در اين کتاب، در چند صفحه تاريخ مجالس علمی داير در منزل مرحوم سيدکاظم رشتی را بررسی کرده است. تعبيرات وی در معرفی ايشان جالب است.
@AghayedNet
@AghayedNet
سيد قاسم رشتی، نوه مرحوم سيدکاظم رشتی (وی هم نام پدر سيدمرحوم بود.)
@AghayedNet
@AghayedNet
تصويری نادر و قديمی از نمای بيرونی منزل مرحوم سيدکاظم رشتی در کربلای معلی
@AghayedNet
@AghayedNet
AghayedNet
سالروز شهادت مسلم بن عقيل و هانی بن عروه... ▪️از فرمايش های مکتبی و اصلح و لاتتّبع سبیل المفسدین مسلم می گفت خدا، مسلم می گفت حسين صلوات الله عليه، دعوتش اين بود. «و اصلح و لاتتّبع سبيل المفسدين» به يك نفر وعده مقام نداد، به يك نفر وعده پول نداد.…
🌷از فرمایش های اخلاقی مکتبی
انسان وقتی به خانه می رود حتی اگر چیز کمی هم هست با خود به خانه ببرد خوب است، بچه ها خوشحال می شوند. عرب های عراق سفره ای نیست که بیندازند و خرما در آن نباشد، خیلی کم اتفاق می افتد.
انسان اگر وسعت داشته باشد چیز کمی هم برای بچه ها بخرد خوشحال می شوند. هر وقت انسان وارد خانه می شود چیزی برایشان ببرد. سخت گیری به زن و فرزند خوب نیست. بسا کسانی که درس خوانده اند، ملا هم هستند لکن باز جاهلند.
در نجف طلبهای بود درس هم می خواند، ملا بود، لکن به زن و فرزندش خیلی سخت گیری می کرد. مثلاً قند می خرید به خانه می آورد به زنش می گفت خرد کن. وقتی که خرد می کرد کلید صندوق را به او می داد و می گفت ببر در صندوق بگذار. آن زن هم می برد در صندوق می گذارد و کلید را برای او می آورد. وقت چای که می شد باز کلید را به او می داد برود قندان را بیاورد. چای که تمام می شد باز کلید به او می داد می گفت برو در صندوق بگذار.
همین شخص یک وقتی روضه خوانی داشت. در آنجا چون هوا گرم بود رسم بود شب ها روی پشت بام روضه خوانی می کردند. شبی زنش سماور را روی پشت بام روشن کرده بود، آمده بود پایین سینی استکان را بردارد بالای بام ببرد، سینی از دست او افتاده بود و استکان ها شکسته بود. آن شخص به او گفته بود تو مدیون هستی، باید از عهده برآیی. بیچاره چه کند؟! رفته بود خانه پدرش گریه کرده بود، پدرش به او پول داده بود که عوض استکان ها را بخرد.
طلبه دیگری بود در کتاب ها دیده بود که فلان دعا را بخوانی چقدر ثواب دارد. این هر روز درس و مباحثه اش که تمام می شد مفاتیح را بر می داشت میرفت حرم تا آخر شب نمی آمد.
همه اش در حرم دعا می خواند. یک وقتی درصدد برآمد که ازدواج کند. روزی با خود گفتم بد نیست که قدری او را نصیحت کنم. به او گفتم دیگر حالا نباید رفتار سابق را داشته باشی. صبح تا ظهر که می خواهی درس بخوانی، بعد از ظهر هم می خواهی مباحثه کنی، شب هم بخواهی مفاتیح را برداری به حرم بروی، موقعی هم که به خانه می آیی به زن بگویی سفره را بیاور، غذا بخوری و بخوابی؛ این نمی شود. باید برنامه ات را عوض کنی. تو تا آخر شب حرم بروی این بیچاره توی خانه تنها بنشیند درست نیست. این از سر پدر و مادر و قوم و خویش خود گذشته است، امیدش به تو است.
گاهی انسان می خواهد عمل مستحبی انجام بدهد می بینی به آن واسطه مرتکب حرام شده. ظلم کردن خوب نیست. می روی حرم زیارت بخوانی، دعا بخوانی، عمل مستحبی انجام بدهی، آن زن بیچاره را تنها گذارده ای در حق او ظلم کرده ای.
@AghayedNet
انسان وقتی به خانه می رود حتی اگر چیز کمی هم هست با خود به خانه ببرد خوب است، بچه ها خوشحال می شوند. عرب های عراق سفره ای نیست که بیندازند و خرما در آن نباشد، خیلی کم اتفاق می افتد.
انسان اگر وسعت داشته باشد چیز کمی هم برای بچه ها بخرد خوشحال می شوند. هر وقت انسان وارد خانه می شود چیزی برایشان ببرد. سخت گیری به زن و فرزند خوب نیست. بسا کسانی که درس خوانده اند، ملا هم هستند لکن باز جاهلند.
در نجف طلبهای بود درس هم می خواند، ملا بود، لکن به زن و فرزندش خیلی سخت گیری می کرد. مثلاً قند می خرید به خانه می آورد به زنش می گفت خرد کن. وقتی که خرد می کرد کلید صندوق را به او می داد و می گفت ببر در صندوق بگذار. آن زن هم می برد در صندوق می گذارد و کلید را برای او می آورد. وقت چای که می شد باز کلید را به او می داد برود قندان را بیاورد. چای که تمام می شد باز کلید به او می داد می گفت برو در صندوق بگذار.
همین شخص یک وقتی روضه خوانی داشت. در آنجا چون هوا گرم بود رسم بود شب ها روی پشت بام روضه خوانی می کردند. شبی زنش سماور را روی پشت بام روشن کرده بود، آمده بود پایین سینی استکان را بردارد بالای بام ببرد، سینی از دست او افتاده بود و استکان ها شکسته بود. آن شخص به او گفته بود تو مدیون هستی، باید از عهده برآیی. بیچاره چه کند؟! رفته بود خانه پدرش گریه کرده بود، پدرش به او پول داده بود که عوض استکان ها را بخرد.
طلبه دیگری بود در کتاب ها دیده بود که فلان دعا را بخوانی چقدر ثواب دارد. این هر روز درس و مباحثه اش که تمام می شد مفاتیح را بر می داشت میرفت حرم تا آخر شب نمی آمد.
همه اش در حرم دعا می خواند. یک وقتی درصدد برآمد که ازدواج کند. روزی با خود گفتم بد نیست که قدری او را نصیحت کنم. به او گفتم دیگر حالا نباید رفتار سابق را داشته باشی. صبح تا ظهر که می خواهی درس بخوانی، بعد از ظهر هم می خواهی مباحثه کنی، شب هم بخواهی مفاتیح را برداری به حرم بروی، موقعی هم که به خانه می آیی به زن بگویی سفره را بیاور، غذا بخوری و بخوابی؛ این نمی شود. باید برنامه ات را عوض کنی. تو تا آخر شب حرم بروی این بیچاره توی خانه تنها بنشیند درست نیست. این از سر پدر و مادر و قوم و خویش خود گذشته است، امیدش به تو است.
گاهی انسان می خواهد عمل مستحبی انجام بدهد می بینی به آن واسطه مرتکب حرام شده. ظلم کردن خوب نیست. می روی حرم زیارت بخوانی، دعا بخوانی، عمل مستحبی انجام بدهی، آن زن بیچاره را تنها گذارده ای در حق او ظلم کرده ای.
@AghayedNet
در این کتاب،به کرّات از احمد بن صالح قطیفی، به عنوان معاصر مرحوم شیخ احمد اَحسائی نام برده شده است.
@AghayedNet
@AghayedNet
نسخه ای از کتاب صورة طریق الریاضة الشرعیة.درآخرنسخه بدل ها آمده:هذه النسخة نقلت بوساطة ثلاث نسخ من نسخ الشیخ زین الدین الأحسائی.(منظور مرحوم شیخ اَحمد احسائی است یا پدرایشان یاشخصی دیگر؟)
@AghayedNet
@AghayedNet
ابتدای نسخه ای از تفسیر قمی، اشعاری از مرحوم عبدالله بن شیخ احمد اَحسائی نقل شده است.
@AghayedNet
@AghayedNet
قصیده مرحوم عبدالله بن شیخ احمد اَحسائی که در مذمت دنیاست، خوشبختانه در پاورقی کتاب نقل شده است.
@AghayedNet
@AghayedNet
فرازی از رساله توضیح، نگاشته مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبایی در دفاع از مرحوم شیخ احمد اَحسائی
@AghayedNet
@AghayedNet
AghayedNet
فرازی از رساله توضیح، نگاشته مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبایی در دفاع از مرحوم شیخ احمد اَحسائی @AghayedNet
🌷فرازی از رساله توضیح، نگاشته مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبایی در دفاع از مرحوم شیخ احمد اَحسائی
چنانكه اين مطلب به الفاظ مختلفه و معنی واحد در اخبار آل محمد علیهم السلام وارد شده كه ردّ كننده بر شيعيان ايشان ردّ كننده بر ايشان است و ردّ كننده بر ايشان ردّ كننده بر رسول خدا است صلی الله علیه و آله و ردّ كننده بر رسول خدا ردّ كننده بر خدا است جلّ شأنه و ردّ بر خدا در حدّ شرك به خدا است جلّت عظمته.
باری و مراد از اين رد، انكار است نه ردی كه علمای ابرار به جهت اختلاف اخبار و انظار در مسائل نظريه بر يكديگر می كنند.
باری و اما در علمی كه مخصوص خود ايشان بود و ساير علمای معروف دارای آن علم نبودند بعد از آنكه آن بزرگواران در مجالس عديده گفتند و در مواضع عديده نوشتند كه مراد ما در هر مسئله ای كه بيان كرده ايم آن چيزی است كه در بازار مسلمين و مساجد و محافلشان معروف است كه ضرورت مسلمين و مؤمنين باشد، همان است مراد ما از بيان ما و هركس غير از آن معروف را از بيان ما فهميد مراد ما را نفهميده خواه در معاد جسمانی يا در معراج جسمانی يا در فضائل ائمه طاهرين علیهم السلام يا در ساير مسائلی كه حقيقت آن را بيان كرده ايم ديگر مجال انكاری از برای احدی باقی نگذاردند. نهايت اگر نفهميدند بيان ايشان را، بايد سكوت كنند و توقف نمايند و بگويند ما نمی فهميم و نبايد تكذيب و انكار كنند ايشان را و بايد حمل كنند قول ايشان را بر صحت چنانكه واجب است كه عمل جميع مسلمين را حمل بر صحت كنيم مادامی كه آن عمل متحمل وجه صحيحی باشد. و واجب بود بر مردم كه مصداق اين آيه شريفه واقع نشوند كه فرموده بل كذبوا بما لم يحيطوا بعلمه و لمايأتهم تأويله پس تسليم علم ايشان و حمل بر صحت كردن آن بعد از تصريح و تكرير كه مراد ما همان امور متداوله در ميان مسلمانان است واجب بود و در صورتی كه عمل مسلمين را اگرچه عامی باشند و اگرچه جاهل باشند و اگرچه فاسق باشند بايد حمل بر صحت كرد، مادام كه راه احتمال صحتی در آن باشد، بسی واضح است كه قول و فعل شخص مسلم مؤمن عادل عالم متقی پرهيزگار را بايد حمل بر صحت كرد نه آنكه اعتراف او را به جميع ضروريات دين و مذهب حمل بر فساد و حيله كنند و به افترا او را منكر يكي از ضروريات دين و مذهب قرار دهند و باب وجوب افترا بستن بر او را بر روی خود و امثال و اتباع خود مفتوح كنند و در باب عداوت او داخل شوند پس در چنين صورتی هلاك خواهند شد.
@AghayedNet
چنانكه اين مطلب به الفاظ مختلفه و معنی واحد در اخبار آل محمد علیهم السلام وارد شده كه ردّ كننده بر شيعيان ايشان ردّ كننده بر ايشان است و ردّ كننده بر ايشان ردّ كننده بر رسول خدا است صلی الله علیه و آله و ردّ كننده بر رسول خدا ردّ كننده بر خدا است جلّ شأنه و ردّ بر خدا در حدّ شرك به خدا است جلّت عظمته.
باری و مراد از اين رد، انكار است نه ردی كه علمای ابرار به جهت اختلاف اخبار و انظار در مسائل نظريه بر يكديگر می كنند.
باری و اما در علمی كه مخصوص خود ايشان بود و ساير علمای معروف دارای آن علم نبودند بعد از آنكه آن بزرگواران در مجالس عديده گفتند و در مواضع عديده نوشتند كه مراد ما در هر مسئله ای كه بيان كرده ايم آن چيزی است كه در بازار مسلمين و مساجد و محافلشان معروف است كه ضرورت مسلمين و مؤمنين باشد، همان است مراد ما از بيان ما و هركس غير از آن معروف را از بيان ما فهميد مراد ما را نفهميده خواه در معاد جسمانی يا در معراج جسمانی يا در فضائل ائمه طاهرين علیهم السلام يا در ساير مسائلی كه حقيقت آن را بيان كرده ايم ديگر مجال انكاری از برای احدی باقی نگذاردند. نهايت اگر نفهميدند بيان ايشان را، بايد سكوت كنند و توقف نمايند و بگويند ما نمی فهميم و نبايد تكذيب و انكار كنند ايشان را و بايد حمل كنند قول ايشان را بر صحت چنانكه واجب است كه عمل جميع مسلمين را حمل بر صحت كنيم مادامی كه آن عمل متحمل وجه صحيحی باشد. و واجب بود بر مردم كه مصداق اين آيه شريفه واقع نشوند كه فرموده بل كذبوا بما لم يحيطوا بعلمه و لمايأتهم تأويله پس تسليم علم ايشان و حمل بر صحت كردن آن بعد از تصريح و تكرير كه مراد ما همان امور متداوله در ميان مسلمانان است واجب بود و در صورتی كه عمل مسلمين را اگرچه عامی باشند و اگرچه جاهل باشند و اگرچه فاسق باشند بايد حمل بر صحت كرد، مادام كه راه احتمال صحتی در آن باشد، بسی واضح است كه قول و فعل شخص مسلم مؤمن عادل عالم متقی پرهيزگار را بايد حمل بر صحت كرد نه آنكه اعتراف او را به جميع ضروريات دين و مذهب حمل بر فساد و حيله كنند و به افترا او را منكر يكي از ضروريات دين و مذهب قرار دهند و باب وجوب افترا بستن بر او را بر روی خود و امثال و اتباع خود مفتوح كنند و در باب عداوت او داخل شوند پس در چنين صورتی هلاك خواهند شد.
@AghayedNet
اگرچه مشهور است حضرت هادی علیه السلام در 15 ذوالحجه سال 212 در قریه صریا (اطراف مدینه منوره) ولادت یافتند؛ ولی طبق این زیارت ناحیه مقدسه عجل الله فرجه، ولادت ایشان در ماه رجب است.
@AghayedNet
@AghayedNet
نامه ای از مرحوم شیخ احمد اَحسائی در پاسخ به دو پرسش.
در حاشیه، تعلیقه ای از مرحوم حاج محمدکریم کرمانی در توضیحِ این نامه یادداشت شده است.
@AghayedNet
در حاشیه، تعلیقه ای از مرحوم حاج محمدکریم کرمانی در توضیحِ این نامه یادداشت شده است.
@AghayedNet