالباقی افندی در دیوان التریاق الفاروقی، اشعاری در مدح مرحوم سیدکاظم رشتی سروده است.
🔸در بعضی از قصائد این دیوان حزن و تأسی وی بر مصائب آل الله مشهود است و یکی از بارزترین قصائد وی، قصیده عینیه ای است که در وصف امیرالمؤمنین صلوات الله علیه سروده که مطلع آن چنین است: «انت العلیّ الذی فوق العلی رفعا، ببطن مکة وسْط البیت إذ وُضعا.» گویا این دیوان با این مضامین عالی، «باقیات صالحاتی» است که ذخیره روز نیازمندیِ سراینده آن است.
@AghayedNet
🔸عبدالباقی بن سلیمان بن احمد العمَری الفاروقی الموصلی. وی در سال 1204ق (1790م) در موصل به دنیا آمد. عُمَری (طبق ضبط شیخ جعفرِ نقدی در کتاب «منن الرحمن) شاعر و مورخ بود و مکانت ادبی و سیاسی و اجتماعی معروفی کسب کرد.
🔸شیخ جعفرِ نقدی درباره مکانت ادبی وی نوشته است:
و کان من أفاضل ادباء بغداد فی عصره.
🔸آلوسی در کتاب «المسک الاذفر» او را به «الفوری» ملقب کرده است: لانشاده الشعر علی الفور.
🔸محمد مهدی بصیر در کتاب «نهضة العراق الادبیة فی القرن التاسع عشر» درباره وی فراوان نوشته است و بسیاری از نوادر و روائع او را نقل کرده است.
🔸بعضی از قصائد او را برخی از علما شرح کردهاند که یکی از شارحان ابو الثناء آلوسی است.
🔸عمری در سال 1279ق (1862م) و طبق نقل آلوسی در کتاب «المسک الاذفر» در سال 1278ق در بغداد از دنیا رحلت کرد.
🔸مرحوم سیدکاظم رشتی در ابتدای کتاب گرانسنگ «شرح القصیده»، عبدالباقی افندی را این گونه معرفی می فرمایند:
«الادیب الاریب اللبیب الحسیب النسیب النجیب البارع الصادع الرحیب الساحة الراقی أعلی مراقی البلاغة و الفصاحة مفخر الشعراء و الأدباء و الفصحاء و البلغاء المؤید بلطف الله الخفی و الجلی عبدالباقی افندی الموصلی لازال فسحة بساتین الفصاحة مخضرة بزلال اشعاره و عرصة ممالیک البلاغة معمورة بنشر آثاره.»
🔸دیوان «الباقیات الصالحات»، دیوانی جدای از دیوانِ «التریاق الفاروقی فی منشئات الفاروقی» است که برای نخستین بار در سال 1287ق در قاهره منتشر شد و همچنین غیر از دیوانِ «اهلة الابتکار فی مغانی الابتکار» است که به دیوان عبدالباقی العمری شهرت دارد و در سال 1316ق در قاهره به چاپ رسید.
🔸دیوان الباقیات الصالحات، برای نخستین بار توسط شیخ محمد صادق کتبی در سال 1347ق در نجف اشرف به طبع رسید و پس از آن توسط انتشارات الشریف الرضی در سال 1412ق در قم تجدید چاپ شد.
🔸دیوان عبدالباقی افندی با نام «الباقیات الصالحات» مشحون از قصائدی در مدح رسول خدا صلی الله علیه و اله و مدح و رثاء اهلبیت علیهم السلام است.
🔸با مروری بر قصاید و اشعار الباقیات الصالحات، به دست میآید سُراینده به عتبات عالیات مشرف شده و به این مناسبت اشعاری سروده است و به مَزور توسل داشته و خیر دنیا و حسن ثواب آخرت را درخواست کرده است. یکی از قصائد، قصیده ای است با مطلع «وافتک یا موسی بن جعفر تحفة» که مرحوم سیدکاظم رشتی آن را شرح کرده اند. عبدالباقی افندی در دیوان التریاق الفاروقی، اشعاری در مدح مرحوم سیدکاظم رشتی سروده است.
🔸در بعضی از قصائد این دیوان حزن و تأسی وی بر مصائب آل الله مشهود است و یکی از بارزترین قصائد وی، قصیده عینیه ای است که در وصف امیرالمؤمنین صلوات الله علیه سروده که مطلع آن چنین است: «انت العلیّ الذی فوق العلی رفعا، ببطن مکة وسْط البیت إذ وُضعا.» گویا این دیوان با این مضامین عالی، «باقیات صالحاتی» است که ذخیره روز نیازمندیِ سراینده آن است.
@AghayedNet
قصیده عبدالباقی افندی که مرحوم سیدکاظم رشتی شرح فرموده اند.
در حاشیه نسخه، نگاشته شده:
قد شرح هذه القصیدة الشریفة علامة الفرقة الإمامیة السیدکاظم الرشتي تغمده الله برحمته.
@AghayedNet
در حاشیه نسخه، نگاشته شده:
قد شرح هذه القصیدة الشریفة علامة الفرقة الإمامیة السیدکاظم الرشتي تغمده الله برحمته.
@AghayedNet
اشعار عبدالباقی افندی درباره مرحوم سید کاظم رشتی، از دیوان التریاق الفاروقی.
(مقطوعة برسم القدومیة لجناب السید کاظم الرشتی الحسینی، اصدرها الیه حین ورد من کربلاء لزیارة الائمة فی الزوراء.)
@AghayedNet
(مقطوعة برسم القدومیة لجناب السید کاظم الرشتی الحسینی، اصدرها الیه حین ورد من کربلاء لزیارة الائمة فی الزوراء.)
@AghayedNet
AghayedNet
نسخه خطی «الباقيات الصالحات في نعت أهل بيت سيد السادات»، سروده عبدالباقي العمري الموصلي، نسخه کتابخانه دانشگاه میشیگان @Ganjineh_channel @AghayedNet
@AghayedNet_الباقیات الصالحات.pdf
88.7 MB
نسخه خطیِ کاملِ
«الباقيات الصالحات في نعت أهل بيت سيد السادات»
سروده عبدالباقي العمري الموصلي
حجم: 88Mb
https://telegram.me/joinchat/CJzxKzy5kxrkz-s0XN7X2Q
«الباقيات الصالحات في نعت أهل بيت سيد السادات»
سروده عبدالباقي العمري الموصلي
حجم: 88Mb
https://telegram.me/joinchat/CJzxKzy5kxrkz-s0XN7X2Q
AghayedNet
شیعه یعنی اشک چشمان بتول ناله و آه دل دخت رسول @AghayedNet
أَیْنَ الطّالِبُ بِدَمِ الْمَقْتُولِ بِکَرْبَلاءَ
أَیْنَ ابْنُ النَّبِىِّ الْمُصْطَفى
وَ ابْنُ عَلِىٍّ الْمُرْتَضى
وَ ابْنُ فاطِمَةَ الْکُبْرى
@AghayedNet
أَیْنَ ابْنُ النَّبِىِّ الْمُصْطَفى
وَ ابْنُ عَلِىٍّ الْمُرْتَضى
وَ ابْنُ فاطِمَةَ الْکُبْرى
@AghayedNet
AghayedNet
✔️پاسخِ نقدی مغرضانه به مرحوم شیخ احمد اَحسائی(10) 🔶ادامه پاسخ: 🔸عقيده شيخيه بر اين است كه غير از ذات خدای متعال هرچه هست حادث است حتی اسماء اللّه و صفات اللّه فعلی حادثند و بين حق متعال و خلق او مرتبه ديگری نيست، و ولی اللّه اعظم و جدّ و آباء و مادر آن…
✔️پاسخِ نقدی مغرضانه به مرحوم شیخ احمد اَحسائی(11)
🔶ادامه پاسخ:
🔸و همين «عدم خاص» است كه زراره و هشام درباره «شیء» بودنِ آن نزاع داشتند و زراره می گفت: «النفی ليس بشیء» ولی هشام می گفت: «النفی شیء.» و نزاع آنها را شخصی خدمت حضرت صادق علیه السلام مطرح كرد حضرت دستور فرمود به او كه تو به قول هشام قائل باش. يعنی اين «عدم ــ نفی» را شیء و موجود بدان، و از اين رو بر آن «وجود علمی» هم اطلاق كرده اند و اين آيه شريفه به همين جهت اشاره دارد: هل اتی علی الانسان حين من الدهر لم يكن شيئاً مذكوراً. كه امام صادق علیه السلام در تفسير اين آيه مباركه فرموده: و كان مذكوراً في العلم و لم يكن شيئاً مكوّناً.
🔸و مراد از اين «علم» همان علم حادث امكانی حق متعال است نه علم ذاتی او كه در جاهای خودش بيان شده است زيرا اين علم به مذكوريت مصنوعات در مشيت الهی تعلق گرفته و ذات خدای متعال و علم ذاتی او كه عين ذات او است به هيچ مرتبه از مراتب خلق تعلق نمی گيرد.
🔸و دليل آنكه اين «علم»، علم حادث حق است نه «علم» ذاتی كه عين ذات او است، فرمايش حضرت صادق علیه السلام است كه فرموده: و بعلمه كانت المشية كه در واقع همان مشيت است يا حيث اعلای مشيت به حسب اعتبارهای مختلف كه در جای خودش روشن شده است.
🔸در هر صورت اين «امكان» را «راجح» گفته اند از آن جهت كه در تحقق خود به شرطی و سببی و لازمی جز ذات خود و ايجاد حق تعالی كه خود آنست محتاج نبوده است و چنين وجودی عدم آن با نبودن علت و سبب عدم بر حق متعال روا نيست زيرا او دائم الفضل علی البرية است و با توجه به سعه فيض او و غناء ذاتی او، وجود چنين موجودی رجحان دارد بر عدمش پس به اين جهت آن را «راجح» گفته اند.
🔸و اما آنچه به وسيله صنع و مشيت موجود شده و می شود از مصنوعات و مخلوقات، همه «امكان جايز» می نامند زيرا وجود و عدم آنها نسبت به خود آنها يكسان است و هيچ كدام بر ديگری رجحانی ندارند و اگر اسباب و شرايط و لوازم وجود يكی از آنها پيدا شد موجود می گردد و اگر اسباب و شرايط عدم آن فراهم شد معدوم و مرتفع می شود.
🔸و نمونه اين دو نوع امكان را خداوند در افعال و آثار خود ما قرار داده است. براي ما حركتی است مطلق كه آن را «حركت ايجاديه» می گويند؛ يعنی حركت مطلق پيش از آنكه تعين پيدا كند به تعين خاصی از افعال و آثار كه اين حركت صلاحيت دارد برای هرگونه تعين از قيام و قعود و حتی حركت و سكون و اكل و شرب و نوم و يقظه و از اين قبيل احوال و آثار. ولی همين كه به حسب اسباب و شرايط و لوازم خارجيه به تعين خاصی متعين شد، حركت خاصّ می شود و از اطلاق خارج می گردد. و آنچه موجود و مكوّن می گردد تعينی از تعينات غير متناهيه ای است كه در آن حركت مطلق به طور صلوح مذكور بوده اند و هرگاه آن اسباب و شرايط و لوازم خارجيه برطرف شده خواه ناخواه آن تعين خاص هم برطرف می گردد و از عرصه تكوّن خارج می شود و در همان عرصه امكان باقی می ماند.
🔸پس تمام آثار و افعال خاصّه ما در آن فعل مطلق و در آن حركت ايجاديه ما مذكور است و همين مذكوريّت آنها را در آن حركت «امكان راجح» آنها می نامند و تعين يافتن آن حركت را به يكی از اين تعيّنات خاصه كه تكوّن يافتن آن حركت است «امكان جايز» گويند. در قرآن حق متعال فرموده: و في انفسكم افلاتبصرون. و اين است يكی از امثالی كه خدای متعال برای شناخت حقايق برای بندگان خود زده است كه می فرمايد: و تلك الامثال نضربها للناس و مايعقلها الاّ العالِمون.
🔸حال بعد از توجه به اين مثل اين نكته روشن می شود كه در برابر حركت مطلق ما هر تعينی از تعينات (آثار و افعال خاصه) ما انفعال پذير است و قابل تكوّن می باشد، و پس از روشن شدن اين نكته می گوييم در برابر «مشيت» الهيه تمام موجودات و مكوّنات منقادند و معنای فقره مباركه: و انزجر لها العمق الاكبر در دعای شريف سمات روشن می شود. در هر صورت «امكان راجح» كه مذكوريّت همه ممكنات است دفعةً موجود شده است ولی تكوّن هر ممكنی تدريجی است و بسته به پيدايش اسباب و علل و شرايط و لوازم وجود و تكون يافتن آن است.
🔸و همين مطلب است يكی از معانی «جفّ القلم بما هو كائن» كه مقصود «بما هو كائن ذكراً في الامكان الراجح». يعنی به تحقق يافتن مشيت هرچه صلاحيت دارد كه حق متعال آن را تكوّن و تحقق عينی بخشد، مذكور و موجود شد به وجود ذكری يا علمی. و البته معلوم است كه مراد از مذكوريّت موجودات در مشيت، موجوديّت تكوّنی و عينی خارجی نيست.
@AghayedNet
🔶ادامه پاسخ:
🔸و همين «عدم خاص» است كه زراره و هشام درباره «شیء» بودنِ آن نزاع داشتند و زراره می گفت: «النفی ليس بشیء» ولی هشام می گفت: «النفی شیء.» و نزاع آنها را شخصی خدمت حضرت صادق علیه السلام مطرح كرد حضرت دستور فرمود به او كه تو به قول هشام قائل باش. يعنی اين «عدم ــ نفی» را شیء و موجود بدان، و از اين رو بر آن «وجود علمی» هم اطلاق كرده اند و اين آيه شريفه به همين جهت اشاره دارد: هل اتی علی الانسان حين من الدهر لم يكن شيئاً مذكوراً. كه امام صادق علیه السلام در تفسير اين آيه مباركه فرموده: و كان مذكوراً في العلم و لم يكن شيئاً مكوّناً.
🔸و مراد از اين «علم» همان علم حادث امكانی حق متعال است نه علم ذاتی او كه در جاهای خودش بيان شده است زيرا اين علم به مذكوريت مصنوعات در مشيت الهی تعلق گرفته و ذات خدای متعال و علم ذاتی او كه عين ذات او است به هيچ مرتبه از مراتب خلق تعلق نمی گيرد.
🔸و دليل آنكه اين «علم»، علم حادث حق است نه «علم» ذاتی كه عين ذات او است، فرمايش حضرت صادق علیه السلام است كه فرموده: و بعلمه كانت المشية كه در واقع همان مشيت است يا حيث اعلای مشيت به حسب اعتبارهای مختلف كه در جای خودش روشن شده است.
🔸در هر صورت اين «امكان» را «راجح» گفته اند از آن جهت كه در تحقق خود به شرطی و سببی و لازمی جز ذات خود و ايجاد حق تعالی كه خود آنست محتاج نبوده است و چنين وجودی عدم آن با نبودن علت و سبب عدم بر حق متعال روا نيست زيرا او دائم الفضل علی البرية است و با توجه به سعه فيض او و غناء ذاتی او، وجود چنين موجودی رجحان دارد بر عدمش پس به اين جهت آن را «راجح» گفته اند.
🔸و اما آنچه به وسيله صنع و مشيت موجود شده و می شود از مصنوعات و مخلوقات، همه «امكان جايز» می نامند زيرا وجود و عدم آنها نسبت به خود آنها يكسان است و هيچ كدام بر ديگری رجحانی ندارند و اگر اسباب و شرايط و لوازم وجود يكی از آنها پيدا شد موجود می گردد و اگر اسباب و شرايط عدم آن فراهم شد معدوم و مرتفع می شود.
🔸و نمونه اين دو نوع امكان را خداوند در افعال و آثار خود ما قرار داده است. براي ما حركتی است مطلق كه آن را «حركت ايجاديه» می گويند؛ يعنی حركت مطلق پيش از آنكه تعين پيدا كند به تعين خاصی از افعال و آثار كه اين حركت صلاحيت دارد برای هرگونه تعين از قيام و قعود و حتی حركت و سكون و اكل و شرب و نوم و يقظه و از اين قبيل احوال و آثار. ولی همين كه به حسب اسباب و شرايط و لوازم خارجيه به تعين خاصی متعين شد، حركت خاصّ می شود و از اطلاق خارج می گردد. و آنچه موجود و مكوّن می گردد تعينی از تعينات غير متناهيه ای است كه در آن حركت مطلق به طور صلوح مذكور بوده اند و هرگاه آن اسباب و شرايط و لوازم خارجيه برطرف شده خواه ناخواه آن تعين خاص هم برطرف می گردد و از عرصه تكوّن خارج می شود و در همان عرصه امكان باقی می ماند.
🔸پس تمام آثار و افعال خاصّه ما در آن فعل مطلق و در آن حركت ايجاديه ما مذكور است و همين مذكوريّت آنها را در آن حركت «امكان راجح» آنها می نامند و تعين يافتن آن حركت را به يكی از اين تعيّنات خاصه كه تكوّن يافتن آن حركت است «امكان جايز» گويند. در قرآن حق متعال فرموده: و في انفسكم افلاتبصرون. و اين است يكی از امثالی كه خدای متعال برای شناخت حقايق برای بندگان خود زده است كه می فرمايد: و تلك الامثال نضربها للناس و مايعقلها الاّ العالِمون.
🔸حال بعد از توجه به اين مثل اين نكته روشن می شود كه در برابر حركت مطلق ما هر تعينی از تعينات (آثار و افعال خاصه) ما انفعال پذير است و قابل تكوّن می باشد، و پس از روشن شدن اين نكته می گوييم در برابر «مشيت» الهيه تمام موجودات و مكوّنات منقادند و معنای فقره مباركه: و انزجر لها العمق الاكبر در دعای شريف سمات روشن می شود. در هر صورت «امكان راجح» كه مذكوريّت همه ممكنات است دفعةً موجود شده است ولی تكوّن هر ممكنی تدريجی است و بسته به پيدايش اسباب و علل و شرايط و لوازم وجود و تكون يافتن آن است.
🔸و همين مطلب است يكی از معانی «جفّ القلم بما هو كائن» كه مقصود «بما هو كائن ذكراً في الامكان الراجح». يعنی به تحقق يافتن مشيت هرچه صلاحيت دارد كه حق متعال آن را تكوّن و تحقق عينی بخشد، مذكور و موجود شد به وجود ذكری يا علمی. و البته معلوم است كه مراد از مذكوريّت موجودات در مشيت، موجوديّت تكوّنی و عينی خارجی نيست.
@AghayedNet
AghayedNet
اجازه مرحوم حاج سیدکاظم رشتی به میرزا حسین حسینی @AghayedNet
@AghayedNet_Alejazah.pdf
1 MB
إجازة المرحوم الحاج سیدکاظم الرشتي لجناب المیرزا حسین بن آقا عبدالله بن المیرزا حسین الحسیني
@AghayedNet
@AghayedNet
ترجمه عربیِ رساله «نخبه.» این رساله، نگاشته مرحوم حاج محمدکریم کرمانی است.
@AghayedNet
@AghayedNet
می گویم دعاخواندنِ کم با وجود توجه و حضور قلب، بهتر است از آنکه دعا بسیار بخوانی با وجود عدم حضور قلب و بی توجهی. پس باید همت تو در توجه داشتن باشد.
@AghayedNet
@AghayedNet
AghayedNet
ترجمه عربیِ رساله «نخبه.» این رساله، نگاشته مرحوم حاج محمدکریم کرمانی است. @AghayedNet
تأملاتی بر رساله شریفه «نُخبه»:
https://t.me/AghayedNet/125
https://t.me/AghayedNet/125