بدين ترتيب نبايد رويکرد حديث گرايی احسايی را در حد تعلق خاطر او به جريان اخباری فروکاست. او ابداً با مقدمات و خاستگاههای اخباريان به سراغ اخبار نمی رود؛ گو اينکه در عمل با بسياری از رويکردهای آنان همگام است. احسايی چنانکه در شرح زندگی اش خواهیم گفت تحصيلات مهمی در فقه و اصول نداشته و آنچه در طول سالهای تحصيلات اوليه خود پيش از عزيمت به عراق از استادان دريافت داشت بيشتر مقدمات علوم بود. در عراق ظاهراً هيچ گاه توفيق نيافت که در درس بزرگترين فقيهان کربلا و کاظمين و نجف حضور يابد و گويا صرفاً در چارچوب اجازات حديثی موفق شد شايستگی خود را در روايت حديث برای استادان اجازه خود به اثبات رساند و صرفاً به دريافت اجازات حديث از آنان موفق شود. بنابراين شيخ احمد احسايی در روند شکل گيری جريان اصولی مکتب وحيد بهبهاني که در پی نزاع با اخباريانی چون شيخ يوسف بحراني در عتبات در حال شکل گيری بود و در نهايت و با همراهی شاگردان مکتب وحيد مانند شیخ جعفر کاشف الغطاء و سيد محمد مهدي بحر العلوم وسيد علي صاحب رياض به پيروزی و غلبه بلا منازع مکتب اصوليان انجاميد سهمی نداشت. آنچه او در احساء آموخته بود بيشتر محصول فضای اخباری و حديث گرايی دوران متأخر صفويه بود؛ تا پيش از گسترش مکتب اصولی. در احسای دوران او آموزشهايی از قبيل آموزش فلسفه و يا علم کلام فلسفی معمول نبود و بعد هم که او به عراق آمد و در عتبات سکنی گزيد گرايش غالب در حوزه های دينی آنجا آموزشهای فلسفی و کلامی نبود. بنابراين احسايی نه تنها با آموزشهای کلامی و فلسفی از طريق تحصيلات و نظام آموزشی آشنايی نيافت بلکه به دليل آنکه عملاً از محصولات مکتب نوپای اصولی وحيد بهبهاني بهره مند نبود بايد او را بيشتر محصول دوران حديث گرای پايانی عصر صفوی قلمداد کرد. او در ايران بود که از طريق مکتب اصفهان با تعاليم فلسفی آشنايی يافت و سعی کرد آميخته ای از مبانی فلسفی را با احاديث اهل بيت ساماندهی کند. يعنی آنچه را به تازگی با آن در محيط علمی ايران آشنا شده بود و آنچه پيشتر در ضمن تحصيلات اوليه خود در احساء فرا گرفته بود و با آن انس بيشتری داشت. او برای جايگزينی نظام فلسفی پذيرفته شده در محيط شيعی ايران روزگار خود با منظومه ای جديد که خود مدعی خلق و تبيين آن بود ناچار بود که از اصطلاحات فلسفی بهره گيرد و خود را توانا برای درک آن مبانی نشان دهد. احسایی به همين دليل شروحی بر آثار فلسفی نگاشت و در عین حال سعی کرد متن های جايگزينی در حکمت الهی به تقليد از متون فلسفی بنگارد. احسايی منظومه جديد معرفتی و حکمی خود را صرفاً نقل پاره ای از احاديث و يا مضمون آنها نمی دانست و همين امر تمايز او را با ديگر مخالفان فلسفه از ميان اهل حديث مانند علامه مجلسی و يا سيد نعمة الله جزائري نشان می دهد. او با بهره وری از ايده تأويل متکی بر مکاشفه و اندیشه راهيابی به منبع معرفت امامان که برای آن تئوری پردازی کرده بود، منظومه فکری خود را مبتنی بر احاديث و در عين حال در دنباله آن و در همان رشته از منابع معرفت می پنداشت. بنابراين از اين نقطه نظر به حديث می پرداخت و از آن برای ارائه منظومه ای در "حکمت" که بتواند جايگزين حکمت فلسفی غالب زمان خود شود بهره می گرفت. با توجه به جايگاهی که برای معرفت شهودی در درک معانی کلمات امامان و دستيابی به منبع معرفتی الهی آنان قائل بود، بنابراين احسایی گاه در جزيياتی از مسائل مورد بحث بر خود جائز می ديد که مباحث، اصطلاحات و عقايدی را مطرح کند که رد پای آن به سختی در احاديث قابل پی گيری بود و کاملاً مطالبی نو به نظر می رسيد. وی معتقد بود که اين جزييات را بر اثر مکاشفه و رياضت به دست آورده و آنها را بخشی از عنايات معرفتی الهی به خود می پنداشت. او و به ويژه پس از وی شاگردش، سيد کاظم رشتی بدين ترتيب مباحثی را درباره طبيعيات و خلقت عالم و مراحل آن و طبيعت متافيزيکی امام بيان می کردند که مطلقاً عناوين آنها در مضامين احاديث ديده نمی شود. در واقع آنها اين دست مطالب را در چارچوب همان مکاشفات خود توجيه می کردند.
بدين ترتيب بايد گفت مکتب شيخ احمد احسايی مکتبی قابل تحليل در چارچوب حديث گرايی معمول و شناخته شده جريان اخباری گری نيست.
@AghayedNet
AghayedNet
@AghayedNet
🌷حکایتی از سیره عالم ربانی مرحوم شیخ احمد أحسائی أع
(درس هایی از این حکایت: حثّ بر تعلیم و تعلم، توضیحی درباره اصل طهارت، لزوم دوری از وسواس و...)

حسین مؤمن یزدی، در یکی از نوشته های خود (نسخه ای خطی، از کتابخانه ای شخصی) حکایتی را به زبان فارسی از مرحوم شیخ احمد احسائی أع نقل می‌ کند:

«مؤلف گوید سؤال کردم از جناب شیخ عارف خود [شیخ احمد احسائی] سلمه الله تعالی در دهلیز خانه ایشان و جناب شیخ علی ولد ارجمند ایشان حاضر بود از حجره‌ ای که زمین آن خاک باشد و طفل در اکثر آن بول کرده و شخصی جاروب کرده است آن حجره را. آیا آن غبار طاهر است یا نه؟
فرمود سلمه الله که آن غبار خشک است؟ عرض کردم بلی. فرمود طاهر است.
پس بحث کرد شیخ علی بر جناب شیخ به اینکه می گوید فلانی که این حجره را طفل در مجموع آن بول کرده و جاروب کرده اند یعنی از خاک که بول به آن رسیده. پس چگونه می فرمایید طاهر است؟ فرمود سلمه الله هرگاه خاکیست که بول به آن رسیده و بس، و احتمال خاک طاهری که بر آن خاک نجس نشسته باشد نمی رود، پس نجس است ولکن چگونه ممکن است این احتمال آنکه خاک طاهر بر آن خاک نجس ننشسته باشد. آخر هرگاه هیچ چیز دیگر نباشد، غباری که بالذات در هواست، خواهد بود. آیا نمی بینی که کتاب یا پارچه هرگاه در تاقچه گذارند خود به خود بالای آن هوا چه قدر غبار می گیرد؟ و هرگاه این احتمال می رود، اصل طهارتست. پس فرمود سلمه الله بلکه هر چیزی که در آن احتمال طهارت برود و اگرچه احتمال ضعیفی بوده باشد، اصل در آن طهارتست. پس فرمود آیا نظر نمی کنی به سوی قول معصوم که سؤال کرده شد که من بول می کنم پس به دست من می رسد پس صورت من عرق می کند پس فراموش می کنم و دست را به صورت می مالم معصوم فرمود که پاکست. شیخ فرمود که این از آن جهت است که احتمال ضعیف می رود که شاید محل نجس به صورت نرسیده باشد. پس همه چیز چنین است و اگر چنین نباشد، در دین حرج لازم می آید؛ انتهی کلامه سلمه الله تعالی.
@AghayedNet
هشتم شوال؛ سالروز واقعه اسفناک تخریب بقیع و مظلومیت امامان شیعه علیهم السلام
@AghayedNet
⚡️۸ شوال، سالروز تخریب بقیع و مظلومیت ائمه بقیع؛
⚡️یادی از مقبره عالم ربانی مرحوم شیخ أحمد أحسائی أع

در سفرنامه میرزا محمد حسین فراهانی آمده است:

مقبره شیخ احمد احسائی

و پشت بقعه متبرکه بقیع در پائین پا در زیر ناودان گنبد مطهر، مقبره شیخ احمد احسائی است که شیخیه به او ارادت دارند و ضریح آهنی دارد. و قبر را از گچ و آجر، یک ذرع بالا آورده و سفید کرده و سنگ مرمر بزرگی بر روی او است که به خط نستعلیق این عبارت مرتسم است:
المرقد المطهر للشیخ العظیم الشأن الساطع البرهان مؤمن الدهر و تاج الفخر و علامة العصر مرجع علماء الاسلام مجدد مائة الثالثة عشر مولانا و مولی المسلمین احمد بن زین الدین الاحسائی قدس سره و عطر رمسه و قد توفی اعلی الله مقامه فی سنة الف و مأتین ثلاثة و اربعین هذا مادة تاریخـ[ـه] اجل الله شأنه:
قد سألت الفکر عن تاریخه یوماً فانشد/فزت بالفردوس فوزاً یابن زین الدین احمد.
و بغل همین مقبره سنگ دیگر مرمر چسبانیده و این دو شعر تاریخ نوشته‌اند:
لزین الدین احمد نور فضل/تضاء به القلوب المدلهمة
یرید الحاسدون لیطفئوه/و یأبی الله الا ان‌یتمه.

و ما بین سنی‌ها معروف به مقبره «شیخ الروافض» است؛ مع هذا سنی و شیعه بر این قبر فاتحه می‌خوانند.

و در مدینه کرامتی از او مشهور است: در چند سال قبل که تازه این سنگ را بر روی این قبر نصب کرده بودند دو نفر از اعراب که کارشان سنگ قبر کندن است، این سنگ را که مرمر می‌بینند با هم قرار می‌گذارند که شبانه در قبرستان بقیع از دیوار آمده و سنگ را از آنجا بکنند و به خانه خود ببرند و خطوط او را حک نموده در پشت او اسم کس دیگر مرتسم نموده به قیمت گزاف بفروشند. شب از دیوار به قبرستان بقیع می‌روند و یکی همین که کلنگ را به قبر می‌زند تا سه دفعه آوازی از قبر می‌آید که «خلّ الحجر.» [=سنگ را رها کن.] اینها به خیالشان این آواز از خارج بقیع است که کسی دیده و این عبارت را می‌گوید. بالاخره دست و پا و زبان آنکه کلنگ می‌زده از کار افتاده و حالت استرخاء و لغوه به هم می‌رساند. رفیقش مضطرب شده او را به دوش گرفته خواست از دیوار قبرستان به زحمت پائین بیاید که سه چهار نفر از مقدسین مدینه آن شب به جائی موعود بودند می‌رسند و آن عرب را می‌گیرند که نصف شب در قبرستان بقیع به این حال به چه کاری رفته بودی؟ بعد از دو روز حبس، رفیقش که فلج شده بود می‌میرد و خود او تفصیل را گفته و مستخلص می‌شود. العهدة علی الروات.
و پهلوی قبر مرحوم شیخ احمد، قبر شیخ ابوالقاسم شیخ الاسلام شیراز است که او بدون ضریح، و سنگ کوچکی دارد. و پشت گنبد ائمه بقیع، همین سمتی که مقبره مرحوم شیخ احمد است، بقعه کوچکی است که بیت‌الاحزان حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها است… . (ج۱،ص ۲۳۰ و ۲۳۱)
@AghayedNet
ادامه مطلب در لینک زیر:

http://www.aghayed.net/8-شوال،-سالروز-تخریب-بقیع-و-مظلومیت-ائمه/
خطبه عید فطر و قربان؛ إنشاءِ مرحوم سید کاظم رشتی أع
@AghayedNet
AghayedNet
@AghayedNet
یادداشت حاشیه: مرحوم سید کاظم رشتی در عید قربان این فقرات را پس از خطبه می خوانده است.
@AghayedNet
AghayedNet
@AghayedNet
نظر دکتر رسول جعفریان درباره این متون:
«تولید تعابیر شگفت و قدرت احسایی و رشتی بر آن و بعدا برخی دیگر که این خط را ادامه دادند و قبلش فیض [کاشانی] یک خط خاصی را برای تولید نثر مخصوص نشان می دهد.»
بیفزاییم تأمل در «تعبیر»های مرحوم شیخ احمد اَحسائی و سیدکاظم رشتی، می تواند موضوع مهمی برای یک تحقیق و مقاله مفصل باشد؛ چراکه خود ایشان به این مسئله تصریح فرموده اند که استفاده از تعبیرهای خاص برای بعضی مفاهیم، حساب شده و با دقت در مفاهیم دینی در پرتو آیات و روایات است.
برای نمونه، در ابتدای کتاب شرح الزیارة الجامعة الکبیرة درباره اهمیت «تعبیر» از بعضی مفاهیم چنین آمده است:
«فلیس کل ما یحضرني یمکنني إثباته؛ لأن منه مالایسعنی فیه العبارة و لم أعط فیه بیاناً و لا إشارة و منه مالایحسن بیانه لأنه قد یعسر برهانه و منه مالاتکاد تحتمله الأفکار فیسارع إلیه بالإنکار و منه ما یطول فیه و فی بیانه الکلام و بدون البسط التامّ یفوت المرام... .» (صفحه نخست از جلد اول.)
@AghayedNet
تصویری نادر از مرحوم ملا رضا انارکی، از علماء مکتبی.
شرح حالی از وی و آثارش تنظیم کرده ایم.
@AghayedNet
افراد نشسته از چپ: ملا رضا انارکي،ابراهيم نوکر هنر،ميرزا هادي يغمايي(فرمان)
ايستاده از راست:جهانگير خان ثابتي،محمد هنري، ميرزا اسماعيل يغمايي(هنر سوم)،ميرزا علينقي يغمايي،حسن آقابیگ
@AghayedNet
🌷فرمایش هایی مکتبی؛ نصیحت هایی اخلاقی

ـــــ خدا ایمان ‌هارا حفظ کرده است. از این نعمت قدردانی کنید و به سوی فرمایش‌های بزرگان بشتابید، اعتقادات را محکم کنید و انس خود را با این فرمایش‌ها و کتاب‌ها که بحمد الله نور و ایمان است، زیاد کنید.

ـــــ …اگر نگاه می‌ کنیم قصدمان عبرت باشد، اگر گوش می‌ دهیم قصدمان استماع حق باشد، اگر می‌ گوییم حق بیان کنیم، اگر انجام می‌ دهیم برای خدا و تأیید دین خدا باشد، قدم که بر می‌ داریم به طرف رضای خدا و برای کسب رضای اولیا سلام الله علیهم اجمعین باشد. این‌ها هدف‌ گیر‌ی‌های اهل ایمان است در برابر اهل کتاب که در هر زمانی هستند.

ـــــ پناه می برم به خدا از آن معاصی که از آنها متاذی نباشی و غم نخوری چراکه معلوم می شود که آنها مطابق با روح تو است پس روح تو عاصی است البته و اگر از آنها متاذی شوی و نادم باشی و بر خود از آن جهت سخط و غضب داشته باشی معلوم است که از تو نیست و بازگشتش به سوی تو نیست پس همان پشیمانی توبه تو است و خدا به لطف خود توبه تو را قبول می کند و معاصی تو را از تو می شوید.
@AghayedNet
AghayedNet
اجوبة_مسائل_المیرزا_ابوتراب_النف.pdf
🌷رساله ای به زبان عربی از عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی أع در پاسخِ پرسش های مرحوم میرزا ابوتراب نفیسی. این رساله، تاریخِ پایان نگارش ندارد.

پرسش ها:
ــ معنای حیات ارکان (چهار نبیّ زنده) علیهم السلام
ــ اینکه عیسی علیه السلام در آسمان چهارم است به چه معناست و سؤال از آیه شریفه «و ماقتلوه و ماصلبوه» و «متوفيک و رافعک اليّ...»
ــ پرسش از کیفیت تصرف امام زمان عج و تصرف ارکان و نقباء
ــ پرسش از سرّ احتیاج به امام حیّ علیه السلام
ــ پرسش از سرّ بقاء عالم در زمان آدم علیه السلام و پیش از آن.
@AghayedNet
AghayedNet
🌷نوشتاری از حسن انصاری؛ صرف نظر از بعضی نکته ها ارائه می‌گردد. تاریخ انتشار: 21تیر 1395 شیخ احمد احسایی: زندگی، آثار و منظومه فکری و اعتقادی (۱) شيخ احمد احسايی چنانکه دست کم از آثارش پيداست دانشمندی آشنا به حديث امامی بوده است. در آموزشهای او به روشنی نمی…
[forthcoming] Al-Shaykh Aḥmad al-Aḥsāʾī: His life, work, and Philosophical Theology.

🌷توضیحی از دکتر حسن انصاری درباره مقاله منتشرشده (که در فرصتی دیگر نقدهایی بر آن ارائه خواهد شد)؛ مقاله ای برگرفته از کتابی تازه تألیف و منتشرنشده:

«این قسمت اول مجموعه مقالاتی است که از کتاب خود درباره شیخ احمد احسایی و منظومه فکری او برگرفته ام ... چون کتاب هنوز تحریر نهایی نیافته گفتم شاید اگر آن را در معرض داوری قرار دهم بتوانم از توصیه های دوستان فاضل بهره مند شوم. برای این کتاب بیش از چهار سال است که کار می کنم.»
@AghayedNet
AghayedNet
@AghayedNet
مقاله مجله الساحل1.pdf
6.7 MB
فایلِ PDF مقاله مجله الساحل با عنوان «ممیزات مدرسة الشیخ الأوحد» تقدیم می شود / بخش اول
@AghayedNet