📔 In the middle of nowhere
🔸 وسط ناکجاآباد یا در جایی دورافتاده و دور از همهجا
📋 معنی
در مکانی بسیار دور، دورافتاده، و ایزوله که دسترسی به آن سخت است.
🤔 برای مثال ⬇️
🗣 I'll never understand why they built this campus out here in the middle of nowhere.
🔹 هیچوقت نمیفهمم چرا این دانشگاه را وسط ناکجاآباد ساختهاند.
---
🔸 معنی واژگان:
1. middle: وسط
The middle of the room (وسط اتاق)
2. nowhere: هیچ جا
He has nowhere to go (او هیچ جا برای رفتن ندارد)
3. remote: دورافتاده
They live in a remote village (آنها در یک روستای دورافتاده زندگی میکنند)
4. isolated: ایزوله یا جدا شده
The house is very isolated from the town (خانه خیلی از شهر جدا و ایزوله است)
---
🔖 مثالهای بیشتر:
1. We were driving for hours and ended up in the middle of nowhere.
چند ساعت رانندگی کردیم و به وسط ناکجاآباد رسیدیم.
2. The cabin is located in the middle of nowhere, perfect for a quiet retreat.
کلبهای در وسط ناکجاآباد است که برای یک استراحت آرام ایدهآل است.
3. Living in the middle of nowhere can be peaceful but lonely.
زندگی در وسط ناکجاآباد میتواند آرامشبخش باشد اما تنهایی هم دارد.
---
➠ برای یادگیری عمیقتر به کانال ما بپیوندید!
@Academy
🔸 وسط ناکجاآباد یا در جایی دورافتاده و دور از همهجا
📋 معنی
در مکانی بسیار دور، دورافتاده، و ایزوله که دسترسی به آن سخت است.
🤔 برای مثال ⬇️
🗣 I'll never understand why they built this campus out here in the middle of nowhere.
🔹 هیچوقت نمیفهمم چرا این دانشگاه را وسط ناکجاآباد ساختهاند.
---
🔸 معنی واژگان:
1. middle: وسط
The middle of the room (وسط اتاق)
2. nowhere: هیچ جا
He has nowhere to go (او هیچ جا برای رفتن ندارد)
3. remote: دورافتاده
They live in a remote village (آنها در یک روستای دورافتاده زندگی میکنند)
4. isolated: ایزوله یا جدا شده
The house is very isolated from the town (خانه خیلی از شهر جدا و ایزوله است)
---
🔖 مثالهای بیشتر:
1. We were driving for hours and ended up in the middle of nowhere.
چند ساعت رانندگی کردیم و به وسط ناکجاآباد رسیدیم.
2. The cabin is located in the middle of nowhere, perfect for a quiet retreat.
کلبهای در وسط ناکجاآباد است که برای یک استراحت آرام ایدهآل است.
3. Living in the middle of nowhere can be peaceful but lonely.
زندگی در وسط ناکجاآباد میتواند آرامشبخش باشد اما تنهایی هم دارد.
---
➠ برای یادگیری عمیقتر به کانال ما بپیوندید!
@Academy
❤3👍2
🛑 mind me smoking?
کوتاه شده جمله زیر:
🛑Do you mind if I smoke?
وقتی میخواهیم از کسی بپرسیم که انجام کاری اشکال نداره یا اذییتش میکنه یا نه از این ساختار استفاده میکنیم 🔻🔻
ترجمه: اشکال نداره سیگار بکشم؟
🛑do you mind if I sit here?
اشکال نداره اینجا بشینم
🔻در جواب چی پاسخ بدیم:
اگه میخوایم بگیم نه اشکالی نداره از این عبارات استفاده میکنیم:
Never mind
No
Not at all
Of course not
.
🔻اگه اشکال داره میگیم
.
Yes
Yes I do
Actually I do
آره راستش اذییت میشم.
.
🛑somewhat dissapinting
Somewhat= a little bit
یکم نا امید کننده است
.
ترجیح دادنبا I'd rather 🔻
🛑I'd rather have dinner at a resturant than go to the cinema.
ترجیح میدمشامرو تو رستوران بخورم تا سینما.
.
🔻🔻🔻و ترجیح دادن در مورد دیگران یا در خواست از دیگران
با اینکه زمان حال هست ولی ما باید گذشته ساده بگیم.
مثلا ترجیح میدم نری🔻
I'd rather you didn't go.
I would rather you cooked dinner now.
I'd rather you came with us tonight.
❌کپی برداری ممنوع❌
💪
@Academy
کوتاه شده جمله زیر:
🛑Do you mind if I smoke?
وقتی میخواهیم از کسی بپرسیم که انجام کاری اشکال نداره یا اذییتش میکنه یا نه از این ساختار استفاده میکنیم 🔻🔻
ترجمه: اشکال نداره سیگار بکشم؟
🛑do you mind if I sit here?
اشکال نداره اینجا بشینم
🔻در جواب چی پاسخ بدیم:
اگه میخوایم بگیم نه اشکالی نداره از این عبارات استفاده میکنیم:
Never mind
No
Not at all
Of course not
.
🔻اگه اشکال داره میگیم
.
Yes
Yes I do
Actually I do
آره راستش اذییت میشم.
.
🛑somewhat dissapinting
Somewhat= a little bit
یکم نا امید کننده است
.
ترجیح دادنبا I'd rather 🔻
🛑I'd rather have dinner at a resturant than go to the cinema.
ترجیح میدمشامرو تو رستوران بخورم تا سینما.
.
🔻🔻🔻و ترجیح دادن در مورد دیگران یا در خواست از دیگران
با اینکه زمان حال هست ولی ما باید گذشته ساده بگیم.
مثلا ترجیح میدم نری🔻
I'd rather you didn't go.
I would rather you cooked dinner now.
I'd rather you came with us tonight.
❌کپی برداری ممنوع❌
💪
@Academy
👍6❤1🤩1🎃1🤗1
### Idiom of the Day
📚 An uphill battle | struggle | task
✍🏾 Meaning:
If doing something is an uphill battle, an uphill struggle, or an uphill task, it is difficult to do because of obstacles such as opposition from other people.
ترجمه:
اگر انجام کاری یک "مبارزه سربالایی"، "چالش سربالایی" یا "وظیفه دشوار" باشد، به این معناست که انجام آن به دلیل موانع یا مخالفتهای دیگران سخت است.
---
❗️ For example:
🔸 Getting a permit to open a bar is an uphill battle - unless you know someone on the council, that is.
ترجمه: گرفتن مجوز برای باز کردن یک بار یک مبارزه دشوار است - مگر اینکه کسی را در شورا بشناسید.
🔸 Looking for a job when you're in your 60's is an uphill task these days. Most companies want youth, not experience.
ترجمه: پیدا کردن شغل در دهه ۶۰ زندگی این روزها یک کار سخت است. بیشتر شرکتها به دنبال جوانی هستند، نه تجربه.
---
▫️ Note:
"An uphill fight" and "an uphill job" are also used to mean the same thing, but they are less common.
ترجمه:
عبارات "یک مبارزه سخت" و "یک کار دشوار" نیز به همین معنا استفاده میشوند، اما کمتر رایج هستند.
💪
@Academy
📚 An uphill battle | struggle | task
✍🏾 Meaning:
If doing something is an uphill battle, an uphill struggle, or an uphill task, it is difficult to do because of obstacles such as opposition from other people.
ترجمه:
اگر انجام کاری یک "مبارزه سربالایی"، "چالش سربالایی" یا "وظیفه دشوار" باشد، به این معناست که انجام آن به دلیل موانع یا مخالفتهای دیگران سخت است.
---
❗️ For example:
🔸 Getting a permit to open a bar is an uphill battle - unless you know someone on the council, that is.
ترجمه: گرفتن مجوز برای باز کردن یک بار یک مبارزه دشوار است - مگر اینکه کسی را در شورا بشناسید.
🔸 Looking for a job when you're in your 60's is an uphill task these days. Most companies want youth, not experience.
ترجمه: پیدا کردن شغل در دهه ۶۰ زندگی این روزها یک کار سخت است. بیشتر شرکتها به دنبال جوانی هستند، نه تجربه.
---
▫️ Note:
"An uphill fight" and "an uphill job" are also used to mean the same thing, but they are less common.
ترجمه:
عبارات "یک مبارزه سخت" و "یک کار دشوار" نیز به همین معنا استفاده میشوند، اما کمتر رایج هستند.
💪
@Academy
👍8❤3😇1
دوره شش ماهه آیلتس
هدف: آیلتس کامپیوتری
90% تمرکز بر: Speaking
خلاصه جزوات اساتید بین المللی و ایران
هدف : 6 + ، 7 +
استفاده از ai
تماس:
09123256009
@BRAINabc
هدف: آیلتس کامپیوتری
90% تمرکز بر: Speaking
خلاصه جزوات اساتید بین المللی و ایران
هدف : 6 + ، 7 +
استفاده از ai
تماس:
09123256009
@BRAINabc
👍4❤3
چالش 1 از 30 اصطلاحات زبان انگلیسی :
📔 A stone’s throw away
🔸 در فاصلهای بسیار نزدیک / چند قدم آنطرفتر
---
📋 معنی
وقتی چیزی در فاصلهای خیلی کوتاه قرار دارد — آنقدر نزدیک که اگر سنگی پرتاب کنی، به آن برسد (البته بهصورت استعاری 😉).
این اصطلاح در مکالمهی روزمره، رایتینگ آیلتس، و معرفی مکانها بسیار کاربردی است.
---
🤔 برای مثال ⬇️
🗣 The hotel is a stone’s throw away from the beach.
🔹 هتل در فاصلهای بسیار نزدیک از ساحل قرار دارد.
🗣 I live just a stone’s throw away from my office.
🔹 من فقط چند قدم با محل کارم فاصله دارم.
---
🧠 چرا مهم است؟
در معرفی ملک، سفر، یا توصیف موقعیت مکانی، استفاده از این عبارت باعث میشود انگلیسی شما طبیعیتر و حرفهایتر به نظر برسد.
مقایسه کنید:
* ❌ It is very near. (ساده و خنثی)
* ✅ It is a stone’s throw away. (تصویری و طبیعی)
---
🔸 معنی واژگان:
1️⃣ stone: سنگ
He picked up a small stone.
(او یک سنگ کوچک برداشت.)
2️⃣ throw: پرتاب کردن
She threw the ball.
(او توپ را پرتاب کرد.)
3️⃣ distance: فاصله
What’s the distance between the two cities?
(فاصلهی بین دو شهر چقدر است؟)
4️⃣ within walking distance: در فاصله قابل پیادهروی
The store is within walking distance.
(فروشگاه در فاصله قابل پیادهروی است.)
---
🔖 مثالهای بیشتر:
1️⃣ There’s a great café a stone’s throw away from here.
یک کافهی عالی همین چند قدمی اینجاست.
2️⃣ The university campus is a stone’s throw away from the city center.
پردیس دانشگاه در فاصلهای بسیار نزدیک از مرکز شهر است.
3️⃣ We stayed in a cozy apartment a stone’s throw away from the museum.
در آپارتمانی دنج و نزدیک موزه اقامت داشتیم.
---
🎯 چالش امروز:
یک جمله بساز که در آن خانهات یا محل کارت *a stone’s throw away* از یک مکان مهم باشد.
---
➠ هر روز یک اصطلاح، یک قدم حرفهایتر در انگلیسی ✨
@Academy
📔 A stone’s throw away
🔸 در فاصلهای بسیار نزدیک / چند قدم آنطرفتر
---
📋 معنی
وقتی چیزی در فاصلهای خیلی کوتاه قرار دارد — آنقدر نزدیک که اگر سنگی پرتاب کنی، به آن برسد (البته بهصورت استعاری 😉).
این اصطلاح در مکالمهی روزمره، رایتینگ آیلتس، و معرفی مکانها بسیار کاربردی است.
---
🤔 برای مثال ⬇️
🗣 The hotel is a stone’s throw away from the beach.
🔹 هتل در فاصلهای بسیار نزدیک از ساحل قرار دارد.
🗣 I live just a stone’s throw away from my office.
🔹 من فقط چند قدم با محل کارم فاصله دارم.
---
🧠 چرا مهم است؟
در معرفی ملک، سفر، یا توصیف موقعیت مکانی، استفاده از این عبارت باعث میشود انگلیسی شما طبیعیتر و حرفهایتر به نظر برسد.
مقایسه کنید:
* ❌ It is very near. (ساده و خنثی)
* ✅ It is a stone’s throw away. (تصویری و طبیعی)
---
🔸 معنی واژگان:
1️⃣ stone: سنگ
He picked up a small stone.
(او یک سنگ کوچک برداشت.)
2️⃣ throw: پرتاب کردن
She threw the ball.
(او توپ را پرتاب کرد.)
3️⃣ distance: فاصله
What’s the distance between the two cities?
(فاصلهی بین دو شهر چقدر است؟)
4️⃣ within walking distance: در فاصله قابل پیادهروی
The store is within walking distance.
(فروشگاه در فاصله قابل پیادهروی است.)
---
🔖 مثالهای بیشتر:
1️⃣ There’s a great café a stone’s throw away from here.
یک کافهی عالی همین چند قدمی اینجاست.
2️⃣ The university campus is a stone’s throw away from the city center.
پردیس دانشگاه در فاصلهای بسیار نزدیک از مرکز شهر است.
3️⃣ We stayed in a cozy apartment a stone’s throw away from the museum.
در آپارتمانی دنج و نزدیک موزه اقامت داشتیم.
---
🎯 چالش امروز:
یک جمله بساز که در آن خانهات یا محل کارت *a stone’s throw away* از یک مکان مهم باشد.
---
➠ هر روز یک اصطلاح، یک قدم حرفهایتر در انگلیسی ✨
@Academy
📔 Hit the nail on the head
🔸 دقیقاً به هدف زدن / کاملاً درست و دقیق گفتن
---
📋 معنی
وقتی کسی دقیقاً نکتهی اصلی را بیان میکند یا تحلیل کاملاً درستی ارائه میدهد، از این اصطلاح استفاده میکنیم.
این عبارت تصویری است: همانطور که چکش باید دقیقاً به سرِ میخ بخورد، تحلیل هم باید دقیق و بیخطا باشد.
---
🤔 برای مثال ⬇️
🗣 You really hit the nail on the head with that explanation.
🔹 با آن توضیح دقیقاً به نکته اصلی اشاره کردی.
🗣 The manager hit the nail on the head about the problem.
🔹 مدیر دقیقاً مشکل را درست تشخیص داد.
---
🧠 نکته حرفهای
این اصطلاح بیشتر در بحثهای تحلیلی، جلسات کاری، کلاس درس و حتی رایتینگ رسمی کاربرد دارد.
بار معنایی آن تحسینآمیز است و نشاندهندهی دقت بالا در تحلیل است.
مقایسه:
* ❌ You are right. (ساده)
* ✅ You hit the nail on the head. (تصویری و حرفهای)
---
🔸 معنی واژگان:
1️⃣ hit: ضربه زدن
He hit the ball hard.
(او محکم به توپ ضربه زد.)
2️⃣ nail: میخ
He hammered the nail into the wall.
(او میخ را به دیوار کوبید.)
3️⃣ head: سر
She nodded her head.
(او سرش را تکان داد.)
4️⃣ accurate: دقیق
Her answer was accurate.
(پاسخ او دقیق بود.)
---
🔖 مثالهای بیشتر:
1️⃣ Her comment hit the nail on the head.
نظر او کاملاً درست و دقیق بود.
2️⃣ I think you hit the nail on the head about why sales dropped.
فکر میکنم دقیقاً دلیل افت فروش را درست گفتی.
3️⃣ The teacher hit the nail on the head when explaining the concept.
معلم هنگام توضیح مفهوم، دقیقاً نکته اصلی را بیان کرد.
---
🎯 چالش امروز:
یک جمله دربارهی مدرسه، کار یا یک بحث دوستانه بساز که در آن از *hit the nail on the head* استفاده کنی.
---
➠ هر روز یک اصطلاح، یک قدم جلوتر از دیگران 🚀
@Academy
🔸 دقیقاً به هدف زدن / کاملاً درست و دقیق گفتن
---
📋 معنی
وقتی کسی دقیقاً نکتهی اصلی را بیان میکند یا تحلیل کاملاً درستی ارائه میدهد، از این اصطلاح استفاده میکنیم.
این عبارت تصویری است: همانطور که چکش باید دقیقاً به سرِ میخ بخورد، تحلیل هم باید دقیق و بیخطا باشد.
---
🤔 برای مثال ⬇️
🗣 You really hit the nail on the head with that explanation.
🔹 با آن توضیح دقیقاً به نکته اصلی اشاره کردی.
🗣 The manager hit the nail on the head about the problem.
🔹 مدیر دقیقاً مشکل را درست تشخیص داد.
---
🧠 نکته حرفهای
این اصطلاح بیشتر در بحثهای تحلیلی، جلسات کاری، کلاس درس و حتی رایتینگ رسمی کاربرد دارد.
بار معنایی آن تحسینآمیز است و نشاندهندهی دقت بالا در تحلیل است.
مقایسه:
* ❌ You are right. (ساده)
* ✅ You hit the nail on the head. (تصویری و حرفهای)
---
🔸 معنی واژگان:
1️⃣ hit: ضربه زدن
He hit the ball hard.
(او محکم به توپ ضربه زد.)
2️⃣ nail: میخ
He hammered the nail into the wall.
(او میخ را به دیوار کوبید.)
3️⃣ head: سر
She nodded her head.
(او سرش را تکان داد.)
4️⃣ accurate: دقیق
Her answer was accurate.
(پاسخ او دقیق بود.)
---
🔖 مثالهای بیشتر:
1️⃣ Her comment hit the nail on the head.
نظر او کاملاً درست و دقیق بود.
2️⃣ I think you hit the nail on the head about why sales dropped.
فکر میکنم دقیقاً دلیل افت فروش را درست گفتی.
3️⃣ The teacher hit the nail on the head when explaining the concept.
معلم هنگام توضیح مفهوم، دقیقاً نکته اصلی را بیان کرد.
---
🎯 چالش امروز:
یک جمله دربارهی مدرسه، کار یا یک بحث دوستانه بساز که در آن از *hit the nail on the head* استفاده کنی.
---
➠ هر روز یک اصطلاح، یک قدم جلوتر از دیگران 🚀
@Academy
❤3
💥 چند عبارت کاربردی که حین مکالمه زیاد استفاده میشود:
💢Generally
به طور کلی
💢As a matter of fact
در حقیقت
💢To be honest
حقیقتش،راستشو بخواهی
💢On one hand
از یک طرف،
💢On the other hand
از طرف دیگر
💢Moreover
علاوه بر این
💢Also
همچنین
💢Not also
نه تنها
💢Basically
اساسا
💢According to
بر طبق
💢Regarding
از لحاظ…
💢Fortunately
خوشبختانه
💢Unfortunately
متاسفانه
💢In addition
علاوه بر این
💢Whereas
در حالیکه
💢Therefore
بنابراین
💢Nevertheless
با وجود اینکه
💢Despite
علیرغم
💢Meanwhile
در همین حین، همزمان
💢In parallel to
در راستای….
@Academy
💢Generally
به طور کلی
💢As a matter of fact
در حقیقت
💢To be honest
حقیقتش،راستشو بخواهی
💢On one hand
از یک طرف،
💢On the other hand
از طرف دیگر
💢Moreover
علاوه بر این
💢Also
همچنین
💢Not also
نه تنها
💢Basically
اساسا
💢According to
بر طبق
💢Regarding
از لحاظ…
💢Fortunately
خوشبختانه
💢Unfortunately
متاسفانه
💢In addition
علاوه بر این
💢Whereas
در حالیکه
💢Therefore
بنابراین
💢Nevertheless
با وجود اینکه
💢Despite
علیرغم
💢Meanwhile
در همین حین، همزمان
💢In parallel to
در راستای….
@Academy
✍2👍2❤1