کتاب طبقات اعلام الشیعه، دانشنامهای است در ۱۷ جلد در شرح احوال و آثار عالمان شیعه از قرن ۴ تا ۱۴ هجری نوشته آقا بزرگ طهرانی. این کتاب به زبان عربی است.
شیخ آقا بزرگ، این کتاب را به یازده بخش تقسیم کرده و هر بخش را به قرنی از سده ۴ تا ۱۴ هجری اختصاص دادهاست و شرح احوال و آثار آنان به تفصیل در کتب شیعه آمدهاست. در این کتاب، مطالب مربوط به هر یک از بزرگان شیعه در هر قرن، مرتب و تنظیم شده و نامی ویژه به آن داده شدهاست.
مجلدات مربوط به قرنهای چهارم تا دوازدهم، به کوشش فرزند مؤلف، دکتر علینقی منزوی، یک بار در بیروت و یک بار از سوی دانشگاه تهران منتشر شد. بخشی از قرن سیزدهم نیز با تحقیق و یادداشتهایی در مشهد منتشر شد و بخشی از آن در قم انتشار یافت. بخش نهایی نقباء البشر که مربوط به قرن چهاردهم هجری قمری است در سال ۱۳۸۸ش چاپ شده و به بازار آمد. این جلد، مجلد پنجم و نهایی نقباء البشر بود که در یک جلد قطور چاپ شده است. علاوه بر اصل مطالب آقا بزرگ، ذیلهایی هم در کتاب آورده شده است. با چاپ این بخش، مجموعهٔ نقباء البشر کاملا چاپ شده است.
ــــــــــــــ
🌷درباره عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبایی - أعلی الله مقامه - در جلد 10 و در صفحه 176، از کتاب «طبقات اعلام الشیعه» چنین آمده است:👇👇
شیخ آقا بزرگ، این کتاب را به یازده بخش تقسیم کرده و هر بخش را به قرنی از سده ۴ تا ۱۴ هجری اختصاص دادهاست و شرح احوال و آثار آنان به تفصیل در کتب شیعه آمدهاست. در این کتاب، مطالب مربوط به هر یک از بزرگان شیعه در هر قرن، مرتب و تنظیم شده و نامی ویژه به آن داده شدهاست.
مجلدات مربوط به قرنهای چهارم تا دوازدهم، به کوشش فرزند مؤلف، دکتر علینقی منزوی، یک بار در بیروت و یک بار از سوی دانشگاه تهران منتشر شد. بخشی از قرن سیزدهم نیز با تحقیق و یادداشتهایی در مشهد منتشر شد و بخشی از آن در قم انتشار یافت. بخش نهایی نقباء البشر که مربوط به قرن چهاردهم هجری قمری است در سال ۱۳۸۸ش چاپ شده و به بازار آمد. این جلد، مجلد پنجم و نهایی نقباء البشر بود که در یک جلد قطور چاپ شده است. علاوه بر اصل مطالب آقا بزرگ، ذیلهایی هم در کتاب آورده شده است. با چاپ این بخش، مجموعهٔ نقباء البشر کاملا چاپ شده است.
ــــــــــــــ
🌷درباره عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبایی - أعلی الله مقامه - در جلد 10 و در صفحه 176، از کتاب «طبقات اعلام الشیعه» چنین آمده است:👇👇
👆👆حاصل معنی:
شیخ آقا محمدباقر اصفهانی
او، عالم جلیل، شیخ آقا محمدباقر بن محمدجعفر قهی اصفهانی است. رساله «جبر و تفویض» او را ملاحظه کردم که فصلفصل است. در آخر رساله آورده است که در قریه لنگر از نگارش فراغت جسته است روز مولد نبی صلی الله علیه و آله 17 ربیع الاول 1281. ظاهراً وفات وی بعد از این تاریخ است. نسخهای از این رساله را نزد میرزا محمد کلباسی ساکن خراسان ملاحظه کردم و همانطور که در «الذریعة» (ج5، ص84) نقل کردهام، تاریخ کتابت آن 22 محرم 1287 بود.
شیخ آقا محمدباقر اصفهانی
او، عالم جلیل، شیخ آقا محمدباقر بن محمدجعفر قهی اصفهانی است. رساله «جبر و تفویض» او را ملاحظه کردم که فصلفصل است. در آخر رساله آورده است که در قریه لنگر از نگارش فراغت جسته است روز مولد نبی صلی الله علیه و آله 17 ربیع الاول 1281. ظاهراً وفات وی بعد از این تاریخ است. نسخهای از این رساله را نزد میرزا محمد کلباسی ساکن خراسان ملاحظه کردم و همانطور که در «الذریعة» (ج5، ص84) نقل کردهام، تاریخ کتابت آن 22 محرم 1287 بود.
👆معرفی کتابی جديد الانتشار
چند هفتهای است کتاب «العثمانیون و شیعة العراق؛ کربلاء أنموذجاً 1843» منتشر شده است.
مؤلفان این کتاب، خوان کول (Juan Cole) و موژان مومن (Moojan Momen) و دکتر نهار محمد نوری آن را بررسی و ترجمه کرده است. نام اصلی کتاب چنین است:
MAFIA, MOB AND SHIISM IN IRAQ: THE REBELLION OF OTTOMAN KARBALA 1824-1843
درباره واقعه حمله نجیب پاشا به کربلای معلی در سال 1843م در این کتاب سخن به میان آمده است و درباره عالم ربانی مرحوم سید کاظم رشتی اعلی الله مقاماته مطالبی نقل شده است (در 13 صفحه از کتاب، به طور متفرق.)
میدانیم در جریان حمله نجیب پاشا، سید مرحوم اع در کربلا حضور داشتند و البته درباره نقش ایشان در این جریان و به طور کلی تاریخِ آن برهه از زمان، نیازمند تکنگاری مستقل و مفصلی است.
این کتاب، صرفنظر از شخصیت مؤلفان آن، شایان تأمل و تدبر است.👇
چند هفتهای است کتاب «العثمانیون و شیعة العراق؛ کربلاء أنموذجاً 1843» منتشر شده است.
مؤلفان این کتاب، خوان کول (Juan Cole) و موژان مومن (Moojan Momen) و دکتر نهار محمد نوری آن را بررسی و ترجمه کرده است. نام اصلی کتاب چنین است:
MAFIA, MOB AND SHIISM IN IRAQ: THE REBELLION OF OTTOMAN KARBALA 1824-1843
درباره واقعه حمله نجیب پاشا به کربلای معلی در سال 1843م در این کتاب سخن به میان آمده است و درباره عالم ربانی مرحوم سید کاظم رشتی اعلی الله مقاماته مطالبی نقل شده است (در 13 صفحه از کتاب، به طور متفرق.)
میدانیم در جریان حمله نجیب پاشا، سید مرحوم اع در کربلا حضور داشتند و البته درباره نقش ایشان در این جریان و به طور کلی تاریخِ آن برهه از زمان، نیازمند تکنگاری مستقل و مفصلی است.
این کتاب، صرفنظر از شخصیت مؤلفان آن، شایان تأمل و تدبر است.👇
تأملاتی بر رساله شریفه «نُخبه»
🌷در فرمایش های ائمه – علیهم السلام – دستورها و دعاهای فراوانی وجود دارد. به گونه ای كه شاید به جرأت بتوان گفت از ابتدایی كه صبح از خواب بیدار می شویم تا هنگامی كه شب به خواب می رویم، از كنار صدها و صدها "مستحب" به راحتی عبور می كنیم و شاید هرگز متوجه نشویم كه در این وقت، دعایی وارد شده و خواندن آن مستحب است.
متأسفانه حالت بسیار ناشایستی در برخی افراد وجود دارد كه با برخورد به یك امر مستحب، می گویند: مستحب است! اگر انجام ندادیم اشكالی ندارد. و حال آن كه تمام ترقی و استكمال در انجام مستحبات است چرا كه امور واجب (همچون نمازهای پنجگانه، روزه ماه رمضان، خمس و زكات و....) را باید انجام داد و اگر انجام ندهیم "گناه" مرتكب شده ایم، هنر در پرداختن به امور مستحب است.
از این جهت حاج محمد كریم كرمانی، مصنف كتاب گرانسنگ "ارشاد العوام"، با برخورد به این دعاها، بر آن شدند تا منتخبی از این دعاها جمع آوری كنند. و آن را "نخبه" نام نهادند. نخبه در لغت به معنی "برگزیده" است. این رساله در عصر روز چهارشنبه 21 جمادی الاولی سال 1265 قمری به پایان رسید. این نخبه، 260 بیت است (هر بیت 50 حرف).
در انتهای این رساله، "ملحقاتی" اضافه شده است كه از اولین چاپ های این رساله، بوده و به تدریج در چاپ های بعد تكمیل و یا به حسب اولویت چاپ شده است. ملحقات شامل موضوع هایی همچون: حرز امام صادق – علیه السلام -، دعای توجه – كه قبل از آغاز نماز خوانده می شود -، دعای اعتقادیه، نماز اول هر ماه، زیارت جامعه صغیره و دعاهایی كه در ماه های ویژه ای خوانده می شود (همچون دعای رجبیه، صلوات شعبانیه و تعقیب های نماز در ماه مبارك رمضان).
رساله "نخبه" اگرچه همه اش دعا است ولی در این میان به چند جمله ی فارسی برخورد می كنیم و با این كه اندك است اما بسیار مهم. از این جهت مناسب است درباره ی عبارت هایی از "نخبه" توضیح هایی ارائه دهیم.
👇👇👇
🌷در فرمایش های ائمه – علیهم السلام – دستورها و دعاهای فراوانی وجود دارد. به گونه ای كه شاید به جرأت بتوان گفت از ابتدایی كه صبح از خواب بیدار می شویم تا هنگامی كه شب به خواب می رویم، از كنار صدها و صدها "مستحب" به راحتی عبور می كنیم و شاید هرگز متوجه نشویم كه در این وقت، دعایی وارد شده و خواندن آن مستحب است.
متأسفانه حالت بسیار ناشایستی در برخی افراد وجود دارد كه با برخورد به یك امر مستحب، می گویند: مستحب است! اگر انجام ندادیم اشكالی ندارد. و حال آن كه تمام ترقی و استكمال در انجام مستحبات است چرا كه امور واجب (همچون نمازهای پنجگانه، روزه ماه رمضان، خمس و زكات و....) را باید انجام داد و اگر انجام ندهیم "گناه" مرتكب شده ایم، هنر در پرداختن به امور مستحب است.
از این جهت حاج محمد كریم كرمانی، مصنف كتاب گرانسنگ "ارشاد العوام"، با برخورد به این دعاها، بر آن شدند تا منتخبی از این دعاها جمع آوری كنند. و آن را "نخبه" نام نهادند. نخبه در لغت به معنی "برگزیده" است. این رساله در عصر روز چهارشنبه 21 جمادی الاولی سال 1265 قمری به پایان رسید. این نخبه، 260 بیت است (هر بیت 50 حرف).
در انتهای این رساله، "ملحقاتی" اضافه شده است كه از اولین چاپ های این رساله، بوده و به تدریج در چاپ های بعد تكمیل و یا به حسب اولویت چاپ شده است. ملحقات شامل موضوع هایی همچون: حرز امام صادق – علیه السلام -، دعای توجه – كه قبل از آغاز نماز خوانده می شود -، دعای اعتقادیه، نماز اول هر ماه، زیارت جامعه صغیره و دعاهایی كه در ماه های ویژه ای خوانده می شود (همچون دعای رجبیه، صلوات شعبانیه و تعقیب های نماز در ماه مبارك رمضان).
رساله "نخبه" اگرچه همه اش دعا است ولی در این میان به چند جمله ی فارسی برخورد می كنیم و با این كه اندك است اما بسیار مهم. از این جهت مناسب است درباره ی عبارت هایی از "نخبه" توضیح هایی ارائه دهیم.
👇👇👇
🌷عبارت 1: انگیزه نگارش
می فرمایند:
بسم الله الرحمن الرحیم، الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین.
و بعد چنین گوید بنده اثیم كریم بن ابراهیم كه دعاهای وارده از ائمه طاهرین – سلام الله علیهم اجمعین – در تعقیبات نمازهای یومیه بسیار است به طوری كه احصا نمی شود و بسیاری از آنها به جهت اختلاف احوال سائلین است چرا كه هر یك از آنها را حاجتی بوده و درجه و مقامی و بعضی را معرفتی بوده و بعضی را نبوده و معلوم است كه كسی نمی تواند كه جمیع آنها را به جا آورد و هر كس چیزی از آنها را انتخاب كرده است برای خود. و این نخبه من است از آنها بر حسب احوال من.
استفاده چند نكته از این عبارت ها:
الف-دلیل اختلاف دعاها و فراوانی آنها: اختلاف احوال سائلین (پرسش كنندگان از معصومین علیهم السلام) و گوناگون بودن درجه، رتبه، مقام و معرفت آنها است.
گذشته از این جهت (اختلاف احوال سائلین)؛ در كتاب طریق النجاة اسباب دیگری را ذكر می فرمایند. در آنجا می نویسند:
آل محمد – علیهم السلام – ذكرها و دعاها و اعمال فراوانی را تعلیم داده اند به جهت زیادی سائلین و اختلاف طبیعت ها و مزاج ها و حاجت ها و زمان ها و مكان ها و مناسبت ها و اشخاص. (طریق النجاة ج 1 ص 129).
ب-فراوان بودن دعاها، بیش از آن است كه احصا شود (به شماره درآید) و این، نكته ای عجیب و دقیق است.
ج-با توجه به دعاهایی كه در رساله "نخبه" آمده است، می توانیم مقداری از حالت های روحانی و معنوی حاج محمد كریم كرمانی را كشف كنیم؛ چرا كه خود فرمود: این نخبه من است از آنها بر حسب احوال من. در جایی می فرمایند: لابد للعامل من اختیار ما یناسبه منها و العمل به و المداومة علیه بشروطه حتی ینتفع (بر عمل كننده است كه آنچه مناسب اوست از دعاها اختیار كند و به آنها با در نظر داشتن شروط آنها عمل كرده و بر آنها مداومت كند تا نتیجه بگیرد). طریق النجاة ج 1 ص 129.
شاید یكی از حالات آن بزرگوار و مهم ترین آنها، اعتقاد ایشان به مسئله ركن رابع باشد. و دعاهایی را انتخاب فرموده اند كه به مسئله ی ولایت و برائت نزدیك و نزدیك تر باشد و معاهده با این ركن را یادآوری نماید.
👇👇👇
می فرمایند:
بسم الله الرحمن الرحیم، الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین.
و بعد چنین گوید بنده اثیم كریم بن ابراهیم كه دعاهای وارده از ائمه طاهرین – سلام الله علیهم اجمعین – در تعقیبات نمازهای یومیه بسیار است به طوری كه احصا نمی شود و بسیاری از آنها به جهت اختلاف احوال سائلین است چرا كه هر یك از آنها را حاجتی بوده و درجه و مقامی و بعضی را معرفتی بوده و بعضی را نبوده و معلوم است كه كسی نمی تواند كه جمیع آنها را به جا آورد و هر كس چیزی از آنها را انتخاب كرده است برای خود. و این نخبه من است از آنها بر حسب احوال من.
استفاده چند نكته از این عبارت ها:
الف-دلیل اختلاف دعاها و فراوانی آنها: اختلاف احوال سائلین (پرسش كنندگان از معصومین علیهم السلام) و گوناگون بودن درجه، رتبه، مقام و معرفت آنها است.
گذشته از این جهت (اختلاف احوال سائلین)؛ در كتاب طریق النجاة اسباب دیگری را ذكر می فرمایند. در آنجا می نویسند:
آل محمد – علیهم السلام – ذكرها و دعاها و اعمال فراوانی را تعلیم داده اند به جهت زیادی سائلین و اختلاف طبیعت ها و مزاج ها و حاجت ها و زمان ها و مكان ها و مناسبت ها و اشخاص. (طریق النجاة ج 1 ص 129).
ب-فراوان بودن دعاها، بیش از آن است كه احصا شود (به شماره درآید) و این، نكته ای عجیب و دقیق است.
ج-با توجه به دعاهایی كه در رساله "نخبه" آمده است، می توانیم مقداری از حالت های روحانی و معنوی حاج محمد كریم كرمانی را كشف كنیم؛ چرا كه خود فرمود: این نخبه من است از آنها بر حسب احوال من. در جایی می فرمایند: لابد للعامل من اختیار ما یناسبه منها و العمل به و المداومة علیه بشروطه حتی ینتفع (بر عمل كننده است كه آنچه مناسب اوست از دعاها اختیار كند و به آنها با در نظر داشتن شروط آنها عمل كرده و بر آنها مداومت كند تا نتیجه بگیرد). طریق النجاة ج 1 ص 129.
شاید یكی از حالات آن بزرگوار و مهم ترین آنها، اعتقاد ایشان به مسئله ركن رابع باشد. و دعاهایی را انتخاب فرموده اند كه به مسئله ی ولایت و برائت نزدیك و نزدیك تر باشد و معاهده با این ركن را یادآوری نماید.
👇👇👇
🌷عبارت 2: اولین تعقیب
اولین تعقیب را این گونه می نویسند:
تكبیرات سه گانه است كه شعار شیعه شده است كه بعد از نماز سه مرتبه تكبیر می گویند و دست خود را بلند می كنند به هر تكبیری.
اولین تعقیب، تكبیرهای سه گانه است كه "شعار شیعه" شده است. چنان شیعیان به انجام دادن این تعقیب مصرّ هستند كه گویا جزئی لاینفك از نماز است. اما باید توجه داشت كه این عمل، یك تعقیب است و از این جهت در نمازهای مستحبی نیازی به انجام این كار نیست.
نكته ای كه از این موضوع استفاده می شود، این است كه: ما ابتدای شروع تعقیب های نماز "بسم الله الرحمن الرحیم" می گوییم چرا كه ابتدای یك عمل است و در حدیث فرموده اند: "كل امر ذی بال لم یبدء ببسم الله الرحمن الرحیم فهو ابتر" (هر امر مهمی كه با "بسم الله" آغاز نشود، ناتمام و ناقص است). اما نكته ظریف آن است كه ابتدای تعقیبات، "تكبیرهای سه گانه" است. پس بلافاصله بعد از "السلام علیكم و رحمة الله وبركاته"، "بسم الله الرحمن الرحیم" گفته و سپس اولین تعقیب – یعنی سه بار تكبیر- را انجام دهیم تا ابتدای تعقیب بسم الله گفته باشیم.
👇👇👇
اولین تعقیب را این گونه می نویسند:
تكبیرات سه گانه است كه شعار شیعه شده است كه بعد از نماز سه مرتبه تكبیر می گویند و دست خود را بلند می كنند به هر تكبیری.
اولین تعقیب، تكبیرهای سه گانه است كه "شعار شیعه" شده است. چنان شیعیان به انجام دادن این تعقیب مصرّ هستند كه گویا جزئی لاینفك از نماز است. اما باید توجه داشت كه این عمل، یك تعقیب است و از این جهت در نمازهای مستحبی نیازی به انجام این كار نیست.
نكته ای كه از این موضوع استفاده می شود، این است كه: ما ابتدای شروع تعقیب های نماز "بسم الله الرحمن الرحیم" می گوییم چرا كه ابتدای یك عمل است و در حدیث فرموده اند: "كل امر ذی بال لم یبدء ببسم الله الرحمن الرحیم فهو ابتر" (هر امر مهمی كه با "بسم الله" آغاز نشود، ناتمام و ناقص است). اما نكته ظریف آن است كه ابتدای تعقیبات، "تكبیرهای سه گانه" است. پس بلافاصله بعد از "السلام علیكم و رحمة الله وبركاته"، "بسم الله الرحمن الرحیم" گفته و سپس اولین تعقیب – یعنی سه بار تكبیر- را انجام دهیم تا ابتدای تعقیب بسم الله گفته باشیم.
👇👇👇
🌷عبارت 3: جایگاه یك دعای ویژه
بعد از ذكر دو دعا می نویسند:
و هر كه ترك كند آنها را قضا كند چنان كه نماز را قضا می كند.
و آن عبارت است از: ده مرتبه خواندن هر كدام از این دو دعا قبل از طلوع آفتاب و قبل از غروب آفتاب:
1-لا اِلهَ اِلَّا اللّهُ وَحْدَهُ لا شَریكَ لَهُ لَهُ المُلْكُ وَ لَهُ الحَمْدُ یحْیى وَ یمیتُ وَ هُوَ حَی لایمُوتُ بِیدِه الخَیرُ وَ هُوَ عَلى كُلِّ شَىءٍ قَدیرٌ.
2-اَعُوذُ بِاللّهِ السَّمیعِ العَلیمِ مِنْ هَمَزاتِ الشَّیاطینِ وَ اَعُوذُ بِكَ رَبِّ اَنْ یحْضُرُونِ اِنَّ اللّهَ هُوَ السَّمیعُ العَلیمُ.
و این كه می فرمایند همچون قضا كردن نماز، خواندن این دو دعا را قضا كن، با توجه به احادیث است. به منظور بصیرت بیشتر احادیث آن را نقل می كنم:
حضرت صادق علیه السلام در حدیثی بعد از ذكر این دو دعا می فرمایند: فان نسیت قضیت كما تقضىالصّلوة اذا نسیتها (اگر فراموش كردی، آن را قضا كن همان گونه كه نماز را هنگامی كه فراموش كردی قضا می كنی).
در حدیثی پس از ذكر این دعا شخصی عرض كرد: فقال له رجل مفروض هو قال نعم مفروض محدود (آیا خواندن این دعا واجب است؟ حضرت فرمودند: بله واجب محدود است – یعنی در اوقات مخصوص-).
در حدیثی نیز وارد شده است كه فرمود: انّ من الدّعاء ما ینبغى لصاحبه اذا نسیه ان یقضیه (از دعاها مواردی است كه اگر آن را شخص فراموش كرد سزاوار است كه آن را قضا كند) و بعد این دو دعا را تعلیم فرمودند. و باز در آخر حدیث فرمود: فاذا نسى من ذلك شیئاً كان علیه قضاؤ (اگر چیزی از این دو دعا را فراموش كرد بخواند، قضا كند).
در حدیثی فرمود: فریضة على كل مسلم ان یقول قبل طلوع الشمس عشر مرّات و قبل غروبها عشر مرّات لا اِلهَ اِلَّا اللّهُ وَحْدَهُ لا شَریكَ.... (بر هر مسلمانی واجب است كه قبل از طلوع خورشید و قبل از غروب آن ده مرتبه بگوید لا اله الا الله وحده ....) و این دو دعا را تعلیم فرمود.
و در حدیثی فرمود: و اذكر ربّك فى نفسك تضرّعاً و خیفةً و دون الجهر من القول عند المساء لا اِلهَ اِلَّا اللّهُ وَحْدَهُ لا شَریكَ لَهُ (در مساء – بعد از ظهر- پرورنده ی خود را در حالت تضرع و ترس در نفْس خود یاد كن نه با صدای بلند و بگو لا اله الا الله ...) تا آخر دو دعا.
و در حدیث دیگر وارد شده است كه هر كه این دو دعا را بخواند: كانت كفّارة لذنوبه ذلك الیوم (كفاره ی گناهان آن روز او خواهد بود).
احادیثی كه نقل شد از كتاب فصل الخطاب كبیر، از حدیث 3460 به بعد است (باب التهلیلات و التعویذات قبل طلوع الشمس و قبل غروبها).
خداوند به همه ی دوستان آل محمد توفیق عمل به مقتضای علم عنایت فرماید، آمین.
👇👇👇
بعد از ذكر دو دعا می نویسند:
و هر كه ترك كند آنها را قضا كند چنان كه نماز را قضا می كند.
و آن عبارت است از: ده مرتبه خواندن هر كدام از این دو دعا قبل از طلوع آفتاب و قبل از غروب آفتاب:
1-لا اِلهَ اِلَّا اللّهُ وَحْدَهُ لا شَریكَ لَهُ لَهُ المُلْكُ وَ لَهُ الحَمْدُ یحْیى وَ یمیتُ وَ هُوَ حَی لایمُوتُ بِیدِه الخَیرُ وَ هُوَ عَلى كُلِّ شَىءٍ قَدیرٌ.
2-اَعُوذُ بِاللّهِ السَّمیعِ العَلیمِ مِنْ هَمَزاتِ الشَّیاطینِ وَ اَعُوذُ بِكَ رَبِّ اَنْ یحْضُرُونِ اِنَّ اللّهَ هُوَ السَّمیعُ العَلیمُ.
و این كه می فرمایند همچون قضا كردن نماز، خواندن این دو دعا را قضا كن، با توجه به احادیث است. به منظور بصیرت بیشتر احادیث آن را نقل می كنم:
حضرت صادق علیه السلام در حدیثی بعد از ذكر این دو دعا می فرمایند: فان نسیت قضیت كما تقضىالصّلوة اذا نسیتها (اگر فراموش كردی، آن را قضا كن همان گونه كه نماز را هنگامی كه فراموش كردی قضا می كنی).
در حدیثی پس از ذكر این دعا شخصی عرض كرد: فقال له رجل مفروض هو قال نعم مفروض محدود (آیا خواندن این دعا واجب است؟ حضرت فرمودند: بله واجب محدود است – یعنی در اوقات مخصوص-).
در حدیثی نیز وارد شده است كه فرمود: انّ من الدّعاء ما ینبغى لصاحبه اذا نسیه ان یقضیه (از دعاها مواردی است كه اگر آن را شخص فراموش كرد سزاوار است كه آن را قضا كند) و بعد این دو دعا را تعلیم فرمودند. و باز در آخر حدیث فرمود: فاذا نسى من ذلك شیئاً كان علیه قضاؤ (اگر چیزی از این دو دعا را فراموش كرد بخواند، قضا كند).
در حدیثی فرمود: فریضة على كل مسلم ان یقول قبل طلوع الشمس عشر مرّات و قبل غروبها عشر مرّات لا اِلهَ اِلَّا اللّهُ وَحْدَهُ لا شَریكَ.... (بر هر مسلمانی واجب است كه قبل از طلوع خورشید و قبل از غروب آن ده مرتبه بگوید لا اله الا الله وحده ....) و این دو دعا را تعلیم فرمود.
و در حدیثی فرمود: و اذكر ربّك فى نفسك تضرّعاً و خیفةً و دون الجهر من القول عند المساء لا اِلهَ اِلَّا اللّهُ وَحْدَهُ لا شَریكَ لَهُ (در مساء – بعد از ظهر- پرورنده ی خود را در حالت تضرع و ترس در نفْس خود یاد كن نه با صدای بلند و بگو لا اله الا الله ...) تا آخر دو دعا.
و در حدیث دیگر وارد شده است كه هر كه این دو دعا را بخواند: كانت كفّارة لذنوبه ذلك الیوم (كفاره ی گناهان آن روز او خواهد بود).
احادیثی كه نقل شد از كتاب فصل الخطاب كبیر، از حدیث 3460 به بعد است (باب التهلیلات و التعویذات قبل طلوع الشمس و قبل غروبها).
خداوند به همه ی دوستان آل محمد توفیق عمل به مقتضای علم عنایت فرماید، آمین.
👇👇👇
🌷عبارت 4: جایگاه امامت، ولایت و برائت
می فرمایند:
و چون زمان آن حضرت صلی الله علیه و آله زمانی بود كه مردم متحمل ولایت نبودند،ذكر ولایت را نفرمودند پس اگر بعد از عهد به نبوت، عهد به ولایت و معالم دین و اركان آن كنی، گناهی ندارد.
این عبارت را پس از ذكر دعایی كه باید در صبح و پسین خواند ذكر می فرمایند. از این عبارت، روشن می شود كه پس از ذكر توحید (لا اله الا الله) و نبوت (محمد رسول الله "ص")، ذكر امامت و ولایت به جا است.
و معنای آن كه می فرمایند "گناهی ندارد"، یعنی خلافی صورت نمی گیرد و با اصلی از اصول اعتقادی تضاد پیدا نمی كند. از این جهت می توان در موارد بسیاری شهادت به "امامت" و "ولایت اولیاء و برائت از اعداء" را ذكر كرد. مواردی همچون:
-اذان
-اقامه
-دعای قنوت
-تشهد
-زیارت ها
-دعاها
-و .....
چرا كه ائمه علیهم السلام اجازه فرموده اند در مقام انشاء دعا، به گونه ای انشاء كنیم كه مخالفت هم نداشته باشد با كلیات اعتقادی ما و شئون ولایتی اولیاء علیهم السلام. از این جهت در اضافه كردن شهادت به امامت و ولایت مشكلی نیست و این مسئله، از كل عمومات و دعاهای عمومی استفاده می شود.
اما برای شهادت به امامت ائمه و اقرار به مسئله ی "ولایت و برائت" به ویژه در "تشهد" نماز، دلیل هایی وجود دارد:
👇👇👇
می فرمایند:
و چون زمان آن حضرت صلی الله علیه و آله زمانی بود كه مردم متحمل ولایت نبودند،ذكر ولایت را نفرمودند پس اگر بعد از عهد به نبوت، عهد به ولایت و معالم دین و اركان آن كنی، گناهی ندارد.
این عبارت را پس از ذكر دعایی كه باید در صبح و پسین خواند ذكر می فرمایند. از این عبارت، روشن می شود كه پس از ذكر توحید (لا اله الا الله) و نبوت (محمد رسول الله "ص")، ذكر امامت و ولایت به جا است.
و معنای آن كه می فرمایند "گناهی ندارد"، یعنی خلافی صورت نمی گیرد و با اصلی از اصول اعتقادی تضاد پیدا نمی كند. از این جهت می توان در موارد بسیاری شهادت به "امامت" و "ولایت اولیاء و برائت از اعداء" را ذكر كرد. مواردی همچون:
-اذان
-اقامه
-دعای قنوت
-تشهد
-زیارت ها
-دعاها
-و .....
چرا كه ائمه علیهم السلام اجازه فرموده اند در مقام انشاء دعا، به گونه ای انشاء كنیم كه مخالفت هم نداشته باشد با كلیات اعتقادی ما و شئون ولایتی اولیاء علیهم السلام. از این جهت در اضافه كردن شهادت به امامت و ولایت مشكلی نیست و این مسئله، از كل عمومات و دعاهای عمومی استفاده می شود.
اما برای شهادت به امامت ائمه و اقرار به مسئله ی "ولایت و برائت" به ویژه در "تشهد" نماز، دلیل هایی وجود دارد:
👇👇👇
👆👆👆
🌷اما برای شهادت به امامت ائمه و اقرار به مسئله ی "ولایت و برائت" به ویژه در "تشهد" نماز، دلیل هایی وجود دارد:
1-امر تشهد، وسعت دارد به گونه ای كه راوی از امام علیه السلام سؤال می كند كه در تشهد چه بخواند؟ امام می فرمایند: در تشهد، امر موقتی نیست – موقتی یعنی بسته به نص خاص-. (احادیث جمع آوری شده و در آرشیو موجود است).
2- در حدیثی امام علیه السلام درباره ی تشهد نماز فرمودند: احسنَ ما یعلمون را در تشهد بگویند (بهترین چیزی كه می دانند). و بهترین امور، اقرار و شهادت به ربوبیت حق تعالی و نبوت رسول خدا و امامت ائمه طاهرین و مسئله تولی و تبری است. (متن كامل در آرشیو).
3-در كتاب مستطاب "كفایة المسائل" مسئله ای عنوان فرموده اند كه:
مسئله – شهادت به إمارت امیرالمؤمنین – علیه السلام – و ولایت آن بزرگوار و سایر ائمه طاهرین – علیهم السلام- بعد از شهادت به توحید و نبوت بالاستقلال در هر موضعی مستحب است.
چنان كه در احادیث وارد شده و خلاقی در آن نیست و شعار شیعه اثنی عشری این است كه كه در اذان و اقامه بعد از شهادت به توحید و نبوت شهادت به امارت و ولایت آن بزرگوار صلوات الله و سلامه علیه می دهند. (كفایة ج 1 ص 216).
و یكی از مواضع كه در آن ذكر شهادت به ولایت امیرالمؤمنین مستحب است، تشهد نمازها است.
👇👇👇
🌷اما برای شهادت به امامت ائمه و اقرار به مسئله ی "ولایت و برائت" به ویژه در "تشهد" نماز، دلیل هایی وجود دارد:
1-امر تشهد، وسعت دارد به گونه ای كه راوی از امام علیه السلام سؤال می كند كه در تشهد چه بخواند؟ امام می فرمایند: در تشهد، امر موقتی نیست – موقتی یعنی بسته به نص خاص-. (احادیث جمع آوری شده و در آرشیو موجود است).
2- در حدیثی امام علیه السلام درباره ی تشهد نماز فرمودند: احسنَ ما یعلمون را در تشهد بگویند (بهترین چیزی كه می دانند). و بهترین امور، اقرار و شهادت به ربوبیت حق تعالی و نبوت رسول خدا و امامت ائمه طاهرین و مسئله تولی و تبری است. (متن كامل در آرشیو).
3-در كتاب مستطاب "كفایة المسائل" مسئله ای عنوان فرموده اند كه:
مسئله – شهادت به إمارت امیرالمؤمنین – علیه السلام – و ولایت آن بزرگوار و سایر ائمه طاهرین – علیهم السلام- بعد از شهادت به توحید و نبوت بالاستقلال در هر موضعی مستحب است.
چنان كه در احادیث وارد شده و خلاقی در آن نیست و شعار شیعه اثنی عشری این است كه كه در اذان و اقامه بعد از شهادت به توحید و نبوت شهادت به امارت و ولایت آن بزرگوار صلوات الله و سلامه علیه می دهند. (كفایة ج 1 ص 216).
و یكی از مواضع كه در آن ذكر شهادت به ولایت امیرالمؤمنین مستحب است، تشهد نمازها است.
👇👇👇
🌷4- در احادیث فراوانی درباره "تقیه" اصرار فرموده اند و ذكر نكردن شهادت به امامت حضرت امیر و همچنین ركن چهارم دین، از باب تقیه بوده است و امروزه می توان به این مهم اقرار و اعتراف داشت.
از این جهت در قسمتی از دعاهای نخبه عبارت هایی كه اشاره به همین مطلب (ذكر چهار شهادت) است به صورت انشاء اضافه شده است. (مراجعه كنید به نخبه، چ جدید، پاورقی ص55).
البته در این كه عبارت های اضافه شده توسط صاحب نخبه است یا توسط شخص دیگر، هنوز مشخص نیست ولی احتمال هم دارد شخص دیگری این كار را كرده باشد چرا كه در برخی از جمله ها عدم فصاحت به چشم می خورد همچون: صلوات الله علیهم در جمله ای كه مخاطب خدا است (باید صلواتك علیهم باشد)؛ و یا عبارت بِهِم وِلایتی (كه لّهم ولایتی مناسب تر است).
5- و اما تصریح به ولایت اولیاء و برائت از اعدا در تشهد (بعد از شهادت به امامت و امارت حضرت علی علیهالسلام)، طبق دستور مرحوم سید کاظم رشتی اعلی الله مقامه است که در رساله ترجمةالصلوة میفرمایند:
«بعد از رفعِ رأس از سجده دوم، تشهد بخوان و متذکر باش صحراي محشر را و اينکه خلايق نامه اعمال ايشان در دست ايشانست؛ پارهاي به دست راست دارند و پارهاي به دست چپ. پس خلايق کلاً در آن روز به صورت تشهد، متورک نشسته حساب به وليِّ حساب ميدهند.
پس آن روز را به خاطر آورده و آن مجلس را متذکر شده مشغول حساب دادن باش و بگو: اشهد ان لا اله الا الله وحده لاشريک له...»
تا اینکه میفرمایند بگو:
«...و اوضح از همه و اجلي از جمله امر وصايت و خلافت حضرت اميرالمؤمنين عليهالسلام با اولاد طاهرينش صلوات الله عليهم و بيزاري از اعداء و مخالفين ايشانست اقرار آوردم و اعتراف کردم و دل را به آن منعقد ساختم... .»
👇👇👇
از این جهت در قسمتی از دعاهای نخبه عبارت هایی كه اشاره به همین مطلب (ذكر چهار شهادت) است به صورت انشاء اضافه شده است. (مراجعه كنید به نخبه، چ جدید، پاورقی ص55).
البته در این كه عبارت های اضافه شده توسط صاحب نخبه است یا توسط شخص دیگر، هنوز مشخص نیست ولی احتمال هم دارد شخص دیگری این كار را كرده باشد چرا كه در برخی از جمله ها عدم فصاحت به چشم می خورد همچون: صلوات الله علیهم در جمله ای كه مخاطب خدا است (باید صلواتك علیهم باشد)؛ و یا عبارت بِهِم وِلایتی (كه لّهم ولایتی مناسب تر است).
5- و اما تصریح به ولایت اولیاء و برائت از اعدا در تشهد (بعد از شهادت به امامت و امارت حضرت علی علیهالسلام)، طبق دستور مرحوم سید کاظم رشتی اعلی الله مقامه است که در رساله ترجمةالصلوة میفرمایند:
«بعد از رفعِ رأس از سجده دوم، تشهد بخوان و متذکر باش صحراي محشر را و اينکه خلايق نامه اعمال ايشان در دست ايشانست؛ پارهاي به دست راست دارند و پارهاي به دست چپ. پس خلايق کلاً در آن روز به صورت تشهد، متورک نشسته حساب به وليِّ حساب ميدهند.
پس آن روز را به خاطر آورده و آن مجلس را متذکر شده مشغول حساب دادن باش و بگو: اشهد ان لا اله الا الله وحده لاشريک له...»
تا اینکه میفرمایند بگو:
«...و اوضح از همه و اجلي از جمله امر وصايت و خلافت حضرت اميرالمؤمنين عليهالسلام با اولاد طاهرينش صلوات الله عليهم و بيزاري از اعداء و مخالفين ايشانست اقرار آوردم و اعتراف کردم و دل را به آن منعقد ساختم... .»
👇👇👇
🌷عبارت 5: دعای كم + حضور دل
می فرمایند:
می گویم: دعا خواندنِ كم با وجود توجه و حضور قلب، بهتر است از آن كه دعا بسیار بخوانی با وجود عدم حضور قلب و بی توجهی. پس باید همت تو در توجه داشتن باشد.
مطلبی است كه در احادیث به آن تصریح شده و علما نیز بارها متذكر آن شده اند. با دقت بر روی واژه واژه عبارت فوق و با نیتِ عمل، تأثیر شگرفی در خود بیابیم.
ـــــ
این بود تأملاتی بر رساله شریف «نخبه».
وفقکم الله و ایانا لنصرة دینه و ولیّه - علیهالسلام -.
می فرمایند:
می گویم: دعا خواندنِ كم با وجود توجه و حضور قلب، بهتر است از آن كه دعا بسیار بخوانی با وجود عدم حضور قلب و بی توجهی. پس باید همت تو در توجه داشتن باشد.
مطلبی است كه در احادیث به آن تصریح شده و علما نیز بارها متذكر آن شده اند. با دقت بر روی واژه واژه عبارت فوق و با نیتِ عمل، تأثیر شگرفی در خود بیابیم.
ـــــ
این بود تأملاتی بر رساله شریف «نخبه».
وفقکم الله و ایانا لنصرة دینه و ولیّه - علیهالسلام -.
در رساله «نخبه»، این دعا را ذکر میفرمایند:
اللهم اجعلنی مع محمد و آل محمد في کل عافیة و بلاء و اجعلنی مع محمد و آل محمد في کل مثویً و منقلب...
ــــــــــــ
درباره همراهِ محمد و آل محمد - علیهمالسلام - بودن و «معیّتِ» با آن بزرگواران، از مرحوم عالم ربانی آقای حاج محمدباقر شریف طباطبایی - اعلی الله مقامه - سؤال میشود. پاسخ آن بزرگوار تقدیم میگردد: 👇
اللهم اجعلنی مع محمد و آل محمد في کل عافیة و بلاء و اجعلنی مع محمد و آل محمد في کل مثویً و منقلب...
ــــــــــــ
درباره همراهِ محمد و آل محمد - علیهمالسلام - بودن و «معیّتِ» با آن بزرگواران، از مرحوم عالم ربانی آقای حاج محمدباقر شریف طباطبایی - اعلی الله مقامه - سؤال میشود. پاسخ آن بزرگوار تقدیم میگردد: 👇