🌷عبارت 3: جایگاه یك دعای ویژه

بعد از ذكر دو دعا می نویسند:
و هر كه ترك كند آنها را قضا كند چنان كه نماز را قضا می كند.

و آن عبارت است از: ده مرتبه خواندن هر كدام از این دو دعا قبل از طلوع آفتاب و قبل از غروب آفتاب:
1-لا اِلهَ اِلَّا اللّهُ وَحْدَهُ لا شَریكَ لَهُ لَهُ المُلْكُ وَ لَهُ الحَمْدُ یحْیى وَ یمیتُ وَ هُوَ حَی لایمُوتُ بِیدِه الخَیرُ وَ هُوَ عَلى كُلِّ شَى‏ءٍ قَدیرٌ.
2-اَعُوذُ بِاللّهِ السَّمیعِ العَلیمِ مِنْ هَمَزاتِ الشَّیاطینِ وَ اَعُوذُ بِكَ رَبِّ اَنْ یحْضُرُونِ اِنَّ اللّهَ هُوَ السَّمیعُ العَلیمُ.

و این كه می فرمایند همچون قضا كردن نماز، خواندن این دو دعا را قضا كن، با توجه به احادیث است. به منظور بصیرت بیشتر احادیث آن را نقل می كنم:
حضرت صادق علیه السلام در حدیثی بعد از ذكر این دو دعا می فرمایند: فان نسیت قضیت كما تقضى‏الصّلوة اذا نسیتها (اگر فراموش كردی، آن را قضا كن همان گونه كه نماز را هنگامی كه فراموش كردی قضا می كنی).
در حدیثی پس از ذكر این دعا شخصی عرض كرد: فقال له رجل مفروض هو قال نعم مفروض محدود (آیا خواندن این دعا واجب است؟ حضرت فرمودند: بله واجب محدود است – یعنی در اوقات مخصوص-).
در حدیثی نیز وارد شده است كه فرمود: انّ من الدّعاء ما ینبغى لصاحبه اذا نسیه ان یقضیه (از دعاها مواردی است كه اگر آن را شخص فراموش كرد سزاوار است كه آن را قضا كند) و بعد این دو دعا را تعلیم فرمودند. و باز در آخر حدیث فرمود: فاذا نسى من ذلك شیئاً كان علیه قضاؤ (اگر چیزی از این دو دعا را فراموش كرد بخواند، قضا كند).
در حدیثی فرمود: فریضة على كل مسلم ان یقول قبل طلوع الشمس عشر مرّات و قبل غروبها عشر مرّات لا اِلهَ اِلَّا اللّهُ وَحْدَهُ لا شَریكَ.... (بر هر مسلمانی واجب است كه قبل از طلوع خورشید و قبل از غروب آن ده مرتبه بگوید لا اله الا الله وحده ....) و این دو دعا را تعلیم فرمود.
و در حدیثی فرمود: و اذكر ربّك فى نفسك تضرّعاً و خیفةً و دون الجهر من القول عند المساء لا اِلهَ اِلَّا اللّهُ وَحْدَهُ لا شَریكَ لَهُ (در مساء – بعد از ظهر- پرورنده ی خود را در حالت تضرع و ترس در نفْس خود یاد كن نه با صدای بلند و بگو لا اله الا الله ...) تا آخر دو دعا.
و در حدیث دیگر وارد شده است كه هر كه این دو دعا را بخواند: كانت كفّارة لذنوبه ذلك الیوم (كفاره ی گناهان آن روز او خواهد بود).
احادیثی كه نقل شد از كتاب فصل الخطاب كبیر، از حدیث 3460 به بعد است (باب التهلیلات و التعویذات قبل طلوع الشمس و قبل غروبها).
خداوند به همه ی دوستان آل محمد توفیق عمل به مقتضای علم عنایت فرماید، آمین.
👇👇👇
🌷عبارت 4: جایگاه امامت، ولایت و برائت

می فرمایند:
و چون زمان آن حضرت صلی الله علیه و آله زمانی بود كه مردم متحمل ولایت نبودند،‌ذكر ولایت را نفرمودند پس اگر بعد از عهد به نبوت، عهد به ولایت و معالم دین و اركان آن كنی، گناهی ندارد.
این عبارت را پس از ذكر دعایی كه باید در صبح و پسین خواند ذكر می فرمایند. از این عبارت، روشن می شود كه پس از ذكر توحید (لا اله الا الله) و نبوت (محمد رسول الله "ص")، ذكر امامت و ولایت به جا است.
و معنای آن كه می فرمایند "گناهی ندارد"، یعنی خلافی صورت نمی گیرد و با اصلی از اصول اعتقادی تضاد پیدا نمی كند. از این جهت می توان در موارد بسیاری شهادت به "امامت" و "ولایت اولیاء و برائت از اعداء" را ذكر كرد. مواردی همچون:
-اذان
-اقامه
-دعای قنوت
-تشهد
-زیارت ها
-دعاها
-و .....
چرا كه ائمه علیهم السلام اجازه فرموده اند در مقام انشاء دعا، به گونه ای انشاء كنیم كه مخالفت هم نداشته باشد با كلیات اعتقادی ما و شئون ولایتی اولیاء علیهم السلام. از این جهت در اضافه كردن شهادت به امامت و ولایت مشكلی نیست و این مسئله، از كل عمومات و دعاهای عمومی استفاده می شود.
اما برای شهادت به امامت ائمه و اقرار به مسئله ی "ولایت و برائت" به ویژه در "تشهد" نماز، دلیل هایی وجود دارد:
👇👇👇
یکی از نسخه‌های کهَن رساله مبارک «نُخبه» تألیف و تصنیف عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اع
👆👆👆
🌷اما برای شهادت به امامت ائمه و اقرار به مسئله ی "ولایت و برائت" به ویژه در "تشهد" نماز، دلیل هایی وجود دارد:

1-امر تشهد، وسعت دارد به گونه ای كه راوی از امام علیه السلام سؤال می كند كه در تشهد چه بخواند؟ امام می فرمایند: در تشهد، امر موقتی نیست – موقتی یعنی بسته به نص خاص-. (احادیث جمع آوری شده و در آرشیو موجود است).

2- در حدیثی امام علیه السلام درباره ی تشهد نماز فرمودند: احسنَ ما یعلمون را در تشهد بگویند (بهترین چیزی كه می دانند). و بهترین امور، اقرار و شهادت به ربوبیت حق تعالی و نبوت رسول خدا و امامت ائمه طاهرین و مسئله تولی و تبری است. (متن كامل در آرشیو).

3-در كتاب مستطاب "كفایة المسائل" مسئله ای عنوان فرموده اند كه:
مسئله – شهادت به إمارت امیرالمؤمنین – علیه السلام – و ولایت آن بزرگوار و سایر ائمه طاهرین – علیهم السلام- بعد از شهادت به توحید و نبوت بالاستقلال در هر موضعی مستحب است.
چنان كه در احادیث وارد شده و خلاقی در آن نیست و شعار شیعه اثنی عشری این است كه كه در اذان و اقامه بعد از شهادت به توحید و نبوت شهادت به امارت و ولایت آن بزرگوار صلوات الله و سلامه علیه می دهند. (كفایة ج 1 ص 216).

و یكی از مواضع كه در آن ذكر شهادت به ولایت امیرالمؤمنین مستحب است، تشهد نمازها است.
👇👇👇
🌷4- در احادیث فراوانی درباره "تقیه" اصرار فرموده اند و ذكر نكردن شهادت به امامت حضرت امیر و همچنین ركن چهارم دین، از باب تقیه بوده است و امروزه می توان به این مهم اقرار و اعتراف داشت.

از این جهت در قسمتی از دعاهای نخبه عبارت هایی كه اشاره به همین مطلب (ذكر چهار شهادت) است به صورت انشاء اضافه شده است. (مراجعه كنید به نخبه، چ جدید، پاورقی ص55).

البته در این كه عبارت های اضافه شده توسط صاحب نخبه است یا توسط شخص دیگر، هنوز مشخص نیست ولی احتمال هم دارد شخص دیگری این كار را كرده باشد چرا كه در برخی از جمله ها عدم فصاحت به چشم می خورد همچون: صلوات الله علیهم در جمله ای كه مخاطب خدا است (باید صلواتك علیهم باشد)؛ و یا عبارت بِهِم وِلایتی (كه لّهم ولایتی مناسب تر است).

5- و اما تصریح به ولایت اولیاء و برائت از اعدا در تشهد (بعد از شهادت به امامت و امارت حضرت علی علیه‌السلام)، طبق دستور مرحوم سید کاظم رشتی اعلی الله مقامه است که در رساله ترجمة‌الصلوة می‌فرمایند:

«بعد از رفعِ رأس از سجده دوم، تشهد بخوان و متذکر باش صحراي محشر را و اينکه خلايق نامه اعمال ايشان در دست ايشانست؛ پاره‌اي به دست راست دارند و پاره‌اي به دست چپ. پس خلايق کلاً در آن روز به صورت تشهد، متورک نشسته حساب به وليِّ حساب مي‌دهند.
پس آن روز را به خاطر آورده و آن مجلس را متذکر شده مشغول حساب دادن باش و بگو: اشهد ان لا اله الا الله وحده لاشريک له...»
تا اینکه می‌فرمایند بگو:
«...و اوضح از همه و اجلي از جمله امر وصايت و خلافت حضرت اميرالمؤمنين عليه‌السلام با اولاد طاهرينش صلوات الله عليهم و بيزاري از اعداء و مخالفين ايشانست اقرار آوردم و اعتراف کردم و دل را به آن منعقد ساختم... .»
👇👇👇
🌷عبارت 5: دعای كم + حضور دل

می فرمایند:
می گویم: دعا خواندنِ كم با وجود توجه و حضور قلب، بهتر است از آن كه دعا بسیار بخوانی با وجود عدم حضور قلب و بی توجهی. پس باید همت تو در توجه داشتن باشد.
مطلبی است كه در احادیث به آن تصریح شده و علما نیز بارها متذكر آن شده اند. با دقت بر روی واژه واژه عبارت فوق و با نیتِ‌ عمل، تأثیر شگرفی در خود بیابیم.
ـــــ
این بود تأملاتی بر رساله شریف «نخبه».
وفقکم الله و ایانا لنصرة دینه و ولیّه - علیه‌السلام -.
در رساله «نخبه»، این دعا را ذکر می‌فرمایند:
اللهم اجعلنی مع محمد و آل محمد في کل عافیة و بلاء و اجعلنی مع محمد و آل محمد في کل مثویً و منقلب...
ــــــــــــ
درباره همراهِ محمد و آل محمد - علیهم‌السلام - بودن و «معیّتِ» با آن بزرگواران، از مرحوم عالم ربانی آقای حاج محمدباقر شریف طباطبایی - اعلی الله مقامه - سؤال می‌شود. پاسخ آن بزرگوار تقدیم می‌گردد: 👇
AghayedNet
🌷چند روزی است کتابی در قم مقدسه به چاپ رسیده است. در این کتاب که همچون دیگر کتاب‌های دستِ دوم و سوم به نقدِ کورکورانه شیخیه پرداخته شده، - و شاید در آینده این کتاب را معرفی کنیم -، در پاورقی صفحه54 چنین نگاشته شده است: «گروه بالاسری‌ها در مقابل پایین‌سری‌ها…
پیش از این درباره تقدم بر قبر امام معصوم علیه السلام هنگام نماز، نِکاتی را یادآور شدیم.
در ادامه، رساله‌ یکی از علمای احساء را معرفی کرده و ارائه می‌کنیم. مؤلف در این رساله، این بحث را مفصلاً بررسی کرده است.
«رسالة فی حکم التقدم علی قبر الامام في الصلاة»، نگاشته شیخ محمد الهاجری است.

👇👇
عیون التجارب، مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اع
👆👆
مرحوم حاج محمد كريم كرمانی أعلی الله مقامه جُنگ‌هایی تألیف و تصنیف فرموده‌اند. یکی از این جُنگ‌ها کتابی است با نام "عيون التجارب".
بيشتر موضوع هاي اين رساله (جُنگ) درباره تجربيات طبی است.
اين جُنگ 7500 بيت بوده (هر بیت، 50 حرف) و به زبان عربي نگاشته شده و همچنان مخطوط باقی مانده است.
در ابتداي اين جُنگ چنين مي خوانيم (تمام عبارت را براي استفاده پژوهشگران نقل مي کنیم):
"اني كنت ابداً شديد الحب للأشياء التي تؤثر بالخاصية دون الطبيعة و كنت شديد الولع الي معرفتها و جمعها و تجربتها من ايّ نوع كانت. فان الاشياء المجربة اليقينية الوحيّ الاثر امور تسكن النفس اليها و تطمئن بها و تركن اليها و تكون ساكنة عند استعمالها.
فبذلك اجتمع عندي بعض الاشياء المجربة اليقينية المؤثرة في جميع الموارد من غير خطاء لكلّ احد فاحببت ان اكتب في ذلك رسالة منفردة اكتب فيها ما عملته بيدي و رأته عيني من غير نقل من كتاب او رواية عن احد و لو كان ثقة فان الثقة قد يخطي و ما في الكتب اكثرها منقول من كتب اخر او منقول من الرواة‌ لاسيما بعد ان جربت كثيرا منها و رأيت فيها الخطاء فها انا اذكر في هذه الرسالة مجرّباتي من غير ملاحظة ترتيب فانها تقع في يدي من غير ترتيب و اذكر كل واحد تحت عنوان فصل و سميت رسالتي هذه ب"عيون التجارب" و الله الموفق للصواب و اليه الماب."
👇👇
👆مناسب است به ترجمه برخي از مطالب اين كتابِ تجربي اشاره كنم:
__ باز كردن چشم در آب سرد خوب است چرا كه مواد و بخارات را رفع مي كند. شخصي كه بر اين كار مداومت كند، قدرش را خواهد دانست.
__ شخصي كه در ابتداي خواب آيه آخر سوره ي كهف را بخواند، و نيت كند كه در فلان ساعت بيدار شود،‌بيدار خواهد شد ان‌ شاء الله به شرط آن كه هرگاه در بين خواب بيدار شد و خواست باز بخوابد، آيه را تكرار كند و بعد از خواندن آيه، سخن نگويد.
__ شخصي كه مي خواهد نامه اي به شخصي بنويسد كه از او حاجتي مي خواهد، در ابتداي نامه با قلمي بدون جوهر بنويسد: لينجح ان الله وعد الصابرين المخرج مما يكرهون و الرازق من حيث لا يحتسبون جعلنا الله و اياكم من الذين لا خوف عليهم و لا هم يحزنون.
🌷در فروردین 1393 پایان‌نامه‌ای در مقطع کارشناسی‌ارشد در دانشگاه ادیان و مذاهب (دانشکده مذاهب) دفاع شده است.
عنوان پایان‌نامه، نشان از بررسی موضوعی دقیق و بِکر دارد. «بکر» ازاین رو که با بررسی پایان‌نامه‌های دیگر در این حوزه، می‌یابیم کمتر به این موضوع پرداخته شده است که شاید یکی از علت‌های مهم، نا آگاهی از آن است.
در این پایان‌نامه، موضوعِ بررسی‌شده «اختلاف برداشت پیرامون واژه رکن رابع» است و هدف، «درک متقابل میان گروه‌های شیعه.»
این پایان‌نامه پس از «پیشگفتار»، در چهار فصل تنظیم شده است:

فصل اول «کلیاتی» است درباره شیخیه آذربایجان، شیخیه کرمان و شیخیه همدان و توضیحی درباره بزرگان هر گروه؛

فصل دوم درباره «شیخیه کرمان و شیخیه همدان و عقاید آنان» است؛

و در فصل سوم «رکن رابع در اندیشه شیخیه کرمانی» بررسی شده؛

و در فصل چهارم به «نقدهای شیخیه همدان بر شیخیه کرمان» اشاره شده است.

در پایان «ملحقاتـ»ـی با عنوان «نقدهای شیعه بر رکن رابع» به نگارش در آمده است.

آنچه نگارنده را به نوشتن در این باره واداشت، چند علت است: علت نخست، همان است که اشاره کردیم: پایان‌نامه‌هایی که با محوریت شیخیه همدان باشد، بسیار کم است و این خود عاملی است برای معرفی یک پایان‌نامه که به موضوع بِکری پرداخته است.

علت دوم سپاسی است از نویسنده پایان‌نامه که به تفاوت «رکن رابع» و «وحدت ناطق» پی برده و هدف خود را تبیین این دو اصطلاح قرار داده است

و علت سوم، درخواست خودِ نویسنده، جناب آقای محسن حسنی‌سعدی، از اینجانب بود که بر این پایان‌نامه نقدی بنگارم. در این نوشتار به ترتیب فصل‌ها، توضیحاتی را ارائه کرده و در پایان به مطالبی کلی اشاره کرده‌ایم.
👇
👆
بعضی از موضوع‌هایی که در این نقد بررسی کرده‌ایم:
ــ اشاره به انصاف‌های مؤلف محترم پایان‌نامه؛
ــ بررسی موضوع تقدم بر امام علیه السلام هنگام نماز؛
ــ شیخ مرحوم اعلی الله مقامه و مسئله خواب دیدن؛
ــ تأملاتی بر دو اصطلاح «امام ناطق» و «امام صامت»؛
ــ اشاراتی به بحث لزوم وحدت ناطق شیعی؛
ــ پاسخ به نقدهای مؤلفِ محترم پایان‌نامه درباره شیوه نگارش کتب بزرگان؛
ــ اشاره به اغلاط پایان‌نامه (اغلاط در ضبطِ اَعلام و نام کُتُب.)
فایلِ PDF این نقد، تقدیم می‌شود:👇👇