تحقیقی درباره مؤلف رساله و اشاره به آشنایی وی با مرحوم شیخ احمد اَحسائی
@AghayedNet
استشهادِ مؤلفِ رساله «رسالة في علم النبی و الأئمة...» به فرمایش های مرحوم شیخ احمد اَحسائی
@AghayedNet
چاپ جدیدی از رساله دلاکیه، نگاشته مرحوم حاج محمدکریم کرمانی
@AghayedNet
AghayedNet
رساله دَلّاکیه، نگاشته عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اع
سال گذشته (1394) نیز این رساله تجدید چاپ شده بود.
مطالبی درباره این رساله و چاپ سال قبل، در نوشته نشانْ شده.
AghayedNet
مجموعه مقالات هانری کربن @AghayedNet
بخش هایی از کتاب مجموعه مقالات هانری کربن
صفحه90
@AghayedNet
بخشی از کتاب مجموعه مقالات هانری کربن
صفحه 92
@AghayedNet
عباراتی از کتاب مجموعه مقالات هانری کربن
صفحه 227
@AghayedNet
صفحه نخستِ کتاب اربعین حدیث، تألیف ملا رجبعلی اصفهانی یزدی، از تلامیذ مرحوم شیخ احمد اَحسائی
@AghayedNet
صفحه دوم کتاب اربعین حدیثِ ملا رجبعلی اصفهانی
@AghayedNet
AghayedNet
صفحه نخستِ کتاب اربعین حدیث، تألیف ملا رجبعلی اصفهانی یزدی، از تلامیذ مرحوم شیخ احمد اَحسائی @AghayedNet
🔸بخشی از مقدمه کتاب اربعین حدیث ملا رجبعلی اصفهانی:

🔸فیقول العبد المذنب الجاني رجبعلی بن محمدصالح بن علی نقی الطوسی الإصفهانی هذه اربعون حدیثا من الاخبار المشکلة و الآثار المعضلة ترجمتها ثم ذیلت الترجمة بذکر بعض الأسرار التی الهمنی الله بارشادهم علیهم السلام او استفدتها من شیخی و استادی و من علیه فی المعارف الحقة اعتمادی قدوة العارفین الشیخ الممجد المسدد المعظم المفخم الشیخ احمد بن الشیخ زین الدین الأحسائی أدام الله علوه و مجده.

🔸[حاصل معنی: ] چنین گوید بنده گناهکار جانی، رجبعلی بن محمد صالح طوسی اصفهانی، این چهل حدیث است از احادیث و آثار مشکل اهل بیت علیهم السلام که ترجمه کرده ام و ذیل ترجمه، ذکر کرده ام بعضی از اسرار را که خدا به ارشاد آن بزرگواران علیهم السلام به من الهام کرده است یا استفاده کرده ام از شیخ خود و استاد خود و کسی که بر اوست اعتماد من در معارف حقه، الگوی عارفان، شیخ ممجّد مسدد، شیخ احمد بن شیخ زین الدین اَحسائی اَدامَ الله عُلوّه وَ مَجده.
@AghayedNet
Forwarded from AghayedNet
فرمایشی از مرحوم شیخ احمد اَحسائی، نگاشته شده در صفحه ای از نسخه خطی 317 نمازی خوی.
@AghayedNet
✔️پاسخِ نقدی مغرضانه به مرحوم شیخ احمد اَحسائی (1)

▪️عبارت منتقد:

▪️...اين بود بحث شريف درباره حقيقت ولايت و عدم انفكاك آن از توحيد حضرت باری تعالی شأنه. و در اين مسأله دو طائفه به ضلالت و گمراهی رفته ‏اند اوّل طايفه وهابيه، دوّم طائفه شيخيه!

▪️...اين بود مختصری راجع به مذهب وهّابيه. و اما طائفه شيخيه، آنان نهايت سير انسان را به ذات اقدس حق نمی ‏دانند و وصول او را به مقام عزّ شامخ حضرت احديّت و فناء و اندكاك هستی او را در ذات او جلّ و عزّ، صريحاً انكار می كنند فبناءً علی هذا امكان عرفان الهی و معرفت ذات حق را درباره انسان منكرند و می ‏گويند: نهايت سير عرفانی و كمالی انسان به سوی ولی اعظم است كه حجاب اقرب و واسطه فيض است».

▪️«سيد محمّد حسين حسينی طهرانی، کتاب امام ‏شناسی، ج5،صص 142و 177»

🔸پاسخ:

🔸البته آنچه در مكتب استبصار شيخ اوحد احسائی اعلی اللّه مقامه به پيروی از قرآن و سنت و عقل مستنير به نور وحی، مسلّم و قطعی و بديهی شناخته شده و اثبات گرديده است اين كه هيچ ‏يك از ممكنات حتی حضرات معصومين علیهم السلام در سير عرفانی و كمالی خود به ذات مقدس حق متعال نمی ‏رسند. و هستی هيچ موجودی در ذات مقدس او فانی نشده و نمی ‏شود و در آن ذات مقدس اندكاك نمی يابد.

🔸و باز مسلم و قطعی و بديهی اين مكتب است كه عرفان آن ذات مقدس برای احدی از ممكنات حتی حضرات معصومين علیهم السلام ممكن نبوده و از محالات است. و معرفتی كه در رتبه هر خلقی از طبقات خلايق نسبت به حق متعال ممكن است معرفت ظهور حق است برای آن خلق در آن رتبه.

🔸و خدای متعال هم از هيچ خلقی معرفت ذات خود را نخواسته است و معرفتی هم كه غايت و منظور از خلقت هر خلقی است همان معرفتی است كه در امكان خلق است و نظر به اينكه خلق حادثند و حادث با او واجب هيچ ‏گونه سنخيّت ندارد گرچه آن حادث اسم و ظهور و تجلّی خدای متعال باشد.

🔸پس معرفت حق برای خلق منحصر است در معرفت ظهور حق. و معرفت ظهور حق برای هر ممكني، ممكن نيست مگر بعد از رفع تعيّن خود (وجداناً نه وجوداً و گرنه معدوم خواهد شد) كه از آن تعبير می آورند به كشف و فناء.

🔸و رفع تعيّن برای هر ممكنی آسان نيست و نيازمند به مجاهدات و رياضت هاست، از اين رو شناختن آن اشخاصی كه قطعاً رفع تعيّن خود را نموده ‏اند و ظهور حق در آنان به طور كامل جلوه‏ گر و آشكاراست به طوری كه از آنها اثری صادر نمی ‏شود مگر آنكه آن اثر، از آن ظهور صادر می گردد و نسبت به خدای متعال دارد، شناختن خدای متعال است. و برای ضعفاء اين شناخت نهايت سير آنها است در معرفت.

🔸و باز آنچه در اين مكتب مسلّم و قطعی و بديهی است اين چنين اشخاصی كه معرفتشان به اين مقام نورانيت، معرفت خداوند است برای ضعفاء، در درجه اول محمّد و آل محمدند صلی اللّه عليهم و در درجه بعد انبياء و در درجه بعد نقباء و در درجه بعد نجباء. از اين رو امير المؤمنين علیه السلام به سلمان و جُندب (ابوذر) در حديث نورانيت فرموده‏ اند:

«يا سلمان و يا جندب قالا لبيك يا امير المؤمنين قال علیه السلام معرفتي بالنورانية معرفة اللّه عزّ و جلّ و معرفة اللّه عزّ و جلّ معرفتي بالنورانية.»

🔸و باز آنچه در این مکتب مسلّم و قطعی و بديهی است، اين است همچنان‏ كه برای وجود مراتب است و هيچ موجودی از مرتبه خود تجاوز نخواهد كرد و به مرتبه عالی ‏تر از خود نخواهد رسيد برای ظهور حق تعالی هم مراتب است و هر مرتبه ‏ای همان ظهور حق تعالي را در رتبه خود درك می كند نه ظهور مرتبه عالی ‏تر از خود را.

🔸و مسلّم و قطعی و بديهی است كه مرتبه وجودی محمّد و آل محمّد صلی اللّه عليهم اشرف و اعلا و اكمل و اتمّ و اوّل مراتب وجودی است و ساير مراتب وجود اثر و اشعه وجود ايشان است كه به حسب مراتب خود از ايشان و به واسطه ايشان پيدايش يافته‏ اند و از نظر سلسله نوريه بعد از ايشان مرتبه انبياء و بعد مرتبه اناسی است. و در افاضه فيوضات كه از جمله معرفت و كمالات وجودی تكوينی و تشريعی است اين وسايط در كارند و فيضی به ممكنی نمی ‏رسد مگر به وساطت وسايط كه اقرب آن وسايط به حق متعال و اعظم آن وسايط محمّد و آل محمّد صلی اللّه عليهم هستند.
@AghayedNet
نقل محدث نوری در کتاب شاخه طوبی، از مرحوم شیخ احمد اَحسائی. (ظاهراً نسخه اصل به خط مؤلف.)
نقل جریان، با اندکی تفاوت، در کتاب شرح الزیارة الجامعة‌ الکبیرة
@AghayedNet