حاشیه ای از ملا علی نوری به خط خودش بر عبارتی از کتاب شرح الزیاره (نگاشته مرحوم شیخ احمد اَحسائی) در باب شهادت ثالثه در اذان
@AghayedNet
AghayedNet
حاشیه ای از ملا علی نوری به خط خودش بر عبارتی از کتاب شرح الزیاره (نگاشته مرحوم شیخ احمد اَحسائی) در باب شهادت ثالثه در اذان @AghayedNet
حاشيه ايست از ملا علي نوری به خط خودش، بر عبارتی از شرح الزياره عالم ربانی مرحوم شيخ احمد احسائي (اع)؛ در باب شهادت ثالثه در اذان:
قال عزّ من قائل: "فَلا اُذکَرُفي موضعٍ إلّا ذُکِرَ معي، فأنا الأعلی وهو عليٍ".
أقول: وهو يقول الحق، إنّ في هذا لبلاغا لقومٍ عابدين. حيث يمکن أن يُستشهد به علی کون الشهادة بولاية عليٍ عليه السلام من الفصول الأذانية، کما يکون الشهادة بالوحدانية وبالرسالة منها. کيف لا ولقد قال عزّ من قائل في کتابه: "وَ مَن أظلَمٌ مِمَّن مَنَعَ مَسَاجِدَ الله أن يُذکَرَ فِيهَا اسمُه وَ سَعَی فِي خَرَابِها" الآية. وظاهرٌ أنّ عليّاً عليه السلام أعظم أسمائه سبحانه الذي هو إمام أئمّة الأسماء الحسنی ومجمع جوامعها وإليه مرجعها ومآبها. فکلّ مَن منع وأبی من الفقهاء أو العلماء من کون تلک الشهادة الولوية من الفصول الأذانية ونهی عنها، فهو يکون عياذاً بالله تعالی ممّن منع مساجد الله أن يذکر فيها اسمه وسعی في خرابها. (نوري)
وإنّي کنتُ في سالفٍ من الزمان باحثا عن حال شخصٍ معروفٍ من الفقهاء في ذلک الزمان کان معي و ناصَحَ بهذا المنع ومصرّاً علی هذا النهي، إصراراً بالغاً ومتفحّصاً عن کيفية حال مآبه ومآله؛ إلی أن استخرتُ يوماً وتفألتُ في الکشف عن کيفية أحواله من القرآن. فجائت هذه الکريمة، أي: "وَ مَن أظلَمَ مِمَّن مَنَعَ مَسَاجِدَ الله ..." الآية؛ فاعتبرتُ عبرةً ما اعتبرتُ قطّ مثلها، وتلذّذتُ بلذّة ما وجدتُ مدّة عمري مثالها فضلاً عن مثلها. (نوري)
@AghayedNet
مواعظِ نویافته ای از مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبایی؛ مواعظِ محرّم الحرام سال 1301ق
@AghayedNet
مواعظ نویافته ای از مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبایی، مواعظ محرّم الحرام 1301ق
@AghayedNet
▪️حکایتی از سید محمود آلوسی، مفتی بغداد و معاصر مرحوم سید کاظم رشتی
درباره احیاء مراسم محرّم

مخفی نماند که در اینجا مطلب لطیف و ظریف هست که همین سید محمودِ مفتی [آلوسی] که الآن به نقل آن اشاره شد، قضیه ای را برای این احقر [=فاضل دربندی] بیست سال یا بیست و پنج سال قبل از این نقل کرد و حاصلش این است، گفت که:
در جایی بودم و در آنجا جمع شده بودند متعصبین اهل سنت از علماء و رؤساء آنها، ناگاه یک نفر از عوام عجم از نزدیک این مکان گذشت و جمعی از این قوم به آن صدا زدند و گفتند: ای عجم! اینجا بیا و غرض اینها استهزاء و سخریّه کردن بود. و گفتند شما طائفه رَفَضه، حُمَقا و مجانین هستید. آن شخص گفت: این را از چه راه و از چه سبب گفتید؟ آنها گفتند: در هر سال در ماه محرم برهنه می شوید و بر سر و سینه های خودتان می زنید و گریبان ها پاره می کنید و صداها بلند می کنید و گریه می کنید و پای ها بر زمین می زنید و رفع صوت می کنید، و می گویید: حسن، حسین؛ حسن، حسین و در هر سال به این نهج کردن صادر نمی شود مگر از حمقاء و دیوانه ها.
پس آن مرد عجم گفت: مگر سبب و وجه این را الی الآن نفهمیده اید که چرا ماها در هر سال در ماه محرّم اینطورها می کنیم؟!
پس گفتند: سببش را الی الآن ندانسته ایم، تو بیان کن.
آن مرد گفت: چشم های ما از شما ترسیده است و باعث بر تجدید این اطوار و سبب بر این گونه افعال ماها شما هستید.
پس این قوم از این کلام بسیار تعجب کردند و گفتند: معنای این کلام چه چیز است؟
گفت معنای این را می دانید ولکن تجاهل می کنید.
همه قسم خوردند معنای این را نمی دانند.
گفت: آیا امر واضح را نمی دانید؟ گفتند: نه.
گفت: جناب سیدالمرسلین صلوات الله و سلامه علیه و آله در منزل غدیر خمّ علی بن ابیطالب علیه السلام را به نصّ مِن الله و تأکیدات مِن الله تعالی، امام مفترض الطاعة و اَولَی بِالتّصرف و خلیفه خود قرار داد در محضر هفتاد هزار حاجّ و چون ما طائفه شیعه از جائرین ظالمین مثل شماها تقیه کردیم، هر سال روز غدیر را عید نگرفتیم و اظهار شادی و سرور علانیه و عَلَی رُؤس الأَشهاد نکردیم به سبب خوف و تقیه از شما و امثال شما، پس شما و امثال شما این را دیدید از ما، پس شما آمدید قضیه نصب رسول الله صلی الله علیه و آله علی بن ابی طالب علیه السلام را برای امامت و خلافت از اصل انکار کردید و گفتید: همچنین امر واقع نشده است.
پس هرگاه در قضیه جناب سیدالشهدا علیه السلام نیز از شما تقیه می کردیم و در هر سال تجدید عزاداری و شیون و افغان نمی کردیم، هرآینه شما کشتن یزید و ابن زیاد و ابن سعد و جنود آنها لعنهم الله تعالی اجمعین جناب سیدالشهداء علیه السلام را و اصحاب و عترت او علیهم السلام را و اسیر کردن این قوم حرم رسول الله صلی الله علیه و آله را از اصل انکار می کردید.
پس از این جهت است هر سال در ماه محرم این افعال را به جا می آوریم.
پس مفتی آلوسی گفت: و الله این جماعت همه متغیّر اللون شدند و در ضیق الخناق افتادند و ملزم و مفهم شدند و قادر به یک حرف زدن نشدند و همه سر به پایین کردند.
و مفتی [آلوسی] می گفت: به این طائفه گفتم: والله این مرد از عوام الناس است به تحقیق مُلهَم شد از طرف خدای تعالی با این کلام حقّ و مطلب صدق، الحمدلله رب العالمین.

جواهر الایقان و سرمایه ایمان (مقتل فارسی فاضل دربندی) ص294-295
@AghayedNet
اشعاری نویافته و منتسب به مرحوم شیخ احمد اَحسائی، نگاشته شده در صفحات پایانی نسخه خطی دیوان هنر یغمایی
@AghayedNet
@AghayedNet__مواعظ محرم1302.pdf
2.4 MB
کتاب مواعظ محرم الحرامِ 1302ق، فرمایش های عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبایی (1239ـ1319ق)
@AghayedNet
▪️تأملی بر قصاید دوازده ‌گانه عالم ربانی مرحوم شیخ احمد أحسائی أع

شيخ بزرگوار اعلی اللّه مقامه دوازده قصيده در مراثی سروده‏ اند (البته غير از اينها قصائد ديگری هم سروده‏ ‌اند در موضوع هایی دیگر.) اين مراثی از جهت ادبيات، يعنی فصاحت و بلاغت، لغت، تركيب، نوع تركيب و تشكيل كلمات نظر به اين‏كه فني است، مورد بحث ما نيست؛ در بحث‌ های فنی و علمی در زمينه ادبيات بايد جداگانه در اين باره بحث بشود. آنچه كه مورد بحث ماست و لازم است در شناسايی قصايد ايشان مورد توجه باشد اين است كه ببينيم وسعت ديد عرفاني شيخ بزرگوار و وسعت ادراك اين بزرگوار در اين زمينه چقدر است. زيرا آن بزرگوار به مقدار وسعت ادراك و وسعت شناخت و وسعت ديدش شعر سروده‏ است. به مقداری كه چشمش می ديده و تا آنجايی را كه مشاهده می كرده، تا آن مقدار مسافت فكری و مسافت علمی و مسافت مشعرهای نورانی و راه هايی كه از معانی و حقايق طی كرده است، در الفاظ و قوالب شعرهای خود آورده ‏است. يعنی اگر او می ‏گفته حسين، حسين را تنها در مقام ابن ابی ‏طالب، سبط النبی، اخو الحسن و ابوالائمة الاطهار صلوات اللّه عليهم نمی ‏ديده، بلكه سيدالشهدا صلوات‏ اللّه عليه را می ‏ديده در ابتدای خلقت، او را می ‏ديده در مقام بيان، حسين را مي ‏ديده در مقام معانی، سيدالشهدا را می ديده در مقام ابوابيت، سيدالشهدا را می ‏ديده در مقام امامت. امامت مترتب بر مقام ابوابيت، امامت مترتب بر مقام معانی، امامت مترتب بر مقام بيان. شيخ بزرگوار اعلی اللّه مقامه يك چنين حسينی می ‏ديده و مصائب وارده بر يك چنين شخصيتی را در اين اشعار آورده است.
پس اگر شيخ می نالد از مصائب سيدالشهدا صلوات‏ اللّه عليه و فضائل سيدالشهداء صلوات اللّه عليه را در اين اشعارش ذكر می ‏كند، آن حضرت را در ابتدای وجود، و از ابتدای فيض و از اول عالم ايجاد در نظر دارد و بعد به گفتن مصائب او می پردازد. او را در تمام عالم و عالم ها مشاهده كرده است. زيرا شيخ كسی است كه اسفار اربعه خود را تمام كرده يعنی سفرهای چهارگانه سالك را طی كرده و كسانی كه به طرف رتبه كمال حركت می ‏كنند بايد اين چهار سفر را طی كنند تا بشود به آنها گفت كامل. اين چهار سفر را طی فرموده، بعد از طی اين چهار سفر، زادی و توشه ‏ای و ارمغاني كه فراهم آورده برای انسان ها، معارف اوست. از آن معارف دوازده قصيده سر چشمه می گيرد و اين دوازده قصيده برگرفته از همان حقايق و مطالب و همان فضائلی است كه در كتاب مبارك شرح الزياره و ساير رسائل شريفه خود مرقوم فرموده و همه فراورده‏ های اين چهار سفر است كه اين شخص كامل طی فرموده و برای ما فراهم آورده و در اختيار گذارده‏ است... .
@AghayedNet
👇🏼متن کامل، در فایل زیر
نسخه خطی، منسوب به خطّ مرحوم شیخ احمد اَحسائی. (صفحه پایانیِ نخستین قصیده، از قصاید دوازده گانه ایشان أع در مراثی سیدالشهداء علیه السلام)
@AghayedNet
اشاره به مرحوم شیخ احمد أحسائی أع در کتاب الخصائص الحُسینیة با تعبیر «الحکیم» و نقل اشعار ایشان در مصائب سیدالشهداء علیه السلام
@AghayedNet
اشاره به مرحوم شیخ احمد أحسائی أع در کتاب الخصائص الحُسینیة با تعبیر «الحکیم» و نقل اشعار ایشان در مصائب سیدالشهداء علیه السلام.
@AghayedNet
کتابی از مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی أع در شرح زیارت مطلقه حضرت سیدالشهداء علیه السلام
@AghayedNet