حالم اصلا و ابدا خوب نیست
نمی تونم فعلا چیزی رو پست کنم...
از همه عزیزان عذرخواهی می کنم
نمی تونم فعلا چیزی رو پست کنم...
از همه عزیزان عذرخواهی می کنم
Forwarded from Korosh
درود اهورایی دوستان گلم 😊
به خاطر هم شرایط کلی جامعه و هم حجم بالای کلاس هام خیلی وقته فرصت نداشتم که پست جدید بزارم
امیدوارم که بتونم روزانه دوباره فعالیت داشته باشم
ممنون میشم اگه پیشنهادات تون رو برام ارسال بفرمائید 💐
باتشکر و احترام
کوروش رضایی
به خاطر هم شرایط کلی جامعه و هم حجم بالای کلاس هام خیلی وقته فرصت نداشتم که پست جدید بزارم
امیدوارم که بتونم روزانه دوباره فعالیت داشته باشم
ممنون میشم اگه پیشنهادات تون رو برام ارسال بفرمائید 💐
باتشکر و احترام
کوروش رضایی
❤3🤝3👍1
🌟 لغت امروز: Put the hammer down 🌟
📔 Put the hammer down
📋 معنی:
یعنی تا آخر گاز دادن! به عبارتی، فشار دادن پدال گاز تا حد ممکن و با حداکثر سرعت رانندگی کردن. این اصطلاح بیشتر در آمریکا استفاده میشود.
---
🤔 مثال:
🗣 *It would normally take us three days driving to New York from Colorado, but with my brother putting the hammer down the whole way, we made it in two.*
📋 *معمولاً سه روز طول میکشد از کلرادو به نیویورک رانندگی کنیم، اما چون برادرم تمام مسیر تا آخر گاز داد، ما در دو روز رسیدیم.*
---
✨ یادگیری اصطلاحات عامیانه میتونه کمک کنه زبانت طبیعیتر و جذابتر بشه!
آیا تو هم اصطلاح مشابهی میشناسی؟ توی کامنتها با ما به اشتراک بذار! 📝
---
📚 برای یادگیری بیشتر، حتماً کانال ما رو دنبال کنید! 🎉
#English_Learning #Idioms
@Academy
📔 Put the hammer down
📋 معنی:
یعنی تا آخر گاز دادن! به عبارتی، فشار دادن پدال گاز تا حد ممکن و با حداکثر سرعت رانندگی کردن. این اصطلاح بیشتر در آمریکا استفاده میشود.
---
🤔 مثال:
🗣 *It would normally take us three days driving to New York from Colorado, but with my brother putting the hammer down the whole way, we made it in two.*
📋 *معمولاً سه روز طول میکشد از کلرادو به نیویورک رانندگی کنیم، اما چون برادرم تمام مسیر تا آخر گاز داد، ما در دو روز رسیدیم.*
---
✨ یادگیری اصطلاحات عامیانه میتونه کمک کنه زبانت طبیعیتر و جذابتر بشه!
آیا تو هم اصطلاح مشابهی میشناسی؟ توی کامنتها با ما به اشتراک بذار! 📝
---
📚 برای یادگیری بیشتر، حتماً کانال ما رو دنبال کنید! 🎉
#English_Learning #Idioms
@Academy
❤2🙏2🤩1
🌟 ۴ قانون طلایی در ارتباطات که زندگی شما را آسانتر میکند: 🌟
🚫🗣 Four rules of communication that will make your life much easier:
1️⃣ هرگز به کسی که درخواست نکرده، توصیه نابغهوار خود را ارائه ندهید.
💬 *Never give your brilliant advice to those who didn't ask for it.*
2️⃣ برای کمک به کسی که از شما درخواست نکرده، عجله نکنید.
💬 *Don't rush to help those who didn't ask you to.*
3️⃣ به سؤالی که از شما پرسیده نشده، پاسخ ندهید.
💬 *Don't answer a question unless it's asked to you.*
4️⃣ و مهمترین نکته: "بله" نگویید اگر میخواهید "نه" بگویید.
💬 *The most important thing is: Don't say "yes" if you want to say "no".*
---
✨ ارتباط مؤثر یعنی انتخاب درست کلمات و رفتار! آیا با این قوانین موافق هستید؟
نظرتون رو توی کامنتها با ما به اشتراک بذارید. 😊
📌 #CommunicationSkills #LifeTips
@Academy
🚫🗣 Four rules of communication that will make your life much easier:
1️⃣ هرگز به کسی که درخواست نکرده، توصیه نابغهوار خود را ارائه ندهید.
💬 *Never give your brilliant advice to those who didn't ask for it.*
2️⃣ برای کمک به کسی که از شما درخواست نکرده، عجله نکنید.
💬 *Don't rush to help those who didn't ask you to.*
3️⃣ به سؤالی که از شما پرسیده نشده، پاسخ ندهید.
💬 *Don't answer a question unless it's asked to you.*
4️⃣ و مهمترین نکته: "بله" نگویید اگر میخواهید "نه" بگویید.
💬 *The most important thing is: Don't say "yes" if you want to say "no".*
---
✨ ارتباط مؤثر یعنی انتخاب درست کلمات و رفتار! آیا با این قوانین موافق هستید؟
نظرتون رو توی کامنتها با ما به اشتراک بذارید. 😊
📌 #CommunicationSkills #LifeTips
@Academy
👍4❤3🤗1
### پست آموزشی با ترجمه جداگانه جملات
🖊 چالش خلاقانه یک کشاورز با یک مهندس، یک فیزیکدان و یک ریاضیدان 🖊
---
☞ متن انگلیسی با ترجمه:
1. A farmer challenges an engineer, a physicist, and a mathematician to fence off the largest amount of area using the least amount of fence.
🔸 یک کشاورز، مهندس، فیزیکدان و ریاضیدان را به چالش کشید تا با کمترین مقدار حصار، بیشترین مساحت ممکن را محصور کنند.
2. The engineer made his fence in a circle and said it was the most efficient.
🔸 مهندس حصاری دایرهای ساخت و گفت که این روش بهینهترین است.
3. The physicist made a long line and said that the length was infinite. Then he said that fencing half of the Earth was the best.
🔸 فیزیکدان یک خط بلند کشید و گفت که طول آن بینهایت است. سپس ادعا کرد که حصارکشی نیمی از زمین بهترین روش است.
4. The mathematician laughed at the others and with his design, beat the others. What did he do?
🔸 ریاضیدان به بقیه خندید و با طراحی خودش، آنها را شکست داد. او چه کار کرد؟
👁🗨 View Answer:
☞ The mathematician made a small circular fence around himself and declared himself to be on the outside.
🔸 ریاضیدان یک حصار دایرهای کوچک دور خودش کشید و اعلام کرد که خودش خارج از حصار است!
---
📚 کلمات و معانی:
1. Farmer: کشاورز
2. Challenge: به چالش کشیدن
3. Engineer: مهندس
4. Physicist: فیزیکدان
5. Mathematician: ریاضیدان
6. Fence: حصار
7. Efficient: بهینه
8. Infinite: بینهایت
9. Declare: اعلام کردن
---
✨ این متن هم سرگرمکننده است و هم برای تقویت دایره لغات شما مفید خواهد بود!
📌 این پست را با دوستانتان به اشتراک بگذارید و ببینید آیا آنها میتوانند پاسخ را حدس بزنند! 😊
@Academy
🖊 چالش خلاقانه یک کشاورز با یک مهندس، یک فیزیکدان و یک ریاضیدان 🖊
---
☞ متن انگلیسی با ترجمه:
1. A farmer challenges an engineer, a physicist, and a mathematician to fence off the largest amount of area using the least amount of fence.
🔸 یک کشاورز، مهندس، فیزیکدان و ریاضیدان را به چالش کشید تا با کمترین مقدار حصار، بیشترین مساحت ممکن را محصور کنند.
2. The engineer made his fence in a circle and said it was the most efficient.
🔸 مهندس حصاری دایرهای ساخت و گفت که این روش بهینهترین است.
3. The physicist made a long line and said that the length was infinite. Then he said that fencing half of the Earth was the best.
🔸 فیزیکدان یک خط بلند کشید و گفت که طول آن بینهایت است. سپس ادعا کرد که حصارکشی نیمی از زمین بهترین روش است.
4. The mathematician laughed at the others and with his design, beat the others. What did he do?
🔸 ریاضیدان به بقیه خندید و با طراحی خودش، آنها را شکست داد. او چه کار کرد؟
👁🗨 View Answer:
☞ The mathematician made a small circular fence around himself and declared himself to be on the outside.
🔸 ریاضیدان یک حصار دایرهای کوچک دور خودش کشید و اعلام کرد که خودش خارج از حصار است!
---
📚 کلمات و معانی:
1. Farmer: کشاورز
2. Challenge: به چالش کشیدن
3. Engineer: مهندس
4. Physicist: فیزیکدان
5. Mathematician: ریاضیدان
6. Fence: حصار
7. Efficient: بهینه
8. Infinite: بینهایت
9. Declare: اعلام کردن
---
✨ این متن هم سرگرمکننده است و هم برای تقویت دایره لغات شما مفید خواهد بود!
📌 این پست را با دوستانتان به اشتراک بگذارید و ببینید آیا آنها میتوانند پاسخ را حدس بزنند! 😊
@Academy
❤3👍2🤗1
---
💥 If you have no money at 60, then you will never have any.
💬 اگر در ۶۰ سالگی پولی نداری، دیگر هرگز نخواهی داشت.
---
▪️ If you don’t have children at 50, then you won’t have any either.
💬 اگر در ۵۰ سالگی فرزندی نداری، دیگر نخواهی داشت.
---
▪️ If you have no health at 40, don’t wait, you won’t get it!
💬 اگر در ۴۰ سالگی سلامت نیستی، منتظر نباش، دیگر به دست نمیآوری!
---
▪️ If there is no love at 30, then there will be none.
💬 اگر در ۳۰ سالگی عشقی وجود ندارد، دیگر نخواهد بود.
---
✨ And all because at 20 - there were no brains!
💬 و همه اینها به این دلیل است که در ۲۰ سالگی عقل وجود نداشت!
🗣 Tom Hardy
---
📚 کلمات و معانی مهم:
1. Money: پول
2. Children: فرزندان
3. Health: سلامتی
4. Love: عشق
5. Brains: عقل/هوش
---
💡 پیام اصلی:
این متن به اهمیت تصمیمگیریهای ما در سنین جوانی اشاره دارد و نشان میدهد که چگونه انتخابها و رفتارهای امروز، آینده ما را شکل میدهند.
📌 آیا با این نقل قول موافقید؟ نظر خود را در کامنتها با ما به اشتراک بگذارید! 😊
@Academy
💥 If you have no money at 60, then you will never have any.
💬 اگر در ۶۰ سالگی پولی نداری، دیگر هرگز نخواهی داشت.
---
▪️ If you don’t have children at 50, then you won’t have any either.
💬 اگر در ۵۰ سالگی فرزندی نداری، دیگر نخواهی داشت.
---
▪️ If you have no health at 40, don’t wait, you won’t get it!
💬 اگر در ۴۰ سالگی سلامت نیستی، منتظر نباش، دیگر به دست نمیآوری!
---
▪️ If there is no love at 30, then there will be none.
💬 اگر در ۳۰ سالگی عشقی وجود ندارد، دیگر نخواهد بود.
---
✨ And all because at 20 - there were no brains!
💬 و همه اینها به این دلیل است که در ۲۰ سالگی عقل وجود نداشت!
🗣 Tom Hardy
---
📚 کلمات و معانی مهم:
1. Money: پول
2. Children: فرزندان
3. Health: سلامتی
4. Love: عشق
5. Brains: عقل/هوش
---
💡 پیام اصلی:
این متن به اهمیت تصمیمگیریهای ما در سنین جوانی اشاره دارد و نشان میدهد که چگونه انتخابها و رفتارهای امروز، آینده ما را شکل میدهند.
📌 آیا با این نقل قول موافقید؟ نظر خود را در کامنتها با ما به اشتراک بگذارید! 😊
@Academy
👍6❤2🤩2
👨🏫 بررسی اشتباههای رایج مربوط به کلمهی car:
1️⃣ برای ماشین و تاکسی و ...از اصطلاح زیر استفاده میشود.
مثال:
• She got in the car and drove away.
او سوار ماشین شد و رفت.
• I got out of the car to see what was happening.
من از ماشین بیرون آمدم تا ببینم چه اتفاقی داشت رخ میداد.
🖋 با توجه به توضیحات داده شده، جملههای زیر اشتباه هستند:
❌ Iwent into the car and turned on the engine.
❌ Iwent out of the car and waited outside the shop.
❌ Shegot out from the car and apologized.
👨🏫 شکل صحیح جملههای گفتهشده 👇
✅ I got into the car and turned on the engine.
من سوار ماشین شدم و موتور را روشن کردم.
✅ I got out of the car and waited outside the shop.
من از ماشین بیرون آمدم و بیرون مغازه صبر کردم.
✅ She got out of the car and apologized.
2️⃣ برای کلمهی car از دو عبارت زیر استفاده میشود:
✔️ by car
✔️ in someone's car
مثال:
• If you'd rather go by car, we can go in mine.
اگر ترجیح میدهی با ماشین بروی، میتوانیم با ماشین من برویم.
🖋 با توجه به توضیحات داده شده، جملههای زیر اشتباه هستند:
❌ He brought me back to Cambridgewith his car.
❌ We went to the partyby a friend's car.
👨🏫 شکل صحیح جملههای گفتهشده 👇
✅ He brought me back to Cambridge in his car.
او با ماشین خودش من را به کمبریج برگرداند.
✅ We went to the party in a friend's car.
#grammar #common_mistake #review
@Academy
1️⃣ برای ماشین و تاکسی و ...از اصطلاح زیر استفاده میشود.
مثال:
• She got in the car and drove away.
او سوار ماشین شد و رفت.
• I got out of the car to see what was happening.
من از ماشین بیرون آمدم تا ببینم چه اتفاقی داشت رخ میداد.
🖋 با توجه به توضیحات داده شده، جملههای زیر اشتباه هستند:
❌ I
❌ I
❌ She
👨🏫 شکل صحیح جملههای گفتهشده 👇
✅ I got into the car and turned on the engine.
من سوار ماشین شدم و موتور را روشن کردم.
✅ I got out of the car and waited outside the shop.
من از ماشین بیرون آمدم و بیرون مغازه صبر کردم.
✅ She got out of the car and apologized.
2️⃣ برای کلمهی car از دو عبارت زیر استفاده میشود:
✔️ by car
✔️ in someone's car
مثال:
• If you'd rather go by car, we can go in mine.
اگر ترجیح میدهی با ماشین بروی، میتوانیم با ماشین من برویم.
🖋 با توجه به توضیحات داده شده، جملههای زیر اشتباه هستند:
❌ He brought me back to Cambridge
❌ We went to the party
👨🏫 شکل صحیح جملههای گفتهشده 👇
✅ He brought me back to Cambridge in his car.
او با ماشین خودش من را به کمبریج برگرداند.
✅ We went to the party in a friend's car.
#grammar #common_mistake #review
@Academy
👍4❤3
📔 In the middle of nowhere
🔸 وسط ناکجاآباد یا در جایی دورافتاده و دور از همهجا
📋 معنی
در مکانی بسیار دور، دورافتاده، و ایزوله که دسترسی به آن سخت است.
🤔 برای مثال ⬇️
🗣 I'll never understand why they built this campus out here in the middle of nowhere.
🔹 هیچوقت نمیفهمم چرا این دانشگاه را وسط ناکجاآباد ساختهاند.
---
🔸 معنی واژگان:
1. middle: وسط
The middle of the room (وسط اتاق)
2. nowhere: هیچ جا
He has nowhere to go (او هیچ جا برای رفتن ندارد)
3. remote: دورافتاده
They live in a remote village (آنها در یک روستای دورافتاده زندگی میکنند)
4. isolated: ایزوله یا جدا شده
The house is very isolated from the town (خانه خیلی از شهر جدا و ایزوله است)
---
🔖 مثالهای بیشتر:
1. We were driving for hours and ended up in the middle of nowhere.
چند ساعت رانندگی کردیم و به وسط ناکجاآباد رسیدیم.
2. The cabin is located in the middle of nowhere, perfect for a quiet retreat.
کلبهای در وسط ناکجاآباد است که برای یک استراحت آرام ایدهآل است.
3. Living in the middle of nowhere can be peaceful but lonely.
زندگی در وسط ناکجاآباد میتواند آرامشبخش باشد اما تنهایی هم دارد.
---
➠ برای یادگیری عمیقتر به کانال ما بپیوندید!
@Academy
🔸 وسط ناکجاآباد یا در جایی دورافتاده و دور از همهجا
📋 معنی
در مکانی بسیار دور، دورافتاده، و ایزوله که دسترسی به آن سخت است.
🤔 برای مثال ⬇️
🗣 I'll never understand why they built this campus out here in the middle of nowhere.
🔹 هیچوقت نمیفهمم چرا این دانشگاه را وسط ناکجاآباد ساختهاند.
---
🔸 معنی واژگان:
1. middle: وسط
The middle of the room (وسط اتاق)
2. nowhere: هیچ جا
He has nowhere to go (او هیچ جا برای رفتن ندارد)
3. remote: دورافتاده
They live in a remote village (آنها در یک روستای دورافتاده زندگی میکنند)
4. isolated: ایزوله یا جدا شده
The house is very isolated from the town (خانه خیلی از شهر جدا و ایزوله است)
---
🔖 مثالهای بیشتر:
1. We were driving for hours and ended up in the middle of nowhere.
چند ساعت رانندگی کردیم و به وسط ناکجاآباد رسیدیم.
2. The cabin is located in the middle of nowhere, perfect for a quiet retreat.
کلبهای در وسط ناکجاآباد است که برای یک استراحت آرام ایدهآل است.
3. Living in the middle of nowhere can be peaceful but lonely.
زندگی در وسط ناکجاآباد میتواند آرامشبخش باشد اما تنهایی هم دارد.
---
➠ برای یادگیری عمیقتر به کانال ما بپیوندید!
@Academy
❤3👍2
🛑 mind me smoking?
کوتاه شده جمله زیر:
🛑Do you mind if I smoke?
وقتی میخواهیم از کسی بپرسیم که انجام کاری اشکال نداره یا اذییتش میکنه یا نه از این ساختار استفاده میکنیم 🔻🔻
ترجمه: اشکال نداره سیگار بکشم؟
🛑do you mind if I sit here?
اشکال نداره اینجا بشینم
🔻در جواب چی پاسخ بدیم:
اگه میخوایم بگیم نه اشکالی نداره از این عبارات استفاده میکنیم:
Never mind
No
Not at all
Of course not
.
🔻اگه اشکال داره میگیم
.
Yes
Yes I do
Actually I do
آره راستش اذییت میشم.
.
🛑somewhat dissapinting
Somewhat= a little bit
یکم نا امید کننده است
.
ترجیح دادنبا I'd rather 🔻
🛑I'd rather have dinner at a resturant than go to the cinema.
ترجیح میدمشامرو تو رستوران بخورم تا سینما.
.
🔻🔻🔻و ترجیح دادن در مورد دیگران یا در خواست از دیگران
با اینکه زمان حال هست ولی ما باید گذشته ساده بگیم.
مثلا ترجیح میدم نری🔻
I'd rather you didn't go.
I would rather you cooked dinner now.
I'd rather you came with us tonight.
❌کپی برداری ممنوع❌
💪
@Academy
کوتاه شده جمله زیر:
🛑Do you mind if I smoke?
وقتی میخواهیم از کسی بپرسیم که انجام کاری اشکال نداره یا اذییتش میکنه یا نه از این ساختار استفاده میکنیم 🔻🔻
ترجمه: اشکال نداره سیگار بکشم؟
🛑do you mind if I sit here?
اشکال نداره اینجا بشینم
🔻در جواب چی پاسخ بدیم:
اگه میخوایم بگیم نه اشکالی نداره از این عبارات استفاده میکنیم:
Never mind
No
Not at all
Of course not
.
🔻اگه اشکال داره میگیم
.
Yes
Yes I do
Actually I do
آره راستش اذییت میشم.
.
🛑somewhat dissapinting
Somewhat= a little bit
یکم نا امید کننده است
.
ترجیح دادنبا I'd rather 🔻
🛑I'd rather have dinner at a resturant than go to the cinema.
ترجیح میدمشامرو تو رستوران بخورم تا سینما.
.
🔻🔻🔻و ترجیح دادن در مورد دیگران یا در خواست از دیگران
با اینکه زمان حال هست ولی ما باید گذشته ساده بگیم.
مثلا ترجیح میدم نری🔻
I'd rather you didn't go.
I would rather you cooked dinner now.
I'd rather you came with us tonight.
❌کپی برداری ممنوع❌
💪
@Academy
👍6❤1🤩1🎃1🤗1
### Idiom of the Day
📚 An uphill battle | struggle | task
✍🏾 Meaning:
If doing something is an uphill battle, an uphill struggle, or an uphill task, it is difficult to do because of obstacles such as opposition from other people.
ترجمه:
اگر انجام کاری یک "مبارزه سربالایی"، "چالش سربالایی" یا "وظیفه دشوار" باشد، به این معناست که انجام آن به دلیل موانع یا مخالفتهای دیگران سخت است.
---
❗️ For example:
🔸 Getting a permit to open a bar is an uphill battle - unless you know someone on the council, that is.
ترجمه: گرفتن مجوز برای باز کردن یک بار یک مبارزه دشوار است - مگر اینکه کسی را در شورا بشناسید.
🔸 Looking for a job when you're in your 60's is an uphill task these days. Most companies want youth, not experience.
ترجمه: پیدا کردن شغل در دهه ۶۰ زندگی این روزها یک کار سخت است. بیشتر شرکتها به دنبال جوانی هستند، نه تجربه.
---
▫️ Note:
"An uphill fight" and "an uphill job" are also used to mean the same thing, but they are less common.
ترجمه:
عبارات "یک مبارزه سخت" و "یک کار دشوار" نیز به همین معنا استفاده میشوند، اما کمتر رایج هستند.
💪
@Academy
📚 An uphill battle | struggle | task
✍🏾 Meaning:
If doing something is an uphill battle, an uphill struggle, or an uphill task, it is difficult to do because of obstacles such as opposition from other people.
ترجمه:
اگر انجام کاری یک "مبارزه سربالایی"، "چالش سربالایی" یا "وظیفه دشوار" باشد، به این معناست که انجام آن به دلیل موانع یا مخالفتهای دیگران سخت است.
---
❗️ For example:
🔸 Getting a permit to open a bar is an uphill battle - unless you know someone on the council, that is.
ترجمه: گرفتن مجوز برای باز کردن یک بار یک مبارزه دشوار است - مگر اینکه کسی را در شورا بشناسید.
🔸 Looking for a job when you're in your 60's is an uphill task these days. Most companies want youth, not experience.
ترجمه: پیدا کردن شغل در دهه ۶۰ زندگی این روزها یک کار سخت است. بیشتر شرکتها به دنبال جوانی هستند، نه تجربه.
---
▫️ Note:
"An uphill fight" and "an uphill job" are also used to mean the same thing, but they are less common.
ترجمه:
عبارات "یک مبارزه سخت" و "یک کار دشوار" نیز به همین معنا استفاده میشوند، اما کمتر رایج هستند.
💪
@Academy
👍8❤3😇1
دوره شش ماهه آیلتس
هدف: آیلتس کامپیوتری
90% تمرکز بر: Speaking
خلاصه جزوات اساتید بین المللی و ایران
هدف : 6 + ، 7 +
استفاده از ai
تماس:
09123256009
@BRAINabc
هدف: آیلتس کامپیوتری
90% تمرکز بر: Speaking
خلاصه جزوات اساتید بین المللی و ایران
هدف : 6 + ، 7 +
استفاده از ai
تماس:
09123256009
@BRAINabc
👍5❤3
چالش 1 از 30 اصطلاحات زبان انگلیسی :
📔 A stone’s throw away
🔸 در فاصلهای بسیار نزدیک / چند قدم آنطرفتر
---
📋 معنی
وقتی چیزی در فاصلهای خیلی کوتاه قرار دارد — آنقدر نزدیک که اگر سنگی پرتاب کنی، به آن برسد (البته بهصورت استعاری 😉).
این اصطلاح در مکالمهی روزمره، رایتینگ آیلتس، و معرفی مکانها بسیار کاربردی است.
---
🤔 برای مثال ⬇️
🗣 The hotel is a stone’s throw away from the beach.
🔹 هتل در فاصلهای بسیار نزدیک از ساحل قرار دارد.
🗣 I live just a stone’s throw away from my office.
🔹 من فقط چند قدم با محل کارم فاصله دارم.
---
🧠 چرا مهم است؟
در معرفی ملک، سفر، یا توصیف موقعیت مکانی، استفاده از این عبارت باعث میشود انگلیسی شما طبیعیتر و حرفهایتر به نظر برسد.
مقایسه کنید:
* ❌ It is very near. (ساده و خنثی)
* ✅ It is a stone’s throw away. (تصویری و طبیعی)
---
🔸 معنی واژگان:
1️⃣ stone: سنگ
He picked up a small stone.
(او یک سنگ کوچک برداشت.)
2️⃣ throw: پرتاب کردن
She threw the ball.
(او توپ را پرتاب کرد.)
3️⃣ distance: فاصله
What’s the distance between the two cities?
(فاصلهی بین دو شهر چقدر است؟)
4️⃣ within walking distance: در فاصله قابل پیادهروی
The store is within walking distance.
(فروشگاه در فاصله قابل پیادهروی است.)
---
🔖 مثالهای بیشتر:
1️⃣ There’s a great café a stone’s throw away from here.
یک کافهی عالی همین چند قدمی اینجاست.
2️⃣ The university campus is a stone’s throw away from the city center.
پردیس دانشگاه در فاصلهای بسیار نزدیک از مرکز شهر است.
3️⃣ We stayed in a cozy apartment a stone’s throw away from the museum.
در آپارتمانی دنج و نزدیک موزه اقامت داشتیم.
---
🎯 چالش امروز:
یک جمله بساز که در آن خانهات یا محل کارت *a stone’s throw away* از یک مکان مهم باشد.
---
➠ هر روز یک اصطلاح، یک قدم حرفهایتر در انگلیسی ✨
@Academy
📔 A stone’s throw away
🔸 در فاصلهای بسیار نزدیک / چند قدم آنطرفتر
---
📋 معنی
وقتی چیزی در فاصلهای خیلی کوتاه قرار دارد — آنقدر نزدیک که اگر سنگی پرتاب کنی، به آن برسد (البته بهصورت استعاری 😉).
این اصطلاح در مکالمهی روزمره، رایتینگ آیلتس، و معرفی مکانها بسیار کاربردی است.
---
🤔 برای مثال ⬇️
🗣 The hotel is a stone’s throw away from the beach.
🔹 هتل در فاصلهای بسیار نزدیک از ساحل قرار دارد.
🗣 I live just a stone’s throw away from my office.
🔹 من فقط چند قدم با محل کارم فاصله دارم.
---
🧠 چرا مهم است؟
در معرفی ملک، سفر، یا توصیف موقعیت مکانی، استفاده از این عبارت باعث میشود انگلیسی شما طبیعیتر و حرفهایتر به نظر برسد.
مقایسه کنید:
* ❌ It is very near. (ساده و خنثی)
* ✅ It is a stone’s throw away. (تصویری و طبیعی)
---
🔸 معنی واژگان:
1️⃣ stone: سنگ
He picked up a small stone.
(او یک سنگ کوچک برداشت.)
2️⃣ throw: پرتاب کردن
She threw the ball.
(او توپ را پرتاب کرد.)
3️⃣ distance: فاصله
What’s the distance between the two cities?
(فاصلهی بین دو شهر چقدر است؟)
4️⃣ within walking distance: در فاصله قابل پیادهروی
The store is within walking distance.
(فروشگاه در فاصله قابل پیادهروی است.)
---
🔖 مثالهای بیشتر:
1️⃣ There’s a great café a stone’s throw away from here.
یک کافهی عالی همین چند قدمی اینجاست.
2️⃣ The university campus is a stone’s throw away from the city center.
پردیس دانشگاه در فاصلهای بسیار نزدیک از مرکز شهر است.
3️⃣ We stayed in a cozy apartment a stone’s throw away from the museum.
در آپارتمانی دنج و نزدیک موزه اقامت داشتیم.
---
🎯 چالش امروز:
یک جمله بساز که در آن خانهات یا محل کارت *a stone’s throw away* از یک مکان مهم باشد.
---
➠ هر روز یک اصطلاح، یک قدم حرفهایتر در انگلیسی ✨
@Academy
📔 Hit the nail on the head
🔸 دقیقاً به هدف زدن / کاملاً درست و دقیق گفتن
---
📋 معنی
وقتی کسی دقیقاً نکتهی اصلی را بیان میکند یا تحلیل کاملاً درستی ارائه میدهد، از این اصطلاح استفاده میکنیم.
این عبارت تصویری است: همانطور که چکش باید دقیقاً به سرِ میخ بخورد، تحلیل هم باید دقیق و بیخطا باشد.
---
🤔 برای مثال ⬇️
🗣 You really hit the nail on the head with that explanation.
🔹 با آن توضیح دقیقاً به نکته اصلی اشاره کردی.
🗣 The manager hit the nail on the head about the problem.
🔹 مدیر دقیقاً مشکل را درست تشخیص داد.
---
🧠 نکته حرفهای
این اصطلاح بیشتر در بحثهای تحلیلی، جلسات کاری، کلاس درس و حتی رایتینگ رسمی کاربرد دارد.
بار معنایی آن تحسینآمیز است و نشاندهندهی دقت بالا در تحلیل است.
مقایسه:
* ❌ You are right. (ساده)
* ✅ You hit the nail on the head. (تصویری و حرفهای)
---
🔸 معنی واژگان:
1️⃣ hit: ضربه زدن
He hit the ball hard.
(او محکم به توپ ضربه زد.)
2️⃣ nail: میخ
He hammered the nail into the wall.
(او میخ را به دیوار کوبید.)
3️⃣ head: سر
She nodded her head.
(او سرش را تکان داد.)
4️⃣ accurate: دقیق
Her answer was accurate.
(پاسخ او دقیق بود.)
---
🔖 مثالهای بیشتر:
1️⃣ Her comment hit the nail on the head.
نظر او کاملاً درست و دقیق بود.
2️⃣ I think you hit the nail on the head about why sales dropped.
فکر میکنم دقیقاً دلیل افت فروش را درست گفتی.
3️⃣ The teacher hit the nail on the head when explaining the concept.
معلم هنگام توضیح مفهوم، دقیقاً نکته اصلی را بیان کرد.
---
🎯 چالش امروز:
یک جمله دربارهی مدرسه، کار یا یک بحث دوستانه بساز که در آن از *hit the nail on the head* استفاده کنی.
---
➠ هر روز یک اصطلاح، یک قدم جلوتر از دیگران 🚀
@Academy
🔸 دقیقاً به هدف زدن / کاملاً درست و دقیق گفتن
---
📋 معنی
وقتی کسی دقیقاً نکتهی اصلی را بیان میکند یا تحلیل کاملاً درستی ارائه میدهد، از این اصطلاح استفاده میکنیم.
این عبارت تصویری است: همانطور که چکش باید دقیقاً به سرِ میخ بخورد، تحلیل هم باید دقیق و بیخطا باشد.
---
🤔 برای مثال ⬇️
🗣 You really hit the nail on the head with that explanation.
🔹 با آن توضیح دقیقاً به نکته اصلی اشاره کردی.
🗣 The manager hit the nail on the head about the problem.
🔹 مدیر دقیقاً مشکل را درست تشخیص داد.
---
🧠 نکته حرفهای
این اصطلاح بیشتر در بحثهای تحلیلی، جلسات کاری، کلاس درس و حتی رایتینگ رسمی کاربرد دارد.
بار معنایی آن تحسینآمیز است و نشاندهندهی دقت بالا در تحلیل است.
مقایسه:
* ❌ You are right. (ساده)
* ✅ You hit the nail on the head. (تصویری و حرفهای)
---
🔸 معنی واژگان:
1️⃣ hit: ضربه زدن
He hit the ball hard.
(او محکم به توپ ضربه زد.)
2️⃣ nail: میخ
He hammered the nail into the wall.
(او میخ را به دیوار کوبید.)
3️⃣ head: سر
She nodded her head.
(او سرش را تکان داد.)
4️⃣ accurate: دقیق
Her answer was accurate.
(پاسخ او دقیق بود.)
---
🔖 مثالهای بیشتر:
1️⃣ Her comment hit the nail on the head.
نظر او کاملاً درست و دقیق بود.
2️⃣ I think you hit the nail on the head about why sales dropped.
فکر میکنم دقیقاً دلیل افت فروش را درست گفتی.
3️⃣ The teacher hit the nail on the head when explaining the concept.
معلم هنگام توضیح مفهوم، دقیقاً نکته اصلی را بیان کرد.
---
🎯 چالش امروز:
یک جمله دربارهی مدرسه، کار یا یک بحث دوستانه بساز که در آن از *hit the nail on the head* استفاده کنی.
---
➠ هر روز یک اصطلاح، یک قدم جلوتر از دیگران 🚀
@Academy
❤3
💥 چند عبارت کاربردی که حین مکالمه زیاد استفاده میشود:
💢Generally
به طور کلی
💢As a matter of fact
در حقیقت
💢To be honest
حقیقتش،راستشو بخواهی
💢On one hand
از یک طرف،
💢On the other hand
از طرف دیگر
💢Moreover
علاوه بر این
💢Also
همچنین
💢Not also
نه تنها
💢Basically
اساسا
💢According to
بر طبق
💢Regarding
از لحاظ…
💢Fortunately
خوشبختانه
💢Unfortunately
متاسفانه
💢In addition
علاوه بر این
💢Whereas
در حالیکه
💢Therefore
بنابراین
💢Nevertheless
با وجود اینکه
💢Despite
علیرغم
💢Meanwhile
در همین حین، همزمان
💢In parallel to
در راستای….
@Academy
💢Generally
به طور کلی
💢As a matter of fact
در حقیقت
💢To be honest
حقیقتش،راستشو بخواهی
💢On one hand
از یک طرف،
💢On the other hand
از طرف دیگر
💢Moreover
علاوه بر این
💢Also
همچنین
💢Not also
نه تنها
💢Basically
اساسا
💢According to
بر طبق
💢Regarding
از لحاظ…
💢Fortunately
خوشبختانه
💢Unfortunately
متاسفانه
💢In addition
علاوه بر این
💢Whereas
در حالیکه
💢Therefore
بنابراین
💢Nevertheless
با وجود اینکه
💢Despite
علیرغم
💢Meanwhile
در همین حین، همزمان
💢In parallel to
در راستای….
@Academy
✍2👍2❤1