ملّتِ اسرائیل بهطور کلّی با حالتی محترمانه در برابر تورات، همان گناهی را انجام میدهند که خدا از طریق موسیٰ آنها را از آن بر حذر داشته است: بُتپرستی.
یهودیان در همهجا نه بُتهایی از طلا، بلکه بُتهایی از کاغذ و جوهر را میپرستیدند.
📚مسئلهی اسپینوزا
✍اروین د.یالوم
ملّتِ اسرائیل بهطور کلّی با حالتی محترمانه در برابر تورات، همان گناهی را انجام میدهند که خدا از طریق موسیٰ آنها را از آن بر حذر داشته است: بُتپرستی.
یهودیان در همهجا نه بُتهایی از طلا، بلکه بُتهایی از کاغذ و جوهر را میپرستیدند.
📚مسئلهی اسپینوزا
✍اروین د.یالوم
👍3
از آنجا که کتابِ مقدّس کلامِ خدا به شمار میرود، برخی چنین نتیجه میگیرند که پس باید همیشه و در همهجا راست و الٰهی باشد. بنابراین اگر به بندهایی برخورد کردیم که به نظر خطا یا ناهمساز میآیند، باید فرض را بر این بگذاریم که ما آنها را درست نمیفهمیم، و دنبال تفسیری بگردیم که نه فقط آنها را همساز، بلکه حقیقی نیز میکند.
📚رسالهٔ الٰهی-سیاسی
✍باروخ اسپینوزا
از آنجا که کتابِ مقدّس کلامِ خدا به شمار میرود، برخی چنین نتیجه میگیرند که پس باید همیشه و در همهجا راست و الٰهی باشد. بنابراین اگر به بندهایی برخورد کردیم که به نظر خطا یا ناهمساز میآیند، باید فرض را بر این بگذاریم که ما آنها را درست نمیفهمیم، و دنبال تفسیری بگردیم که نه فقط آنها را همساز، بلکه حقیقی نیز میکند.
📚رسالهٔ الٰهی-سیاسی
✍باروخ اسپینوزا
👍2
مردمی که با کارِ روزانهشان سنجیده میشوند، از تفریح و از مشارکت در حیاتِ فکری و خواندن و خلاصه همهٔ اسباب و وسایلِ خوبی که توسعهٔ فکر را تحریک میکند محروماند، معمولاً بدون انتقاد و بهطور کامل سنّتهای دینی را میپذیرند. این سنّتها آنها را از دورانِ نوزادی و در تمامِ طولِ حیات احاطه کرده و به شکلی مصنوعی توسطِ تعدادِ کثیری مُفسدِ رسمی از هر صنف، کشیش و غیرِکشیش، در ذهنشان باقی میماند و از نوعی عادتِ روانی و اخلاقی تا جایی پیشرَوی میکند که از وجدانِ طبیعیِ آنها هم قویتر میشود.
📚خدا و دولت
✍میخاییل باکونین
مردمی که با کارِ روزانهشان سنجیده میشوند، از تفریح و از مشارکت در حیاتِ فکری و خواندن و خلاصه همهٔ اسباب و وسایلِ خوبی که توسعهٔ فکر را تحریک میکند محروماند، معمولاً بدون انتقاد و بهطور کامل سنّتهای دینی را میپذیرند. این سنّتها آنها را از دورانِ نوزادی و در تمامِ طولِ حیات احاطه کرده و به شکلی مصنوعی توسطِ تعدادِ کثیری مُفسدِ رسمی از هر صنف، کشیش و غیرِکشیش، در ذهنشان باقی میماند و از نوعی عادتِ روانی و اخلاقی تا جایی پیشرَوی میکند که از وجدانِ طبیعیِ آنها هم قویتر میشود.
📚خدا و دولت
✍میخاییل باکونین
👍3
بعید نیست که در حقیقت، برترین رمزِ حکومتهای سلطانی، و آنچه مطلقاً لازمهی آنها است، نگه داشتنِ مردم در وضعیتِ فریفتگی، و پنهان ساختنِ ترسی که آنان را به اینسو و آنسو میکشد زیر عنوانِ فریبایِ «دین» باشد؛ تا بدین ترتیب، مردم چنان برای بندگیِ خود بجنگند که گویی برای رستگاریِ خود میجنگند، و افشاندنِ خونِ خویش برای سَروَریِ شخصِ واحدی را نهتنها خفّتبار ندانند، بلکه آن را افتخاری عظیم بشمارند.
📚رسالهٔ الٰهی-سیاسی
✍باروخ اسپینوزا
بعید نیست که در حقیقت، برترین رمزِ حکومتهای سلطانی، و آنچه مطلقاً لازمهی آنها است، نگه داشتنِ مردم در وضعیتِ فریفتگی، و پنهان ساختنِ ترسی که آنان را به اینسو و آنسو میکشد زیر عنوانِ فریبایِ «دین» باشد؛ تا بدین ترتیب، مردم چنان برای بندگیِ خود بجنگند که گویی برای رستگاریِ خود میجنگند، و افشاندنِ خونِ خویش برای سَروَریِ شخصِ واحدی را نهتنها خفّتبار ندانند، بلکه آن را افتخاری عظیم بشمارند.
📚رسالهٔ الٰهی-سیاسی
✍باروخ اسپینوزا
👍1
در مجموع، بر مبنای نظریهٔ سرمایهگذاریِ والدینی تریورس (1972)، و نظریهٔ انتخابِ جنسی، میتوان دو پیشبینیِ بنیادی مطرح کرد:
1• جنسی که بر روی زادگان، سرمایهگذاریِ بیشتری انجام میدهد (غالباً امّا نه همواره، جنسِ مادّه) هنگامِ جفت شدن، انتخابیتر و سختگیرانهتر عمل خواهد کرد؛ و
2• بین اعضای جنسی که سرمایهگذاریِ کمتری بر روی زادگان انجام میدهد، رقابتِ جدّیتری برای آمیزش با جنسِ سرمایهگذار به چشم خواهد خورد.
📚روانشناسی فرگشتی، ص ۲۲
✍دیوید باس، ترجمهٔ آرش حسینیان
1• جنسی که بر روی زادگان، سرمایهگذاریِ بیشتری انجام میدهد (غالباً امّا نه همواره، جنسِ مادّه) هنگامِ جفت شدن، انتخابیتر و سختگیرانهتر عمل خواهد کرد؛ و
2• بین اعضای جنسی که سرمایهگذاریِ کمتری بر روی زادگان انجام میدهد، رقابتِ جدّیتری برای آمیزش با جنسِ سرمایهگذار به چشم خواهد خورد.
📚روانشناسی فرگشتی، ص ۲۲
✍دیوید باس، ترجمهٔ آرش حسینیان
👍1
یَهُوَه، که در میانِ همهٔ خدایانِ خوبی که بشر پرستیده، حسودترین، باطلترین، وحشیترین، ظالمترین، تشنهبهخونترین، مستبدترین و در رابطه با کرامت و آزادیِ انسان متخاصمترین است؛ این یَهُوَه آدم و حوّا را برای ارضای آن هوسی آفرید که ما نمیدانیم چیست. شکّی نیست که برای گذرانِ زمان، که گویا در کفهٔ ترازوی تنهاییِ خودپسندانهٔ ابدیاش بسیار سنگین بوده و یا شاید برای داشتنِ تعدادی بردهٔ جدید. او بسیار سخاوتمندانه همهٔ زمین را با تمامِ میوهها و حیواناتِ آن در اختیارِ انسان گذاشت و برای این بهرهمندیِ مطلق، جز یک محدودیت قرار نداد. او صراحتاً آنها را از لمسِ میوهٔ درختِ دانایی منع کرد. به همین دلیل میخواست که انسان از شناختِ خود بیبهره باشد و تا ابد جانور بماند و شبیهِ خدای ابدی، خالق و اربابِ خود نشود. امّا اینجا شیطان، که شورشیِ ابدی، اوّلین آزاداَندیش و آزادیخواهِ دو جهان است، وارد میشود. او انسان را از جهالتِ حیوانی و اطاعت، خجل میکند؛ رهایش میسازد و پایِ نامهٔ آزادی و انسانیتِ او را امضاء میکند تا او را به نافرمانی و خوردنِ میوهٔ دانایی وادار کند.
📚خدا و دولت
✍میخاییل باکونین
یَهُوَه، که در میانِ همهٔ خدایانِ خوبی که بشر پرستیده، حسودترین، باطلترین، وحشیترین، ظالمترین، تشنهبهخونترین، مستبدترین و در رابطه با کرامت و آزادیِ انسان متخاصمترین است؛ این یَهُوَه آدم و حوّا را برای ارضای آن هوسی آفرید که ما نمیدانیم چیست. شکّی نیست که برای گذرانِ زمان، که گویا در کفهٔ ترازوی تنهاییِ خودپسندانهٔ ابدیاش بسیار سنگین بوده و یا شاید برای داشتنِ تعدادی بردهٔ جدید. او بسیار سخاوتمندانه همهٔ زمین را با تمامِ میوهها و حیواناتِ آن در اختیارِ انسان گذاشت و برای این بهرهمندیِ مطلق، جز یک محدودیت قرار نداد. او صراحتاً آنها را از لمسِ میوهٔ درختِ دانایی منع کرد. به همین دلیل میخواست که انسان از شناختِ خود بیبهره باشد و تا ابد جانور بماند و شبیهِ خدای ابدی، خالق و اربابِ خود نشود. امّا اینجا شیطان، که شورشیِ ابدی، اوّلین آزاداَندیش و آزادیخواهِ دو جهان است، وارد میشود. او انسان را از جهالتِ حیوانی و اطاعت، خجل میکند؛ رهایش میسازد و پایِ نامهٔ آزادی و انسانیتِ او را امضاء میکند تا او را به نافرمانی و خوردنِ میوهٔ دانایی وادار کند.
📚خدا و دولت
✍میخاییل باکونین
آکادمی
🎨Dead Mother 🎗Artist: Egon Schiele¹⁹¹⁰
آنگاه ابراهیم پسر را بلند کرد، در کنار او به راه افتاد و سخناش سرشار از ترغیب و تسلّا بود. امّا اسحاق نمیتوانست او را درک کند. او از کوهِ موریه بالا رفت امّا اسحاق او را درک نمیکرد. آنگاه برای لحظهای از او روی گرداند و هنگامی که اسحاق دوباره چهرهٔ ابراهیم را دید دگرگون شده بود؛ نگاهاش بیرحم و چهرهاش خوفناک بود. او گلوی اسحاق را گرفت، او را بر زمین افکند و گفت:
«اِی پسر نادان، پنداشتهای که من پدرِ توأم؟ من یک بُتپرستم. پنداشتهای که این عمل خواستِ خداست؟ نه، میل من است.»
آنگاه اسحاق لرزید و در اضطرابِ خویش بانگ برآورد:
«اِی خدایی که در آسمانی، بر من رحم کن. خدای ابراهیم بر من رحم کن. اگر پدری در زمین ندارم تو پدرِ من باش!»
امّا ابراهیم زیر لب با خود زمزمه کرد:
«اِی خدایی که در آسمانی، از تو سپاسگزارم. برای او آن بِهْ که مرا یک هیولا بداند تا که ایمان به تو را از دست بدهد.»
وقتی کودک باید از شیر گرفته شود مادر پستانِ خویش سیاه میکند، زیرا شرمآور است وقتی پستان بر کودک ممنوع است پستان لذیذ باشد. بدینگونه کودک گمان میکند که پستان دگرگون شده امّا مادر همان است، و نگاهاش همچون همیشه عاشقانه و مهربان. خوشا به حال کسی که به وسیلهای وحشتناکتر برای از شیر گرفتنِ کودک نیاز نداشته باشد.
📚ترس و لرز، ص ۳۷
✍سورن کیر کگور
آنگاه ابراهیم پسر را بلند کرد، در کنار او به راه افتاد و سخناش سرشار از ترغیب و تسلّا بود. امّا اسحاق نمیتوانست او را درک کند. او از کوهِ موریه بالا رفت امّا اسحاق او را درک نمیکرد. آنگاه برای لحظهای از او روی گرداند و هنگامی که اسحاق دوباره چهرهٔ ابراهیم را دید دگرگون شده بود؛ نگاهاش بیرحم و چهرهاش خوفناک بود. او گلوی اسحاق را گرفت، او را بر زمین افکند و گفت:
«اِی پسر نادان، پنداشتهای که من پدرِ توأم؟ من یک بُتپرستم. پنداشتهای که این عمل خواستِ خداست؟ نه، میل من است.»
آنگاه اسحاق لرزید و در اضطرابِ خویش بانگ برآورد:
«اِی خدایی که در آسمانی، بر من رحم کن. خدای ابراهیم بر من رحم کن. اگر پدری در زمین ندارم تو پدرِ من باش!»
امّا ابراهیم زیر لب با خود زمزمه کرد:
«اِی خدایی که در آسمانی، از تو سپاسگزارم. برای او آن بِهْ که مرا یک هیولا بداند تا که ایمان به تو را از دست بدهد.»
وقتی کودک باید از شیر گرفته شود مادر پستانِ خویش سیاه میکند، زیرا شرمآور است وقتی پستان بر کودک ممنوع است پستان لذیذ باشد. بدینگونه کودک گمان میکند که پستان دگرگون شده امّا مادر همان است، و نگاهاش همچون همیشه عاشقانه و مهربان. خوشا به حال کسی که به وسیلهای وحشتناکتر برای از شیر گرفتنِ کودک نیاز نداشته باشد.
📚ترس و لرز، ص ۳۷
✍سورن کیر کگور
👍1
کتاب مقدّس، هنگامیکه میگوید خدا بر گناهکاران خشم میگیرد و داوری است که از اَعمالِ انسان آگاه است و نیک و بدِ اَعمالِ آنها را میسنجد، به زبانِ انسان، و به شیوهای موافقِ عقیدهٔ رایجِ تودهٔ مردم سخن میگوید؛ زیرا هدفِ آن این نیست که به مردمان فلسفه بیاموزد و آنان را بر سرِ عقل آوَرَد، بلکه این است که آنها را به اطاعت وادارد.
📚رسالهٔ الٰهی-سیاسی
✍باروخ اسپینوزا
📚رسالهٔ الٰهی-سیاسی
✍باروخ اسپینوزا
زنان، مردانی را بهعنوان جُفت ترجیح میدهند که صاحبِ موقعیتهای اجتماعیِ بالا باشند؛ زیرا جایگاهِ اجتماعی، یک سرنخِ جهانشمول برای کنترل داشتن بر منابع است. موقعیتِ اجتماعیِ بالا، همراه است با دسترسی به غذای بهتر، قلمروی ثروتمندتر، مراقبتِ بهداشتیِ بالاتر، موقعیتِ اجتماعیِ بالاتر برای فرزندان. و در مجموع، فرصتهای اجتماعیای فراهم میآورد که فرزندانِ نرهای پایینرتبه از آن محروماند.
در سرتاسر جهان، فرزندانِ متعلق به خانوادههایی که در موقعیتِ اجتماعیِ بالاتری قرار دارند غالباً به جُفتهای بیشتر و باکیفیتتر دسترسی دارند.
📚روانشناسی فرگشتی، ج ۲، ص ۴۱
✍دیوید باس، ترجمهٔ آرش حسینیان
در سرتاسر جهان، فرزندانِ متعلق به خانوادههایی که در موقعیتِ اجتماعیِ بالاتری قرار دارند غالباً به جُفتهای بیشتر و باکیفیتتر دسترسی دارند.
📚روانشناسی فرگشتی، ج ۲، ص ۴۱
✍دیوید باس، ترجمهٔ آرش حسینیان
سرمایهگذاریِ والدینیِ ابتداییِ عظیمی که جنسِ مادّه در مقایسه با جنسِ نر انجام میدهد، باعث میشود که این جنس از نظر تولیدمثلی یک منبعِ با ارزش محسوب شود.
آبستنی، وضعِ حمل، شیردهی، تربیت، مراقبت، و تغذیهی کودک قطعاً از منظرِ تولیدمثلی یک منبعِ با ارزش محسوب میشود.
آن جنسی که صاحبِ این منابعِ ارزشمند است آنها را بیحساب و کتاب در اختیارِ جنسِ دیگر نمیگذارد.
از آنجایی که در گذشتهی تکاملیِ ما، دست زدن به آمیزش جنسی، زنان را در معرضِ یک سرمایهگذاریِ گسترده قرار میداده، طیِ فرایندِ تکامل، مادّههایی باقی ماندهاند که در مورد جفت شدنِشان شدیداً انتخابی و سختگیرانه عمل میکردهاند.
آن دسته از زنانِ اجدادی که سهلگیرانه انتخاب میکردهاند مجبور میشدند تا هزینههای جانفرسایی را به جان بخرند:
مؤفقیتِ تولیدمثلیِ آنها کاهش مییافت، و تعداد کمتری از فرزندانِشان تا سنِ تولیدمثل زنده میماندند.
📚روانشناسی فرگشتی، ص ۲۲
✍دیوید باس، ترجمهٔ آرش حسینیان
آبستنی، وضعِ حمل، شیردهی، تربیت، مراقبت، و تغذیهی کودک قطعاً از منظرِ تولیدمثلی یک منبعِ با ارزش محسوب میشود.
آن جنسی که صاحبِ این منابعِ ارزشمند است آنها را بیحساب و کتاب در اختیارِ جنسِ دیگر نمیگذارد.
از آنجایی که در گذشتهی تکاملیِ ما، دست زدن به آمیزش جنسی، زنان را در معرضِ یک سرمایهگذاریِ گسترده قرار میداده، طیِ فرایندِ تکامل، مادّههایی باقی ماندهاند که در مورد جفت شدنِشان شدیداً انتخابی و سختگیرانه عمل میکردهاند.
آن دسته از زنانِ اجدادی که سهلگیرانه انتخاب میکردهاند مجبور میشدند تا هزینههای جانفرسایی را به جان بخرند:
مؤفقیتِ تولیدمثلیِ آنها کاهش مییافت، و تعداد کمتری از فرزندانِشان تا سنِ تولیدمثل زنده میماندند.
📚روانشناسی فرگشتی، ص ۲۲
✍دیوید باس، ترجمهٔ آرش حسینیان
چرخِ یک گاری در حسرتِ واماندنِ اسب،
اسب در حسرتِ خوابیدنِ گاریچی،
مَردِ گاریچی در حسرتِ مرگ.
✍سهراب سپهری
چرخِ یک گاری در حسرتِ واماندنِ اسب،
اسب در حسرتِ خوابیدنِ گاریچی،
مَردِ گاریچی در حسرتِ مرگ.
✍سهراب سپهری
👍5