🌷نسخه ای خطی از رساله مرحوم شیخ احمد اَحسائی، نسخه مرکز فقیه عاملی در لبنان
https://telegram.me/joinchat/CJzxKzy5kxrkz-s0XN7X2Q
AghayedNet
🌷از فرمايش های مکتبی در تاريخ زندگانی حضرت سليمان علی نبينا و آله و عليه السلام و برخوردش با وادی نمل، وادی مورچه ها، در آنجا ميان سليمان و آن رئيس مورچه ها يك صحبتی و مذاكره ای شد كه رئيس مورچه ها صدا زد و به مورچه ها اعلام كرد: يا ايها النَّملُ ادْخُلوا…
🌷از فرمايش های مکتبی

نسبت به یکدیگر سعه وجود پیدا کنیم، نورانیت دل، صمیمیت و صفا با یکدیگر داشته باشیم. دعاگوی یکدیگر باشیم، خیر برای هم بخواهیم. عادت کنیم به صداقت و صمیمیت و صفا و یک رنگی. خدای نکرده در زندگانی و معاشرت های ما مکر، حیله، کید و خدعه نباید باشد. عفت؛ مخصوصاً در میان زن هاـ عفت و عصمت از همه لازم تر است. برای مردها هم به حسب خودشان لازم است. ما باید دارای عفت و عصمت باشیم، زن ها باید دارای عفت و عصمت باشند.؛ عفت و عصمتی ممتاز و مشخص.
@AghayedNet
إذا مات العالم ثلم في الإسلام ثلمة...
سالروز رحلت مرحوم سيدكاظم رشتى رفع الله شأنه
@AghayedNet
AghayedNet
🌷از فرمايش های مکتبی نسبت به یکدیگر سعه وجود پیدا کنیم، نورانیت دل، صمیمیت و صفا با یکدیگر داشته باشیم. دعاگوی یکدیگر باشیم، خیر برای هم بخواهیم. عادت کنیم به صداقت و صمیمیت و صفا و یک رنگی. خدای نکرده در زندگانی و معاشرت های ما مکر، حیله، کید و خدعه نباید…
سالروز شهادت مسلم بن عقيل و هانی بن عروه...

▪️از فرمايش های مکتبی

و اصلح و لاتتّبع سبیل المفسدین

مسلم‌ می ‌گفت خدا، مسلم‌ می گفت حسين صلوات ‌الله‌ عليه، دعوتش اين بود. «و اصلح و لاتتّبع سبيل المفسدين» به يك نفر وعده‌ مقام نداد، به يك نفر وعده‌ پول نداد. گفت همه بايد آماده تبعيّت از سيد‌الشهدا صلوات‌ الله‌ عليه بشويم. حسين، امام ما حسين است. به هيچ‌ كس وعده نداد و هيچ ‌كس را نترساند، نگفت اگر ما مسلط شديم چه می ‌كنيم. ابداً؛ نه تخويف و نه تطميع.
به عكس، عبيد‌الله دستور داد كه اطرافیانش آمدند در بين مردم متفرق شدند و مخفيانه رؤسای قبايل را ديدند و كار تا نزديك غروب تمام شد. تا نزديك غروب تمام پيمان ‌ها شكسته شد. جمعيت اين‌ طوری و آمادگی اين‌طوری! اما يك‌ باره همه برگشتند. كوفه يك ‌چنين جفايی را به خود نديده و نخواهد ديد. امروز تا بعدازظهر تمام كوفه در دست مسلم بود، تمام كوفه. عبيدالله بود و سی ‌نفر داخل دارالاماره، كس ديگری با او نبود. فقط سی ‌نفر. اما «و ان كثيراً من الناس لفاسقون» مردم فاجرند، مردم فاسقند... .
@AghayedNet
🌷دعاء روز عرفه به خط مرحوم شیخ احمد اَحسائی أع
@AghayedNet
Forwarded from AghayedNet
عيدٌ بأيّةِ حالٍ عُدتَ يا عيد...
@AghayedNet
از جديدترين تأليفات محقق مدقق جناب سلمان هادی آل طعمه
@AghayedNet
در اين کتاب، در چند صفحه تاريخ مجالس علمی داير در منزل مرحوم سيدکاظم رشتی را بررسی کرده است. تعبيرات وی در معرفی ايشان جالب است.
@AghayedNet
سيد احمد رشتی، فرزند مرحوم سيد کاظم رشتی
@AghayedNet
سيد قاسم رشتی، نوه مرحوم سيدکاظم رشتی (وی هم نام پدر سيدمرحوم بود.)
@AghayedNet
تصويری نادر و قديمی از نمای بيرونی منزل مرحوم سيدکاظم رشتی در کربلای معلی
@AghayedNet
AghayedNet
سالروز شهادت مسلم بن عقيل و هانی بن عروه... ▪️از فرمايش های مکتبی و اصلح و لاتتّبع سبیل المفسدین مسلم‌ می ‌گفت خدا، مسلم‌ می گفت حسين صلوات ‌الله‌ عليه، دعوتش اين بود. «و اصلح و لاتتّبع سبيل المفسدين» به يك نفر وعده‌ مقام نداد، به يك نفر وعده‌ پول نداد.…
🌷از فرمایش های اخلاقی مکتبی

انسان وقتی به خانه می‌ رود حتی اگر چیز کمی هم هست با خود به خانه ببرد خوب است، بچه‌ ها خوشحال می‌ شوند. عرب‌ های عراق سفره‌ ای نیست که بیندازند و خرما در آن نباشد، خیلی کم اتفاق می‌ افتد.
انسان اگر وسعت داشته باشد چیز کمی هم برای بچه‌ ها بخرد خوشحال می‌ شوند. هر وقت انسان وارد خانه می‌ شود چیزی برایشان ببرد. سخت‌ گیری به زن و فرزند خوب نیست. بسا کسانی که درس خوانده‌ اند، ملا هم هستند لکن باز جاهلند.
در نجف طلبه‌ای بود درس هم می‌ خواند، ملا بود، لکن به زن و فرزندش خیلی سخت‌ گیری می‌ کرد. مثلاً قند می‌ خرید به خانه می‌ آورد به زنش می‌ گفت خرد کن. وقتی که خرد می‌ کرد کلید صندوق را به او می‌ داد و می‌ گفت ببر در صندوق بگذار. آن زن هم می‌ برد در صندوق می‌ گذارد و کلید را برای او می‌ آورد. وقت چای که می‌ شد باز کلید را به او می‌ داد برود قندان را بیاورد. چای که تمام می‌ شد باز کلید به او می‌ داد می‌ گفت برو در صندوق بگذار.
همین شخص یک‌ وقتی روضه‌ خوانی داشت. در آنجا چون هوا گرم بود رسم بود شب‌ ها روی پشت‌ بام روضه‌ خوانی می‌ کردند. شبی زنش سماور را روی پشت‌ بام روشن کرده بود، آمده بود پایین سینی استکان را بردارد بالای بام ببرد، سینی از دست او افتاده بود و استکان‌ ها شکسته بود. آن شخص به او گفته بود تو مدیون هستی، باید از عهده برآیی. بیچاره چه کند؟! رفته بود خانه پدرش گریه کرده بود، پدرش به او پول داده بود که عوض استکان‌ ها را بخرد.
طلبه دیگری بود در کتاب‌ ها دیده بود که فلان دعا را بخوانی چقدر ثواب دارد. این هر روز درس و مباحثه‌ اش که تمام می‌ شد مفاتیح را بر می‌ داشت می‌رفت حرم تا آخر شب نمی‌ آمد.
همه‌ اش در حرم دعا می‌ خواند. یک وقتی درصدد برآمد که ازدواج کند. روزی با خود گفتم بد نیست که قدری او را نصیحت کنم. به او گفتم دیگر حالا نباید رفتار سابق را داشته باشی. صبح تا ظهر که می‌ خواهی درس بخوانی، بعد از ظهر هم می‌ خواهی مباحثه کنی، شب هم بخواهی مفاتیح را برداری به حرم بروی، موقعی هم که به خانه می‌ آیی به زن بگویی سفره را بیاور، غذا بخوری و بخوابی؛ این نمی‌ شود. باید برنامه‌ ات را عوض کنی. تو تا آخر شب حرم بروی این بیچاره توی خانه تنها بنشیند درست نیست. این از سر پدر و مادر و قوم و خویش خود گذشته است، امیدش به تو است.
گاهی انسان می‌ خواهد عمل مستحبی انجام بدهد می‌ بینی به آن واسطه مرتکب حرام شده. ظلم کردن خوب نیست. می‌ روی حرم زیارت بخوانی، دعا بخوانی، عمل مستحبی انجام بدهی، آن زن بیچاره را تنها گذارده‌ ای در حق او ظلم کرده‌ ای.
@AghayedNet
در این کتاب،‌به کرّات از احمد بن صالح قطیفی، به عنوان معاصر مرحوم شیخ احمد اَحسائی نام برده شده است.
@AghayedNet