✔️ حقیقت تبرّی (1)

🔸موجود، یا وجودش ذاتی است یا وصفی.
عدم وجود ذاتی امتناع است (که در حقیقت نقیض آن نیست) و عدم وجود وصفی نفی است.
وجود ذاتی وجود حق است که عدم آن ممتنع است و ازاین‌ رو خدا را «واجب‌ الوجود» می‌ نامند.

🔸وجود در هر رتبه‌ ای به طور ذاتی خودش را دوست دارد و با ضدش و عدمش دشمن است در نتیجه هرچه که سبب دوام، بقا، قوت، نشاط و ثَبات او شود دوست دارد
و با هرچه که باعث عدم، زوال، فنا، ضعف، کسالت و تزلزل او شود دشمن است
و این یک ویژگی همگانی در همه موجودات است.

🔸فقط درباره یک چیز است که او را از خود بیشتر دوست دارد و او، موجِد (ایجاد کننده) اوست؛ چراکه هرچه در خود می‌ یابد از موجِد است و در نتیجه او را از خود بیشتر دوست دارد.
همچنین تمام آنچه که از موجِد است و برای موجد است را هم دوست دارد؛ چرا که منتسب به موجد است و همه این دوست‌ داشتن‌ ها از اسباب تقویت و رشد و بقاء این موجود می‌ شود.

🔸از آن طرف، با مُعدِم (نابود کننده) خود دشمن است و از هرچه که به او منسوب است بیزاری می‌ جوید.

🔸پس انسان برای زیست بهتر در دنیا و آخرت، نیازمند شناسایی موجِد خود و معدِم خود است تا با محبت به موجدش و آنچه که متعلق به اوست به بقاء و رستگاری نایل شود
و با دشمنیِ با معدمش و آنچه که متعلق به اوست، از فنا و بدبختی نجات یابد و این مسئله، مسئله‌ ای عقلی است که هر کسی می‌ یابد.

🔸خدا نیز چون این ویژگی را در موجودات می‌ دانست، راه خیر و راه شر را، هر دو را، به ایشان نشان داد و برای ایشان به طور واضح و آشکار بیان فرمود تا هر کدام که خواهان نجاتند به سوی هدایت و خیر حرکت کنند و هر کدام که خواهان هلاکتند به گمراهی بیفتند.

🔸پس به حُکم عقل سالم، محبت خدا و محبت رسولان و اولیاء ایشان، که تمامی دعوت‌ کننده به سوی ثَبات و بقایند،
و تمام آنچه که متعلق به ایشان است، واجب و لازم است

🔸و از آن سو، دشمنی با شیطان و یاران شیطان و آنچه که متعلق به آنهاست، ضروری و حتم است؛

🔸چراکه انبیا و اولیا به اتّحاد و اجتماع و برادری و صفات انسانی دعوت می‌ کنند و از صفات جمادی و نباتی و حیوانی و شیطانی بر حذر می‌ دارند و شیطان و یاران او به جهل (برابر عقل) و ظلم و فَساد و انکار حق و لهو و لغو و فرو رفتن در دنیا و تمام صفات پلید و نجس دعوت می‌ کنند... .
@AghayedNet
کتاب الدرة‌ البیضاء، نگاشته عبدالرحیم بن محمدرضا خلخالی
@AghayedNet
AghayedNet
کتاب الدرة‌ البیضاء، نگاشته عبدالرحیم بن محمدرضا خلخالی @AghayedNet
کتاب الدرة البیضاء، نگاشته عبدالرحیم بن محمدرضا خلخالی.

ن‍ویسنده‌ حقیقت محمدیه صلی الله علیه و آله را در هر یک از عوالم غیبی به چهارده شاخه تقسیم می کند که در عالم ناسوت به صورت چهارده نور، چهارده معصوم تجلی یافته است.
او مقام این چهارده نور را بیان می کند و برای ارتباط با خداوند سه راه معرفی می کند.
نویسنده از آشنایان با اندیشه مرحوم شیخ احمد اَحسائی است و با عناوینی از ایشان یاد می کند؛ همچون: شیخنا الکبیر، شیخنا الأفخم و العماد الأقوم و الجامع الأعم عزّ الإسلام و المسلمین، رکن المؤمنین الممتحنین، آیة الله فی العالمین المبطِل لمخترعات المخترعین، ملاذنا و استادنا.
علاوه بر نسخه اصل به خط مؤلف، سه نسخه از این اثر ملاحظه شده است.
@AghayedNet
AghayedNet
✔️ حقیقت تبرّی (1) 🔸موجود، یا وجودش ذاتی است یا وصفی. عدم وجود ذاتی امتناع است (که در حقیقت نقیض آن نیست) و عدم وجود وصفی نفی است. وجود ذاتی وجود حق است که عدم آن ممتنع است و ازاین‌ رو خدا را «واجب‌ الوجود» می‌ نامند. 🔸وجود در هر رتبه‌ ای به طور ذاتی خودش…
✔️ حقیقت تبرّی (2)

🔸روشن است که هر که با شیطان و یاران و دوستان او دوست شود، از خدا و مبدء نور بریده است و با دشمنان خدا و رسول و اولیاء ایشان دوست شده است که البته میان اهل کفر و نفاق و الحاد، دوستی وجود دارد: «کلما دخلت امة لعنت اختها.» گرچه شاید دوستیِ ظاهری میان ایشان دیده شود؛ ولی این دوستی، ظاهری و عرضی است و در حقیقت همه آنها در پی اِهلاک یک‌دیگرند.

🔸با توجه به این حقیقتِ عقلیِ‌ مطابق با دلیل نقلی، وجوب ولایت و برائت آشکار می ‌شود. مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اعلی الله مقامه چنین نتیجه‌ گیری می‌ فرماید که وظیفه ما در ارتباط با انبیا و اولیا چنین است:

🔹«وجب محبتهم و محبة اولیائهم و اخلاقهم و صفاتهم و متابعتهم و متابعیهم.»
🔹(واجب است محبت به ایشان و محبت به اولیاء‌ ایشان و اخلاق و صفات ایشان و متابعت از ایشان و متابعان ایشان.)

و در ارتباط با دشمنان این بزرگواران:

🔹«وجب بغضهم و بغض اخلاقهم و صفاتهم و متابعتهم و متابعیهم.»
🔹(واجب است بغض آنها و بغض اخلاق و صفات آنها و متابعت آنها و متابعان آنها.)

و درباره این حب و بغض می‌ فرمایند:

🔹«و فی هذا الحب و البغض نجاة العبد و هذا الحب و البغض اصل الدین و حقیقته و سایر الاعمال فروعهما و آثارهما
🔹کما روی انه سئل الحجة علیه ‌السلام هل الحب من الایمان فقال هل الایمان الا الحب
🔹فکما یجب علی المؤمنین محبة اولیاء الله یجب علیهم البراءة من اعداء الله فان الادبار عن الظلم تمام الاقبال الی النور و لایکاد یجتمع الاقبال الیهما بل و لا الادبار عنهما.»
🔹(و در این حب و بغض، نجات بنده است و این حب و بغض، اصل و حقیقت دین است و سایر اعمال، فرع‌ ها و اثرهای این دو است
🔹همان‌ گونه که روایت شده است از حجت علیه‌ السلام «آیا حُبّ (دوستی) از ایمان است؟» پس فرمود: «آیا ایمان چیزی غیر از حب است؟»
🔹پس همان‌ گونه که بر همه مؤمنان محبت اولیاء‌ خدا واجب است، برائت و بیزاری از اعداء خدا هم واجب است. پس پشت کردن به ظلم رو‌کردنِ کامل به نور است و هرگز روکردن به هر دو در شخص جمع نمی‌ شود؛ بلکه پشت‌ کردن به هر دو (حب و بغض) نیز در شخص جمع نمی‌ شود.)

🔸و از همین جا بطلان صُلحِ کلی‌ ها آشکار می‌ شود که نور و ظلمت و حق و باطل و همه فرقه‌ ها را خوب دانسته و با همه سلوک می‌ کنند.
@AghayedNet
بدون شرح
@AghayedNet
بدون شرح
@AghayedNet
ضریح صحابی،حذیفة بن یمان،در مدائن
مکتوب بر پارچه ضریح:
اَلسَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا مَنْ أُوتِيَ الْعِلْمَ بِاَسْمَاءِ الْمُنَافِقِيْنَ
(سلام بر شما ای کسی که به نام های منافقان آگاهی داشتی)
@AghayedNet
Forwarded from AghayedNet
🌷أسعد الله أیامکم سعیداً

🌷امور ضروری درباره امام زمان، حجت بن الحسن العسکری علیهماالسلام

آنچه درباره امام زمان علیه السلام ميان شيعه اثنی‏ عشری به حد ضرورت رسيده است اموری است كه اجمالاً به آنها اشاره می‏ كنیم:

1ـ آن حضرت دوازدهمين امام شيعه است. (1)

2ـ فرزند امام حسن عسكری و نرجس خاتون علیهماالسلام است.(2)

3ـ آن حضرت در زمان حيات پدر بزرگوارش ولادت يافته است.(3)

4ـ از هنگام ولادت تا هنگام شهادتش كه بعد از ظهورش خواهد بود زنده بوده و هست و خواهد بود. يعنی روح مقدسش از بدن مطهرش مفارقت نكرده است و عمر طولاني خواهد داشت كه مقدار آن را خدا می داند. (4)

5ـ دارای دو غيبت بوده: يكی غيبت صغری و ديگری كبری. و غيبت كبری از هنگام وفات وكيل و نائب چهارم آن حضرت، مرحوم علي بن محمد سمري رضوان اللّه عليه شروع گرديده و تا وقتی كه خدا بخواهد و ظاهر شود ادامه دارد.(5)

6ـ آن بزرگوار بعد از رحلت پدر بزرگوارش، امام وقت و حجت خدا و ملجأ و پناه بندگان و شاهد بر جميع خلق بوده و می ‏باشد. (6) بِيُمنِهِ رُزِقَ الوَرَی وَ بِوُجُودِهِ ثَبَتَت الاَرضُ وَ السَّماء.

اينهاست اموری كه در ميان شيعه اثنی عشری درباره امام زمان علیه السلام به حد ضرورت رسيده است، كه هركس يكی از اين امور را انكار كند از تشيع خارج می شود. و ما به جميع اين امور اقرار و اعتراف داريم و هركس خلاف يكی از اين امور را به ما نسبت دهد از او بيزاريم.
—---------
1- بحارالانوار، ج 36 ص 305
2- همان، ج 36 ص 194
3- پانزدهم شعبان سال 255 ه ق.، همان، ج 51 ص 1
4- بحار الانوار ج 51 ص 134
5- همان، ج 51 ص 134
6- همان، ج 52 ص 92
@AghayedNet
دهم ربیع الأول
سالروز ولادت مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی
@AghayedNet
✔️مرحوم حاج ميرزا محمدباقر شریف طباطبایی

🔸فرزند میرزا جعفر در 10 ربیع الاول 1239 ق در قریه قهی اصفهان به دنیا آمدند.

🔸در نوجوانی به اصفهان آمده و در مدرسه «نیماورد» علوم رایج را تحصیل کردند و به زودی در تمام رشته‌ های علمی ترقی شایانی كرده و مورد تأیید علما و اساتید فن قرار گرفتند.

🔸در همان أوان از مکتب مرحوم شیخ احمد اَحسائی آگاه شده و با مرحوم آقای حاج محمدكريم کرمانی آشنا گردیدند.

🔸در سال 1262 یا 1263ق به قصد تلمّذ نزد آن بزرگوار عازم کرمان شدند و در مدرسه ابراهیمیه به تحصیل علوم دینی پرداختند.

🔸در این دوران نيز چنان پیشرفت چشم‌ گيری داشتند که مُقّرِر درس استاد گردیدند به طوری كه تمام تلامذه اظهار می داشتند ما بدون بیانات شما از درس استاد بهره‌ نمی بریم.

🔸ایشان مورد علاقه خاص استاد بزرگوار واقع شدند. و پس از مدتی ایشان را برای نشر علوم اهل بیت به نائین و انارک به تبلیغ فرستادند.

🔸در زمانی محدود زبانزد اهالی آن سامان گرديده و با مراتب علمی، زهد و تقوای ایشان آشنا شدند به طوری كه امام جمعه وقت نائین ‌گفت: «هرکه را هوای رؤیت علم سلمان و زهد ابی‌ ذر است اینک حاج میرزا محمدباقر حاضر است.»

🔸پس از مدتی به کرمان معاودت فرمود و مجدداً به امر استاد بزرگوار برای نشر علم آل‌ محمد علیهم السلام به همدان مأموريت يافت.

🔸در آنجا تا سال 1315 نزديك به 40 سال، و پس از آن چهار سال در حاشيه كوير در قريه جندق، در راه حفظ شریعت و ابلاغ دین و نفی بدعت ها عمر گرانمايه را با تلاشي فراوان سپری فرمود.

🔸ایشان در شب 23 ماه شوال 1319 دار فانی را وداع فرمود و همان‌ جا در مقبره‌ ای كه هم اكنون منسوب به ايشان است مدفون گرديد. پس از مدتی پيكر مطهرش به مشهد مقدس انتقال يافت و در جوار حضرت علی بن موسی الرضا علیهماالسلام در صحن نو (آزادی) آرميد.

🔸از بركاتی كه از آن شخصيت ارزنده به يادگار مانده، قریب به دویست کتاب و رساله و بیش از هزار درس و موعظه است.
@AghayedNet
✔️المرحوم المیرزا محمدباقر الشریف الطباطبائی
(شرح حال مختصری به زبان عربی)

🔸ترجم له في طبقات أعلام الشيعة باختصار شديد، و هذا نصّ العبارة:

«الشيخ الميرزا محمّد باقر بن محمّد جعفر الهمداني، عالم مصنّف، من فضلاء الشيخيّة في همدان، له تصانيف، طُبع منها الدرّة النجفيّة، والميزان، والاجتناب الذي فرغ منه [سنة] 1307، وكتب قبله النعل [الـ]ـحاضرة، توفّي [سنة] 1319».

🔸و أُشير إليه إشارة عابرة في أعيان الشيعة ضمن ترجمة الشيخ محمّد باقر البهاري:

«و يوجد رجل يسمّى الحاج ميرزا باقر بن محمّد جعفر الجندقي من الشيخيّة، له كتاب الدرّة النجفيّة، مطبوع، ونظراً لاشتراكه مع المترجم في الاسم واسم الأب ووجود كتاب للمترجم يسمّى الدرّة الغرويّة - كما يأتي - قد يحصل الاشتباه بينهما، فليُنتبه لذلك».

🔸و هذا الاشتباه الذي حذّر منه وقع فيه الكثيرون، فكثيراً ما تُنسب مصنّفات أحدهما إلى الآخر، و لم يشتبه الحال على الكتّاب البعيدين عن عالم التتبّع، بل حتّى بعض المعروفين بكثرة التتّبع وسعة الاطّلاع قد وقعوا في ذلك، كما تجده في كتاب تراجم الرجال للسيّد أحمّد الحسيني.

🔸و ذُكر في الذريعة من مصنّفاته الاجتناب ، والدرّة النجفيّة ، والنعل الحاضرة ، والميزان ، والموضح .

🔸على أيّ حال، نقول إنّه - كما تنصّ عليه بعض المصادر المخطوطة - هو محمّد باقر بن محمّد جعفر بن محمّد صادق بن عبد القيّوم بن أشرف بن محمّد إبراهيم بن محمّد باقر.

🔸فجدّه الأعلى و سمّيه المذكور هو المولى محمّد باقر بن محمّد مؤمن الخراساني المشهور بالمحقّق السبزواري (1017 - 1090 هـ) من علماء العهد الصفوي، و له من المؤلّفات ذخيرة المعاد في شرح الإرشاد، وكفاية الأحكام.

🔸أمّا المرحوم الحاج المیرزا محمدباقر الشریف الطباطبائی ، فهو من أهل العهد القاجاري، وُلد سنة 1239 ه ق بقرية قهي في نواحي إصفهان، و لذلك يسمّى بالقهي طوراً و بالإصفهاني طوراً آخر، وكان والده من مريدي المرحوم الشيخ أحمد بن زين الدين الأحسائي، و لمّا حطّ الشيخ رحاله في إصفهان ضمن أسفاره الكثيرة، نزل مكرّماً مخدوماً مطاعاً عند والده ره.

🔸نشأ و نمى المرحوم المیرزا محمدباقر في القرية المشار إليها و قضى فيها سنينه الأولى، حتّى إذا بلغ الرُشد ارتحل إلى إصفهان لتكميل العلوم و ظلّ فيها زماناً منشغلاً بالتعلّم ومطالعة كتب الشيخ الأحسائي.

🔸وكان من أصدقائه و أودّاءه شخص يُقال له الملّا محمّد جعفر البدر الكرماني، صحبه في حلّه و ترحاله، وكان قد سمع منه باسم الحاج محمدكريم الكرماني - صاحب إرشادالعوام و نصرة الدین و... - فتاقت نفسه إلى لقائه.

🔸و مرّ الزمان و تشرّف بزيارة ثامن الأئمّة مولانا الإمام الهمام علي بن موسى الرضا علیهماالسلام، وكانت له هناك مجادلات مع رسول الباب المدعو الملّا حسين البشروئي، أفحمه فيها وفضحه أنّه مفتر على الله، و تفصيل كلّ ذلك في بعض المخطوطات.

🔸و رجع بعد ذلك إلى وطنه المألوف إصفهان، وجرى بينه وبين البابيّة مثل ذلك، على أنّه لم يمكث فيها طويلاً حتّى سافر إلى يزد لمّا بلغه نبأ سفر الحاج محمدكريم الكرماني إلى المشهد الرضوي عن طريق يزد، وكان الطريق المألوف الذي اعتاده الكرماني في هذا السفر هو المرور ببلاد بلوچستان، ولكنّه غيّر مساره آنذاك حذراً من شرّ طائفة البلوچ التي غلبت في ذلك الوقت كما تبيّنه عبارة كتابه هداية الطالبين.

🔸حتّى إذا عاد المرحوم الكرماني إلى موطنه كرمان ارتحل المرحوم الحاج میرزا محمدباقر معه إليها، و نزل في إحدى مدارسها، و انقطع إليه، و ظلّ مرافقاً له متتلمذاً عليه.

🔸حتّى بعث أهل نائين إلى المرحوم الكرماني أنّهم بحاجة إلى مرشد ديني، فبعث المرحوم الحاج میرزا محمدباقر وكيلاً عنه إلى تلك الديار، وانشغل فيها بالتبليغ والوظائف الدينيّة.

🔸و في تلك الفترة كان معيناً للميرزا محمّد علي الشيرازي في إعداد معجمه العربي المسمّى بمعيار اللغة.

🔸ثمّ إنّ أستاذه المرحوم الحاج الكرماني قصد زيارة العتبات العاليّات، فمرّ بإصفهان ثمّ نزل بهمدان، وقد توفّي في تلك الأيام الحاج عبد الصمد الهمداني، وكان المرشد الديني لجماعة الشيخيّة في تلك الديار، فطلبوا منه تعيين من يحلّ مكانه، فوعدهم خيراً.

🔸و قد سافر المرحوم المیرزا محمدباقر حينها إلى قمّ أولاً ثمّ إلى همدان ليلتقي مجدّداً بأستاذه، فأمره أن يحلّ في همدان مبلّغاً دينيّاً و وكيلاً مطلقاً عنه فيها، و ظلّ فيها ثلاثين سنة مواظباً على أداء وظائفه الدينيّة حتّى بعد وفاة أستاذه المذكور.

🔸و حدثت في سنينه الأخيرة في همدان معركة عظمى وبليّة طخماء سبّبها بعض خصومه ومن لا يرتضي مسلكه، و قد قُتل في هذه الفتنة جمع غفير من أصحابه، و اضطّر هو للخروج إلى جندق، و كان فيها لسنوات قليلة حتّى توفّي و نُقل جثمانه إلى المشهد الرضوي و دُفن فيه. أعلی الله مقامه.
@AghayedNet
نمای زیبایی از منزل مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبایی در قهی اصفهان
@AghayedNet
نمایی از منزل مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبایی در قِهی اصفهان
@AghayedNet
نمایی از منزل مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی در قهی اصفهان
@AghayedNet