🌷مقاله «نقش عقل در فهم آیات قرآن» (مقایسه دو دیدگاه ملاصدرا و احسایی) صرف نظر از بعضی نقدها، صرفاً برای آشنایی با این پژوهش تقدیم میشود.
@AghayedNet
@AghayedNet
AghayedNet
🌷از فرمایش های مکتبی... مؤدّب شدن به آداب و تعالیم حضرت صادق علیه السلام این فرمایش از خود امام صادق علیه السلام است که وقتی شما در میان مردم رفتارتان و کردارتان خوب باشد، مردم میگویند: «هذا ادَبُ جعفر» این ادب، ادب امام صادق است؛ جعفر بن محمد علیهماالسلام…
🌷از فرمایش های مکتبی... کنترل و از بین بُردن «حسَد»
تا بشر خودش را به تربيت قرآنی تربيت نكند، خود را به اخلاق الهی متخلّق نسازد، به اين امور مبتلا است و حسد و حقد از چيزهايي است كه بشر نمی تواند خودش را از آنها خلاص كند.
خداوند اشخاصی را كه به پرتو ايمان و اسلام به رسول خدا ص گرويده اند، تا وقتی كه حسد را ظاهر نسازند، از حسد مؤاخذه نمی فرمايد (مَا لَم ينطقوا بِشَفة.)
چون حسد يك حالت درونی است، ممكن است كسی نتواند اين حالت را از خودش دور كند، طبع است. خدا او را مؤاخذه نمی كند به شرط اينكه آن حسد از دستش، از پايش، از چشمش، از زبانش ظاهر نشود كه از همه آسان تر زبان است.
وقتی زبان در اختيار روح حسد قرار بگيرد، فوراً شروع می كند به انتقاد، اعتراض، عيب جويی، و به اين وسيله بر مؤمن صدمه وارد می كند.
چنين روحيّاتی تا ظاهر نشود، مؤاخذه ندارد. خداوند به لطف و كرمش، به واسطه كرامت رسول خدا مؤاخذه نمی فرمايد، اما اثر خود را دارد. اگر اين روحيّات از صفحه نفس قلع و قمع نشود، انسان را از ترقّيات و از تخلّق به اخلاق اللّه باز می دارد.
از اين جهت بايد در برطرف كردن اين گونه صفات تمرين كرد و تمرينش هم به همين است كه انسان خلاف آنچه را كه به آن حسد می برد، براي مؤمنان نپسندد.
اگر كسی صاحب مال است، فقر را برای خود و برای او نپسندد. تمرين كند به اين كه چه بهتر كه اين برادر من مال دارد، و فقير و محتاج نيست. به اين شكل تمرين كند.
اگر می بيند برادرش به رفيق ديگر محبّت می ورزد، خدا را شكر كند و تمرين كند بر اين كه اگر اين دشمن او بود و می خواست با او دشمنی كند، من چقدر ناراحت بودم و چقدر بر من ناگوار بود. پس ألحمد للّه رب العالمين كه نسبت به او رفيق و مهربان است و به او محبّت دارد.
همچنين در زندگانی های داخلی، مادر نسبت به فرزند، زن نسبت به شوهر، گاه گاهی شخصی نزد من شكايت می كرد كه از وقتی كه مثلاً من داماددار شده ام، همسر من به من بی اعتنائی دارد و داماد را اكرام و احترام می كند، يا زنی شكايت كرده بود كه از وقتی كه عروس دار شدهام، شوهرم نسبت به من بی اعتنا شده است، عروسش را تكريم می كند و به من بی اعتنائي دارد.
در واقع در اين نوع روحيّات، تقصير خود شكايت كنندگان است؛ نه تقصير كسی كه از او شكايت می شود.
تا كنون در منزل و در ميان زندگی تو داماد نبود، تو بودی و همسرت و فرزندانت، مدار محبّت ها و لطف ها يكي بود. ولی اينك داماد، مدار ديگری را در منزل و در محيط زندگی باز می كند. خواه و ناخواه فعّاليت، محبّت، لطف هايی بايد شامل حال داماد باشد. ولی تو نمی توانی تحمّل كنی، تو سينه ات تنگ است، اين حالت برای تو اسباب زحمت شده است. تو همّتت را عالی كن، نظرت را بلند قرار بده، حق بده كه بايد اين طور باشد.
همين طور امور ديگر، شريك ها، رفيق ها، دوست ها، در محيط های زندگانی و معاشرت های مختلف بايد تمرين كنند بر اين كه وسعت سينه داشته باشند، بتوانند اين امور را ببينند. وقتی كه سينه تنگ باشد، اين مشكلات فراهم می شود.
https://telegram.me/joinchat/CJzxKzy5kxrkz-s0XN7X2Q
تا بشر خودش را به تربيت قرآنی تربيت نكند، خود را به اخلاق الهی متخلّق نسازد، به اين امور مبتلا است و حسد و حقد از چيزهايي است كه بشر نمی تواند خودش را از آنها خلاص كند.
خداوند اشخاصی را كه به پرتو ايمان و اسلام به رسول خدا ص گرويده اند، تا وقتی كه حسد را ظاهر نسازند، از حسد مؤاخذه نمی فرمايد (مَا لَم ينطقوا بِشَفة.)
چون حسد يك حالت درونی است، ممكن است كسی نتواند اين حالت را از خودش دور كند، طبع است. خدا او را مؤاخذه نمی كند به شرط اينكه آن حسد از دستش، از پايش، از چشمش، از زبانش ظاهر نشود كه از همه آسان تر زبان است.
وقتی زبان در اختيار روح حسد قرار بگيرد، فوراً شروع می كند به انتقاد، اعتراض، عيب جويی، و به اين وسيله بر مؤمن صدمه وارد می كند.
چنين روحيّاتی تا ظاهر نشود، مؤاخذه ندارد. خداوند به لطف و كرمش، به واسطه كرامت رسول خدا مؤاخذه نمی فرمايد، اما اثر خود را دارد. اگر اين روحيّات از صفحه نفس قلع و قمع نشود، انسان را از ترقّيات و از تخلّق به اخلاق اللّه باز می دارد.
از اين جهت بايد در برطرف كردن اين گونه صفات تمرين كرد و تمرينش هم به همين است كه انسان خلاف آنچه را كه به آن حسد می برد، براي مؤمنان نپسندد.
اگر كسی صاحب مال است، فقر را برای خود و برای او نپسندد. تمرين كند به اين كه چه بهتر كه اين برادر من مال دارد، و فقير و محتاج نيست. به اين شكل تمرين كند.
اگر می بيند برادرش به رفيق ديگر محبّت می ورزد، خدا را شكر كند و تمرين كند بر اين كه اگر اين دشمن او بود و می خواست با او دشمنی كند، من چقدر ناراحت بودم و چقدر بر من ناگوار بود. پس ألحمد للّه رب العالمين كه نسبت به او رفيق و مهربان است و به او محبّت دارد.
همچنين در زندگانی های داخلی، مادر نسبت به فرزند، زن نسبت به شوهر، گاه گاهی شخصی نزد من شكايت می كرد كه از وقتی كه مثلاً من داماددار شده ام، همسر من به من بی اعتنائی دارد و داماد را اكرام و احترام می كند، يا زنی شكايت كرده بود كه از وقتی كه عروس دار شدهام، شوهرم نسبت به من بی اعتنا شده است، عروسش را تكريم می كند و به من بی اعتنائي دارد.
در واقع در اين نوع روحيّات، تقصير خود شكايت كنندگان است؛ نه تقصير كسی كه از او شكايت می شود.
تا كنون در منزل و در ميان زندگی تو داماد نبود، تو بودی و همسرت و فرزندانت، مدار محبّت ها و لطف ها يكي بود. ولی اينك داماد، مدار ديگری را در منزل و در محيط زندگی باز می كند. خواه و ناخواه فعّاليت، محبّت، لطف هايی بايد شامل حال داماد باشد. ولی تو نمی توانی تحمّل كنی، تو سينه ات تنگ است، اين حالت برای تو اسباب زحمت شده است. تو همّتت را عالی كن، نظرت را بلند قرار بده، حق بده كه بايد اين طور باشد.
همين طور امور ديگر، شريك ها، رفيق ها، دوست ها، در محيط های زندگانی و معاشرت های مختلف بايد تمرين كنند بر اين كه وسعت سينه داشته باشند، بتوانند اين امور را ببينند. وقتی كه سينه تنگ باشد، اين مشكلات فراهم می شود.
https://telegram.me/joinchat/CJzxKzy5kxrkz-s0XN7X2Q
AghayedNet
بخشی از رساله مرحوم آقای شریف طباطبایی در پاسخ میرزا کریم کرمانی @AghayedNet
🌷متن بخشی از رساله مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبایی در جواب میرزا کریم کرمانی:
«ان شاء اللّه دعاگو هستم و التماس دعا از شما دارم
و در احاديث وارد است كه در زمان غيبت امام علیه السلام بخوانيد اين دعا را:
يا اللّه يا رَحمن يا رحيم يا مُقَلّب القُلوب ثَبِّت قلبي علی دِينِك
و همچنين:
اللهم عَرّفني نفسَك فاِنَكَ اِن لَمتُعَرِّفني نفسَك لم اعرف نبيَك اللهم عرِّفني نبيَك فانك ان لم تعرِّفني نبيَك لم اَعرِف حُجَتَك اللهم عرّفني حجتك فانك ان لم تعرّفني حجّتك ضللت عن ديني
مداومت كنيد و هميشه متذكر باشيد و توقع من از شما اينست كه اگر كسي مرا تفسيق و تكفير كند و درباره من هر بدی كه بخواهد بگويد شما متعرض او مشويد اگر همه نزاع ها بر سر همين است ما مصالحه كرديم اوقات خود و ديگران را تلخ نكنيد در مباحثه با مردم هركس هرچه هست هست اگر كسی جوهری [=گوهری] دارد از انكار مردم جوهر از دست او نخواهد رفت و اگر كسی جوهر ندارد به اثبات مردم جوهردار نخواهد شد... 5 جمادی الثانیة 1292»
https://telegram.me/joinchat/CJzxKzy5kxrkz-s0XN7X2Q
«ان شاء اللّه دعاگو هستم و التماس دعا از شما دارم
و در احاديث وارد است كه در زمان غيبت امام علیه السلام بخوانيد اين دعا را:
يا اللّه يا رَحمن يا رحيم يا مُقَلّب القُلوب ثَبِّت قلبي علی دِينِك
و همچنين:
اللهم عَرّفني نفسَك فاِنَكَ اِن لَمتُعَرِّفني نفسَك لم اعرف نبيَك اللهم عرِّفني نبيَك فانك ان لم تعرِّفني نبيَك لم اَعرِف حُجَتَك اللهم عرّفني حجتك فانك ان لم تعرّفني حجّتك ضللت عن ديني
مداومت كنيد و هميشه متذكر باشيد و توقع من از شما اينست كه اگر كسي مرا تفسيق و تكفير كند و درباره من هر بدی كه بخواهد بگويد شما متعرض او مشويد اگر همه نزاع ها بر سر همين است ما مصالحه كرديم اوقات خود و ديگران را تلخ نكنيد در مباحثه با مردم هركس هرچه هست هست اگر كسی جوهری [=گوهری] دارد از انكار مردم جوهر از دست او نخواهد رفت و اگر كسی جوهر ندارد به اثبات مردم جوهردار نخواهد شد... 5 جمادی الثانیة 1292»
https://telegram.me/joinchat/CJzxKzy5kxrkz-s0XN7X2Q
فرازی از رساله اسحاقیه؛ نگاشته مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبایی
@AghayedNet
@AghayedNet
AghayedNet
فرازی از رساله اسحاقیه؛ نگاشته مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبایی @AghayedNet
🌷متن بخشی از رساله اسحاقیه، نگاشته مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبایی در توضیحِ جایگاهِ استفاده از دلیل عقلی و دلیل تعبّدی
پس چون يافتيد به بيانى كه گذشت كه پيغمبر آخرالزمان صلى الله عليه وآله بر حق و باحق بود و اوصياى معروف او همه برحق و باحق بودند و حق بر گِرد ايشان دور مى زد و ايشان برگرد حق دور زدند بطور يقين عقلى و كسانى كه بايشان ايمان نيآوردند بر باطل بودند و هستند بدليل عقلى يقينى بطوريكه گذشت نه به تعبّد؛
چرا كه دليل تعبّدى در اصل اختيار دين و مذهب دليل كفّار و منافقين است كه گفتند: «انّا وجدنا آباونا على امة و انّا على آثارهم مهتدون» و خداوند عالم جلشأنه ايشان را بقول خود ردّ فرمود كه «اَ وَ لو كان آباؤهم لايعقلون شيئاً و لايهتدون»
و دليل تعبّدى جاى آن بعد از آن است كه به دليل عقلى يقينى ثابت شود حقّيت حجتى، پس بعد از ثبوت حجّيّت او به دليل عقل، آنگاه اگر آن حجّت امرى و نهيى كرد و محجوجين راه حسن و قبح امر مخصوصى را ندانند، سهل است؛ پس بايد تعبّداً به امر حجّت ثابت يقينى به دليل عقل، عمل كنند و همچنين بايد تعبّداً از منهيات او احتراز كنند.
https://telegram.me/joinchat/CJzxKzy5kxrkz-s0XN7X2Q
پس چون يافتيد به بيانى كه گذشت كه پيغمبر آخرالزمان صلى الله عليه وآله بر حق و باحق بود و اوصياى معروف او همه برحق و باحق بودند و حق بر گِرد ايشان دور مى زد و ايشان برگرد حق دور زدند بطور يقين عقلى و كسانى كه بايشان ايمان نيآوردند بر باطل بودند و هستند بدليل عقلى يقينى بطوريكه گذشت نه به تعبّد؛
چرا كه دليل تعبّدى در اصل اختيار دين و مذهب دليل كفّار و منافقين است كه گفتند: «انّا وجدنا آباونا على امة و انّا على آثارهم مهتدون» و خداوند عالم جلشأنه ايشان را بقول خود ردّ فرمود كه «اَ وَ لو كان آباؤهم لايعقلون شيئاً و لايهتدون»
و دليل تعبّدى جاى آن بعد از آن است كه به دليل عقلى يقينى ثابت شود حقّيت حجتى، پس بعد از ثبوت حجّيّت او به دليل عقل، آنگاه اگر آن حجّت امرى و نهيى كرد و محجوجين راه حسن و قبح امر مخصوصى را ندانند، سهل است؛ پس بايد تعبّداً به امر حجّت ثابت يقينى به دليل عقل، عمل كنند و همچنين بايد تعبّداً از منهيات او احتراز كنند.
https://telegram.me/joinchat/CJzxKzy5kxrkz-s0XN7X2Q
AghayedNet
@AghayedNet
🌷بخشی از فهرست کتاب «حقیقة الأسماء الحسنی» نگاشته شیخ احمد ماحوزی.
فایلِ کتاب، صرفاً برای آشنایی با این پژوهش تقدیم می شود.
https://telegram.me/joinchat/CJzxKzy5kxrkz-s0XN7X2Q
فایلِ کتاب، صرفاً برای آشنایی با این پژوهش تقدیم می شود.
https://telegram.me/joinchat/CJzxKzy5kxrkz-s0XN7X2Q
🌷نوشته ای ابتدای نسخه ای خطی؛ مرحوم شیخ عبدالله، فرزند مرحوم شیخ احمد اَحسائی این کتاب را وقف کرده است:
قد أوقف هذا الکتاب عبدالله بن الشیخ أحمد بن زین الدین الأحسائی علی الصالح من أهله...
@AghayedNet
قد أوقف هذا الکتاب عبدالله بن الشیخ أحمد بن زین الدین الأحسائی علی الصالح من أهله...
@AghayedNet
🌷چهاردهم مرداد در سال 1285ش، روزی بود که قدرت، تن به مشروطیت داد.
👈🏼 نسبت میان جریان مشروطه و شیخیه را چگونه ارزیابی می کنید؟
(شیخیه عنوانی است که از جانب عموم نویسندگان و پژوهندگان و عُرف، بر تابعان اندیشه مرحوم شیخ احمد اَحسائی اطلاق می شود.)
👈🏼این نسبت شامل مواردی است از جمله:
تأثیر شیخیه بر مشروطه؛
تأثیر مشروطه بر شیخیه؛
تأثیر برخی افراد شیخی در مشروطه؛
تأثیر مشروطه بر افرادی شیخی و...
👈🏼دیدگاه ها و پژوهش های خود را با ما به اشتراک بگذارید: @motaqed
https://telegram.me/joinchat/CJzxKzy5kxrkz-s0XN7X2Q
👈🏼 نسبت میان جریان مشروطه و شیخیه را چگونه ارزیابی می کنید؟
(شیخیه عنوانی است که از جانب عموم نویسندگان و پژوهندگان و عُرف، بر تابعان اندیشه مرحوم شیخ احمد اَحسائی اطلاق می شود.)
👈🏼این نسبت شامل مواردی است از جمله:
تأثیر شیخیه بر مشروطه؛
تأثیر مشروطه بر شیخیه؛
تأثیر برخی افراد شیخی در مشروطه؛
تأثیر مشروطه بر افرادی شیخی و...
👈🏼دیدگاه ها و پژوهش های خود را با ما به اشتراک بگذارید: @motaqed
https://telegram.me/joinchat/CJzxKzy5kxrkz-s0XN7X2Q
AghayedNet
🌷نوشته ای ابتدای نسخه ای خطی؛ مرحوم شیخ عبدالله، فرزند مرحوم شیخ احمد اَحسائی این کتاب را وقف کرده است: قد أوقف هذا الکتاب عبدالله بن الشیخ أحمد بن زین الدین الأحسائی علی الصالح من أهله... @AghayedNet
🌷توضیح تصویر:
تصویری است از وقف نامه شيخ عبدالله اَحسائي و مورخ به سال 1247ق.
به ظاهر آخرين سند مکتوب و موجود از ایشان است.
جالب است بدانيم ایشان در نيمه اول محرم 1247، به مرض طاعون در کرمانشاه فوت می کند. تحقيق مطلب و سند آن را محقق مدقق جناب آقای هادی مکارم در مقاله «رساله در تشریح واقعه طاعون 1246» نقل کرده اند که به پیوست، مقاله ایشان تقدیم می شود.
متن کامل وقف نامه فوق چنین است:
قد أوقف هذا الکتاب عبدالله بن الشیخ أحمد بن زین الدین الأحسائی علی الصالح من أهله و إذا انقرضوا و العیاذ بالله فعلی علماء الشیعة «فمن بدّله بعد ما سمعه فإنما إثمه علی الذین یبدلونه إن الله سمیع علیم» سنة 1247
@AghayedNet
تصویری است از وقف نامه شيخ عبدالله اَحسائي و مورخ به سال 1247ق.
به ظاهر آخرين سند مکتوب و موجود از ایشان است.
جالب است بدانيم ایشان در نيمه اول محرم 1247، به مرض طاعون در کرمانشاه فوت می کند. تحقيق مطلب و سند آن را محقق مدقق جناب آقای هادی مکارم در مقاله «رساله در تشریح واقعه طاعون 1246» نقل کرده اند که به پیوست، مقاله ایشان تقدیم می شود.
متن کامل وقف نامه فوق چنین است:
قد أوقف هذا الکتاب عبدالله بن الشیخ أحمد بن زین الدین الأحسائی علی الصالح من أهله و إذا انقرضوا و العیاذ بالله فعلی علماء الشیعة «فمن بدّله بعد ما سمعه فإنما إثمه علی الذین یبدلونه إن الله سمیع علیم» سنة 1247
@AghayedNet
AghayedNet
🌷توضیح تصویر: تصویری است از وقف نامه شيخ عبدالله اَحسائي و مورخ به سال 1247ق. به ظاهر آخرين سند مکتوب و موجود از ایشان است. جالب است بدانيم ایشان در نيمه اول محرم 1247، به مرض طاعون در کرمانشاه فوت می کند. تحقيق مطلب و سند آن را محقق مدقق جناب آقای هادی…
رساله در تشريح واقعه طاعون 1246.pdf
257.5 KB
AghayedNet
🌷از فرمایش های مکتبی... کنترل و از بین بُردن «حسَد» تا بشر خودش را به تربيت قرآنی تربيت نكند، خود را به اخلاق الهی متخلّق نسازد، به اين امور مبتلا است و حسد و حقد از چيزهايي است كه بشر نمی تواند خودش را از آنها خلاص كند. خداوند اشخاصی را كه به پرتو ايمان…
🌷از فرمایش های مکتبی... اهمیت و ارزش تدیّن
تمام دنیا، حتی آن عالی ترین مقام و منصب دنیوی که سلطنت و مسلط شدن بر کل دنیاست که بالاترین موقعیت و مقام دنیوی است که همه چیز در آن هست، حتی آن هم ارزش ندارد که انسان برای خاطر آن یک قدم کج بردارد؛
خدای نکرده برای کسب آن موقعیت، یک خُلقی که مورد غضب و خشم خداست دارا شود و به دست بیاورد؛
یا نعوذ بالله حکمی از احکام دین و شریعتی از شرایع الهی پامال بشود، ارزش ندارد.
https://telegram.me/joinchat/CJzxKzy5kxrkz-s0XN7X2Q
تمام دنیا، حتی آن عالی ترین مقام و منصب دنیوی که سلطنت و مسلط شدن بر کل دنیاست که بالاترین موقعیت و مقام دنیوی است که همه چیز در آن هست، حتی آن هم ارزش ندارد که انسان برای خاطر آن یک قدم کج بردارد؛
خدای نکرده برای کسب آن موقعیت، یک خُلقی که مورد غضب و خشم خداست دارا شود و به دست بیاورد؛
یا نعوذ بالله حکمی از احکام دین و شریعتی از شرایع الهی پامال بشود، ارزش ندارد.
https://telegram.me/joinchat/CJzxKzy5kxrkz-s0XN7X2Q
کتابی تازه از دکتر حسن انصاری. درباره کلام و فلسفه و مناسبات میان آن دو. چاپ نشر کتاب رایزن. تهران. ۱۳۹۵
در این کتاب که هنوز منتشر نشده است، در فصلی به مباحثی پیرامون شیخیه اشاره شده است.
@AghayedNet
در این کتاب که هنوز منتشر نشده است، در فصلی به مباحثی پیرامون شیخیه اشاره شده است.
@AghayedNet
فهرست کتاب های ملکی یک نفر در اوائل قرن چهاردهم (حوالی 1312ق)
کتاب هایی همچون: فصل الخطاب، ارشادالعوام (چاپ بمبئی)، علاج الأرواح، سلطانیه، ناصریه، هدایة الطالبین و... .
@AghayedNet
کتاب هایی همچون: فصل الخطاب، ارشادالعوام (چاپ بمبئی)، علاج الأرواح، سلطانیه، ناصریه، هدایة الطالبین و... .
@AghayedNet
بخشی از رساله ایضاح، نگاشته مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبایی؛ نسخه کتابخانه مرعشی
@AghayedNet
@AghayedNet
AghayedNet
بخشی از رساله ایضاح، نگاشته مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبایی؛ نسخه کتابخانه مرعشی @AghayedNet
🌷بخشی از رساله ایضاح، نگاشته مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبایی
👈🏼جایگاه ضروریات دین؛ و اینکه اگر منحصر دانستن امرِ شریعت در هر زمانی در یک نفر صحیح بود، باید جزو ضروریات و بدیهیات قرار داشت
پس فكر كنيد كه چنين امري كه در ميان عوام بايد معروف باشد و آن امر، امر الهي باشد بسيار است و جاهل مباش و تابع بعضي از جهال مشو كه مي گويند عوام چه مي دانند حق چيست كه تابع آن شوند و باطل كدام است كه از آن كناره كنند؟
آيا نمي بينيد كه عوام مي دانند نماز و روزه و حج و جهاد و خمس و زكوة از دين خداست و مي توانند به اين موازين بسنجند علماء حقي چند را و علماء باطلي چند را.
پس اگر احياناً عالمي از علماء گفت كه يكي از اينها از دين خدا نيست عوام مي توانند بفهمند كه خود او بي دين است و نبايد بگويند كه او شخص عالمي است و ماها عوام و او بهتر مي داند.
پس از اين قبيل امور دينيه هست كه در ميان علماء و عوام معروف است و اختصاصي به علماء ندارد كه عوام از آنها بي خبر باشند و چنين امور است كه به اصطلاح آنها را «ضروريات دين و مذهب» مي نامند و هركس موافق است با آنها، مؤمن و موافق است و هركس مخالف است با آنها، كافر و منافق است.
پس فكر كنيد كه اگر از مذهب شيعه اثناعشري اين بود كه هميشه در هر عصري حتماً حُكماً بايد يك نفر از علماء رئيس و حاكم بر كل علماء و عوام باشد نه بيشتر و منحصر باشد به او امر شريعت و حكومت، هرآينه اين مطلب داخل اين واضحات و اوضح ضروريات مذهب شيعه مي شد مانند آنكه امر امامت در مذهب شيعه اوضح ضروريات مذهب است كه بايد يكي از دوازده نفر صلوات الله عليهم، قائم به امر الهي باشد و منحصر باشد امر به او و باقي ساكت باشند و او ناطق باشد به تنهايي.
پس فكر كنيد آيا انحصار امر به شخص واحد ناطق عالمي از علماء شيعه و سكوت سايرين در كدام عصر بوده، در عصر حضور معصومين علیهم السلام يا در اعصار بعد.
https://telegram.me/joinchat/CJzxKzy5kxrkz-s0XN7X2Q
👈🏼جایگاه ضروریات دین؛ و اینکه اگر منحصر دانستن امرِ شریعت در هر زمانی در یک نفر صحیح بود، باید جزو ضروریات و بدیهیات قرار داشت
پس فكر كنيد كه چنين امري كه در ميان عوام بايد معروف باشد و آن امر، امر الهي باشد بسيار است و جاهل مباش و تابع بعضي از جهال مشو كه مي گويند عوام چه مي دانند حق چيست كه تابع آن شوند و باطل كدام است كه از آن كناره كنند؟
آيا نمي بينيد كه عوام مي دانند نماز و روزه و حج و جهاد و خمس و زكوة از دين خداست و مي توانند به اين موازين بسنجند علماء حقي چند را و علماء باطلي چند را.
پس اگر احياناً عالمي از علماء گفت كه يكي از اينها از دين خدا نيست عوام مي توانند بفهمند كه خود او بي دين است و نبايد بگويند كه او شخص عالمي است و ماها عوام و او بهتر مي داند.
پس از اين قبيل امور دينيه هست كه در ميان علماء و عوام معروف است و اختصاصي به علماء ندارد كه عوام از آنها بي خبر باشند و چنين امور است كه به اصطلاح آنها را «ضروريات دين و مذهب» مي نامند و هركس موافق است با آنها، مؤمن و موافق است و هركس مخالف است با آنها، كافر و منافق است.
پس فكر كنيد كه اگر از مذهب شيعه اثناعشري اين بود كه هميشه در هر عصري حتماً حُكماً بايد يك نفر از علماء رئيس و حاكم بر كل علماء و عوام باشد نه بيشتر و منحصر باشد به او امر شريعت و حكومت، هرآينه اين مطلب داخل اين واضحات و اوضح ضروريات مذهب شيعه مي شد مانند آنكه امر امامت در مذهب شيعه اوضح ضروريات مذهب است كه بايد يكي از دوازده نفر صلوات الله عليهم، قائم به امر الهي باشد و منحصر باشد امر به او و باقي ساكت باشند و او ناطق باشد به تنهايي.
پس فكر كنيد آيا انحصار امر به شخص واحد ناطق عالمي از علماء شيعه و سكوت سايرين در كدام عصر بوده، در عصر حضور معصومين علیهم السلام يا در اعصار بعد.
https://telegram.me/joinchat/CJzxKzy5kxrkz-s0XN7X2Q
AghayedNet
🌷از فرمایش های مکتبی... اهمیت و ارزش تدیّن تمام دنیا، حتی آن عالی ترین مقام و منصب دنیوی که سلطنت و مسلط شدن بر کل دنیاست که بالاترین موقعیت و مقام دنیوی است که همه چیز در آن هست، حتی آن هم ارزش ندارد که انسان برای خاطر آن یک قدم کج بردارد؛ خدای نکرده برای…
🌷از فرمایش های مکتبی... یادآوریِ «هدف»
باید امور زندگی برای این هدف بزرگ (معرفت محمد و آل محمد علیهم السلام و طلب علم) مقدمه باشد؛ نه اینکه ما از همه چیز فراموش کنیم و فقط به فکر دنیا باشیم، همّمان دنیا، غمِمان دنیا، همه چیز دنیا! نه عزیزان من؛ معیشت را مقدمه طلب فضائل، کسب علم و کسب معرفت قرار داده اند.
اینجا باید ما ان شاء الله نورانی بشویم تا در برزخ و آخرت خیالمان آسوده باشد.
اینجا باید نورانی شویم و راه نورانی شدن همین است که همت کنیم در برطرف کردن این نواقصی که دامن گیرِ ماست؛ آن مقداری که میسّر است.
در فکر باشیم به طور قطع و یقین توفیق پیدا می کنیم.
https://telegram.me/joinchat/CJzxKzy5kxrkz-s0XN7X2Q
باید امور زندگی برای این هدف بزرگ (معرفت محمد و آل محمد علیهم السلام و طلب علم) مقدمه باشد؛ نه اینکه ما از همه چیز فراموش کنیم و فقط به فکر دنیا باشیم، همّمان دنیا، غمِمان دنیا، همه چیز دنیا! نه عزیزان من؛ معیشت را مقدمه طلب فضائل، کسب علم و کسب معرفت قرار داده اند.
اینجا باید ما ان شاء الله نورانی بشویم تا در برزخ و آخرت خیالمان آسوده باشد.
اینجا باید نورانی شویم و راه نورانی شدن همین است که همت کنیم در برطرف کردن این نواقصی که دامن گیرِ ماست؛ آن مقداری که میسّر است.
در فکر باشیم به طور قطع و یقین توفیق پیدا می کنیم.
https://telegram.me/joinchat/CJzxKzy5kxrkz-s0XN7X2Q